*  تجلی ارزش علما در نگاه عملکرد ها*

((( باید موضوع خمس به گونه ای موجود جامعه مورد توجه حتي کودکان ... هستند، کسي نيست که از جزئيات اسرار علماء و بطورکلي حوزه‌هاي علميه بي‌خبر باشد، چيزي هم نيست که نياز به مطالعه و يا حتي سواد داشته باشد، ولي همه اقشار جامعه يک ديد واحد تبدیل به یک عصر سرعت و گستردگي کاملاً فراگير ارتباطات جمعي و اينکه علما هميشه مانند يک نقطه کاملاً نمايان در پيشاني نوع وظیفه علما تبدیل و پس از کامل شدن در

آيا دفاع از اسلام، تنها وظيفه علماست؟!  زیادی ها حذف و چیز دیگر جایگزین شود.

منظورم از مطلق آنچه است که از زيرمجموعه‌هاي عملي و ارکان اسلام به شمار مي‌آيد، از نماز گرفته تا روزه خمس، زکات... ما اول گفتيم وظيفه از نماز واجب ‌تر بر علماء دفاع از حق امام زمان(ع) و سادات فقير است؛ وقتي آن را کاملاً مورد بررسي قرار داديم به اين جا رسيدم که وجود خارجي اسلام  به وجود عملي علما بستگي دارد و وجود عملي علما به معاش براي ادامه حيات و کسب دانش و اگر اين دو نباشد، اسلامي هم نخواهد بود. پس در نتيجه دفاع از حق امام زمان(ع) و سادات فقير دفاع از خود اسلام است که بدن امام حسين(ع) بخاطر دفاع از اسلام زير سم اسبان پاره پاره شد!؟ و اهل و عيالش شصت و پنج روز در اسارت با هر ناسزا گویي... روبرو بودند!؟ و پهلوي فاطمه(ع) بخاطر همين اسلام (خمس یعنی وفدک) شکسته شد!؟ اگر بخاطر اسلام نمي‌بود که علي بايد ساکت باشد، چه کسي جرأت مي‌کرد جلو علي(ع) آنقدر با قلاف شمشير به بازوي فاطمه(س) بزند تا بي‌هوش شود؟!. و علي دست از پا خطا نکند؛ اين سکوت علي(ع) فقط بخاطر اسلام بود، اين اسلام و اصول آن (نماز، روزه، خمس...) مفت بدست ما نيامده است؛ پهلوي فاطمه براي همين خمس(فدک) شکسته شد؛فدک را گرفتند که پهلوي  فاطمه  را توانستند بکشنند!؟

آيا دفاع از اسلام و زيرمجموعه‌ آن تنها بر علما واجب است؟ خير دفاع از اسلام ربطي به امر به معروف و نهي منکر  عامش ندارد که مربوط به مسايل اخلاقي مي‌شود. دفاع از اسلام بر تک تک علما واجب عيني و بر مردم واجب کفايي است اگر خود علماء جوابگو باشند و به کمک هاي مردمي نيازي نباشد ولی  اگر نياز باشد روشن است کساني که توان آن را دارند واجب عيني است به اين طريق که علما همانند امام خميني(ره) در انقلاب اسلامی و در جنگ هشت ساله مردم را رهبري کرد و مردم هم در هر مورد وارد عمل و با دشمن مبارزه کردند.

به هر صورت مسأله حياتي خمس نياز به يک عزم ملي و همگاني دارد تا اين سنت فعلي سکوت در هم سکوت شکسته شود و به صورت يک فرهنگ درآيد که اصلاً کسي جرأت نکند خمس(احیای فدک را) یاری نکند، هر کس خمس ندهد اصلا کسي به او زن ندهد، ازآنها زن نگيرد. چون فدکی که پهلوی فاطمه(ع) به خاطر آن شکسته شد؛ کم کم بدست فراموشی سپرده می شود .چون از سوی دیگر،دشمن  می کوشد فدک را از علی زمان بگیرد در صورتی که سخت به توان مالی نیاز دارد چون تهاجم فرهنگی وجنگ   نرم  بر همه مصالح اسلام مسلط وجوان در صف اول دفاع از فدک را از بین می برند؛ همان کاری که برای پایان دادن حکومت700، ساله مسلمانان، در اروپا کردند.ولذا این مبارزه داخلی بر علیه تفکرات نا روا مي‌شود عزم ملي و همگاني  برای سنت ‌شکني که از موانع به شمار می آید.

موقعيت علما در نگاه ارزش ها

تعريف ماهيت ارزشهاي معنوي بسيار وسيع و عميق است ولي همين قدر کافي است که بدانيم حتي ارزشهاي مادي مانند علم، هنر... بي‌نهايت هستند، بي‌نهايت و ناپيدا بودن اصل ذات ارزشها است ناپيدار بودن همانطور مي‌باشد که ذات ماده پايدار بوده و قابل ديدن با چشم سر است.ارزشها تنها با چشم دل و به صورت نوري قابل ديدن هستند آن هم نه نوري که با چشم سر ديده مي‌شود ، نوري که با چشم دل پاک ديده مي‌شود چون نور معنويات و ارزش ها از نور خداست و نور خدا اصلاً چيز قابل ديدن با چشم سر نيست. لذا تنها با چشم دل قابل رؤيت است و نشانه وجود نور معنويت همان آرامش روح و روان و صفاي دل است و بس و از  پشت پرده ‌هايي شعاعي کم از آن به دنياي ارزش گرا مي تابد، که بدان وسيله نور اصلي الهي را در وادي اين عالم لمس مي‌کند و اين همان چيزي است که در دعاي کميل بدان اشاره شده که وجود انسان ارزش‌گرا وجود الهي را از نزديک دارد لمس مي‌کند؛ اين هم جواري بنده  با وجود لايتناهي چنان نيرو بخش است که قوت قلب، شهامت، مقاومت در حرکت، انسان را پويا و توانا به پيش مي‌برد که در قرآن اين طورآمده است: «ان الله مع المتقين.خدا با پرهيزکاران است». توبه 123: ونیز: «ان الله مع الصابرين. خدا همراه صبرپيشگان است». بقره 153: ونیز: «ان الله مع المؤمنين . خداوند با مؤمنين است». نساء 146: اين بدان معنا نيست که خدا مانند کسي ايستاده و ارزش‌گرا را کمک مي‌کند؛ بلکه انسان به آن فطرت الهي نزديک شده که عيني ذات اوست يعني آن ذات وجودي خود را يافته است يعني حجاب ها کنار رفته و آن فطرت الله از قوه به فعليت رسيده است چيزي اضافه نشده چيزي از بيرون نيامده همان درون پاک شده ذاتاً اين طور است که با منبع فيضي ربط عملي پيدا مي‌کند. وهمان موادی است که خدا در سوره والشمس پس چدین سوگند در آیه9،می فرماید:« قد افلح من زکاها». یعنی حجاب ها کنار رفته اند!؟

