طرح ازدیاد موالید وجلو گیری از پیرشدن جمعیت کشور               9/8/1392

موضوع: خطر سیرجمعیت کشسور به سوی پیر شدنی که پیامد های غیر قابل جبرانی را نشان می دهد که باید اقدام کرد.

تاریخ فوق در ضمن اخبار سراسری، متوجه موضوع و پیامد های آن شدیم و خواسته شد هرکس هر نظر و راه کاری دارد در این امرحیاتی اقدام کند.و اما توجه«... در تاريخ 26 ارديبهشت 1372 قانون تنظيم خانواده مشتمل بر4 ماده و 2 تبصره در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و در تاريخ دوم خرداد 1372 به تأييد شوراي نگهبان رسيد. بر اساس اين قانون کليه امتيازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه،حذف و محدوديت هايي براي کثرت اولاد در نظر گرفته شد».من ازآن به بعد در ضمن گفتگو های معمولی، از  تبعات آن می گفتم، ولی شرایط طوری بود که نشد اقدامی صورت بگیرد.                                     

تحقیقات حقیر،علت اصلی  موضوع را دو چیز می داند. یکی اینکه مدیریت جامعه شناختی نسبت به کاهش موالید و  تبعات آن، نه تنها درست نبوده بلکه از منظرآسیب شناسی سیاسی... نسبت به پیامد های آن، ما را به طرف خطری جدی پیش برده است؛ به طوری که متذکر نشدیم جامعه جوان است که می تواند با پشت سرگذاشتن هر موانعی، از جمله تحریم اقتصادی آمریکا، یکی  از صادرکنندگان ممتاز به کشور های دیگر باشد.که نتایج شگرفی را در همه امور نصیب کشور می کرد. ولی برعکس...!؟                                                                                             «خامنه ای نایب  مهدی(ع)»

 دوم.درست برخلاف نص صریح آیه31سوره اسراء می باشد،و طرز تفکری که ازدیاد جمعیت سبب وابسته شدن به دیگران می شود، این آیه را نا دیده گرفته است!؟ از این آیه این طور فهمیده می شود، بنده خدا، توجیهاتی برای کشتن فرزند خود دارد، از جمله ترس از فقر. لذا خداوند می فرماید« و فرزندان خود را از ترس فقر، نکشید؛ ما آنها و شما را روزی می دهیم...». ترس ما از تحریم آمریکا بود و دلیلی برای نا دیده گرفتن نص صریح این آیه نداشیم. معلوم نیست ما چه توجهی برای این اقدام داشیم که باید گفت: با  پیشرفت  ایران دراین دو دهه اخیرکه جهان را متهیر ساخت.آیا به خاطرکاهش موالید بود؛ یا رفع تحریم  اقتصادی آمریکا؛ یا همت بلند و  عزم راسخ جوانان متخصص که آمریکا را عملاً، به زانو درآورده و ایران اسلامی را درجهان سر بلند و مفتخر ساختند؟ لذا خدا کند با  تشکیل دانشنکده آسیب شناسی جلو  تکرار این قبیل آفت های آسیب رسان را بگیریم.

موانع طرح پیشگیری از پیر شدن جمعیت کشور.

1)ورود بیقید و شرط زن در بازارکار، از یک سو، خوی مرد گونه بودن را برفضای وجود و اندیشه زنان تحمیل کرد؛ به طوری که  به زن بودن خود تمایلی نداشته و ازآن لذت نمی برند که درکتاب (لذت بردن زن از زندگی)،آن را توضیح داده ام.از سوی دیگر زنان شاغل به طور نا خود آگاه، به علت  عارضه نا خواسته ضد ماهوی، انگیزه ای برای بارداری ندارند!؟، و علاوه برآن، بار داری در ضمن اشتغال را برای خود سخت می دانند؛و برای اکثرطاقت فرسا  به نظرمی رسد. نیز به دلایلی چون بستر موالید و رشد آنها در شرایط غیر طبیعی،آینده خوبی در انتظار این نسل و بعد آن نخواهد بود، جزکاستی های غیر قابل جبران وراثتی، ...!؟                                                                                                                             « خامنه ای خمینی دیگر است»

2) بیکاری که والدینِ به خصوص طبقه 3و2جامعه، می گویند: بچه مگرکار نمی خواهد، مگر نیستند که اکثر معتادان از  بی کاران می باشند؟، اعتیاد و تبعات آن که می دانیند از طبقه 3و2هستند. نوعاً به چه علاقه ندارند؛ چون دلیل دارند،که  نمی توانند جواب گوی فرزندان زیاد باشند.این گونه موالید به دلیل کمبود هایی اکثراًآن طورکه باید درجامعه رشد قابل توجهی ندراند و لذا نخبه  تحویل جامعه داده نمی شود.چون عادات وکمبود هایی که جزء طبیعت انسان شده اند، قهراً به نسل های بعدی منتقل و ماندگار  می شود!؟

3)فرزند کمتر زندگی بهتر.که شعار فرهنگ غربی است. برای گروهی ازطبقه اول، بهانه خوبی است.چون به دلایلی ازجمله خوشگذرانی با ازدیاد اولاد منافات دارد، لذا دوست دارند دراین چند روز دنیا، ترگل و ورگل، باشند!؟ چون زحمت  بچه داری و  دیگر مزاحمت های آن، برای آنها شیرین و دوست داستنی نیست!؟.خانم هایی دوست دارند آزاد و از قید و بند بچه داری درامان باشند!؟

4)تربیت.که به علت فقر فرهنگی، خیلی ها می گویند: بچه تربیت کردن درعصر اینترنت، مواد مخدر، مد های غربی، سخت و خطر ناک و توان آن را نداریم؛ البته تا حدودی حق با آنهاست؛ چون حوزه های علمیه و دولت بر نامه کارآمد و هماهنگی برای فرهنگی سازی و ایجاد امنیت اخلاقی... در مقابل تهاجمات فرهنگی در حدی که شرایط اقتضا می کند، ندارند.لذا تهاجم فرهنگی از درون خانواده ها، خلأ های مجود را پر و علاقه والدین را به ازدیاد فرزند سرد میکند!؟                                                                                                                                  «کلام خامنه ای کلام خمینی است»

5) گرانی و متوازن نبودن درآمد باخرج.با توجه به اینکه از یک سو گرانی مرتبط به جهان خارج، قهراً کنترل آن از عهده  مدیریت داخلی خارج است.و از سوی دیگر سطح درآمد در ایران، به خصوص نسبت به طبقه سه خیلی پایین است و به همان اندزه   بطور تقریباً غیرعادلانه، سطح درآمد طبقه اول نسبت به طبقه بندی درایران، عامل مهمی است در بالا رفتن قهری تبرم داخلی.و لذا تبرم اجتناب نا پذیر، یکی از موانع بزرگ سیر صعودی موالید می باشد که صرف نظر از مشکل مادی،طبقه سه،آمادگی آن را دارد و طبقه دو هم تاحدی و لی طبقه اول، غیراز شرایط مادی شرایط دیگر را برای افزایش موالید ندارد. و لذا هر اقدام مادی در درجه اول، باید متوجه طبقه سه و بعد دو شود.و در مورد اقدامات فرهنگی ازطبقه اول باید شروع شود که شرایط خاص خودش را دارد.

به جهت اهمیت موضوع قسمت هایی ازطرح جامع جایگاه واقعی زن، درجامعه را می آوریم که 18 صفحه آن، در وبلاگ موجود است. به آن توجه شودکه نکند تجربه پیر شدن جمعیت کشور به گونه ای، در موضوعات دیگر تکرار شود.چون این قبیل مسائل اجتماعی  گاهی قرنها بعد،چهره نا مبارک خود را  نشان می دهند. لذا علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد.

