تبليغاتX
مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

نوشته ها و تحقیقات عبدالحسین نجفی به قلم خود

عصاره کتابی امید بخش، برای کسانی و درد ناک گروهی دیگر!؟         15/10/1390

        تا عاری شدن منطقه خاورمیانه از لوس بیگانگان و وابستگان آنها، خواب بر هر مرد و زنی که مسلمان و غیرت دینی دارد  حرام است، واین همان روحیه انتظار واقعی ظهورحضرت مهدی(ع) است که باید بیش ازاین و صد درصد عملیاتی شود؛ انقلاب اسلامی تا هشتاد درصدآ ن را پیموده و تا نود درصد آن را قیام مردم کشور های عربی وحتی مردم مظلوم اروپا وآمریکا بر اثر ظلم  نظام سرمایه داری، معروف به( وال استریت) نوید می دهد و درحال برچیدن بساط غارتگری، قدم به جلو بر می دارد. و تاکنون چهارنفرازرهبران آدم کش و خائن کشورهای تونس، مصر، لیبی و یمن کشته، فراری و یا درحال محاکمه هسنتد و قراین هم نشان می دهد دیگر وابستگان به غارتگران به جهت نوع عملکرد کذشته و حالشان، قهراً و خواهی نخواهی، همان راهی را خواهند پیمود که آن چهار ستمگر بی لیاقت پیمودند. و این درس و قضاوت،  عملی تاریخ است که سینه اش  پراز این ما جرا ها  می باشد !؟.

         به طورروشن و مستند به آیات و راوایات، تجارب تاریخی، قراین موجود و نحوه عملکرد خود زالو صفتان زمان، نشان می دهد، هر اقدامی برای نجات و به حال اول بازگشتن خود انجام می دهند؛ برعکس یک قدم آنها را به سقوط اما تدریجی نزدیک تر می کند؛ که خداوند می فرماید«  وآنها که آیات ما را تکذیب کردند  به تدرج از جایی که نمی دانند،  گرفتار مجازاتشان  خواهیم کرد» اعراف آیه 182: و درآیه دیگر می فرماید«  ... اما ازآنجا که گمان  نمی کردند، خداوند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت انداخت به گونه ای که  خانه های خویش را با دست خود  و با دست مؤ منان خراب کردند...» حشرآیه 2:

توضیح کامل این چند سطر را درخیلی از نوشته ها و نامه هایی، به خصوص درکتاب (تاریخ سیاسی ایران وجهان) جلد ششم، دارم  و مطالبی که در مورد فلسفه قیام  مردم کشور های عربی، تحت عنوان پدیده قیام ایران درخاور میانه، موجود است:

 

عبد الحسین نجفی

                                                  همراه: 09368550280

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 5:4  توسط عبدالحسین نجفی  | 

                                       تقدیر از صدا و سیما  و نقش آن به وسیله ائمه جمعه...

                                                                             محضر مبارک  ائمه  جمعه محترم، زید عزهم  العالی           8/11/1390

                                                                                                   سلام علیکم                                                          

     باتوجه به شرایط ملتهب جهان به خصوص خاورمیانه که دنیای عاری ازظلم و غارتگری را نوید می دهد و همین روند  نابودی را  به  غارتگران نشان داده و متوجه هشان ساخته این خیزشی که دامن خودشان را هم فرا گرفته و از نوع خواسته ها و شعار های مردم  ایران در32سال پیش است. لذا همه اماکانات خود را برای توطئه متوجه ایران، و عوامل داخلی خود برای ترور دانشمندان ما تشویق می کنند. لذا امروز روز همکاری است.و حقیر به عنوان همکاری درخدمت شما هستم. این قبیل نامه ها و طرهایی را که قبلاً ارسال شده، وقت و هزینه خود را  که صرف این  نوع کارها می کنم،  به حمد الله، هم درسطح نهاد ها و هم درسطح مسؤولین کشورجواب، نه تنها امید وارکننده است، بلکه درحدی  است که خود را ملزم می دانم  به هرقیمتی باشدکوتاهی نکنم .از نظر هزینه  تنها هزینه میانگین فکس در ماه 50000  تومان است.

این قسمت از نامه ها، برای خود صدا و سیما و مسؤولین کشور، با نامه و فکس،و  برای حوزه های علمیه سراسری با فکس ارسال شده و فعلا ً هدف توجه به انتخابات و عمدتاً شرکت درحد بالی مردم است. لذا هرکس هرچه در توان دارد نباید دریغ کند. و از همه مهم تر تقدیر و  تشویق صدا و سیما، درجهت فعالیت بیشتر می باشدکه امید است؛ ائمه جمعه محترم چون مردم به عنوان نماینده ولی فقیه به کلام شما، همان گونه توجه داردندکه به فرموده رهبری، شایستگی شما برای  بیداری مردم  قابل تعریف و امید است، برای روشنگری مردم، صدا و سیما را مورد لطف خود قرارداده و عملاً تشویقشان فرمایید. ما هم هرچند اندک درخدت شما، سروران کرامی هستیم چون قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود. امید وارم هر پیشنهاد و نظری دارید دریغ نفرمایید چون کمک به کسی است که اوقات... خود را صرف این نوع فعالیت ها می کند؛ لا  اقل برای کسی مزاحم و مضر نباشد. البته ما ازشرایط و وظایف شما در رابطه با شورای  سیاست کذاری ائمه جمعه، در تهران با خبریم و  نامه و طرح هایی که برای شما ارسال می شود، برای حاج آقا تقوی مسؤول محترم هم ارسال و درخواست اعمال نظر می شود:

                                                                                                                      عبدالحسین   نجفی. همراه: 09368550280

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 4:56  توسط عبدالحسین نجفی  | 

                                                 رسالت رسانه ملی در مقابل تهاجم فرهنگی          23/2/1388                                 

        موضوع: رسالت جهانی ما و رسانه های ملی سرا سر کشور، به پرچم داری منتظر جهان، مهدی (ع) و نایب به حق او ولایت امرحفظه الله.

 شایان ذکر است تکرار این جزوه که تاریخ فوق برای رسانه ملی ارسال شده به جهت اینکه در عصر حاضر جنگ میدانی به جنک رسانه ای تبدیل شد و نیز اظهارعلاقه به عزیزان زحمت کش،جا دار درحد یک خسته نباشی و تقدیر از شما بزرگواران هرچند نا قابل از راه دور با شما همراه باشیم

در عصری که ارزش زمان به حدی رسیده که ثانیه آن  قابل اغماض نیست، مشاغل فراگیر و دیگر نباید هایی که سبب شده وضع اطلاع رسانی به سبک قدیم جوابگو نبوده و سایر محدودیت های دیگر، قهراً مردم  را به سوی رسانه ملی سوق دهد. با توجه به آن همه مشکلات و  محدویت ها در اطلاع رسانی به وسیله سایر مراکز فرهنگی و حتی حوزه های علمیه که قهراً استفاده ازرسانه های ملی را، توجیه و ملزم می نماید  این خلأ را پرکنند، علاوه بر این مزیت، رسانه ها مزیت هایی را نیز دارا هستند که بر جاذبه گرایش به آن  شدت غیر قابل و صفی بخشیده است، تا آنجا، درحالی که افراد در منزل خود آرمیده اند، مشغول کاری و حتی صرف غذا هستند، همه مسائل مبتلا به روز خود را، نه تنها  از داخل کشور، بلکه از سرا سر جهان می یابند؛ و نیزمسائل شرعی و یا هر نیاز دیگرکه احساس می شود ، بدون اینکه لازم باشد  ازجای خود  برخیزند، می گیرند، و کمتر دغدغه خاطری، درصحت داده های رسانه ای،آنها را مشغول شک و تردید نکرده و نمی کند؛ علاوه آن،چه مشکلاتی که  به راحتی حل می شود، قبل از آن که کسی بداند که جای ذکرآنها نیست، همه و همه محصول زحمات خالصانه کسانی است که گرداننده رسانه ها می باشند. و در یک کلام ، هیچ عامل اطلاع رسان دیگری، نمی تواند جایگزین آن شده و در این حد و بدون هیچ گونه مزاحمتی در اختیار همه قرارگرفته و  مورد استفاده  واقع شود. البته شما عزیزان  مسائل را از هر نظر بهتر ازما می دانید، ولی خالی از لطف نیست که ما هم اقدامی کرده باشیم.

       در خصوص ارزش این رسالت جهانی بی نظیر، گمان نمی رود کاری با ارزش تر از این روشنگری باشد، که در حدیثی آن را یکی از نعمت ها و لطف خدا می داند که شامل حال کسی شود و برای  مردم  مفید باشد، بدین طریق که آقا ضمن تشکر از رسانه، اعلام می کند از این طریق مشکلش حل شده است، گمان نمی کنم، کسی جز خدا ارزش آن را بداند، و مهم اینکه اسلام بدین  وسیله وارد منازل آحاد مردم شده و عوامل  رسانه ای با بیان صادقانه خود، هر لحظه جوابگوی خواسته های مردم هستند، دردشان را لمس و  به درمان آن می پردازند، شب و روز درحالی که مردم آرمیده اند با دعای خیر،پند و اندرز خود، به فکر سلامتی و رفع نیازهای مردم می باشند،  باران رحمت آیات و روایا ت، و دعای خیر را  از این طریق، بر سر زمین وجود مردم باریده و درخت پژمرده آنان را سر سبز و گلستان نموده و حیاتی نو می بخشند، که خداوند می فرماید  هر کس انسانی را از مرگ( روحی ) رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم  را زنده کرده است». مائده آیه 32:، و نیز حضرت رسول(ص) می فرمایند:« این که خداوند  مردی( انسانی) را به وسیله تو هدایت کند ( ارزش آن) برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر( تعداد) آنها  طلوع و غروب می کند». نهج الفصاحه ص 470: در حدیث دیگری، آمده است هیچ کار نیکی با ارزش تر از رفع مشکل و بازکردن گره از زندگی مردم نیست.

       لازم است عرض کنم، این افتخار گره گشایی مشکلات مردم، در همه ابعاد مادی و معنوی که شامل حال شما ها شده، ، حاصل خون شهیدان گلگون کفن می باشد که بهترین بستر اطلاع رسانی را به وجود آورده است ، و به خاطر این حق، دارید ادای دین می کنید، و آن پیامی را که فقط به خاطر آن جان شیرین و خون رنگین خود را دادند،آن پیام «زینب گونه »را  به گوش مردم رسانده و مشکلشان را حل می کنید، و نیز رساندن پیام  دست آورد های انقلاب اسلامی، به سرا سر جهان، ایفای نقش در دفاع مقدس و  بسیج عمومی، هدایت یافتگان و  تحولات جهانی که در مجموع حاصل آن، گرایش به اسلام و در مقابل تنفر از استعمار و فرو پاشی نظام سرمایه داری، شکسته شدن ابهت غرب، در جهان است ، این دست آورد ها و صد ها نمونه دیگر، از افتخارات صدا و سیما است که در سینه تاریخ خواهد ماند و نسل های بعدی، در باره آن  به قضاوت خواهند نشست.