در مورد ارزش و موقعيت علما.من علماي بزرگ را نمي‌گويم؛ بلکه يک طلبه را مي‌گويم :که تازه شروع کرده کسب علم کند و در راه هدايت بشر گام بردارد، در واقع از همين حالا خدا همراه اوست مي‌گويند: امام خميني(ره) از همان کودکي فردي اصلاح‌گر بوده که من خودم فيلم آن را ديدم. صرفنظر از ارزش عالم، عالمی که در احاديث زياد آمده است خداوند درقرآن ازآن ياد کرده است، و مي‌فرمايد:«... و ما يعلم تأويله الا الله و الله الراسخون في العلم . جز خدا و دانشمندان از تفسير قرآن خبر ندارند». آل عمران، آيه 7: مهم اين است که خداوند در علم و آگاهي علما را در رديف دانش خود به حساب آورده و درآيه ديگر آمده؛ تنها علما هستند که از خدا مي‌ترسند که اين هم نشان مي‌دهد علماي واقعي عظمت خدا را از نزديک دارند مي‌بينند چون خدا را از نزديک دارند مي‌بينند عظمت خدا وجود آنها را کاملاً تحت الشعاع قرار مي‌دهد همانند يک سرباز که خود را يک قدمي فرمانده لشکر ببيند؛ اينکه گفتم: من کاري به علماي بزرگ ندارم، حتي يک طلبه که تازه لباس مقدس طلبگي را پوشيده داراي اين مقام است. مي‌گويند زمستان کي از طرف آيت الله بروجردي مأمور بوده و وضع طلاب را از نزديک ديده و  به آقا خبر بدهد. طلبه‌اي را مشاهده مي‌کند با يک لهاف کهنه و بدون کرسي زندگي مي‌کند!؟ مي‌گويد: به آقا بگويم کمک کنند لا اقل کرسي داشته باشيد؟ و طلبه قبول نمي‌کند!؟ ولي آقا مي‌فرمايد: شما مأمور هستيد وضع اين طلبه را درست کنيد سرما اذيت نشود اما وقتي اين مرد آنجا مي‌رود مي‌بيند مردم آنجا جمع هستند متوجه مي‌شود، همان طلبه است که مرده است!؟ وقتي براي آقا خبر آن را مي‌رساند آقا مي‌فرمايد: خدايا مرا به او ملحق کن!؟ (مضمون قضيه است) در حوزه های علمیه این نوع طلبه وعالم داریم ولی کم می شود که شناخته شوند.

يک مقايسه در نگاه  ارزش علما             

در مورد اينکه ارزشها را با چه چيز مي‌توان اندازه‌گيري کرد، خيلي سخت است ولي مي‌توان با مقايسه آن با ماديات به عظمت ارزشها پي برد از باب مثال اگر به کسي بگويند اين سند همه ديناي پر از طلا مال شما و کسي ديگر حق نسبت به آن ندارد شما مالک هستيد و اصلاً کسي مزاحم شما نمي‌شود، شما در عوض يک چشم خود را بدهيد ما آن را در بياوريم!؟. من گمان نمي‌کنم اگر ديوانه هم باشد قبول کند نه اينکه از  بیرون آوردن آن بترسد، بلکه آن قدر از نظر زيبايي اين چشم براي او حياتي است که آن را به همه دنيا نمي‌دهد چون همه دنيا مال او باشد به همين نمي‌ارزد که زيبايي خود را از دست داده و مردم به او نگاه مي‌کنند وقتي يک چشم تا اين حد ارزش دارد يک طلبه مبتدي خود براي حوزه علميه کمتر از يک چشم نيست اگر روزي سر از خميني ‌ها و مطهري‌ها درآورد که ديگر خدا مي‌داند و بس!؟ حال اگر عالمي در مدت طلبگي خود تنها يک نفر را واقعاً هدايت کند ارزش آن اصلاً قابل احصا نيست لذا خداوند مي‌فرمايد:«... و هرکس انساني را از مرگ {روحي..} رهايي بخشيد، چنان است که گويي همه مردم را زنده کرده است». مائده 32: با توجه به اينکه آن را خداوند حيات همه بشر مي‌داند عمدتاً همان حيات معنوي مراد است و درحديث آمده است:« اينکه خداوند بوسيله تو مردمي و انساني را هدايت کند براي تو ارزش آنچه را دارد که خورشيد بر آن طلوع و غروب مي‌کند». نهج الفصاحه، ص 470: البته بايد توجه داشت که منظور تعداد آنچه است که خورشيد برآنها مي‌تابد نه خود ماديات و مواد که قابل نابود شدن است يعني مقدار عددي ارزش.

طلبه‌اي که با گفتن، نوشتن... به فکر اين است که از اسلام دفاع کند؛ به بسط معارف اسلام همت گمارد؛ مردم را از سر دو را هی ها نجات دهد دست؛ دزدان در کمين نشسته شبيخون فرهنگي را از بین ببرد، بر توجه به ايمان مردم کوتاهی نکند؛ ارزش آن اصلاً قابل احصا نيست. و اصلاً همين که هزاران طلبه هستند که پس از قرنها فردي مانند خميني‌ها و مطهري‌ها را به جامعه بشري تحويل دهند، دشمنان با تهاجم به بنيه اقتصادي حوزه‌هاي علميه را درصدد هستند مانند خميني بوجود نيايند ولي عليرغم ميل آنها بوجود آمده و در جهان بر همه فرضيه‌هاي غلط ملاک هاي بي‌ارزش و ناپايدار خط بطلان کشيده و بطور کلي فکر جهان را چنان عوض کرد که استعمار را به سراشيب حتمي و روشني واداشته است که در جلد ششم (تاريخ سياسي ايران و جهان) به صورت تحليلي مورد بررسي قرار گرفته است واقعاً جهان دارد نفس راحتي مي‌کشد و تمام کشورها متوجه حکومت اسلامي وا يران شد‌ه‌اند؛ همه اين ها حاصل وجود تک‌تک طلابي است که براي خدمت به اسلام مردم لباس مقدس طلبگي را پوشيده‌اند و براي وجود اينها بنيه اقتصادي حوزه حايز اهميت و توسعه است.  (( از این به بالا تا فصل چهار  کپی برای ارزش علما))

منظورتان از اين بحث چيست؟!

منظور من این است که مي‌خواهم عرض کنم: چگونه ممکن است بدون رنج و تحمل مشکل بدون شنيدن تهمت... به اين مقام و منزلتی که گفنه شد می توان، رسيده؟ اگر پيامبر(ص) علي(ع) و امام حسين(ع) آن همه مشکل را تحمل نکرده بودند ، به اين مقامات رسيده بودند، بدون رفتن به قعر دريا و تحمل ترس از کوسه و نهنگ مي‌توان جواهرات ته دريا را بدست آورد؟ اصلاً ارزش ما به اين است که همانند رسول خدا(ص)، حسين(ع) موسي بن جعفر براي دين اسلام با تحمل هزاران مشکل شکنجه، زندان، محروميت، تهمت... روبرو شويم، خودمان را براي مردم مي‌گوبيم علي(ع) فرموده‌اند:«بهترين اعمال سخترين آنهاست». اصلاً به طبيعت توجه کنيم که با زبان بي‌زباني خود ما را راهنمايي مي‌کند چرا درخت بدون ميوه را سنگ نمي‌زنند ولي درخت ميوه دار را حتي با سنگ... آن را خورد مي‌کنند؟. بگذار مردم بگويند آخوندها خمس را مي‌خواهند بخورند، و درقم همايش خمس برقرار کرده‌اند، معلوم است وضع اقتصادي حوزه بد است. مگر مردم نمي‌دانند طلاب فقيرند و به همين جهت به آنها زن نمي‌دهند بهترين دختر آنها را افراد شخصي نمي‌گيرند کارآنها يک کسب تلقي کرده و آنها را با ديد گذايانه نگاه مي‌کنند؟.

