فلسفه رابطه بشر از معصوم (ع) به خدا  ( از کتاب وهابیت الستعمار شده)

با توجه به این واقعیت انکار ناپذیر، آن کسی که از طرف خدا مأموریت هدایت بشر را برعهده می گیرد، باید معصوم و از اشتباه و خطا در امان باشد. و اگر مثل خود مردم به اشتباه و خطا در امان نباشد، پس هرکس باید خودش جهت گیری های الهی را بداند که عقلاً امکان ندارد،کسی بدون دیدن دوره های تحصیلی صاحب تخصص باشد و فرد با وجود اشتباه و خطا توان هدایت کسی را نداد چون برای خودش مانده است چه کند بی سواد هرگز، نمی تواند به کسی سواد بیاموزد. این جاست که عقل حکم به داشتن رهبری می کند که از اشتباه و خطا در امان باشد.

شما حیوانات را هم نگاه کنید از این قاعده کلی نظام خلقت برخورداند، حتی منظم و شایسته تر از جمله زنبور عسل، موریان... امکان ندارد، چیزی خارج از این قاعده نظام در مخلوقات جدا باشد حتی یک درخت دارای حیات و سرسبزی از تنه و ریشه که ریشه آن از یک منبع (خدا) یعنی زمین استفاده می کند، سر شاخه ای سبز از تنه و تنه درخت از ریشه به منزله خدا استفاده می کند نمی تواند سر ساخته بدون واسطه چون تنه و ریشه از آب دیگر مواد لازم را طریق زمین بهره مند شود.آقای مفتی آدم کش، چگونه شما می فرماید توسل به انبیاء و اولیاء از یک سکوی پرش چون قبر. بارگاه آنها شرک به خداست یعنی خدا دیگر واسطه لازم ندارد لوازم زندگی روزمره با چند واسطه (کاسف، تولید کننده فروشنده) بدست شما می رسد خودتان می توانید همین لوازم را مستقیم از معادن استخراج و مورد استقاده قرار دهید؟ مگر عقل با قیاس قرار دادن خیلی چیزها ما را به واقعیت نزدیک و روشن نمی کند تا چه رسد خدا که اصلاً قابل مقایسه نیست خداند بما می گوید: من برای خودم معاون آیه 30 سوره بقره (وظیفه) قرار داده ام تا بین شما حکم کند. مثل رسول خدا(ص) چه مرده و چه زنده باشد که طبق آیه 21 سوره احزاب برای ما همه رفتار و گفتار به جا مانده از حضرات ملاک و الگوی عملی است دانش جو کتاب بوعلی سینای که هزار سال از دنیا رفته وسیله ارتقای علمی خود فرار می دهد؛ عکس بوعلی را جلو خود قرار داده و با یک نگاه محققانه دوران زندگی علمی او را در چهره اش که یک کاغذ بیش نیست می خواند و بر همان اساس جهت گیری نموده و جهش می کند. شما هم از عکس پدر استاد خود می توانید این گونه بهره برگیرید، همان کاری که عاشق با عکس معشوق خود می کنید عکس خود معشوق نیست پس چگونه شما از آن استفاده می کند عکس شما روی کارت شناسایی و روی پرونده سند است ولو خودتان نباشید همین پرونده دارای عکس، مشکل را حل و اختلاف پیش وارثین و یا وارثین و مدعی غیر را حل می کند در حالی که شما 30 سال پیش از دنیا رفته اید این استافد به عکس هم شرک است؟ و حتماً خود شما باید زنده شوید تا میان وارثین و... حل اختلاف شود؟؟. واقعاً احمق وبی سواد هستید.

باز هم تکرار می نم آقای مفتی شما اگر وارد شهری شدید که از هیچ چیز شهر باخبر نیستید حتی نمی دانید آنجا که مقصد شماست کجای شهر است چکای می کنید؟ مگر خدا نیست پس چرا در پی کسی هستید که اطلاعات لازم را برای راهنمایی شما داشته باشد، دنبال او حرکت می کنید تا چیزهایی را به شما نشان دهد و معرفی کند که شما چه کاره هستید تا دچار مشکل، جیب برها... نشوید یعنی خدا می آید دست شما را می گیرد با بنده خدا که از شما آگاه تر است امام معصوم را که رابطه با خدا دارد و آگاه است و ما آن رابطه را نداریم و نمی توانیم در آن حد آگاه باشم مگر با ملاک قرار دادن این قیاس نمی گوید راهنمای شما غیر از خداست و با کسی آگاه و سالم تر از خود شما باشد آنهم به عنوان حلیفه و نایب خدا که در سوره بقره آیه 30 آمده است.

اثبات جنگ وهابیت با خداوند عالم!؟ ( از کتاب وهابت استعمار شده)

قبل از اثبات  موضوع  در مورد اینکه وهابیت شیعه را به جهت درست کردن کنبد و بارگاه بر قبر امامان...(ع) وزیارت آنان، شرک می دانند!؟ از رهبران مذهبی آن ها که مفتی گقته می شود .سؤالی دارم به دین عنوان.آقای مفتی پس خانه خدا چه؟! 

همان طور که کراراً روی این نکته انسان شناسی در دگرگونی های اعتقادی و اخلاقی گفته شد، هنگامی که فضای وجودی انسان اول حالت طبیعی خود را از دست بدهد، قهراً خلأای به وجود خواهد آمد که به طور ناخودآگاه همانند جاذبه آهن ربا آماده پرش است. بطور ناخودآگاه یعنی اختیار در دست خود انسان نیست، در این جا دیگر اراده، استدلال هدف وعقل وجود نداد که انسان قدری تعقل کرده و وقتی با دلیل و برهان دیگر این کار درست است با اراده آن را دنبال کند که پای هدف هم درمیان خواهد آمد. یعنی اگر به پرسی چرا؟ می گوید به این دلیل دیدم درست است و در پی بدست آوردن فلان چیز است. این که گفته شد بطور ناخودآگاه خلا پر می شود چون با عوض شدن فضا و عالم انسانی فرد، از روی استدلال و تعقل نبوده چون حماقت بقول علی (ع) بیماری تقریباً شبه جنون و دیوانگی است همان گونه که بطور ناخودآگاه خلاء پر شده از انحرافات همان بیماری زمینه انحراف بوده و در واقع وقتی انحراف از حد عبور کند خود به خود تبدیل به غذای درگرما مانده می شود،که خود به خود فاسد میگردد و دیگر اراده... لازم نیست چون فاسد شده لذا، در حدیث است. (کل شئی تجاوز عن حده ینقلب الی ضده) آن وقت است  که فریاد بد کار بالا رفته سرنگون می شود!؟ اراده معنا نداد فطرت الله که براثر حجاب های شیطانی پوسیده شده، با اراده نبوده، اصلاً فرد فکر بهترین کار است که آیه 104 سوره کهف، آیه 43 سوره انعام آن را روشن می کند واقعاً فرد باعلاقه کار را دنبال می کند حتی می بیند دیگرانی که عکس آن دارند انجام می دهند در اشتباه هستند. ولی طبق آیه179، سوره اعراف. کور دلان بیما ر مثل حیوانند بلکه بد ترند!؟.

با توجه به مقدمه فوق سؤال ما، از مفتی وهابی این است که اگر درست کردن بنا روی قبر بزرگان دین و زیارت آنها شرک است. پس خانه خدا که ساخته شد و سالی میلیون گرداگر این خانه سنگی می گردند، باید شرک باشد!؟ چون نه خانه سنگی خداست و نه خدا محدود به همین نقطه از زمین. اگر کسی واجب الحج شد هرجا باشد خدا هست همان جا اعمال حج را بجا آورد و الهم لبیک بگوید مثل نماز که هرکس هر کجا هست همان جا نماز می خواند اصلاً لازم نیست بطرف یک خانه سنگی نماز بخواند.آقای مفتی گمراه، پس اگر شرک است چرا؟ خود شما هم مشرک هستید؛ چون دور خانه سنگی کشتن و زیارت غیر امامان فرقی ندارد. خود امام نیست ما دور این ضریح می گردیم و با او حرف می زنیم همینطور دور خانه خدا هم تواف می کنیم و حرف می زنیم. شما در جواب ما چه می گویید؟.

بنا براین پس باید خانه خدا و قبر حضرت رسول(ص) راهم  تخریب... چون جایی خواندم. قصد بوده حتی قبر حضرت رسول( راٌ هم تخریب کنند!؟ ولی مردم مانع شده اند. چون  این همان کوردلان، بیماران شخصیتی هستند که دیگر خانه خدا، قبر حضرت رسول(ص) از نظر احترام و بی احترامی برای فرد بیمار یک سان است!؟ آدم بیمار هر غذایی بخورد در دهانش مزه ندارد ولو بهترین غذا باشد آدم فاسق درست مثل این ملجم که دست پرورده علی (ع) بود ولی چون قلباً علی را دوست نداشت. حتی برای کشتن حضرت علاقه داشت!؟ که قبلاً گفته شد این جاها دیگر عقل، استدلال و ارده اصلاً کارگر نیست. چون انسان اسیر عادت و همان بیماری است. شما بهترین غذا را جلو  کسی بگذارید اگر از مال حرام... سیرشده باشد اصلاً به غذای پاک و بهداشتی نگاه نمی کند چون این غذا را هم بخورد آرام نمی گیرد، و برای او مزه ندارد؛ چون از دوستی با خدا ورسولش... علاقه قلبی ندرد!؟ حدوداً از این تاریخ 8/7/1392 طی بمب گذاری و عملیات انتحاری که در پاکستان، عراق، سوریه توسط تکفیری ها صورت گرفت بیش از هزار نفر کشته و دو هزار مجروح شده اند. و در یک ماه گذشته 700 نفر کشته و بیش از دو هزار مجروح داشته است!؟ و دلیلش این است که چون در سوریه شکست خورده اند که حتی بین خودشان درگیری بوجود آمده بیشتر درگیری بین القاعده و تکفیری هاست.

به هر صورت خداوند در باره این نوع بیماری شخصیتی درآیه18،سوره بقره می فرماید: «آن ها کران وگنگها وکورانند لذا (از راه خطا) باز نمی گردند». درآیات قبلی و بعدی موضوع را کامل تر میکند و این بهترین دلیل بیماری شخصیتی آنهاست!؟

                                                               جنگ با خدا درنگاه وهابیت

در نگاه همان نگاهی است که نگاه شیطانی جایگزین نگاه الهی خدا ورسول(ص9 واقع شده، فکر می کنند که برای اسلام خدا مبارزه کرده وآدم می کشند!؟ ولی طبق آیه 43، سوره 43 انعام  خدا می فرماید: « ... دلهای آنها قسغاوت پیدا کرد، وشیطان هر کاری را که می کردند، در نظرشان آن را زینت داد ». یعنی ههمان که قبلاً به آن اشاره شد. که در این جا آن را قدری باز تر می کنیم به این عنوان که این ها در واقع گوش، زبان و چشم دارند، اما ا« چشم به دلیل جهل... به گوش... شیطانی تبدیل شد، که دیگر هر می بیند و می کند همان که شیطان می گوید و از آن می خوایه و هر چیزی را در نظرنش زیبای در حد یک عروس پشت حلجه که منظر او نشته، اولاد رسول خ(ص) شیعه به حق علی(ع) راه آن گونه می کشد که در بهشت بارسول خدا ملاقات کند!؟ خیلی عجیب است با این قتل عام های که ما در رسانه دیدیم، بدن ها بوسیله مواد منفجره به طوری قطعه قطعه شده که دیگر قابل جمع کردن نبود!؟.

این دلایلی که می آید بهتر روشن می کند جنگ این ها جنگ با خود خدا و حضرت رسول (ص) است. چون خدا در سوره توبه آیه107، وسوره مائده آیه32 می فرماید: حتماً مراجعه که آیات قبل و بعد این دو سوره مسائل را کامل تبیین می کند. از جمله اینکه خود خدا درآیه 107، سوره توبه می فرماید:« { گروهی دیگر ازآنها} کسانی هستند که مسجد ساختند برای زیان رساندن{ به مسلمانان وتقویت} کفر، و تفرقه افکنی میان مؤمنان، وگمینگاه برای کسی که از پیش خدا با خدا و پیامبرش مبارزه کزده بود؛ آنها سوگند یا می کنند که، جز نیکی{ وخدمت} نظری نداشته ایم. اما  خدا گواهی می دهد که آنها دروغگو هستند».

 حضرت (ص) در نهج الفصاحه صفحه 323، می فرمایند:« الخلق کلهم عیال الله فاحبهم الی الله  انفعهم لعباده.مردم همه عیال خدایند و محبوب ترین کسان پیش خدا کسی است  که برای عیال وی سود مند تر باشد.

البته مطلق این حدیث حتی کفار منکر خدا واسلام را شامل می گردد. مگر کسانی را گه با اسلام سر ستیز  داشته و برای  برای مسلمانان مشکل ایجادکنند . بنا براین حتی همین ها هم طبق آیه 8 ، به بعد.سوره ممتهنه، تا بر مسلمان حمله نگرده و قصد جنگ... نداشته باشند، مثل وهابیت نمی شود آنها را کشت به جرم اینکه کافرند حتی مشرک هم شرک عملی نباشد شرعاً کشتن آنها جایز نخواهد بود، چون عیال خدا محسوب می شوند. وطبق آیات 8، به بعد سوره ممتهنه می توان به آنها روابط حسنه بر اساس فسط وعدل داشت که مفصل خداوند مارا به آن دستورات رهنمود می فرمایند.

در حالی که وهابیت  شیعه علی(ع)، فرزندان او وفاطمه(ع) را در سر زمین عراق... آن گونه قتل عام می کند این بهترین سند است که جگ وهابیت جنگ با خود خدا و رسول و اولاد اوست  چون این ها همه خلفای خدا روی زمین هستند برای حفظ اسلام وراه نمائی بشر این ها را بکشی که تاوارد آن عالم شدی حضرت رسول(ص) را در بهشت ملاقات کنی این عمل جنگ با خدا نیست که نمک را بخوری ، سر میزبان را هم ببری و نکمدان را هم بدزدی!؟ ای دو صد لعنت برا این عقیده شیطانی آن هم به نام اسلام . که وسیله خوبی برای دشمن شده. هم میان کشور های اسلامی تفرقه ایجاد و جنگ داخلی به راه اندازند، هم دشمن اسلام سلاح های خود را بفروند هم مسلمانان را به وسیله خودشان بکشند که دشمنان آنها کمتر شود و هم درکل جهان ، این فیلم کشتار های وحشتناک را نشان داده و بگویند: این مسلمانان هستند توجه کنید، چه می کنند. مردم مسلمان وحشی وخشونت طلب هستند، تا در ضمن لکه ننگ غارتگری  و  ستم و شکنجه کری خود را  از نظر همه جها دور وخود را فرمان فرمای جهان معرفی کنند!؟ یعنی هر کس خواست آب هم بنوشد، باید با اجازه آمریکا... باشد. که زمان شاه ایران این طور بود که ما با همه وجود شاهد این نوع ستمگری ها و شکنجه گاههای آمریکا در ایران بودیم!؟ که مفصل است.

نکته ای که در این روایت به نظر می رسد، سندیت جنگ وهابت با خدا را مآکد تر می کند که حضرت می فرماند: هر کس به عیال خدا خدمت کند او نزد خدا از محبوترین های باشد. یعنی خدمت به معنی عام آن به کفار هم با ارزش و مورد لطفه خداست. در دعای ماه مبارک رمضان هم می خوانیم: الهم فک کل اسیر، الهم وقض دین کل مدین...». این شامل کفر ومسلمان میشود. حال وهابیت به جای خدمت به عیال خدا بهرین بندگان خدا را آن طور می کند که در بهشت پیامامبر را مقلاقاتکند!؟

جوان در نگاه انسان شناسید

به جهت اینکه تمام عملیات اتحاری به خصوص در فرهنگ آدم کشی تکفیرها به وسیله جوانان صورت می گیرد جا دارد هم بطور کلی در این باره اشاره شود. چرا در قیام، برخوردهای خشن... نسل جوان همیشه در ردیف اول است؟ و چرا تکفیری از جوان در این عملیات انتحاری زیاد استفاده می کنند؟و تعجب است چرا  خود جوانان تکفیری استقبال می کنند!؟ به نظر می رسد حتی ضرورت دارد این موضوع در کل قدری روشن شود؛ این چه نوع بیماری است که بیشتر دامن جوانان تکفیری است که باید از این جا شروع کنیم، همان گونه که قبلاً وارد مقوله انسان شناسی شدیم.

این جا هم از همین راه باید رفت تا قدری موضوع روشن شود و آن این که همان طور که پس از انعقاد نطقه در رحم تا دوران طفولیت و شیر خوارگی طفل در جنین تا تکامل نهایی چیدین مرحله را طی می کند آیه 14 سوره مؤمنون، همین طور بعد از تولد هم انسان مرحلی را طی می کند که جوانی که آخرآن است همه مراحل هم عالم خاص خود را از نظر روحی، نگاه، خواسته خودرادارد هم از نظر شکل کوچک و بزرگی...

فلسفه آثار تاریخی، طبیعت و فرهنگی در نگاه قرآن  ( از کتاب وهابیت آلت دست استعمار)

به طور کلی چه در آثار تاریخی و چه در دیگر آثار هر چیزی که برای نسل حاظر و نسلهای آینده جلب توجه کرده و تازگی داشته باشد؛ همه از نشانه های عظمت، قدرت... خداوندی در نظام خلقت به شمار خواهند آمد که می توان یک دانشگاه همگانی برای کلیه بشر اعم از باسواد و بی سواد خواهد بود. همه این ها، زبانی خاص خود را دارند که آن را به عنوان پیامی به شنوندگان خود تفهیم و یا توصیه می کند.

خداوند در مورد آیات خود علاوه بر اینکه آیاتی از قرآن اختصاص دارد، کلمه (آیات، آیاته) که به معنی نشانه های قدرت و عظمت خداست، در 369 آیه از قرآن آمده است از جمله یک نمونه آیه 21 سوره روم که می فرماید: (و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند). یکی از نتایج بسیار با اهمیت آثار گذشتگان و حتی حال و طبیعت بگونه دیگر این است که توجه به این آثار به همان اندازه که انسان را به خدا نزدیک می کند، از هوای نفس، القامات شیطانی، دنیاپرستی و حرص ریاست و روحیه بزرگ بینی دور و به خدا نزدیک می کند که اگر این نیمی از بشر اتفاق بیفتد  ما دیگر شاهد حتی زندان و پلیس در این حد نخواهیم بود.

1)آثار تاریخی: آثار تاریخی شامل باقی مانده از سلاطین، بزرگان امور، هنرمندان در تاریخ می شود که در خود ایران تعداد زیادی و گردشگران زیادی را هر سال جذب و مبلغ زیادی درآمد برای دولت دارد از جمله مسجد امام خمینی معروف به مسجد شاه و مسجد شیخ لطف الله، منارجنبان... در اصفهان چند نمونه در همدان، تخت جمشید در شیراز، رصد خانه در مراغه... که دیدن آنها واقعاً جالب و پیام های گوناگون، آموزنده، راه گشا برای همه دارند. آیات زیادی از سر گذشته انسانهای قرنها پیش داریم که خدا برای هدایت... بشر بیان می کند ولی در چند آیه می فرماید در زمین سیر کرده و عاقبت ستتم کاران (و خوبان) را نگاه کنید نگاه کنید. یعنی چه؟ یعنی عبرت بگرید و از شیطان و شیطان صفتانی چون انگلستان آمریکا پی روی نکنید پس استعمار می دانید توسط القاعده و وهابیت کجا را نشانه رفته و چرا؟، به هر صورت آیه 9 سوره روم، آیه 44 سوره فاطر، آیه 21 و 82 غافر، آیه 10 محمد؛ آیه 137 آل عمران، آیه 11 سوره انعام، آیه 36 سوره نحل و آیه 69 سوره نمل.

که اعمال ورفتار ناپسند گونا گون آنان را این آیات قرآنی برای ما باز گو می کنند که فکر اعمال خوب وبد خود باشیم از اعمال بد دوری و از اعمال نیک استقبال  عملی داشته باشیم. همه آثار به جامانده، با زبان بی زبانی خود برای همه نسال های  آتی پیام رسا دارند. لذاخدا می فرماید سیر کنید یعنی آثار را  بنید برای عبرت گرفتن و به خدا نزدیک شدن و از شیطان انسی چون آمریکا دوری جستن به بیند. و این است که قرآن را آتش زده و آثار را هم به وسیله وهابیت تخریب کردند تا همه افکار و هوا و هواس ها جذب ماهواره های مبذل انحرافی شود!؟ و در واقع بنا ساختن روی قبر بزرگان دین و حتی غیر دینی شرک نیست اگر شرک بود این همه آیه درباره سیر در زمین ذکی نمی شد، یعنی طبق آیه 2 سوره حشر یعنی عبرت گرفتن ... که گفته شد.

واقعاً وهابیت، القاعده خدمت بزرگ به استعمار می کنند بزرگترین ضربه را به دین رسول خدا(ص) وارد می کنند خدای آیه شرک با خدای این چند آیه دوتاسن آقای مفتی وهابیت که جوان بی تجربه وادار می کنی با کمربنده انتحاری 31/6/1392 70 نفر را کشته و صد نفر را در مراسم عزاداری شیعیان قتل عام کنید!؟ اینها خلافشان ساخت بنا روی قبور فرزندان پیامبر بوده است که آلت دست استعمار باید آنان را قتل عام کند!؟

2)آثار در طبیعت: آثار طبیعت شامل همه آنچه می شود که اعم از جماد، نبات، حیوانات... که انسان با دیدن آنها هم لذت می برد و همین لذت بردن عامل جذب گردشکرانی پرسود برای کشورهایی هستند که حداقل همین سود گردشگری بیش تریلیون ها بالغ می شود همه آیات خدا، خداشناسی در شکل، رنگ... این موجوان نهفته است وقتی انسان حیوانات دریایی، خشکی، شکاف کوها، شکل کوه، زیبایی جنگل ها آبشارها... را نگاه می کند، واقعاً دلنواز، الهام بخش، گره گشا، و سلامتی را برای انسان به ارمغان می آورند. اینکه حضرت رسول(ص) می فرماید: (سافرو اتصحوا. مسافرت کیند تا سالم باشید) راز آن دیدن چیزهای دیدنی است که لذت آور و یک دانشگا، بدون هزینه و اتلاف وقت در خداشناسی است که اگرخداشناسی باشد دیگر برخی از سران کشورهای عربی آمریکا را به جای خدا نمی پرستند که بگویند پایگاه در اختیار آمریکا قرار می دهند برای بمباران کشور سوریه. در تاریخ 7/6/1392 آنهم به خاطر امنیت اسرائیل غاصب که از سوریه می ترسد نکند سرزمین های اشغالی از این محور از دست آمریکا و اسرائیل غده سرطانی خاورمیانه قلب کشورهای اسلامی خارج شود!؟

 باز همین سیر و سیاحت آثار آن، در نگاه قرآنی ای است که وهابیت چند آیه آن را برای شیعه کشی ملاک قرار داده پس شما اگر بیمار نیستند، چرا کلیسای مردم مسیحی در سوریه را نابود و مردم آن را شهید آواره کردید؟ چکار به مسیحیان در پاکستان داشتید که آنها را قتل عام کردید؟ به قول قرآن آیه 10 سوره بقره شما بیماری و این خون آشامی بیماری مفتیان شما را برای فتوا دادن زیاد تر و جوشان تر می کند!؟ آیه 20 سوره عنکبو خداوند در مورد دیدن آثار شکرف طبیعت می فرماید: («ای پیامبر» بگو: در زمین بگردید (و با دقت نگاه کنید) چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین گونه) جهان آخرت را ایجاد می کند؛ یقیناً خدا به هر چیز تواناست). و آیه 2 سوره حشر می فرماید: از دیدنی ها عبرت بگرید. آیا دیدن بارکاه فعلی حضرت رسول(ص) انسان را به دوران حضرت رسول جهت نمی دهد؟ که چگونه با نبود امکانات، تنهایی، درگیری نظامی در 80 مورد برخی خونین توانست اسلام  را در سراسر جهان گسترش دهد همین الهام از بارگاه حضرت رسول(ص) به شما آقای مفتی وهابی که جوانان خود را به عشق رسیدن به حضرت رسول آماده عملیات انتحاری می کنید!؟ جز کشته حتی مسیحیان بی گناهان آنهم در خدمت به آمریکا برای اسلام چه کرده اید؟این پرچم گسترش اسلام در جهان را رسول خدا(ص) بدست شمای مفتی ها داد که مسلمان بکشید؟ آنهم به خاطر امنیت اسرائیل؟ فردایی که خواهد آمد، چه جوابی برای سؤالات رسول خدا دارید؟. آیا همین کافی است بگویید به خاطر بارگاه درست کردن روی قبر فرزندان شما و بوسیدن قبر بود؟ که شرک به خداست!؟. شما خودتان به شکلی آمریکا را مانند بت می پرستید!؟ دست او را می بوسید!؟ جوانان خود را در راه رسیدن به هدف آنها قربانی می کنید!؟ این از بت پرستی قدیم بدتر است!؟

 قدیم جاهل بودند سنگ را می پرستیدند حالا که همه آگاهند بت پرستی به شکل مدرن مورد پرستش واقع شد اختیار خود را بدست آمریکا دادن از بت پرستی قدیم بدتراست!؟ چون آمریکا شما را در شرایطی قرار داده که خود و جونان خود را در امثال سوریه می کشید همه مردم را آن گونه درآتش سوزانیده و سر می برند!؟، جمگو می خوردید ولی بت پرستی سابق دیگر این ها را نداشت. از زبان یکی از مفتی ها شنیدم که گفت: ما با اسرائیل مشکلی نداریم!؟ همه این کشته ها از طرف صرفاً به خاطر اسرائیل است!؟ نه تاج و تخت و ریاست دولت در سوریه برای شما!؟ اگر محق آن می بودید دیگر آدم کشی لازم نبود. هزاران راه داشت از انتخابات گرفته تا گفتگوی دوستانه همین سؤالی را حضرت رسول بپرسد چه جوابی دارید؟ آقای مفتی خون جوانان به فتوای شما روی زمین جاری می شود!؟ به جای خود اسرائیل که اولین قبله مسلمانان را اشغال کرد!؟ خانه های مردم را خراب، شهرک می سازد، 5 هزار زندانی از مردم فلسطین زیر شکنجه جان می دهند!؟ حضرت رسول بپرسد چرا با اسرائیل نمی جنگید؟ چه جوابی درید؟ آقای مفتی فتوای شما براساس قرآن است با روایت کدام روایت کدام آیه جز کینه و خدمت به خون خواری مثل آمریکا و اسرائیل؟!                        

( از کتاب وهابیت( آلت دست استعمار)

3)آثار فرهنگی: فرهنگ به معنی عالم به همه آنچه می شود که انسان عملاً با آنن سروکار ضروری دارد و مقوله ای است که ساز وکار زندگی، چرخش آن، مشکل و فرم همه جوانب زندگی مسکن گزینی، تجملات، ساخت و ساز آنچه مورد نیاز بشر می باشد در فضای فرهنگ تعریف می شوند و به این جهت فرهنگ گفته می شود به آن طرز تفکر، ایده، خواسته گوناگون بیشتر... همه این زاییده فکر، آگاهی و دیگر مسائلی است که آن اوصاف انسانی در فعل و انفعالات ربطه عملی و محوری دارند. هرکاری حتی از کارهای حیوانات نگاه کنید محور و موتور حرکت آن ها، نوع شکل گیری و فرم اشیاء مورد یناز به آن بستگی جدایی ناپذیر دارد.

در واقع به همان موضوع بر می گردد که در گذشته گفته شد اگر بخواهیم بدانیم انسان های نخستین چگونه ذوق و فکری داشته اند، باید آثار به جا مانده از آنها را دید که به آن محصول فرهنگ عمومی هم می توان منظور از این بحث این است که استعمارگران با توجه به این در ریزترین مسائل مردم برای منافع خود دخالت دارند!؟ مسلم در مسائل مهمی مانند آثار تاریخی که قبلاً گفته شد دخالت جدی خواهند داشت. اگر شما ساختمانها و لباس پوشیدن، تجملات... صدسال پیش را با حالا مقایسه کنیم خواهیم دید تا چه حد فاصله دارد؛ اعراب هنوز لباس فرهنگ خود را دارند ولی اگر نود و پنج درصد آن فرهنگ را از دست داده اند!؟ من کوچک بودم یادم هست زمان رضا خان پهلوی که تحت فرمان استعمار انگلیس بود لباس های سنتی را حتی پاره کرده و به پوشیدن لباس خودشان مردم را مجبور کردند!؟ که کلاه فرهنگی هم به آن کلاه گفته می شد. لباس های آمریکایی، وسیله بازی حتی به شکل سگ در همین ایران با این فاصله کرفتن با غرب دیده می شود؟ استعمار انگلیس زمانی که بر جهان تسلط داشت. زبان خود را در همه جا به خصوص در کشورهای عقب مانده اجباری کرد!؟ امروز همه مجبورند زبان انگلیس را یاد بگیرند؛ چرا چون خود زبان در جهت گیری، اعتقاد و معنویت و ایمان انسان اثر دارد که ما بعد  از 34، سال که از عمر حکومت اسلامی می گذر، هنوز رنگ فرهنگ استعمار در همه چیز را می بینم در ساختمان در لباس، در وسایل زندگی که اگر از، اشیاء قدیم باشد در مقایسه متوجه خواهید شد چه می گویم. من می ترسم روزی بیاید که استعمار اگر جان بگیرد کسانی مثل وهابیت را ساخته و پرداخته کند مثلاً وسایل بازی بچه ها باید به شکل حیوناتی باشد که غربی ها آنها را در خانه دارند!؟ و با آنها همانند یک بچه انس دارند.