       امروزه به خاطر شرایط متغیر زمان، که دیگر موعظه به سبک قدیم و محدود، کارایی آن چنانی ندارد و عصر فناوری ...، اقتضا می کند متناسب با شرایط حرکت کرد. موضوعی که امروز زنگ خطرش به صدا درآمده است، این واقعیت می باشد که به دلایلی، استعمار فرا مرزی ، سنگر به  سنگر،  به طورناخود آگاه ،کارایی خود را دارد  به طور کلی از دست می دهد و استعمار فرهنگی نو، به هر دلیلی، دارد خود به خود جایگزین آن می شود، و این نوع استعمار فرهنگی نو پا که زمانی هر کشوری را، پس از کشور دیگر، توسط کودتا و یا اشغال نظامی...، درمی نوردید، و کار خود را  با ساز و کارجدیدی، شروع کرده است، به مراتب خطر ناک تر می باشد. چون نه تنها با همانند خودش می توان به مقابله  برخواست؛ در هر خانه و کوی و برزنی نیست که راه نداشته باشد؛ از دید عوامل باز دارنده کاملاً پنهان می باشد، از کوچک و  بزرگِ هر خانواده ای را در بر می گیرد ، به دلایلی که خود این نوع استعمار فرهنگی رسانه ای دارد و دلایل دیگری که برای نسل جوان در هر کشور، و حتی شهر و روستایی، فراهم آورده و طبیعتاً فراهم هست؛ از کودک دبستانی گرفته تا دانشگاهی و  با لا تر آن، و حتی از کار افتادگان در منازل ...،  همه را فرا می گیرد که دست رسی هر عامل باز دارنده ای جز رسانه از آن کو تاه است. نزدیک ترین موجود  نوک تیز و زهر آلود این پیکان ، نسل جوان از زمان کودکی و حتی قبل از آن(جنین) است. که از یک سو  برای دشمن بهترین  و مناسب ترین راه موفقیت در برداشتن این مانع از سر راه خود می باشد، که در طول تاریخ  با صرف هزینه هایی درصدد بر داشتن این مانع بوده است، ولی حالا هم  بدون هزینه آن چنانی و هم اینکه از کوچک و  بزرگ...، همه را یک جا مورد حملات بسیار مرموزانه و گاهی به شکل علمی، مد گرایی، سرگرمی، شکل مذهبی آن ، هنری خود  قرار داده  و می دهد!؟،

 و این جاست که مقابله با آن صرفاً  از عهده رسانه ملی، سایت های اینتر نتی، سی دی، فیلم، سینما ی مذهبی سالم،  برخاسته  می باشد که  از یک سو قبل از هر چیز باید خلأ ها پر شوند، و از سوی دیگر رسوب های استعمار فرهنگی رسانه ای، با مهارتی مؤ ثر باید رسوب زدایی گردد، که باید گفت این عوامل صداو سیما و دیگرانی از این صنف، هستند که  باید کمر همت را محکم  به بندند و دولت هم  از نظر تأمین بودجه و دیگر امکانات لازم  دریغ نکرده و برای یک نبرد فرا گیر و جهانی ...، این سنگررا محکم و فعال سازد. چون اگر کوتاهی شود  و یا دیر به جنبیم، دشمن نسل جوان را که  برای ربودن آن، از کودکی شروع کرده است ، طولی نخواهد کشید که این سرمایه بسیار با اهمیت را، از نظام جمهوری اسلام می گیرد و آن گاه  اهداف بعدی را دنبال خواهد کرد که بلا مانع است!؟، بر اثر غفلت هایی نا خواسته، در همین گیر و دار ها، متأسفانه استعمار نو  به وسیله  تهاجم فرهنگیِ رسانه ای...، طیف عظیمی از نسل جوان ما را به دام مواد مخدر...، سی دی...، کشید و از رده خارج کرد؛ و این نبود مگر همان خلأ و غفلت که  تا حدودی شما آن را جبران کرده اید ، که باید کمر همت را بست و خلأ موجود را  قبل از هر دست برد شومی  پر کنید.

       خوش بختانه تاریخ 6/9/1388 شنیدیم مجلس شورای اسلامی، بودجه ای را برای مقابله با مبارزه  نرم و در واقع همان استعمار فرهنگی، معین فرموده است که از یک سو به توانیم اسلام ستیزی و مسلمان کشی تازه تأسیس را زمینگیر و از سوی دیگر که از همه مهم تر می  باشد،  افشای چهره زشت حقوق بشری ها ، ژالو صفت های عالم  را بر ملا و دروغ گویی آنان را بر جهان ثابت کنیم، تا همچنا ن بر سیر نزولی آنان سرعت ببخشد. و لذا شما کارکنان صدا و سیما رسالتی بزرگ و جهانی را در پیش رو دارید و چقدر مقدس و  با افتخار است که منجی عالم بشریت  پرچم  این مبارزه عصر استعار نو را بردوش و پیشا پیش شما در حرکت  است و همین  پشتوانه است که به تنهایی، با کل جهان کفر رو برو هستیم، و  تا کنون  به هر توطئه ای که دست زده اند برعکس به زیان خودشان و  به نفع ما تمام شده است ؛ این معجزه نیست بلکه به استعانت  پرچم داری کسی است که حق بر جبهه کفر پیروز است؛ چون جنگ های صدر اسلام و امداد های غیبی که اگر نمی بود موفقیت پیامبر(ص) بر جاهلیت اولی مشکل بود.

      و از سوی دیگربا توجه به هدف دشمنان در شرایط فعلی که برای نابودی اسلام  بسیج شده اند تا مانع را از سر راه خود بردارند و آن مانع  مردمی هستند که جوانان و هستی خود را در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دادند، این مردم برگردن ما حق دارند که نسل آنان را از هر خطر استعمار فرهنگی نو حفظ کنیم، به خصوص شما که بیست و چهار ساعت با همه وجود، با بیان دلسوزانه خود، مشکلات روحی و روانی...، اخلاقی، اجتماعی...،آنان را حل و  به آنان آرامش خاطر می بخشید. شما به دلایلی از ناله های جانبازان شیمیایی،  ناله مادران شهداء و کودکان یتیم ،  به آنهایی که رفتند و حتی کوچک  ترین عضوی از آنان بدست مادران منتظر شان نرسید، اطلاع کامل تری دارید، و به همین جهت  برای خدمت  به این مردم که همه هستی خود را داده و حاضرند بدهند، از هرچه در توان دارید، تا کنون دریغ نکرده اید، تا بی نهایت بکوشید. چون بشر برای کسب ارزش ها،روحی بلند و سیری نا پذیر دارد و لذا می خوانیم «اللهم اعطتنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا وجمیع خیر الاخره..»، که جهانی اندیشیدن را به ما می آموزد و نباید به کم قانع شده و از انسان های حد اقلی  وا مانده باشیم.

       وکلام آخر اینکه  تنها رسانه ملی است که در همه منازل با مردم و  برای مردم حرف دارد و می زند، گروهی را از فقر فرهنگی می رهاند و گروهی را  در ارزش های انسانی ارتقا می بخشد و به خواسته های آنان جهت می دهد. و آیا غیر از رسانه ملی تا  این حد می تواند مشکلات مردم را  از  نزدیک با آنان در میان گذاشته و محرم اسرار شان باشد؟ آیا ارزشی از این بالا تر می توان یافت؟!، حالا که قلمم قاصر است ؛ برای این که حق مطلب را در باره اهمیت رسانه ملی جمهوری اسلامی ادا کرده باشم به این بسنده می کنم، که زیر این آسمان کبود و در میان بیش از شش میلیارد جمعیت،  تنها این رسانه است که ندای اسلام و عدالت خواهی را، به گوش جهان می رساند که دل های سالم را متوجه اسلام و دل های بیمار را به  تکاپو  وا داشته و  مضطر هستند چه کنند.چون به تجربه یافته اند در نابودی اسلام راهی نیست و تیرها شان همه کمانه کرده و  به خودشان برگشته است !؟:

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18:51  توسط عبدالحسین نجفی  | 

                                 «به نام اوکه...»             طرح هایی، هرکدام درچند سطر           23/10/1390

امری که از یک سو روز به روز اهمیت آن روشن تر، می گردد وآن نقش بر تر رسانه ملی در فرهنگ سازی می باشد و  از سوی دیگرعلاوه بر اینکه، دیگرعناصرفرهنگ سازی به عللی همه جاراه نداشته و به  ابزار روز مجهز نشده و تا مجهز شدن فاصله زیادی دارند ؛ مجهز هم که بشوند درحد خودشان هرچه توانا  باشند به آن جایگاهی که رسانه ملی در داخل و خارج دارد؛ هرچند تلاش کنند نخواهند رسید. لذا به نظرحقیر موضعاتی که لازم است بیشترمورد توجه باشد، تحت عنوان طرح و یا ملاک، سرفصل ها، درجهت گیری ها می شود، ازآنها نام برد، مواردی را به طور فهرست می آورم.

البته همان طورکه اشاره شد، این موضوعات، هم می شود کتابی باشند هم طرح، که مواردی ازآنها را به صورت طرح وکتاب دارم و حاضرم هرکدام را لازم باشد، به صورت طرح... مورد نظر شما، درحد کلیات یا مفصل ارائه کنم.

1)آسیب ها: اولین کاری که باید صورت بگیردآسیب شناسی است و بعد اجرای طرح پیشگیری ازآسیب ها و همزمان اجرای طرح  از بین  بردن علل و عوامل و علت ا لعلل آسیب ها. چون تا هنگامی که علل و علت العلل ها باشند باز سازی فرهنگی فردی و اجتماعی امکان ندارد.

2)مبتلا به ها: همه کوشش و سرمایه گذاری، باید متوجه مبلابه های فردی و اجتماعی شود؛ چون آنچه زندگی فردی و سپس اجتماعی را دچار چالش می کند، آن چیزهایی می باشند که مردم هرآن و لحظه ای با آنها سرو کار دارند و هنگامی جامعه، طبیعی سیرخواهد کرد که درست مدیریت شود.

3) پاسخ به...: این خیلی مهم است، برنامه ها به گونه ای بیان و اجرا شوند که به طور قهری بسیاری از سؤالتی را که حتی مردم نمی دانند چه طور، ازکی، وکجا به پرسند، جواب داده شود؛ اصلا خیلی چیز ها را که  مردم نمی دانند چه چیز هایی را باید بپرسند و یا مورد سؤال است، وقتی چیزی را  شنیدند متوجه می شوند باید این را می پرسدند تا با فلان مشکل رو برو نشوند، یاد فلان ارزش را از دست ندهند.

4)عشق و انگیزه: بشر و حتی هر موجودی به عشق زنده است و تا عشق محورحرکت باشد علاوه بر لذت بردن از زندکی، کمتر کسی است که درکار خود موفق نشود هرچند آن کارسنگین و پر مخاطره باشد. صدا و سیما اگر بتواند عشق را درمیان مردم زنده و جاودان کند؛ چنین مردمی درهمه زمینه ها موفق خواهند بود، خمینی(ره) چه کرد که مردم  پروانه شمع او شدند. والدین و هر کسی آن گاه موفق است که اوضاع را این طور مدیریت کند.

5) اعتماد به نفس: می گویند انسانِ با اراده می تواند جهان را به میل خود تغیردهد و اوکسی است که می تواند آن را به جامعه علاقه مند بخود منتقل کند .امام خمینی چگونه موفق شد مردم را به خود باوری و اعتماد به نفس برساند. هرنور افکنی به همان اندازه اطراف خودرا...

