* تجلی ارزش علما در نگاه عملکرد ها*
((( باید موضوع خمس به گونه ای موجود جامعه مورد توجه حتي کودکان ... هستند، کسي نيست که از جزئيات اسرار علماء و بطورکلي حوزههاي علميه بيخبر باشد، چيزي هم نيست که نياز به مطالعه و يا حتي سواد داشته باشد، ولي همه اقشار جامعه يک ديد واحد تبدیل به یک عصر سرعت و گستردگي کاملاً فراگير ارتباطات جمعي و اينکه علما هميشه مانند يک نقطه کاملاً نمايان در پيشاني نوع وظیفه علما تبدیل و پس از کامل شدن در
آيا دفاع از اسلام، تنها وظيفه علماست؟! زیادی ها حذف و چیز دیگر جایگزین شود.
منظورم از مطلق آنچه است که از زيرمجموعههاي عملي و ارکان اسلام به شمار ميآيد، از نماز گرفته تا روزه خمس، زکات... ما اول گفتيم وظيفه از نماز واجب تر بر علماء دفاع از حق امام زمان(ع) و سادات فقير است؛ وقتي آن را کاملاً مورد بررسي قرار داديم به اين جا رسيدم که وجود خارجي اسلام به وجود عملي علما بستگي دارد و وجود عملي علما به معاش براي ادامه حيات و کسب دانش و اگر اين دو نباشد، اسلامي هم نخواهد بود. پس در نتيجه دفاع از حق امام زمان(ع) و سادات فقير دفاع از خود اسلام است که بدن امام حسين(ع) بخاطر دفاع از اسلام زير سم اسبان پاره پاره شد!؟ و اهل و عيالش شصت و پنج روز در اسارت با هر ناسزا گویي... روبرو بودند!؟ و پهلوي فاطمه(ع) بخاطر همين اسلام (خمس یعنی وفدک) شکسته شد!؟ اگر بخاطر اسلام نميبود که علي بايد ساکت باشد، چه کسي جرأت ميکرد جلو علي(ع) آنقدر با قلاف شمشير به بازوي فاطمه(س) بزند تا بيهوش شود؟!. و علي دست از پا خطا نکند؛ اين سکوت علي(ع) فقط بخاطر اسلام بود، اين اسلام و اصول آن (نماز، روزه، خمس...) مفت بدست ما نيامده است؛ پهلوي فاطمه براي همين خمس(فدک) شکسته شد؛فدک را گرفتند که پهلوي فاطمه را توانستند بکشنند!؟
آيا دفاع از اسلام و زيرمجموعه آن تنها بر علما واجب است؟ خير دفاع از اسلام ربطي به امر به معروف و نهي منکر عامش ندارد که مربوط به مسايل اخلاقي ميشود. دفاع از اسلام بر تک تک علما واجب عيني و بر مردم واجب کفايي است اگر خود علماء جوابگو باشند و به کمک هاي مردمي نيازي نباشد ولی اگر نياز باشد روشن است کساني که توان آن را دارند واجب عيني است به اين طريق که علما همانند امام خميني(ره) در انقلاب اسلامی و در جنگ هشت ساله مردم را رهبري کرد و مردم هم در هر مورد وارد عمل و با دشمن مبارزه کردند.
به هر صورت مسأله حياتي خمس نياز به يک عزم ملي و همگاني دارد تا اين سنت فعلي سکوت در هم سکوت شکسته شود و به صورت يک فرهنگ درآيد که اصلاً کسي جرأت نکند خمس(احیای فدک را) یاری نکند، هر کس خمس ندهد اصلا کسي به او زن ندهد، ازآنها زن نگيرد. چون فدکی که پهلوی فاطمه(ع) به خاطر آن شکسته شد؛ کم کم بدست فراموشی سپرده می شود .چون از سوی دیگر،دشمن می کوشد فدک را از علی زمان بگیرد در صورتی که سخت به توان مالی نیاز دارد چون تهاجم فرهنگی وجنگ نرم بر همه مصالح اسلام مسلط وجوان در صف اول دفاع از فدک را از بین می برند؛ همان کاری که برای پایان دادن حکومت700، ساله مسلمانان، در اروپا کردند.ولذا این مبارزه داخلی بر علیه تفکرات نا روا ميشود عزم ملي و همگاني برای سنت شکني که از موانع به شمار می آید.