در فیلمی قبرستان حیوانات خانوادگی را دیدم که حتی سنگ و چیزی به شکل گلدان روی آنها گذاشته و به جای فاتحه خوانی دوران زندگی با آن حیوانات را زمزمه می کردند!؟ آقایان مفتی وهابی و القاعده شما مأموریت دارید آثار سنتی را نابود کنید که خلأ را به وجود آید، برای القاء فرهنگ استعماری که هرکاری خواستند بکنند!؟ شما یک آقا را مدتی در خدمت خود داشته باشید وآن طور که فکر خودتان است او را وادار کنید چیزی به سازد آن گاه همین را با آن چیزهای که خودش چهارسال پیش با آزادی عمل ساخته مقایسه کنید، متوجه خواهید شد فکر انسان وقتی در اختیار استعمار قرار گرفت با آن چه خواهد کرد. جوان به دیدن آثار باستانی علاقه دارد حال شکل این آثار عوض و یا بطور کلی از بین برود معلوم است خلأ بوجود خواهد آمد و خلأ قهراً با چیز دیگر پر می شودف خدا درآن آیات که قبلا گفته شد، تأکید به دیدن آنها کرده برای چی؟ برای اینکه خلأ به وجود نیاید، بیاید با القاعات شیطان و شیطان صفتان برخواهد شد!؟

4)شعائر در نگاه قرآن: ما همان اول گفتیم آثار تاریخی در نگاه قرآن و آیاتی را هم در حد زیدی بدون توضیح آوردیم ولی آیاتی در این قسمت هست که با صراحت کلمه (شعائر» آنهم در مورد فلسفه زیارت خانه خدا مکه آمده که بسیار با اهمیت است و باید پیرامون این آیات و آیات مربوط دیگر توضیح داد. معلوم است این آیات به هر چیزی اشاره می کند پیامی نه تنها برای مسلمانان و نه تنها برای امروز بلکه برای همه بشر تا روز قیامت پیام دارد، همان چیزی که در مورد آثار تاریخی گفته شد هر کدام پیامی برای بشر دارند مثل همان آیات که خدا امر به گردش در زمین می کند که سرنوشت ستمگران دیده شود که مفهوم آن شامل دیدن آثار درست  کاران و هر چیز و حادثه دیگر می شود که همان اثر دیدن عاقبت ستمگران در موضوع و درچیز دیگر دارند. یعنی پیامی برای بشر دارند ولو در اقتصاد، زیست و زندگی باشد، با توجه این آیات قرآن هر کدام ظاهر و باطنی دارند و باطن در هفت باطن و عمق دیگر که در حدیث آمده است.

ما به خاطر توضیح پیرامون آیات اصلی شعائر و فرعی را می آوریم و توضیح می دهیم تا مطلب بیش از پیش روش گردد.

اول. صفا و مره: که همه می دانیم حجاج در صفا و مروه باید اعمالی را انجام دهند و یاد آورد سرگذشت حضرت ابراهیم(ع) درین است که مأمور شد زن و بچه کوچک را در بیابان نزدیک خانه خدا رها کرده و برگردد. و جرایان نبود آب و دویدن هاجر برای سیراب کردن کودک تشنه اش و پیدا شدن آب به قدرت خدا به نام آب زمزم (بایست بایست) و بعد قربانی حضرت اسماعیل و ادامه آن که من در سفرنامه تحقیقی حج که در چهارصد صفحه نوشته شده، آن را توضیح داده ام، خود آیه را می آورم و پیرامون آن در مورد اصل موضوع کتاب توضیح می دهم که آثار تاریخی در نگاه قرآن برای جهت گیری های نسل های آینده براساس دستورات الهی باشد نه شیطانی و شیطان صفتان همه این شعائر خلاصه می شود در همین دو سطری که بدان اشاره شد گرایش و نزدیک شدن به خدا، اسلام، قرآن و بندگان دیگر و دور شدن از شیطان، شیطانهای اسانی، ایده، عقیده و بزرگان این غول های آدم خوار و غارت گر که وهابیت را آلت بی چون و چرای دست خود قرار داده اند!؟ و امام خداوند می فرماید: (صفا و مره از شعائر (و نشانه های) خداست؛ بنابراین، کسانی که حج خانه خدا و یا عمره انجام می دهند، مانتی ندارد که بر آن دو طواف کنند...[1]) که البته ادامه آیه در ورد از دوری جستن از رسم بت پرستان می گوید که در آن نصیب کرده بودند و حالا نیست.

ولی همان موضوع را می رساند که شعائر خدا ما را از بدان دور و به خدا و واقعیت هایی نزدیک می کند که الگوی عملی آن که ما را جهت می دهند همین آثار به جا مانده مثل آثار ابراهیم هاجر و اسماعیل است.

در رابطه با این آیه آیه ای را می آوریم که خداوند از ابراهیم می خواید این گونه مردم را دعوت به حج کند: («ای پیامبر به خاطر بیاور» زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختم (تا خانه را بنا کند، و به او گفتم) چیزی را همتای من قرار مده؛ و خانه ای را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان (از آلودگی بتها و از هرگونه آلودگی پاک ساز (26) و مردم را دعوت عمومی به حج گن؛ تا پیاده و سواده بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند (27) تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیات بخش) باشند...[2]

چند نکته در این سه آیه جلب توجه می کند که لازم ایت قدری درباره آنها توضیح داده شود. خداوند بدون جهت این آیات را به حضرت رسول (ص) متذکر نشده نخواسته حکایت برای خود پیامبر گفته باشد بلکه موضوع سرنوشت خود بشر بوده که تا آخر باید به عنوان شعائر یعنی حقایق حیات بخش بشر بازگو شود راه انحراف را انتخاب نکنند

الف) بنای کعبه: خداوند در آیه 26 جریان ساخت کعبه را حکایت می کند که برای ابراهیم طرح و نقشه ساخت آن را داده که از بت پرستی جلوگیری می شود و برای قیام کننده رکوع کنندگان... باشد و از هر آلودگی آن را پاک سازد در واقع از یک سو خود بنا حکایت گر آنچه است مثل قیام... که باین این خانه محور باشد و پاک شود از آلودگی عقاید مانند بت پرستی قدیم و مدرن مثل امروز که پرستش آمریکا و اسرائیل برای برخی از سران عرب از پرستش خدا و خانه اش بااهمیت تر است

برختی از همین را سال 1391 شاهد بودیم این همه مسافت تا آمریکا را پیمودند تا با رئیس جمهور آمریکا... مشورت کنند با قیام و شورش مردم چه کنند که بعد شاهد بودیم سرکوب مردم شدت گرفت و حتی وزیر دفاع آمریکا به وزیر دفاع کشور ربستان تماس و مشورت داشتند خانه خدا با زبان بی زبانی می گوید بت بپرستید قبر امامان در بقیع هم همین را گفتند ولی تخریب شد تا زبان گویای خانه خدا کم رنگ و بجای آن بت مدرن (آمریکا) پرستش شود!؟

ب) دعوت عمومی: در آیه 27 خداوند عالم از حضرت ابراهیم می خواهد عموم را به حج دعوت کند برای چی؟ برای این که منافع گوناگون خود را مشاهده کنند این آیه دو نکته مهم دارد یکی منافع گوناگون در حالی که ربطی به منافع اقتصادی ندارد، باید گفت: همان چیزهایی مراد است که در آیه 26 گفته شد خانه خدا الهام گر دوری از بت پرستی انجام عبادات قیام علیه ستمگر با هم متحد بودند که همان رکوع و سجود باشد عکس آنچه امروز بر کشورهای اسلامی حاکم است چندین کشور عربی به فرمان آمریکا سوریه تلی از خاک کشته... کرده اند مشاهده منافع یعنی عکس این کشتار خانه خدا گوی ساده گی، فطو پرستش خدا وحدت و پس از مشاهده همان دیدن شکل خانه خدا و تجمع... در آن مکان و منافع هم همان چیزهایی که بدا اشاره می باشد.

ج) آلودگی: درآیه 28 به همان رفع از آلودگی خانه خدا دارد که گفته شد آلودگی آلودگی عقیدتی و بت پرستی است که متأسفانه بت پرستی مدرن جایگزین آن شده است!؟ بعد در مورد فرمابی و استفاده از آن آمده و در آیه 29 در مورد مناسک حج تأکید بر اهمیت دادن به مناسک و برنامه های حج دارد که به همان شعائری برمی گردد که تا حدودی توضیح داد شد یعنی سرنوشت بشر چه باشد ملاک نیست بلکه چگونه باشد ملاک است. وهابیت به نام مجاهدت در راه خدا مشرک (شیعه را) می کشد که به بهشت بروند و با حضرت رسول ملاقات کنند!؟ شیعه هم مقابله به مثل نمی کند و برای اسلام واقعاً جان می دهد و بت مدرن آمریکا را ندا می دهد مرگ بر آمریکا و اسرائیل. هر سال در کنار خانه خدا بت مدرن را لعنت می کند. ولی کسانی از وهابت، دست او را می بوسند!؟ تا قیام مردم شدت پیدا می کند، از آمریکا فوراً کسی وارد آن کشور می شود، یا یکی از خود این ها برای مشورت به آمریکا می روند. سال 1391 که قیام مردم چند کشورا عرابی شدت داشت شاهد این رفت و آمدها با بت های بزرگ بودیم.                                                                              



[1] بقره آیه 158

[2] حج آیات 26 تا 28

فلسفه شعائر   ( از کتاب وهابت آلت دست استعمار)

که قبلاً در مورد این که سنی بین کوه صفا و کوه مروه از شعائر و حاکی از تاریخ ابراهیم، هاجر و اسماعیل در مکه است تا حدودی معلوم شدشعائر یعنی چه، حضرت رسول(ص) می فرمایند: دین من به وسیله قیام فرزند حسین (ع) پا برجا و جلوه گر است، مراسمات عزاداری در محرم که سال به سال حتی در کشورهای اسلامی هم طرفدار دارد و روز به روز گسترده تر می شود، شعائر اسلام به آن گفته می شود. مراسم حج راهم به همین جهت شعائر می گویند. چون فکر و نظر جهان را به خود متوجه می کند، حجاج وقتی به کشور خود برمی گردند در واقع سفیرانی هستند که فلسفه حج را آنجا بازگوی وایده و عقاید اسلامی با زبان محلی هر کشور به گوش می رسد و در جهت گیری ها... آن اثر دارد؛ این اثر تأثیر همان شعائر است. یعنی سخنگویی که در مراسمات و نکات سؤال بر این انگیز اعمال حج شنیده و توضیح داده می شود این ها دین را در دلها وا می دارد لا اقل بطور کلی فاصله نگیرند تا ناجی اصلی حضرت مهدی(ع) برسد.

در کتاب لغت النجد درباره شعائر حج این طور آمده. (شعائر الحج ا علایه و مناسکه... شعائر الحج، الواحده «شعار» علامتها) در واقع شعائر حج همان علامات هستند مانند سنی بین صفا و مروه و قربانی کردن و دیگر اعمالی که سؤال بر انگیز هستند مثل محرمات حج که همه برای انسان سؤآل بر انگیز هستند که ما در سفر نامه حج آنها را توضیح داده ایم.

خداوند عالم در مورد اهمیت شعائر حج می فرماید: («برنامه و مناسک حج را انجام دهید» در حالی که همگی خالص برای خدا باشد، هیچ گونه متایی برای او قایل نشوید. و هرکس همتایی برای خدا قرار دهد، گویی از آسمان (در وسط هوا) او را می ربایند؛ و یا تند باد او را به جای دور دستی پرتاب می کند این است (مناسک حج)، و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد؛ این کار نشانه تقوای دلهاست[1])

این آیه بدون توضیح اهمیت شعائر را که همان اعمل حج باشد خیلی خوب نشان می دهد که دروی از آن که تفرقه و فاصله با حقایق باشد آسمان به زمین افتادن و قطعه قطعه شدن بدتر است یعنی آیه دوم معنی تقوا را می دهد یعنی هرکس متقی است به شعائر اهمیت می دهد ولی به نظر می رسد معنا این طور باشد که این شعار است که روح خداشناسی... را بما الهام و قلبمان آرامش می گیر در همان کتاب سفرنامه تحقیقی مکه آن را توضیح دادهام.

وقتی انسان طبق دستور محرمات حج را کاملاً انجام و بطور کلی علایق دنیا را از خود دور می کند خلأای به وجود می آید که خدا را قلب خود ولو در یک لحظه باشد مشاهده کند در همین یک لحظه پس از سالها زندگی و عبادت تازه نمونه نزدیک شدن به خدا را دید و چشید تا حالا نام خرما را شنیده بود ولی حالا خود خرما را خورد. این دل دیگر به جان اول که تنها اسم خرما را شنید نیست بلکه خرما خوردن را در امر عبادی خواهد دید، و این را می گوید تقویت قلب، احیای روح الهی در دلها. لذا خواهیم دید این حاجی آن خاجی قبل ازحج رفتن نیست .حتی قیافه، لحن حرف او، برخورد او عوض شده. و این است معنی شعائر .آقای مفتی وهابی کسانی هم که زیارت امام رضا(ع)  می روند نوری از آنها همانند انرژی مثبت به طرح زائر انتقا پیدا می کند وقتی زائر از حرم بیرون می شود بپرسد در حرم چه حالی به شما دست داد می گوید احساس سبکی می کنم اصلاً  وقتی وارد حرم می شوم فضای آرام مرا به طرف خود می کشاند بطوری که دلم می خواهد همیشه آنجا باشم چون آرامش به من می دهد!؟

این همان نور خداست که در حد اعلای آن به بزرگان دین اتصال دارد ما هم وقتی به آنها نزدیک می شود در حد استعداد خود آن نور به ما هم سرایت می کند مثل بوی خوش که خود به خود از کسی یا عطر فروش به ما هم می رسد.

ولی آقای مفتی وهابی ها، شما شیعه را در حرم مبارک خاندان عصمت وطهارت، شهد می کنید که رسول خدا(ص) را در بهشت ملاقات کنید!؟ پس منظر این ملاقات باشید که تا ابد همراه شما خواهد بود!؟

فلسفه گرایش به پرستش بت  

چون در گذشته در مورد پرستش بت پرستی مدرن وهابیون گاهی اشاره شد، ایجاب می کند، در مورد اصل گرایش به بت قدری توضیح داده شود. ازآنجا که انسان موجودی فطری است، یعنی از خود خداوند می باشد آیه 30 سوره روم این واقعیت را روشن می کند که انسان درست مانند طفلی است که از مادر خود جدا شده وآن جاذبه مهر به مادر، او بطرف مادرتمایل گرمی دارد، یا آن را به عاشق و معشوق تشبیه کنیم که عشق برای رسیدن به معشوق خود را به هر دری می زند. . البته از منظر انسان شناسی، این واکنش برگرفته از عقل، اراده و دلیل نیست، بلکه امریست فطری و امر فطری مثل این است که شما هرچیز زیبایی را ببینید خوشتان می آید و هر چیز بدی را مشاهده کنی بدتان می آید ولو بخواهی خوشتان بیاید امکان ندارد. چون این هم از اوصاف فطرت و به دلیل آیه 29 سوره الحجر روح خداوند در این قالب خاکی ما را به طرف خدا سوق می دهد. این خواسته فطری درست. مانند ظرف کاملاً خالی است وآن خواسته درونی کنش است. یعنی ما را تحریک و تقریب به همان خواسته فطری و رسیدن به معشوق به آب گو را برای رفع تشنگی سوق می دهد که رسیدن به خواسته های فطری که همان خدا و بعد دستورات اسلام باشد این ظرف را پر می کند. حال کسی نباشد خدا را معرفی کند انسان برای این خواسته به چیزی خود را راضی می کند؛ بچه گرسنه چیزی که به شکل پستان مادر است آن را در حالی که شیر درآن نیست آن را می مکد، شما تعجب می کنید چه طور بچه دست خود را می مکد او هم متوجه می شود شیر ندارد اما آن کنش را تا حدودی جواب می دهد به همین اندازه تسکین می یابد بچه گریه نمی کند!؟

بت پرستی اولیه همین طور بوده و بعد که کمی انسان متوجه شد غیر از این بت چیز دیگری هست ولی این بت ها تشنگی فطری را تسکین نمی دهد!؟ که متوجه خدایی برتر شدند و لذا پرستش بت به صورت  استتاری بود بین خدا و این انسان تشنه خدای اصلی درست مانند پستانک و پستان مادر. که بت پرستی قدیم با پیشرفت علم روز، آن اصالت دروغین خود را ازدست داد. ولی پیشرفت علم باعث شد به شکل دیگرکه همان استعمار باشد درآید!؟.

در مورد بت پرستی مدرن عیناً همین طور وقتی مادی گرایان، دنیا را هدف دیدن وجود انسان را مغرور وگمراه گردند،که به همان اندازه از خدای واقعی دور می شود!؟ و در گرایش به مادیات ریاست تکیه کردن به کسی که نیاز او را برطرف می کند شروع می شود و این می شود بت پرستی مدرن که انسان، در پی همان گم شده فطری است ولی بر اثر جهل به جای خدا بت دنیا، مادیات،آمریکا را به پرتش می گیرد ولی سیر هم نمی شود؛ مثل بچه ای که دست خود را به جای پستان مادر می مکد آخر صدای گریه اش بلند می شود چون گرنگی او اشباع نشد!؟

 بشر امروزی به همین درد مبتلا است. وهابیت در کشتار، جنایت، آمریکا در سلطه گری... فلان آقا در پی دست یابی به ریاست و گاهی خون ها می ریزد، برای رسیدن به ریاست... و در واقع در پی همان گمشده هستند. این که در گذشته کراراً گفته شد آدم کشی وهابیت هدفمند نیست، همین است که در پی کمشده می گردد؛ مکیدن بچه دست خود را هدف نیست بلکه هدف پستان مادر است که شیر دارد، وهابیت تاکنون هرچه کشته و می کشد سیر نمی شود، چون مکیدن دست شیر نداد که بچه سیر شود. این همه که از شیعه کشته و می کشند هنوز چیزی بدست آنها نیامده که مثلاً بگویند به هدف نزدیک شده ایم و تا دو سال دیگرکار تمام می شود و راحت می شویم!؟ این ها نه در شیعه کشی و نه در دست بدامن آمریکا و اسرائیل شدن سیر نخواهند شد تا بیمرند!؟ و بقول خودشان پیامبر را ملاقات کنند که با دسته گل به استقبال محمد بزرگ و خودشان آمده است که ازآدم کشی آنها قدردانی کند!؟ آفرین بر مفتیان از خدا بی خبر!؟



[1] حج آیات 31 و 32

فصل : چهارم. تخریب آثار تاریخی  ( از کتاب وهابیت آلت دست استعمار)

                                (  با عرض معذرت از عدم اصلاح کامل)

در مورد تخریب آثار اسلامی با توجه به مطالب گذشته در مورد اهداف استعمار بطور عام علیه هر عقیده ای که مانع منافع مادی و توسعه طلبی آنها شود باید آن موانع از پیش روی آنها برداشته شود بطور خاص هدف استعمار انگلستان و عوامل دیگر مربوط به این سیاست از ناحیه آمریکا... در زمان دیگر معلوم شد چرا باید آثار اسلام تخریب و به طور کلی محو شود؟.

در این جا اول از کتاب آئین وهابیت نوشته آیت الله سبحانی تاریخ 1366 عین مطالبی را از اول کتاب می آورم و پس از اشاره به نکاتی در متن کتاب فوق. در مورد فلسفه و نقش آثار به جا مانده از اسلام و غیر اسلام مفصلاً بحث خواهیم کرد تا مطلب روشن شود، هدف پشت پرده استعمارگران چه و دردشان چیست که درمان آن تنها این قبیل تخریبات است.

از مسائلی که «وهابیان» درباره آن حساسیت خاصی دارند مسأله تعمیر قبور، و ساختن بنابر روی قبور پیامبران و اولیاء الهی و صالحان است.برای نخستین بار این مسأله را «ابن تیمیه» و شاگرد معروف او «ابن القیم» و شاگرد معروف او «ابن القیم» عنوان کرد و بر تحریم ساختن بناء، و لزوم ویرانی آن، فتوی داده اند.«ابن القیم» در کتاب «زاد المعاد فی هدی خیر العباد» چنین می گوید:

«یجب هدم المشاهد التی بنیت علی القبور، و لا یجوز إبقاءها بعد القدره علی هدمها و إبطالها یوماً واحداً».

در سال 1344 هجری قمری که سعودیها بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آوردند و با گرفتن فتوا از علماء مدینه، راه را بر تخریب آن هموار نمایند، و افکار عمومی مردم حجاز را که هرگز با این اعمال موافق نبودند برای این کار آماده سازند، از این جهت قاضی قضات «نجد» «سلیمان بن بلیهد» را روانه مدینه کردند که وی مسائل مورد نظر آنان را از علماء آنجا استفاده کند. از این جهت او سئوالها را آنچنان طرح کرد که پاسخ آنها، (مطابق با نظریه «وهابیون») در خود سئوالها گنجانیده شده بود. و از این طریق به مفتیان اعلام کرد که باید پاسخ سئوالها گنجانیده شده بود. و از این طریق به مفتیان اعلام کرد که باید پاسخ سئوالها را مطابق جوابهایی که در سئوال ها آمده است تهیه کنند و در غیر این صورت محکوم به شرک گردیده و اگر توبه نکنند به قتل خواهند رسید!؟.

سئوالها و جوابها در جراید «ام القری» مکه به شماره ماه شوال 1344 منتشر شد. با انتشار آن در همان زمان، فتنه ای میان مسلمانان اعم از سنی و شیعه پدید آمد، زیرا همه می دانستند که پس از اخذ فتوا ولو از طریق ارعاب و تهدید، تخریب بنا و قبور پیشوایان اسلام شروع خواهد شد.!؟ اتفاقاً پس از اخذ فتوا از پانزده عالم مدینه، و پخش آن در حجاز، تخریب بی امان آثار خاندان رسالت در هشتم شوال همان سال آغاز گردید و تمام آثار اهل بیت، و صحابه پیامبر از میان رفت و اثاثیه گرانبهای حرم ائمه بقیع غارت شد و قبرستان بقیع و صحابه به صورت مزبله ای درآمد، که انسان از دیدن آن منظره سخت وحشت می کند!؟.

یادآوری نکات متن   ( از کتاب وهابیت)

1)اینکه متأسفانه به عوامل پشت برده روی کار آوردن آل سعود حتی اشاره نشده و هدف این بود که آل سعود را جایی قرار دهند که گلوگاه، قلب اسلام می باشد و آن خانه خدا، مدینه، و اولین قلبه مسلمین قدس که آنجا هم طرحی داشتند به نام دولت صهونیستی در فلسطین که این هم با هماهنگی چندین کشور، سازمان ملل این غده سرطانی را آنجا قرار داند و اول کتاب هم گفته شد پس پایان دادن به حکومت 700 مسلمانان در اروپا هم کشورهای اسلامی را فبصه کردند به خاطر دو هدف کلی یکی گرفتن قدرت نظامی علیه استعمار از مسلمانان و دوم محتوای اسلام را در نماز و روزه بی روح خلاصه کردند!/ در واقع تصاحب ملکه برای این گونه توطئه های حساب شده در محو آثار باستانی و فرهنگی اسلام بود و بس!؟

2)فتوا زوری گرفتن از علما معلوم است پشت صحنه شمشیر استعمار است که باید انجام دهد یعنی اگر علما را با تهدید وادار به فتوا نکرده بودند فوراً کنار گذاشته می شدند استعمار انگلستان خود رضا خان را در ایرا روی کار آورد روزی خودش او را کنار و از ایران خارج کرده چون به میل استعمار کار نکرد!؟

متأسفانه این علمای ترسو که ترس جان خود را داشتند فتوای تخریب دادند مثل شریح قاضی که به طمع پول و جایگاه در دستگاه دولت فتوای قتل حسین (ع) را داد!؟

3)نکته ای که واقعاً تأسف آور و نشانه نادانی، شقاوت دست اندرکاران به ظاهر مسلمان و هدف استعمار اسلام را با اسلام کوبیدن است حدیثی است که از علی (ع) جعل می کند و چنین آمده (ص 41 سطر 18)

اصلاً اگر کسی شناخت زندگی هم نسبت به مقام و آگاهی رسول خدا(ص) و علی (ع) داشته باشد چنین نسبت ناروایی به علی و پیامبر دادن خنده آور است. تا چه حد این ها نادان و نسبت به بزرگان دین بی اعتنا و بی ادبند. هرکس متوجه می شود این ها بمیارند که در گذشته گفته شد بیماری شخصیتی به نوعی دیوانه اند علت این دیوانگی می باشد که درک انسانی از آنها سلب شده است یعنی تنها از ادراکات انسانی، عقلانی و وجدانی مائده آیه 13 که حضرت رسول را به چیزی مهتم کنی که خواست دشمنان اسلام است!؟

4)و مهم ترین نکته این که از بین بردن این قبیل آثار علاوه بر اینکه خاص اسلام نیست در مورد خود اسلام یک مقوله جهانی و بین المللی است یعنی هرجا این گونه نمودارهای حاکی از اسلام باشد تخریب می شود خواه خواه به قول معروف استعمار باشد یا کسی و یا کشور دیگر تاریخ مسجد قدس را نگاه کنم چندین بار تخریب و دست بدست شده تا حالا که در دست صهونیست و پایگاه استعمار است تخریب قبر امام حسین(ع) به وسله متوکل عباسی در 17 بار و ساخت مجدد آن به وسیله شیعیان تخریب مساجد در شوروی سابق بوسیله استالین، و نیز در دیگر کشورها و تا زمان روی کار آمدن وهابیت که حتی آثار جنگ خندق، جنگ احد... را هم نابودند کردند باوجود این اتهام را متوجه رسول خدا (ص) و علی (ع) می کردند که کار را یک سره کنند یعنی به نظر آنها رسول خدا و علی هم در میان شیعیان از درجه اعتبار بیفتند که البته در جوانان اثرگذارتر خواهد بود. چقدر جنایت کاران دقیق تخریب اماکن و عقاید را ماهرانه به هم پیوند می زنند.

فلسفه آثار تاریخی

استفاده از کلمه «فلسفه» در اولم وضوع به خاطر جهات زیادی است که بطور اجمال به آنها اشاره و وارد خود بحث می  انسان شناسی در ظرف تاریخ متغیر که بعداً روشن خواهد شد پیچیدگی و عمق موضوع که به همان انسان شناسی برمی گردد که خداوند چه موجود دارای اسرار گوناگون و در عین زیبا و دوست داشتنی که در آئینه بدن نما تاریخ چهره های هنری، فکری، ذوقی را به افراد محقق به خوبی نشان می دهد مردم فلان تاریخ چگونه آدم هایی بوده اند و چرا که چرا آن به همان اصل خلقت باز می گردد و نیز اینکه همین موجودات به جا مانده از گذشتگان چه اطلاعات شگرف مؤثر در امور مردم هر عصری در خود خودشان به همراه داشتند و ارمغانیی نو در اختیار چهره شناسان چهره تاریخ فرار می دهند که باید گفت برای حتی مشکلاتی گره گشا خواهند بود.

به هر صورت همین که به مبحث اصلی متصل شدیم ، از محققین و بزرگان چهره شنا شنی دیده می شود اگر می خواهید بدانید مردم انسانهای نخستین، مردم دور و زود بشر در اولین گام های علوم، مردم دوره تمدن، مردم در ترقی و گسترش تکنولوژی که تقریباً همین عصر حاضر باشند چگونه فکر می کرده اند ،دوق فکری آنها در چه حد و چگونه بوده، حتی دارای چه رسومات و فرهنگ خاص خود بوده اند، مثلاً فرهنگ و رسومات فلان منطقه با منطقه دیگر در همان عصر چه تفاوتی داشته اند، و چرا باید به آثار به جا مانده از ما توجه چرا ساخت محراب... مسجد این شهر باشد دیگر متفاوت است در سفری که تاریخ به حج عمره مفرده داشتیم و موفق شدم سفرنامه تحقیقی مکه را در400 صد صفحه بنگارم. در فصل اول که مشاهدات خودم را آورده ام تفاوت در شکل مساجد... را دیدم که در باره علت این تفاوت ها توضیح داده ام که به همان فرهنگ و رسومات مردم برمی گردد، صبر و حوصله، اشراقی و متمدن بودن، فقیر بودن، گستاخی جنگجویی... از آثلر به جا مانده باقی مانده معلوم، دارای شغل کشاورزی، دام داری... بوده اند و چرا در آثار به جا مانده به خوبی روشن است و علت آن را بدست بیاوریم بطور کامل و یا تا حدود راه کار ترقی و چه نوع کاری را باید از همان دوران تحصیل باید در نظر داشت خیلی گرشا و انرژی ذا است شما در یکی از استان بر سر در دانشگاه مسجمه بوعلی سینا... داشته باشید و پس از یک یا دو سال... پیشرفت درسی مدارس و دانشکاه های این استان را با استان دور این استان مقایسه کنید هم تفاوت ارتقا آن تحصیلی هم کیفیت تحصیل و قبولی اکثر نود نه درصد که در جای دیگر در این حد نخواهد بود، حتی خواهید دید این درس خوانده اند که عالم و متخصص باشند و هیچ گاه متوفق نخواهند شد چون به خاطر عالم بودن و اندوخته های علمی بوده نه شغل و پول در واقع عاشق کسب دانش است به خاطر خود دانش که بسیار شیرین و در نظر انسان زیبا و دوست داشتنی است که عامل این زیبایی همان دوست داشتن علم به خاطر خود علم است.