6)بیان حقایق: اسلام وحقایق آن را درقالب و به گونه ای بیان کنیم که حتی برای منکرخدا و اسلام قابل درک باشد، چون عقل و وجدان به دلایل روایی و قرآنی نیاز ندارد. صدا و سیما واقعا درجایگاه بسیار باز و زمینه های مستعدی قرار دارد که همه راه برد ها را باید تجربه و به کارگیرد.

7) معرفی اسلام:به جهت محسوس بودن خواسته های دنیوی و جاذبه ای که دارد درمعرفی اسلام وقتی موفق خواهیم شدکه نقش اسلام در زندگی معلوم شود بچه تا خرمان را نخورد برای خرما، ازجای خود حرکت نمی کند. صدا و سیما با کمک مثلها وکالبد شکافی  مطاب  باید  نقش اسلام، در زندگی را معین کند که بشر دنبال همان است و لی بیراه می رود.

8) جهان اندیشی: ما تا جهانی نیندیشیم نخواهیم توانست جهانی حرکت کنیم و تا جهانی حرکت نکنیم محال است حتی درکارهای داخلی خود آن گونه که باید موفق بوده و به اهدافی بلند دست بیابیم. صدا و سیما هنگامی موفق خواهد بود که جهانی بیندیشد تا برمسائل داخلی  به راحی موفق باشد.کسی با حرکت، درمسافت کو تاه وسط وکسی هم با حرکت در مسافت بلند، در همان نیمه راه خسته می شود، با هم چه فرقی دارند و چرا؟

9) مقایسه: یک عضو رسانه آن گونه که برخواسته های خود آشنا است و آروزو دارد به خواسته خود برسد و می گردد راه آن را بیابد، باید در صدد باشد درخواسته ها و برآمدن آروزو های دیگران هرچه در تواند دارد دریغ نکند.زیاد شنیده ایم، افرادی گم کرده خود را از این طریق پیداکرده اند واقعاً چقدر با ارزش و زیباست که انسان،کمراهی را نجات داده و به سعادت برساند. و این افتخاردر انتظار افراد رسانه ای است.

10)ارزش مجری: یک جلمه مجری درعین واحد حد اقل 20000000 شنونده دارد وحد اقل دو نفر ازکمراهی نجات یافته و فرد گمشده خود را پیدا می کند ولی یک جمله مجری باید به قدری پر بار و غنی وحساب شده باشد که ارزش آن همه صرف زمان ...را برای شنیدن آن جمله  دارا باشد.

11) نمونه مجری خوب: همه خوبند ولی برخی واقعا هم گره گشا و هم دوست داشنتی  و نشاط بر انگیزند؛ مانند رادیو پیام که من محقق از شاگردی این کلاس درحال تحقیق، واقعا بهره برده و دو دفتر یاد داشت با موضعات علمی، طبی، اخلاقی... ازآن دارم و رادیو ایران با برنامه راه شب که ازجهت دیکر برای عموم واقعا آموزنده، نشاط آور،گره گشا است. افسوس که وقت ندارم در باره اهمیت آن به خصوص درعصرجنگ تن به تن رسانه ای و تکنولوژی کتابی بنگارم.

12)محصول رسانه...: عزت،حیثیت، امنیت، کارایی و سلامت جامعه درگرو تلاش های بی دریغ، و صادقانه رسانه است و اگر در این میان کاستی وجود داشت باشد؛ یا صداقت... حاکم نیست، یا طبق طرحی جامع نیست، و یا نا هماهنگی دیگر نهاد های فرهگی وجود دارد. ولی با خوب درخشیند صدا و سیما درهمه حوداث، فرض کاستی باز دارنده دور انصاف است.

13)نتیجه عملکرد ها: هرچیزخوبی چه معنوی، و...، اگرانسان عامل به آن نباشد، یا نتواند از راه درست ازآن نفع ببرد، طبق قاعده  برگشت ، سر انجام به او زیان خواهد رساند؛ مانند  نماز و روزه خوارج...، علم شریح قاضی...، نعمت حکومت اسلامی که به حساب کسانی رسید!؟ صدا و  سیما با روشی بی طرفانه و خیلی رسا، این تجربیات را به خصوص برای نسل جوان که درحال شکل گیری است، باید بیان کند.

14) ارزش کار: هرعضورسانه ملی باید توجه کند، خوب است دوران عمربا برکت و سود بخش خود چند بارمصداق قسمت دوم آیه32 سوره مائده، شودکه خدا حیات بخشیدن به یک انسان را با حیات بخشیدن به همه بشر یکی می داند!؟ حضرت رسول(ص) می فرمید« ارزش پادش کسی که انسانی را هدایت کند به قدرتعدد آنچه است که خورشید برآن بتابد و غروب کند!؟.

15) نگاه به دنیا: مجری محترم به مستمعین خود بگو. انسان با هرچشمی به دنیا نگاه کند دنیا هم باهمان چشم به او نگاه خواهد کرد؛ یعنی همان طور انسان حرکت و زندگی خواهد کرد و همان گونه از زندگی لذت  می برد یا... و همان گونه خواهد مرد و تا ابد با هما نگاه دنیایی زندگی خواهدکرد.

16) انسان حد اکثری باشیم: مجری دلسوز به مردم بگو. بکوشند با چم حد اکثری به زندکی نگاه کنند و بگویند خدایا ما تو را دوست داریم ما را  به خود، انبیاء، اولیاء(ع) نزدیک و مرتب نکویند خدایا مشکلات مارا برطرف کن؛ چون به قول قرآن... مشکلات خواهد بود و لازمه زندگی در دنیا است ولی نزدیک شدن به خدا خواستنی و بدست آوردنی است نه همین طوری.آدم های حد اکثری همیشه شاد و موفق هستند و لی آدم های حد اقلی  همیه نگران و ناموفقند  چون همه به فگر نجات از مشکلات هستند و مشکل هم تا لحظه مرگ، یکی پس از دیگرخواه آمد.

17)ارزش انسان: مجری گرامی به مردم بگو. یکی از دلایل ارزش انسان به این است گه اگر به کسی بگویند چشم خود را بدهید  بیرون بیاوریم و این هم سند کامل ملکیت کل جهان برای تو، هرگز قبول نخواهد کرد ولی چگونه شما همه وجود و هستی خود را دراختیار شیطان قرار می دهید؟!

18)صدای عملکرد ها: پیشنهاد مورد نظر و دغدغه چندین ساله حقیرمی باشد و  بیشتر نظرم این است که همه نهاد های دولتی مانند استان داران فرماندری ها...، سالی یک بار بیلان کارو نتیجه عمکلرد خود را در رسانه ای که به همین امر اختصاص داده شده، بیان کنند. محسنات و اثر بخش زیادی دارد.باید ها را درحد مطلوب ارتقاء می بخشد، بسیاری از نباید ها را درنطفه خفه و یا تبدیل به باید ها می کند. مردم از بیان این عملکرد ها کاملاً مطلع وخیلی چیزیها که ممکن است برایشان مورد سؤال باشد، قهراًجواب خود را از بیان مطالب می گیرند، جلو قا نون گریزی و قانون شکنی را تا حد زیادی خواهد گرفت. مسؤولینی بخواهند یا نخواهند فعال می شوند و برخی را که مشکل دارند اصلاح می کند،...و ...

19)صدای سلامتی: به جرأت می توان گفت، هشتاد درصد مردم بیمارو داروی شیمیایی مصرف می کنند. عامل 300000بیماران سرطانی  تغذیه ناسالم است، عامل7000000 دیابتی بی تحرکی است و...و...، و همه را با دستورات غذایی و رفتای اساندارد حتی می توان به صفر نزدیک کرد. سالی 300هزار میلیارد تومان معاملات دارویی است، ولی همه بیمارند!؟ چه اشکالی دارد برای سلامتی که زندگی بدون آن جهنم و مرگ تدریجی است،  یک رادیو و یک شبکه سیما، در بیست و چهارساعت به این امرحیاتی اختصاص داشته باشد؟،چرا؟ چون حضرت رسول(ص) می فرمایند« لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه.زندگی بدون سلامتی خیرو سعادتی در آن نیست» و نیز می فرمایند « النعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمتی که( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامتی و امنیت است. به هر صورت این بزرگترین خدمت به مردمی است که بازوی دولتند.

20)صدای ما و تجربیات: تجربه موضوعی است بدست آوردنی و به معلومات حوزوی و دانشگاهی هم وابستگی زیادی ندارد و لی بدست آوردن آن هم زمان می برد، هم لازمه آن نشیب و فراز های کار و زندگی است. از علم بر تراست، چون به سر حد باور رسیده و از حصار فرضیه ها که علم به آن مبتلا است، خارج شده و لذا علی (ع) می فرمایند« تجربه بهترین استاد است» در میان مردم کشور ما، تجربیات گره گشایی در همه زمینه ها وجود دارد و بدون استفاده باقی مانده است؛ درست مانند طلای بلا استفاده؛ که در ضرب المثل آمده« برای نهادن چه سنگ و چه زر».

       وقتی تجربیات جالب کسانی را که از رادیو ایران، به وسیله برنامه راه شب به گوش می رسد گم شده ای است دوست داشتنی،  فکر میکنم اگر یک شبکه سیما و یا یک رادیو د ، در بیست و چهار ساعت مخصوص این کار باشد، همه اصناف، ارگان ها، حتی کشاورزان صنعتگران، مخترعین، تولید کنند گان مواد غذایی، اساتید، راننده ها، و ... و...، تجربیات و خاطرات خود را در اختیار مردم به گذارند آنگاه خواهید دید همین امر به ظاهر ساده چه واکنشی درسطح جامعه ایجاد خواهد کرد و افراد بکوشند تجربه کشف کنند و آنها را یاد داشت و به کتاب تبدیل و در اختیار مرد قرار دهند و راه حل چه مشکلات خانوادگی، تربیتی در پیش روی مردم قرار خواهد داد و چه گره های کور را برای کسب علم و دانش، کسب مال و منال به مردم یاد خواهد داد که بدست آوردن آنها هم مشکل و هم گاهی غیر ممکن است. یا اصلاً طرف نمی داند چه می خواهد و لی احساس کمبود و نقص را متوجه است که گاهی او را کلافه و در بن بست قرار می دهد.