اصلاً مدال افتخار ما تهمت شنيدن، اذيت شدن است اين مدال افتخار در تاريخ انبياء و اولياء(ع) نمودار است چرا براي امام حسين، فاطمه، زينب... گريه کرد؟ وقتي خود را مي‌دهيم بخاطر همان مدال افتخار آنها است که تا قيامت شکنجه ديده محروميت کشيدند، خون دادند تهمت شنيدند به ما هم اين مدال افتخار را مي‌دهند ولي به شرط تحمل تهمت‌ها سختيها اگر واقعاً درست مي‌گويند که ما خمس را مي‌خوريم و کاري نمي‌کنيم خوب بايد خود را اصلاح کرده و جواب‌گو باشيم يعني باز هم اين ملاک سکوت نمي‌شود که نبايد درباره خمس تبليغ کرد و اگر واقعاً بدون جهت است و تهمت  باز هم دليلي نداريم که سکوت کنيم مگر امام حسين(ع) نمي‌دانست اهل و عيال او را به اسارت مي‌برند تا چه آنها را سرزنش مي‌کنند مگر خود علي را ، بي‌نماز... معرفي نکردند و مگر امام حسين را خارج از دين نخواندند و مگر به همين جهت شریح قاضي دستور قتل امام حسين را نداد؟. وقتي حضرت زينب درمورد همه اينها مي‌فرمايد:«ما رأيت الا جميلاً» مي‌خواهد بگويد اينها مدال افتخار ماست که در شهادت باعث سربلندي ما و سبب نابودي دشمنانمان خواهد شد، مگر سال 57 نبود که شاه بوسيله عوامل خود امام خميني را متهم کرد که هويت او معلوم نيست؟! که همين امرجرقه انقلاب را زد. همان روز که اين اعلانيه در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود، ساعت هشت درس آقاي ستوده بوديم که درسها تعطيل شد و قيام خونين شروع گرديد. امام خميني(ره) بارها خطاب به دشمنان داخلي و خارجي فرمودند: ما را بکشيد، مردم بيدارتر مي‌شوند. تهمت ناحق بما بزنند و افراد پاکدل ببينند اشکالي در کار ما نيست و طلاب با فلاکت زندگي مي‌کنند مردم بيدار تر مي‌شوند ومتوجه می شوند شایعه پرا کنی ها دروغ مغرضان است!؟:

موقعیت علما، درنگاه انظارمختلف ؟!

از شش ميليارد به بالاي جمعيت فعلي جهان حتي دو نفرکه حتي دوقلو باشند را نخواهيم يافت که نسبت به چیزهاییی يک ديدگاه کاملاً صد در صد مساوي داشته باشند؛ عقل، نقل، تاريخ، دانش روانشناسي... آن را کاملاً مورد تأييد قرار مي‌دهد، امروز با وجود شرايط نسبت به علما ندارند که بطور فهرست‌وار به مواردي از آنها خواهيم پرداخت.

                                                      (از کتاب وقعیت عتما)

1):گروهي خاص که تعداد آنها نوعاً در اقليت هستند از ديدگاه قداست به ما نگاه مي‌کنند چون ايمان آنان به انبياء و اولياء(ع) اتصال دارد به همين جهت ما را بخاطر ادامه دهنده راه آنان دوستان دارند، از ما دفاع مي‌کنند و حتي به همين جهت بديها و نقطه ضعفهاي ما را ناديده مي‌گيرند. اين گروه از همان گروهي هستند که گفته شد  اينها علاوه بر اينکه به ما تهمت  نمي‌زنند حتي نگرانند، چون ما در باره وجو هات شرعی خمس روشنگري نکرده و مردم را آگاه نمي‌کنيم، چرا کاري نکرده‌ايم که همه مانند خودشان اهل خمس و درست‌کاري باشند تا هم به راحتي با آنها رفت و آمد داشته باشند و هم باعث مشکلاتي براي آنان و جامعه نشوند.

2):گروهي از نظر اقتصادي با ديد ترحم به ما نگاه مي‌کنند و به جهت اينکه مي‌دانند از نظر اقتصادي در واقع کمترين درآمد را داريم،گاهي به عنوان کمک هزينه به ما چيزي مي‌دهند. اين گروه هم به ما تهمت نمي‌زنند ولي قدري با گروه اول متفاوت هستد و به همين اندازه آن جايگاه را براي ما قايل نيستند چون مشاهده مي‌کنند، قدري خويشتن‌دار نيستيم و مثلاً شنيده‌ اند براي منبر نرخ تعيين مي‌کنيم!؟ يا هرجا پول بيشتر مي‌دهند آنجا مي‌رويم. اينها از ما بدگويي نمي‌کنند ولي تعريف هم درآن حد نمي‌کنند. به همين جهت خيلي کم مي‌شود که واقعاً با همه وجود از ما دفاع کنند و همين واقعيت نشان مي‌دهد  فاصله ما با انبياء و اولياء (ع)درچه حد است و در چه درجه از منزلت و قداست انبياء و اولياء(ع) بر خور داريم، تا چه حد در عملکرد به آنها شباهت داريم.!؟

3):گروهي که با ديد حقارت به ما نگاه مي‌کنند و همين گروه هستند که به شايعات ياوه‌گويان توجه دارن!؟ و حتي آن ‌ها را پرورش مي‌دهند؛ علت آن دو امر مهم است. يکي اينکه در اصل ناآگاهند و نسبت به مسايل اعتقادي ... و خمس بي‌خبرند!؟؛ چون بي‌خبرند و تمايل به دادن خمس ندارند، منتظرند بهانه ‌هايی بدست آيد و از دادن خمس خود را راحت کنند!؟ و دوم اينکه عملکرد ما نتوانسته چنان درآنها اثر کند که جبران آن ناآگاهي ها را نموده و اين گونه نباشند. همين گروه هستند که در حد يک گدا و دوره‌گرد به ما نگاه مي‌کنند و مي‌گويند: خوب شد که يزيد امام حسين(ع) را کشت که براي آخوندها ناني باشد!؟ درايام شهادت امام رضا(ع) (83) در صحن عتيق حضرت معصومه(س) کارم، اشعاري درباره امام حسين بود که به گروههاي زنجير زدن مي‌دادم و به يک هيئت زنجبر زن که داشتند زنجير مي‌زدند، نزديک شدم و به کسي اشاره کردم و قدري عقب‌تر بيایند تا تعدادي هم به اين هيئت بدهم. ديدم توجهي نکرد و من هم به انتظار ايستادم، يک وقت ديدم دست کرد مقداري پول درآورد و به طرف من آمد؟! واقعاً عجيب و بسياربرايم گران بود ولي آن را تحمل کردم و مقداري از ورقه ‌ها که به او دادم يکباره منقلب شد و به شدت عذرخواهي کرد!؟.زمان شاه که هنوز انقلاب نشده بود در روستايي داشتم مي‌گذشتم. بچه پسري که همراه مادرش بود، با صداي بلند گفت:(آخوند گدايي مي‌کني؟). به هر صورت عده‌اي با ديد گدا و دوره‌گرد به ما نگاه مي‌کنند اينها به همين جهت احترامی  براي ما قابل نيستند و به همين جهت هم به علت ناآگاهيشان و به خاطر عملکرد ما که باعث بدبيني آنها حتي به اسلام شده، چندان علاقه‌اي به انبياء و اولياء(ع) ندارند!؟، به همان اندازه از نظر اخلاقي، عبادي زندگي سالم، وضع خوبي ندارند؛ اصلاً در يک عالم ديگر وتاریک قرار دارند. واقعاً ما مسؤول سرنوشت اين گروه درحال غرق شدن هستيم. چون به دو علت به اين روز گرفتار شده‌اند يکي ناآگاهي به معني عام آن و بي‌اطلاعي از مسايل خمس و دوم همان عملکرد گروهي از ماها که اينها بر اثر ناآگاهي هم ما را به  بدان قياس مي‌کنند و در واقع چوبي که ما از دست اينها مي‌خوريم؛ چوب ساخته خودمان است نه فقط آنها!؟.