به هر صور بحث طولانی است و تا حدودی معلوم شد این آثار چه نقشی در همه زوایای زندگی بشر دارند شنیدم در روسیه مسجمه دانشمندان تامی خود را در چهار های خیابان شهر و دانشگاه ها دارند و همین را هم می توان با کشورهایی که این رسم را ندارند مقایسه کرد ونتیجه آن را عملاً مورد توجه قرار داد.

هدف استعمار چیست؟

قبل ورود در بحث. مطلب را از این جا شروع می کنیم که استعمار برای دست یابی به مراد و خواسته خود به سه طریق مناسب با هر بستری عمل می کند یکی استعمار، استثمار و سوم استحمار. هر مانع دیگری نباشد و آن بستر نیازمند به عمران و آبادی باشد بنام عمران، آبادی و رفاع عمومی در واقع خدمت به مردم و بقول خودشان خدمت بشر دوستانه... عمل میکند. استثمار به معنی ثمر و هر درگیری است همزمان با دوازده دیگر شروع می شود یعنی هدف از خدمت به مردم در واقع غارت منابع و دیگر امکانات کشوراست که زمان شاه ایران ما شاهد آن بودیم و استحمار در جایی مفهوم پیدا می کند که مانع در پیش روی ربا شد در این چند راه می کوشد تا موانع را بردارد، برای همان غارتگری و پر کدن جیب خود و اگر مردم باسواد و آگاهند با سرگرمی های مانند فوقبال که جنه هیجانی سرگرم کننده دارد، اشاعه فشا، مواد مخدر که هم سرگرم کننده باشد همه تخریب افکار ضد استعماری است یعنی سلب آگاهی مردم بر دشمن غارتگر!؟

نسل جوان را هم سرگرم کننده و غافل از اینکه اطراف افراد چه می گذرد و اگر مردم طوری هستند که آگاهند که مثلاً هدف استعمار چیست، علاوه برآن روش دیگر برای غافل ماندن مردم می کوشند مردم جاهل و بی سواد باشند؛ به طوری که ندانند گربه کجا تخم می گذارد، سواد دارند ولی بصیر و با تدبیر نیستند؛ نمی دانند هدف استعمار خدمت نیست، بلکه غارتگری است در این صورت  استعمار می کوشد از هر راهی مردم ناکاه باشند درست مثل الاغ که خوب و بد را می داند!؟.

به هر صورت یکی از راههای اینکه به خصوص جوان از تجربیات گوناگون ضد استعماری، فرهنگی، هنری، علمی... نسل های گذشته باخبر نشود که قبلاً به نقش آثار به جا مانده اشاره کردیم،، استعمار می کوشد این آثار الهام بخش را نابود و در واقع خلاء ایجاد کنند برای القای فرهنگ، نظام آموزشی، عمرانی... خود چیزی که ما در زمان شاه ایران شاهد و با همه وجود لمس کردیم مردم سرگرم، تجملات، مواد مخدر مثل شراب، کنار دریا، کابارا سینما های مبتذل...، گندم ایران آن زمان من شش کیلویی یک تومان از کشاورز خریدار می شد و گندم آمریکا تا وارد گمرک خلیج فارس شود چهل تومان تمام می شد!؟ نفت ایران را می بردند و کالایی به ایران می داند که خودش نه دانش تولید آن را داشت و نه می گذاشتند خود ایرانیان یاد بگیرند!؟ کاری کرده بودند که مردم باور داشتند شاه خدای روی زمین است، شاه کمر بسته امامرضا است!؟ وقتی می گفتیم چرا؟ می گفتند: مگر نمی بینید زیارت امام رضا(ع) می رود حدود 45 سال پیش که مشهد رفته بودم یک روز حرم تعطیل بود برای زیارت شاه!؟

روش استعمار و تخریب و غارت آثار تاریخی

استعمار برای معدوم و یا غارت کردن آثار تاریخی اسلامی که خودشان خسکه خواهر همین سفره (تمدن...) اسلام هستند که قبلاً گفته شد تمدن 700 حکومت مسلمانان  راچگونه به غارت بردند به چند روش عمل کردند که آن را بدو روش کلی تقسیم می کنیم.                          

اول. بطور مستقیم:   ( از کتاب وهابیت آلت دست  اسعمار)

 منظور از آن همان است که وقتی در اروپا دیدند حکومت 700 کشورهای اسلامی چه تمدن و آثاری شگفت آوری به وجود آورده اند گفته شد با ایجاد اختلاف میان سران و کشیدن جوانان بدامن مراکز فحشا و مواد مخدر رایگان و با یک حمله نظامی به حکومت 700 ساله پایان دادند و همه آثار به جا مانده تجربی و ساخته های نمونه در اختراعات، شیوه های تولید، کشاورزی... همه را به غارت بردند!؟

قبلاً گفته شد در جنگ ها، تصرفات خود، مساجد را تخریب کردند در جنگ های صلیبی چقدر آثار فرهنگی... را از موضه های اسلامی ربودند رساله جابر حیات شاکرد امام صادق(ع) قانون بوعلی سینا همه این ها را ربودند!؟ چیزهایی که در رصد نجوم شناسی در کشوهای اسلامی بود بردند و از آنها تجربه آموخته. در همین چند سال که خود ما شاهد بودیم آمریکا به بهانه سلاح های کشتار جمعی در عراق با استفاده از بازرسان سازمان ملل حتی همه موزه ها راگشتند و سال 1380 که عراق را به بهانه و خود مواد شیمیایی اشغال کردند هرچه در موزه ها دیدند همه را بردند!؟ حتی از زمان حضرت ابراهیم(ع) اشیایی بسیار مهم را بردند!؟ از دو سال پیش که به خواست آمریکا و اسرائیل، بوسیله تکفیری (وهابی) به کشور سوریه حمله کردند و هنوز(1395) ادامه دارد تمام موزه های سوریه را هم غارت کردند هم تخریب!؟

دوم. من غیر مستقیم

استعمار در جاهایی که من غیر مستقیم برای از بین بردن آثار فرهنگی... و یا القاء فرهنگ خود به طور جایگزین فرهنگ اصیل مردم عمل می کند به خاطر چند جهت است یکی اینکه چون کاریست که باید در دراز مدت باشد باید عوامل مورد نظرشان که در دست خودشان باشد از خود مردم باشد آنهم دارای شرایطی از جمله شهرت اجتماعی، ظاهر فریبی... و کسی که مستعد پیاده کردن فورمولها روی آن باشد مثل محمد ابن عبد الوهاب که قبلاً گفته شد!؟

این عامل از میان خود مسلمانان باشد که دارای وجهه اسلامی باشد مثل شریح قاضی ها که حتی زمانی از طرف علی (ع) دارای سمت قضاوت و دارای ظاهری مورد توجه بود.

در این قسمت نابودی آثار بزرگان دین در مکه، مدینه، کربلا... باید از خود منابع اسلامی کمک گرفت و الا مردم متوجه و قیام می کنند. لذا نقشه بر این شد که بگویند درست کردن گنبد و بارگاه، بوسیدن قبر پیامبر...، شرکت به خداست چون آیات زیادی داریم که شرک به خدا را در حدی ناپسند می داند که می فرماید مشرک را بکشید و واقعاً حربه خوبی درست کردند برای آدم کشی به صورت جایگزین جنگ های پر هزینه مادی و انسانی برای امثال آمریکا در جنگ ویتنام که حدود دو میلیون از مردم ویتنام و 50 هزار از خود آمریکا کشته شد و آمریکا با شکست خفت بار فرار کرد. این تجربه باعث شد جاهایی مثل ایران... برای کشتار شیعه که بزرگترین مانع بازدارنده برای استعمار است وهابیت را جایگزین کند که حتی از کودکان هم رحم نکند دیروز 29/6/1392 در مستند معتری خواندم بچه را روی سینه مادرش سر می برند!؟ هرجا مسلط شده اند همه را کشته اند. باز هم تمام نشد و برای تخریب اماکن در مکه و کلاً هرآثاری هست آن را بدلیل این که آن به علی (ع) نسبت می دهند کاملاً تخریب کنند که علی از قول رسول خدا گفته همه آثار باید محو شود که قبلاً گذشت و فارسی آن را به خاطر اهمیت قضیه می آوریم: «بنا بر قبور به طور اتفاق ممنوع است، به گواهی حدیثی که بر ممنوعیت آن دلالت می کند از این جهت گروهی به تخریب و ویران کردن آن فتوا داده اند و در این مطلب به حدیثی که ابی الهدید از علی نقل کرده است. استناد می جویند علی به او گفت: من برکاری بدوش می کنم که رسول خدا مرا برای آن برانگیخت، هیچ تصویری را نمی بینی مگر این که آن را محو کن و قبر را مشاهده نمی کنی مگر این که آن را مساوی برابر بنما [یعنی با خاک یک سان کن][1]» 

علاوه بر این که این حدیث بطور کلی جعلی است و حاکی از طرح و نقشه استعمار در یک قالب مستعد پیاده و اجرا می شود ظاهر حدیث بگونه ای است که یک بچه و یک بی سواد هم متوجه می شود حضرت رسول(ص) این طور حرف نمی زند آن هم رسول رحمهً للعالمین. نکات مهمی که باید به آن ها اشاره کنم و آن یک مقایسه است این که استعمار با یک تیر چندین هدف را نشانه می رود!؟

1)نابودی آثار به وسیله خود مسلمانان چون قبلاً گفته شد در جاهایی به خاطر دراز مدت بودن هدف خودشان نمی توانند ظاهر شوند بلکه پشت پرده که مورد قیام مردم واقع نشوند ولی از خود مردم باشد و با یک دلیل ساختگی مشکلی رخ نمی دهد. واین موضوع همگانی شده مثلاً اسلام را بایدبا خود اسلام نابود کرد. امام خمینی(ره)در وصیتنامه سیاسیوالهی خود می فرماید:« من از اسلام آمریکایی می ترسم هشیار باشید».

2)شیعه کشی یعنی کشتن مسلمانان بوسیله خودشان که جایگزین همان جنگ های صلیبی می شود خودشان آرام گوشه ای خزیده و صحنه را مدیریت می کنند و مسلمانان با جنگ داخلی مثل وضع فعلی سوریه، یمن، عراق...، با امکانات خودش یک دیگر را می کشند می گویند مسلمانان هم دیگر را می کشند ولی در واقع آمریکا آنها را با طرح وهابیت می کشد ودست دست آمریکا است!؟

3)ایجاد تفرقه از یک سو خود موضوع شیعه و سنی و از سوی دیگر سر درآوردن آن به جنگ داخلی و مذهبی و در واقع برادر کشی که باعث کینه دار شدن میان مذهبی ها می شود تنها تفرقه است که وحدت ضد استعمار را خنثی می کند کشته شدن و کینه دیرینه را از خود باقی خواهد گذاشت همان چیزی که دلخواه استعمار است!؟

4)متهم کردن رسول خدا (ص) و علی(ع) که هم آنها را در نظر یک جوان شیعه و یا غیره کم اطلاع، سبک و بی مقدار می کند!؟ و همین امر هم باعث سستی عقیده و ایمان جوان می شود، در مقابل اهمیت آثار تاریخی که جداً مورد علاقه نسل جوان... می باشد و هم باعث شک و تردید یک جوان در جهت گیری ها ی مذهبی و عقیدتی می شود!؟

در واقع این جاست که استعمار عقیده ایمان... مسلمانان را این گونه بمب باران و قتل عام می کند که مرده زنده بدتر از مرده مرده است!؟ دیگر ویروسهای شک و تردید، سستی عقیده او به دیگران به اهل خانواده سرایت می کند. و بیماری همیگر می شود. همان کار که زمان شاه ملعون کرده بودند وما با همه وجود شاهد آن بودیم، جوانان پسر و دختر کنار دریا، در کاباره ها، عرق فروشی ها، فاحشه خانه ها، زنان لختی...!؟ و از کودکی ونسل جوان هم سم پاشی و بمباران مغز هارا شروع می کنند که ما دیدیم!؟

5)بی اعتبار کردن منابع قرآنی و روایی؛ قرآنی که شیعه را به شرک متهم می کنند که چندین آیه در این رابطه آمده که مشرک را بکشید این هم از شاه کارهای استعمار است که با پوشیدن لباس اسلام و قرآن به خود القا کند درست کردن بارکاه... و بوسیدن قبر رسول(ص) خدا شرک!؟ و قرآن شما می گوید مشرک را باید کشت. لذا باید اقدام کنند!؟ چون شیعه بزرگان شما را هم قبول ندارند لذا شما کوتاهی کنید شیعه شما را کنار خواهد گذاشت!؟. بر خلاف هفته وحدت شیعه وسنی، هرسال در ایران.

حال توجه کنیم همان ها که بقول خودشان کلام علی(ع) و رسول خدا(ص) را در تخریب قبور بزرگان دین قبول دارند و این که مسجد درست کردن شک است درست می گویند یا اصلاً خود قرآن نابود و در جاهایی خواندم پایمال می کنند و به نجف و کربلا حمله و کوچک و بزرگ را قتل عام می کنند!؟ در مورد مسجد ساختن روی قبر آیه 21 سوره کهف در مورد ساختن مسجد روی قبر آمده که مورد تأیید خداست و این که در گذشته گفته شد صرف مشرک بودن در اسلام دستور اذیت و آزار هم ندارد تا چه رسد که بچه را سر سینه مادرش سر ببرند!؟ این گوشه ای از آدم کشی آن ها در نجف و کربلا چنین آمده است که قضاوت با شما.

ب: یورس به کربلا:در سال 1216 ق. سعودبن عبدالعزیز با قشون بسیاری متشکل از مردم نجد، به قصد عراق حرکت کرد. وقتی به شهر کربلا رسید، آنجا را محاصره نمود. بعد از وارد شدن به شهر، به قتل عام مردم پرداختند و به خزانة حرم امام حسین (ع) دست برد زده، ضریح آن حضرت را شکستند و اموال فراوان و اشیای نفیس آن را به غارت بردند.

آیة الله سید جوا عاملی، که خود شاهد حوادث و ار مدافعان شهر نجف اشرف بوده، می گوید: «امیر نجد در سال 1216 ق. به بارگاه امام حسین (ع) تجاوز نمود و اموال آن را به غارت برد. نیورهایش مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده، اموالشان را به غارت بردند و به قبر حضرت امام حسین (ع) جسارت نموده و بقعه را تخریب کردند، سپس بر مکة مکرمه و مدینه منوره متعرض شدند و هر آنچه که خواستند در قبرستان بقیع انجام دادند و فقط قبر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از دست آنان مصون ماند. (مفتاح الکرامة، ج 5، ص 512)

کورانسیز در وصف جنایات وهابی ها می گوید:

«عادت شیعیان این بود که در روز عید غدیر خم، جشن هایی برپا می کردند؛ لذا همگی برای اقامة جشن عید به نجف اشرف می آمدند. به همین دلیل شهرهای شیعه نشین عراق، به خصوص کربلا، خالی از سکته می شد. وهابی ها از این فرصت استفاده کردند و در غیاب مدافعان، به شهر حمله بردند. در شهر که فقط افراد ضعیف و سال خورده باقی مانده بودند، توسط سپاه 12 هزار نفری وهابیون به قتل رسیدند و هیچ کس در این جنایت زنده نماند؛ به طوری که تعداد کشته شدگان در یک روز به 3 هزار نفر رسید (تاریخ الیلاد العربیه، ص 126، طبق بعضی از گزارشها، وهابیون پنج هزار نفر را کشته و پانزده هزار نفر را مجروح کردند؛ موسوعة العتبات، ج 8، ص 273)

قیلیی در تاریج تجد می نویسد: امیر تجد با لشکر پدر خود به کربلا حمله کرد و بعد از محاصره شهر، وارد شهر گردید. سپس ضریح امام حسین (ع) را ویران نموده و جواهران آن را غارت کردند و هر آنچه از اشیای قیمتی در شهر وجود داشت، به تاراج بردند. ممکن است تصور شود که وهابیون تنها بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز خود قرار می دادند، ولی این تصور به هیچ وجه درست نیست زیرا آنها، کلیه مناطق مسلمان نشین حجاز، عراق و شام را آماج حملات خود قرار می دادند که تاریخ در این مورد از هجوم وحشیانه آنان گزارشهایی را تس نموده است.

نویسنده کتاب مذکور، فردی انگلیسی الأصل، به نام «سنت جون سره» است و وی مدت زیادی در تجد به سر برده و روابط خوبی



[1] آئین وهابیت چاپ 4، 1356 13 ص 42- آیت الله سبحانی

فصل سوم: کشتار در نگاهی ظالمانه وهابیت!؟

نه تنها انسان بلکه هر موجود زنده ای همان طور جهت گیری و حرکت خواهد کرد... فکر می کند، می اندیشد، خواسته و نیاز او هست در مورد انسان قدری عمیق و پیچیده تر است از این نظر که 7 میلیارد جمعیت جهان فعلی دو نفر هم پیدا خواهیم کرد که مثل هم فکر کنند ولو هر دو دوقلو متولد شده باشند. حدیث هم داریم. (الاعمال بالنیات. اعمال کردار براساس همان نیت است) نیت یعنی همان تفکر. حیوان ناگهان حرکت و به خوردن آب شروع می کند این حرکت بدون زبان به ما می گوید حیوان به خاطر تشنگی حرکت کرد تا آب بخورد.

«همفر» جاسوس این ها را می دانست که هر چیزی را در محمد ابن عبدالوهاب جاسازی کند، نقاشی کند، هرچه را از مغزش بیرون و چیز دیگر خلاف حتی انسانی جای گزین می کند نتها در این فرد خوب جواب خواهد داد حتی در نسلهای بعدی او هم جواب خواهد داد و هنگامی که این طرز تفکر به یک فرهنگ تبدیل شود در همه جا سرایت خواهد کرد و عملاً بکار گرفته خواهد شد. چون چیزی وقتی به یک فرهنگ تبدیل شد همانند عادات معمولی و رسومات و خرافات است که مشاهده می کنیم به قدری جذاب و فراگیر است و بدون هیچ عاملی افراد حتی یک روستا به سمت آن رسومات اجدادی می کشاند که انسان تعجب می کند. شما خواهید دید زیاد هستند که آن اندازه که به رسومات و خرافات مقید هستند و هر وقتش باشد همه کارها را رها و به آن سمت می روند حتی پول ها خرج می کنند که برای انجام دستور خدا. قرآن چنین نخواهند کرد همین رسم مهریه زنییکه در مواردی به دویست میلیون هم رسیده با وجود اینکه در یک سال 20 هزار جوان در زندان هستند به جهت عدم توان در پرداخت مهریه در زندان هستند.

 سال 1391 این را از مسئول تعیین جرایم دادگاه شنیدم پشت صحنه آن دستور خداست!؟ خیر طرز تفکر غلت ضد اسلام و قرآن است؛ این حاصل همان جهت گیری خواسته رسوب کرده در فکر و عقیده عرفی مردم است!؟ طرز تفکر وهابیت هم که بعد از چند قرن در قالب کشتار بی رحمانه ادامه دارد از همین مقوله جامعه شناسی است که بدان اشاره شد؛ یعنی هر طرز تفکری به یک فرهنگ تبدیل شد، دیگر ماندگار خواهد شد ولو خلاف اسلام باشد. چون به یک معضل تبدیل شده است؛ مثل زمان جاهلیت که همه بچه ها را زنده بگور کردند هم زنان خود را به هم عاریه می دادند هم برادر کشی می کردند... وقتی پیامبر(ص) از طرف خدا برای برداشتن این کفر، شقاوت و بی معنی مأمور شد 80 جنگ و درگیری نظامی بر او تحمل کردند. چقدر کشته شدند تا این طرز تفکر غلط را تا حدود برداشتند که هنوز هم آثار آن به گونه دیگر دیده می شود!؟ خود وهابیون فعلی به این درد مبتلا هستند و تا یک قیام مانند قیام هر حضرت رسول(ص) نباشد شکستن این حصار بتونی و جو حاکم مشکل است. مگر خون ها ریخته شود تا این سد بتونی در هم خرد ونابود شود!؟

فلسفه عادت

عادت مقوله ای است کاملاً انسان شناسی چون نمی توان آن را در جایی استقنا کرد. مثلاً کسانی عادت خوب و یا بد ندارند یا گفت انسان های نخستین عادت به چیزی (خوب یا بد) نداشتند به هر صورت درست در ذات انسان این عادت چه به کار خوب و چه به کار بد وجود دارد. البته تنها مقوله انسانی نیست حیوانانت هم عاداتی دارند با این تفاوت که عادت در حیوانات غریضه ذاتی غیر قابل تغییر است. ولی انسان با توجه به آن واکنشی که در وجودش هست  می تواند به کار خوب و یا بد عادت نکند و گاهی کار خوب و گاهی کار بد انجام دهد. یعنی ارادی است نه غریضه ذاتی مانند حیوانات.

عادت بقدری در مواردی مشکل ساز است و انسان حالت ماشینی پیدا می کند که دانشمند گفته: خوب است انسان عادت کند که عادت نکند، مثلاً یک نواخت نباشد اصولاً یک ناختی چه در مادیات چه در معنویات بدترین عاملی است علاوه بر اینکه در روند کارهای روزمره بر این که انسان به موفقیت مطلوب نمی رسد و خود را به کارهای بلند و گسترده نمی زند حتی در سلامت انسان اثر منفی می گذارد و اگر در تغذیه باشد بیمار  وافت قوای جسمی و حتی روحی حتمی خواهد بود. در قدیم آقایی که نذر می کند عیبت نکند و اگر غیبت کرد کفاره و در واقع جریمه بدهد آقایی در تابستان گرم در حالی که یک لباس کاملاً زمستانه پوشیده بوده بطرف او می آید، این کار آقا را برآشفته می شود این کار یعنی چه؟ فوراً به غلامش می گوید: مثلاً ده دینار جریمه را حاظر کن تا من بینم این مردک نادان چرا در گرمای سوزان لباس گرم پوشیده؟ آقایی سر گاو شیرده خود را می برد!؟ یکی می گوید چرا؟ می گوید: برای اینکه کاو به خوردن نان گدایی عادت کند دیگر برای من گاو نمی شود!؟، گویا نان های گدایی را خورده که شب منزل این آقا منزل کرده است.

اگر توجه کنیم خیلی نماز و روزه های ما طبق عادت است چون بچه ها دیدند پدر و مادر می خوانده اند این ها هم میی خوانند دیگر کاری ندارند نماز یعنی چه. وعادت کردند.

                                                                          این مقدمه برای چیست؟

در جواب. منظور از این مقدمه این است که گفته شد عادات رسومات نه تنها در کل جهان نه تنها در میان مسلمانان بلکه در میان شیعیان هم عادت هایی غلط که به صورت یک فرهنگ در آمده اند تاکنون مصیبت های متوجه اسلام و مسلمین کرده بسیاری ازآیات و روایات منزوی شده به خاطر همان عادات خرافات و کلاً به نوعی بدعت در دین اسلام است!؟ وهابیت از آن موردهای بسیار خسارت بار است!؟ بنی امیه و بنی عباس به دین خرافی دینی ساختگی عادت کرده بودند وهابیت بدین سلطه گری، ظلم محوری وکشتار عادت کرده!؟ واقعاً عادت است بدلیل اینکه بدون هدف آن را دنبال می کند مثل کسی که طبق عادت نماز می خواند!؟ این نماز نماز هدف دار نیست. کسی که چند قرن شیعه را کافر می داند تاکنون بیش ده میلیون شیعه کشته ولی هیچ دست آوردی که به تواند بگوید نتیجه چند سال میانده ما علیه شیعه این است ندارد!؟ در واقع عادت است همان طور که گفته شد یکی از سلاطین خون خوار باید کسی در خون خود دست و پا بزند تا او غذا خوردن برایش گوارد باشد!؟ آدم خود آزادی من دیده ام که اگر کتک نخورد آرام نمی گیرد!؟.

با توجه به اینکه در مثل مناقشه نیست زمان جنگ 8 ساله عراق علیه ایران افراد چنان در جبهه بودن عادت کرده بودند که یکی گفته بود: (من وقتی مرخصی می روم دلم می خواهد زود بر گردم )جبهه گرما، جانور موزیی، مرتب رگبار خمپاره... جای راحتی نبود ولی عادت کرده بودند لذا حتی لذت می بردند!؟. که البته توضیح اینها عمیق وپیچیده است.

به نظر من از منظر روان شناسی این تکفیری ها شب هم خواب می بیند شیعه می کشند. خوشحالند برای عملیات انتحاری دارند آماده می شوند!؟. یکی از این ها که کمربند انفجاری را قرار بوده در حرم امام حسین (ع) منفجر کند دست گیر می شود. بیرون از حرم التماس می کند بگذارید من این کمربند را منفجر و خودم را اقل کم بکشم: می گویند چرا خودت را بکشی چه سودی دارد؟ می گوید: امشب در بهشت با حضرت رسول (ص) ملاقات میکنم!؟

 به هر صورت این ها بطوری عادت کرده اند که به هر قیمتی است باید آدم کشی، ظلم و ستم را انجام دهند تا آرام بگیرند. درست مثل معتاد به مواد مخدر که هر وقت کیف مواد او را می گیرد بقدری تحت فشار قرار می گیرد که اگر برایش جور نشود دست به خودکشی می زند که در همین ایران در همین معتادان زیاد واقع می شود که موردی را خودم دیدم!؟ شیوه فرقه القاعده درآدم کشی و استفاده از نوجوانان به عنوان پرندگان بهشت در تک تیز اندازی ساعت 2 تاریخ 18/7/1392 در خبر نوجوانی گفت: تا زمان دستگیریم ،سی نفر از مردم سوریه را کشته است!؟

کشتار وترور در نگاه وهابیت!؟

در مورد تعداد ترورها، بمب گذاری و تلفات انسانی وهابیت در دست ما نیست، زیاد هم به آن کار نداریم چون جنایات در عصری که جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شد کمتر کسی است که حتی فیلم این کشتارهای وحشتناک را به خصوص در عراق ندیده باشد و هر روز نمی بیند از سال 1382 که آمریکا عراق را اشغال کرد. بمب گذاری عملیات انتحاری کم تر روزی بود که واقع نشود. همه اعلام شد در فلان شهر روستا یا محله شیعه نشین بمب گذاری شده است غیر از ترور علمای بزرگ و مردم نماز گذار در مساجد و عزاداری در عاشورا در کشور پاکستان که از سابق بوده و ادامه دارد،آنچه ما در عراق مرتب شاهد بودیم گمان نمی کنم در تاریخ در هیچ قوم، مرام و مکتبی وجود داشته باشد!؟ در صورتی که نمونه گفت آورد آن در میان مدعیان اسلام و پیروان بزرگان دین واقع می شود و پرچم دار این جنایت بی مانند در تاریخ طرز تفکر وهابیت بی هدف است که معلوم نیست برای چه امر مهمی تا این حد انسان کشی را اساس کار خود قرار داده!؟ تاکنون کدام سرزمین... از تصرف شیعه درآورده و در چه محکمه قانونی ایران محکوم به فلان اشتباه و خطا کرده و اصلاً اسلامی که وهابیت مدعی است کدام اسلامی است؟ اسلام چند قانون قرآن پیامبر متفاوت دارد؟

تنها به بهانه اینکه شیعه مشرک است دست به این جنایات می زند!؟ روی قبر بزرگان دین بارگا درست کردن را دلیل شرک مسلم می داند!؟ در صورتی یک نمود دار و از تایرخ گذشته گان است. چگونه نوشتاری های تاریخی تجربیات گذشتکان برای راه کار به نسل های بعدی عملاً نشان می دهد بارگاه بدون این که کتاب مطالعه شود حتی در یک نگاه تاریخ یک مردم نمونه را منتقل می کند به همین جهت بود که استعمار برای محو تاریخ حیات بخش بزرگان دین وهابیت را ساخت برای تخریب آثار بزرگان که نام اسلام محو شود!؟ شوروی سابق گفته بود: تا مسلمانان این مشاهد را دارند ما بر آنها غلبه نخواهیم کرد و به همین جهت امام رضا را به توپ بست!؟

عجیب اینکه همان سالهای اول که آمریکا عراق را اشغال کرده بود و امنیت عراق را سربازان آمریکا برعهده داشتند بمب گذری درست همان جا صورت گرفت که حوزه نگهداری درست همان جا صورت گرفت که حوزه نگهداری امنیت سربازان آمریکا بود بعد از خروج آمریکا از عراق معلوم شد آمریکا با نخست وزیر در حال فرار از عراق با آمریکا، این بمب گذاری ها را در خفا مدیریت کرده اند!؟ که البته هدف آمریکا ایجاد جنگ داخلی بین شیعه و سنی در عراق بود!؟ لذا وهابیت را دست بازگذاشته بود که بگویند سنی شیعه را می کشد!؟ سنی در میان زائرین کربلا بمب گذاری می کند سنی قبر امام هادی و امام حسین عسکری توسط بمب تخریب می کند؟ ابداً، چون، علمای اهل تسنن بارها اعلام کردند ما با برادران شیعه مشکلی نداریم و این دشمن است که قصد ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی داد که چند بار اهل تسنن عراق با شیعیان آن کشور نماز وحدت خواندن. ولی بمب گذاری، عملیات انتحاری... مرتب انجاممی شد وما صحنه خونبار آن ها در تلویزیون ایران می دیدیموحتی هنوز( 1395) ادامه دارد!؟، حتی دیروز،14/2/1395،20شهید 40مجروح!؟

نکته قابل توجه. با وجود اینکه آمریکا کلاً  و چندین کشور اسلامی عراق را در جنگ علیه ایران از هر نظر حمایت کردند و با وجود اینکه ایران تازه انقلاب را با پیامدهای آن تجربه کرده بود با این  همه حامین دولت عراق...، در جنگ هشت ساله شکست خوردن خودرا، نتیجه  شهادت طلبی بسیج و کلاً مردم ایران دیده بودند!؟. لذا درصدد بودند حتی روایات... وآثاری مثل مقابر شهدا را محو کنند که برای شهادت طلبی انگیزه ای نباشد!؟  لذا در مصر هم همه روایات در باره شهادت را از بین بردند!؟ چرا؟ چون متوکل عباسی 17 بار قبر امام حسین(ع) را تخریب کرد!؟ برای اینکه تجربه امام حسین(ع) نابود و راه شهادت طلبی بسته شود!؟ لذا وهابیت را برای محو آثار الهام بخش شهدا و بزرگان دین ساختند ودارند در جنگ های داخلی در کشور های اسلامی، ازآن سود می برند!؟، در سال1394، اسرائیل به آمریکا گفته بود بگذار تا این ها هم دیگر را بکشند!؟ که در مورد جنگ داخلی عراق با تکفیره بود که هنوز(1395) ادامه دارد!؟ در واقع وهابیت را برای جنگ داخلی در کشور های اسلامی وکشته شدن مسلمان بدست خودشان، ساخته اند!؟

نمونه ای قتل عام شیعه در کربلا !؟

ما اول نمونه ای از همان سایت مرکز اسناد جمهوری اسلامی نوشته آقای حسام افشار: می آوریم آنگاه تا آنجا که لازم باشد پیرامون آن توضیح خواهیم داد.