شایان ذکر است در این قسمت بحث موضوعات کوتاه، جوری دیگرحرف زده ام که  امید است هر نظر، پیشنهاد و انتقادی دارید دریغ نفرمایید:

 

عبد الحسین نجفی

     همراه: 09368550280

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18:47  توسط عبدالحسین نجفی  | 

                                     «به نام او که...»         پوشیدن چادر مشکی، و یک نواخت چرا   8/5/1390       ( تمنا، با دقت مطالعه فرمایید)

        سال هاست که این مو ضوع فکر مرا به خود مشغول کرده است؛ به خصوص وقتی دفتر ماجرای تبعات خسارت بارآن را باز و درآن سیر می کنم، به همین جهت، سال 1386، کتاب رنگ درمانی را نگاشته و درآنجا  به طور مستند و کامل توضیح داده شده است. چیزی که نتیجه این مطالعه و نهایتاً کتاب شد، این است که بدون توضیح به آنها اشاره می شود. یکی از علل مبارزه کشور هایی با حجاب اسلامی؛ یکی از علل بد حجابی و بی حجابی جنجال بر انگیز درخود ایران، یکی از علل عمده شیوع افسردگی در میان خانم ها، و در مجموع یکی از علل  غیر مستقیم مفاسد اجتماعی، در صدی از طلاق و درگیری های خانوادگی...، بر اثر پوشیدن لباس مشکی حتی در منازل می باشد که از چادر مشکی هم فرا تر رفته و رسم شده و می گویند لباس مشکی سنگین است، یعنی با ابهت و شخصیت ساز است!؟، تاکنون کسی توجیه عقلانی، شرعی و حتی عرفی برای آن نیاورده و نمی تواند توجیهی داشته باشد به خصوص توجیه شرعی که نظر صریح و متواتر علی(ع) و امام صادق(ع) در مقابل هر توجیهی خواهد بود. امید است خانم ها لا اقل در منزل لباس شاد بپوشند نه مشکی که باعث گرفتگی وضع روحی انسان می شود!؟: (درمورد اتحام تروریست به ایران. چرا به جای افشاگری علیه آمریکای تروریست منفعلانه برخورد می کنیم؟!)

       من از کسانی که مکرر از بی حجابی و بد حجابی می گویند و از علل آن و آسیب  شناسی، برای حل اساسی این معضل، غافلند می پرسم چرا درمورد لباس مشکی در جلد 2، وسائل  الشیعه باب کراهت پوشیدن لباس مشکی صفحه278 توجه نمی شود که از علی و امام صادق(ع) آمده است« لا تلبس السواد فانه لباس فرعون. لباس مشکی نپوشید که به حقیقت (زیان بار و از) لباس فرعون است»، و نیز امام صادق می فرمایند«... انا اعلم انه لباس اهل النار. من می دانم پوشیدن لباس مشکی لباس اهل   جهم  و آتش است»  (( آمریکا نان حکایت « دزد باش و مرد باش» د رجهان را خورده و می خواهد بخورد!؟))

       البته موضوع مفصل است و باید به خود کتاب رجوع شود، چون روایات متواتر و از افراد زیادی نقل شده است و ما به همین اندازه اکتفا می کنیم شاید جرقه خیری باشد برای حل اساسی معضل که تنها با حرف زدن و سخنرانی خسته کننده، در باره بد حجابی ... حل که نخواهد شد بلکه برعکس کسانی سماجت و لج بازی هم می کنند که علت همین واکنش منفی دلایل و توضیح دارد؛ و درست مانند برخورد با طوفان شدید وآب خروشان است که همه را در نور دیده و با خود می برد. لذا چند سال است فریاد بد حجابی...،گوش ها را کرکرده ولی بد حجابی کاهش پیدا نکرده، اکر کرده بود دیگر حرفی در ین حد نبود که به نیرو انتظامی... داد بیاوریم. و خلاصه همانند یک بیماری پیشرونده است که به همه اعضای بدن سرایت کرده و فرد را فلج می کند. این را اضافه کنم حجاب  سمبل هویت اسلامی است، نه چادر مشکی.

      ما فعلاً نه در مورد علت العلل و علل و عوامل گونا گون بی حجابی و بد حجابی، تأثیر رنگ مشکی از منظر انسان شناسی...، خود روایات بحت می کنیم و نه به طور مفصل در مورد راه حل و طرح جامع آن که در کتاب رنگ درمانی آمده، که امید است وقت پیدا کنم خود طرح  وکتاب را کامل و اصلاح کرده و از طریق وب سایت و وبلاگ آنها را در اختیار عموم قرار داده و در سی دی هم برای نهاد های حوزوی، کشوری ... ارسال کنم همان طورکه طرح های حوزوی، کشوری، اجتماع، و طبی را در106، موضوع و1231 صفحه برای حوزه های علمی، مسؤولان ذیربط کشور ، ائمه جمعه، دانشگاه های علوم پزشکی ارسال شده و ادامه دارد. شما فهرست این طرح ها را در وبلاک و وب سایت ما به بینید بد نیست که پیشنهادی هم داشته و بی تفاوت نباشید که امروز روز بی تفاوتی و به من چه نیست، چون رسالت ما ساختن ایران الگو و نمونه در جهان است برای ادای حق شهدا و اینکه خلیفه خداییم نه درخور و خواب که هر موجود زنده ای، هم این گونه است !؟

     منظور از این کار، این است که با پیشنهادات، و یا انتقادات...، مردم و یا نهاد های دولتی و مردمی روبرو شویم، شاید حرکتی اساسی برای حل این گونه معضلات اجتماعی (که  همانند زنجیر بهم پیوسته اند) حرکتی اساسی و زیر بنایی و با طرحی جامع و کاملاً کار شناسی شده و با هماهنگی لازم همه جانبه (که در وقتش توضیح داده خواهد شد) شروع شود، آنهم با نگاه جهانی دردراز مدت، نه امروزگفتن و فردا منتظر نتیجه نهایی بود؛ و نیز نه  تنها با قوه قهریه و تهدید...!؟، چون باید از علت العلل ها و همزمانی طرح هایی دیگر، شروع کرد. مانند طرح هایی چون آموزش همگانی، تأسیس کانون فرهنگی در هر محله و حتی دور ترین و کوچک ترین روستا،آموزش مدیریت در زندگی مشترک قبل از ازواج، طرح مشارکت مردمی درقبول مسؤولیت به مسؤلیت محوری سران قوم...، طرح امتیاز بندی همه مسائل و تشویق کسانی که مثلاً از نظر سلامت اخلاقی،رفتاری، اعتیاد، ترک سیگار، قضایی و ...، که وضع خوب    و یا بهتری دارند، و طرح گروه بندی کردن مفسدان عمدی و مشکل دار، و یا بر اثر نا آگاهی...که دست به نباید هایی می زنند.

        و سرآمد همه، طرح خود تعویض چادر مشکی به رنگ های متنوع ، چون انسان تنوع طلب است و شنیدم، بسیاری که از پوشیده چادر مشکی ابا و حتی تنفر دارند؛ به جهت یک نواختی این پوشش است!؟، ما اصلاً داریم خلاف سیر طبیعت متنوع حرکت می کنیم ؛ مگر نمی بینیم حتی خود انسان ها هم منتوع خلق شده اند؟!، چرا ما از فلسفه تنوع در نظام خلقت و مقوله روحیه تنوع طلبی در انسان بی خبریم و می خواهیم با جبر و تهدید همه را به یک نواختی پوشی وا داریم؟!، که حتی(البته خود یک نواختی) در مدارس ابتدایی هم درست نیست،و تنها یک نشانه یک نواخت روی لباس معمولی دانش آموزان کافی است،که این همه مشکل اقتصادی...، راهم به خصوص برای خانواده های بی بضاعت فراهم نکنیم. تنها راه حل معضل. اول آسیب شنا سی و نظرخواهی عمومی و سپس اجرای طرح تنوع رنگ در چادر خانم ها.البته اجرای آن مثل آب خوردن نیست، بلکه کاردارد و باید با جدیت در دراز مدت وارد شد. چون کاریست سنت شکنی تصور نا درست در یک نواختی؛ و با حرف درست نمی شود. طرح آن را در خدمت هستم. منتظر پیشنهادات و انتقادات شما. و السلام:

                       جواب به اشکال ما به  پوشیدن لباس مشکی                  21/10/1390

برخی خواسته اند جوابی به اشکال ما در مورد به پوشیدن لباس و چادر مشکی را بدهند و دلایلی هم آورده  که از  یک   نظر درست  است و ما هم  بدون اطلاع و توجه به آن حرفی نزده و  نمی زنیم ولی.

1)اگر بادقت، خود مطالب مورد توجه قرارگیرد  کمتر کسی است که نفهمد منظور ما چیست  و به هر حال قانع شده  و اقدام  نمی کند.

2)یک طرف سکه را نگاه کردن باعث می شود انسان روی یک دلیل که درست هم هست پا فشاری کرده و همان ملاک قراردهد.

3)برای درک هر موضوعی به خصوص موضوعاتی که با روایات و آیات سر و کار دارد و وارد بحث انسان شنا سی جامع شنا سی می شود . درک موضوع و رسیدن به جایی که این است و  نه چیز دیگری، کار  هر کس نیست .

4)اگر به خود ما تلفن شود با چند کلمه مطلب حل می شود؛ کما این چند روزی پیش در همین بار ه از تبریز یک  نمونه داشتیم که  به  یک دقیق هم طول نکشید که آقا قانع شد. و در یک کلام. منظور تبعات خسارت بار مو ضوع است که اصرار همگانی بر پوشیدن لباس  و  به خصوص چادر مشکی است، نه پوشیدن لباس مشکی در محرم و  مانند آن و ما برای کنار گذاشتن  چادر مشکی و  تبدیل آن  به احسن  و بهتر طرح داریم . هر کس  از دولت و یا حوزه علمیه خواست برای اجرای آن اقدام کند در خدمت هستیم و طرح آن آمده است:

عبدالحسین نجفی

              همراه: 09368550280

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 6:4  توسط عبدالحسین نجفی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 6:3  توسط عبدالحسین نجفی  | 

«به نام او که...»         پوشیدن چادر مشکی، و یک نواخت چرا؟    8/5/1390       ( تمنا، با دقت مطالعه فرمایید)

        سال هاست که این مو ضوع فکر مرا به خود مشغول کرده است؛ به خصوص وقتی دفتر ماجرای تبعات خسارت بارآن را باز و درآن سیر می کنم، به همین جهت، سال 1386، کتاب رنگ درمانی را نگاشته و درآنجا  به طور مستند و کامل توضیح داده شده است. چیزی که نتیجه این مطالعه و نهایتاً کتاب شد، این است که بدون توضیح به آنها اشاره می شود. یکی از علل مبارزه کشور هایی با حجاب اسلامی؛ یکی از علل بد حجابی و بی حجابی جنجال بر انگیز درخود ایران، یکی از علل عمده شیوع افسردگی در میان خانم ها، و در مجموع یکی از علل  غیر مستقیم مفاسد اجتماعی، در صدی از طلاق و درگیری های خانوادگی...، بر اثر پوشیدن لباس مشکی حتی در منازل می باشد که از چادر مشکی هم فرا تر رفته و رسم شده و می گویند لباس مشکی سنگین است، یعنی با ابهت و شخصیت ساز است!؟، تاکنون کسی توجیه عقلانی، شرعی و حتی عرفی برای آن نیاورده و نمی تواند توجیهی داشته باشد به خصوص توجیه شرعی که نظر صریح و متواتر علی(ع) و امام صادق(ع) در مقابل هر توجیهی خواهد بود. امید است خانم ها لا اقل در منزل لباس شاد بپوشند نه مشکی که باعث گرفتگی وضع روحی انسان می شود!؟: (درمورد اتحام تروریست به ایران. چرا به جای افشاگری علیه آمریکای تروریست منفعلانه برخورد می کنیم؟!)