4):در ميان گروه‌هايي که نمي‌توان به آنها گفت: معترض هستند و حتي مي‌توان گفت: واقعاً دلسوزند کساني هستند که به شدت ما را در مورد انتقاد قرار مي‌دهند. چون مي‌دانند تنها کساني که در ميان شش ميليارد جمعيت جهان بايد واقعاً راههاي خوبي براي هدايت بشر طراحي کرده باشند، کاملاً سازمان يافته و جهاني باشد، با هدفي بلند در صدد هدايت کل بشر باشند، بايد قادر باشند به هر زباني و بهر وسيله‌اي اسلام را به جهان معرفي کنند در همه زمينه‌هاي مادي و معنوي به بشر از منابعي مانند قرآن، بايد راه‌کار و الگو بدهند تا همين‌ها زندگي بشر را از اين مهالک فعلي نجات دهند علما هستند وبس. ولي برعکس حتي براي امور داخلي خود، مشکل دارند، بزرگان با هم وحدت ندارند براي حل مسايل اسلام در جهان و حتي براي حل مشکلات داخلي حوزه مانند مشکل شهريه( سال 83) آموزش... حوزه با هم نشست ندارند، از نظر تبليغات وضع بگونه‌اي ديگر باعث نگراني شده، دادگاه هاي ويژه روحانيت توسعه يافته و مراجعات آن زياد است، خلاصه به ما انتقاد دارند و همين انتقادات است که حتي بوسيله خودمان هم صورت گرفته نشان مي‌دهد که مصداق (العلماء ورثت الانبياء) نيستم، و به مقام و منزلت انبياء و اولياء(ع) دست نيافته‌ايم!؟ کتابهاي آيت الله شهيد مطهري پر است از اين انتقادات، امام خميني(ره) هم مي‌فرمايند:«چون بسياري از ما فکر نکرديم که ملت اسلام بايد با حکومت اسلامي اداره و منظم شود... قوانين ظالمانه و فاسد کننده بجاي قانون اسلام اجرا مي‌شود... ص 83؛ مصيبت شما از مصائب همه مردم سهمگين‌تر است، زيرا منزلت و مقام علمائي را از شما بازگرفتند... ص 131؛ مايه تسلط آنان [ظالمان] بر حکومت، فرار شما از کشته شدن بود لبستگي‌تان به زندگي گريزان دنيا شما با اين روحيه و رويه توده ناتوان را به چنگال اين ستمگران گرفتار آورديد...». ولايت فقيه ، ص 132) در واقع کلام امام امروز مصداق دارد؛ فيلم مارمولک حکايت دارد مقام و منزلت علمايي را از دست داده‌ايم!؟ از تهمت ترسيديم درباره خمس روشنگري نکرديم،مردم مورد هدف کتاب آيات شيطاني و عليه خمس شدند منبر و موعظه جوانان شده سي‌دي چون منبر.... مانند .... براي حتي داخل کشور خودمان اشباع کننده    نباشد پس اين انتقادات در کل درست است، و بايد در صدد اصلاح و جبران باشيم.

5):گروه تمسخرگرا و عوامل وابسته به بيگانه. در زمان استقرار حکومت اسلامي به خصوص آن سالهاي اول استقرار حکومت اسلامي، از هيچ کوشش خراب کارانه‌اي دريغ نکردند، نام اينها درآن زمان ستون پنجم دشمن بودند. در حال حاضر هم هستند ولي «تاکتيک» آنها  بطور کلي عوض شده و خيلي مرموزانه وارد جاهاي حساس حوزه، دولت... شده و مي‌شوند!؟ و مهم اينکه تمام طرح و نقشه‌ها و حتي کمک مالي را از اربا بان خود چون آمریکا...، مي‌گيرند که مفصل است و من در همان شش جلد (تاريخ سياسي ايران و جهان) به آنها پرداخته‌ام.

اينها فعلاً در همان روش عمل مي‌کنند که قبلاً گفته شد؛ شايعه مي‌کنند، اي بابا در حکومت اسلامي يا ماليات است يا خمس، اصلاً در قرآن درباره خمس يک آيه است آن هم در باره تعيين پنج يک غنايم جنگي است ...!؟. قبلاً گفتم: ما بايد حساب اينها را با مردم جدا کنيم، یکی بخاطر اينکه اينها دانسته‌ و تعمداً اين طور عمل مي‌کنند. دوم اينکه تبليغ دراينها اثر ندارد، این ها، از امام خميني(ره) اجازه ملاقات خواسته بودند!؟ امام خميني فرموده بود: اگر من دانستم شما درست مي‌گوييد من آنجا مي‌آدم. پس ما نبايد در مقابل اينها اصلاً به کارهاي مصلحت انديشانه دست بزنيم و در باره خمس... تبليغ نکنيم اينها را تنها بايد با افشاگري... سرکوب کرد. من خودم همان زمان انتشاراتي در حد اعلانيه عليه اينها افشاگري داشتم که به آدرس سپاه پاسداران و ائمه جمعه ارسال مي‌کردم. تمام کساني که الان روحانيت سسرا مسخره مي‌کنند از همين گروه هستند. بقيه نه تهمت مي‌زنند و نه مسخره، گرچه مي‌دانند علما در کل ناموفقند و بعضي واقعاً بد عمل مي‌کنند، حرفهايي مي‌زنند، ولي از تهمت و تمسخر عاري هستند. مهم اين که اگر چيزي مي‌گويند تعمد وغرض ندارند.آلت دست بيگانه نيستند ولي همانطور که قبلاً گفته شد از ما هم راضي نيستند، بلکه نگرانند چرا در مقابل دشمنان بهتر از اين نيستم!؟ چرا مانند امام خميني و مطهري نيستيم!؟ بخودم بارها گفتند: يکي ازآنها که افسري بود گفت: حالا که امام خميني(ره) از دنيا رفته به چه کسي تلقيد کنيم...؟ که البته منظور بیشتر مسائل سیاسی وکشور داری بود که جایگزین امام خمینی باشد، البته نه تقلید مسائل عبادی.