(با حمایت دولت بریتانیا، حاکم الدرعیه مردم را با زور و ادار ساخت تا اندیشه محمد بن عبدالوهاب را بپذیرند. هرکس با این اندیشه مخالفت کرد، قتل عام شد. کم کم این نگرش با قدرت محمد بن سعود به قبایل و شهرهای اطراف نیز تحمیل شد و اندیشه فرقه وهابیت زیر سایه شمشیر و تهدید و وعده و وعید گسترش یافت. همفر که در بصره وعده حاکمیت منطقه نجد و بخشی از عربستان را به محمد بن عبدالوهاب داده بود، با شمشیر و قدرت محمد بن سعود این وعده را عملی کرد.

در طول تاریخ وهابیت، علمای بسیاری از اهل تسنن بر افکار و اندیشه وهابیت اشکال گرفتند و مخالفت کردند. برخوردهای خشن شخص محمد بن عبدالوهاب که به راحتی اجازه قتل و غارت را صادر می کرد، موجی از خوف و وحشت در بین مسلمانان ایجاد نمود. دولت و اندیشه نوپای وهابیت کم کم به فکر تصرف جغرافیای افتاد. اولین شورش و حمله دولت وهابیت توسط ترک های عثمانی و فاطمیون مصر سرکوب شد.

مجدداً در سال (1216 ه ق) وهابیها به سوی عراق لشکر کشی کردند و در روز عید غدیر خم که عمدتاً مردم شیعه به زیارت نجف اشرف مشرف شده بودند، وارد حرم امام حسین (ع) شدند و ضریح را آتش زدند و تمام اموال حرم و مردم را غارت کردند و حدود 5 هزار نفر از شیعیان را کشتند. (محمد، پیشین). در جنایت دیگری محمد بن عبدالوهاب با این اندیشه که هرکس با اندیشه توحیدی من مخالف است، کافر است. گفت:) «کسانی که قبلاً اعمال حج انجام داده اند، حج انها باطل است.» وی به راحتی اجازه قتل عام و کشتار مسلمانان را صادر می کرد. وهابیت پس از قدرت یافتن در عربستان و چند حمله نظامی به عراق و طائق، بعد از مدتی با حمایت انگلیس به منطقه احساء و قطیف حمله کرد و تمام این مناطق نفت خیز را که شیعیان در آنجا زندگی می کردند تصرف نمود و از بحرین جدا کرد و ضمیمه خاک عربستان نمود. در دو قرن گذشته، بخش دیگری از یمن را نیز به تصرفان خود افزود.

امام یازدهم می فرماید (ریاضه الجاهل و رد المعتاد عن عادته کاملعجز- تحف العقول ص 520

این روایت موضوع را بی هدف عملکردن و تحت فشار واکنش درونی تسل شدن محض را بطور صد در صد خالی از تردید می کند فرد وقتی به چیزی عادت کرد دیگر جز مرگ فایده ای ندارد مثل اعراب جاهلی که به عاریه دادن... خود عادت کرده بودند و ماننند حالای اروپا که تجاوز پدر... به دختر خود عادت وعادی شده است!؟

فصل دوم بستر سازی در نگاه اهداف .( از کتاب وهابیت استعمار).  

در گذشته اهداف استعماری هم از نظر کلی مورد بحث واقع شد و هم از نظر جزئی و خاص که اهداف جاسوس انگلیس «همفر» بود، که در پنج مورد نوشته شد که البته این ها چهارچوب هدف و بسترهایی هستند و به عبارت دیگر گشت زارها برگزیده و مستعدی هستند برای افشاندن بذرهای پیش بینی شده که روی حساب دقیق اجتماعی و بنوعی انسان شناسی طراحی شده است. و اگر بطور دقیق و کارشناسی طراحی نشده بود با وجود باطل بودن و بستر جنایت به بشریت بودنش نباید تا این حد دوام بیاورد و قوی... بماند که عربستان سعودی خادم الحرمین مدینه و مکه با صراحت بگوید هزینه جنگ علیه سوره را همه می دهم!؟ و ایشان قطر، و چند کشور دیگر مسلمان که به تکفیری ها و القاعده وابسته اند، بگویند ما برای حمله نظامی به سوریه پایگاه های خود را در اختیار آمریکا قرار می دهیم معلوم است چگونه از همان طراحی کرده و در قالب طراحی کرده و در قالب اسلام هم بنا نهاده اند که قبلاً  از قول خود همفر داشتیم که با تفسیر قرآن وارد می شود و مخ محمد بن عبدالوهاب با قرآن قضیه می کند که همان اول گفتیم این گونه عوامل در وقت آموزش اسلام شناسی فقیه سرای کار کردن روی افراد مسلمان این ها را حتی از ما حرفه ای تر دارند!؟.

منظور اصلی این فصل این است استعمار گران،  وقتی گم شده خود را پیدا کردند او را رها نمی کنند. حتی تا بعد از چند قرن که نکند در کل برگردند یا خیزش دیگر را در پیش گیرند که دیگر به آنها سواری ندهند رضا شاه را وقتی انگلیس روی کار آورد اول خوب شیر می داد ولی چطور شد که بعداً شیر نداد و انگلیس سر این کاو بی شیر را برید از سلطنت برکنار و به تبعید و همان جا مرد، و پسرش محمد رضا شاه را روی کار آوردند و آمریکا کنترل او را در دست گرفت که حوب هم شیر داد که ما شاهد بودیم این گاو، شیرده را خیلی دوست داشتند چون هیچ طرحی در مجلس تصویب نمی شد مگر این آمریکا نظر داده باشد و روی همین جهت بود که امام خمینی (ره) بعد از رحلت آیت الله بروجردی قیام کرد و او را از ایران فراری داد و بدست خود آمریکائی در مصر با تیر خلاصی به بهانه بیماری کشته شد!؟ چون ایران خواستار محاکمه شاه بود که نکند اسرار آمریکا فاش شود تیر خلاصی به او زند.

اینکه گفته شده برکزیده ای مانند محمد بن اعبدالوهاب را رها نمی کنند تا هر وقت باشد در کل که گفته شد عنان آنها را برای نوکری برای همیشه داشته باشد در ادامه دست یابی به اهداف مورد نظر تا هر وقت ولی همان اول هم تا این ایده خرافی و القایی استعمار یا بیک فرهنگ، عادت ماندندگار تبدیل شده، رها نمی کنند و لذا ما بعداً خواهیم دید این همه مخالفت با محمد بی اثر می ماند تا کار به جایی برسد که حالا خروجی های دلخراش آن را در کشتار شیعیان مشاهده می کنم!؟ از منظر انسان شناسی و به عبارت دیگر روان شناسی انسان وقتی به چیزی ولو بد باشد عادت کند دیگر ترک آن به قول امام یازدهم (ع) معجزه است که می فرمایند: (ریاضه الجاهل و رد المعتاد عن عادته کالمعجز.) تف العقول ص 520 این باز به همین حد که فرد عادت کرد و قضیه به صورت یک فرهنگ ماندگار درآمده قانع نمی شوند و مرتب اطراف قضیه را دارند تا یک نسل بگذرد و این عادت به صورت ژنتیک به نسل بعدی منتقل شود مثل حالا که شاهد هستیم و حالا دیگر تغییر پذیر نخواهد بود که قبلاً نشانی چند آیه را در این باره آوردیم از جمله آیه 22 و 23 سوره زخرف که می فرماید: (بلکه آنها می گویند: ما نیاکان خود را بر آیین یافتیم، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته ایم). همان گونه که کراراً گفته شد این هاراست می گویند اصلاً نمی دانند در اشتباه هستند چون یک نسل گذشته هم گوشت و پوستشان و این عقیده روحشان عجین شده اکثر پیروان فرهنگ های غلط به همین بیماری ارثی و اعتقادی مبتلا هستند وهابیت در این فضا گرفتار شده  به خاطر عادت نمی تواند ازجو حاکم خارج شود. اصلاً اختیار از آنها سلب شده. وقتی کار به اینجا رسید به آن گفته می شود مغفول و به عبارت دیگر جو حاکم هم می گویند مثلاً اگر یک وهابی بخواهد شیعه شود جو حاکم نمی کذارد و به قیمت جان او ممکن است تمام شود!؟ که در همین سال جاری یک جوان پسر و یک خانم با دو تا بچه که مصاحبه آنها را از صدا و سیمای قم شنیده و دیدیم پسر جوان که وقتی شیعه می شود هم تحت تعقیب تکفیری ها واقع می شود تا آنجا قصد ترور او را داشته اند و موفق نمی شوند و به خاطر جو حاکم محل خود سیستان و بلوچستان خانم خود را نزد والدین سنی مذهب رها و بقم و وارد حوزه علمیه می شود که تعدادی را هم توانسته شیعه کند خانم گفت: وقتی شوهرم متوجه شد مثل شیعه دست باز نماز می خوانم مرا بقدری زد که بیهوش می شوم و من را رها کرد و رفت ولی آخر موفق می شود طلاقش راآن مرد بدهد و با بچه ها در قم زندگی کند!؟

به هر صورت جو حاکم نتیجه همان انتقال عادات ژنی است که بطور ناخودآگاه به نسل های بعدی انتقال پیدا می کند و این از شاه کاری های استعمار است که باید چهره اش بیشتر روشن شود و اهداف «همفر» جاسوسو انگلستان دنبال می کنیم تا متوجه شویم سرنوشت محمد بن عبدالوهاب چه خواهد شد.

توسعه اهداف در بستر طرز تفکر وهابیت

ما در این قسمت عین مطالبی را از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نویسنده: حسام افشار می آوریم و پیرامون آن ها به  توضیحات لازم خواهیم پرداخت.

.«... محمد ابن عبدالوهاب ابتدا عقاید خود را براساس نظرات این تیمیه بنا نهاد و ازآنجا گسترش داد. غزالی متوفی 505 ه.ق، در مورد اطاعت از سلطان ظالم می گوید: به نظر من اگر سلطانی ظالم باشد، مانع آن نمی شود که کسی حقی از او قبول نکند. زیرا اطاعت از سلطان نادان و ظالم اگر دارای شوکت و اقتدار باشد واجب است و باید او را به حال خود واگذاشت و از او اطالعت و فرمان برداری نمود از این رو به نظر ما ولایت و سرپرستی برای سلاطین در کشورهای مختلف، مشروع است... هرکس از راه زور، سلطه پیدا کند ولایت و حکم او نیز نافذ خواهد بود». غزالی ج 2، ص 130)

باید توجه داشت ابن تیمیه رئیس بزرگ وهابیون است و نظریات زیادی در همین قسمت اول نوشته ها دارد که باید بعداً کپی شود این ها روایاتی را برای توجیه اعمال می آورد که می گوید: «هرکس با شمشیر بر مردم مسلط شود و از این را خلیفه گردد و امیر المؤمنین نامیده شود، بر هیچ مؤمنی روا نیست که با او مخالفت کند». قاضی ابی یعلی، ص 23)

(بنابراین،« بنیان های اندیشه وهابیت با توسل به زور و تهدید به مرور در سطح گسترده تری مطرح شد. برای این که اندیشه از قدرت و توان نیز برخوردار باشد، همفر با محمد بن سعود که در آن زمان حاکم منطقه الدرعه... بوده ارتباط برقرار کرد و از او خواست به محمد بن عبدالوهاب کمک کند. پیوند این دو محمد، بنیان اندیشه و قدرت وهابیت را بنا نهاد ». همان، ص 21.)

تا این جا چند مطلب روشن که باید کمی توضیح داده شود و توضیح هم به همان مطالب اول بر می گردد که در مورد انسان شناسی بود و این که وقتی مسیر انسان عوض شود فکر، اعتقاد، اخلاق جهت گیرهای او همه بطور کلی عوض می شود و مصداق همان آیه 179 سوره اعراف می باشد که خدا آنها کور و ناشنوا معرفی می کند که گفته شد این که خداوند می فرماید چشم دارند ولی نمی بیند منظور این است یعنی واقعیت را نمی بینند و زشت را زیبا می بینند لذا وقتی جاسوسی به آنها القا کند حکومت باید قدرتمند... باشد و ظلم و ستم را راه کار سلطان معرفی کند برای محمد جالب است که همفر برای پیشرفت کار او حتی یک گروه تروریست سازمان دهی می کند همان کاری که چنگیز خان مغول برای تسخر ایران و کشتار مردم قرارد. که اگر کسی به ایده مغل گردن نهند و قبول نکند باید کشته شود لذا هرکس قبول نکرد بدست همین قتال ها کشته می شدند تا آنجا که گفته می شود حتی گربه های ایران هم کشته شدند انگلیس در کمک به اسرائیل برای سلطه بر فلسطین همین کار را کرد که حتی دخترها را برهنه به هر شهر و روستایی می کردندان تا مردم از وحشت فرار کنند که از ترس ناموس و کشته شدن فرار کردند که هنوز هم بیش از سه میلیون در اردوگاه ها زندگی می کنند این که خداوند در سوره اعراف آیه 179، می فرماید: «گمراهان دل (عقل) دارند ولی نمی فهمند». معلوم است کسی که قبول کند مطابعت از سلطان ظالم واجب است درک نمی کند که نه قرآن نه رسول خدا و نه هیچ انسانی چنین چیزی درست می داند اصلاً در ایده کمونیستی که منکر خدا هستند همین دیگر مکاتب مادی که من خوانده ام چنین عقیده ای اصلاً دیده نمی شود که کسی با شمشیر سلطنت کند بد بختی شیعه این است که طلبه تربیت می کند شبه های اسلامی... وهابیت را پاسخ بدهند این ها اصلاً از اسلام قرآن بویی ندارند کدام آیه قرآن کدام حدیث پیامبر است که بگوید پیروی از سلطان ظالم حتی واجب است کفر مخص تعیین تکلیف برای خداست یعنی خدا هم قبول دارد آقای وهابی اگر خدا قبول دارد به چه دلیل و اگر قبول ندارد مگر شما خدای دیگر هست که واجب می دانید کسی چیزی نگوید یادم افتاد به سؤالی که مجری صدا و سیمای قم از همان جوان وهابی کرد گفت: نقطه ضعف وهابی ها چیست؟ گفت: وقتی در مناظره محکوم می شوند فوراً دست به سلاح می برند!؟ در واقع افرادی مثل همفر به هر رنگی باشد این ها را طوری مدیریت می کند که دارای این عقاید ضد بشری باشند و بر آن پافشاری کنند به خاطر چند جهت که توضیح داده می شود

اهداف پشت صحنه ( از کتاب وهابیت استعماری)

پشت صحنه به این جهت که هرکس متوجه نمی شود، استعمار در قالب همایت از یک مسلمان مثل محمد ابن عبدالوهاب چیست. یکی از کلیات، چیزی می فهمد ولی از جزئیات بی اطلاع است که لازم است قدری باز شود.

1)القاء خشونت در اسلام: این یهود و نصارا تا چه حد کینه اسلام را بردل دارند و می کوشند بطور کلی آن را محو کنند کمتر کسی است که نداند از جنگ های صلبی گرفته تا توطئه های دیگر که تاکنون در اصل ناموفق بوده اند بگذشدند تا راه دیگر را تجربه کنند وآن خدشه دار کردن هویت اسلام بود که در عصر حکومت اسلامی ایران بیشتر به آن دامن زده و ادامه دارد!؟ این است که اسلام را فرهنگ خشونت طلب معرفی می کنند!؟ این از تجربه حکومت بنی امیه و بنی عباس است که تجربه خوبی بدست آوردند که هم اسلام را اسلام شراب خوار، آدم کش... در جهان نشان دادند همین سلاح را دارند پیاده می کنند و با خشونت هایی که بوسیله وهابیت صورت می گیرد و در تاریخ ثبت و بگوش دیگر مرام و مسلک های جهان می رسد فیلم آدم کشی  وهابیت را می نهند همه مردم جهان مشاهده کنند!؟

 چون روی هم رفته همه این ها به نام مسلمانان تمام و در تاریخ می ماند!؟ در واقع به هدف خود که زشت بودن چهره اسلام باشد، دست یافته اند بدون هزینه چیز دیگر جنگ داخلی میان کشورهای اسلامی هم به همین جهت است. مسلمانان مصر، سوریه... به جان هم افتاده اند، حال شما میلیون ها کتاب و میلون سخنرانی در جهان داشته باشید که اسلام خشونت طلب نیست نتیجه ای ندارد هم جاسوسی انگلیسی در پی چنین هدف بسیار مهم و سودآور برای سیاست استعمار در فضا جهان است و وهابیت فکر می کند معجزه کرده که مطابعت از سلطنت ظالم واجب و حکومت باید با شمشیر پیش برود و نباید آن را منع کرد!؟ یعنی خواست صد در صد دشمان خون خوار استعمار گر آمریکا، انگلیس...، صحیونیست...!؟ عجیب تر اینکه در همین جنگ های داخلی کشور های اسلامی سلاح های خود را با قیمت دلخواه می فروشند! که در جنگه هشت ساله عراق علیه ایران حتی سلاح های از رده خارج شده خود را فروختند!؟ واین جنگ ها را به نام خشونت در اسلام معرفی کرده و می کنند!؟

2)ایجاد موانع وحدت: فلسفه وحدت در نظام خلقت بحثی واقعاً شنیدنی است که اگر وحدت نباشد هیچ چیز معنا و وجود خارجی پیدا نخواهد کرد وسایل یکی یکی میلیون خودرو را روی هم انباشته کنید تنها نتیجه ای ندارد بلکه نیاز به نگهداری... خواهد داشت زنبور عسل پراکند عسل نخواهد داد، چقدر قرآن و روایات بر وحدت تأکید دارد قبلاً به جنگ های صلیبی اشاره شد که برای هر دو طرف هزینه جانی و مالی سنگین داشت است ولی جنگ تفرقه میان مسلمانان نتنها به هزینه نیاز ندارد بلکه از جهات زیادی سود آور است که در جنگ 8 ساله ای که توسط آمریکا میان ایران و عراق اقع شد حتی ایران ناچار بود من غیر مستقیم از سلاح های آمریکایی و حتی اسرائیلی تهیه کند چون آن زمان چیزی نداشت حدود سه میلیون کشته و مجروح از دو کشور گرفته شد!؟ واین موضوع هم به جهان القا شد که مسلمانان آدم کشتند که حتی از کشتن یک دیگر رحم ندارند. من باور دارم همان زمانی که همفرها را در دانشکده آموزش می دهند جزئیات پشت صحنه را می گویند تا متوجه باشد گزینش یک فرد در میان مسلمانان چقدر مهم و چه نتایجی را همراه دارد لذا ارزشی دارد مثلاً یک زن زیبا از خود را در اختیار فرد مورد نظر قرار دهند تا هم طرف را کاملاً جذب کنند هم به وسیله خانم زیبا اسرار را از او بگیرند!؟ لذا باید قبول کرد از همان اول خیلی سرمایه گذاری می کنند برای پیدا کردن گمشده ای مثل محمد و تربیت او برای اهدافی که در پیش دارند از جمله کشتن شیعه که در میان یک میلیار و نیم مسلمان تنها شیعه میخ چشم استعمارگران بوده و خواهد بود. چون غیر از شیعه هیچ مذهب و مرام دیگری برای آنها مانع غارتگری... آنها نیست.

3)ترویج فرهنگ فقری: صرف نظر از جایگزین برای جنگ های صلیبی که جنگ داخلی میان کشورهای اسلامی باشد که یک نمونه 8 ساله ساله آن را اشاره کردم. القاء فرهنگ فقری از طرف روشهای های گونان گون مثل ذاهد اهدانه زندگی کردن، شانس و قضا و قدر، که می گویم: اگر خدا خواسته باشد ما هم مانند فلانی صاحب همه چیز می شدیم!؟ حتی آقای گفت: اگر کفار... همه چی دارند ولی اخلاق ندارند. اما ما اگر فقیر هم هستیم ولی اخلاق داریم!؟ به هر حال، کاری نداریم دشمن اسلام با چه ریزه کاری ها و توسط چه کسانی من غیر مستقیم فرهنگ فقری را در میان کشورهای اسلامی ترویج کردند که همیشه محتاج آنها باشند و ناچار باشند خیلی چیزها را نادیده بگیرند تا فلان وسیله و یا کارخانه... را در اختیار مثلاً ایران بگذارند!/ زمان شاه وضع ایران این طور بود که ما با همه وجود لمس کردیم. حتی در همین ایران زمان شاه کسانی عقیده داشتند علم روز وجدید یعنی چه!؟ حرام است با ماشین مکه...بروی چون قدیم باشتر... می رفتند!؟

به هر صورت کشورهای اسلامی در جهان هم وابسته شدند هم به کشورهای فقیر معروف شدند!؟ یکی از دانشمندان خارجی گفته بود: تعجب می کند چگونه مسلمانان کتابی مثل نهج البلاغه دارند و فقیرند!؟ یعنی فقر مادی. حال همین خود وهابیت در همین راه چه نقشی دارد جز تفرقه خونین!؟ اگر همین اوقات شیعه کشی صرف اتحاد و دانش روز و تکنو لوژی می شد و مسلمانان هم مانند کشور های اروپایی اتحادیه می داشتند، باید در پرتاب ماهواره به فضا مسلمانان از دیگران پیش رو تر باشند. ولی دو سال است به خداست آمریکا... و ایجاد امنیت برای اسرائیل در سوریه آدم می کشند، به آتش می کشند؛ جگر سرباز سوریه را می خورند!؟ و سلاح های اروپایی را هم رواج می کنند تا جیب دشمان اسلام پر از پول شود ودل مسلمان با آدم کشی پر از خون ونفرت علیه یک دیگر شود!؟ و این کینه برادر کشی تا اسلام هست برای دشمنان سود آور باشد!؟

گسترش وهابیت با زور

باز هم با انسان شناسی در بعد سیاست و ریاست که به آن روحیه توسعه طلبی گفته می شود نباید تعجب کرد چرا انسان تا این حد از خود و بعد از خدا بی خبر و همه چیز از خلقت پاک انسانی را فراموش و خون ریزی و آدم کشی را جایگزین و مسرور است که در چنین فضایی قرار گرفته و فعالیت می کند باور داشته باشد از این فضا لذت می برد!؟ شما بفرمایید علت چیست؟ من در جواب تکراری میکنم. این جاسوسان از همان زمان آموزش طوری آموزش داده می شوند که وقتی زمینه هدف که همان خوی حیوانی باشد در کسی پیدا کردند اول می کوشند آن خوی انسانس حالت های عاطفی و ترحم... را در آنها بمیرانند، بیرون کشند و کشتار و حرص خون خواری را در آنها جایگزین کنند!؟ چنگیز مغول گروهی قتال از میان لشکر انتخاب کرد آمریکا هم این گونه سربازان را برای شکنجه و آدم کشی آماده دارد، در جایی دیدم سربازان این طوری آمریکا از شکنجه کردن لذت می برند یکی از قتاله های مغول بدست مغول کشته شد چرا؟ وقتی چنگیز، پرسید تاکنون شده، برای کشتن دلتان رحم کند؟ یکی گفت: وقتی خواستم بچه در گهواره را بکشیم فکر کرد شیمشیر، پستان مادر است دهن را باز کرد شمشیر را بگیرد این جا بود که نگران شدم ولی به خاطر امر شما او را کشتم!؟ چنگیز دستور داد این مردک را کردن بزنید چون دل رحم است بدرد این کار نمی خورد!؟ الآن وهبیها بد ترند بدن افرد دست گیر شده وشیعه را زنده زنده با ساتور... قطعه قطعه... می کنند!؟ که من خودم در سایت فضای مجازی دیدم، چقدر وحشناک بود!؟

به هر صورت این ها را بطوری ساخته اند که از همان اول، از یک سوی خوی حیوانی و از سوی دیگر ریاست و توسعه طلبی در نظر آنها جلوه داده اند و از همه مهم تر این انسان روحاً خشن است به خصوص اگر جوان باشد. شاید برای شما سؤال باشد چرا در همه انقلابات جهان جوانان خط مقدم بوده و هستند؟ در جواب باید گفت: دوران همان روحیه خشونت طلبی در جوان در اوج خود قرار دارد حتی از جنگ بی نهایت لذت می برد می خواهد و دوست دارد مرتب در حال زد و خورد باشد، تخریب کند و پیش رود... به نظر می رسد این جاسوسان بیشتر از جوانان برای توسعه طلبی و بدست آوردن ریاست استفاده کنند. اصلاً جوانان دوستدارند جایی را برای اولین با قهر و غلبه کشف و تصرف کنند مثلاً در میدان مسابقات خطر جان با ولع حرکت می کنند و از کشته شدن نمی ترسند به خاطر همان روحیه خشونت طلبی است.

علاوه بر این می گویند آدم های دارای خوی خود آزاری که مثلاً دوست دارند حتی کتک بخورند دوست دارند دیگران را هم ا ذیت کنند. ثابت شده این ها به دوران تربیت بر می گردد، و بیشتر از بچه های سرراهی و بزهکارند این گونه مسائل بروز میکند تجاوز به عنف هم یکی از خروجی این قبیل افراد است که حدود بیست سال پیش یک مورد در شهر... داشتیم که نه دختر را پس از تجاوز می کشد!؟ که نام آن او را، در روزنامه خفاش شب نوشته بودند چون نوعاً شب دست به این کار می زده و یک نفر هم در شهره... که او فرد دارای سن بالاتری بوده و نه زن را پس از... می کشد!؟ که البته این دو نفر را اعدام کردند.

