اول. بطور مستقیم: ( از کتاب وهابیت آلت دست اسعمار)
منظور از آن همان است که وقتی در اروپا دیدند حکومت 700 کشورهای اسلامی چه تمدن و آثاری شگفت آوری به وجود آورده اند گفته شد با ایجاد اختلاف میان سران و کشیدن جوانان بدامن مراکز فحشا و مواد مخدر رایگان و با یک حمله نظامی به حکومت 700 ساله پایان دادند و همه آثار به جا مانده تجربی و ساخته های نمونه در اختراعات، شیوه های تولید، کشاورزی... همه را به غارت بردند!؟
قبلاً گفته شد در جنگ ها، تصرفات خود، مساجد را تخریب کردند در جنگ های صلیبی چقدر آثار فرهنگی... را از موضه های اسلامی ربودند رساله جابر حیات شاکرد امام صادق(ع) قانون بوعلی سینا همه این ها را ربودند!؟ چیزهایی که در رصد نجوم شناسی در کشوهای اسلامی بود بردند و از آنها تجربه آموخته. در همین چند سال که خود ما شاهد بودیم آمریکا به بهانه سلاح های کشتار جمعی در عراق با استفاده از بازرسان سازمان ملل حتی همه موزه ها راگشتند و سال 1380 که عراق را به بهانه و خود مواد شیمیایی اشغال کردند هرچه در موزه ها دیدند همه را بردند!؟ حتی از زمان حضرت ابراهیم(ع) اشیایی بسیار مهم را بردند!؟ از دو سال پیش که به خواست آمریکا و اسرائیل، بوسیله تکفیری (وهابی) به کشور سوریه حمله کردند و هنوز(1395) ادامه دارد تمام موزه های سوریه را هم غارت کردند هم تخریب!؟
دوم. من غیر مستقیم
استعمار در جاهایی که من غیر مستقیم برای از بین بردن آثار فرهنگی... و یا القاء فرهنگ خود به طور جایگزین فرهنگ اصیل مردم عمل می کند به خاطر چند جهت است یکی اینکه چون کاریست که باید در دراز مدت باشد باید عوامل مورد نظرشان که در دست خودشان باشد از خود مردم باشد آنهم دارای شرایطی از جمله شهرت اجتماعی، ظاهر فریبی... و کسی که مستعد پیاده کردن فورمولها روی آن باشد مثل محمد ابن عبد الوهاب که قبلاً گفته شد!؟
این عامل از میان خود مسلمانان باشد که دارای وجهه اسلامی باشد مثل شریح قاضی ها که حتی زمانی از طرف علی (ع) دارای سمت قضاوت و دارای ظاهری مورد توجه بود.
در این قسمت نابودی آثار بزرگان دین در مکه، مدینه، کربلا... باید از خود منابع اسلامی کمک گرفت و الا مردم متوجه و قیام می کنند. لذا نقشه بر این شد که بگویند درست کردن گنبد و بارگاه، بوسیدن قبر پیامبر...، شرکت به خداست چون آیات زیادی داریم که شرک به خدا را در حدی ناپسند می داند که می فرماید مشرک را بکشید و واقعاً حربه خوبی درست کردند برای آدم کشی به صورت جایگزین جنگ های پر هزینه مادی و انسانی برای امثال آمریکا در جنگ ویتنام که حدود دو میلیون از مردم ویتنام و 50 هزار از خود آمریکا کشته شد و آمریکا با شکست خفت بار فرار کرد. این تجربه باعث شد جاهایی مثل ایران... برای کشتار شیعه که بزرگترین مانع بازدارنده برای استعمار است وهابیت را جایگزین کند که حتی از کودکان هم رحم نکند دیروز 29/6/1392 در مستند معتری خواندم بچه را روی سینه مادرش سر می برند!؟ هرجا مسلط شده اند همه را کشته اند. باز هم تمام نشد و برای تخریب اماکن در مکه و کلاً هرآثاری هست آن را بدلیل این که آن به علی (ع) نسبت می دهند کاملاً تخریب کنند که علی از قول رسول خدا گفته همه آثار باید محو شود که قبلاً گذشت و فارسی آن را به خاطر اهمیت قضیه می آوریم: «بنا بر قبور به طور اتفاق ممنوع است، به گواهی حدیثی که بر ممنوعیت آن دلالت می کند از این جهت گروهی به تخریب و ویران کردن آن فتوا داده اند و در این مطلب به حدیثی که ابی الهدید از علی نقل کرده است. استناد می جویند علی به او گفت: من برکاری بدوش می کنم که رسول خدا مرا برای آن برانگیخت، هیچ تصویری را نمی بینی مگر این که آن را محو کن و قبر را مشاهده نمی کنی مگر این که آن را مساوی برابر بنما [یعنی با خاک یک سان کن][1]»
