زمینه بلقوه تحصیل دانش در انسان

                                 

 

      قبل از ورود در بحث، توجه به این  نکته مهم است،  بدانیم انسان سرزمینی است که انواع و اقسام معادن  با ارزش دردرونش ذخیره شده است. برای کشف این ذخایر اگر از راه درست و تعیین شده آن نرویم، علاوه  براینکه آن ذخایر را آن طورکه هستند کشف  نخواهیم کرد، بلکه بگونه ای عمل خواهیم کرد که خلاف آنچه باشد که دنبال  می کنیم. اینکه خداوند در سوره ( والتین ) پس  سوگند به چهار چیز مهم می فرماید:« لقد خلقنا الانسان فی احن التقویم» به حقیقت ما انسان را در بهترین صورت  نظام ( وتوانمندی) آفریدیم»: این (احسن التقویم) یعنی همان ذخایر و به عبارت دیگر استعداد های نهفته بسیار با ارزش و عجیب، که باز خدا در مورد عجیب بودن آن آیه14، سوره مؤنون، می فرماید:« فتبارک الله احسن الخالقین»: و در مورد اینکه این ذخایر همان علوم و فنونی هستندکه بشر باید برای زندگی دردنیای خودآنها را کشف کند؛ خداوند در سوره الرحمن آیه3-4، می فرماید:« انسان را بیافرید و به او(بیان وعلومی) بیاموخت»: ودرآیه31، از سوره بقره، می فرماید:« سپس علم اسماء( علم اسرارآفرینش و نام گذاری حقایق موجودات) را  همگی  به آدم آموخت ...»: در واقع همان علومی که لازم است انشان بالقوه داشته باشد شبیه همان خاصیت دریک میوه می  باشد که به تدریج کشف خواهد شد و اینکه درآیاتی خداوند در سوره الذاریات آیه55، خطاب به پیامبر(ص) می فرماید، افراد متذکر نموده و یاد آوری کند، یاد آوری به همان علوم نهفت بالقوه ، در وجود انسان بر می کردد.

 

تا کنون پنج درصد از مغز انسان  بکارگرفته شده و به این حد از علوم دست یافته است و بقیه آن همان ذخایر قابل استخراج است و نیز گفته می شود از27 حرفی که برای انسان مقرر شده، تا کنون  تنها دو حرف آن به کار گرفته شده است و  بقیه در عصرحکومت حضرت مهدی(ع) به کارگرفته خواهد شد.

 

      به هرصورت در مورد کشف این ذخایر، از نباید هایی باید  دوری جست  تا به باید های ارزشی  برسیم. و لذا  نباید هایی را در چند فصل مورد بررسی قرار می دهیم که  نام این قبیل تو ضیحات، شرح توصیفی طرح می  با شد که قبلاً هم به آن اشاره شد؛جهت اینکه به اهمیت و لزوم طرح پی به بریم.

نظام آموزشی حوزه علمیه

                            

 

مقدمه دوم: انگیره ما: انگیزه در مورد نگارش این طرح به دو موضوع کلی بر می گردد که در فواصل طرح و شرح توصیفی آن بیشتر روشن خواهد شد، نظام آموزش فعلی حوزه چه باید ها و ارزش هایی را درعوض نباید هایی فدا کرده و تبعات خسارت بارآن به کجا ها سرایت و رسوب کرده است1؟.                                                        

 

       1): عقب ماندگی ها: پس از مطالعه دقیق در مورد علل عقب ماندگی و مشکلات حوزه های علمیه و طلاب، از نظر علمی، تبلیغی، و حتی اخلاقی...، به این نتیجه رسیدم که مهم ترین علت را باید اول درگزینش و بعدآموزش مورد توجه قرار داد؛ به خصوص درگزینش که از علت العلل ها می باشد. نه تنها در مورد حوزه علمیه بلکه درهمه آنچه بشر با آن سر وکار دارد؛ سعادت و شقاوت بشر را در نهایت به طرف مقوله آموزش وآگاهی  سوق می دهد لذا ریشه سایر مشکلات خوزه وطلاب را باید در مجموعه آمزش  جستجو کرد.

