طرح ازدیاد موالید وجلو گیری از پیرشدن جمعیت کشور 9/8/1392
موضوع: خطر سیرجمعیت کشسور به سوی پیر شدنی که پیامد های غیر قابل جبرانی را نشان می دهد که باید اقدام کرد.
تاریخ فوق در ضمن اخبار سراسری، متوجه موضوع و پیامد های آن شدیم و خواسته شد هرکس هر نظر و راه کاری دارد در این امرحیاتی اقدام کند.و اما توجه«... در تاريخ 26 ارديبهشت 1372 قانون تنظيم خانواده مشتمل بر4 ماده و 2 تبصره در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در تاريخ دوم خرداد 1372 به تأييد شوراي نگهبان رسيد. بر اساس اين قانون کليه امتيازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه،حذف و محدوديت هايي براي کثرت اولاد در نظر گرفته شد».من ازآن به بعد در ضمن گفتگو های معمولی، از تبعات آن می گفتم، ولی شرایط طوری بود که نشد اقدامی صورت بگیرد.
تحقیقات حقیر،علت اصلی موضوع را دو چیز می داند. یکی اینکه مدیریت جامعه شناختی نسبت به کاهش موالید و تبعات آن، نه تنها درست نبوده بلکه از منظرآسیب شناسی سیاسی... نسبت به پیامد های آن، ما را به طرف خطری جدی پیش برده است؛ به طوری که متذکر نشدیم جامعه جوان است که می تواند با پشت سرگذاشتن هر موانعی، از جمله تحریم اقتصادی آمریکا، یکی از صادرکنندگان ممتاز به کشور های دیگر باشد.که نتایج شگرفی را در همه امور نصیب کشور می کرد. ولی برعکس...!؟ «خامنه ای نایب مهدی(ع)»
دوم.درست برخلاف نص صریح آیه31سوره اسراء می باشد،و طرز تفکری که ازدیاد جمعیت سبب وابسته شدن به دیگران می شود، این آیه را نا دیده گرفته است!؟ از این آیه این طور فهمیده می شود، بنده خدا، توجیهاتی برای کشتن فرزند خود دارد، از جمله ترس از فقر. لذا خداوند می فرماید« و فرزندان خود را از ترس فقر، نکشید؛ ما آنها و شما را روزی می دهیم...». ترس ما از تحریم آمریکا بود و دلیلی برای نا دیده گرفتن نص صریح این آیه نداشیم. معلوم نیست ما چه توجهی برای این اقدام داشیم که باید گفت: با پیشرفت ایران دراین دو دهه اخیرکه جهان را متهیر ساخت.آیا به خاطرکاهش موالید بود؛ یا رفع تحریم اقتصادی آمریکا؛ یا همت بلند و عزم راسخ جوانان متخصص که آمریکا را عملاً، به زانو درآورده و ایران اسلامی را درجهان سر بلند و مفتخر ساختند؟ لذا خدا کند با تشکیل دانشنکده آسیب شناسی جلو تکرار این قبیل آفت های آسیب رسان را بگیریم.
موانع طرح پیشگیری از پیر شدن جمعیت کشور.
1)ورود بیقید و شرط زن در بازارکار، از یک سو، خوی مرد گونه بودن را برفضای وجود و اندیشه زنان تحمیل کرد؛ به طوری که به زن بودن خود تمایلی نداشته و ازآن لذت نمی برند که درکتاب (لذت بردن زن از زندگی)،آن را توضیح داده ام.از سوی دیگر زنان شاغل به طور نا خود آگاه، به علت عارضه نا خواسته ضد ماهوی، انگیزه ای برای بارداری ندارند!؟، و علاوه برآن، بار داری در ضمن اشتغال را برای خود سخت می دانند؛و برای اکثرطاقت فرسا به نظرمی رسد. نیز به دلایلی چون بستر موالید و رشد آنها در شرایط غیر طبیعی،آینده خوبی در انتظار این نسل و بعد آن نخواهد بود، جزکاستی های غیر قابل جبران وراثتی، ...!؟ « خامنه ای خمینی دیگر است»
2) بیکاری که والدینِ به خصوص طبقه 3و2جامعه، می گویند: بچه مگرکار نمی خواهد، مگر نیستند که اکثر معتادان از بی کاران می باشند؟، اعتیاد و تبعات آن که می دانیند از طبقه 3و2هستند. نوعاً به چه علاقه ندارند؛ چون دلیل دارند،که نمی توانند جواب گوی فرزندان زیاد باشند.این گونه موالید به دلیل کمبود هایی اکثراًآن طورکه باید درجامعه رشد قابل توجهی ندراند و لذا نخبه تحویل جامعه داده نمی شود.چون عادات وکمبود هایی که جزء طبیعت انسان شده اند، قهراً به نسل های بعدی منتقل و ماندگار می شود!؟
3)فرزند کمتر زندگی بهتر.که شعار فرهنگ غربی است. برای گروهی ازطبقه اول، بهانه خوبی است.چون به دلایلی ازجمله خوشگذرانی با ازدیاد اولاد منافات دارد، لذا دوست دارند دراین چند روز دنیا، ترگل و ورگل، باشند!؟ چون زحمت بچه داری و دیگر مزاحمت های آن، برای آنها شیرین و دوست داستنی نیست!؟.خانم هایی دوست دارند آزاد و از قید و بند بچه داری درامان باشند!؟