موقعيت علما در نگاه ارزش ها
تعريف ماهيت ارزشهاي معنوي بسيار وسيع و عميق است ولي همين قدر کافي است که بدانيم حتي ارزشهاي مادي مانند علم، هنر... بينهايت هستند، بينهايت و ناپيدا بودن اصل ذات ارزشها است ناپيدار بودن همانطور ميباشد که ذات ماده پايدار بوده و قابل ديدن با چشم سر است.ارزشها تنها با چشم دل و به صورت نوري قابل ديدن هستند آن هم نه نوري که با چشم سر ديده ميشود ، نوري که با چشم دل پاک ديده ميشود چون نور معنويات و ارزش ها از نور خداست و نور خدا اصلاً چيز قابل ديدن با چشم سر نيست. لذا تنها با چشم دل قابل رؤيت است و نشانه وجود نور معنويت همان آرامش روح و روان و صفاي دل است و بس و از پشت پرده هايي شعاعي کم از آن به دنياي ارزش گرا مي تابد، که بدان وسيله نور اصلي الهي را در وادي اين عالم لمس ميکند و اين همان چيزي است که در دعاي کميل بدان اشاره شده که وجود انسان ارزشگرا وجود الهي را از نزديک دارد لمس ميکند؛ اين هم جواري بنده با وجود لايتناهي چنان نيرو بخش است که قوت قلب، شهامت، مقاومت در حرکت، انسان را پويا و توانا به پيش ميبرد که در قرآن اين طورآمده است: «ان الله مع المتقين.خدا با پرهيزکاران است». توبه 123: ونیز: «ان الله مع الصابرين. خدا همراه صبرپيشگان است». بقره 153: ونیز: «ان الله مع المؤمنين . خداوند با مؤمنين است». نساء 146: اين بدان معنا نيست که خدا مانند کسي ايستاده و ارزشگرا را کمک ميکند؛ بلکه انسان به آن فطرت الهي نزديک شده که عيني ذات اوست يعني آن ذات وجودي خود را يافته است يعني حجاب ها کنار رفته و آن فطرت الله از قوه به فعليت رسيده است چيزي اضافه نشده چيزي از بيرون نيامده همان درون پاک شده ذاتاً اين طور است که با منبع فيضي ربط عملي پيدا ميکند. وهمان موادی است که خدا در سوره والشمس پس چدین سوگند در آیه9،می فرماید:« قد افلح من زکاها». یعنی حجاب ها کنار رفته اند!؟
در مورد ارزش و موقعيت علما.من علماي بزرگ را نميگويم؛ بلکه يک طلبه را ميگويم :که تازه شروع کرده کسب علم کند و در راه هدايت بشر گام بردارد، در واقع از همين حالا خدا همراه اوست ميگويند: امام خميني(ره) از همان کودکي فردي اصلاحگر بوده که من خودم فيلم آن را ديدم. صرفنظر از ارزش عالم، عالمی که در احاديث زياد آمده است خداوند درقرآن ازآن ياد کرده است، و ميفرمايد:«... و ما يعلم تأويله الا الله و الله الراسخون في العلم . جز خدا و دانشمندان از تفسير قرآن خبر ندارند». آل عمران، آيه 7: مهم اين است که خداوند در علم و آگاهي علما را در رديف دانش خود به حساب آورده و درآيه ديگر آمده؛ تنها علما هستند که از خدا ميترسند که اين هم نشان ميدهد علماي واقعي عظمت خدا را از نزديک دارند ميبينند چون خدا را از نزديک دارند ميبينند عظمت خدا وجود آنها را کاملاً تحت الشعاع قرار ميدهد همانند يک سرباز که خود را يک قدمي فرمانده لشکر ببيند؛ اينکه گفتم: من کاري به علماي بزرگ ندارم، حتي يک طلبه که تازه لباس مقدس طلبگي را پوشيده داراي اين مقام است. ميگويند زمستان کي از طرف آيت الله بروجردي مأمور بوده و وضع طلاب را از نزديک ديده و به آقا خبر بدهد. طلبهاي را مشاهده ميکند با يک لهاف کهنه و بدون کرسي زندگي ميکند!؟ ميگويد: به آقا بگويم کمک کنند لا اقل کرسي داشته باشيد؟ و طلبه قبول نميکند!؟ ولي آقا ميفرمايد: شما مأمور هستيد وضع اين طلبه را درست کنيد سرما اذيت نشود اما وقتي اين مرد آنجا ميرود ميبيند مردم آنجا جمع هستند متوجه ميشود، همان طلبه است که مرده است!؟ وقتي براي آقا خبر آن را ميرساند آقا ميفرمايد: خدايا مرا به او ملحق کن!؟ (مضمون قضيه است) در حوزه های علمیه این نوع طلبه وعالم داریم ولی کم می شود که شناخته شوند.