به هر صورت نباید تعجب کرد چرا وهابیت بدون هدف آدم می کشد، جگر انسان می خورد، دوست دارد در سعله آدتش کسی جان بدهد...، حال به توسعه طلبی وهابیت و همراهی جاسوس انگلیس نگاه کنیم

(... وهابیت پس از قدرت یافتن در عربستان و چند حمله نظامی به عراق و طائف، بعداز مدتی با حمایت انگلیس به منطقه احساء و قطیف حمله کرد و تمام این مناطق نفت خیز را که شیعیان در آنجا زندگی می کردند تصرف نمود و از بحرین جدا کرد و ضمیمه خاک عربستان نمود. در دو قرن گذشته، بخش دیگری از یمن را نیز به تصرفات خود افزود استعمار انگلیس برای گسترش این اندیشه در سال، 1920 یکی از فرزندان فیصل را از عربستان به حاکمیت عراق منصوب کرد، امیر عبدالله فرزند فرزند دیگر فیصل را حاکم اردن نمود، سومین فرزند فیصل را حاکم سوریه قرار داد. همین طور در سال 1782 طائفه وهابی الخلیفه را حاکم بحرین نمود و با حمایت از آنها در سال 1820 طائفه الخلیفه با کمک دولت وهابی عربستان، ضمن مهاجرت سنی های وهابی به بحرین شیعیان بحرین را قتل عام نمودند ادوانیف 1366 ص 58،... استعمار انگلیس با انتصاب طوائف وهابی از کشور عربستان، حاکمیت شیخ نشین های خلیج فارس را نیز به دست گرفت»

مهم ترین هدفی که از این نوع گسترش حاکمیت دست پرورده استعمار بود در مجموع به همان موضوعی بر می گردد که قبلاً گفته شد وقتی به حکومت با خیر و برکت مسلمانان در اروپا پایان دادند به فکر بودند که روح اسلام واقعی، قرآن واقعی را بگیرند که گرفتند و متأسفانه حتی در ایران هم هنوز قرآن آن روح خود را بدست نیاروده و فقط در حد خواندن، حفظ کردن در جا می زند!؟ یکی از افراد آگاه گفت: «ما با قرآن هستیم ولی با قرآن زندگی نمی کنیمم. مسلمانان طی 700 حکومت خود در اروپا با قرآن زندگی کردند که آن تمدن خیره کننده را برای اولین بار در کل جهان احیا کردند زمانی که اروپا بی سواد بود آنها به خوبی یافتن که این تمدن برخواسته از قرآن وحی الهی وروح و زندگی  است. لذا دانشکده ای تأسیس کردند برای آموزش امثال همفر و بوسیله مهره های تربیت شده در کشورهای عربی زندگی با قرآن را به همراه بودن با قرآن تبدیل کردند!؟ حدود چهار کتاب درباره قرآن دارم که حول همین مقوله می چرخد، بنام کاربردی کردن قرآن فلسفه سوگندها در قرآن، پیرامون کاربردی کردن قرآن، طب در قرآن، آگاه نمودن جوانان به قرآن، فلسفه ظاهر و باطن قرآن، تفسیر تجسمی قرآن که هنوز نوشته نشده. خلاصه طرح کاربردی کردن قرآن را در سال جاری در چهار صفحه بیش از چهار هزار مورد آن منتشر شد که مورد استقبال واقع شد وتلفن هایی رسید که همراه تشکر بود.

به هر صورت ما سرگرم حفظ قرآن هستیم، در صورتی که قرآن در میان ما مرده شده!؟ اگر زنده بود نباید کشورهای اسلامی در دست آمریکا و اسرائیل باشد که افغانستان، سوریه، عراق، مصر، بحرین. یمن، تونس، لیبی، قطر، کویت، عمان، اردن... میدان تاخت و تازآمریکایی باشد که از آخر کره زمین به این جا آمده در حالی که رئیس جمهورش اوباما هم جنس باز و هم جنس بازها مورد حمایت او هستند!؟ بر این همه کشور اسلامی حکم رانی می کند در حالی که صدای صوت قرآن ما گوش فلک را کر می کند ولی خودمان در خواب خرگوشی آرمیده و در پیشرفت علم وصنعت داریم درجا می زنم بر خلاف 700، حکومت مسلمان در اروپای بی سواد!؟ . ای دو صد افسوس!؟، ای دو صد افسوس...!؟  

               تجلی قرآن در نگاه بزرگان دین  ( از کتاب وهابیت استعماری)

برای توجه به اهمیت قرآن در نگاه امام خمینی(ع) ودست برد دشمن از محتویات زند قرآن به دو مستند نگاه که درکتاب (پیشگوئی های علمی قرآن) نوشته مصطفی زمانی صفحه62 چنین آمده است« ... مفسر عالیقدر طنطاوی بعد از نقل آیه بالا [انشقاق آیات 19و15] می نویسد ، آیا گمان می کنید خداوند این سوگند ها را فقط برای لغت پردازی و زیبایی کلمات در قرآن آورده است؟! ما از نظرعلوم مراحلی را طی کردیم اما حمله تا تارمحصول علوم ما را نابود کرد. و اروپا علوم[قرآن] و اخلاق ما را غنیمت برد و به آن اضافه کرد و درجهان سر بلند گردید اما ما مسلمانان  قرنها به خواب غفلت فرو رفتیم:وامام خميني(ره) در  سخنرانی های ششماهه اول سال1360) ص165 ،در سطحي جامع ترمي  داده ومی فرمایند :«...مع الاسف نتوانستيمم و نتوانسته است كه بشر و نتوانسته اند علماي اسلام آن طوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... بايد همگان افكارخودشان را متوجه كنند با اين كتاب بزرگ تا اينكه اين كتاب بزرگ را بطوري كه هست و بطوري كه ما مي توانيم از او استفاده كنيم، همه استفاده كنند و قرآن آمده است براي استفاده همه طبقات هركس به مقدار استعداد خود... بسياري ازآيات است كه در دست رس همگان است كه همه فكر هاي خودشان را براه بياندازند و مغز هاي خودشان متوجه كنندو مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس  استفاده كنند...».

تاريخ30/9/1391،كه داشتم راديو معارف را گوش مي دادم. حجت الاسلام آقاي...، درمورد قرآن اظهار داشتند:  قرآن نه كتاب فيزيك است و نه شيمي. ولي آيات زيادي را درمورد طبيعت و علوم كيهان شناسي...، در قرآن بر شمردند اما، مدعي بودند  اين ها  به خاطر اين است كه خدواند براي ارائه نعمت ها، به عنوان آيات خود، نعم را اين گونه معرفي مي كند!؟ امام خمینی(ره)، جواب سختگیری در استفاده از قرآن را هم می دهد.

واقعا خط بطلان می کشد بر هه طرز تفکر های نا صواب وهمه کجی فهمی ها که حاصل همه این ها باعث انزوای علوم روز قرآن شده و باید گفت: نوعی تحریف قرآن و تعیین تکلیف برای خداست!؟ که روزی طبق آیه34، سوره اسرء، باید پاسخ گو باشند وچه بد روزی برای این طرز تفکر های مخرب می باشد!؟ در حالی که « همفرم» جاسوس انگلیسی(مولد وهابیت!؟)، می گوید برای پرورش محمد ابن عبدالوهاب از تفسیر قرآن کمک گرفتم. آیه182، سوره اعراف:                                                                  

مخالفین ماهوی و شکلی وهابیت

مخالفین ماهوی یعنی آن هایی که عقیده و هدف فرد گمراه را زیر سؤال برده و جداً با آن مخالفت می کنند و مخالفین شکلی کسانی هستند که عملکرد های فرد منحرف را زیر سؤال برده و جداً با آن مخالفت می کنند. محمد ابن عبدالوهاب در هر دو مورد به شدت مخالفت می کنند. این که در هر دو صورت مخالفین فرد گمراه را از هر چند مورد ملامت و منع قرار دهند معلوم است چیز دیگری به عنوان انسانیت درست کاری، واقعیت باقی نمی ماند جز همان چیزهایی که در مورد شناخت انسان منحرف به عنوان انسان شناسی گفته شد یعنی این قبیل افراد آن هویت انسانی خود را از دست داده و هویت شیطانی او علیه هویت انسانی او فعالیت می کنند تا فراد را نابود کنند. گفته می شود اگر سیستم ایمنی بدن تقویت شود  از ویروسها و میکروب  جلوگیری می کنند واگر سیتم ضعیف باشد، برعکس علیه سلولوهای مکان درد عمل می کنند و سالول های سالم را  نابود می کنند مثل بیماری روماتیسم مفصلی، سردرد میگرن... در واقع محمد ابن عبدالوهاب به چنین وضعی مبتلا شده بود که سیستم ایمنی ایمان و انسانیت او  که از کار افتاده به جای اینکه از انسان کشی متنفر باشند بنوعی شادمان هستند و از آدم کشی نگران و سیر که نمی شوند هیچ، بلکه حرص آنها بیشتر و فعال تر هم می شود!؟

مخالفین دو گروه کلی هستند یکی از نزدیکان و دوم از علمای دیگر فرق اهل تسنن که گوشه ای از همان نوشته سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی. نویسنده: حسام افشار. چنین است.

.«... همان طور که اشاره شد، بزرگترین مخالفین و دشمنان محمد ابن عبدالوهاب پدر و برادرش بودند. علاوه بر آنان که در فقه خیلی از اساتید بنام دوران خود بودند، دیگر علمای فرق مالکی، شافعی و صنفی نیز از افکار و اعتقادات محمد ابن عبدالوهاب بهتر می جستند و بر ضد او کتاب هایی نوشتند که به برخی از آنها اشاره می شود (محمد، پیشین، ص 26).

1)محمد بن سلیمان الکردی الشافی (استاد وی): 2- عبدالله ابن لطیف الشافی (استاد او) در کتاب «تجرید سیف الجهاد لمدعی الاجتها»؛ وهابیت: 3- شیخ عبدالله الخبلی، در کتاب «الفواعق و الرعود» که در 20 جزوه منتشر شده 4- الشیخ محمد بن عفالق الخبلی، در کتاب تهکم المقلدین بمن ادعی تجدید الدین» 5- سید احمد زینی دحلان. مفتی مکه در کتاب «فتنه الوهابیه» و نیز در کتاب دیگر به نام «الدور النیه فی رد علی الوهابیه»: 6- شیخ جمیل صدفی الزهاوی، (از علماء عراق) در کتاب «الفقر الصادق فی الود علی منکری المتوسل و الکرامات و الخوارق»: 7- شیخ سلیمان بن عبدالوهاب، برادر محمد ابن عبدالوهاب در کتاب «الصواعق الا لهیه فی و دعلی الوهابیه» 9- شیخ الشرفی المالکی الجزائری، در کتاب «اظهار العقول ممن منع النسول بالنبی و الوالی الصدوق»: 9- شیخ حسن الشطی الخبلی الدمشقی در کتاب «النقول الشرعیه فی الرد علی الوهابیه» 10- سید علی الحداد در کتاب «مصباح الانام و جلاء الضلام فی رد شبه البدعی النجدی الذی اضل العوام.»

موضوع مخالفت به صورت کتاب ادامه دارد و تا چهل کتاب تنها علمای اهل تسنن بر علیه این عقیده انحرافی نگاشته اند.

وا عجبا وا عجبا!؟

اگر انسان گمراه شود سر از کجاها در می آورد. من در تاریخ ندیده و از کسی نشنیده ام کسی تا این حد در گمراهی خود سرسخت و اثر پذیر نباشد. پدر برادر، اساتید او علمای چند فرق، وجود قرآن، روایات و سیره پیامبر(ص) که خود این عالم درس خوانده از همه این ها مطلع بوده در هیچ مرامی حتی مرام کمونیستی هم نمونه ندارد!؟ وای اگر انسان منحرف شود از او چه چیز خیره کننده کاملاً موجود دارای مرام خاص خود که تاریخ به یاد ندارد عجیب تر این که چگونه همین خوی آدم کشی بی رحمانه ویروس آن به همه جا منتشر شده و انتقال یافته که تاکنون هیچ تغییری که نکرده بدتر هم می شود مثل سر بریدن، آتش زدن، جگر خوردن در کشور سوریه مسلمان و عرب زبان به نظر می رسد این بیماری اعتقادی، شخصیتی و اخلاقی همانند بیماری های مسری فراگیر، قهراً به دیگران سرایت می کند و همه در همان عالمی قرار می گیرند که همان خمیر مایه اول قرار داشته و توانسته بیرون از آن فضا راحتی یک لحظه بینند؟. فلسفه محرمات حج برای این است که انسان از هر قید و بندی آزاد شود تا یک لحظه آن نور و نزدیکی خدا را احساس کند در آن فضا قرار گیرد و متوجه شود فضای دلکش و آرام بخش هست که از آن دور و بی خبر بوده. لذا هر حاجی این فضا را درک کند خواهید دید حاجی آن کسی نیست که قبل از حاج رفتن بود چیز دیگر است وانسان تر... شده.

به هر  صورت فضایی که محمد ابن عبدالوهاب داشته به دیگران منتقل می شود و باید تعجب کرد که همه مثل این مرد منحرف مثل زمان پیدایش و هابیت در این فضا بوده اندو همان رنگ محد خون خوان را دارند!؟

مقایسه محمد با پدر...

با توجه به عقیده پدر و برادر ایشان. انسان اول دچار تردید می شود از خانواده سالم چگونه افرای مثل ایشان ظاهر می شود؟ ولی با کمی دقت از چند حال خارج نیست یکی لقمه ناپاک ولو یک بار شب انعقاد نطفه واقع شده باشد، دیگر جریان پسر نوح که محیط و هم نشین او را گمراه و هیچ ربطی به خانواده ندارد. خیلی از خانواده درست که انسان تعجب می کند، دیگر که احتمال بیشتر می رود وراثت که گاهی به چند نسل گذشته بر می گردد، که گاهی شده شکل و قیافه بچه به هیچ کس از بستگان نزدیک نیست.

در مورد اثر لقمه حرام قدیم فرماندار ستمگر وقتی بر مردم اصفهان حکم رانی می کرد با یک دعای مردم برداشته شد سلطان وقتی علت را پرسید وقتی متوجه شد با سفارش لازم کسی دیگر را فرستاد وقتی مردم به استقبال می روند به سفارش آن مرد هرکس یک دانه تخم مرغ برده و روی هم قرار می دهند آن مردم خیلی تشکر از مردم می کند، بعد می گوید هرکس تخم مرغ خود را بردارد و برود، من لازم ندارم به شما بخشیدم. اینآقا دیگر ماندگار شد و هر چه علیه او دعا کردند بی فایده بود!؟ و علت همان کم و زیاد وزن تخم مرغ بوده که اثر خود را گذاشت!؟، در اصفهان جایی به نام تغچی است که در اصل بود تخم چی!؟

 به قول قرآن یک ذره مال حرام هم اثر خواهد داشت. داریم خانواده های مذهبی ولی لقمه حرام و شبه ناک غیر عمد هم که باشد اثر خود را خواهد داشت همین که یک درصد هم در وجود یک فرد باشد کافی است زمینه شود برای دیگر باید های گمراهی غیر قابل برگشت. حماقت بیماری غیر قابل درمان است که علی(ع) می فرماید: (الحمق داء لایداواء- نادانی مرضی است که درمان ندارد). یا آیه10 سوره بقره. که خدا بیماری غیر قابل درمان را زیاد می کند. یعنی همان خباست چنین می کند. یعنی هرچه گناه کند، یک قدم از خدا دورتر می شود و همین مرض را زیاد کند. یعنی ما هرچه از فلان لامپ در شب دور می شویم به همان اندازه تاریکی زیاد و نور (خدا) کم می شود. پس خود ما باعث هستیم نه خداوند رحیم ازآیت ا... بروجردی نقل می در مشهد با وهابی بحثشان می شود وهابی می گوید اگر شما همین الان یک نان داغ بیاوری هرچه شما درباره امتان میگویید قبول دارم. ایشان می فرمایند: (من گفتم یا امام رضا خودت کمک کن دیدم نان داغی در دستم آمد فوراً آن را بیرون آوردم. گفتم این نان داغ. ولی دیدم بدتر کرد!؟) این نقل قول، از مجری صدا و سیمای قم شیده شد،و وقتی بود که همان جوان تازه شیعه شده، در جواب مجری گفت: (نقطه ضعف این ها این است همین که از جواب عاجز شوند دست به شمشیر می برند!؟). به هر صورت همان فرموده علی(ع)، است که حمقت درمان ندارد!؟

 

ماجرای بنیان گذاری وهابیت

قبل از بیان و توضیحات پیرامونی ماجرا این تصور که همین طوری کسانی برای اهداف خود بر می گزینند تصور صد در صد اشتباهی می باشد که ماها به همین جهت گول می خوریم و خودمان حتی برای کارهای مهم همین طوری دست بکاری می زنیم که قهراً وسط کار با مشکل و گاهی شکست فاحش رو برو و مقصر شانس و تقدیر خدا را مقصر می دانیم!؟ و به سراغ کارهای بخور و ثمیر، علی گونه زندگی کردن می دویم که تنها همین نکته سبب شد کشورهای اسلامی به کشورهای فقیر، عقب مانده و وابسته تبدیل شوند که بماند پیامد آن چه شده و چه خواهد شد!؟ البته این یک توضیح کلی در باره موضوع بود و برای تکمیل آن  از یاد  داشت ها که در خود فایل موجود است باید استفاده کرد.

عوامل ماجرا  برای این کار  ها دانشکده دارند که از نظر روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، اسلام شناسی... افراد گزینش شده اولیه (نه هرکس) را در این جا آموزش می دهند که کار اولیه آنها این است که از همان دوران کودکی در پی گزینش مهره مورد نظر خود باشند وقتی چنین کسی را پیدا کردند با شیوه های خاصی بنام دوست این گونه افراد زیر نظر دارند گاهی با آنها برخود و معاشرت دارند در همین راستا با روی آنها آزمایشاتی انجام می دهند تا متوجه شوند خوب جواب می دهد یا نه خوب جوب دهد به طور مستقیم و یا غیر مستقیم چیزهایی که آنها را به دوستی جذب کند در اختیارشان قرار می دهند مثلاً یکی از همین اعراب را که اهل صیغه بوده زنی بسیار زیبا کم کم برخورد به او نزدیک و خلاصه صیغه او می شود و نتیجه کارهایی که باید روی او انجام دهد تا گزینش معلوم شود خودش است یا خیر همه این در اختیار همان فرد قرار می دهد که این ها را رصد کرده و یاد داشت می کند و هنگامی که به جایی رسید که باید وارد عمل شود و طوری او را آماده مثلاً قبول فلان سمت کرده اند با طرفندهایی آن سمت و یا ریاست را برای کار هایی محکم می کنند به طوری که قابل استفاده باشد.

استعمار انگلیس که در ایران در پی چنین کسی بود رضاخان را وقتی که سرباز بود دیدند کسی است که می شود آن را بکار گرفت لذا دور او را گرفتن تا فرمانده ای ارتش را تصاحب کرده و با یک کودتا او را روی کار اوردند که جریان او مفصل است اول در عزاداری امام حسین(ع) پا برهنه وارد می شد بعد که حکومتش جان گرفت عزاداری ممنوع کرد!؟، آنها را کشف حجاب کرد، عمامه علما را برداشت که من آن زمان بچه و در روستا بودم یادم هست که زنها فرار می کردند سر باز چادر آنها را پاره  نکند!؟ که از آن وقت تاکنون حدود 68 سال می شود.

روش گزینش محمد ابن عبدالوهاب  

مطالبی که عین عبارت نوشته می شود و بعد جاهایی که لازم است توضیح می دهم این مطالب از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی گرفته شده که نویسنده آن آقای حسام افشار است که این آقا موضوع پیدایش و اهداف... وهابیت و هم چنین القاعده را با هم توضیح داده که چه جناتی را مرتکب شده اند و رابطه این با آمریکا چگونه است و در واقع آن با مسائل فعلی ربط داده که با سو استفاده از این روی هم رفته آمریکا چه جنایاتی مرتکب شده و چگونه از این به نام مسلمان و سنی چگونه بهر برداری می کند که البته همه به خاطر برپا کردن آتش جنگ داخلی در کشورهای اسلامی است که در حال حاضر در مصر، سوریه به شدت خون بار ادامه دارد و همه این ها به خاطر امنیت اسرائیل و ادامه حیات ننگین این غذه سرطانی عمدتاً برای مسلمان کشی از یک سو و از سوی دیگر ایجاد تفرقه در میان مسلمانان است و دیگر اهداف سیاسی، اقتصادی... در مقابل کشور رقیب مانند روسیه قدری دورتر چنین... و اما عین عبارت

:(... اندیشه وهابیت در سال 1143 هجری قمری در شبه جزیره عربستان توسط محمد بن عبدالوهاب وجود آمد. عبدالوهاب که از علمای حنبلی بود، وقتی اندیشه های فرزندش محمد را برخلاف دین اسلامی دید، با او مخالفت کرد... محمدبن عبدالوهاب در بصره هنگام تبلیغ از عقاید و افکارش، از سوی مسلمانان طرد شد تا این که جاسوس معروف انگلیس به نام «همفر» با وی آشنا شد. همفر در کتاب خاطراتش ص 34 می نویسد: «من در محمد عبد الوهاب، گمشده مقصود خود ریافتم». وی در ص 35 همان کتاب می گوید: «پس از ایجاد شک و تردید بیشتر در اندیشه محمد و القای اندیشه های خود از تفسیر قرآن، به جایی رسیدم که اندک اندک جامعه ایمان را از تن او بیرون کشیدم». در حقیقت همفر موفق شد با استفاده از ضعف شخصیت محمد بن عبدالوهاب و قدرت طلبی او، بستری برای طرح و اجرای اندیشه های ضد اسلامی خود بیابد. همفر با ایجاد اندیشه وهابیت به دنبال اهداف زیر بود.

یک توضیح کوتاهی ( از کتاب وهابیت...)

بعد از توضیح چند نکته بطور اجمال به اصل قضیه که اهداف همفر باشد و جا انداختن آنها می پردازیم نکته اول  اینکه با همان تخصصی که دارند و قبلاً اشاره شد گمشده خود را می یابند نه اتفاقی بلکه حتی از دوران کودکی شروع می کنند وقتی که گمشده خود را پیدا می کنند یعنی آزمایشات صورت گرفته نتیجه مثبت مورد نظر جاسوس را نشان داد، یکی از آزمایشات دیگر که بعد از پیدا شدن گمشده همان نکات تفسیری است که از قرآن می کنند که هم از راه اسلام و قرآن وارد شدن این جاسوسات را  نشان می دهد و به همان تزی برمی گردد که مذهب را با خود مذهب باید مورد هدف قرار دارد بهره هایی که الآن از وهابیت در آدم کشی می برند هر طرح و برنامه و هر صحبتی که با این ها دارند از واژه هایی استفاده می کنند که اسلام می گوید، حقوق بشر، عدالت، آزادی، کاری بشر دوستانه و گاهی خود اسلام را به میان می آورند که باید حمایت کرد به فرموده امام خمینی (ره) که در وصیت نامه سیاسی و الهی خود دارند (من از اسلام آمریکایی می ترسم) و نیز معلوم شد این جاسوسان از همان اول که کار خود را روی فردی شروع می کنند همه این ها طبق مهارتی که دارند، یاد داشت می کنند برای استفاده های بعدی و کلاً تجاربی در پیدا کردن طعمه باشد که در اختیار دیگران قرار گیرد.

اهداف استعمار

اهدف استعمار گفته شد یعنی این ها از چه راههایی وارد می شوند و چگونه افراد را بستر پیاده کردن طرح قرار می دهند و مواد آن طرح باید چه چیزهایی باشد والا کار به نتیجه نمی رسد یا طعمه قابلیت حمل بار اهداف استعمار ندارد.و ما اهداف همسفر (الف) مسخ چهره اسلام به عنوان دین خشن و بی روح. ب) تضعیف پیامبر (ص) به عنوان این که پیامبر مرده است و نمی تواند نقشی داشته باشد. ج) جسم قائل شدن برای خداوند تبارک و تعالی. د) اختلاف بین مسلمانان به خصوص کینه و دشمنی با شیعه که از قرن دهم بر منطقه خلیج فارس حکومت می کرد. ه) حرام دانستن زیارت قبور ائمه (ع) و حتی قبر پیامبر)

توضیح کوتاه و اجمالی

این آن اهدافی را که معین می کنند از یک سو باید با شرایط آن مردم عقاید آنها... جوری باشد که هم مؤثر واقع شود و هم به فکر مقابله به مثل نباشند و این که اسلام را خشونت طلب می دانند آیاتی که درباره جنگ آمده یک طرف قضیه را نشان میدهند بطور که هدف اسلام تلقی شود در حالی آیاتی مثل آیه 32 سوره مائده آیه 40 سوره حج را نادیده می گیرند این که برای خدا جسم قائل شدن را مطرح می کنند توجه به خدا را که مانع اصلی است در اذهان تخریب می کنند در واقع خیلی ماهرانه شستشوی مغزی می دهند تا انسان به این جا برسد که دیگر از کشتن جنایت رحمی در دل او نمایان نشود در واقع صلح سلاح انسانیت از انسان چون در اصل چه وراثتی و یا تربیتی بیشتر برای این قبیل القاء است وجود دارد. لذا بذر پاشی که همان نوع اهداف باشد اثر بخش خواهد بود یعنی این اصول و همین طور معین نمی کنند بلکه هم آموزش این تکنیک ها را دیده اند هم در واقع عمل و اجرا اتاق فکر دارند که مرتب با مرکز در تماس خواهند بود نه همین طور و پنا بر خدا که اصولاً کار ماست!؟

مقوله انسان شناسی

با توجه به آنچه در مورد آسیب پذیری یک انسان عالم زاده که در خانواده مذهبی درجه اول که به رسو خدا (ص) پیوند اعتقادی دارد مسائلی درباره فرد آسیب پذیر شنیده شود که مذهبی بودن و پیر و پیامبر منافات فاحش دارد این قبیل سؤالات چرایی حتی برای یک بی سواد بیابان گرد هم پیش می آید چرا که این چرا برای خیلی کسان در تاریخ و عصر حاضر تا هر زمان دیگر قابل طرح سؤال همراه با تعجب است چرا عموی پیامبر در حدی گمراه می شود که در مقابل فرزند برادر خود شمشیر می کشد و کشته می شود، طلحه و زبیر پس از آن همه فداکاری در راه اسلام در حدی منحرف می شوند که علیه علی (ع) قیام و در جنگ جمل از لشکر علی پنج و از لشکر آنها 13 هزار نفر کشته می شوند. همین طور شریح قاضی، کشنده علی این ملجم و کسان دیگری که با خود حضرت رسول بودند ولی آخر آنها آن شد که نباید بشود.

به هر صورت این گونه مسائل هم به علت العلل و علل و عواملی برمی گرد که جا دارد قدری در این باره توضیح داده شود این قبیل افراد به چه بیماری اعتقادی اخلاقی شخصیتی مبتلا شده اند که نه به صورت هدفمند و با دلیل بلکه به صورت ناخودآگاه به سمتی حرکت می کنند که برای هر انسانی تعجب آور است اصلاً خودشان هم به حکم ضمیر ناخودآگاه نمی دانند چرا این طورند ولی همان بیماری برای آنها به صورت یک عروس زیبا درآمده و جلوه می کند که یا علاقه به طرف آن حراصان می دوند مثل همین تکفیری ها و عوامل القاعده که کمربند انتحاری بخود می بندند و در جمعی خود را منفجر می کنند و گاهی در یک عملیات انتحاری پنجاه نفر را کشته و مجروح می کنند با وجود این صحنه ها از طریق دوربین مشاهده می کنند چقدر وحشتناک است تکان که نمی خورند، دلشان که نمی سوزد... هیچ بلکه لذت هم می برند برای این کار حریص تر می شوند.

 البته در تاریخ از سلاطین بوده اند خون آشام که وقت صرف غذا حتماً باید کسی در خون برای جان دادن دست و پا بزند تا غذا برای آنها گوارا باشد در همین سوریه که در حال حاضر جنگ داخلی به شدت ادامه دارد. در بمب گذاری در شهر دمشق پایتخت سوریه صحنه یک پارچه خون و بدن ها تکه تکه و به اطراف پراکنده بود. یکی از تکفیری هم در 16/6/1392 در فیلم دیدم سرباز  ارتش سوریه را کشت و جگر او را و به دهان گرفت و خورد!؟ یک شب سر بریدن و یک شب هم دیدم چند نفر را آتش زدند!؟ واقعاً این چه حالتی دارند شما تعجب می کنید و فکر می کنید حتماً از کشتن نگران هم می شوند؛ خیر ابداً حتی لذت می برند کاری زیادی هم ندارند پنجاه سال است شیعه کشی می کنند به کجا رسیده اند خروجی آن از نظر اعتقادی، مادی، اخلاقی چیست مثل غنائم است که از استفاده مادی ببرند مثل دست یافتن به ریاست است که برخی شاهان قدیم اقدام برادر خود را می کشتند که مانع دست یابی آنها به ریاست نباشند!؟.به هر صورت این ها همه بیماری است که باید از نظر انسان شناسی، روان شناسی، بیماری اعتقادی و شخصیتی قدری توضیح داده شود.