 

       2):خلأآموزش متناسب: ازهمان زمان و رود  به حوزه علیه قم(درسال56) نسبت به این امردغدغه خاطرداشتم، چراآموزش ارزش یابی، درجهت کشف استعداد های نهفته که هدف از تحصیل می باشد، درحوزه های علمیه وجود ندارد؟، چون ازیک سو، شنیده بودم، یکی از مراجع بزرگ شیعه عراق عقیده داشته، امتحان به شکل فعلی نباید باشد، لذا  به این حقیقت پی بردم که طلبه باید از وجود خود مایه گرفته، محقق وخود کفا بوده و با سواد شدن را دنبال کند، و ازسوی دیگر هدف از تحصیل درحوزه ها، آنهم علوم دینی که با مسائل اعتقادی، اخلاقی، معنوی، عرفانی، انسان شناسی، ربط دارد، دست رسی به اینها هرگ با نمره نه به دست می آید و نه بالا ترین نمره  می  تواند تضمین کننده آن چیزهایی باشد که به آنها اشاره شده، و همین نوع آموزش است که علاوه بر از میان رفتن کیفیت علمی، مسائل اخلاقی هم کیفیت خود را که از دست داده هیچ حتی فرا تر ازآن رفته، که باید در دادگاه ویژه روحانیت آن را جستجو کرد. تخصص در علوم  روز این گونه نیست، آقایی که بهترین دکتر، مهندس...، است، و شاید نمازهم نخوااند  ولی آن اثر منفی را در  تخصص او ندارد آن گونه که در روحانیت دارد. چون درعلوم دینی پایه و اساس ایمان، عرفان ...، و از ضروری ترین خاصیت روحانیت می باشد.، ولذا اینها را با نمره دانشگاهی  نمی توان کسب کرد.

 

     خبر دارم، خیلی از نمره های در نظام آموزش فعلی، به نوعی ساختگی، تغلبی و یا واسطه ای...، هستند، و می دانم، چه فرمول هایی برای نمره به کارگرفته می شود!؟، اصلاً این آموزش در وازه، تغلب، نیرنگ، تنبلی، بی سوادی، پارتی بازی...، را بر روی حوزه علمیه باز و ترویج می کند و اگر ادامه یابد به عنوان یک جریان در حوزه های علمی با تبعاتش باقی مانده و به نسل های بعدی حوزه منتقل خواهد شده  و روز به یک معضل لاینحل چالش ایجاد خواهد ماند  که آسیب شناسی در زوایای جامعه می تواند ریشه آن را پیدا کند؛  به همین جهت است که آموزش و پروش هم به فکر جایگزین افتاده است.

 

یکی از تبعات نظام آموزش فعلی، سر خودگی مردم نسبت به روحانیت، و در حاشیه قرارگرفتن آن است که متأسفانه به پی روی ازآموزش دانشگاهی دنبال می شودکه نشانه درحاشیه قرارگرفتن حوزه است چون به دنبال آلگو های آموزشی است که اساساً غربی و از زمان شاه ملعون می باشد،  نه اسلامی  به آن معنا، چون به ظواهر و محفوظات  کار دارد  نه محتوای انسانی و ایمان...؛و از طرف دیگر چون افراد بدون آگاهی از اینکه هدف از دروس حوزوی چیست، به همین اندازه قانع هستند که نمره بگیرند، دیگرکاری به آنچه رسالت یک طلبه است ندارند!؟  (( قسمتی از طرح آموزش ارزشیابی وکشف مهارت ها))

 

بايدهاي رفتاري                گوشه ای از حوادث رانندگی

 

بايدهاي رفتاري اصلاً با بايدهاي غذايي قابل مقايسه نيست، از جهات زيادي از هم متمايزند از جمله كم هزينه، دم دست و راحت تر بودن و اثر عميق و ماندگار رفتار درماني از باب مثال ورزش بيماريي نيست كه با آن سازگار نباشد و از هر نوع بيماري جلوگيري خواهد كرد ولي غذا براي هر بيماري يكسان عمل نمي كند ترش ضد زخم معده گوشت و تخم مرغ ضد فشار خون