وضع طبیعی و فطری زن

         خداوند طبيعت زن را طوري قرارداده كه دوست دارد، مرد بيرون از منزل كاركند، چون وقتی مرد ازکار می رسد، برای زن لذت آور و منتظرآمدن او می ماند؛ولی اگر مرد كارش در منزل باشد و يا خود زن هم شاغل باشد، به دلایلی، ديگركار مرد  براي زن لذت آور نيست،چون نظم به هم خورده و لذا یکی از عوامل کاهش مهر و محبت ها و در نتیجه اتفاقاتی مثل طلاق از این قبیل آسیب ها ، بی نظمی بهره می گیرند!؟.چرا زن دوست ندارد مرد همیشه در منزل باشد و اگر باشد گاهی با بهانه با  او درگیر می شود؟.چرا مرد ازآمدن زن ازکار لذت نمی برد؟چرا زن و مرد شاغل، تمایل ندارند گفتگوی دوست داشتنی با هم داشته باشند؟.و نیزکلام شهید مرتضی مطهری،در باره نوع دیگر،طبیعت زن.«... اتفاقا قضيه به عكس است، عدم توجه به وضع طبيعي و فطري زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او مي گردد. اگر مرد در برابر زن  جبهه ببندد و بگويد تو يكي  و من يكي،... دركار هاي سخت و سنگين بايد  با من شريك باشي، به فرا خور نيروي كارت مزد بگيري، توقع احترام وحمايت از من نداشته  باشي،... به علاوه بيماري ماهانه،  نا راحتي ايام بار داري... زن را در وضعي  قرار مي دهد كه به حمايت  مرد بيشتر نيازمند است.اختصاص به انسان  ندارد همه جاندارني كه به صورت (زوج) زندگي مي كنند چنينند، در همه اين نوع جانداران ، جنس نر به حكم غريزه به حمايت جنس ماده بر مي خيزد». نظام حقوق زن در اسلام. ص بيست و دوم.

 و نیز صفحه 225 در بار ظلمی که به زن می شود، چنین آمده است.« ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن  در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...». عجیب است که با آن همه مرگ برآمریکا و خون دادن هایی که برای رهایی از فرهنگ غربی داده و خواهیم داد؛ تحریم اقتصادی و توطئه های آمریکا که هنوز با شدت ادامه دارد.و  با همه وجود داریم فرهنگ غرب را درظلم به زن سر زنش می کنیم، چون اسلام در باره احترام و شخصیت زن سفارش و  تأکید دارد.آیا سزاور است زنان کشور اسلامی مانند زنهای  غربی به ابزارکار تبدیل شوند؟!. لذا این ظلم نا بخشودني به زن دراین عصر است!؟ چون علاوه بر نباید های فعلی، تبعات آن به طور نا خود آگاه به  نسل هاي بعدي خواهي نه خواهي انتقال خواهد يافت!؟.

 تبعات ورود بیقید و شرط زن در بازار کار

       1)مشکلات تولید مثل: اتفاقاً مشکلات تولید مثل، تا به ثمر رساندن آن، طبق روال عادی و طبیعی خودش، متعدد  می باشد، ولی تا آنجا که می شود بدون ذكرآن همه روايت در اين باره  به اهم آنها اشاره می کنم.

       الف.کمیت:اکثرمادران شاغل، یا به خاطرجهاتی اصلاً بساط را جمع و بقول خودشان از بچه داری راحت می شوند، یا اینکه وقتی دیدند بچه دارشدن و بزرگ کردن آن مشکل است، به یکي و حد اکثر به دو تا بچه، اکتفا مي كنند،(فرزند كتمر زندگي بهتر)!؟،كه به قول قرآن،آيه151سوره انعام، به نوعي نسل كشي و خلاف نظرحضرت رسول(ص) هم  هست كه مي فرمايند.«من روز قيامت، به زيادي شما برديگر ، افتخارمي كنم». در واقع اشتغال زن بستر توجيهی است براي نوعي نسل كشي و قتل جگرگوشه هايي كه مانند ما دوست دارند؛ حيات و زندگي دوست داشتني داشته باشند. ولي طمع مال دنيام و یا مسائل دیگر، قبل از هرچيزآنها را به گورستان عدم مي فرستد!؟

         علاوه بر اینکه بچه مادران شاغل کوچک تر ازحد معمول متولد می شوند، از نظر ضریب هوشی هم دچار مشکل خواهند شد. در مورد کمیت، اگریک میلیون زن را حساب کنیم هرکدام چهار فرزند به دنیا بیاورند وآنها را درست تربیت کنند، چند نفر نخبه و متخصص تحویل جامعه داده می شود؟حال همین یک میلیون خانم را شاغل در نظر بگیرد از یک سو تعداد موالید افت پیدا می کند و از سوی دیگرضریب  هوشی،...،... این بچه ها با بچه های دیگر اصلاً قابل مقایسه نيست،چون اکثراً شیر مادر را نمی خورند،کمتر در دامن مهرمادر بزرگ می شوند.کودک، گاهی پیش خانم کودکستانی؛ مادر بزرگ؛ گاهی در منزل پدر، به جای مادر، بوده؛  تا مادر ازکار بیاید و هزاران مشکل دیگر و تبعات بی شمارآن!؟.

        ب) مصون از بیماری: با توجه به اینکه مادران شاغل یا بچه دار نمی شوند یا شیرکامل به بچه خود نمی دهند یا نمی توانند بدهند، همان طورکه اشاره شد، علاوه بر مشکلات دیگرجسمی...که متوجه این قبیل کودکان می شود، از ضریب هوشی خوبی برخور دار نیستند که می توان گفت: دانش آموزان فراری، افت نمرات درسی، رفوضه اي ها، تجدیدی ها و اینکه توان پیمودن درجات عالی علمی را ندارند،یا تمایل ندارند،كودكان از این قبیل خانواده ها هستند!؟ البته خانواده هایی شاغل هم هستند که بچه های واقعاً عالی دارند ولی ازهزار نفردو تا این گونه اند، هرکس یا شرایط آن را ندارد یا به فکر نیستند.و از همه بدتر سرطان سینه و  پستان که در میان خانم ها شایع است، براثر شیر ندادن است که شیر دادن یک رابطه عاطفی و انتقال انرژي، میان طفل و مادر برقرار می شود که در سلامت مادر و طفل اثر دارد، ولی مادران و کودکان زیادی این ارزشهای طبیعی را،از دست می دهند و نتیجه آن، روزی ظهور خواهد کرد که آدم كشان، فساد گران، بزهكاران و افراد لا ابالي از همين بسترهاي غير استانداد وارد جامعه می شوند.،كه كسي نمي داند اين معضلات چه پيامد هایی در فضای زندگی  عملاً ازخود باقی می گذارند !؟.

          2) اختلال در نظم زندگی: برای اهمیت نظم و مقایسه آن با نظمی که در ساختارخلقت خود انسان بکاررفته و  تعريف  نظم كار آمد، دریک سلول که به یک کتاب خانه750جلدي هريك500  صفحه اي را در نظر به گيريم مارا متوجه واقعيت مي نمايد.روشن تر بگويم. بهم خوردن نظم دریک وسيله نقليه را در نظر بگیریم، وقت بستن قطعات  تنها یک قطعه کوچک اشتباه بسته شود و یا شماره و حتی جنس آن اصلی نباشد چه خواهد شد؟ لذا هر مشكل در پيش روي ما، به خاطر بهم خوردن  نظمی مي باشد كه در زندگي فردي و اجتماعي خود نمايي مي كند.و علاوه برآن تنها دريك حديث كه نظم را در رديف تقوا آورده بيشتر از هر دليل ديگر اهميت نظم را مي رساند و علي(ع) می فرماید « اوصیکم بتقوای الله و نظم امرکم.شما را به پرهيزكاري(و همزمان)، نظم(درامور)، سفارش مي كنم». ولي ما عملاً ازآن غافلیم!؟ بی نظمی در زندگی مشترک همان بلایی را که بر سرکشور های غربی آورد؛ هرجا سرایت کند همان  بلا را بر سرآن کشور خواهد آورد؛ ازجمله ورود بیقید و شرط زن در بازارکار؛ درکشور اسلامی و تبعات هشدار دهنده آن !؟                                  