ابعاد و علل بیماری  ( از  کتاب وهابت پیدیده استعمار)

با توجه به مقوله انسان شناسی که تنها در قرآن آیاتی متفاوت پیرامون آن باید مور بحث قرار گیرد و نیز نگرش و جهان انسان در مادیات زندگی دنیا آیات دیگری باید مورد بحث قرار گیرد. موضوع روان شناسی که با مقوله انسان شناسی متفاوت است از یک دیگرند بحث مهم جامعه شناسی موضوعات اجتماعی که پیرامون فزاینده فعل و انفعالات جامعه مورد بحث باید قرار گیرد و همه این ها یک ظرف و به عبارت دیگر بستری هستند که این گونه افراد مبتلا به بیماری اعتقادی، بیماری شخصیتی، بیماری نوعی روانی و مالخولیایی... باید در این گونه مسائل مورد بحث واقع شوند. تنها در همین علل و عوامل بیماری و دیگر مسائلی که به آن ربط پیدا می کند خروجی های آن این که این نوع بیماری چه تأثیرات اجتماعی آلوده کنندگی دارد و چگونه به نسل های بعدی این نوع بیماری ها انتقال پیدا می کند و آیا این نوع بیماری های وراثتی باشد آیا درمان پذیر است یا نه واقعاً هم بحث بی نهایت پیچیده عمیق است و هم اینکه اگر بخواهیم حق کلام ادا شود باید تنها در همین باره کتابی مستقل نگاشت تا حق موضوع ادا شود و متوجه شویم که این وضع صرفاً بیماری است والا چگونه می شود همین القاعده که بقول خودشان برای برادران فلسطینی جان می دهند از خدا می خواهند در میدان نبرد کشته شوند و داد برادران فلسطینی را بگیرد ولی در حال حاضر بیش دو سال است در سوریه چه خون ها که بوسیله این بر زمین ریخته نشده برای خواست آمریکا که برای امنیت اسرائیل آدم کشی در سوریه را براه انداخته. تنها در شهر حلب چهل هزار از مردم بی گناه را قتل آعام کرده اند این دلیل بر دیوانگی است نه بیماری یعنی توجه ندارد برادر خود را نه یک مسلمان بی گناه در سوریه می کشد برای چه گناهش چه بوده برای امنیت چه کسی کشته می شوند آمریکایی که دارد آماده می شود که به سوریه حمله کند فقط به خاطر اسرائیلی است که 5 هزار فلسطینی را در زندان های خود دارد و آنها را شکنجه می کند و القاعده دو سال است مسلمان می کشد به خاطر امنیت اسرائیل!؟

و اما گوشه ای از اظهارات القاعده به عنوان نمونه: (رهبران القاعده معتقدند: «برای یاری رساندن به دین پروردگارم و ارج نهادن به خون برادرانم، عزم کشتن امریکایی ها و دشمنان دین را کرده ام. سوگند به خدا، هرگز خون برادرانم را که در سرزمین فلسطین بدست یهودیان خائن و فرزندان خوک و میمون با حمایت آشکار سردمدار کفر جهانی ریخته می شود فراموش نکرده و نم یکنم. دین پروردگار جز با ریختن خون ها و تلاشی شدن بدن ها یاری نخواهد شد. بنابراین، من و برادرانم مانند شمشیری که از غلاف خارج شود و سوی مرگ رهسپار شده ایم... بار خدایا خون های ما را بگیر تا راضی شوی؛ خدایا قرار مده برای اجساد ما قیری یا خاکی که اجسادمان را دربر گیرد و لنگ لحدی که آن را پنهان کند تا این که در روز قیامت اجساد ما به بهشت بشارت داده شوند» پیام ماهواره ای رهبران القاعده 5/2/1381)

ابداً نمی شود تردید کرد که این دروغ پردازی است بلکه حقیقت را می گویند ولی همان که خدا در آیه 43 و 137 سوره انعام می فرماید زشتیها چنان در نظر این ها جلوه کرده که طبق آیه 4 سوره کهف باور دارند، بهترین کاری است که قصد دارند شیعه را ریشه کن کنند همین القاعده در جای دیگر همین با نوشته می گوید مشکل ما شیعه است!؟ واقعاً عجیب است که بجای نابود آمریکا و اسرائیل که مردم فلسطین را می کشند، آواره می کنند... قصد نابودی کسی را دارند که روز جهانی قدس هر سال برپا می کند این کمک آمریکا در سوره آدم می کشند و دشمن کسی هستند که دشمن سرسخت آمریکا و اسرائیل است!؟ بیماری بدتر از بیماری جنون و دیوانگی!؟

علت العلل ها

که در واقع وارد بحث انسان شناسی می شویم که علت چیست که انسان هایی تحت تأثیر واقع و منحرف می شوند و کسانی بنیاداً محرفند در صورتی که خدا بد خلق نکرده مواد اولیه کاملاً شفاف راه قالب است که مواد اولیه را به این رنگ و شکل در می آورد که در ضمن بحث قدری روشن تر می شود.

اول: وراثت: وراثت چیزی و صفتی است که قبل از انعقاد نطفه در خود نطفه موجود است که ممکن است اجدادی باشد که در تاریخ زیاد داریم هر نژاد و قومی خصلتی دارند چه خوب و چه بد که تا آخر عمر باقی مانده و قهراً به نسل بعدی منتقل خواهد شد امثال محمد بن عبد الوهاب را می تواند بیماری او را وراثتی دانست که عوامل دوران جنسی، تربیتی و محیط اجتماعی هم مزید بر علت العلل شده و کار به این جاها کشیده شد که فرد واقعاً مستعد این بوده که همفر جاسوس طرح خود را پیاده کرده و خوب هم جواب دهد. در همین زمان افرادی را شاهد بودیم که مثل پدرش متبکر و جاه طلب بود، و همین امر باعث شد بعد از یک سال ریاست جمهوری مجلس شورای اسلامی عدم صلاحیت او را تصویب و با گروهی منافق از ایران فرار کنند.

در مورد این که صفت وراثتی برای فرد بیمار درست جلوه می کنند چندین آیه در همین رابطه است که فقط نشانی آنها را می آورم فعلاً کافی است. آیه 78 سوره یونس، آیه 28 و 95 سوره اعراف، آیه 53 سوره انبیاء، آیه 74 سوره شعراء، آیه 21 سوره لقمان. و همه این ها حول این موضوع است که مثل پدران خود عمل می کنند، پدران ما چنین کردند این همه مثل همان القاعده واقعاً این طور می بینند مثل کسی که عینک دودی زده همه چیز را دودی میبیند، از منظر روان شناسی این ها زشت را زیبا و زیبا را زشت می بینند!؟ برعکس آنها که مؤمن هستند سگ گوشت گندیده را می خورد هم چاق می شود هم لذت می برد ولی انسان چه اصلاً بدی آن بیمارش می کند. می گویند سگ های قلیم دیده ای هستند که آدم مجرم را در هزاران نفر پیدا می کنند، چون بدنش بوی خاص و بدی گرفته گناه... همه وضع بدن را عوص میکند نفس آدم عصبانی به آب بخوردن ،ملکوتهای آب را بطور کلی عوض می  کند، آنهایی که پنبه در گوش گذاشتند صدای قرآن را نشوند چون صدای قرآن آنها را اذیت می کند آیه 82 سوره اسراء خدا می فرماید: قرآن برای بدکاران خسران آور است آقای مبتلا به بیماری وراثتی اعتقادی اخلاقی در عالمی قرار دارد که نمی تواند بیرون از آن را به بیند اگر بینند فوراً مثل حر شهید ریاحی برمی گردد مانند بشر حافی بر می گردد. واقعاً در زندان عالم وراثت هستند و افراد  نادان دنباله رو این ها می شوند که شیعه را در روزی عاشور آن طور با مواد منفجره قطعه قطعه کنند و لذت هم ببرند!؟

دوران جنین تا پایان شکل گیری

شکل گیری انسان به جز شکل گیری نطف قبل خروج از مکان خود همان شکل گیری است که در مورد مسائل وراثتی گفته شد، این خود یکی از عوامل مهم در شکل گیری انسان است که فرقی ندارد خمیر مایه شکل گیری نطفه خوب بوده یا بد، از هنگامی که نطفه در رحم منعقد می شود شکل گیری جدید شروع می شود که عوامل تأثیر گذاری تا پایان نوجوانی انسان را همراهی خواهند کرد. این شکل گیری با هر اثرگذاری کاملاً عجین و آمیخته می شود، گویی گوشت، خون... همه اجزای بدن حتی قیافه رنگ انسان متأثر از این عوامل است که خواهی نخواهی در وجود انسان همزمان با رشد انسان پیش خواهد آمد غیر از عوامل قبل از انعقاد با رشد انسان پیش خواهد آمد غیر از عوامل قبل از انعقاد تغذیه چه از نظر سلامت و چه از نظر حلال و حرام از یک سو کلیه گفتار و رفتار و حتی نیات طرز تفکر... والدین که شاید کسی از انها باخبر نباشد در شکل گیر جنین اثر خواهد داشت همین طور بعد از ولادت ادامه دارد با این تفاوت که حالا نوزاد با گوش چشم گوش و دیگر حرکات این شرایط را به تدریج در خود منعکس می کند همزمان شرایط محیط زیست مثل این که مثلاً مردم فلان جا شکل و رفتار خاصی دارند که تأثیرات طبیعی طبیعت آب و هوا می باشد.

قابل توجه این که این عوامل اثرگذار چه اثر آنها خوب باشد یا خیر، همراه بشر خواهند بود تا آخر عمر. البته در اخلاقیات و اعتقادات اگر وراثتی نباشد و کاملاً تحت شرایط قرار گیرد امکان دگرگونی به سوی بد شدن و یا خوب شدن هست، و در موارد ارثی خمیر، ولی در حد کنترل که از بدتر شدن بشود جلوگیری کرد امکان پذیر خواهد بود.

در این جا بحث را با ذکر روایتی از حضرت رسول (ص) و حکایتی تاریخی از کربلا به پایان خواهیم برد. حضرت می فرمایند: (السعید من سعد فی بطن امه و الشقی من شقی من بطن امه[1]) در مورد توضیح آن همین بس قالب هرچه باشد چنین همان رنگ را خواهد گرفت خورشید از پشت شیشه چند رنگ می تابد و رنگ آن به دیوار منعکس شده رنگ شیشه است نه رنگ خورشید. در واقع مواد اولیه مشکلی ندارد شکل از قالب در محیط خانه تا پایان نوجوانی هم این گونه است که به تفاوت آن اشاره شد و خلاصه هرچه باشد خروجی آن در دوران فعالیت های بشر ظاهر می گردد. سرزمین کربلا نماز خوان ها امام حسین را شهید کردند، علت چه بود؟ حرام خواری روز عاشورا که به موعظه امام حسین (ع) گوش ندادند حضرت فرمود: (و قد ملئت بطوئکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم ویلکم الا تنصتون الا تسمعون. به حقیقت درون شما از حرام پر شد (به همین جهت) خدا بر دلهای مهر زده (که واقعیت را را درک نکنید) وای بر شما که ساکت نمی شوید تا حرفم را بشنوید (چه می گویم):

این که می فرماید. خدا به علت حرام خواری بر دلهای شما مهر زده خدا مهر نمی زند، عمل خود انسان که طبق آیه57 سوره بقره، برخود ظلم کرده. همان طور که گفته شد قالب است که تو ریگ رنگ خورشید را به چندین رنگ گوناگون در می آورد، لقمه حرام اثر شرعی و اثر وضعی دارد اثر شرع خلاف دستور خداست اثر وضعی آن نور فطرت الهی از خارج و سیاه می کند در خانه آتش کنیم اگر خانه نشود سیاه خواهد شد. در ایران استان همدان یکی از مؤمنین خالص به دعوت امام جمعه شهر... آنجا می رود وقت شام هرکاری می کنند نمی خورد، به هر صورت کاری می کنند لقمه دوم که از گلویش پائین می رود حالش به هم می خورد همه غذاها را بالا می آورد و تا چند روز بیمار می شود این آقا می دانست غذای شبه ناک است نمی خورد یکی از بیسوادان حافظ کل قرآن بوده که داستانی عجیب دارد که در یک ماه مبارک رمضان پسرش داستان او را بیان کرد. این را تکرار کنیم این ها می دانستند حسین فرزند فاطمه (ع) و فاطمه دختر رسول (ص) خداست ولی قلب سیاه شده توجهات یزدیان و دیگر عوامل مثل طفره چرب یزیدیان نیاز به حکومت وقت همه این علت اصلی را که حرام باشد تقویت کرد برای کشتن. حسین(ع) اصلاً از هم سبقت گرفتند هرکس بکشد به بهشت خواهد رفت چون شریح فاضی فتوا داده بود قتل حسین واجب است مفتی تکفیری ها می گوید هرکس 7 شیعه را بکشد، به بهشت نمی رود و با رسول خدا ملاقات می کند، جونان ناآگاهشان واقعاً باور می کنند لذا کمربند انفجاری به خود می بندد هم شهید شود که فوراً راهی بهشت شود!؟ هم چند تا شیعه را در حال نماز یا در حال زیارت کشته باشد اصلاً لبخند می زند وقتی کمربند انفجاری را به او می دهند!؟

پدر محمد بن عبدالوهاب اگر لقمه پاک به فرزندش داده بود تا این حد تحت تأثیر واقع نمی شود که حتی بستگان، علماء اهل تسنن... همه علیه او مخالفت کنند باز هم به جنایت پیشگی خود ادامه دهد که بعداً خواهد آمد از همان اول زور  آدم کشتی را برای قدرت و ریاست دامن می زند؟!



[1] نهج الفصاحه ص 365

                             وهابیت حربه ایجاد تفرقه در میان مسلمین در نگاه استعمار!؟

و به عبارت دیگر هویت منحصر به فرد و به ظاهر اسلامی بزرگترین قتاله در میان مسلمانان به نام اهل تسنن که شیعه را کافر می داند و به همین جهت در جهان به تکفیری ها مشهور شده اند و عقیده دارند و به جوانان بی تجربه خود سفارش می کنند هر کس هفت نفر از شیعه را بکشد وارد بهشت شده و پیامبر را ملاقات خواهد کرد!؟ و یا فردی که همین مدت در حرم امام حسین (ع) دستگیر می شود در بیرون از حرم می گوید مرا آزاد کنید تا خودم را منفجر کنم!؟ می گویند: چرا خودت را منفجر کنی؟! می گوید: به خاطر اینکه در بهشت پیامبر را زیارت کنم!؟ یعنی علما و مفتی آنها با آب و تابی توضیح می دهند شما اگر این کار بکنید پیامبر منتظر ملاقات شماست!؟

این اشاره ای به هویت وهابیت است که در مرام کمونیستی منکر خدا هم نمونه ندارد آنهم به نام اسلام، بالاتر بنام دوست دار و پیرو حضرت رسولی (ص) که خدا او را به رحمهً للعالمین معرفی کرده، پیامبری که خدا صلوات خود، ملائکه و کل بشر را با ذکر آیه 56 سوره احزاب واجب کرده و آن همه تعاریفی که در خود قرآن و روایات از او شده چنان آدمی هست که منتظر رسیدن کسی در بهشت است که هفت نفر شیعه را کشته است که وقتی حضرت را از چاه کوه احد علی (ع) بیرون آورد با اینکه کفار هم پیشانی  مبارکش را شکسته بودند هم هفتاد ضربه شمشیر به بدنش خورد بود حتی نفرین به کفار که نکرد هیچ دستش را به دعا بلند کرده و فرمود (خدایا این قوم نا دانند هدایت اشان کن)!؟ تا همین جا برای معنی هویت وهابیت بس است تا بعد.

انگیزه ما در نگارش کتاب

برای یک طلبه انگیزه به عنوان علاقه معنی ندارد چون وظیفه و رسالتی صد در صد واجب برعهده او در حراست از دین، هدایت بشر و نجات گمراهان گذاشته شده است من با این که بیش از دهها کتاب دارم که یاداشتی زده ام که باید کتاب شوند و چندین طرح کشوری، حوزوی و نامه در این راستا دارم که باید کامل و ارسال شوند. وقتی این خلاء را مشاهده کردم که منفلانه با وهابت تاکنون برخورد شده و فقط بلندگوی طرح اشکالات آنها به شیعه بود است نه افشاگری علیه آنها، کتاب های زیادی که باید نوشته تا جواب 40000 سایت فارسی وهابیت را علیه شیعه بدهد چنین نیست و همه تماشا گر قتل عالم شیعیان در مساجد، زیارت گاه ها، بازار و تجمعات عمومی هستیم که در همین چند ماه اول سال جاری در عراق چهار صد کشته و بیش از 1500 مجروح به جا گذاشته غیر از آنهایی که در هیمن مدت در پاکستان، لبنان، در سوریه و در مصر از شیعه بطور عمده بر اثر عوامل انتحاری و بمب گذاری کشته شده اند. حدود سه روز پیش در ضمن خبر از سازمان ملل اعلام شد در شش ماهه سال جاری شش هزار در عراق کشته شده اند!؟.

این ها مرا برآن داشت تا آنجا که می شود اقدام کنم که هم طرح را برای مسئولین کشور و حوزه های علمیه بدهم هم کتاب را آماده و فعلاً در اینترنت قرار دهم که به چندین زبان خارجی به طور اتوماتیک ترجمه می شود و به هر صورت اگر در وهابیت اثری بازدارنده نداشته باشد در روشنگری واقعیت و افشاگری علیه وهابیت و استعمار بی اثر نخواهد بود.

البته من برخلاف این یک مورد کتاب که سراغ دارم عمدتاً وقت خود را صرف جواب شبه کرده که شیعه در دین روش و تاکتیک استعمار است برای تخریب اعتقادات اسلامی به خصوص شیعه. که انگشت جای خوبی برای خود و جای خطرناکی برای اسلام گذاشته اند متأسفانه سراغ دارم طلابی را آموزش می دهند، برای جواب گویی شبه افکنی ها که در مورد اولیاء (ع) اعتقادات اسلامی می شود که در جاهایی همین را توضیح داده ام تا چه حد به ضرر ما و در کل به نفع استعمار است که عامل اصلی تخریب عقاید اسلامی می باشند!؟

فصل اول: پیدایش وهابیت!؟

در این فصل تا رسیدن به موضوع اصلی که علت پیدایش شخص بنیان گذار وهابیت توسط عامل حساب شده استعمار است به چن موضوع باید پرداخت تا از علت العلل موضوع هم باخبر شویم در پیدایش هر امری و کلاً هر چیزی که پدیده علت است و چیزی بدون علت پدید نخواهد آمد در اکثر ما یک علت العلل خواهیم داشت و بعد علل و عواملی که بعد از وجود علت العلل علل و عواملی دست بدست هم می دهند تا چیزی وجود خارجی پیدا کند در تولید مثل علت والدین هستند ولی علت العلل چیز دیگر است که اگر نباشد چیزی وجود خارجی پیدا نمی کند حتی ازدواج خود شهوت هم علت است نه علت العلل علت العلل به فلسفه خلقت بشر بر می گردد که جنس مخالف را به هم جذب می کند به طور که اگر شهوت تنها یا آن واکنش درونی نباشد هیچ کدام به تنهایی آن اثری ندارد که هر دو با هم دارند درست مانند جسم و روح مثبت و منفی که در آیه 53 سوره طه خداوند می فرماید: همه چیز را زوج آفریده است        

                  خطر پیرشدن جمعیت کشوردرنگاه کاهش تولید مثل!؟   28/1/1395

صرف نظر از بعد سیاسی مقاله. ما به دلایلی این طور وارد بحث می شویم.کسانی که به خاطر مال... دنیا تولید مثل را که به خواست قطعی خداست، نادیده گرفته و نسل انسان را با دست دنیای پرستی خود به گورستان خواسته های چهار روز دنیای خود می فرستند!؟ که باید گفت: در قیامت  جواب خدا را چه می دهند و دلیل آنها برای جواب چیست؟. که خوب است به بینیم خطاب خدا به ما چیست. که صرف نظر از مصالح مهم، جوان بودن جمعیت کشور، کاهش تولید مثل چه دلیل عقلایی، انسانی... دارد و چرا؟

خداوند در سوره انعام آیه 151 می فرماید:«... اولاد خود را( از ترس) فقر نکشید، ما شما و آنها را روزی می دهیم... این چیزی است که خداوند  شما را به آن سفارش کرده شاید درک کنید». خداوند در آیات دیگر در مورد تولید مثل و روزی مقدر شده بندگان، زیاد تأکید کرده است ولی کسانی به جهت مسائل دیگر...، بهانه کرده و می گویند:دراین زمان گرانی و تورم کی می تواند خرج این همه بچه را بدهد؟ خداوند جواب می دهد. «من هم  روزی شما و هم بچه ها را می دهم  و شما بدون جهت بچه های بی گناه را نکشید». در واقع این نوعی کشتن و قتل نفس است.آنهم انسانی که توان دفاع از خود را ندارد که مانع قطع حیات خود و بهره بردن او از دنیا شود. و لذا درآیه 32،سوره مائده خداوند به گونه دیگراز به حیات آمدن این انسان ها دفاع کرده و می فرماید:«... که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد روی زمین بکشد چنان است که گویی  همه انسان  ها را کشته؛ و هر کس انسانی را  ازمرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را  حیات بخشیده استت ».

در مورد قسمت اول آیه کشتن و کسی را ازحیات در دنیا محروم کردن، اشکال مختلفی دارد که محروم کردن انسانی ازحیات دردنیا نوعی کشتن است. و قسمت دوم آیه هم اشکال مختلفی دارد که حیات دادن به یک انسان چه نجات او از مرگ براثر بیماری باشد و چه از نظر معنویت  و نجات از گمراهی و به یک حیوان تبدیل شده باشد،که هرکس او را از مرگ اخلاقی نجات داده باشد. طبق آیه24، سوره انفال به او حیات بخشیده و زنده اش کرده است. و به قول معروف چه علی مولی و چه مولی علی. بنا بر این. پیشگیری  از بچه دار شدن به بهانه غیر شرعی... که هیچ ضرورتی ندارد، مرتکب  به این عمل حرام و قتل نفس انسان بی دفاع خواهد بود، که بی انصافی والدین سبب محرومیت او از حیات دنیا و حیات جاودان در جوار خداوند عالم شده است!؟. وخلاف خواست رسول خدا(ص) که می فرماید:« در قیامت به کثرت شما افتخار می کنم».

 باتوجه به این که مطالب فوق، در حدی از خدشه دار شدن هویت و قداست زن در تولید مثل حکایت دارد، به  مستنداتی می نگریم که عصر ماشینی، می رود تا هویت وقداست زان را دگرگون و به موجودی دیگر مبدل  سازد که نه زنِ زن باشد ونه مردِ مرد!؟ که این موضوع را در کتاب فلسفه هویت زن توضیح داده ام که هویت زن چگونه شکسته شده و علل و عوامل آن چیست و چه عواملی سبب شده که زن به روزی گرفتار شود که همین قسمت هم مفصل و هم قدری پیچیده و عمیق است که باید به همان کتاب رجوع کرد. و اما مستنداتی که از همان کتاب گرفته شده.

فهرستي از کتاب روح بشر

« زيانهاي ورود زن در کارهاي اجتماعي، زيانهاي ورود زن در مشاغل متوجه خود آنها، شوهر و  فرزندانشان مي‌گردد، ص 184 و 193) و ( دختري با اينکه از دختر بودن شديداً رنج مي‌برد آرزو دارد اي کاش مرد بود ، ص 197) و ( عدم محبت والدين باعث خصلت هاي انحراف اخلاقي و انحراف جنسي دختران مي‌شود، ص 138) و ( سرگذشت دلخراش دختري که پدر و مادرش بر اثر طلاق از يکديگر جدا شده‌ اند، ص 101) و (نتيجه تحقيق روانشناسان اين است که يکي از عوامل مهم بزهکاري، مردودي در مدارس يتيمي کودکان ص 93) و ( نتيجه تحقيق جهاني در مورد بزهکاري اين است که بزهکاران از کساني هستند که به نحوي دچار کسالت‌ هاي روحي و عصبي شده‌ اند، ص 67) و ( سهل انگاري و بي‌توجهي والدين به خواسته‌ هاي روحي و عاطفي کودکان سبب مي‌شود کودکان در آينده دزد شوند، ص 59)

و به گفته شهید مرتضی مطهری توجه کنید: «ثالثاً : آنچه دنياي غرب کرد اين بود که به قول ويل دورانت زن را از بندگي و جان کندن در خانه رهانيد و گرفتار بندگي و جان کندن در مغازه و کارخانه کرد، يعني اروپا غل و زنجيري از دست و پاي زن باز کرد و غل و زنجير ديگري که کمتر از اولي نبود به دست و پاي او بست. امام اسلام زن را از بندگي و بردگي و در خانه و مزارع و غيره رهانيد و با الزام مرد به تأمين بودجه اجتماعي خانوادگي، هر نوع اجبارو الزامي را از دوش زن براي تأمين مخارج خود و خانواده برداشت.[1]  : نظام حقوق زن در اسلام. ص 225

چه باید کرد وچگونه ؟

همین موضوع را در کتاب هویت زن آورده ام حالا که تبعات ناگوار شکسته شدن هویت زن تا حدودی روشن شد. درمان این درد چیست؟ که در جواب راه کار های مفصلی به عنوان طرح جایگاه واقعی زن در جامعه توضیح داده شده از جمله اینکه زن در جاهایی باید وارد بازار کار شود که از نظر شرع باید زن باشد؛ مانند عمل جراحی، زایمان، تدریس دختران به خصوص بزرگ سالان. و زنان بی سرپرستی که معیشت آن ها تأمین نمی شود. و زنان خانه داری که در منزل بیکار، و درآمد کافی نداشته و دیگر بچه دار هم نمیشوند . دولت وظیفه دارد مشاغل خانگی را ترویج کند. البته دولت باید همه امکانات لازم را فدای تولید مثل کند که کشور بر اثر تصویب کاهش تولید مثل تاریخ 1372،در مجلس...، به پیری خطرآفرین مبتلا و به بیگانه وابسته نشود. باید سیاستی را  اتخاذ کند که همه زنان شاغل به راحتی و با کمترین مشکل بچه دار شده  و ملزم باشند حق پیشگیری از تولید مثل را نداشته باشند، والا شغلی به آنها تعلق نخواهدگرفت!؟.

 و اما مشاغل خانگی در کشور:«كشور ايتاليا از دو دهة قبل براي توسعه وصنعتي كردن و كاهش بيكاري در مناطقي كه كمتر توسعه يافته بود (مناطق جنوبيكه بعدها به ايتالياي سوم موسوم شد)، سياست توسعه و گسترش كسب و كارهايكوچك و خانگي را در پيش گرفت. در مناطق جنوبي ايتاليا بيكاري حتي بهبالاتر از نرخ 22 درصد رسيد. با توجه به مزيتي كه كشور ايتاليا در توليدكفشهاي چرمي دارد، سياستهاي حمايتي خود را در صنايع كوچك و خانگي و بهويژه در بخش توليدات كفش وكيف هاي چرمي متمركز كرد. بدين منظور در مناطق ومحله‌هايي كه جمعيت از تراكم بالايي برخوردار بود، واحدهاي توليدي خانگيخود را در قالب خوشه‌هاي صنعتي تقسيم بندي نمود و با تعريف ارتباط واحدهايتوليد خانگي در قالب اين خوشه‌ها، توانست نرخ بيكاري را به 12 درصدبرساند. در اين نواحي كه پراتو (prato) نام دارد، شبكه اي از واسطه‌ ها كهبه «ايمپاناتوري» معروف هستند، سفارش هاي بين‌المللي را ثبت نموده و اينسفارش ها را بين توليدكنندگان محلي تقسيم مي‌كنند. سياستگذاران اين كشوربا تقسيم كار بين اين واحدها توانسته اند هم كارها را تخصصي نمايند و همتعداد مناطق صنعتي را افزايش دهند. بدين منظور مسؤولان اين كشور شركت هايبزرگ صنعتي را به افزايش حجم همكاري و توسعة پيمان كار با صنايع كوچك وخانگي ترغيب كردند .دولت همچنين امتيازات مالياتي براي آن دسته از واحدهايتوليدي كوچك و خانگي كه قابليت صد در صد صادرات توليدات خود را براي سهسال متوالي حفظ كنند در نظر گرفته است

همراه: 09368550280

 



 

4.طرح آسیب شناسی   در اموری اداری کشور

موضوع دیگری که در رأ س همه امور است و اگر به طور بنیادی، جامع و عمیق و به طور مستمر ادامه داشته باشد، دیگردر مدیریت و قانون گذاری، طرح و برنامه  ...، مشکلی نخواهیم داشت؛ طرح آسیب شناسی ضرورتاً به مؤ سسه مستقل مادر و محوری نیاز دارد که حتی شعبات سیارآن در جهان(که نا چاریم  با جهان و هماهنگ با آن زندگی کنیم) وجود داشته باشد و در واقع یک آسیب شناسی بین المللی باشد که در مدیریت جهانی ما، در غلبه بر ستمگری ها ، بنای یک صلح و عدالت جهانی، بهترین وسیله پیشروی ما در قله های بلند اهداف اسلامی باشد ؛ و  بقول امام خمینی(ره) صدور انقلاب اسلامی . آسیب شناسی به ما نشان می دهد علت عدم اتحاد میان مسلمان ، عدم موفقیت ما در کارهای دیگر چیست و وقتی این موانع را بر داشتیم آنگاه می توانیم در کارهای ریز و درشت اداره کشور ، روابط خارجی و کلاً جهان محوری به راحتی  موفق باشیم. البته توضیح در همین حد کافی است و  به مواردی از عناوین آسیب شناسی توجه می کنیم

1 )آسیب شناسی در قوه مقننه و مجریه، که چه علل و عواملی عمومی و خصوصی، از ناحیه عوامل انسانی و یا عوامل دیگر، مانع و یا مشکل سازهستند که درمجموع ما نتوانیم قوانین و اجرائیات ایده آلی تصویب و درست آن ها را اجراکنیم، مشکل در تصویب و  اجرا، از همه آسیب شناسی های دیگر مهم تر است، چون  قوانین و امور اجرائی که دارای مشکل باشند سایر عوامل ... دیگر هرچند درحد ایده آل هم باشند ما در بسیاری از زمینه ها دچار مشکل و ناکامی خواهیم شد

  2)آسیب شناسی درکلیه امور اداری و اداره کشور، این هم به همان طریق که درمورد قوه مقننه و مجریه به آن ها اشاره شد می باشد، یعنی علل و عوامل انسانسی  و غیره ، در داخل سیستم .و یا بیرون آن ، از ناحیه عوامی انسانی و غیره و اینکه مانع هستند و یا مشکل ساز، هر کدام چند درصد، مشکل و یامانع از چه زمانی و منشأ آن کجا ست، باید دردستورکارآسیب شناسی  قرارگیرند

 3)آسیب شناسی در امور اجتماعی در همه ابعاد آن که و سیع است، و  به چند گروه نیاز دارد که هرگروهی درموضوع معینی کار کند وآن گاه همه عوامل اجتماعی در یک بررسی مورد عنایت قرارگیرد، تا معلوم شود علت العلل چیست و آن علل بیشتر انسانی است و یا غیر انسانی، به قوانین و یا اجرای قوانین باز می گردد، و یا درکل به عوامل خارجی وارداتی غربی و...، بر می گردد، چند درصد، و از ناحیه چه عواملی، عوامل سیاسی ، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی و...، دخالت دارند و یا عواملی دیگر، چند درصد...، به هرصورت شقوق زیادی دارد که بسیار پیچیده هم هست.