6):گروه پشت صحنه: ديد اين ها همان ديد کفار قريش عليه حضرت رسول(ص) است، اصلاً فرقي ندارد جز در يک مورد و آن اينکه کفار قريش خودشان علناً وارد جنگ شدند، براي نابودي قطعي پيامبر و بطور کلي همه چيز را در اختيار گرفته بوند و لی کفار قريش فعلي حمله نظامي را با تهاجم فرهنگي جبران مي‌کنند!؟ چون موفق‌تر است و درحال حاضر به خوبي پيش مي‌روند و اينکه خودشان پشت پرده درمخفي کاها طرح و برنامه را به ناراضيان خودمان مي‌دهند و حتي دستور ساعت عمليات و جزئيات را هم به آنها مي‌دهند!؟، زماني که (درسال56) تازه براي ادامه تحصيل به قم آمده بودم. و در يکي از شبستان هاي مسجد امام حسن(ع) آيت الله مشکيني تفسير قران مي‌گفت: در در همین باره به طلاب گفت: دشمن اگر به خواهد، ما را از بين ببرد بوسيله خودمان اين کار را مي‌کند. و مثال آوردند. اگر کسي بخواهد جعبه تخم مرغ کسي را نابود کند آنها را يک  به يک خورد نمي‌کند بلکه جعبه را يک تکان مي‌دهد تا خود تخم‌مرغها يک ديگر را خورد کنند!؟ مي‌خواهم نتيجه بگيريم پيامبر(ص) با کفار قريش و ستون پنجم آن زمان چه کرد؟؛ بخدا سوگند اگر پيامبر کوتاه آمده بود و سکوت مي‌کرد علاوه بر اينکه از مکه بيرونش نمي‌کردند بهترين امکانات مالی... را در اختيارش مي‌گذاشتند و دستش را هم مي‌بوسيدند. ولي چه شده که ما هرچه کمتر درباره خمس حرف مي‌زنيم؛ کمتر و يا اصلاً کتاب نمي‌نويسيم، از همايش خمس در قم جلوگيري مي‌کنيم؛ حتي همان همايش در تنکابن را هم چنان مي‌کنيم که ديگر تکرار نشود؟! ولي انیها حملات و ستم هاي خود را  تشديد مي‌کنند و فيلم مارمولک را ساخته و کمتر روحاني است که به او مارمولک حتي در پيش رويش به او نگفته باشند!؟.

اگر مي‌خواهيم هم دنيا و آخرت را داشته باشيم و واقعاً مصداق (العلماء ورثت الانبياء) باشيم؛ و در مقام و منزلت با انبياء واولياء با هم باشيم؛ با ید همان روشي را در پيش داشته باشيم که انبياء و اولياء(ع) در برخورد ... با اين شش گروه داشتند؛ اين شش گروه تا قيامت در شکل خود خواهند بود ولي شکل آنها با هر زمانی تغيير مي‌کند. و من باور دارم اگر در مقابل اين شش گروه، همان طور عمل کنيم که انبياء و اولياء(ع) کردند؛ آن همه عزت از دست رفته ما بازخواهد گشت وآنچه از دست رفته و هر ارزشی را تاکنون از دست داده‌ايم بخاطر همين جهت است که در مقابل اين شش گروه درست عمل نکرده‌ايم اين مطلب بيش از يک کتاب مطلب دارد تا کاملاً باز شود ولي با يک جمله مي‌توان سرنخ را داد تا خودمان پيدا کنيم و آن اينکه امام خميني(ره) نشان داد اگر در مقابل کفار قريش زمان و ستون پنجم بايستيد و بدانیم مردم پاک را چگونه جذب کنيم؛ هم عزيز خواهيم شد و هم اسلام را به جهان بسط خواهيم داد و هم اينکه کفار قريش را سرکوب و ستون پنجم منزوي خواهيم کرد؛ قيام امام خميني(ره) نشان داد مي‌شود. عزيز و سربلند شد. و چرا قبلاً اين کار نشده است؟ و چرا ما خميني نمي‌شويم؟!؛ خدا گواه است اگر در چهل هزار طلبه بيست خميني و مطهري مي‌داشتيم اصلاً تهاجم فرهنگي بي‌معنا بود لذا اولين روز استقرار حکومت اسلامي مطهري را شهيد کردند و منتظر بودند خميني هم بميرد ولي وقت مرد ديدند خميني ديگر، آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته،آمد .(که تمام اينها را نوشته دارم) ما اين گروه را بايد با افشاگري... سرکوب کنيم و بقيه را با روشنگري بسازيم

                     جايگاه علما  در نگاه خطر بشر؟!        

همانطور که قبل گفته شد يکي از مشکلات عدم شناخت است. به نظر مي‌رسد حتي خود علما هم کمتر به اين واقعيت توجه داشته باشند که واقعيت‌گرايي‌ها همه در فطرت انسان نفهته است خدا گرايي، ولایت گرايي، گرايش فطري به عالم و رهبر همه اينها در ذات و فطرت انسان موجود  و تنها شناخت است که آنها را به فعليت رسانده، شکوفا نموده و در عمل جلوه‌گر مي‌سازد و هنگامي هم که جلوه‌گر مي‌ شود کم‌ رنگ و پررنگ آن که ما تصور دوري و نزديکي از آن در مورد خدا... داريم اين فاصله کم يا زياد فاصله مکاني نيست بلکه اين فاصله فاصله حجابي است يعني گرايش به خدا در کمونيست، هیتلر... آدم‌کش، هم هست فوقش زير پرده هاي زخيم جهل... مدفون شده است و هنگامي که انسان به شناخت وپاکی دست يابد به همان اندازه حجاب‌ها کنار مي‌رود تا آنجا که ما به کساني معصوم مي‌گوييم که در وجود معصوم ديگر هيچ حجابي بر صفات فطري سايه ندارد. گرايش انسانهاي نخست به خدا و رهبري که ما به آن علما تلقي مي‌کنيم در قالب گرايش به بت‌پرستي نمودار گرديد، چون شناخت نداشته و بت ‌پرستي را انتخاب  و پرستش را شروع کردند و چون به آن عادت کرده بودند، ديگر جدا کردن آنها، از بت پرستي مشکل بود و بت ‌پرستي به صورت يک فرهنگ فاصله عملي به خدا شد!؟.

بعد هم کم‌کم بت ‌پرستي برداشته شد و مسأله رهبري امامان و علما رسميت نسبي پيدا کرده و اکثر مردم ديگر به راحتي خدا را مي‌پرستيدند گرايش به علما در هر قوم و مرامي به اشکال گوناگون وجود داشته و خواهد داشت زمان ساسانيان به عالم و رهبر مذهبي «موبدان» مي‌گفتند در حال حاضر در مسيحيت کشيشان، در يهود خاخام، و در  مرام هاي ديگر به نام ديگر ازکساني به عنوان رهبران معنوي پيروي مي‌شود و اين همان گرايش فطري انسان است که يک امر قرار دادي پديد آمده از شرايط زمان در مسايل اعتقادي و يا سياسي لذا سوره روم آیه 30، در مورد خداوند آمده است: «پس روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار کني.چون دين فطرتي است که خداوند انسانها را بر آن آفريده است و دگرگوني در آفرينش الهي نيست  اين است آيين استوار ولي اکثرمردم نمي‌دانند»: و در مورد گرايش فطري به امام و رهبري اين طور آمده است که حضرت رسول(ص) مي‌فرمايند: «همانا براي قتل و شهادت حسين(ع) حرارتي در قلب مؤمنين است که هرگز سرد نمي‌شود». کلمه (لن) که در عربي آمده و آن فطري بودن گرايش به رهبر را مي‌رساند و اينکه مي‌فرمايد در قلب مؤمنين، همان است که گفته شد آن گرايش فطري در همان وجود دارد و اگر به فعليت رسيده باشد شناخت باعث آن شده و مؤمن به خاطر همان شناختش مي‌باشد که گرايش به حسين(ع) در وجود او به فعليت رسيده نه اينکه از بيرو آمده باشد اصلاً اين گرايش حتي در ذات  موجودات جاندار و بي‌جان هست که کوه موجود جمادی بی جان و پرندگان با حضرت داود به مناجات پرداختند.