علاوه بر این که این حدیث بطور کلی جعلی است و حاکی از طرح و نقشه استعمار در یک قالب مستعد پیاده و اجرا می شود ظاهر حدیث بگونه ای است که یک بچه و یک بی سواد هم متوجه می شود حضرت رسول(ص) این طور حرف نمی زند آن هم رسول رحمهً للعالمین. نکات مهمی که باید به آن ها اشاره کنم و آن یک مقایسه است این که استعمار با یک تیر چندین هدف را نشانه می رود!؟
1)نابودی آثار به وسیله خود مسلمانان چون قبلاً گفته شد در جاهایی به خاطر دراز مدت بودن هدف خودشان نمی توانند ظاهر شوند بلکه پشت پرده که مورد قیام مردم واقع نشوند ولی از خود مردم باشد و با یک دلیل ساختگی مشکلی رخ نمی دهد. واین موضوع همگانی شده مثلاً اسلام را بایدبا خود اسلام نابود کرد. امام خمینی(ره)در وصیتنامه سیاسیوالهی خود می فرماید:« من از اسلام آمریکایی می ترسم هشیار باشید».
2)شیعه کشی یعنی کشتن مسلمانان بوسیله خودشان که جایگزین همان جنگ های صلیبی می شود خودشان آرام گوشه ای خزیده و صحنه را مدیریت می کنند و مسلمانان با جنگ داخلی مثل وضع فعلی سوریه، یمن، عراق...، با امکانات خودش یک دیگر را می کشند می گویند مسلمانان هم دیگر را می کشند ولی در واقع آمریکا آنها را با طرح وهابیت می کشد ودست دست آمریکا است!؟
3)ایجاد تفرقه از یک سو خود موضوع شیعه و سنی و از سوی دیگر سر درآوردن آن به جنگ داخلی و مذهبی و در واقع برادر کشی که باعث کینه دار شدن میان مذهبی ها می شود تنها تفرقه است که وحدت ضد استعمار را خنثی می کند کشته شدن و کینه دیرینه را از خود باقی خواهد گذاشت همان چیزی که دلخواه استعمار است!؟
4)متهم کردن رسول خدا (ص) و علی(ع) که هم آنها را در نظر یک جوان شیعه و یا غیره کم اطلاع، سبک و بی مقدار می کند!؟ و همین امر هم باعث سستی عقیده و ایمان جوان می شود، در مقابل اهمیت آثار تاریخی که جداً مورد علاقه نسل جوان... می باشد و هم باعث شک و تردید یک جوان در جهت گیری ها ی مذهبی و عقیدتی می شود!؟
در واقع این جاست که استعمار عقیده ایمان... مسلمانان را این گونه بمب باران و قتل عام می کند که مرده زنده بدتر از مرده مرده است!؟ دیگر ویروسهای شک و تردید، سستی عقیده او به دیگران به اهل خانواده سرایت می کند. و بیماری همیگر می شود. همان کار که زمان شاه ملعون کرده بودند وما با همه وجود شاهد آن بودیم، جوانان پسر و دختر کنار دریا، در کاباره ها، عرق فروشی ها، فاحشه خانه ها، زنان لختی...!؟ و از کودکی ونسل جوان هم سم پاشی و بمباران مغز هارا شروع می کنند که ما دیدیم!؟
5)بی اعتبار کردن منابع قرآنی و روایی؛ قرآنی که شیعه را به شرک متهم می کنند که چندین آیه در این رابطه آمده که مشرک را بکشید این هم از شاه کارهای استعمار است که با پوشیدن لباس اسلام و قرآن به خود القا کند درست کردن بارکاه... و بوسیدن قبر رسول(ص) خدا شرک!؟ و قرآن شما می گوید مشرک را باید کشت. لذا باید اقدام کنند!؟ چون شیعه بزرگان شما را هم قبول ندارند لذا شما کوتاهی کنید شیعه شما را کنار خواهد گذاشت!؟. بر خلاف هفته وحدت شیعه وسنی، هرسال در ایران.