4)تربیت.که به علت فقر فرهنگی، خیلی ها می گویند: بچه تربیت کردن درعصر اینترنت، مواد مخدر، مد های غربی، سخت و خطر ناک و توان آن را نداریم؛ البته تا حدودی حق با آنهاست؛ چون حوزه های علمیه و دولت بر نامه کارآمد و هماهنگی برای فرهنگی سازی و ایجاد امنیت اخلاقی... در مقابل تهاجمات فرهنگی در حدی که شرایط اقتضا می کند، ندارند.لذا تهاجم فرهنگی از درون خانواده ها، خلأ های مجود را پر و علاقه والدین را به ازدیاد فرزند سرد میکند!؟ «کلام خامنه ای کلام خمینی است»
5) گرانی و متوازن نبودن درآمد باخرج.با توجه به اینکه از یک سو گرانی مرتبط به جهان خارج، قهراً کنترل آن از عهده مدیریت داخلی خارج است.و از سوی دیگر سطح درآمد در ایران، به خصوص نسبت به طبقه سه خیلی پایین است و به همان اندزه بطور تقریباً غیرعادلانه، سطح درآمد طبقه اول نسبت به طبقه بندی درایران، عامل مهمی است در بالا رفتن قهری تبرم داخلی.و لذا تبرم اجتناب نا پذیر، یکی از موانع بزرگ سیر صعودی موالید می باشد که صرف نظر از مشکل مادی،طبقه سه،آمادگی آن را دارد و طبقه دو هم تاحدی و لی طبقه اول، غیراز شرایط مادی شرایط دیگر را برای افزایش موالید ندارد. و لذا هر اقدام مادی در درجه اول، باید متوجه طبقه سه و بعد دو شود.و در مورد اقدامات فرهنگی ازطبقه اول باید شروع شود که شرایط خاص خودش را دارد.
به جهت اهمیت موضوع قسمت هایی ازطرح جامع جایگاه واقعی زن، درجامعه را می آوریم که 18 صفحه آن، در وبلاگ موجود است. به آن توجه شودکه نکند تجربه پیر شدن جمعیت کشور به گونه ای، در موضوعات دیگر تکرار شود.چون این قبیل مسائل اجتماعی گاهی قرنها بعد،چهره نا مبارک خود را نشان می دهند. لذا علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد.
وضع طبیعی و فطری زن
خداوند طبيعت زن را طوري قرارداده كه دوست دارد، مرد بيرون از منزل كاركند، چون وقتی مرد ازکار می رسد، برای زن لذت آور و منتظرآمدن او می ماند؛ولی اگر مرد كارش در منزل باشد و يا خود زن هم شاغل باشد، به دلایلی، ديگركار مرد براي زن لذت آور نيست،چون نظم به هم خورده و لذا یکی از عوامل کاهش مهر و محبت ها و در نتیجه اتفاقاتی مثل طلاق از این قبیل آسیب ها ، بی نظمی بهره می گیرند!؟.چرا زن دوست ندارد مرد همیشه در منزل باشد و اگر باشد گاهی با بهانه با او درگیر می شود؟.چرا مرد ازآمدن زن ازکار لذت نمی برد؟چرا زن و مرد شاغل، تمایل ندارند گفتگوی دوست داشتنی با هم داشته باشند؟.و نیزکلام شهید مرتضی مطهری،در باره نوع دیگر،طبیعت زن.«... اتفاقا قضيه به عكس است، عدم توجه به وضع طبيعي و فطري زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او مي گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگويد تو يكي و من يكي،... دركار هاي سخت و سنگين بايد با من شريك باشي، به فرا خور نيروي كارت مزد بگيري، توقع احترام وحمايت از من نداشته باشي،... به علاوه بيماري ماهانه، نا راحتي ايام بار داري... زن را در وضعي قرار مي دهد كه به حمايت مرد بيشتر نيازمند است.اختصاص به انسان ندارد همه جاندارني كه به صورت (زوج) زندگي مي كنند چنينند، در همه اين نوع جانداران ، جنس نر به حكم غريزه به حمايت جنس ماده بر مي خيزد». نظام حقوق زن در اسلام. ص بيست و دوم.
و نیز صفحه 225 در بار ظلمی که به زن می شود، چنین آمده است.« ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...». عجیب است که با آن همه مرگ برآمریکا و خون دادن هایی که برای رهایی از فرهنگ غربی داده و خواهیم داد؛ تحریم اقتصادی و توطئه های آمریکا که هنوز با شدت ادامه دارد.و با همه وجود داریم فرهنگ غرب را درظلم به زن سر زنش می کنیم، چون اسلام در باره احترام و شخصیت زن سفارش و تأکید دارد.آیا سزاور است زنان کشور اسلامی مانند زنهای غربی به ابزارکار تبدیل شوند؟!. لذا این ظلم نا بخشودني به زن دراین عصر است!؟ چون علاوه بر نباید های فعلی، تبعات آن به طور نا خود آگاه به نسل هاي بعدي خواهي نه خواهي انتقال خواهد يافت!؟.