4 )آسیب شناسی اعتقادی ، اخلاقی ُ، گرایشات در این وادی ها ، که در این جا هم  باید به طرف علت العلل رفت، آیا علت وراثتی است، مادر زادی و دارای عوامل آخلاقی ، تغذیه ای ...، تربیتی و از ناحیه تأ ثیرات محیط خانوگی است، یا محیط تحصیلاتی و یا دیگر  عوامل محیط اجتماعی و  تأ ثیر پذیری از همه عموامل  بوده و یا برخی ، چند درصد . البته در این قسمت، بررسی بیشتر روی افراد و اقوام  متمرکز می شود که بیشتر به اطلاعات انسان شناسی و روان شناسی نیاز است،  تا جامعه شناسی و انواع آن، مانند جامعه شناسی سیاسی، اقتصادی، و...و...

5 )آسیب شناسی امنیتی داخلی و خارجی. این امنیت، بیشتر متوجه امنیت نظامی می شود که در واقع در مواردی که کشور از جایی تهدید می شود، که چه در زمان تهدید و چه قبل ازآن  کار آسیب شناسی در امر پیش بینی  و اینکه چه باید کرد که کشور و جامعه دچار مشکل باز دارنده نشوند، خیلی کار ساز و ضروری است،  که البته  سایر امنیت ها را  نیز من غیر مستقیم در بر می گیرد مانند امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی به معنی عام آن. دراین جا هم همان نحوه بررسی مانند عوامل اصلی و فرعی، درصد متغیرها و عوامل انسانی و غیره، باید  در فرمول های آسیب شناسی و  بررسی ها  مورد توجه قرار گیرد.

6)آسیب شناسی اقتصاد تولیداتی.آسیب شناسی اقتصادی که شامل کلیه امور تولیدات غذایی و غیرغذایی می شود، همانند آسیب شناسی اجتماعی بحثی مفصل داشته و  به چندین گروه آسیب شناسی نیاز دارد و همه کلیات بررسی و نتیجه گیری برای رفع مشکلات و موانع که در مطالب فوق گفته شد، در این جا هم  باید رعایت شود  ولی در این جا عوامل غیر انسانی  بیشتر از جاهای دیگر باید مورد توجه قرار گیرد، مانند خشکسالی ، آفات...،  به نظر می رسد که آسیب سناسی اقتصادی دریک نگاه از سایر امور  مهم تر باشد چون بسیاری آز آسیب ها ی به وجود آمده، به مشکلات اقتصادی به معنی عام آن بر می گردد و همه شریان های حیاتی کشور درگرو این مقوله می باشد، و لذا دشمنان از این راه ضربه می زنند و فدک را از علی زمان می گیرند، استعمار هم از این راه به وابسته نمودن کشورها می پردازد که تاکنون موفق هم بوده است

7 )آسیب شناسی اقتصادی درمصرف. مصرف دراین جا شامل مصارف دولتی و مردمی شود که به دوگروه نیاز دارد که در دولت بیشتر به عوامل قانونی و در مردم بیشتر به عوامل انسانی بر می گردد که نارسایی قوانین و اجرای آن یکی از عومل اسراف و تبذیر است و هر دوی این بستر عاری از الگوی درست مصرف، پس از آسب شنانی  باید دریک جا نتیجه گیری شود و آن گاه طرح الکوی مصرف تدوین و پس از تصویب به اجرا گذاشته شود، نه همین طوری صرفاً الگوی مصرف در رسانه ها اعلام و تبلیغ شود، آنهم کاری که با افکار و عادات مردم گره خورده و نیاز به اعمال نفوذ قانونی و در مواردی استفاده از اهرم های طبیعی دارد، به خصوص در امور مردمی آن  که به ریخت وپاش عادت کرده اند وبه یک فرهنگ غلط سر درآورده است ، مانند جهیزیه تشریفاتی غیر ضرور...

8 )آسیب شناسی سیاسی داخلی و خارجی. در این جاهم  به دو گروه داخلی و خارجی نیاز است، که گروه خارجی به طور سیار در سایرکشور های اسلام  مشغول باشد، و در دو گروه عمل کند، گروهی در مورد حکومت کشور های اسلامی، و گروهی هم در مورد رابط میان کشورهای اسلامی با سایرکشورها و گروه داخلی درمورد مشکلات کلی که در رابطه باسایر کشور ها، و جود دارد فعالیت کند، و این که چه باید کرد که به توان مهار افکار جهان را دردست گرفت وآن گونه که شرایط  و مقتضیات زمان است، بشر را درصلح و آرامشی قرار داد و پیش برد که اسلام برای بشر دریک حرکت جمعی، در نظر گرفته است، نه آن گونه که غرب در نظر دارد و سازمان ملل هم کلید فتح باب سود بین المللی آن هاست نه بشر و نه حکموت اسلامی و مسلمانان که در سال جاری در داد گاه آلمان به راحتی مسلمان کشی را باب و رسمی می کنند!؟، البته راه کارها، علت العلل و دیگر فرمول ها درنتیجه گیری همانند مطالب فوق است 

9 )آسیب شناسی فرهنگی، تبلیغاتی، داخلی و خارجی. ما برای القای واقعیت های انسانی و اسلامی درجهان، مشکلات زیادی داریم که تا آسیب شناسی دقیق صورت نگیرد، درست همانند تجویز دارو  به بیماری است که علت اصلی درد او را نشناخته ایم؛ و همین مشکل ماست و الا  فطرت بشر تشنه و درحال جان دادن این آب زلال، آماده نوشیدن آن است. چرا میان مسلمان تفرقه جای وحدت را گرفته، چرا تبلیغات ما نا هماهنگ و نا کارآمد است ...؟!، همه این ها از مواردی هستند که ضررتاً نیاز به آسیب شناسی دقیق و وسیع دارند و به تنهایی نیاز به یک طرح جامع دارد که پس از کارشناسی و نظر خواهی تصویب شده باشد، چون خود اجرای آسیب شناسی هم  به طرح نیاز دارد و خود سر نمی شود باشد، چون حساس ترین  پژوهش درجهان است. لازم به ذکراست معادلات داخلی ما ضرورتاً  نمی تواند جدای از معادلات جهان باشد، به خصوص درعصرحاضرکه جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده است؛ حتی در روابط اخلاقی و هم زیستی این گونه است، وآحاد بشر متأثر از یک دیگرند؛ صرف نظر از این ها اسلام ما که ناجی بشرمی باشد بدون مرز است، و خداوند درآیه یک سوره ابراهم، می فرماید( لیخرج الناس من الظلمات الی النور)

10)آسیب شناسی هم زیستی بین المللی. دراین جا کاری به مسائل سیاسی نداریم.آحاد بشرکه همه اهل یک خانواده اند،خیلی راحت می توانند درکنار هم زندگی کنند، و علاوه برعدم جنگ و خون ریزی، می توانند کمک و یارهم باشند. هرچند درعصر غیبت کبرا هستیم  ولی محال نیست، فوقش موانع سر راه است که باکارآسیب شناسی می توان  موانع را شناسایی کرد؛ ما درشناخت دقیق آسیب ها مشکل دارم  نه اجرای  هم زیستی ،چون درد را خوب نمی شناسیم ، درمان مشکل می شود، نه اینکه در اجرا مشکل وجود دارد. دراین جا هم باید این نکته را اضافه کنم که روابط اخلاقی... بشر هرگز نمی تواند جدای از روابط سیاسی... باشد، که شیوه های استعمارگری برای به زانو  درآوردن... کشور مورد نظر ، بر مسائل اخلاقی متر کز می شود که می دانیم.

دراین که قبل از ظهور حضرت مهدی می شود درمعادلات جهان تأثیرگذار بود، انقلاب اسلامی و استقرارحکومت اسلامی درعصر نا باوری ها، به رهبری آیت الله امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب است؛ که جهان را در حد هشتاد درجه متحول کرد که بستر و فرصت خوبی است برای کار و فعالیت  بین المللی ما، چون جهان آماده پذیرش اسلامی است که نام او را شنیده بود ولی حالا خودش را درعرصه سیاست، اجتماع، تمدن...، نظاره می کند واقعاً فرصت فرصتی است طلایی و کم یاب

11) آسیب شناسی و حدت اسلامی و مشکلات مسلمانان در جهان . ریشه یابی عدم وحدت و وجود تفرقه و پراکندگی، مسلمان کشی به وسیله وهابی ها... ، مشکلات تبلیغی درمیان مسلمانان، فقر مثال زدنی  به وسیله دشمنان درکشور های اسلامی، عدم بهداشت لازم درکشورهای اسلامی ، مستعمره واقع شدن کشورهای اسلامی ، فاصله مسلمانان ، از علم روز و تکنولوژی ...، همه از مواردی هستند که تاکنون کارآسیب شناسی اصولی درمورد آن ها صورت نکرفته!؟، چیزی که حکومت های اسلامی ازجمله جمهوری اسلامی شدیداً متأ ثر ازآن است که درطول سی سال عمرحکومت اسلامی  تا کنون  تاوان سنگینی در این رستا داده ایم، از جمله جنگ خونین هشت  ساله که حتی عده ای از کشور های اسلامی، از نظر نظامی و اقتصادی درآن حضور جدی داشتند،و ده ها نمونه دیگر که ماخود طی این سی سال شاهدآن بودیم، بدون آنهایی که هرجای جهان دامنگیر مسلمانان است. تمام فرمول های آسیب شناسی که در بالا گفته شد در این جا هم باید اعمال شود و کاری است مشترک میان کشور های اسلامی که خود نیاز به طرحی جامع دارد که درهفته وحدت هر ساله باید مورد بررسی قرار گیرد و صرف تشریفات و خدا حافظی نباشد، که تاکنون چنین بوده است!؟

طرح جامع گزينش طلبه حوزه‌هاي علميه  

اين طرح مربوط به طرح جامع آموزش ارزشيابي مي‌باشد که سال 1384 نگاشته شده است، اين طرح در 155 صفحه به معاونت آموزش ارائه و مورد توجه قرار گرفت و براي اجراي آن طي چند جلسه با حجت الاسلام و المسلمين بوشهري مدير حوزه علميه در اين باره گفتگو شد، چون به دلايلي اجراي خود طرح فوراً مقدور نبود ايشان خواستند خود قسمت گزينش فعلاً اجرا شود که ما هم اين قسمت را به خاطر اهميتش از اصل طرح جدا و به يک طرح مستقل تبديل و مورد بررسي قرار داديم چون براي ما ثابت شده بود يکي از علت العلل‌هاي مشکلات حوزه در ابعاد متعددي همان گزينش است که نبايد هايي زمينه‌ساز نبايدهاي گاهاً مخرب واقع خواهند شده که حتي آنها به صورت يک کتاب درآمده و طي نامه‌هاي زيادي مرتب به بزرگان و مديران حوزه‌هاي علميه داده شده است.

اواخر سال 1388 بعد از اينکه احساس کردم از يک سو کتاب‌هاي طبي به جايي رسيده که بايد در مورد شروع چاپ آنها اقدام شود به نظرم رسيد کار اصلي نگارش را به نگارش و تکميل طرح‌ها و ديگر مطالب به مشکلات و کتاب‌هاي حوزوي اختصاص دهم که در ميان اين طرح آموزش ارزشيابي و کشف مهارت‌ها از همه مقدم داشته شد.

در اين جا به جهت اهميت اين طرح که گفته شد  از علت العلل نبايدها به شمار مي‌آيد. در مورد نکاتي به بحث پرداخته تا زمينه براي ارائه راه کارهاي گزينش فراهم شود. ملاحظه شده يکي از چيزهايي که باعث شد نه تنها در حوزه‌هاي علميه بلکه در نظام جمهوري اسلامي در کل به طرح اهميت داده نشود همين بي‌توجهي به اهميت طرح است که در عصر حاضر تجربه ثابت کرده حتي ساخت يک پل کوچک جاده‌اي بدون طرح اساسي عاقبت خوبي نداشته و همين در کارهاي فرهنگي و حوزوي.دلايل مبنايي طرح است

اگر مجموعه حوزه علميه را که همان حضور طلاب براي تحصيل علم باشد به يک ساختمان و گزينش طلبه را به مصالح براي ساخت يک بنا، تشبيه کنيم مطلب را بهتر مي‌رساند که آن چيزي که سبب دوام و بقا بنا شده، همين امر زمينه‌ساز بايدها موردنظر خواهد شد لذا،بايد همه کوشش خود متوجه اين گزينش اساسي نمود لذا آنچه به طور مصداقي ما را متوجه اهميت طرح مي‌نمايد به قرار زير است.

1):جلوگيري از نبايدهايي: در روش گزينش فعلي نبايدهاي گاهاً خسارت بار و مخربي وجود دارد که تنها از درون استخوان‌بندي و هويت طلبه و کلاً حوزه را نابود مي‌کند بلکه جامعه را به نابودي بنيادي غيرقابل درمان مي‌کشاند که در حال حاضر مانند روز روشن حقير آن را مي‌بينيم چون از نظر فن آسيب‌شناسي مي‌توانم ادعا کنم در حد کمي مي‌دانيم چه خبر است که قبلاً اشاره شده علت العلل از آموزش حوزه شروع مي‌شود خوب باشد و يا بد .

روش فعلي حوزه به گونه‌اي است که طلبه براي درد شخصي خود حوزه را انتخاب مي‌کند، براي رفع مشکل سربازي، براي رفع بي‌عاري و در آمد از راه روضه‌خواني، براي اينکه بعداً با اين لباس کتاب فروشي باز کند، از حوزه استفاده و بعد با لباس شخصي استاد دانشگاه شود، مشکل جسمي و روحي دارد که اين را خودم زياد ديده‌ام يک مورد را که از قول کسي هم شنيدم چون آموزش و پرورش او را قبول نکرده بود گفته بفرستيد حوزه علميه که متأسفانه موارد اين طوري زياد ديده شده است.!؟

ولي اين طرح چون از همان بايد اول شروع اساسي وارد کار مي‌شود همه اين نبايدها را غربال کرده و دور مي‌ريزد.

2):هدف از تحصيل: انسان موجودي است که هر طوري که جهان و اشياء اطراف خود نگاه مي‌کند بدون کم و زياد براساس همان نگاه خود (هر چه هست) حرکت مي‌کند که هم به آن هدف گفته مي‌شود و هم نسبت به حتي حيوانات هم اين گونه‌اند و حرکتي از آنها سر نمي‌زند مگر اينکه وراي آن هدفي وجود دارد. جسم انسان ابرازي بيش نيست و تنها جهت دهنده ابزار هما نيست و هدف است چيزي که ما در طي مطالعه سي ساله خود برداشت کرديم و داريم آن را همانند روز روشن با تبليغاتش نظاره مي‌کنيم علاوه بر آن نبايدهاي قسمت اول که همه را کنار بگذاريم معلوم است طلبه همين که ديد کسي طلبه شده و لباسي پوشيده او هم به فکر افتاده طلبه شود حال هدف به طور مشخص، همانند دو دو تا چهار تا چيست نشان مي‌دهد خبري نيست صرف ديدن ديگران و بعد از طلبه شدن هم انجام يک سري کارهايي است که رسم شده طلبه‌ها انجام مي‌دهند و  خوب و يا بد، بهتر ازآن خبري ندارند چه کار مي‌کنند.

ولي طرح از همان اول هم اين هدف را به عوامل در گزينش القا مي‌کند و هم به خود کسي که تصميم گرفته طلبه شود که آمده صرفاً يک رسالت را دنبال کند که انبياء و اولياء(ع) دنبال کرده‌اند جهاني بينديشند و جهاني حرکت کنند نه فکر تنها روضه‌خواني، امام جماعت شدن، چهار روز ايام محرم... تبليغ باشد که متأسفانه در اکثر اين گونه است و در معلوم است که شهيد مرتضي مطهري هم به آن توجه داشته و هنوز هم رفع که نشده به دلايلي بدتر هم شده. گوشه‌اي از بيان مطهري اين گونه است «روحانيت و شغل...»

3)تقوا و پاکي: اگر سازماندهي يک وسيله نقيله و يا هر موجود به اين شباهت را در نظر بگيريم حرکتي بوجود نخواهد آمد مگر آن که وراي آن عوامل متعدد گوناگوني قرار دارند تا يک حرکت به وجود آيد، منظور اينکه تنها هدف، نيست و يا خلوص که پيروان همان هدف قابل طرح است، کافي نيست و به عوامل ديگري هم نياز است به خصوص تقوا و پاکي کساني وارد حوزه مي‌شوند که واقعاً يا از ريشه مشکل دارند و يا بر اثر تربيت و يا محيط بيرون دچار مشکل شده و اين‌ها تنها براي حوزه مفيد نيستند بلکه بگونه‌اي تخريب مي‌کند، تبعات آن سر از معضل و چالش در حوزه‌ها درمي‌آورد که نه شناختن آنها کار هر کس است و نه درست کردن و اصلاح آن صرف ‌نظر از جزئيات آن که در حد يک کتابي شود به همين جهت حدود چهار سال پيش بود در دادگاه ويژه روحانيت قم با آقاي دادستان جلسه‌اي داشتيم که کاري به جزئيات آن نداريم، اصلاً دادگاه ويژه روحانيت براي چه چيز به وجود آمد؟

طرح حاضر با روشهاي خاص خود از ميان ده‌ها خانواده و انسان که از همان زمان کودکي طلبه شروع به فکر پاکي و تقواي عضوي هست که ساخت بدنه خوره از اين گونه اعضا است سنگ و آجري است که هر جاي اين ساخت بکار رود بازده او همانند مطهري‌هاست. به دلايل روشني مي‌توانم ثابت کنيم که اگر ساز وکار اساسي وجود داشته باشد صدها مطهري از حوزه علميه به جهان بشريت تحويل داد که بماند موانع آن چيست و چرا چنين شده بماند.

4):سلامت جسم و روان: هر کار فرهنگي و کلاً کسب علم و دانش ضرورتاً به چند چيز نياز دارد سلامت روح و روان براي درست جهت‌گيري کردن و کسب دانش بوسيله ابزار و سلامت جسم که همانند ابزاري است که در اختيار روح وروان که به آن فکر... هم گفته مي‌شود هر دوي اين مقوله کمترين مشکل را داشته باشند به همان اندازه بازده ناکارمدي خواهند داشت چون با وجود جسم و روح سالم انسان مي‌تواند براي کسب دانش از تمرکز لازم برخوردار باشد و در بيان و نشر دانش جهت‌گيري سالم و کارآمدي داشته باشد.

از همه مهم‌تر در بعد اجتماعي همه انسان را از منظر انسان‌شناسي اين گونه است که ما به هر کس قيافه و ظاهري برازنده‌تر داشته باشد اين ظاهر برازنده توجه ما را به خود جلب مي‌کند، ما وقتي کسي را دوست داشته باشيم چون از بودنش لذت مي‌بريم و به او عشق مي‌ورزيم فرمان و دستور او را به راحتي و گاهي فداکارانه عملي مي‌سازيم همانند عاشق که اگر شرايطي باشد که ايثار کند حتي از جان خودش مايه مي‌گذارد مانند شهدا که به عشق معشوق جواني خود را مي‌دهند به همين جهت است که انبياء و اولياء(ع) برازنده‌ترين افراد بودند.

اين طرح با راه‌کارهاي متعدد و زيادي در پي رسيدن به چنين نقطه حياتي در جهت کسب علم و سپس نشر معارف اسلامي است ولي متأسفانه چون همان گونه که قبلاً اشاره شد اين طلاب هستند که حوزه علميه را براي اهداف شخصي خود گزينش مي‌کنند!؟ لذا مي‌بينم هر چه طلبه شکل، لنگ، قوزدار، نابينا، داراي نقص عضو، کودن... داراي مشکل روحي، بيماري وراثتي و مادرزادي هر چه از اين‌ها هستند  طلبه شده‌اند که حتي در خود حوزه علميه قم شاهد تعدادي از آنها هستم که اکثر اين‌ها چون در شغل‌هاي ديگر کارايي ندارند ولي در روضه‌خواني نياز چنداني به عضو و جسم سالم نيست براي همين که بتوانند در روضه‌خواني کارايي داشته باشند به تحصيل علم مي‌پردازند يکي از همين‌ها را که با لباس کاملاً روحاني بود در حرم حضرت معصومه شاهد بودم در سطل زباله‌ها نان خشک جمع مي‌کرد ، به او گفتم: با اين لباس و اين کار؟، در جواب گفت: به جهت اينکه اسراف نشود! يک توبره نان خشکه به دوش گرفته بود و مردم هم نگاه مي‌کردند. اين‌هاست که هويت و شخصيت عالمان ديني را به شدت تخريب و از نظر افتاده نموده است!؟.

حوزه های علمیه در نگاه فرصت طلابي

حدود چهل سال پيش قبل از انقلاب اسلامي و دوران خفان شاه معدوم ايران را، به ياد دارم و درست مثل همين الان در پيش رويم نمايان و حرف‌هايي که زده شده در گوشم تنين انداز است که عالمان ديني به تنگ آمده  مدعي بودند اگر خفقان نباشد، صدا و سيما در اختيار ما باشد چه‌ها خواهيم کرد ولي در حال حاضر که در سي و يکمين سالگرد نظام جمهوري اسلامي هستيم، فساد اجتماعي، طلاق... رو به فزوني است در مقابل تهاجم فرهنگي حتي در موضع دفاعي حوزه‌هاي علميه ناکارآمدي خود را بيشتر از کارآمدي خود نشان دادند که دلايل مستند آن را به طور مفصل تحت عنوان (ناکارآمدي حوزه‌هاي علميه...) نوشته‌ام.

صرف‌نظر از شرايطي که در امر گزينش در کل بايد رعايت بشود که فعلاً نيست حوزه‌هاي علميه دو رسالت بسيار مهم، حساس و سنگين در پيش رو دارند که اگر خود را براي انجام اين دو رسالت آماده نسازند همين طور که فعلاً در حاشيه قرار گرفته‌اند روز به روز به طرف حاشيه رانده مي‌شوند که اگر به طور جدي وارد عمل نشويم معلوم نيست عاقبت به حاشيه رانده شدن چه خواهد شد. در سال 1388 بود که حضرت آيت الله صافي گلپايگاني در يک جلسه با اظهار نگراني از فاصله‌گيري مردم نسبت به روحانيت به نکاتي اشاره کردند از جمله آسيب‌شناسي که در طي نامه اين گونه خواستم « در نامه ها ی زون کن باید پیدا شود...» ولي متأسفانه خبري نشد.

آن دو رسالت مهم يکي فرهنگ سازي و جلوگيري از فساد در ايران است و دوم همانجهانی فکر کردن است جهاني باشد که همه جهان متوجه اسلام شده نه طلبه کارآمد آنچناني داريم و نه طلبه‌هايي که به زبان خارجي و ديگر فنون لازم وارد باشند همان اول‌هاي حکومت اسلامي تا حدودي همه دوم از کشورهاي خارج از حوزه قم درخواست روحاني داشتند که متأسفانه حوزه جوابگو نبود و همين زمينه شد که از خود کشورها براي تحصيل علم به ايران بيايند ولي با وجود اين نوع گزينش و اين آموزش حتي مشکل‌ساز واقعاً خلأ همچنان به حال خود باقي است. و خلاصه اين‌هاست که حوزه‌هاي علميه اگر مي‌خواهند لااقل بيشتر از اين به حاشيه رانده نشود، تا دير نشده بايد به فکر تغييراتي بنيادي در سيستم آموزش و به خصوص گزينش باشند و اين فرصت طلايي را مفت از دستندهند اين سرمايه را از بين نبرند فرصتي که براي 124 هزار پيامبر(ع) و چهارده معصوم(ع) بدست نيامد ولي حالا به برکت خون شهداي انقلاب و جنگ تحميلي که بيش از چهارصد هزار شهيد و بيش از يک ميليون مجروح بدست آمده و مديون نباشم آنها کار حسيني کردند، ما بايد کار زميني کنيم خدا... شهدا امام زمان(ع) براي تحقق رسالت جهاني و نجات بشر لحظه‌شماري مي‌کنند با اين گزينش و آموزش نمي‌توانم لااقل خودمان را نگاه داريم بيش از اين کم مقدار نشويم.

راه‌کارها و روش جذب         ( از طرح گزینش طلبه)

راه‌کار اگر به ابزار و روش را به نحوه به کار بردن ابزار تشبيه کنيم؛ مطلب بهتر روشن مي‌شود که تنها ابزار نمي‌تواند ما را به هدف موردنظر برساند مثلاً وقتي گفته شود يکي از راه‌کارها اين است که ائمه جمعه و جماعات در جذب نيروي موردنظر اقدام  کنند، علاوه بر اينکه اقدامات انواع و اقسامي داشته و متعدد هستند؛ چگونه جذب کردن مهم است. مثلاً امام جمعه فلان شهر چگونه با خانواده ‌هاي درست... رابطه پيدا کرده و به چه نحوي اقدام کند که خانواده فرزند خود را با عشق و علاقه بدهد و از همان گام اول هم خانواده و هم بچه بداند که هدف صرفاً، خدا، کسب دانش جهت انجام وظيفه و رسالت متصل به رسات انبياء و اولياء(ع) مي‌باشد.

در اين جا لازم است به اين نکته اشاره شود، چون شرايط هر جا خاص خود آنجاست و حتي فرهنگ عمومي متفاوت و گوناگون است، صرف نظر از اصول کلي جذب هر جايي بايد براساس شرايط همان جا از راه و روشهاي مناسب‌ بهره گرفت حتي مديران مدارس علمي بايد هر طور که بهتر مي‌شود با  خانواده شهر و ديار همانجا تماس داشته باشند و مثلاً مدير ديگر در شهر ديگر بگونه‌اي ديگر و اين بدان جهت بايد مورد دقت قرار گيرد که هم بهترين نيرو جذب شود هم به راحتي و با کمترين مشکل. لذا وارد راه کار مي‌شويم و گاهي هم به روشهايي اشاره مي‌کنيم که سرنخي باشد براي روش جذب نيروي داراي هدفي معين.

ائمه جمعه و جماعات

سال 1383 که جهت تبليغ در ماه مبارک رمضان به روستاي بزمه از توابع فريدون شهر اصفهان اعزام شده بودم. در مورد مشکلات حاد فرهنگي مردم و عدم دسترسي مرتب به عالمان ديني به نظرم رسيد، بهترين و مؤثرترين عاملي که مي‌تواند اين خلأ را پر کند کسي جز ائمه جمعه نخواهد بود و علاوه بر آن محسنات و دلايلي وجود دارد که تنها راه جذب نيروي مفيد و کارآمد، اين است که ائمه جمعه و جماعات که در متن مردم هستند و حتي از وضع خصوصي آنها اطلاع دارند، اقدام جدي، منظم و اساسي داشته باشند چون حساس‌ ترين امر گزينش افرادي است که با اصلاح شدن آنها جمعه اصلاح مي‌شود و با فساد آنها (خداي ناکرده) جامعه به فساد کشيده مي‌شود که حتي تجربه ثابت کرده:«اذا فسد العالم فسد العالم. هنگاميکه عالمي فاسد باشد عالم (جوامع بشري) به فساد کشيده خواهد شد». اين امر مهم و باارزش گزينش حقاً کار ائمه جمعه ... است.

1):عتماد مردم: اصولاً اعتماد در جاهايي بدست مي‌آيد که انسان نسبت به افراد موردنظر شناخت داشته باشد؛ مردم چون در مورد نماز به جمات روي افراد پيش نماز دقت دارند ائمه جمعه و جماعات را کاملاً مي‌شناسند که همين شناخت بهترين و محکم‌ترين پايه اعتماد ما به ائمه جمعه و جماعات است. با وجود اين اعتماد و شناخت مردم، به اين دو قشر حوزوي هم هر چه اين‌ها بگويند مورد توجه آنهاست و هم وقتي تقاضا کنند فلان بچه سالم، روشن و خوب خودشان براي طلبه شدن آماده، دلگرم کنند اين کار به خوبي صورت خواهد گرفت، که همين علاقه و اعتماد خانواده به ائمه جمعه و جماعات قهراً در فرزندان هر خانواده سالمي اثرخواهد داشت و اگر طلبه‌اي از اين قبيل خانواده جذب شود؛ اين‌ها هستند که نه تنها نياز  بهدادگاه ويژه روحانيت نيست بلکه وجود اين‌ها داده‌هاي ديگر را هم جمع خواهند کر.در يکي از شهرهاي ايران در سال يک مورد درگيري خانوادگي در دادگاه ثبت مي‌شود؟! علت چيست؟!،دراین گونه جا ها واز این خانواده ها باید نیرو ومصالح برای ساخت بدنه حوزه های علمیه بدست آورد و بس،نه!؟...