حال توجه کنیم همان ها که بقول خودشان کلام علی(ع) و رسول خدا(ص) را در تخریب قبور بزرگان دین قبول دارند و این که مسجد درست کردن شک است درست می گویند یا اصلاً خود قرآن نابود و در جاهایی خواندم پایمال می کنند و به نجف و کربلا حمله و کوچک و بزرگ را قتل عام می کنند!؟ در مورد مسجد ساختن روی قبر آیه 21 سوره کهف در مورد ساختن مسجد روی قبر آمده که مورد تأیید خداست و این که در گذشته گفته شد صرف مشرک بودن در اسلام دستور اذیت و آزار هم ندارد تا چه رسد که بچه را سر سینه مادرش سر ببرند!؟ این گوشه ای از آدم کشی آن ها در نجف و کربلا چنین آمده است که قضاوت با شما.
ب: یورس به کربلا:در سال 1216 ق. سعودبن عبدالعزیز با قشون بسیاری متشکل از مردم نجد، به قصد عراق حرکت کرد. وقتی به شهر کربلا رسید، آنجا را محاصره نمود. بعد از وارد شدن به شهر، به قتل عام مردم پرداختند و به خزانة حرم امام حسین (ع) دست برد زده، ضریح آن حضرت را شکستند و اموال فراوان و اشیای نفیس آن را به غارت بردند.
آیة الله سید جوا عاملی، که خود شاهد حوادث و ار مدافعان شهر نجف اشرف بوده، می گوید: «امیر نجد در سال 1216 ق. به بارگاه امام حسین (ع) تجاوز نمود و اموال آن را به غارت برد. نیورهایش مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده، اموالشان را به غارت بردند و به قبر حضرت امام حسین (ع) جسارت نموده و بقعه را تخریب کردند، سپس بر مکة مکرمه و مدینه منوره متعرض شدند و هر آنچه که خواستند در قبرستان بقیع انجام دادند و فقط قبر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از دست آنان مصون ماند. (مفتاح الکرامة، ج 5، ص 512)
کورانسیز در وصف جنایات وهابی ها می گوید:
«عادت شیعیان این بود که در روز عید غدیر خم، جشن هایی برپا می کردند؛ لذا همگی برای اقامة جشن عید به نجف اشرف می آمدند. به همین دلیل شهرهای شیعه نشین عراق، به خصوص کربلا، خالی از سکته می شد. وهابی ها از این فرصت استفاده کردند و در غیاب مدافعان، به شهر حمله بردند. در شهر که فقط افراد ضعیف و سال خورده باقی مانده بودند، توسط سپاه 12 هزار نفری وهابیون به قتل رسیدند و هیچ کس در این جنایت زنده نماند؛ به طوری که تعداد کشته شدگان در یک روز به 3 هزار نفر رسید (تاریخ الیلاد العربیه، ص 126، طبق بعضی از گزارشها، وهابیون پنج هزار نفر را کشته و پانزده هزار نفر را مجروح کردند؛ موسوعة العتبات، ج 8، ص 273)
قیلیی در تاریج تجد می نویسد: امیر تجد با لشکر پدر خود به کربلا حمله کرد و بعد از محاصره شهر، وارد شهر گردید. سپس ضریح امام حسین (ع) را ویران نموده و جواهران آن را غارت کردند و هر آنچه از اشیای قیمتی در شهر وجود داشت، به تاراج بردند. ممکن است تصور شود که وهابیون تنها بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز خود قرار می دادند، ولی این تصور به هیچ وجه درست نیست زیرا آنها، کلیه مناطق مسلمان نشین حجاز، عراق و شام را آماج حملات خود قرار می دادند که تاریخ در این مورد از هجوم وحشیانه آنان گزارشهایی را تس نموده است.
نویسنده کتاب مذکور، فردی انگلیسی الأصل، به نام «سنت جون سره» است و وی مدت زیادی در تجد به سر برده و روابط خوبی
[1] آئین وهابیت چاپ 4، 1356 13 ص 42- آیت الله سبحانی