         3) فرهنگ همسر شاغل:یکی ازعلل طلاق رو به فزونی که از قول مسؤلی شنيدم، سال 1389 با سال 1388 قابل مقایسه نیست این گونه ازدواج ها بیشتر به طلاق منجر می شوند،گروهی همین که ازدواج کردند دیگر به فکر شغل نیستند و احتمال درگیری او با مرد هست، عده ای که مایلند شاغل شوند و شغلی پیدا نمی شود، از یک سو با شوهر جور دیگر به زندگی نگاه می کنند و ممکن است جرقه جدایی زده شود و نیز،خانم متوجه می شود هم کلاسی او شغل پیدا کرده و چه شغلی!؟ و گروهی هم با مشکلات دیگر رو به رو می شوند و هرچه، یاد گرفته اند درهیچ جای زندگی کار برد آن چنانی ندارد. مثل مهندس کشاورزی...و مشکل این جاست که اکثر جوانان همین که می بینند دختر پزشکی... خوانده، دیگرکاری به ایمان، تقوا، نجابت،عفت و صداقت او ندارند. ولی وقتی ازدواج صورت گرفت و متوجه شد شغل پیدا نمی شود، تازه عیوبی که ممکن است باشند، یکی پس از دیگری با قیافه هولناکی خود را نشان می دهند. ازطرفي مداخله هاي همه جانبه شروع و روزي هم جدایی واقع مي شود.و لذاآقاي جولايي رئيس ستاد تعيين ديه درداد گاه گفت:200000 نفر به خاطر عدم توان در پرداخته مهريه، در زندان هستند.!؟

این تعداد مربوط به کسانی است که به طوراقساط هم توان پرداخت را نداشته اند؛ مسلم بیش ازآن،این توان را داشته اند که قسطی پرداخت کنند، وکسانی هم یک جا پرداخت میکنند.حساب کنید، چه خبر،چرا و علت چه بوده است!؟

       درجایی دیدم ایران رتبه اول و درجایی دیگر دیدم رتبه چهارم طلاق را دارد.همان طورکه درمصارف دیگر زندگی با دیگرکشورها قابل مقایسه نیست!؟. البته ایران در بسیاری از مسائل با هیچ کدام حتی کشورهای اسلامی قابل مقایسه نیست و  روز بروز در فضای بهتری قرارگرفته و خود نمایی می گند؛ درحدي كه حتي كشورهاي اروپايي و غربي را متوجه خود ساخته است و لی ایران اسلامی باید بیش از اینها پيشرو  و درهمه امور برای جهان الگو باشد.درآنچه باید باشد گام اول است و نباید قانع وحد اقلی بود.

4) گرایش به مواد مخدر:ازمنظر انسان شناسی.بشر براثر عوارض و یا خلأ هایی دچار نا امنی دروني شده و  تحت فشار های روحی و روانی قرار میگیرد. درکتاب شهید مرتضی مطهری آمده بود. در یکی از ایالات متحده آمریکا، برای هدایت و  باز داشتن خانم های خانه دار، مبتلا به قمار بازي، تبلیغ کشیش ها هیچ اثری ندارد، تا زمانی که پس ازآموزش،آنها را به کارهایی بافتنی و ادار می کنند، بدون اینكه آنها را موعظه و یا منع کنند، گرایش به قمار بطورکلی کنارگذاشته می شود. نه تنها درگرایش به قمار بلکه در همه مسائل، درمیان علمای اخلاق، گروهی اعتقاد دارند، انسان باید کفِّ نفس كند تا به تواند ازگرایش به کارهای ناپسند در امان بماند؛گروهی اعتقاد دارند انسان به دلیل اینکه نفسی سركش دارد، باید به کاری سرگرم كننده مشغول باشد؛که این نظریه را، روایات و آیاتی مورد تأیید قرار می دهند و از منظر انسان شناسی کاملاً قابل قبول و باز دارنده تر مي باشد.چون فكر انسان مهار شده است. لذا كاردرنگاه اسلام در رديف جهاد  قرار دارد؛ يعني با ارزش ترين عمل،که بايد گفت: مهم جنبه ارزشي و اخلاقي آن است، نتنها اقتصادي؛ و به این جهت حضرت رسول (ص) دست کارگر را می بوسد.                                                                                       «فرمان رهبر فرمان خمینی است»

      5) زنان شاغل جایگزین...:چرا و چه شد که بخشی از جوانان تازه شکوفه زده دردام اعتیاد قرارگرفتند؟ اگر بخواهیم ازخانم هایی که هیچ ضرورتی وجود ندارد شاغل باشندآمار بگیریم؛ بیش از بیکاران خواهند بود که جوانان مبتلا  به مواد مخدر را،خانم ها جایگزین شده اند.حتی اگردست کم را هم  بگیریم  همین حضور زن در بازارکار باعث شده، هزاران جوان براثر بیکاری معتاد شوند، بلا فاصله باید ورود زن در بازارکار ممنوع شود.سراغ دارم گروهی از معتادان به شدت درحال استعمال مواد مخدر هستند؛ گروهی به جایی رسیده اند که تحت درمان هستند،گروهی که وضع بدی پیدا کرده اند، در زندان و یا درکمپ ها بسر می برند،گروهی هم از ولگرد های خیابانی هستند که مزاحم نوامیس مردم می شوند.آدم ربایی ها، تجاوز به عنف، سرقت ماشینی... از ناحیه همین گروه است.و لذا چند روز پيش(10/1391) تعدادي ازآنها به جرم زنا در...، اعدام شدند!؟ بخشی از دادگاه را برای تقاضای طلاق خانم ها از شوهرخود همین ها تشکیل می دهند، بچه های بزهکار،خانم های  بی سر پرست از همین ناحیه هستند، که خانم هایی جای آقا  پسرها را گرفته اند که فردا باید نان آورخانه باشند و یک زندگی را اداره کنند؛ولي برای همان خانم هایی که جای آنان را اشغال کرده اند، این حرف باطل است.چون وقتي دخترخانه شوهر رفت،همه نفقه، برعهده مرد است.درصورتی که این همه معتاد باید درسنگر دانش فعال باشند تا چند دانشمند متخصص،مانند شهيد مصطفي احمدي روشن، وارد جامعه شوند.مهم اینکه مادران در سنگر تولید و  پرورش انسان عهده داراين رسالت سنگين هستند نه درآمد و پول!؟ اما برعکس، با ورود در بازاركار، سه جرم سنگين را مر تكب مي شوند.يكي ترك رسالت پرورش دانشمنداني مانند مطهري، احمدي روشن ها...، و دوم، غصب جای جوانان پسر در اشتغال، و سوم. باعث سه میلیون مبتلا به مواد مخدر و تبعات آن شده اند که جواب تلفات،خسارات مالی و...،را باید بدهند؛ و نیز دیگرانی که  مسببین اصلی به شمارخواهند آمد!؟

نتیجه خلأ... ما، وجود تهاجم فرهنگی!؟

        « به تازگی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گزارشی را از ترکیب زنان بد حجاب دستگیر شده منتشر کرده که با نگاهی به این گزارش می توان به برخی علل و زمینه های بروز بد حجابی و بی بند و باری در جامعه پی برد : میانگین سن دستگیر شدگان : 47 درصد دختران 16تا 20 سال ، 32 درصد زنان 21 تا 25 سال ، 14 درصد زنان 26 تا 30 سال (مجموعاً 93 در صد بین 16 تا 30 هستند . وضعیت تحصیلی عناصر بد حجاب : 47 درصد تحصیلات متوسه دیپلم 28 درصد فوق دیپلم و لیسانس ، 26در صد زیر دیپلم یا بالای فوق لیسانس. شغل دستگیر شدگان : 25 درصد محصل ، 19 درصد دانشجو، 15 درصد آزاد ، 11درصدکارمند( اکثراً بخش خصوصی )17 درصد کارگر یا بی کار.دوستی با جنس مخالف توسط دستگیر شدگان :52 درصد دوستی با جنس مخالف، 33 درصد عدم دوستی با جنس مخالف (میانگین سن شروع دوستی 16 تا 17 سال ) . نوع برخورد والدین با افراد بد حجاب :51 درصد .والدین چهم فکر هستند ؛23 درصد مخالف بد حجابی فرزند : اطلاع والدین از دوستی فرزند با جنس مخالف ، 60 درصد مادران، مطلع بوده اند .؛31 درصد مادران و پدران (هر دو) مطع بوده اند : علت انتخاب لباس ها ی ناهنجار: 70 درصد مشاهده در مغازه هاو مراکز خرید؛10درصد مشاهده لباسهای دیگران.