 

بايدهاي رفتاري كه در جلوگيري از هر ناخواسته روحي و جسمي و درمان آنها اثر بخش خواهد بود، به دو قسم مادي و معنوي تقسيم مي گردد. بايدهاي مادي باعث سلامت جسم و روح و روان مي شود، و بايدهاي اخلاقي سبب تقويت نيروي انساني و سلامت روح مي گردد. در حدي كه تحقيقات جديد نشان مي دهد باورهاي ديني از يك سوء از هر ناخواسته جسمي و روحي جلوگيري مي كند، و از سوي ديگر، سبب نشاط ، سلامت و نيرومندي خواهد شد؛ ثابت شده كساني كه از معنويت خوبي برخوردارند كمتر بيمار شده و در مقابل عمل جراحي خوب جواب داده و بيماري آنان زود و راحت معالجه مي شود!؟

 

در مورد بايدهاي مادي از جمله شما يك راننده ورزشكار كارا در نظر بگیرید، پس ده ساعت رانندگي احساس خستگي مي كند ولي راننده اي كه از اين قبيل تحركات محروم است دو ساعت رانندگي كند خسته مي شود، چون ماهيچه هاي عصبي، عضلات از حالت انعطاف پذيري و آمادگي لازم برخوردار نيستند!؟

 

در مورد بايدهاي رفتاري دو كتاب هاي رفتار درماني اول و دوم را دارم، كه هر كدام بيش سي مورد روش درماني را در خود جا داده اند؛ از جمله ورزش، تفريح، خورشيد، خنده، دوستي، خانواده، تفریح، هوا... درماني، راننده اي كه تفريح و گردش كند در رانندگي موفق تر خواهد بود از كسي كه از تفريح و گردش محروم است. سال 86 يكي از پزشكان ايراني كه در مورد اثر درماني طبيعت سخن مي گفت: اظهار داشت گروهي از نابينابیان را كه در دامن طبيعت اسكان مي دهند، بهبودي زيادي را همراه دارد، ايشان اضافه كردند، ثابت شده رانندگاني كه در دامن طبيعت زندگي مي كنند، كمتر دچار حوادث رانندگي مي شوند!؟

 

كه بايد گفت اي كاش تحقيقي بر روي رانندگاني كه در دامن طبيعت زندگي مي كنند، صورت مي گرفت تا راهنمايي و رانندگي تأكيد داشته باشد رانندگان از طبيعت بهره بگيرند، تا كمتر دچار مشكل شوند.

 

در مورد خنده درماني كه در همان كتابها كاملاً توضيح داده شده، از چند ياد داشت كه دارم اين طورآمده است:«خنده عوامل تنش زا در بدن و كنترل و ساكت مي نمايد و باعث خود گذشتگي و جوانمردي مي گردد، گوشش دادن كه نكات خنده آورد، تماشاي ديدنهاي لذت آور باعث تقويت قلب و كاهش فشار خون خواهد شد، خنده سبب كاهش مواد شيميايي و سمي در بدن گشته و باعث تقويت سيستم هاي عصبي و انرژي زا مي شد، و يك دقيقه خنده و نشاط باعث ادامه نشاط تا دوازده ساعت خواهد شد. طي بررسي دانشمندان بدست آمد موشها هم در عالم خود خنده و خوش دماغي دارند

 

به نظر شما يك راننده با نشاط... زودتر خسته مي شود يا راننده نگران و عصباني به كسي گفتم موسيقي درماني تعجب كرد گفتم اتفاقاً اين را از قرآن گرفته ام درباره خنده درماني خداوند مي فرمايد: «و اين كه اونست كه مي خنداند و مي گرياند[1]». و درباره اخلاقي درماني مي فرمايد:«...كساني كه پرهيزكاري پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند) نه ترسي بر آنهاست و نه غمناك مي شوند[2]» و قواي جسمي اين گونه آمده است (... خدا او را برشها برگزيده و او را در علم و قدرت (قدرت و توان) جسم، وسعت بخشيده است...[3]»

 