       من از کسانی که مکرر از بی حجابی و بد حجابی می گویند و از علل آن و آسیب  شناسی، برای حل اساسی این معضل، غافلند می پرسم چرا درمورد لباس مشکی در جلد 2، وسائل  الشیعه باب کراهت پوشیدن لباس مشکی صفحه278 توجه نمی شود که از علی و امام صادق(ع) آمده است« لا تلبس السواد فانه لباس فرعون. لباس مشکی نپوشید که به حقیقت (زیان بار و از) لباس فرعون است»، و نیز امام صادق می فرمایند«... انا اعلم انه لباس اهل النار. من می دانم پوشیدن لباس مشکی لباس اهل   جهم  و آتش است»  (( آمریکا نان حکایت « دزد باش و مرد باش» د رجهان را خورده و می خواهد بخورد!؟))

       البته موضوع مفصل است و باید به خود کتاب رجوع شود، چون روایات متواتر و از افراد زیادی نقل شده است و ما به همین اندازه اکتفا می کنیم شاید جرقه خیری باشد برای حل اساسی معضل که تنها با حرف زدن و سخنرانی خسته کننده، در باره بد حجابی ... حل که نخواهد شد بلکه برعکس کسانی سماجت و لج بازی هم می کنند که علت همین واکنش منفی دلایل و توضیح دارد؛ و درست مانند برخورد با طوفان شدید وآب خروشان است که همه را در نور دیده و با خود می برد. لذا چند سال است فریاد بد حجابی...،گوش ها را کرکرده ولی بد حجابی کاهش پیدا نکرده، اکر کرده بود دیگر حرفی در ین حد نبود که به نیرو انتظامی... داد بیاوریم. و خلاصه همانند یک بیماری پیشرونده است که به همه اعضای بدن سرایت کرده و فرد را فلج می کند. این را اضافه کنم حجاب  سمبل هویت اسلامی است، نه چادر مشکی.

      ما فعلاً نه در مورد علت العلل و علل و عوامل گونا گون بی حجابی و بد حجابی، تأثیر رنگ مشکی از منظر انسان شناسی...، خود روایات بحت می کنیم و نه به طور مفصل در مورد راه حل و طرح جامع آن که در کتاب رنگ درمانی آمده، که امید است وقت پیدا کنم خود طرح  وکتاب را کامل و اصلاح کرده و از طریق وب سایت و وبلاگ آنها را در اختیار عموم قرار داده و در سی دی هم برای نهاد های حوزوی، کشوری ... ارسال کنم همان طورکه طرح های حوزوی، کشوری، اجتماع، و طبی را در106، موضوع و1231 صفحه برای حوزه های علمی، مسؤولان ذیربط کشور ، ائمه جمعه، دانشگاه های علوم پزشکی ارسال شده و ادامه دارد. شما فهرست این طرح ها را در وبلاک و وب سایت ما به بینید بد نیست که پیشنهادی هم داشته و بی تفاوت نباشید که امروز روز بی تفاوتی و به من چه نیست، چون رسالت ما ساختن ایران الگو و نمونه در جهان است برای ادای حق شهدا و اینکه خلیفه خداییم نه درخور و خواب که هر موجود زنده ای، هم این گونه است !؟

     منظور از این کار، این است که با پیشنهادات، و یا انتقادات...، مردم و یا نهاد های دولتی و مردمی روبرو شویم، شاید حرکتی اساسی برای حل این گونه معضلات اجتماعی (که  همانند زنجیر بهم پیوسته اند) حرکتی اساسی و زیر بنایی و با طرحی جامع و کاملاً کار شناسی شده و با هماهنگی لازم همه جانبه (که در وقتش توضیح داده خواهد شد) شروع شود، آنهم با نگاه جهانی دردراز مدت، نه امروزگفتن و فردا منتظر نتیجه نهایی بود؛ و نیز نه  تنها با قوه قهریه و تهدید...!؟، چون باید از علت العلل ها و همزمانی طرح هایی دیگر، شروع کرد. مانند طرح هایی چون آموزش همگانی، تأسیس کانون فرهنگی در هر محله و حتی دور ترین و کوچک ترین روستا،آموزش مدیریت در زندگی مشترک قبل از ازواج، طرح مشارکت مردمی درقبول مسؤولیت به مسؤلیت محوری سران قوم...، طرح امتیاز بندی همه مسائل و تشویق کسانی که مثلاً از نظر سلامت اخلاقی،رفتاری، اعتیاد، ترک سیگار، قضایی و ...، که وضع خوب    و یا بهتری دارند، و طرح گروه بندی کردن مفسدان عمدی و مشکل دار، و یا بر اثر نا آگاهی...که دست به نباید هایی می زنند.

        و سرآمد همه، طرح خود تعویض چادر مشکی به رنگ های متنوع ، چون انسان تنوع طلب است و شنیدم، بسیاری که از پوشیده چادر مشکی ابا و حتی تنفر دارند؛ به جهت یک نواختی این پوشش است!؟، ما اصلاً داریم خلاف سیر طبیعت متنوع حرکت می کنیم ؛ مگر نمی بینیم حتی خود انسان ها هم منتوع خلق شده اند؟!، چرا ما از فلسفه تنوع در نظام خلقت و مقوله روحیه تنوع طلبی در انسان بی خبریم و می خواهیم با جبر و تهدید همه را به یک نواختی پوشی وا داریم؟!، که حتی(البته خود یک نواختی) در مدارس ابتدایی هم درست نیست،و تنها یک نشانه یک نواخت روی لباس معمولی دانش آموزان کافی است،که این همه مشکل اقتصادی...، راهم به خصوص برای خانواده های بی بضاعت فراهم نکنیم. تنها راه حل معضل. اول آسیب شنا سی و نظرخواهی عمومی و سپس اجرای طرح تنوع رنگ در چادر خانم ها.البته اجرای آن مثل آب خوردن نیست، بلکه کاردارد و باید با جدیت در دراز مدت وارد شد. چون کاریست سنت شکنی تصور نا درست در یک نواختی؛ و با حرف درست نمی شود. طرح آن را در خدمت هستم. منتظر پیشنهادات و انتقادات شما. و السلام:

عبدالحسین نجفی

همراه: 09368550280

                       جواب به اشکال ما به  پوشیدن لباس مشکی                  21/10/1390

برخی خواسته اند جوابی به اشکال ما در مورد به پوشیدن لباس و چادر مشکی را بدهند و دلایلی هم آورده  که از  یک   نظر درست  است و ما هم  بدون اطلاع و توجه به آن حرفی نزده و  نمی زنیم ولی.

1)اگر بادقت، خود مطالب مورد توجه قرارگیرد  کمتر کسی است که نفهمد منظور ما چیست  و به هر حال قانع شده  و اقدام  نمی کند.

2)یک طرف سکه را نگاه کردن باعث می شود انسان روی یک دلیل که درست هم هست پا فشاری کرده و همان ملاک قراردهد.

3)برای درک هر موضوعی به خصوص موضوعاتی که با روایات و آیات سر و کار دارد و وارد بحث انسان شنا سی جامع شنا سی می شود . درک موضوع و رسیدن به جایی که این است و  نه چیز دیگری، کار  هر کس نیست .

4)اگر به خود ما تلفن شود با چند کلمه مطلب حل می شود؛ کما این چند روزی پیش در همین بار ه از تبریز یک  نمونه داشتیم که  به  یک دقیق هم طول نکشید که آقا قانع شد. و در یک کلام. منظور تبعات خسارت بار مو ضوع است که اصرار همگانی بر پوشیدن لباس  و  به خصوص چادر مشکی است، نه پوشیدن لباس مشکی در محرم و  مانند آن و ما برای کنار گذاشتن  چادر مشکی و  تبدیل آن  به احسن  و بهتر طرح داریم . هر کس  از دولت و یا حوزه علمیه خواست برای اجرای آن اقدام کند در خدمت هستیم و طرح آن آمده است:

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 5:26  توسط عبدالحسین نجفی  | 

              خدمت مدیرکل محترم ادارات آموزش و پرورش استان ها ی کشور ( زید عز هم )       11/10/1390

                                                                                      سلام علعلیکم                                                                                                           

     موضوع:  نامه ارسالی امتیازات  بر تر احیا گران دانش که پس از ذکر چند نکته؛ در پایان به دو طرح پیشنهادی هم اشاره می شود.

      1) نامه در مورد امتیازات بر تر معلمان عمدتاً به جهت علاقه حقیر به فرهنگیان  و در ضمن خسته نباشید به کسانی است که در سنگر تولید دانش برای خود کفایی کشور از خود مایه گذاشته و از هر کوشش صادقانه ای دریغ ندارند. باور دارم  بیشتر از این می دانند که مورد   بحت قرارداده ام و درپی ارتقای  حقایقی می باشند که در شئن  معلمی است که در فضای جمهوری اسلامی نفس می کشد.که  امید است  حتی موضوعات  را  نقادی نموده و ما را به تلاش بیشتر در کمال بر تر و نشر این قبیل مسائل تشویق و یاری نمایند.

      2طرح هایی را برای آموزش و  پرورش دارم که تاریخ 31/2/1384، درآموزش و پروش قم به مدت ربع ساعت به کلیات آن پر داختم  و نیم ساعت هم به سؤالات کار شناسان آنجا پاسخ دادم و تاریخ 15/5/1384، طرح 38 صفحه ای را برای دکتراحدی نژاد رئیس جمهور محترم ارسال کردم که در مورد مشکلات آموزش و پروش ازجمله کتاب های درسی؛ بحث کرده ام. و1383 که در فریدن اصفهان به جهت  مشکلی درآنجا دیده شد، برای اقدام چند نشست با مسؤول قسمت مربوطه داشتم و مطالبی را هم در مورد باید ها و نباید ها، به آنجا ارائه دادم.  البته این مطالب را بدان جهت عنوان کردم که علاقه و آگاهی حقیر نسبت  به فرهنگیان و آموزش و پروش تا حدودی معلوم باشد.

     3) چون از نظر زمان و دیگر امکانات لازم، امکان  پوشش دادن به همه شهرها و معلمان کشور برای ما مقدور نیست، لذا تمنا می شود؛ به هر نحوی که می شود، امتیازات معلمان و اساتید را به سمع و  نظر آنها برسد. البته در وبلاگ ما هم موجود است که اظهار علاقه حقیر به دست  معلمان عزیز و با ارزشی برسد که در سنگر تولید علم و دانشی فعالیت می کنند که بیشتر از بمب اتم کار برد دارد و همین  موجودیت در همه زمینه های تکنولوژی...، ایران  بود که ما را در خنثی کردن بمب های اتم آمریکا موفق نمود.و الا آمریکای به تنگ آمده، حرف  نداشت  تجربه هیرو شیما و ناکا زاکی ژاپن را تکرارکند؛ چون به همین جهت عراق را اشغال کرده بود؛ ولی برای همیشه این آرزوی نفس کشیدن در خاک ایران و  بعد درخاورمیانه را به گور خواهد برد. البته قدری زمان می برد.و اضافه کنم، اشغال عراق، در نتیجه به زیان خود آمریکا و  در مجموع به سود رابطه عراق و ایران تمام شد که آن را درجلد ششم (تاریخ سیاسی ایران و جهان) توضیح داده ام.