     اکنون بانگاهی گذرا به این گزارش، لزوم اقدام همه جانبه دستگاه ها و عمل به وظایف مندرج درمصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیش از پیش نمایان می شود. به عبارت دیگر بهتر و در یک جمع بندی: حدود93درصد از عناصر بد حجاب دستگیر شده  ، کسانی هستند که در دوران سی ساله اخیر، به دنیا آمده و به دلیل برخی کم کاری ها و بی توجهی های مسؤلین درمقابله با تهاجم فرهنگی، به دام این منکر افتاده اند: از سوی دیگر حدود نیمی از دستگیر شدگان نیز، محصل و دانشجو هستند که لزوم برنامه ریزی های جدی برای ترویج عفاف و حجاب در عرصه آموزش و پرورش و آموزش عالی را گوش زد می کند. هم چنین بیش از نیمی  از این خانواده ها با فرزند خود در زمینه بد حجابی همفکرهستند که ناشی از ضعف فرهنگی دینی درمیان آنها، عدم اطلاع لازم و ابتلا به مشاهده برنامه های ماهواره ای و... است که در این زمینه نیز دستگاه های مختلف، مخصوصاً صدا و سیما برای تقبیح بد حجابی و ترویج عفاف و حجاب، نقش بسزایی دارند: در این آمار تکان دهنده بیش از90 درصد والدین این افراد از ارتباط آنها با جنس مخالف،آگاه بوده اند که در این زمینه نیز، فرهنگ سازی وگسترش امداد های اجتماعی و ترویج فرهنگ عفاف وحجاب و تقبیح جدی رابطه ی نامشروع برای خانواده ها توسط صدا و سیما و دیگر دستگاه های فرهنگی، بسیار حائز اهمیت است. و نکته دیگرآنکه وقتی بیش از70درصد علت انتخاب پوششهای ناهنجار فروشگاه ها و مراکز عرضه لباس و... هستند وظیفه  اصناف و واحدهای نظارتی و قضایی بسیارحساس و ضروری است.البته یکی از عوامل مهم اشاعه وگسترش بی بند و باری در جامعه احساس امنیت عناصر خاطی و کم توجهی مسئولان انتظامی وقضایی طی سالیان متمادی گذشته در مواجهه با این موضوع بعنوان یک بزه و جرم اجتماعی است که انشاء الله با تلاش وتوجه و اقدام همه ی مسولان و دستگاه ها شاهد کاهش این معضل خطرناک در جامعه اسلامی خود باشیم ». از مجله عبرتهای عاشورا. سال هفتم شماره 161؛18/4؟1389:

کلیات طرح جامع درحد سر فصل ها

 تعیین کارگروه ها:* نیاز سنجیِ نیاز ضروری به زن در...*آموزش اختصاصی زنان درامرخانه داری...نه...:* فرهنگ سازی در شناخت نقش و جایگاه زن که...!؟:*زن و خود شناسی، نسبت به آسیب های منافی هویت خود:*مشوق هایی  برای رهایی از نباید های منافی شئون زن!؟:* ترویج حضور معنوی...زن به جای حضور فیزیکی در بازارکار!؟:* تشویق به تولید مثل، از طرق مختلف فرهنگ سازی:* ترویج مشاغل خانگی  به جای حضور زن دربازارکارکه...!؟. در باره این کلیات، هرکدام  بیش از ده سطر توضیح داده شده است.و نمونه ای ازضرورت مشاغل خانگی درکشور...که خلأآن درکشور ما نباید هایی را در پی دارد، ازجمله موردی که در قسمت بالا گذشت و دهها نباید دیگر.

«كشور ايتاليا از دو دهة قبل براي توسعه و صنعتي كردن و كاهش بيكاري در مناطقي كه كمتر توسعه يافته بود (مناطق جنوبي كه بعدها به ايتالياي سوم موسوم شد)، سياست توسعه و گسترش كسب و كارهاي كوچك و خانگي را در پيش گرفت. در مناطق جنوبي ايتاليا بيكاري حتي به بالاتر از نرخ 22 درصد رسيد. با توجه به مزيتي كه كشور ايتاليا در توليدكفشهاي چرمي دارد، سياستهاي حمايتي خود را در صنايع كوچك و خانگي و به ويژه در بخش توليدات كفش وكيف هاي چرمي متمركز كرد. بدين منظور در مناطق و محله‌هايي كه جمعيت از تراكم بالايي برخوردار بود، واحدهاي توليدي خانگي خود را در قالب خوشه‌هاي صنعتي تقسيم بندي نمود و با تعريف ارتباط واحدهاي توليد خانگي در قالب اين خوشه‌ها، توانست نرخ بيكاري را به 12 درصد برساند. در اين نواحي كه پراتو (prato) نام دارد، شبكه اي از واسطه‌ها كه به «ايمپاناتوري» معروف هستند، سفارش هاي بين‌المللي را ثبت نموده و اين سفارش ها را بين توليدكنندگان محلي تقسيم مي‌كنند. سياستگذاران اين كشور با تقسيم كار بين اين واحدها توانسته اند هم كارها را تخصصي نمايند و هم تعداد مناطق صنعتي را افزايش دهند. بدين منظور مسؤولان اين كشور شركت هاي بزرگ صنعتي را به افزايش حجم همكاري و توسعة پيمان كار با صنايع كوچك و خانگي ترغيب كردند .دولت همچنين امتيازات مالياتي براي آن دسته از واحدهاي توليدي كوچك و خانگي كه قابليت صد در صد صادرات توليدات خود را براي سه سال متوالي حفظ كنند در نظر گرفته است»                                                           « پیمان با خمینی  پیمان با رهبر است»

امید وارم با لطف و عنایت رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته. طرح مشاغل خانگی و دیگر طرح های مورد نظر، به طورجدی اجرا شوند.و مسئولین محترم دستورات گره گشا و دلسوزانه رهبر عزیزِ دشمن شناس و دشمن ستیز را  به طور شایسه عملی سازند.و بر اساس دستورات با کفایت ایشان،گام های بزرگی که دشمن را درطمع ورزی به ایران مأیوس می کند،  بردارند. و  با عمل و منطق، درس فراموش نشدنی به بد خواهان ایران اسلامی بدهند.!؟

مهم ترین رمز موفقیت

 قبلاً حرف از خلأ ما در فرهنگ سازی و مقابله با تهاجم فرهنگی بود. نکته مهمی که در فرهنگ سازی  باید مورد توجه قرارگیرد، طرح جامع کارشناسی شده است،که خلأ آن باعث شده در فرهنگ سازی و مقابله با تهاجم فرهنگی تجربه خوبی نداشته باشیم.آنچه نگاه چدین ساله ما نشان می دهد، علاوه بر اينكه با جسته و گريخته عمل كردن، به جايي نمي رسيم، بلكه دچار ضرر و زيان هايي مانند دو  باره كاري... هم خواهيم شد. يك ساختمان مهم چند طبقه اي را در نظر بگيريم،آن را چطور مي سازند، قسمت قسمت؟! بايد گفت: خير. منظور، يكي از علل ريشه اي مشكلات كشور ما همين است كه يك قسمت ساختمان را مي سازيم، خوب هم مي سازيم ولي وقتي نياز به ساخت قسمت ديگر است، مي مانيم چه كنيم.ازجمله آموزش و پروش ما، كه سالهاست در مورد آن دغدغه جدي داشته و خروجي های آن را رصد، و به اين نتيجه رسيده ام كه نياز به طرح جامع و مدون دارد.و لذا تاريخ21/7/1384،در يكي از ادارات آموزش و پرورش قم،در حضور كار شناسان آن اداره،ربع ساعت در مورد كليات طرح و نيم ساعت هم به سؤالات پاسخ دادم كه مورد توجه واقع شد ولي...!؟،راهنمايي و رانندگي هم همين طور و نمونه هاي ديگر. علل ريشه اي مشكلات كشور و راه حل آنها را، در 38صفحه، تاريخ 15/5/1384، براي دكتراحمدي نژاد رئيس جمهور سابق ارسال كردم كه مورد توجه واقع شد؛ و راضيم.اميد وارم روزي هم شاهد اجراي طرح جامع در مورد موضوع این نامه باشيم و اين آرزو  به ثمر بنشيند.

عبدالحسين نجفي

همراه: 09368550280

« هدف نامه چهار صفحه ای»

1)مطالب آن برای عموم خالی از لطف نیست که جداً مورد توجه  قرار گیرد.وظیفه هر کس نسبت به کار خود درقبال کشور و اداره آن چیست و چرا، و چه باید کرد و بی تفاوت نبود ولو در حد« ران ملخ... سلیمان» باشد.