خلاصه اگر مي خواهيم راننده موفقي باشيم، كوشش كنيم تحركاتي مانند ورزش گردش و كوه نوردي، گفت و گو، نشاط و شادماني را سر لوحه زندگي خود قرار دهيم، تا هم هميشه سالم باشيم هم موفق در كارهاي حساس فكري... مانند رانندگي و هر كار ديگر كه اميدواريم راهنمايي و رانندگي علاج واقعه را قبل از وقوع نموده و از هر طريق ممكن اين فرهنگ در جامعه نهادينه كند و در ميان متقاضيان اين قبيل افراد داراي كمال شرايط را انتخاب و به عنوان نمونه معرفي كند و شرايط آئين نامه رانندگي از يك بعدي و خلاصه شدن در چند تا شرط خارج سازد.

 

[1]- نجم آيه 43

 

[2]- اعراف آيه 35: اين نمونه آيه بيش از ده بار تكرار شده است

 

[3]- بقره آيه 247

نبايدهاي رفتاري  گوشه ای از علل تصدفات رانندگی   

 

نبايدهاي رفتاري همانند نبايدهاي غذايي بسيار مهم است. در مورد مسائل اخلاقي و روابط اجتماعي، سالها زمان نياز است تا دوستي صميمي درست شود. ولي در مورد نبايدها امكان دارد با يك اشتباه حتي كوچك، در چند ثانيه همين دوست تا آخر عمر، كمر دشمني را با ما ، به بندد!؟ بناراين بايد زياد متوجه نبايد هاي رفتاري باشيم. نبايدها رفتاري به حركتهاي اندامي مانند نشستن، برخواستن و ديگر رفتار ها، جایی مي شود كه نبايد اين گونه باشد، از جمله سحرخوابي، كاري كنيم كه خوابمان دچار مشكل شود، بي تحركي كه باعث چاقي، ديابت، آلزايمر، فشار خون... مي شود!؟ بايد خود داري كرد مهم چيزي كه رانندگان بايد جداً به آن اهميت بدهند، خواب راحت و سالم است به خصوص براي رانندگاني كه شغلشانن رانندگي است، زياد نگاه کران كردن به تلويزيون، گوش دادن موسيقي حرام و ترانه،‌خلق و خوي ناپسند، عدم برنامه غذاي و مانند اين ها باعث بر هم خوردن آرايش خواب مي شود و همين طور افراد بيمار خواب است. مشكل خواب آنها در همين ها ريشه دارد كه نا چاريم با اشاره ازآن عبور كنيم همين الان 13/1/87 راديو پيام اعلام كرد، تلفات حوادث رانندگي در جهان سالي يك ميليون و سيصد هزار مي باشد، كه بيشتر در خاورميان واقع مي شود، و علت عمده آن، بي تجربگي ... رانندگان است!؟

 

همان طور كه درباره بايدهاي رفتاري گفته شد، نبايدها رفتاري بر دو قسمند كه در مورد نبايدهاي مادي در مورد خواب اشاره اي شد، ولي نبايد هاي اخلاقي بي نهايت مشكل سازتر هستند كه لازم است قدري به آن بپردازيم.

 