کلیات دو طرح پیشنهادی

      1)کلاس داری: سال 1371که در سقز کردستان برای درجه داران نیروی انتظامی کلاس های دوره ای داشتم، از کلاس روز قبل  به قید  قرعه سه سؤال  پرسیده و  برندکان را تشویق می کردم.  هیئت بازرس  که از تهران  به کردستان آمده بود، کلا س های ما را  موفق ترین کلاس دیده بود. این روش  سبب می شود، دانش آموز هم خوب گوش بدهد؛ هم مطالب را در ذهن  خود مرور کند و به فکر باشد که ممکن است  فردا مورد سؤال واقع شده و از تشویق دوست داشتنی و تغذیه روحی و روانی محرم شود.ما از60  نفر در کلاس، روزی  سه برگ  بر می داشتیم ؛ به نام هر کس بود؛ باید جواب  بدهد. البته این طرح  در حد دو صفحه به توضیح نیاز دارد.

     2) سرکشی: مسؤولان به زیر مجموعه خود؛ واقعاً کارسازاست، و یک مدیررا درکارهای خود بی نهایت موفق می دارد و  به همان اندازه   از افت نمرات،و تعداد  تجدیدی ها... جلو گیری خواهد کرد. این طرح را سال های جنگ به فرماند هان ارتش پیشنهاد کردم که  به واحد ها سرکشی بکنند؛ همان کاری که ائمه(ع) در میان مردم داشتند و  برخورد عاطفی و حرف های مهر انگیزه آنها  بردلها می نشست و  لذا حضور آنها در میان مردم، باعث حسد کسانی شد که آنها را شهید کنند. لذا حرف ما را زمانی با علاقه گوش می دهند که ما را  دوست داشته و حضور ما  برای آنان لذت  بخش و مشکل گشا باشد. سفرهای استانی رئیس جمهور محترم آقای دکتر احمدی نژاد را  نگاه کنیم چه آثاری حیاتی در پی داشته و خواهد داشت.

      شایان ذکر نامه نگاری و ارسال طرح حقیر، از سال 1383 ، به اوج خود رسید، برای حوزه های علمیه، دانشگاه های علوم  پزشکی، صدا و سیما،راهنمایی و رانندگی، سازمان ملی گاز، ائمه جمعه،و آموزش و پروش را هم تازه شروع کرده ام،و این بخشی ازکارهای پژوهشی و   نگارشی ما درهمه زمینه ها است که فهرست آثار در و ب سایت آمده است. برای سپاه پاسداران و ارتش زمان جنگ، ارسال داشتم ولی فعلاً  از نظر نفر و امکانات پستی معذورم؛که امید دارم  به توانم در همین حد و با همین شکل درمقابل تلفن های قدری دانی از هر کوششی  دریغ  نکرده و دین خود را در مقابل خون سرخ شهدای ادا کنم. حقیر از راه دور دست کسانی را که دلسوزانه برای خدمت  به مردم کمر همت را محکم بسته اند می بوسم و  برآن  افتخار می کنم که موجب سر بلندی کشور منجی عالم(ع) می شود.

 

«به نام او که...»                       امتیازات بر تر احیا گران دانش و دانش پژوه                           1390                

         بنام او که امثال شما معلمان زمینه ساز تولید دانش را مورد لطف خویش قرار داد، تا عامل استخراج آب زلالی باشید که به وسیله دانش آموختگان در فضای وجود شما، سر زمین خشکیده ایران زمان گذشته( شاه عامل بیگانه) را چنان سیراب و سر سبز نمودند که علاوه بر نجات از وابستگی و کرنش در برابر کارشناسان بیگانه، بخود کفایی چشمگیرو افتخارآفرینی دست یافته و بر افق های جدید دانش و تمدن اسلام هر لحظه در فضای آسمان آبی جهان قدمی جهشی به جلو بر می دارد و جهان تاریک را همانند اجداد سلف خود که 700سال به وسیله تمدن خیره کننده اسلام در ارو پا، به کالبد بی روح آن زمان حیات بخشیدند اکنون با  الهام از فرامین روح بخش اسلام و دانش جعفری(ع) به تمدن بیمار و دانش آلوده جهان، مهر بطلان زده و دانش و تمدنی را عملاً به عنوان الگوی موفق در جهان معرفی می کند که هرچه پیش می رود، زشتی و نا سازگار بودن تمدن و دانش آلوده  بیگانه را بیشتر به جهان معرفی می کند که نمونه آن بمباران هیرو شیما و ناکا زاکی در ژاپن،ویتنام، و ... است. مسؤولین، کارکنان ادارات آموزش و پروش، مدیران و معلمان محترم، سلام گرم این حقیر را از شهر مقدس قم در جوار بارگاه اخت الرضا (ع) حضرت معصومه (ع) پذیرا باشید و بدانید که در میان شش میلیارد و اندی جمعیت جهان، تنها گروهی از مسلمانان هستند که امام زمان (ع) در پیشاپیش آنان پرچم اسلام را بر افراشته دارند و حفاظ دانش و تمدنی است که گرداننده چرخ  تولید و ارتقاء آن  بدست  امثال شماست،و مایه فخر و مباهات است که پیامبر اکرم(ص) علت قایی جهان هستی می فرماید« امید من به ایران است».

         علاقه حقیر به امثال شما ها، ازآنجا شروع می شود که هر جا تبلیغ می رفتم، اولین برنامه خود را با روش ابتکاری در مدارس شروع می کردم.آنچه این علاقه را دو چندان و پایدار نموده است؛ امرمهم تربیتی دردوران شکل گیری انسان است که ازکودکی شروع و در نوجوانی خاتمه می یابد ولی اثرات آن(خوب یا بد) تا لحظه مرگ و ابد ادامه خواهد ماند. در همین مدت اگرخلاء و ظرف وجود انسان از موادی مناسب وآراسته پر شود و براساس نقشه ترسیم شده شکل گیرد؛دیگر شدید ترین تهاجم فرهنگی، وسوسه شیطان و شیطان صفت ها هرگز درآن اثر نخواهد کرد که نمونه آن معنی آیه 40، از سوره حجر، وآیه 11سوره تحریم، می باشد .

       در همین را بطه این واقعیت، ارزش کار شما را نشان می دهد که خداوند عالم می فرماید « هرکس انسانی را حیات بخشد مثل آنست که همه مردم را حیات بخشیده باشد» مائده ، آیه 32: این شماها هستید که برای حیات بخشیدن به نسل جدید کمر همت را محکم بسته اید و از دبستان شروع و به دانشگاه خاتمه داده و تولیدات فکری خود را به بازار نیازهای اقتصادی، بهداشتی ...و فرهنگی عرضه می کنید.که حد اقل، در دوران عمر فرهنگی شما ده ها انسان دانش می آموزند و آنها هرچه را از شما به امانت گرفته اند؛ این اثر و جودی شما را به رسم امانت  به نسلهای بعدی منتقل می کنند.در حدیث است؛ پاداشی که به آنها داده خواهد شد، عین آن به منشأ خیر، نیز داده خواهد شد.

امتیازات شگرف و  بر تر معلم

         امتیازات بر ترمعلم و دانشورکه به طور فهرست و ازآنها عبورخواهیم کرد به دین قرار می باشد: معلم بر ترمصداق این آیه است که خداوند می فرماید« ای کسانی که ایمان آورده اید، دعوت خدا و  پیامر را اجابت کنید که شما را به سوی چیزی می خواند که شما را حیات  می بخشد» انفال آیه 24: لذا امام خمینی(ره) می فرمایند« معلمی شغل انبیا می باشد».درواقع معلم همانند انبیاء احیای گرروح مرده انسان ها می باشند.معلم امروزی در فضایی، رسالت خود را ادامه می دهد که بوی عطر خوش مسیحا نفسی درآن به مشام می رسد که همه انتظار ظهور مبارک او را دارند و در عصری انجام وظیفه می کنید که خداوند به این عصر در سوره (والعصر) سوگند یاد فرموده است؛آنهم با امتیازی بر تری که گفته می شود، امت عصر ظهور مهدی(ع) مقام پیامبری دارند، کسی که حتی انبیاء و اولیاء(ع) انتظار حضور در خدمت او را دارند و ما در میان میلیارد ها انسان افتخار زندگی زیر سایه با کرامت کسی را داریم که لقب منجی عالم بشریت بر رخسار او نمایان است و نه تنها مسلمانان بلکه  جهان انتظار ظهور خورشید تابان و نورانی او را درد.

        معلم و دانشمند مصداق آیا تی می  باشند که به آنها  اشاره می کنم. درآیه 7 سوره آل عمران خدا درک  مفاهیم و تعقل در اسرار قرآن را خاص آنهایی می داند که درآیه 162، از سوره نساء، خداوند گرویدن به آنچه بر پیامبر نازل شده را از خصوصیات جویندگان در علم می داند که در مجموع تجلی ایمان، اخلاق و توان  علمی دانشوران را می رساند و درآیه 43، از سوره عنکبوت درک مثل های قرآن را خاص دانایان می داند که به دانش عمومی هم توجه خاصی دارند  درمورد مقام و قداست دانشمند همین بس که خداوند در اول سوره (ن والقلم) به قلم سوگند یاد کرده و در حدیث دیگر مرکب قلم او را ازخون شهدا بر ترمی داندو اینکه در مورد اهمیت دانش که با روح

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 6:49  توسط عبدالحسین نجفی  | 

معلم و دانشمند عجین می باشد، واژه علم 796، باردر قرآن آمده است. فرا تر از اینها دانشمند گرداننده چرخه تولید دانش می باشد که اگرکشوری از نظر تولید علم، دررتبه بالا و بر تری قراردارد، این کشور از نظرخود کفایی صادرات، تکنولوِ ژی و تمدن سرآمد خواهد بود، و افتخارآن به کسانی بر می گردد که در سنگر علم و دانش صادقانه و خود جوش فعالیت می کنند و در پرتو رسالت با برکت و انبیاء گونه خویش دهها متخصص کارآمد از خود به یادگار باقی می گذارند؛ که تا قرنها عوامل تولید دانش و وسیله حیاتی دانشجو و خود کفایی کشور خواهند بود. آنچه از انسان باقی می ماند نام نیک و اثر پرتو افکن دانش و تجلی دانش پژو؛ چون بوعلی سینا ها می باشد.

          در واقع همه آیاتی که بدون توضیح آز آنها گذشتیم، از امتیازات معلم و اساتید دانشگاه ها می باشند که درطول 32سال عمر با برکت نظام جمهوری اسلامی کم نداشتیم و درحال حاضر داریم که در چرخه انرژی اتمی، سلول های بنیادی، شبیه سازی، ساخت  ماهواره،صنایع پیش رفته نظامی،نوآوری و اختراعات کم نظیر درخشیده و می درخشند؛ در حدی که دشمن را عصبانی و تعدادی از آنها را  غافل گیرانه از ما گرفتند؛ اینها نشانه ارزش معلم و اساتید دانشگاه می باشد، در روایت دیگری از پیامبر(ص) است« هر کس انسانی را هدایت کند ارزش آن به تعداد آنچه است که خورشید برآن طلوع و غروب می کند». نهج الفصاحه ص470: خبرخوشحالی؛14/9/1390، متخصصین سپاه پاسداران هوا پیمای فوق مدرن جاسوسی راه دار گریز و بدون سرنشین آمریکا را که به خاک ایران تجاوز کرده بود، پس از خنثی کردن سیستم فنی آن؛ به زمین پایین کشیدند. که باز تاب عجیبی در جهان و سر درگمی شدیدی در میان سران آمریکا  ایجاد کرده است. درحالی که آنها از صد سال پیش شروع کرده اند، تا به اینجا رسیده اند ولی ایران دردهه سوم حکومت شروع کرده و این نوع هوا پیمای راه دار گریز را ساخته و براین فناوری کاملاً مسلط است که توانست این هوا پیما را به راحتی فرود آورد!؟؛ و این است تجلی گاه معلم  و دانش پژو، و هزاران آفرین براین درخشیدن، تجلی و شکوفا شدن در عرصه جوان مردی در سر زمین اسلام پر افتخار مهدی موعود (ع)،و...