2) برای همه نهاد ها به خصوص نهاد های دولتی قابل توجه است که متناسب به توان علمی، هنری...،خود در مدیریت کشور چه باید کرد و چگونه، سهیم بوده و رئیس جمهور در هر شرایطی باشد او را تنها نگذاریم.

3) برای صدا و سیما، استانداران، نمایندگان مردم در مجلس شوری اسلامی و مسئولین نظام  سزا وارست در شرایط کاری خود، از هرچه در توان دارند دریغ نکرده و رئیس جمهور محترم را در مقابل دشمن شناخته شده  به طور جدی و صادقانه  یاری کنند.

4) برای رئیس جمهور محترم مایه امیدواری باشیم و هر کس هر نظر و پیشنهادی نسبت به کار ایشان دارد صادقانه گفته و راه کار بدهد ولو از دهها راه کار یک مورد از آنها مفید و قابل توجه واقع شود.

5) از همه تمنا می شود از هرچه در توان دارند به هر شکلی که می شو د ولو با نوشتن یک پیشنهاد، مسئولین جمهور اسلامی را یاری کنند چون عصر مردم سالاری دینی است و سنگر داری در مقابل دشمنانی چون ...:  

    عبدالحسین  نجفی  همراه: 09368550280

                       اعمال نظر.  همکاری با رئیس جهمور محترم ایران  11/7/1392

            موضوع: تکرار بیان نباید هایی هنوز و به وسیله کسانی، نسبت به عملکرد دولت قبلی، تبعات و سوء استفاده از این قبیل...

به دلیل اینکه خود شما انتقاد پذیرهستید و روز باز گشایی مدارس، با صراحت فرمودید، دانش آموزان هم باید  به رئیس جمهور خود انتقاد کنند. لذا حقیر هم آنچه به نظرم رسیده اقدام نکنم باید جواب گو باشم.آنچه به نظرحقیر رسیده این است که، آنچه در مناظره انتخابات گذشت، تاکنون همه را دارم رصدم میکنم. در مناظره  مصلحت بودولو درحد اشاره کارهای مثبت دولت قبل از خود را متذگر می شدید.ولی با  صراحت از مشکل 8 ساله  می گفتید.که نه ضروتی داشت و نه کسی چنین انتظار از یک فرد عالم  داشت که خود توصیه می کند « یا من اظهرالجمیل و ستر القبیح»!؟

با توجه به تاریخ متفاوت انبیاءواولیاء(ع) درعمل، تفاوت هرعملکردی نبایدکاستی تلقی شود؛ چون جریان صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)،لذا با توجه به شرایط متفاوت داخلی و خارجی کشور...،اگرهم چیزی باشد، مصالح کشور... ایجاب می کند  نادیده گرفته شود و نیز هر مدیرنسبت به مدیر دیگر نباید موفقیت های خود را برزگ و دیگری را کوچک جلوه دهد؛ مگر در صورت لزوم آنهم طوری تنظیم و بیان شود که بر داشت سوئی ازآن نشود،که نگرانی مردم تیز بین ایران  را در پی  داشته و  مورد  سوء استفاده دشمن شود، که قهراً تبعات آن دامن گیر فضای عمومی کشور و جامعه خواهد شد.که به مواردی ازآنها اشاره خواهم کرد،که چه مفهوم گیری هایی از یک مطلب می توان کرد.

 و نکته دیگر اینکه هرمدیری بعد از مدیرقبل از خود، طبق عهد، پیمان وسوگند، باید احساسی بالا تر از این داشته باشد که مسئولیت را  از برادرخود به رسم امانتی بسیار با ارزش... تحویل گرفته و روزی باید آن را به کسی دیگر واگذار نموده و با خاطره خوب و اثر گذار، ازخود باقی گذاشته و متوجه باشد تاریخ چه قضاوتی در باره او خواهد داشت،و به انتظار شهدا چه پاسخی داده است که راضی باشند.البته قضیه مهم تر، دقیق تر و با ارزش تر ازآنچه است که درچند جمله حق مطلب ادا شود!؟

 سوء استفاده هایی که دشمن می تواند برداشت کرده و امیدوار شود به اهداف ضد اسلامی و توطئه های خود ادامه دهد. این است که به مواردی ازآنها اشاره کنم، این نباید ها سر ازکجا  ها می توانند در بیاورند!؟:

1) دشمن درکمین خزیده، متوجه می شود زمینه برای ایجاد شکاف درمیان سران نظام موجود است؛ و اینکه  ازچه راهی باید وارد شد که اختلافات بطور خزنده ایجاد گردد؛ برای طرح های دیگری که بشود از این طریق به نظام ضربه وارد کرد.

2) هم دشمن متوجه می شود و هم درفضای عمومی جهان این طور تلقی خواهد شد، مسئولین در اداره حکومت اسلامی ناتوانند و در نتیجه اسلامی را زیرسوأل خواهد برد که خیلی ها منتظرند تبلیغ کنند، اسلام برای اداره جامعه کارایی ندارد و خوراک تبلیغی برای دشمن درست کنند که این خود بهترین اسلام ستیزی  برگرفته از عمل غیر مدبرانه ما به شمارخواهد آمد.و نتیجه همان می شود که خواست دشمن است.و برای آن سالهاست سرمایه گذاری و توطئه می کند.و دست بردار هم نخواهد بود مگر...!؟

3) زیرسوأل بردن موقعیت کسانی، به اینکه نتوانسته اند کشور را درست مدیریت کنند که یک رئیس جمهور،طی 8 سال موفق باشد و اگر موفق می بود در این حد، مورد اشکال واقع نمیشد. توجه داریم برخی جملات چه مفهومی پشت صحنه خود، و چه پیام هایی برای گفتن دارند. از جمله زیر سوأل بردن ولایت الهی که نیز به خود اسلام  باز می گردد نه شخص چون شخص ظرف است نه مظروف.

4) از همه بدتر،دشمن خواهد کوشید خود شما هم درکارتان موفق نباشید؛ تا مورد انتقاد دولت بعدی خود قرارگیرید، که در نتیجه  هم به روند کار شما لطمه وارد  می کند و هم تلقی میشود  اسلام  محدود به امورعبادی است نه اجتماعی.خود جنابعالی  تاریخ فوق به جهت مشکل امورخارجه مشکل 8ساله را عنوان کردید که مضمون آن ناتوانی دولت قبلی را نشان می دهد و این کار رسم می شود، دولت های بعدی هم هرجا با مشکل روبرو شدند، دولت قبلی را مقصر بدانند و مرتب این نباید ها درخیلی جاها و به وسیله کسانی تازه وارد، با صراحت وکنایه دامن زده شود.یعنی یک نباید از زمان مناظره به طورنا خود آگاه دارد به زیر مجموعه ها هم سرایت می کند!؟

باز به اول برمی گردیم. شما چرا در مناظره از مشکلات دولت 9و10گفتید و لی از مشکلات دولت 7و8 (که به طورمستند همه را دارم)،چیزی نگفتید،در صورتی که اگرلازم به گفتن بود باید از دولت قبل هم می گفتید چون هرچه  باشد دامنه آن مشکلات گاه  تا چندین دولت آینده تسری پیداخواهد کرد که در اینجا به مواردی ازآن ها اشاره می کنم.ولی در مقایسه باید منصفانه قضاوت کنیم، سر از کجا ها درآورده و دولت 9و10برای عبور ازآنها چه کرده است.خروجی ها ملاک است نه شخص وگاهاً نبایدی که در هر دولتی طبیعی است.

1)منافقین پس ازچند سال سکوت و خزیدن درگوشه ای، یکباره سر بیرون آورده و فریادشان را در دانشگاه ها بلند و همراه تخریب هایی که می دانید ابراز وجودکرده و همزمان عوامل خارجی چون آمریکاو طراحان دیگر، درجهت بر اندازی نظام  دست بدست هم دادند تا در نتیجه، بستری شد برای فتنه 88 که عوامل اجرای طرح، همانند آتش زیرخاکستر، قیام مسلحانه را شروع کردند!؟.