منظور از اين بحث در واقع به همان مطلب اول برمي‌گردد که عدم شناخت علما نسبت به حوزه باعث آن مشکلات شده و عدم شناخت مردم نسبت به علما باعث آن شد که اگر مسايلي نا خواسته هم برآن سايه افکنده از علما فاصله صورت بگيرد و  باز این  هم از وظايف ما علماست که در همين باره يک کتاب مستقل نوشته و در اختيار مردم قرار بدهيم و درباره آن بحث داشته باشيم عدم وجود آن باعث شده که در مورد مسأله پرداخت خمس، وجوهات آن بحث داشته باشيم عدم وجود آن باعث شده که در مورد مسأله پرداخت خمس و وجوهات بايد خيلي کار تبليغي صورت بگيرد تا عده‌اي با علاقه خمس بدهند حال آن آگاهي اوليه فطري نسبت به عملکرد بعضي از علماء، عدم شناخت را تشديد و فاصله حجابي را زياد کرده است، عدم شناخت در مورد مسايل عمومي خمس ديگر فاصله را دو چندان  و نفوذناپذيرتر کرده است!؟ و خلاصه اين فاصله فاصله حجابي است نه مکاني يعني حتي همان گرايش به خمس هم در فطرت بشر است که درکتاب فلسفه خمس به آن توجه شده است. در واقع مشکل‌ها بطور کلي مشکل شناخت است و يک طرفه هم نيست که قبلاً گفته شد و اينکه خداوند در سوره ذاریات آیه55 مي‌فرمايد:«و پيوسته تذکر ده زيرا تذکر مؤمنان را سود مي‌بخشد: وآيات زيادي در اين باره آمده است يعني مرتب بايد يادآوري شود و انسان را به آن فطريات ومحسنات فطري خود برگردانيم، چون رزق و برق دنيا... همان حجاب را زخيم و تشديد مي‌کنند. لذا ما با تذکر و بيدار باش بايد آن پرده  ‌ها را برداريم و نگذاريم متراکم و زخيم شود تا انسان مرتب درون خود را ببيند و اين ضرورتاً بر عهده ماست.

زیان خلآ علما در نگاه فطری بشر

اگر به ما بگويند اسلام را نشان دهید  به بینیم رنگ آن چه رنگي است، فوراً مي‌خنديم!؟، چرا؟ چون اسلام اصلاً وجود خارجي ندارد ولي وقتي کسي بپرسد فلان آقا چرا نماز نمي‌خواند، روزه نمي‌گيرد، خمسن نمي‌دهد..؟ مي‌گوييم اسلام گفته است. مثل اينکه اگر کسي بگويد: اين وسيله را چه کسي ساخته؟ ما در جواب،ً مي‌گويم فلان استاد که صد سال پيش مرده است. اين آقا  با اينکه آن استاد را نديده است مي‌گويد: عجب استادي بوده است!؟ در اينجا هم همين طوراست. ما همين عمل نيک نماز، روزه... را به عنوان اسلام قبول  وآن را تحسين مي‌کنيم. ما خود استاد را نديده‌ايم ولي اثراو را ديدایم و او را تحسين کرديم .در اينجا اثرات اسلام را روزه... باشد مي ‌بينم نه خود اسلام را، حال اگر کسي نباشد که نماز بخواند چگونه مي‌توان اسلام را ديد و چگونه مي‌شود اسلام را به نسلهاي بعدي تسري داد ومعرفی کرد. علما واقعاً با ايستادگي خود در بيان اسلام و دفاع از‌آن به اسلام  عینیت مي‌بخشند اگر اسلام امروز در اختيار ماست اين همان اثري است که از علماي قبل از ما باقي مانده است. ودست به دست به نسل های بعدی منتقل می شود. اگر علما نباشند انتقالی صورت که نمی گیرد هیچ، اصلا چیزی به نام  اسلام باقی نمانده و مفهوم پیدا نمی کند!؟.

اگر سيد جمال الدين، ميرزاي شيرازي، مدرس، کاشاني، و خميني(ره) ... نمي‌بودند( با وجود حجم سنگين و گسترده تهاجمات شکننده عليه اسلام) معلوم نبود امروز چيزي از اسلام واقعي باقي باشد و اگر چيزي هم باقي مي‌ماند بهتر ازآئين مسيحيت فعلي کاملاً بي‌محتوا، نبود اگر علما نمي‌بودند چه کساني در تنگناهاي اعتقادي سر دو راهي هاي اخلاقي... ازچنگال غارتگران ما را نجات مي‌دادند؟ چه کسي امروز به داد نسل جوان مي‌رسيد؟ که دشمنان قسم خورده اسلام، با مواد مخدر، قرص روان‌گردان، اشاعه فحشا، مدهاي وارداتي هوس برانگيز ماهواره...، مي‌رسد و دست آنها را مي‌گرفت؟ اگر در همين حد هم نمي‌بودند وضع بدتر مي‌شد مانند اروپا که در هر سال عده زيادي قرباني فساد اخلاقي مواد مخدر، خود کشي، حتي گرفتار تجاوز به محارم... هستند!؟. تمام این ها را در کتاب( جنایات بشر )گرد آوری کرده ام حتی پسر به مادر!؟

آيا سراغ داريم کساني همانند طالقاني‌ها، غفاريها... براي حفظ اسلام شکنجه‌هاي طاقت‌فرسا را تحمل کنند؟ شاه معدوم طي سخنراني خود درآمريکا گفته بود: (اسلام هيچ نقشي در حکومت من ندارد) آمريکا داشت او را براي براندازي اسلام مجهر مي‌کرد که پير جماران( خمینی کبیر) با کمک مردم قهرمان ايران در سال 58، او را با خاري از ايران فراري داد!؟ آيا  اگر بيست هزار طلبه در حوزه علميه قم نباشد، بزرکاني مانند خمینی ها و مطهري‌ها... درآن پيدا مي‌شوند؟ که مردکي با خواندن مقاله او در مجله سکته کرده و سقط کند؟!  خوب است کمسي به عقب برگرديم و بگوییم چه کساني درگذشته منابع اسلامي و علمي را بعد از امام صادق(ع) را با وجود کتاب سوزي ها در زمان اسکندر مغدوني، حمله مغول... و با وجود محروميت ها... حفظ کرده و نگذاشتند که دشمنان به هدف خود برسند و قيام تحريم تنباکو کاري کرد که عوامل استعمار از ترس با چادر زنانه از ايران فرار کردند.

 این است نتقش بی بدیل حوزه های علمی و این است اثرات فدک( خمس) که دشمنا ن در کمین نشته آن را از علی زمان می خواهند  بگیرد که ما در حال حاضر(1394) با همه وجود داریم لمس می کنیم دشمن می خواهد فدک را بگیرد یعنی علما را بگیرد تا مانعی در کار نباشد تا غارت کران خون مردم را بمکند!؟   

                                                                                          عبدالسین نجفی

تجلی شخصیت خمینی بزرگ در نگاه دشمن!؟

                                                               « اسلام در معنا چهره تازه زندگانی است در میان تمامی نهضت های سیاسی شده مذهبی در دهه گذشته اسلام آشکار ترین و گسترده ترین است و بیشترین مایه و توان را برای اثرگزاری در بلند مدت دارد. پروفسور محمد یک آمریکایی فلسطینی تبار که استاد علوم سیاسی دانشگاه ؟؟؟؟ است در تشریح تازه ترین به سوی بنیان گرایی اسلامی می گوید. در پی انقلاب ایران در کرانه باختری رود اردن دگرگونی شگرفی روی داد برای نخستین بار در جهان عرب جوانان در برابر والدین رژیم ها، احزاب و هر کس دیگر{که فکر استعمار زدگی داردند}عَلَم شورش و تغیان بلند می کنند و آنان را به مبارزه می طلبند آنان با راه و روشی بسیار دقیق عمل می کنند آنها برای فریاد زدن به خیابان ها نمی روند خشمشان را فرو می خورند و آن را در برنامه ریزی برای آینده ابراز می کنند این روند را به ویژه در رژیم های وابسته اکنون آمریکا نظیر اردن،کویت و لبنان می توان دید. این روز ها در دانشگاه های کرانه باختری رود اردن و اردن دانشجویان به گونه ای روز افزون به شیوه اسلامی لباس می پوشند و خشن تر و افراطی تر می شوند. مدتی است مردان جوان خشمگین که شهامت آن را دارند که با دست خالی با سربازان مسلح اسرائیلی روبه رو شوند در مناطق فلسطین نشین صحنه گردان شده اند اکنون نسلی جدید از شهدا فلسطینی خلق شده و احساسی از غرور و رضایت گسترش یافته است.»