         درمورد اینکه وقتی معلم و استاد دانشگاه،دانش خود را به سرزمین وجود دیگری منتقل و سرزمین خشکیده او را سر سبزو خرم می نمایند ، حضرت رسول (ص) می فرماید« هر کس به علم خود عمل کند خداوند او را تعلیم می کند به علم آنچه نمی داند» یعنی خدا کلید علومی را به او می دهد که در هیچ دانشگاه و حوزه علمیه ای  به دست نخواهد آمد.و در مورد معلمی که برای خدا انجام وظیفه می کند، حضرت می فرماید« خوشا به حال  پاک سیرتان که آنان چراغ  هدایتند  و  به پرتو آنان هر فتنه و  فسادی از بین رفته(و خوبی ها جایگزین)و متجلی خواهد شد». نهج الفصاحه ص403:از یک سو، گاهی یک دانشمند و متخصص یک کشور را از ظلمت ستمگری نجات بخشیده و آن را به گلستان تبدیل می کند که همین فرد روزی شاگرد استادی بوده است که در قرنهای گذشته در سنگر تولید دانش فعالیت می کرده و دانش خود را به این شکل باقی گذاشته که هیچ آسیبی هم برآن وارد نشده است.چون علم و دانش از مادیات نیست که گذشت زمان و یا حوادث درآن اثری داشته باشد؛ و هیچ کسی توان نابودی آن را نخواهد داشت.و از سوی دیگر، معلم و اساتید دانشگاه ها، هستند که انسان هایی را از ظلمت بی سوادی نجات داده و چراغ دانش را در وجود آنان روشن و نورانی می کنند؛ مانند متخصصین انرژی اتمی...، در عصر  نظام جمهوری اسلامی که  اسلام را در مقابل دشمنان، سر بلند و مفتخر نمودنند؛ و دانشمندان فعال ایران در دیگر کشور ها نمونه دیگر آن است.

         جهش علمی دانشوران ایران به خصوص در دهه اخیر انقلاب اسلامی در همه زمینه ها واقعاً دوست و دشمن را متحیر ساخت؛  دوستان را شاد و دشمنان را نگران کرد؛ که از دست یابی  بر ذخایر ایران به عنوان کارشناس مثلا انرژی اتمی نا امید و مأ یوس شدند و لذا باید معلمان و دانشگاهیان به خود به بالند که علاوه برکوتاه کردن دست دشمنان، تولیدات دانش خود را به جهان عرضه و صادر می گنند؛ همان گونه که مسلمانان درحکومت700 ساله خود همه علوم را برای اروپائیان بی سواد به ارمغان بردند که اعتراف دانشمندان خودشان در اول کتاب تاریخ فتوحات اسلام در اروپا(نوشته شکیب ارسلان، ترجمه محقق مرحوم علی دوانی) آمده است.

          این را اضافه کنم مشکل ما ،خود شناسی است؛ اگر معلمان و اساتید دانشگاه ها دقت کنند در چه جایگاهی از منزلت قرار دارند ؛ قدری پشت صحنه را نگاه کنند چه خبر است، به چه دلیل خدا حیات بخشیدن به یک نفر را با حیات بخشیدن به همه بشر یکی می داند و یک نفرچه ارزشی دارد که حیات بخشیدن به او این همه ارزش را دارد؟! که خود معلم و اساتید دانشگاه، علاوه بر اینکه خود حیات یافته اند و بارزش هستند، متوجه می شوند، به دیگران که حیات می بخشند چه ارزشی دارد، آنگاه این دید گاه و طرز  تفکر بر وجود معلم حاکم شده و نگاه او را عوض کند، خواهیم دید زندگی چه بو و رنگی  پیدا خواهد کرد.که صفا و آرامشی بر وجود انسان حاکم می شود و آنچه در اطراف  مشاهده می کند، چقدر دوست داشتنی هستند و با زبان دلنشینی سخن می کویند، اینجاست که به هرچه نگاه کند جز خدا چیزی نبیند که به قول علی(ع) « من خدای نا دیده را عبادت نمیکنم». البته تا انسان پشت صحنه را نبیند با تعریف نمی تواند بداند چه خبر است!؟ باید رفت و دید تا وضع کاملاً عوض شود؛ سخت هم نیست چون انسان با اراده می تواند جهان را به میل خود تغییر دهد؛ چون امام خمینی(ره)، مطهری ها،و...

                                                                             معلم بر تر تجلی گاه ارزش های ا نسانی

         در مورد ظهور، تجلی معنویات و عرفان، داریم، اگرانسان موقعیت خود را آن گونه که نزد خداست به بیند و یا  بداند در دم جان خواهد داد؛ همان گونه که وقتی علی(ع) صفات متقی را بیان فرمود همام  فوراً جان به جان ستان داد؛ یعنی روح، دیگر در قالب خاکی نمی کنجد و همانند پرنده، قفس جسم خاکی را دریده و راه فرار را در پیش خواهد گرفت!؟.

       به جهت مطلب فوق و اینکه قبلاً سخن از خود شناسی در میان بود باید توجه داشت، خود شناسی اگر بر اثرآفتی متوقف نشود و همچنا به راه خود ادامه دهد؛ سر از فضایی دوست داشتنی درخواهد آورد که در باره تجلی معنویت و عرفان به آن اشاره شد. لذا می طلبد پیرامون آن آیات و روایاتی هرچند فشرده، مورد بررسی قرارگیرد که به برخی روایات و آیات به مقداری که می شود ، بررسی صورت می گیرد.آیاتی که به زمینه و بستر های بالقوه دانش درانسان حکایت دارند توجه شود.آیه8، از سور« والشمس» است که پس از7مورد سوگند، خداوند خیرو شررا به انسان الهام نموده تا خوب و بد را بدون پرسیدن... بشناسد. درآیه 4، از سوره «الرحمن» خدا آگاهی را در انسان به امانت گذاشته است.در سوره «والتین» پس از چهار سوگند،آیه4 ، انسان را متوجه توانایی های بالقوه خود می نماید. در سوره بقره آیه 31می فرماید اسماء حسنی (علوم مورد نیاز بشر)را در وقت خلقت آدم، به او داده شده است. و این انسان است که باید ذخایر موجود را کشف کند که برخی ازآنها را  بررسی  می کنیم.« کسی که قدر خود را بشناسد قدر همه اشیاء شناخته است» علی(ع): یعنی خود شناسی بستر می شود برای کشف علومی بدون آموزش!؟؛ که حضرت رسول (ص) می فرمایند« کسی که تا چهل روز  با خلوص خدا را عبادت کند، چشمه دانش از قلب در زبانش جاری می گردد». این نیست مگر حاصل زحمات معلمان دبستان تا اساتید دانشگاه، اینها چیز کمی نبوده و شوخی نیست!؟؛ که خداوند حیات بخشیدن به یک انسان را (درآیه32سوره مائده) با حیات بخشیدن به همه بشر یکی می داند.و  تکرارکلام حضرت رسول (ص) درگذشته کامل کننده موضوع است؛ که می فرماید« کسی که به دانش( اندوخته) خود عمل کند( و آن را به دیگران بیاموزد) خداوند علم آنچه را نمی داند به او می آموزد» یعنی کلیدی به او می دهد برای بازکردن درب علومی که نه در حوزه و نه در دانشگاه  یافت نمی شود، چون به قول علی(ع) « علم بردو قسم است، مطبوع و مسموع و دانش شنیداری سود مند  نمی باشد مکر با دانش طبیعی(و فطری بشر). نهج البلاغه ص1235: در نظام هستی برای نتیجه مطلوب، وجود دو عنصر، مرکب، ضروری است. مانند روح و جسم، شب و روز. البته کسانی که به فقر معنوی و اخلاقی مبتلا هستند از علم  مطبوع خود را محروم کرده اند!؟

        خلاصه مجموع بررسی خود  شناسی به اینجا منتهی می شود، که ایزد منان می فرماید«  به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند،(در نتیجه) فرشتگان برآنان نازل می شوند که نترسید و غمگین نباشید و بشارت باد شما را به آن بهشتی که وعده داده  شده است» فصِّلت آیه 30: البته معنی آیه این است، چون این افراد در فضای خدایی هستند قوی دل ، با آرامش و عاری از هر نگرانی می باشند؛ و لذا خدا می فرماید« ... هم خدا از آنها راضی و خشنود است؛ هم آنها از خدا، این رستگاری بزرگی است» مائده آیه 119: و آیه 36سوده توبه؛ آیه 7سوره محمد. ( توضیح آن را  در خدمت هستم)

       شایان ذکر است قسمت دوم جزوه را طوری تنظیم کردم که فهرستی ازآیات و روایات در مورد امتیازات و موقعیت معلم و دانش پژوه  باشد که  برای کلاس اولی ها هم درهمین حد قابل استفاده  باشد.و منتظر نظر، پیشنهاد و...، شما هستم چون این جزوه کامل نیست و سزاوارآن کتابی مستقل است تا معلوم شود  قدر و منزلت، امتیازات و رابطه معلم و شاگرد چیست؛ آنهم  با ترکیبی از فضای نگاه دانشگاه، حوزه، و... و ...، که به آنها اشاره شده و هر کدام می توان بخشی از کتاب باشد که اطلاع ندارم چنین کتابی در چه حدی چاپ شده یا نه و مسائل را با چه نگاهی مورد بحث قرار داده شده.و خلاصه این لقمه در باره مقوله دانش در نگاه اسلام  روز آمد  و اثرات جهانی آن،برای ما لقمه ای است سنگین ولی ما در حد توان و کمی وقت خود، گامی بر داشته ایم که امید است  با پیشنهاد امثال شما، روزی به توانم این لقمه را بر داشته و هضم کنم:

 

                                                                عبد الحسین نجفی

                                                                                                                                                                   همراه: 09368550280

 

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 6:42  توسط عبدالحسین نجفی  | 

                                                   رسالت ما در جهان مدیریت قیام های مردمی 7/10/1390

                موضوع: مدیریت قیام های فرا گیر مردمی علیه ستمگران جهان، الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران سر بلند.

تاریخ فوق در ضمن خبر سراسری گوشه ای از بیانات الهام بخش آن مقام در مورد مدیریت تحولات کشورهای  عربی شنیده  شد که  بر خود لازم می دانم  به دو نکته اشاره کنم که امید می رود مکمل بیان حضرت عالی بوده و مورد عنایت واقع شود.