2) با قیام هماهنگ منافقین در داخل،طرح ایجاد تفرقه درجاهایی که نباید شروع  شد و فرا تر ازآن در بین دولت وقت وکسانی  به نوعی درگیری ایجادکردند.و لی رهبری آگاه و بصیر، این طرح آمریکا و عوامل داخلی از جمله منافقین را، در همین حد به خوبی خاموش کردند؛ولی در فضای عمومی به نوعی دیگر ادامه پیدا کرد،تا سال 1388،که این بسترآلوده، به مواد آتش زا، بر اثر یک جرقه، شعله ورشد و چه شعله ای!؟ و امثال شما با نگرانی شدید، شاهد بودید که چه شد و چگونه به خواست خدا و نا کامی دشمنان خاموش گردید!؟

3) درهمین حال و هوا فوق بود که آمریکا به امید هدف اصلی(ایران) به بهانه هایی عراق و افغانستان را اشغال کرد،صرفاً قصد ایران بود تا شرایط داخلی جایی برسد که به بهانه دعوت منافقین برای کمک،آمریکا وارد عمل شود که نا کام  ماندند. البته آمریکا به امید فرصت مناسب در عراق به گونه ای و در افغانستان به گونه دیگر، باقی مانده و نخواهد رفت و لو در سطح سفارتی مانند سفارت عراق باشد که ترورهای هر روز عراق از همین جا مدیریت میشود و این قتل عام های فجیع و دردناک به دست پشت صحنه آمریکا صورت می گیرد، نه دیگری چون اگرآمریکا نمی بود وضع بگونه دیگر بود، چون جرأت نکرده و در اداره آن می ماندند...!؟

4)مشکلات مطبوعاتی که هم در ایجاد تفرقه میان سران کشور و تا مسائل اخلاقی...کشور، نبایدهایی را مرتکب شدند که حتی فریاد حوزه علمیه هم بلند شد،درخود مجلس  شورای اسلامی سر از جبهه گیری جناحی درآورد که من همه را رصد کردم. البته برخی از روز نامه های آتش بیار معرکه متوقف شدند ولی نه درآن حد که آتش آن خاموش شود. در واقع مطبوعات به نوعی دست راستی بودند برای تهاجم فرهنگی، عوامل داخلی آمریکا...که خود شما از اوضاع آن زمان با خبر تر هستید که چه شد!؟

5) توطئه سال 1388، از همین بسترآلوده  به مواد آتشزای فوق و هماهنگی عوامل داخلی به محوریت اصلاح... !؟ و اجرای طرح به وسیله منافقین بطور مسلحانه به محوریت آمریکا، انگلیس و اسرائیل شروع شد.که البته  بیش از شش ماه  با همکاری عوامل داخلی و خارجی و چند کشور عربی برای خاتمه دادن به حکومت اسلامی و حتی پیش بینی های بعد از موفقیت که چه کنند، تهیه شده بود!؟.و خلاصه درگیری خیابانی،علاوه برخسارات زیاد، تعدادی هم بوسیله منافقین شهید شدند که اگر مدیریت تحسین  بر انگیز رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته و قیام مردم نمی بود، معلوم نبود شرایط امروز چگونه باشد.این سوأل بایدجواب داده شود اگر عوامل داخلی نمی بودند آمریکا...چگونه می توانستند در ایران حادثه ایجاد کنند.محوریت قیام چه کسانی بودند، منافقین؟، اصلاح... ؟! شما بهتر می دانید طرح تقلب در انتخابات به وسیله چه کسی و هدف چه بود؟! نوشته همه اینها را در( تاریخ سیاسی ایران جهان)جلد 5و6 ، بطور مستند دارم.

و خلاصه حادثهِ بسیارخطر ناک و سنگینی بود که خود شما، هم بهتر سنگنی آن را درک میکنید،و از کسانی هستید که به شدت  نگران این قبیل پیش آمد ها برای کشور هستید؛چون خوب می دانید دشمن با چه اهدافی حادثه آفرینی می کند. امید وارم در دوران عمرمسئولیت خود،آن گونه که شایسته است،درس فرامش نشدنی به دشمنان قسم خورده اسلام؛ جهت  نجات  بشر از شرآنان بدهید و این افتخار را در تاریخ به نام خود ثبت کنید.و شدنی است چون همه مردم ایران از فرزندان برومند و دشمن ستیز خمینی(ره)هستندکه جهان را متحول کرد.

دولت نهم و دهم با چه موانعی روبرو شد؟

دولت فوق به خاطر اینکه به هیچ حزب و گروهی وابسته نبودو از توان مدیریت خوبی برخوردار بود که با مطالعه روی مسائل کشور و چند سال مسئولیت خود در استانداری و شهرداری، تجارب خوبی را بدست آورده بود،و بسترمدیریت خوبی شده بود که بتواند هم موانع دولت قبل را پشت سر بگذارد و خرابی هایی را اصلاح کند و خیلی نباید های دولت قبل خود را برطرف و اصلاح کند که وقت توضیح آنها نیست و هم موفق شدکار های نوینی را خلق و ازخود باقی بگذارد که از یک سو زخم های گذشته را در مان و اصلاح کرد،و از سوی دیگر زیرساخت های خوبی در اختیار شما قرار داده که می دانید حتی کوچه ترین کار،لازمه آن طرح کاملاً کار شناسی شده است که زمان می برد  تا دولت جدید به جایی برسد.که دراین مورد رهبری منصف و بصیر، خطاب به شما ها، اشاره فرمودند؛ کارهایی که دولت قبلی به اینجا رسانده، ادامه بدهید.من به چند مورد ازکارهای ایشان اشاره می کنم و شما منصفانه قضاوت کنید، دولت 7و8  در8 سال جز نباید هایی چون جناحی فکرکردن...که ازخود باقی گذاشت و رفت چه کردند، که کار های مثبت وی را عملاً تحت الشعاء قرار داد؟!

1)خاموش کردن شعله آتش منافقین و تغییراتی فرهنگی درحدی، و بهبود وضع مطبوعات...،که از شرایط حاد دولت قبل از ایشان  بود. باید گفت: ایشان توانست پیشروی اوضاع را کنترل  کند؛ به خصوص همین چند مورد،که به محض شروع، نباید ها خود به خود برچیده شدند.چون عوامل هم می دانستند ایشان با دست پرآمده، هم ضد جناحی عمل کردن هدف اوست و لذا متوجه شدند فعالیت آنها با این شیوه  نتیجه ای جز رسوایی ندارد.چون اینها مشتری خود را قبل از قبول هر سمتی می شناسد؛ ارباب  به اینها فرمول کاری می دهد.«همفر» جاسوس انگلیس محمد ابن عبدالوهاب را بایک نگاه برگزیدو تاریخ1143هجری قمری اولین سنگ بنای وهایت خون خوار را درقلب کشورهای اسلامی چنان شالوده ریزی کرد.که کتاب وهابیت پدیده استعمار،(درحال تدوین)،آن را روشن می کند،چگونه استعمار، اسلام را با نام خود اسلام و اهداف رسول خدا(ص) را درگسترش اسلام،به سیله مسلمان نماها، برگبارمی بندد!؟

2)کارهای بنیادی که در مورد اقتصاد، سهمیه بندی کردن و تولید بنزین، طرح یارانه ها، مسکن مهر،حل مشکل ازدواج جوانان... به طور بنیادی.که اکثر اینها زیرساخت های جدیدی بودند که ایشان شروع و بنا نهادند.همین وضع قم زمان ایشان را نگاه و منصفانه با زمان قبل ازآن مقایسه و قضاوت کنید.چند سال که استان شده بود به خاطر عمران...، فقط زمان ایشان تغییرکرد که رهبری عزیز هم در ضمن یکی از بیانات خود،به آن اشاره داشتند. دولت قبل ایشان برای قم چه کرد؟چرا عدالت و انصاف را درجای خودش قرار نداده و قبول نمی کنیم؛آن هم در شرایطی که از دولت قبلی موانعی باقی مانده و عبور از آنها سخت وکار بر بود. ایشان درچهار سال اول بیشتردرگیر این خرابی ها بود و لذا خواهیم دید کارهای مهم وجدید درچهار سال دوم  دو برای چهار سال اول بود. با دلایل روشن می توان گفت: اگرشده بود که چهارسال دیگر اضافه شود؛ متوجه می شدیم در این چهار سال سوم کار دو  برابرآن هشت سال  می شد .البته این یک قاعده کلی و در نگاه دیگر است.و لذا همین امر درچهار سال هررئیس جمهور تازه وارد که در اکثر کار های دولت قبل تغییراتی ایجاد می کند، به همه مسائل کشورحتی اجتماعی، فرهنگی...،خیلی لتمه وارد می سازد.ای کاش کاری آسیب شناسی صورت می گرفت و شکل نظام اداری کشور مثل پرده درویش ها، هرسال عوض نمی شد.هر دوره رئیس جمهوری 8، سال باشد آن گاه 16سال عملکرد مستمر به هم پیوسته را با دوره چهار ساله رئیس جمهور، مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد،کدام زیان کمتری دارد و چرا؟.