        « ایران نخستین کشوی است که آمریکا را به زانو در آورده بی آنکه به شوروی وابسته شود. انقلاب ایران مارکس و آنارشیسم را به خودشان حواله داده و خود راساً سیاست تازه ای بر اساس یک وجه اشتراک بزرگ یعنی اسلام ساخته و پرداخته است. دنیای غرب اسلام را از طریق انقلاب ایران ناگهانی به طور مجدد کسب کرد. انقلاب ایران اثرات فوق العاده ای در جهان اسلام و نیز خارج از آن به جای گذاشت برای اولین بار یک ملت مسلمان موفق شد در مقابل یک قدرت بزرگ غربی در این مورد آمریکا بایستد تحقیرش کند و از نظر مادی به منافع او لتمه بزند. این پیروزی نه به وسیله هیچ جنبش {سیاست های روز}و القاب عمومی بلکه به نام اسلام انجام گرفت و این فکر را در سراسر دنیا به وجود آورد که آنچه در ایران اتفاق بیفتد در سایر نقاط دنیا نیز ممکن خواهد بود.»

(( این ها همه از رادیو آمریکا ، اسرائیل، آلمان، انگلستان...می باشد و تاریخ 23/4/1368 ضبط شده است)).

« اسلام در معنا چهره تازه زندگانی است در میان تمامی نهضت های سیاسی شده مذهبی در دهه گذشته اسلام آشکار ترین و گسترده ترین است و بیشترین مایه و توان را برای اثرگزاری در بلند مدت دارد. پروفسور محمد یک آمریکایی فلسطینی تبار که استاد علوم سیاسی دانشگاه ؟؟؟؟ است در تشریح تازه ترین به سوی بنیان گرایی اسلامی می گوید. در پی انقلاب ایران در کرانه باختری رود اردن دگرگونی شگرفی روی داد برای نخستین بار در جهان عرب جوانان در برابر والدین رژیم ها، احزاب و هر کس دیگر{که فکر استعمار زدگی داردند}عَلَم شورش و تغیان بلند می کنند و آنان را به مبارزه می طلبند آنان با راه و روشی بسیار دقیق عمل می کنند آنها برای فریاد زدن به خیابان ها نمی روند خشمشان را فرو می خورند و آن را در برنامه ریزی برای آینده ابراز می کنند این روند را به ویژه در رژیم های وابسته اکنون آمریکا نظیر اردن،کویت و لبنان می توان دید. این روز ها در دانشگاه های کرانه باختری رود اردن و اردن دانشجویان به گونه ای روز افزون به شیوه اسلامی لباس می پوشند و خشن تر و افراطی تر می شوند. مدتی است مردان جوان خشمگین که شهامت آن را دارند که با دست خالی با سربازان مسلح اسرائیلی روبه رو شوند در مناطق فلسطین نشین صحنه گردان شده اند اکنون نسلی جدید از شهدا فلسطینی خلق شده و احساسی از غرور و رضایت گسترش یافته است.»

        « ایران نخستین کشوی است که آمریکا را به زانو در آورده بی آنکه به شوروی وابسته شود. انقلاب ایران مارکس و آنارشیسم را به خودشان حواله داده و خود راساً سیاست تازه ای بر اساس یک وجه اشتراک بزرگ یعنی اسلام ساخته و پرداخته است. دنیای غرب اسلام را از طریق انقلاب ایران ناگهانی به طور مجدد کسب کرد. انقلاب ایران اثرات فوق العاده ای در جهان اسلام و نیز خارج از آن به جای گذاشت برای اولین بار یک ملت مسلمان موفق شد در مقابل یک قدرت بزرگ غربی در این مورد آمریکا بایستد تحقیرش کند و از نظر مادی به منافع او لتمه بزند. این پیروزی نه به وسیله هیچ جنبش {سیاست های روز}و القاب عمومی بلکه به نام اسلام انجام گرفت و این فکر را در سراسر دنیا به وجود آورد که آنچه در ایران اتفاق بیفتد در سایر نقاط دنیا نیز ممکن خواهد بود.»

(( این ها همه از رادیو آمریکا ، اسرائیل، آلمان، انگلستان...می باشد و تاریخ 23/4/1368 ضبط شده است)).

در کتاب پیش گوئی های علمی قرآن. نوشته مصطفی زمانی صفحه62،آمده است« مفسر عاليقدر طنطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مي‌نويسد «آيا گمان مي‌كنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت ‌پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از  نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم.»!؟

این است معنی کار بردی کردن قرآن در اروپا و بعد از قرن ها مهجور ماند، ولی با قیام امام، قرآن در ایران در حد یک حکومت مستقل به نام جمهوری اسلامی ایران احیا گردی وروح جدیدی در کابد آن دمیده شد وهمین باعث شد سال های 1388،و89، قرآن به وسیله عوامل آمریکا وخود او به آتش کشیده شود چرا؟ چون هر بلایی بر سرشان آمد از همین قرآن کار بردی شده به وسیله خمینی می باشد وبس. لذا در کتاب.پيام ها و سخنراني هاي امام خميني(ره) در ششماهه اول سال1360) ص165 ،در سطحي جامع ترمي  داده و می فرمایند :«...مع الاسف نتوانستيمم و نتوانسته است كه بشر و نتوانسته اند علماي اسلام آن طوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... بايد همگان افكارخودشان را متوجه كنند با اين كتاب بزرگ تا اينكه اين كتاب بزرگ را بطوري كه هست و بطوري كه ما مي توانيم از او استفاده كنيم، همه استفاده كنند و قرآن آمده است براي استفاده همه طبقات هركس به مقدار استعداد خود... بسياري ازآيات است كه در دست رس همگان است كه همه فكر هاي خودشان را براه بياندازند و مغز هاي خودشان متوجه كنندو مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس  استفاده كنند...».

 

                                                                      عبدالحسین نجفی

 

ازجمله بی حجابی ...، به طورطبیعی مشکل سازخواهد بود، چون علت العلل و زیرمجموعه ها، بلا مانع و از نظر ها دورخواهند ماند و همین امر سبب تسریع و توسعه آنها خواهد شد، چون برخورد با معلولی که علت العلل آن مورد غفلت واقع شده باشد، قهراً تبعات حقیت گریزی، ستیزه جویی حد اقل درصدی را، با عوامل باز دارنده در پی خواهد داشت، درست مانند حرکت درجهت خلاف تند باد و سیل خروشان که متأسفانه اکثر فعالیت ها درمبارزه با مفاسد اجتماعی، گرایش به مواد مخدر، جرایم، سلامتی...، روی این جنبه متمرکز می باشد!؟، که در مواردی حساسیت ایجاد کرده و به دلایلی آتش فساد را شعله ور تر، ماجرا هایی را عمیق تر می کند.