در يك كلام همه جنگ هاي خونين، تضادهاي عقيدتي، سياسي، مادي... كه بشر را رو به نابودي پيش مي برد، از نبايد هاي اخلاقي هستند، به جرأت مي توان گفت: نود درصد از تخلفات حوادث رانندگي، از ناحيه نبايد هاي اخلاقي مي باشد حتي نبايدهاي مادي هم ناشي از نبايد هاي اخلاقي است. از جمله ناآرامي روحي و رواني ناشي از زيان كاري، سبب واكنش گرايش به مواد مخدر مي شود تا چند لحظه اي آرامش بيابد، و همين اعتياد زمينه مي شود براي ناديده گرفتن مقررات رانندگي، رعايت نكردن حق تقدم بيماري اخلاقي زمينه ساز بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي خواهد بود كه در گذشته گفته شد، يكي از عوامل مهم زود خسته شدن، ازدست دادن تعادل و تمركز بيماري است. بيماري افسردگي كه داراي علل متعددي مي باشد، در يكي از كتاب ها علت العلل آن همه علت خلاء معنوي و خدا گريزي توضيح داده ام، كه خود افسردگي بستر است براي انواع بيماريها از جمله يبوست. به قول يكي از پزشكان معروف جهان، یبوست زمينه ساز پنجاه درصد از بيماري هاست.بيماري اخلاقي در هر كس باشد، بي شك چندين بيماري جسمي و روحي را همراه خواهد داشت. حال براي اينكه بدانيم كدام يك از دو گروه آلوده به نبايد هاي اخلاقي و عاري ازآلودگي اخلاقي داراي تمركز و امنيت روحي و رواني هستند، و كدام يك از اين دو گروه از عمده ترين عوامل حوادث و تخلفات رانندگي هستند، به سراغ قرآن مي رويم، خداوند در مورد افراد داراي مشكلات اخلاقي مي فرمايد: «{همچنين} كلمه خبيده { و انسان آلوده} را به درخت ناپاكي تشبيه كرده كه از روي زمين بركنده شده و قرار و ثباتي ندارد[1]» آدمهاي بي قرار به خاطر همين واكنش رنجار بار دروني است كه بهر نحو ممكن مشروبات الكلي را بدست مي آورند، اگر نشد به مواد مخدر كراك، تراما دول، شيشه، كريستال و روان گردان متوسل مي شوند!؟ كه كشنده هستند. ميدانند اين ها كشنده اند ولي ناآرامي كنترل را از دست آنها مي برد.

 

و خداوند در مورد كساني كه مي توانند در بد ترين حوادث ناگهاني رانندگي تعادل و تمركز خود را حفظ كنند مي فرمايد:«... خداوند (كلمه طبيبه). (و گفتار و انسان پاكيزه) را به درخت پاكيزه اي تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين برقرار) ثابت و شاخه آن در آسمان است[2]« (آري كسي كه با همه وجود تسليم خدا باشد  و نيكوكار باشد پاداش او نزد پرورگارش ثابت است (و به همين جهت) نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين مي شوند...[3]»                                                                      

 

در يك كلام. همه دستورات اسلام اعم از واجب و مستحب... براي خوب زيستن در دنياست و همين خوب زيستن زمينه است براي خوب زيستن در دنياست و همين خوب زيستن زمينه است که براي خوب زيستن در سراي ديگر شکل می گیرد. و لذا اول مي خوانیم: «انبا آتنا في الدنيا حسنة» بعد مي گوييم «و في الاخرة حسنة» در كتابي كه در مورد طب در قرآن، نوشته ام آورده ام، همه دستورات اسلام براي سلامتي روح و جسم است، آنها كه در مورد اخلاقيات هستند، براي سلامت روح همه هستند وآنها كه درباره خوردن و آشاميدن است، براي سلامت جسم است. اصلاً مسائل اخلاقي مادي و طبي و اسلامي انفكاك ناپذير هستند كه آيات آن را در همان كتاب (طب در قرآن) دسته بندي كرده ام،از جمله مي فرمايد: «بخوريد و بياشاميد ولي زياده روي نكند كه خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد[4]» و سلامت جسم و جان براي زندگي دنيايي  مي باشد كه كامل اول آخرت شما حساب كنيد اگر انسان عاري از بيماري روحي و جسمي باشد آيا چنين كسي مقررات رانندگي، حقوق ديگران را زير پا مي گذارد؟! چنين كسي مانند آدم بيمار، معتاد، الكلي...  هستند كه تعادل خود را را از دست مي دهند، زياد مي خورد كه فوراً خوابش ببرد، هيچ تصادف و تخلفي رخ نخواهد داد، مگر اين ريشه در بيماري روحي و جسمي داشته باشد حتي كسي كه به آموزش چندان اهميت نمي دهد ريشه در خلاء معنوي... او دارد، عاري از اخلاق و معنويت منشأ همه مشكلات مادي... است.

 

چه بايد كرد؟

 

[1]- ابراهيم آيه 26:

 

[2]- ابراهيم آيه 24

 

[3]- بقره آيه 12

 

[4]- اعراف آيه 31