1)درست است، به جهت قیام کوبنده  بی امان مردم، کشورهای عربی در نهایت از مدیریت مورد  نظر آمریکا  درآن کشورها  جلوگیری خواهد کرد ولی این  بدان معنا نیست که جایگزین مدیریت ضروری و سازنده ما خواهد شد؛ چون اگر مدیریت ما آن طور که  باید در جای خود عملاً قرار داشته باشد، بستری را فراهم می آورد که برای تبیین اصول اصلاح طلبانه اسلام و اهداف احیای ارزش های انقلاب اسلامی در جهان، جایگزین هرآنچه خواهد شد که اهداف آمریکا را دنبال می کند،و  برگ برنده ای خواهد  بود؛ برای اهداف جهانی انقلاب اسلامی که از این فرصت مناسب و ظرف زمان بهره ای را می گرفتیم که شاید سالها با هر امکانات دیگری به سختی بدست می آمد که از یک سو اول آمریکا را به حاشیه می راند و سپس می توانستیم به راحتی  از صحنه بیرونش کنیم؛ و  از سوی دیگر همین بستر و بنای پیش رونده وسیله ای شود، برای نا بودی اسرائیل و منطقه ای عاری از هر بی عدالتی در دراز مدت.

2)درست است که وزیر امورخارجه، در شرایط فعلی رو  به دگرگونی بنیادی جهان، باید اهداف انقلاب اسلامی را  تبیین کند؛ ولی  این کار بسیار مهم و حساس، از یک سو به تنهایی از عهده وزیر امورخارجه ساخته نیست و از سوی دیگر، با وجود مسائلی که قهراً  در پیش رو خواهد  بود، نیاز به یک طرح جامع ای دارد که به وسیله کار گروه های داخلی و خارجی و  با همکاری سران خیزش های مردمی صورت  بگیرد.که البته به جهت شرایطی، این کاری است دراز مدت و برای داشتن منطقه ای عاری از جایگاه حضور امثال آمریکا در قلب کشورهای اسلامی که به جهت اهمیت و حساسیت آن می طلبد؛ محور  این طرح عظیم بنیادی؛ از طرف حضرت عالی باشد؛ چون تجربه ثابت کرده هر جا  موقعیت حضرت عالی پر رنگ تر بوده  به همان اندازه کار اساسی و با موفقیت بیشتر...،  پیش رفته و در بین راه نمانده است.

         به خصوص این کارکه  نه تنها مدیریت کشورهای عربی نیست؛ بلکه  مدیریت کل جهان درحال تحول و شکل گیری بنیادی است که در این زمان حساس هر طور شکل بگیرد خواهد ماند. درحالی که ما صاحب انقلاب  اسلامی هستیم ؛ وظیفه داریم، امروز که شرایطی برای عملی نمودن این رسالت جهانی  به دست آمده از فرصت استفاده کنیم؛  چون  فرصتی است که به زودی و  با این استعداد اثر پذیری  به دست نخواهد آمد. لذا ضروری است  با طرحی جامع، فرا گیر و کاملاً حساب شده و منطقی  وارد  عمل شویم ؛ چون از طرف دیگر، دشمن هم که از هستی خود می ترسد،  با همه وجود در صحنه قرارگرفته است ولی  پشتوانه مردمی ندارد که همان مردم خودشان باشد که می بینم بر علیه آنها قیام کرده و محکم ایستاده و حتی منظر ما هستند به داد این مظلومان جهان برسیم؛ در واقع جهان جدید منتظر است ما رسالت بشردوستانه خود را دنبال کنیم؛ آنهم در صورتی که صدای خواسته آنها در شعار و  نحوه حرکت و ایستادگی آنها هر لحظه به گوش می رسد.

          بنا براین  برای رسالت جهانی ما کافر و مسلمان اینجا و آنجا ندارد و نباید کوتاه آمد؛ چون جهان منتظر است؛ و  کافر و  مسلمان  برای رسیدن ما چشم به راه و به امید هستند. و مهم اینکه دشمن به آخر خط رسیده و دلیل آن از دست دادن پشتوانه مردمی ... است، چیزی برای دشمن باقی نمانده اگر هم گاهی شاخی نشان می دهد حرفی است که به گویند ما آنیم که درگذشته بوده  ایم در صوری که  نه از نظر اقتصادی، نه از نظر نظامی، و نه از نظر موقعیت جهانی، چیزی برای آنها باقی نمانده است. البته  با دیدن همه جوانب و رعایت موقعیت های درحال دگرگونی و متناسب با شرایط پیشرونده  و  به گونه ای حرکت کنیم که ایجاد حساسیت نکند. 

      گرچه حقیر منتظر نیستم و باید انجام وظیفه کنم ولی تلفن های رسیده قدردانی، پیشنهادات... باعث دلگرمی و اقدام  دو چندان

              ما برای خدمت به اسلام و مردم شده است، لذا حقیر دست همه مسؤولین دلسوز را می  بوسیده و برآن افتخار می کنم:

 

طرح مدیریت قیام کشور های عربی  27/5/1390

                                                  

   سال 1357 وقتی قیام ایران علیه شاه آمریکا یی شروع شد و بعد از پیروزی انقلاب تعدادی از نوکران آمریکا بر اثر قیام مردم، سران کشور هایی همانند شاه فرار کردند، بعد از آن رادیو های بیگانه ازجمله آمریکا، بی بی سی، قیام پر خروش مردم ستم دیده پس از یک سکوت کامل ولی معنا دار یک باره همانند آتش زیر خاکستر بیرون آمد و بمب عقده های متراکم شده؛ یک باره منفجر و  از تونس به مصر، یمن، بحرین، لیبی...،زبانه کشید که حتی انگلستان را هم درهمین مرداد ماه 90، فرا گرفت و الان( 12،آبان90) که آمریکا و اروپا را هم فرا گرفته و ادامه دارد. زمانی که حرف از صدور انقلاب اسلامی بود، مورد اعتراض کشورهایی قرارگرفت که ایران قصد کشورگشایی دارد؛ لذا از طرف برخی از مسئولین ایران،وضع طوری شد که چیزی به این صورت گفته نشود!؟، ولی امام خمینی (ره)، دردهه اول حکومت اسلامی بود،که با صراحت فرمودند« خیر ما  انقلاب را صادر می کنیم» که البته منظورفرهنگ انقلاب اسلامی و قیام مردم کشورهای علیه ستمگرانی مانند آمریکا بود، نه کشورگشایی به سبک آمریکا. همان زمان بود که امام خمینی (ره ) با شهامت تمام فرمو دند« آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند». که امروز ما شاهدیم،آمریکای در انزوا قرارگرفته هستیم..

       دلایلی که لزوم مدیریت ما را طلب می کند، ازجمله اعتراف رادیوهای بیگانه درآینده جنبش های کشورهای عربی... می باشد که در دهه اول انقلاب اسلامی بیان شده است  به نمونه ازآن توجه می کنیم«  اسلام در معنا چهره تازه زندگانی است در میان تمامی نهضت های سیاسی شده مذهبی در دهه گذشته اسلام آشکار ترین و گسترده ترین است و بیشترین مایه و توان را برای اثرگزاری در بلند مدت دارد. پروفسور محمد یک آمریکایی فلسطینی تبار که استاد علوم سیاسی دانشگاه (؟؟؟) است در تشریح تازه ترین به سوی بنیان گرایی اسلامی می گوید. در پی انقلاب ایران در کرانه باختری رود اردن دگرگونی شگرفی روی داد برای نخستین بار در جهان عرب جوانان در برابر والدین رژیم ها، احزاب و هر کس دیگرکه فکر استعمار زدگی داردندعَلَم شورش و تغیان بلند می کنند و آنان را به مبارزه می طلبند آنان با راه و روشی بسیار دقیق عمل می کنند آنها برای فریاد زدن به خیابان ها نمی روند خشمشان را فرو می خورند و آن را در برنامه ریزی برای آینده ابراز می کنند این روند را به ویژه در رژیم های وابسته اکنون آمریکا نظیر اردن،کویت و لبنان می توان دید. این روز ها در دانشگاه های کرانه باختری رود اردن و اردن دانشجویان به گونه ای روز افزون به شیوه اسلامی لباس می پوشند و خشن تر و افراطی تر می شوند. مدتی است مردان جوان خشمگین که شهامت آن را دارند که با دست خالی با سربازان مسلح اسرائیلی روبه رو شوند در مناطق فلسطین نشین صحنه گردان شده اند اکنون نسلی جدید از شهدا فلسطینی خلق شده و احساسی از غرور و رضایت گسترش یافته است »23/4/1368، از رادیو بیگانه.

     « حرکت سیاه پوشان آفریقای جنوبی علیه نژاد پرستی بر اثر انقلاب ایران، توده هاو جوانان  پرخاشگر بر علیه دولت های خود قیام کرده اند، جوانان فلسطین علیه اسرائیل از انقلاب ایران، قیام به نام اسلام آمریکا را به زانو درآورد و امکان پیاده کردن این شیوه را در هر جا ثابت کرد، انقلاب واژه ای است که به وسیله خمینی مفهوم پیدا کرد، خمینی ساده به نظر می رسید اما آنچه در سر داشت ساده نبود، افکار خمینی طی ده سال در روند تمام امور داخلی اثر عمیق گذاشت، خمینی جهان را به لرزه در آورد و ثابت کرد با روی آوردن به علما و مذهب می توان پیروز بود. در چهل سال آیند اسلام مردمی ترین نیروی ایدولوژیک در جهان خواهد شد تعصبات و سنن بنیاد گرایی به گونه ای که در میان شیعیان ایران و لبنان رواج دارد در میان اکثریت فرقه عرب به صورت عامل عمده ای در آمده است این موجی است که جهان عرب را از تونس گرفته تا الجزایر از کویت و  اردن تا مراکش در بر گرفته و از مسجد و دانشگاه همه جا محفلی برای بحث و گفت و گو در باره مذهب سیاسی شده به حساب می آید و حتی خاک اصلی و سر زمین های اشغالی اسرائیل از این پدیده به دور نمانده است. به گفته ناظران سیاسی انقلاب 1979، ایران آشکارا بدعتی برای همه جهان اسلام نهاد و الهامی آغازین به شمار آمد

« ایران نخستین کشوی است که آمریکا را به زانو در آورده بی آنکه به شوروی وابسته شود. انقلاب ایران مارکس و آنارشیسم را به خودشان حواله داده و خود راساً سیاست تازه ای بر اساس یک وجه اشتراک بزرگ یعنی اسلام ساخته و پرداخته است. دنیای غرب اسلام را از طریق انقلاب ایران ناگهانی به طور مجدد کسب کرد. انقلاب ایران اثرات فوق العاده ای در جهان اسلام و نیز خارج از آن به جای گذاشت برای اولین بار یک ملت مسلمان موفق شد در مقابل یک قدرت بزرگ غربی در این مورد آمریکا بایستد تحقیرش کند و از نظر مادی به منافع او لتمه بزند. این پیروزی نه به وسیله هیچ جنبش {سیاست های روز}و القاب عمومی بلکه به نام اسلام انجام گرفت و این فکر را در سراسر دنیا به وجود آورد که آنچه در ایران اتفاق بیفتد در سایر نقاط دنیا نیز ممکن خواهد بود.» (( این ها همه از رادیو آمریکا ، اسرائیل،آلمان، انگلستان...می باشد و تاریخ 23/4/1368 ضبط شده است)).

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 7:2  توسط عبدالحسین نجفی  |