 3)انرژی هسته ای که برای اولین بار در دولت ایشان شروع شد که توانست مانع تراشی در تحریم اقتصادی، مشکل تولید بنزین،و سوخت انرژی هسته ای را باو جود سنگ اندازی حتی تهدید مکرر نظامی آمریکا، همه را مدیریت کند.این را هم جایی توضیح داده ام که اگر ایشان نمی بود که با رهنمود های رهبری در نبرد دیپلماسی آمریکا را خلع سلاح و درجهان سرکوب کند؛چون آمریکا، عراق و افغانستان را برای ایران، اشغال کرده بود، نمی گذاشت انرژی هسته ای به اینجا برسد که رسیده و دیگرآمریکا هر گز نخواهد توانست خللی در روند این امرکه شکل گیری آن کامل شده(و موقعیت حقوقی ایران را تثبیت نموده)،ایجادکند، جزحرف که نکویند دیگر ازآمریکا خبری نیست.یادم هست بوش پسر و اوباما، دو رئیس جمهورآمریکارا به مناظره در سازمان ملل دعوت کرد؛ولی با اصرار هم حاضر نشدند.همین امرآمریکار را درجهان خلع سلاح و به یک ببر کاغذی بی اثر تبدیل کرد.متأسفم که از لحن کلام برخی بوی ترس ازحمله نظامی آمریکا...می آید!؟ البته نباید غافل بود.ولی...

4)جاده ها،سدهای مهم و کارخانه ها، ماهواره ها...که جهان را به تعجب واداشت همه اینها در زمان ایشان واقع شدند،آیا چنین نبود ؟ کدام اینها از دولت 7و8 بود؟،مهم ترین رمز موفقیت دولت 9و10بی تردید این بودکه درآئینه دوران خدمت خود، جز مردم چیز دیگری نظر وی را بخود جلب نکرده بود.امید است دولت یازدهم ، هم چون صادقانه کمر همت را بسته و با درایت گام بر می دارد،خدمات شگرف و نوینی را از خود باقی بگذارد،به طوری که امید است، امید بد خواهان را درطمع ورزی به ایران تبدیل به یأس  بی در مان کند؛ و این صفت از ذاتیات مردم ایران بر تر در تاریخ است که حضرت رسول(ص) می فرماید« امید من به ایران است».

به طور نا خود آگاه در جهت بیگانه

گرچه این مطلب به خود موضوع اصلی نامه ربط دارد ولی آن را به طورعام عنوان می کنم.چون خیلی جا ها و در هر مسئولیتی نباید هایی جایگزین باید هایی می شود که سزاور است همه مسئولین آن را نسبت به عملکرد یک دیگر، به طور صد در صد رعایت کنند که چشم طمع دشمن از نفوذ در نظام بسته و در نطفه خفه شود.وآن این است که جنبه های منفی اگر هست،  به گونه ای باشد که خدا نسبت به بنده های خود روا می دارد« یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح»،چرا چون اگر همه مسئولین جنبه مثبت یک دیگر را آشکار و منفی ها را درخفا گفته و برای اصلاح آن راه کارداده و برای برطرف شدن آنها هم کاری کنند. به دو امر مهم توجه شده است.یکی اینکه همین همکاری مشکلات را از بین خواهد بردو اگربه یک فرهنگ عمومی در نظام تبدیل شود، قهراً در صدر و ذیل نظام، تسّریع خواهد یافت؛و درضمن باعث خوش بینی، رعایت آداب اداری و تقید به مبانی قرار دادی... درمیان همه عوامل نظام خواهد شد و در نتیجه انسجام  درکارها را تحکیم  خواهد بخشید که می دانیم،چه آثار شگرفت در پی خواهد داشت، از جمله پیشگیری از هر نبایدی که دیگر مشکل باز دارنده ای بوجود نیاید که برای اصلاح درآن حد، نیاز به همکاری باشد.و دوم اینکه تا عوامل داخلی خائن نباشند که به وسیله آنها  دشمن هدف خود را دنبال کند.چون وحدت و انسجام قهراً چشم طمع  دشمن را خواهد بست. اصولا درتاریخ نداریم که استعمار توانسته باشد بدون عوامل داخلی؛ کوچک ترین کاری کرده باشد و این وحدت در دست خود ماست که باید عملاً تحقق پیدا کند تا آمریکا، دست طمع را برای رسیدن به ا هداف دراز مدت خود بردارد.

ولی اگرقضیه عکس باشد علاوه بر اینکه دشمن نه تنها چشم طمعه خود را نخواهد بست؛ بلکه امید وار می شود، برای سرمایه گذاری دراز مدت، جهت دست یابی به هدف خود،جدی اقدام کند.این نباید چند مشکل را به همراه خواهد داشت.

1) با توجه به اینکه دشمن باسیاه نمایی و تبلیغات بی اساس، می کوشد نظام را نا توان... به جهان معرفی و  موقعیت  تصنعی خود را در جهان نشان دهد .این کارخود ماست که با، بد گویی و اشکال و ایراد ها برعلیه یکدیگر به جهان اعلام می کنیم، دولت فلان... چه مشکلاتی از خود باقی گذاشته است؛به خصوص در مناظره که همه جهان آن را گوش داده و حتی با زبان محلی برای یک دیگر بازگو خواهند کرد!؟آیا چنین نیست و خود ما اشکلات دشمن را حتی بار ها تکرار نمی کنیم؟ به خصوص وقتی توسط مسئولین آن کشور شنیده شود.خود ما چرا این کار را کرده وسعی می کنیم مشکل دشمن را بزرگ جلوه دهیم؟ با این تفاوت که ما  به جهت تقید اسلامی خود، عین و اقعیت را می گوییم، نه شایع پراکنی، برچسب زدن، دروغ پراکنی و مانند آن را.چون قصدمان اصلاح است نه افساد و تخریب؛ که طبق آیه 205سوره بقره روش استعمار گران است.و ما ازآن متنفر و ملامت کننده ایم.

2)که از اول بد تر است.اگرآمریکا علیه ما تبلیغات سوء داشته باشد خیلی کم باور می کنند؛ چون آمریکا به دروغ گویی معروف شده است.و نیز این را همه می دانند. دشمن اشکالی تراشی کرده و ازکاه کوه می سازد و به قول معروف چوب لای چرخ می کند، تهمت و  بر چسب می زند، تارقیب خود را، نظر افتاده... نشان دهد.ولی وقتی خود ما مشکل یک دیگر را می گوییم آن هم درکشور اسلامی که جهان باور دارد، بد گویی درکشور اسلامی وکسانی که برای خدمت سوگند یاد کرده اند، درست نیست.ولی وقتی با صراحت عملکرد یک دیکر را مورد اشکال قرار می دهیم اکثر مردم باورخواهندکرد!؟ و پیامد های آن از جمله.چون این حرف خود ماست نه آمریکا که درو غگو است و نه عوامل داخلی آمریکا که چیزی را به دروغ  برای خوش خدمتی آمریکا، ارسال و خوراک تبلیغی درست می کنند.ولی خودمان مشکلات داخلی را بگوییم، نا خود آگاه خدمت به دشمن است.چون مستند تر از گفته خود دشمن و یا عوامل داخلی آنهاست!؟.

به هرصورت از قدیم تاکنون بدون استثنا دشمنان کوشیده و خواهند کوشید به این نتیجه برسند که ثابت شود، اسلام از اداره جامعه ناتوان  است حال اگرخود ما به هر طریق به خواسته دشمن دامن بزنیم خواسته آنها به وسیله خود ما تحقق یافته است، نه خودشان و درحقیقت ما می شویم آتش بیار معرکه!