       چیزی که در این بحث یک ساعته و امثال این مباحث کمتر دیده می شود، این واقعیت ( چه باید کرد و چگونه)، خواهد بود، یعنی پس ازآسیب شناسی و روشن شدن وضع علل و عوامل و علت العلل ها، و در واقع ریشه بیماری های اجتماعی...، چه راه کارهایی برای رفع و دفع آنها باید اندیشیده شود؛ اجرای طرح و درمان چگونه باید باشد، در دراز مدت، کوتاه مدت، چگونگی تقسیم کار، تهیه و نوع ابزارکار، نحوه سازماندهی ، هماهنگی ها،زمان حرکت، توجه به موانع، ازکجا باید شروع کرد، عملیات های تاکتیکی وآزمایشی...، همه باید کارشناسی شده و با تعیین کارگروه ها وحرکتی مستمر،آغاز گردد. مهم اینکه محوروجهت های حرکت هم باید معین باشد، محورهایی چون مقابله بازدارنده با تهاجم فرهنگی، همزمانی کنترل و درمان معلول ها، تقسیم و تفکیک علل و عوامل، توجه خاص باز دارنده به هنجار شکنان، نسبت به طیف های قابل اصلاح، فرهنگ سازی، و از همه با اهمیت تر تمرکز بر روی علت العلل ها که مشکل ترین و زمان بر ترین فعالیت هاست، و بسیار پیچده و صعب العبور می باشد، چون هرکدام اینها تا اعماق جان جامعه ریشه دوانده و به یک معضل اجتماعی تبدیل شده، که قهراً به نسل های بعدی انتقال پیدا خواهد کرد!؟، ازجمله ورود بی قید و شرط زن در بازارکار ؛ حضور تهاجم فرهنکی ( چون اینترنت...) درمتن خا نواده ها، حلقه گوش حتی بچه ها( تلفن همراه)، و ازهمه خطر ناک تراینکه تهاجم فرهنگی با ابزاری به ربایش نسل جوان اقدام می کند، و ما عمدتاً توصیه ها و موعظه هایی را، و سیله جذب قرار می دهیم که غالباً تکرای، به سبک قدیم، و بدون هماهنگی لازم صورت می گیرند،که نه جواب گو و باز دارنده آن چنانی هستند و نه توازن لازم  نسبت به تهاجم فرهنگی( چون امکانات اینترنتی...)، را در بردارند!؟؛ و مشکل اصلی ما درجذب، و دفع تهاجم فرهنگی همین است که  به فکر ساماندهی آن نیستیم !؟ .                 

     کلام آخر اینکه چرا مرتب از بی حجابی ...، گفته می شود که قهراً به همان اندازه ما را از اصل موضوع که علت العلل ها، تهاجم فرهنگی، اشباع خلأ ها و فرهنگ سازی...، باشد، دور وغافل خواهد کرد؛ ولی اگر با هوشیاری فعالانه کاری کنیم که تهاجم فرهنگی درموضع دفاعی قرارگیرد

خلاصه ها و پیام های به حوزه های علمیه       

حوزه علمیه با چند دهه پیش اصلاً قابل مقایسه نیست ولی نسبت به شرایط فعلی جهان تازه اول راه است: اگر همگام با زمان پیش برویم باز هم عقبیم چون از زمان عقب بوده ایم: تحّول بنیادی حوزه ها یک روزه، و راحت نیست: ما به هدف نخواهیم رسید مگر با تغیر جهت و حرکتی نو و زمان بر: حرکت متناسب با مقتضیات زمان نیاز به سازکار نوین و کار شناسی شده دارد: حوزه  علمیه تنها با نقشه کارشناسی شده ساخته می شود: حوزه علمیه دیروز به درد امروز نمی خورد: فرصت عصر نوین ظرفی است که اگرآن را پر نکنیم، پرش می کنند!؟: جهان منتظر است اسلام چه روشی برای خوب زندگی کردن دارد: در هدایت بشر موفق نخواهیم شد مگر با حل مشکل در پیش رویش :  با قرآن زندگی کنیم موفقیم  نه تنها با قرآن بودن!؟ : با پا نرفتن مقدمه  با سر رفتن است!؟: مشکلات حوزه از نظام آموزشی و شیوه تبلیغ است: علم و پول مشکل حوزه نیست، بلکه مدیریت است!: نظر عموم عقلا میزان است نه نظر گروه خاصی : ساختن حوزه لزوماً به تخصصهایی نیاز مند است: موفقیت مدیریت حوزه در شورایی بودن  اعضا ی متخصص آن است: خروجی ها ملاک است نه تنها فعالیت: عدم و حدت عملی علت العلل چالش هاست: وحدت منسجم هیچ منافاتی با استقلال نظر کسانی ندارد: حوزه زمانی می تواند الگو باشد که خروجی آن جلب توجه کرده باشد: خمینی شدن ممکن است، ولی خمینی بودن مشکل است چرا؟: تا جهانی نیندیشیم نمی توانیم جهانی حرکت کنیم: حرکت بدون شکست  ملاک خوب عمل کردن نیست : تعریف از بزرگان دین دلیل بردرست بودن کار ما نیست :لازمه حرکت پویا داشتن کارشناسان حرفه ای است: برای استفاده از ابزار روز به کار شناس و طرح نیاز داریم: تنها منابع ملاک نیست چون وجود حرکت پویا بدون ابزار محال است: برای عرضه منابع به قالب روز نیاز است: نظام آموزشی فعلی خاصیت تولید کار شناس حرفه ای را ندارد : حوزه شأنیت رشد امثال مطهری را دارد پس چرا مطهری نداریم؟: آیا می توانیم بگوییم طلاب به علم روز مجهز هستند؟ چند درصد؟: آیا وحدتی که در شرایط فعلی جهان به آن نیاز است در حوزه حاکم است؟، چند درصد؟: اساسی ترین نقطه محوری حوزه خلوص است. تا چه مورد رضایت است؟: حوزه های علمی آسیب پذیر ترین موجود کره زمین هستند آیا ما به آسیب شناسی وآفت زدایی مجهز هستیم؟ در چه حد؟: علت موفقیت تهاجم فرهنگی را درچه می دانیم و مقابله به مثل ما تا چه حد باز دارنده بوده است؟: آیا ما داخل در مصداق این حدیث هستیم« من ساوا یوماه فهو مغبون» یا خارج ؟: دلایل ما درجواب این پرسش چیست. اگر روحانیت نباشد چگونه فضای زندگی بشر به یک باغ وحش تبدیل می شود؟: چرا خون آشامان و ستمگران تاریخ ، با شعارحق، اسلام، روحانیت، صلح، حقوق بشر...، که همه از اسلام است زندگی می کنند؟: وآخرین پیام ، باورما  این است؛ بالا تر از این مشکلات هم می شود نباشد، و حوزه می تواند مطهری هایی، به جهان عرضه و فرا تر از چهار دیواری ایران، پرتو افکنی کرده و جهان استکبار را با روشنگری و منطق خود، نا توان، زمین گیر و منزوی سازد؛ پس مانع عدم دستیابی به این واقعیت چیست وچه راه حلی برای رسیدن به آن دارید؟. البته هرکسی نظری دارد و نظر او محترم است. والسلام:                                                                                 

                                                                                                                                                           

                                                          عبد الحسین نجفی                        

                                                   همراه: 09368550280