و اخطار ی دوستانه!

ازکسی که همه مسائل را رصد میکند و اگرنامه هایی که تاکنون برای شما ارسال کرده، توجه کرده باشید، قبول  خواهید کرد  بی خبر نیستم.  امیدوارم توجه فرمایید، چون نه برای شخص خود شما؛ بلکه به خاطر نظام اسلامی که شامل حال شما هم خواهد شد. عرض میکنم.

امام خمینی(ره) فرمودند:و قتی دشمن از شما تعریف کند، بترسید. تلفن های تبریک به شما از دشمنان شناخته شده، دعوت مکرر از اروبا و فلان کشورآتش بیار خون ریزی درسوریه. درخواست ملاقات مکرر از طرف رئیس جمهورآمریکا و گفتگوی تلفنی با شما، بوی این می دهدکه طرحی در دست اجراست.ازجمله، اوباما پس ازگفتگوی تلفنی با شما، به نخست وزیر اسرائیل میگوید: گزینه حمله نظامی به ایران هنوز روی میز است.و در مورد انرژی هسته ای گفت:بدون مشورت اسرائیل کاری نمی کنند. این دو گانگی روشنگر نیرنگ آنهاست، نه صداقت. ما منتظریم سر دیزی که باز شد، به بینیم گربه با حیاست یا با سر وارد دیزی می شود!؟

خیلی ساده اندیشی است، تصور شود کسی که 34 سال است آن همه سرمایه گذاری وکارهای دیگری چون تحریم اقتصادی را برای به زانو درآوردن حکومت اسلامی تحمل کرده، یکباره همه اینها را نادیده گرفته و 95درجه چرخش کندو هرچه ما خواستیم و گفتم قبول کند.و با صداقت،غنی سازی اورانیوم، به رسمیت شناختن انرزی هسته ای و دست برداشتن ازآدم کشانی مثل اسرائیل و وهابیت... را؛آنهم به خاطرکشوری که هرسال طرح بر اندازی صهیونیست را در ماه مبارک رمضان روز جهانی قدس سر می دهد، همه اینها را به خاطر یک نرمش ما قبول کرده و دست بردارند که خیال ما راحت شود!؟

البته اگر اینها را کنار بگذاریم احتمال می دهد تا حدودی کوتاه بیایند که آنگاه می شود مصداق آیه120 سوره بقره و آیه 51 سوره مائده. با کسی دست بدهیم که طرفدار و حامی خون ریزان در سوریه؛ در فلسطین، درعراق، و در پاکستان است...!؟،حامی کسانی که درجنگ داخلی سوریه،میکسند و جگرکشته را می خورند، درآتش می سوزانند!؟.لابد می دانیم «همفر» جاسوس انگلیس چگونه در1143 هجری قمری،اولین سنگ بنای تکفیری ها را گذاشت و توسعه داد، برای شیعه کشی که هر روز شاهد قطعه قطعه شدن بیگناهان در مساجد،زیارت گاه ها، مراسم...، محل عمومی...،هستیم و به گفته سازمان ملل در شش ماهه اول سال جاری درعراق6هزار کشته شده اند.جنگ های صلیبی علیه اسلام درقالب دیگرو به وسیله خود مسلمانان.یک نمونه از تفرقه ویرانگر است که ما دریک کشور اسلامی به طورنا خود آگاه به آن دامن می زنیم !؟

 پیشنهاد به رئیس جهور محترم

1)من باوردارم شما صادقانه کوشش می کنید،ولی می ترسم خدای ناکرده با مشکلی هرچند کوچک،روبرو شوید، لذا تمنای همه مردم عزیز ایران است،لا اقل به خاطرخودمان باید هایی را جایگزین نباید هایی کنیم، که سلامت  فکری، امید وآرمش مردم را درحد ایده آل فراهم کند.تحقق باید هایی که به فرموده خود جناب عالی، نشانگر دولت تدبیر و امیدی است. تا مردم درآن فضا نفس کشیده و همراه شما باشند؛ لذا امید است سعی شود همه جوانب مسائل دیده و با شایسته ترین وجه مدیریت شود، از نرمش،لب خند... معنا دار دشمنان نظام و عوامل داخلی آنها،غفلت زده نشویم که از پشت خنجر بزنند.شما روحانی  شایسته حوزوی هستید، امید است بیش از این سعی شود، با مدیریت نمونه شما در سیاست، موقعیت حوزه علمیه را ارتقای مورد تحسین ببخشید که در تاریخ خدمتتان ماندگار و به کوری چشم دشمنان افتخاری برای خودتان و حوزه علمیه ای باشید که آنها نمی خواهند.به همین جهت حساب شما  با یک رئیس جمهور غیر روحانی کاملاً متفاوت است؛چون وجهه حوزه علمیه امانت در نزد امثال شما ها ست.لذا باید امانت داری نمونه باشیم، تا نگاه تحسین برانگیزمهدی(ع) شامل حالمان شود.

2)مسئول هستید بدون ایراد و اشکال، کاستی های دولت قبلی را بر اساس شرایط موجود، برطرف و اصلاح کنید،چون مسلم است شرایط متغیر زمان اقتضا می کند به طور طبیعی نحوه عملکرد افراد بدون کاسی نباشد؛ چنانکه هیچ کشوری بدون مشکل نخواهد بود.لذا تمنا می شود برخورد های در این مورد موأ دبانه و عاری از سوء استفاده دشمن و تشویش خاطر مردم باشد؛ چون زیاد از مردم تیز بین ایران شنیده می شود چرا...؟!

3) عملکرد دولت قبل هرچه باشد امانتی است که بدست شما سپرده شده و چند روز دیگر، باید آن را به دولت بعد خود تحویل دهید، پس چه خوب است مدبرانه با قضایا و ترمیم کاستی ها برخورد کرده و فکر نکنیم این مسئولیت برای ما یک مقام ماندگارخواهد شد، مگر درآن صورتی که از هر نظر شایستگی خود را نشان داده و رضایت عموم را جلب کرده باشیم.

4) سفارش بفرمایید درمناظره های رسانه ای، عوامل دولتی و غیره، نسبت به عملکرد دولت قبل موأ دبانه برخود کنند؛ نه مثل مناظره تاریخ26/7/1392 در مورد سود بانکی که این گونه برخود جز سوء استفاده دشمن را در پی نخواهد داشت و باعث نگرانی مردم شده وکلاً  بد گویی محسوب و سر از غیبت و تهمت درخواهدآورد. البته به وسیله یک نفر بود.

5)تمنا می شود به آستین کهنه حقیر نگاه کنید.کف زدن، سوت کشیدن ها و برخی حرکت های احساساتی...، در وقت سخنرانی... امثال شما به نحوی کنترل شود،چون علاوه بر اینکه در شأن یک رئیس جمهور و حکومت اسلامی نیست، در پشت صحنه این کار های غیر عادی...  اهدافی حساب شده وجود دارد که توضیح آن بماند. ولی چرا جدیداً  پیداشده؟

6) باز هم تمنا دارم، همان طورکه خودتان بارها در مورد عمل به توصیه های مقام معظم رهبری تأکید دارید.موضوعاتی را با رهبری حضوراً در میان بگذارید و اگرمی خواهیدواقعاً موفق بوده و طبق سوگندی که یاد کرده اید عمل کرده باشید،رهنمود های رهیر دلسوز را دقیقاً مورد توجه قرار دهید که صد درصد به خیر شما خواهد بود. و هروقت لازم است این مشاوره را داشته وآن را سر لوحه کارخود قرار دهید.چون متخلف به آن جز بد نامی چیزی ازخود باقی نمی گذارد.و برخی رسوا و از نظر افتاده میشوند؛ چون  بی توجهی به اسلام و خون شهداست که به وسیله دشمان ولایت حق در سر زمین کربلا ی ایران ریخته شده است. اثر خود را خواهند گذاشت!؟

* اميد وارم هرنظر،پيشنهاد،و... داريد دريغ نفرماييد كه بهترين آئينه اي هست كه صورت قلم و بيان خود را درآن به بينم تا بتوانم با قلم و بياني سالم و بهتردرخدمت و مرتكب نا خواسته اي نشويم.

 

عبدالحسین  نجفی

  همراه: 09368550280