2):موفقيت در روش جذب: يکي از مشکلات در هر کاري به خصوص کار فرهنگي، تربيتي و جذب همين روش است که قبلاً گفته شد مهمترين کار که در هر جا شرايط خاص خود را دارد؛ روش جذب است. ائمه جمعه و جماعات چون در ميان مردم هستند، نسبت به همه شرايط روحي، رواني، فرهنگي ، رسومايت... مردم آگاهند لذا با هر کس آن گونه برخورد خواهند کرد، درخواست خود چنان مطابق با زبان حال آنها مطرح خواهند کرد که نه مشکلي براي خودشان باشد و نه تکلف و زحمتي براي مردم و هم اينکه ائمه جمعه و جماعات از اسرار مردم مطلع هستند و به همين جهت مردم هم اسرار خود را با اين‌ها در ميان خواهند گذاشت. به هر صورت حتي ائمه جمعه و جماعات در روش جذب از يک طلبه که مثلاً يک ماه در ماه مبارک در ميان مردم بوده، حتي رئيس مدرسه علميه موفق‌تر هستند و حتي خودشان هم بايد از طريق ائمه جمعه و جماعات وارد کار شوند، از آنها کمک فکري بگيرند و تنها نباشند.

3):بلندگوي مردم: به دلايل زيادي همه امور مردم اعم از مادي و معنوي و رابطه به کساني مي‌باشد که از طرف خدا، رسول(ص) و ائمه طاهرين(ع) مأموريت رسمي دارند اطلاع رساني کرده و خطوط حرکتي و مرزهاي حقوقي فردي و اجتماعي را معين سازند خواه مردم بخواهند و يا نخواهند اين وظيفه برعهده عالمان ديني قرار دارد. در همين مورد که از نظر ديگر عالمان ديني خدمت‌گذار مردمند حضرت آيت الله امام خميني(ره) فرمودند: «من خادم مردم هستم» با توجه به اين حديث که مي‌فرمايد:«العلماء ورثه الانبياء عالمان جانشين و وارث انبياء(ع) هستند». همان‌گونه که انبياء و اولياء(ع) در خدمت مردم بودند عالمان ديني هم بايد اين گونه باشند. والا...!؟

لذا ائمه جمعه و جماعات براي جذب طلاب لازم است از هر کوشيي دريغ نکنند چون بهترين خدمت به مردم اين است که طلبه خوب جذب و پس از باسواد شدن در خدمت مردم قرار گيرند عالمان با عمل و درست به زندگي مادي و معنوي مردم حيات و صفا مي‌بخشيد و به همان اندازه عالمان فاسد سبب فساد و نابودي جامعه مي‌شود .در واقع ائمه جمعه و جماعات مي‌توانند بزرگترين خدمت را که در واقع خدمت به اسلام است، انجام دهند در مورد اهميت طلبه شدن و وجود طلبه مفيد در جامعه مردم را کاملاً روشن کنند؛ درحدي مردم را آگاه سازند که براي طلبه شدن مردم افتخار کنند و بهترين فرزندان خود را براي خدمت به اسلام و مردم آماده سازند که همين آگاهي روي فرزندان و نسل جديد اثر خواهد گذاشت و از همان اول براي خدمت به اسلام و مردم اين راه را برمي‌گزينند، نه براي رفع مشکل سربازي و ديگر خواسته شخصي خود که امروز اين گونه است!؟ و همين باعث چه مشکلاتي براي خود مردم و به خصوص نسل جوان شده که از روحاني فاصله گرفته و در دام شياطين و فيلم‌ها و صحنه‌هاي مخرب اينترنتي قرار گرفته‌اند!؟ اين‌ها به جهت همان خلأي است که روحانيت جدا شده از مردم نتوانسته اين خلأ را پرکند.

حوزه‌هاي علميه و ائمه جمعه و جماعات

در همه امور فردي و اجتماعي اين گونه است که بايد در همان حدي که ميزان و اهميت کار است هم ديگراني در آن کار نظر و دخالت داشته باشند و هم براساس نظم و برنامه باشد به خصوص در امور اجتماعي و مهم بايد ديگراني در جريان باشند. شما يک وسيله کوچک را بخواهيد بسازيد به چندين ابزار و وسيله نياز است و ضرورت دارد ساختن طبق طرح و برنامه‌اي مناسب باشد؛ نه همين طوري وپناه بر خدای بیمایه واساس!؟.

جذب طلاب موردنظر طرح، بايد از هر نظر مصالح کاملاً با کيفيت باشد براي ساخت اين بنا در هر شرايطي بايد هماهنگي لازم وجود داشته باشد، بعد از هماهنگي اوليه بايد براساس يک طرح و برنامه معين شناخته شده باشد نه همين طوري اين درست نيست که ما از ائمه جمعه و جماعات بخواهيم در مورد جذب طلاب اقدام کنند بلکه لازم است حوزه علميه قم و ساير حوزه‌هاي علميه با ائمه جمعه و جماعات بارها جلساتي داشته باشد و در مورد چگونگي جذب بحث و تبادل نظر داشته و پس از بررسي نظريات و جمع‌گيري تمام خطوط و راه و روشها را معين کرده و به صورت طرحي جامع در اختيار همه عوامل اصلي و فرعي قرار دهند عوامل اصلي چون خود مسؤولان و مديران حوزه‌هاي علميه، ائمه جمعه و جماعات و عوامل فرعي چون طلاب در ايام تبليغ، شوراهاي شهري، عواملي مانند بسيج،... آموزش و پرورش...

البته اين قبيل طرح و برنامه‌ريزي غير از اين طرح است که ما کليات آن را ارائه مي‌دهيم، بلکه طرح و برنامه‌اي است که در اجرا بايد باشد و در هرجايي براساس شرايط آنجا باشد همان‌گونه که شرايط هر جا پا جاي ديگر متفاوت است راه و روشهاي جذب هم باید متفاوت باشد.

کليات طرح جذب نيرو

ما در اين کليات به عوامل خود حوزه‌هاي علميه نمي‌پردازيم چون مسؤولان حوزه‌هاي علميه بايد مدير خوبي باشند نه مجري و هم اينکه همه مردم و ارگان‌هاي مردمي و دولتي را در اين امر مهم شرکت داده و در اين مسؤوليت آنها را سهيم و دخيل گردانند که همين امر هم ديد مردم را نسبت به اين امر تأثير قرار خواهد داد که قهراً باعث مي‌شود با توجه بيشتري به قضيه جذب طلاب سالم نگاه کنند و هم اينکه وقتي ارگانها و سيران فاميل .... در اين امر شرکت داشته باشد اين برداشت بر افکار همگان القا خواهد شد که اين خود مردمند که بايد به فکر باشند حوزه‌هاي علميه را براي حفظ دين، منابع اسلامي و توسعه معارف و هدايت مردم از هر نظر کارآمد و مؤثر نمايند و در واقع همه احساس کنند در اين مسؤوليت شريک و سهيم هستند. در اينجا ما از ائمه جمعه و جماعات شروع مي‌کنيم که هم از نهاد های مردمي هستند هم دولتي.

اول: ائمه جمعه و جماعات ( از طرح گزینش طلبه)      

لازم است قبل از بيان کليات عرض کنم، در مورد هر يک از عوامل اصلي و حتي فرعي، اگر راه‌کارهايي ارائه مي‌شود اين راه‌کارها در همه جا و براي هر کدام از عوامل اصلي و فرعي قابل استفاده است. البته با رعايت اين امر که به قول قرآن آیه18،سوره زمر ، از ميان همه شنيده‌ها بهترين برگزيده شود و انسان چشم بسته به هر راه کاري توجه و اعتماد نکند و نيز اينکه کليات وحي منزل و تمام عيار نيستند بلکه اصولاً نظر و برداشت خود ماست و اينکه هر کس مي‌تواند، براساس شرايط موجود هر جا و هر کس با ابتکار عمل به جذب و گزينش طلاب، سالم و هدف دارد مبادرت کند به هر طوري کليات و يا هر کس ديگر مي‌گويد چون ملاک جذب سالم و مفيد است نه صرف رعايت دستورات داده شده و مقرراتي از اين قبيل.

و نيز راه‌کارهايي که براي ائمه جمعه و جماعات ذيلاً خواهد آمد، به همين قرار است و هر ائمه جمعه و يا امام جماعتي مي‌تواند و بايد ابتکار عمل خود را به کار گيرد و هر کدام روشي موفق‌تر از ديگري داشته باشند که براي ديگران هم قابل استفاده باشد.

1)‌ تريبون نماز جمعه: خاطرات زمان انقلاب اسلامي و بعد 8 سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران را به ياد دارم اگر مساجد و ائمه جماعات و بعد نماز جمعه‌ها در جمع‌آوري امکانات مادي... نمي‌بود؛ نه انقلابي پيروز مي‌شد و نه در جنگ حکومت جان سالم بدر مي‌آورد در نماز جمعه قم شاهد بوديم با يک اشاره امام جمعه زنها طلاجات خود را براي جبهه مي‌دادند در واقع تربيون نمازجمعه بهترين موفقيت است براي آگاه کردن مردم وقتي که افراد احساس مي‌کنند همين الان با خدا روبرو هستند چه خوب است طوري مردم تشويق شوند و احساس کنند خودشان در اين راه مسؤوليت دارند کار خودشان است اگر عالمان هدفمندف با کفايت... از حوزه برخواسته شود اين خود مردم هستند که از آن بهره‌مند شده و زندگيشان سامان پيدا مي‌کند.

از مردم بخواهند خانواده‌هاي اصيل و جوانان شايسته را به او معرفي کنند خانواده‌هاي اصيل و فعالان در اين امر را عملاً تشويق و آن را به گوش همگان برساند و آنقدر اين را تکرار کند تا به صورت يک فرهنگ عمومي در ميان مردم تلقي شود و هر کسي براي طلبه شدن اظهار تمايل کرده و پيش قدم شود، درست برعکس حالا که کمتر کسي است که اين گونه از خود واکنش نشان دهد.

2) شوراها و ائمه جمعه: همان طورکه مي‌دانيم، براي ساخت يک چيزي هر چند کوچک نياز به چندين ابزار است، براي رسيدن به يک هدف بايد از راههاي زيادي رفت و عوامل متعددي بکار گرفته شود و مهم اين از هر عامل و ابزاري کاري ساخته مي‌شود که از عامل ديگر ساخته نيست گاهي يک عامل بي‌سواد کاري را قادر است و شرايط او اقتضا مي‌کند کاري را انجام دهد که براي ما مقدور نباشد همان گونه که عکس آن خواهد بود.

شورا از دو نظر مي‌توانند مؤثر باشند يکي اينکه چون از نزديک با مردم آشناترند رابطي باشند ميان مردم و ائمه جمعه و جماعات، ديگر اين خودشان با خانواده‌هايي گفتگو داشته باشند و ازسوي ديگر جزواتي در همين دست بوسيله شوراها و يا بسيج در اختيار مردم قرار گيرد و به هر صورت چشم و گوش مردم و نسل جوان را با اين گونه امکانات فرهنگي و برخوردها پر کنند تا اين موضوع به يک فرهنگ عمومي تبديل شود و در هر کوي و برزني سخن طلبه شدن و اهميت آن در ميان باشد هر امري را بخواهيم به فرهنگ عمومي تبديل تنها راه آن تکرار و استمرار اين نوع کارهاي همگاني است.

4) بخواهند خود افراد اعلام موجوديت کنند: همان گونه که گفته شد عوامل جذب بايد متعدد و گوناگون باشد لازم است روش‌هاي جذب اين گونه باشد لذا اعلام شود خانواده‌هايي که مايلند فرزند خود را داوطلب بدهد يا جواني مايل است طلبه شود خود را معرفي کنند اين نوع گزينش از هر نوع گزينش ديگر سالم‌ترو اميدبخش‌تر است چون خودش آمد، با علاقه آمده است.

وقتي اعلام شود فلاني داوطلب آمد اين تأثير اجتماعي را دارد که ديگران هم در اين راه را انتخاب کنند، در بحران جنگ 8 ساله وقتي جوانان ديدند جواناني با پيشاني بند (ياحسين، کربلا ما مي‌آئيم...) روانه جبهه مي‌شوند وقتي اعلام شد جبهه به نيرو نياز دارد سيل جوانان به همين فرم وارد ميدان شدند حتي بسياري درس را ترک و وارد جبهه شدند خودم شاهد کودکي بودم که از پدر فرار و به خاطر سن کم او را نپذيرفته بودند ولي بار دوم از بس گريه مي‌کند او را قبول مي‌کنند ايشان دارد در پادگان محمد در اهواز ديدم اين فرهنگ داوطلب در جامعه رواج داده شود خيلي کارساز است و مي‌شود آن را در جامعه نهادينه کرد.

دقت نظر در نگاه بعد از جذب

اين مرحله بعد از آن است که ما کسي را آماده کرده‌ايم طلبه شود، يا خودش داوطلب اعلام موجوديت کرده است. در اين صورت، اطلاع رساني و آگاهي بخشي، با اطلاع‌رساني اول کاملاً متفاوت است. اول براي جذب بود ولي حالا به جهت اين است که فرد داوطلب بداند براي چه کاري خود را آماده کرده و چه بايد نکند. اصلاً خود تحصيل علم به چه شکلي است، چند سال بايد تحصيل کند، زندگي طلبگي چگونه بايد باشد اگر طلبه خوب و با سوادي باشد در جامعه چه جايگاهي دارد، در خود حوزه از چه امتيازاتي برخوردار خواهد بود، حتي با چه مشکلات احتمالي روبرو خواهد شد؟ در اين رسالت که رسالت انبياء و اولياء (ع) است، بايد چگونه باشد. اين آگاهي بخشي چند نتيجه خواهد داشت که به طور فهرست‌وار به آنها اشاره مي‌شود.

نتيجه آگاهي بخشي‌هاي فوق که خيلي کلي و به طور اشاره از آنها عبور کرديم؛ اين نتايج را خواهد داشت که فرد از همان اول متوجه مي‌شود چه راهي را انتخاب کرده و چه در پيش رو دارد، لذا دانسته وارد مي‌شود و اگر در مسير با مشکلي... روبرو شد يک باره متوقف نمي‌شود؛ مثل کسي که براي مقابله با دشمن در کمين نشسته خود را آماده کرده و سلاح و امکانات مناسب را همراه دارد لذا نه تنها متوقف نمي‌شود، بلکه به راحتي از موانع عبور خواهد کرد و همين که از مانع اول گذشت ديگر هيچ مانعي او را برنمي‌گرداند،وحتی تجربه هایی بدست می آورد که روز به روز بر توانایی وکارایی... او می افزاید و...

اين گونه اطلاع‌رساني‌ها فرد را مقيد مي‌سازد هم خود را با شرايط وقف دهد و هم اينکه مي‌کوشد در هر امري که پيش آيد مقيد باشد، مقيد بودن محسناتي دارد از جمله باعث آرامش و تمرکز مي‌شود چون خطوط و مسير معين است، از تزلزل خاطره و دودلي جلوگيري مي‌کند، از هرج و مرج ، بي ‌تفاوتي، سهل‌انگاري، خودسرانه عمل کردند... بطور کلي جلوگيري مي‌کند مقيد بود در گفتار، رفتار، قلم.. اخلاق.. طلبه ظهور خواهد کرد؛ چون خمینی ها؛ مطهری ها؛  بهشتی ها...

و نیز تکرار می کنم، از همه مهمتر همان گونه که اشاره شد هر سختي و مانعي در مسير پيش آيد مشکلي که رخ نخواهد داد، بلکه فرد را آب ديده‌تر خواهد کرد. چون از منظر روان‌شناختي چون فرد خود را از همان اول آماده کرده با هر سختي مقابله کند اين نوع آمادگي روحي در توانمندي و تقويت روحيه فرد اثر ماندگاري خواهد گذاشت و مهم اينکه اعتماد به نفس را بالا مي‌برد، فرد احساس مي‌کند در مقابل هر سختي و مانعي توانا و مسلط است و احساس آرامش دارد.

مرحله نهايي و آزمايش

منظور ازمرحله نهايي اين است وقتي طلبه‌اي جذب و شرايط آينده تحصيل که مرحله دوم باشد، براي او بيان شد و با اين حال باز هم مصمم است، مرحله سوم بايد در مسائلي او را آزمايش کرد که اگر مشکلي هست بگونه‌اي عذر او را خواست و بدون جهت حوزه‌هاي علميه را از هر نوع آدم ناموزوني مثل حالا پر نکنند. مواردي که لازم است در اين مرحله اعمال شود؛ بدين قرار است که به صورت فهرست‌وار ذکر مي‌شود. بدون آنکه خود فرد متوجه باشد در صدد آزمايش و بررسي وضع عمومي او  بوسيله افراد درست و يا خود ما توجه کنم آقا با چه کساني بيشتر رفت و آمد دارد، علاقه قلبي او با چه کساني است و چرا؟، برخورد اجتماعي او چه نوع برخوردي است و چرا چنين برخوردي دارد؟ آيا واقعي است يا تصنعي و يا تقليدي؟. متواضع است يا متکبر، خودخواه است يامردم دوست و خيرخواه، فکر و درکشان چگونه و درچه حدي است، آدم زودرنج و ناز پرور است، يا قوي دل و مستقل، با حوصله و تودار است يا آدم تندمزاج است و هر دم خيال، سنگين و با وقار است يا بچه مزاج و سبک‌سر، جوانمرد است، يا بي‌حال و ترسو، روحيه استقلال در او قوي است يا ضعيف.

اگر طلاب موفق را نگاه کني که حتي به طور خود رو رشد کرده‌اند اين صفات نيک را در آنها خواهيد ديد خدا رحمت کند آيت الله امام خميني(ره)، شهيد مرتضي مطهري ... را که ما شاهد عملکرد آنها بوديم از اين نوع صفات نيک بر خور دار بودند. بله اگر بخواهيم واقعاً حوزه‌هاي علميه دچار وضع فعلي نباشند، رسالت جهاني خود را به شايستگي عملي سازند؛ همانند خميني جهان را متحول سازند؛ بايد از میان هزاران جوان اين گونه مهره‌ها را برگزينيم. براي اين ساختمان که بايد ضد زلزله ساخته شود؛ مصالح خوبي را خريداري کنيم و خوب هم بکار ببريم. اي دو صد افسوس که در حال حاضر وضع خوب که نيست بلکه خسارت بار است. البته همان گونه که گفته شد نبايد اين‌ها به صورت مصاحبه باشد چون اين قبيل صفات را نمي‌شود با مصاحبه اندازه‌گيري کرد سؤالات مصاحبه‌اي براي زمان پرونده ‌سازي و ورود در مدرسه است نه حالا. و نکته ديگري که قابل ذکر است که نه تنها اين روش انسان‌شناسي در هر گزينشي کاربرد دارد؛ بلکه در همه جاهايي که لازم است به ماهيت و اوصاف افراد واقف شويم؛ اين بهترين راه است که ما را از هر دوباره کاري و بد انتخاب کردن در امان مي‌دارد. واقعاً مسؤلین این کار درجایی لرزان وخطر ناکی ایستاده اند که نه تنها بر سر نوشت مرد سر وکار دارد بلکه باسرنو شت اسلام واصول آن سر وکار دارد. چون سرنوشت دین مسیحیت، آلوده شده به آلودیگی های سیاسی، اعتقادی و حتی اخلاقی در مواردی...!؟

دوم : آموزش و پرورش   ( از طرح گزینش طلبه)

آموزش و پرورش موقعيت بسيار حساس و در عين حال مستعدي مي‌باشد که حتي در صفات و رفتارهاي وراثتي و مادر زادي نسل جديد اثر گذاشت و موجود موردنظر را به بار آورد همان گونه که استعمارگران از اين راه توانستند مهره‌هاي مورد نظر خود را (در آينده) از همين حالا بسازند آن هم از راه‌هاي متعددي شروع کردند و رسيدند که همين حالا بعد از سي سال که از حکومت اسلامي مي‌گذرد، باز از آن دست ساخته‌هاي استعمار هست که گاهي وقتي هوا کمي ابري شود و از ايران فرار مي‌کنند.

استعمار از زمان کودکي بوسيله آلات بازي، در دبستان به وسيله شکل و کلماتي مخصوص، در دانشگاه بوسيله يک سري القاعات اعتقادي... فرد موردنظر خود را چنان ساخته که بعداً خود رسول خدا هم مي‌بود در آنها هيچ اثري نداشت در عمر 40 ساله خود در امور سياسي از اين‌ها زياد ديدم که در تاريخ سياسي ايران وجهان که به جلد ششم آن رسيده‌ام در مورد اين و کتاب جنايات بشر راديوهاي بيگانه تحليل‌هاي مفصلي شده است.

خلأ مستعدي که در دوران کودکي وجود دارد هيچ گاه وجود ندارد. از سوي ديگر شناخت افرد هم جايش اين‌هاست معلمان، اساتيد دانشگاه حتي شماره موي سر بچه‌ها و جوانان را مي‌دانند حتي درجه هوش و ديگر صفات آنها را دانسته و مي‌دانند دو نفر حتي دوقلو چه تفاوت‌هايي با هم دارند حوزه‌هاي علميه بلکه همه ارگانهاي مردمي و دولتي، صاحب‌نظران، کساني که واقعاً دلشان به حال اسلام و هدايت و سعادت مردم و کلاً بشر مي‌سوزد و مي‌دانند طلاب بي‌کفايت، بي‌سواد... حتي چه بلايي بر سر اسلام مي‌آورند جداً کمر همت را بسته و هر نوع سرمايه‌گذاري، طرحي که دارند از کودکيشان شروع کنند و از دانشگاه سر بيرون آورند، کاري که کليه نسل جديد را از هر نبايدي در امان مي‌دارد بيش از چهل طرح جامعه براي دولت بيشتر دارم که تاريخ 12/10/88  و 16 مورد آن را اول براي وزيرکشو، بعد براي رئيس جمهور ارسال کردم در طرحي نيست که به سراغ نسل جديد و مدارس نرفته باشم. در ايام تبليغ هم حضور در دبستان را مقدم مي‌داشتم.

چه بايد کرد و چگونه؟

پس از آن همه مطالب روشن که حتي براي بي‌سواد اين عصر تحصيل‌ حاصل است چون، الحمدالله آن هم کارشناساني که در حوزه علميه و نظام جمهوري اسلامي سراغ دارم ولي بد نيست به نکاتي کليدي اشاره‌هايي داشته باشم که لااقل در اين امر مهم و حياتي گزينش طلبه کارآمد و سالم سهم باشم.امر مهمي که هدايت بشر تنها از اين راه ممکن است و لا غير که اميدوارم خدا توفيق عنايت کند طرحهاي جامع مهم و متعدد و کتاب هايي را که پيرامون مشکلات حوزه است روز ی کامل کرده و در اختيار مديران عزيز و گرامي حوزه ‌هاي علميه قرار دهم.

اين کار مديران حوزه، ائمه جمعه و جماعات و ديگران، مسؤولان اصلي آموزش و پرورش در هر استان، و شهري است که معلمان و اساتيد محترم دانشگاه‌ها را که مي‌دانند واقعاً دلسوزند، مسؤوليت معرفي بچه‌ها وجوانان را بر عهده آنان قرار دهندکه  پس از شناسايي اول با خانواده آنها گفتگو شود؛ سپس اين قبيل کودکان و نوجوانان دانشگاهي را که از همان اول زيرنظر بوده و روي آنها کار شده بگونه‌اي خاص، متناسب با شرايط خود آنها و زمان بگونه روزآمد و جذاب (نه خشک و به سبک قديم) آنها را با اصول کلي و ملاک و معيارهاي اسلام، زندگي بزرگان ديني، مراجع، اهميت علم و دانش حوزوي، لزوم و نقش حوزه‌ها و عالمان ديني در زندگي روزمره افراد و جامعه کاملاً روشن سازند. در ايام تعطيلات و هر موقعيت مناسب ديگري، اين‌ها را به بهانه‌اي خدمت مراجع، علماي بزرگ داراي روحیه جوان پسند ببرند در اين مورد از طرف بزرگان مورد توجه و تشويق واقع شوند در جامعه براي افرادي که عزم دارند طلبه شوند احترام قائل شوند مثل حالا نباشد که قضيه برعکس است!؟ کتابهاي روزآمد در همين نوع مسائل را در اختيارشان قرار دهند، آنها را به مقاله نويسي (در مورد اسلام، قرآن، انبياء و اولياء(ع) ، بزرگان ديني حوزه‌هاي علميه رسالت جهاني حوزه‌هاي علميه اثرات اين گونه موضوعات) تشويق کرده و امکانات لازم را در اختيارشان قرار دهند بگونه‌اي که ديگران غبطه بخورند چرا آنها در چنين موقعيتي قرار ندارد. کساني که مقاله خوبي نوشته‌اند جوايزي با ارزش مانند زيارت خانه خدا، امکانات ازدواج... به آنها بدهند مي‌ارزد و از اين طريق حوزه‌هاي علميه را به سرحد ايده‌آل برسانم که کارشناسان آن در جهان با هر مکتب و ايده‌اي به راحتي بتوانند مناظره داشته باشند. کشورهايي که خواستار طلبه هستند، آنها را اشباع کنيم؛ دست استکبار و جهان خود را از سر مظلومان جهان کوتاه کنيم؛ همان چيزي که امام خميني(ره) فرمودند:«ما انقلابمان را صادر مي‌کنيم».

ملاک‌ها و خصوصيت‌هاي خاص گزينش

اينجا جايي است که بايد طلبه موردنظر گزينش و نام نويسي از آنها صورت بگيرد که لازم است اين داراي خصوصيات و صفات لازمي باشند که ذيلاً ذکر مي‌شود و پس از دارا بودن سلامت روحي و جسمي البته هم بايد صورت بگيرد که اين هم  بستگي دارد به شرايط موجود که بايد از داوطلب پرسيده شود.

1):خصوصيات روحي: علاقه‌مندي به دروس حوزوي، خلوص، صداقت، پاک‌دامني، اخلاق نيک، روحيه استقلال، قاطعيت، روحيه اجتماعي، خوش‌بيان... چون این هاست که در کوران ارشاد وهدایت بشر می تون موفق بود؛ پامبر اکرم(ص)وامثال خمینی که ما با همه جد لمس کردیم این گونه بودند. که برای مردم جذاب وگیرا بودند.

البته اين قبيل اوصاف حتي با مصاحبه و جستجو به طور خاص معلوم نمي‌شود مثلاً فرد دارای چه خصوصیتی نيست... و دارای چه خصوصتی هست. ولي در مجموع مي‌توان تشخيص داد که البته بايد روي او بگونه ای حساس بود که هر جا خلاف اين اوصاف ظاهر شد و قابل اصلاح نيست فوراً عذر طلبه را خواست تا هر مصالح نامرغوبي در اين بنا بکار نرود.

2):خصوصيات جسمي: يکي از نبايدهاي زننده که در انبياء و اولياء(ع) اصلاً نبوده و نبايد باشد همين نقض عضو است همين چند روز پيش طلبه عامه يه سري را ديدم هر دو پاي او از مچ ناقص و بگونه‌اي خيلي زننده راه مي‌رود و کفش خاص بدقيافه‌اي هم به پا دارد... خصوصيات ظاهر جسم که با چشم ديده مي‌شود با توجه به اينکه لازم است طلبه از نظر اندام و قيافه برازنده و سالم باشد لااقل نقص عضو و قيافه‌اي که در چشم باشد نداشته باشد چون انسان هر چيزي را دوست داشته باشد، به آن علاقه پيدا مي‌کند و همين علاقه سبب مي‌شود حرف او را گوش کند؛ نظير عاشق و معشوق عاشق چرا جان فداي معشوق مي‌کند چون از ديدن او لذت مي‌برد در چهار محال و بختياري در وقت خداحافظي طلبه، مردم براي او زار زار گريه مي‌کنند، يکي گفت: در وقت بازگشت برايم اسفند دود کردند و ماشينم را نقل باران کردند؛ اين از عشق مردم بر طلبه شايسته وبرزنده  حکايت دارد.

ولي در مورد بيماري الزاماً بايد از پزشک نامه باشد که آقا سالم است و مشکل حادي ندارد بسياري از طلاب بيمارند و طلبه مي‌شوند طلبه بيمار تمرکز پيدا نمي‌کند که درس بخواند مدتي به سرکشي طلاب بيمار و از کار افتاده مي‌رفتم مي‌دانم چه وضع بدي دارند اکثر طلاب را مي بينم حتي حال راه رفتن ندارند پير هم نيستند ولي بي‌حالند، خمود و گرفته به نظر مي‌رسند و به قول معروف (بلبلي که خوراکش زردآلود باشد، آوازش از اين بهتر نمي‌شود). جواب اين‌ها را بايد مسؤولين امر دهند که بودجه صرف اين ها مي‌شود ولي بي‌ثمر...؟!

سوم: طلاب در ايام تبليغ

يکي ديگر از عوامل جذب که مي‌توانند هم با عوامل اصلي هماهنگ باشند هم ديگر عوامل فرعي را بسيج کرده و به کار گيرند کلاً فضا را به فضاي موردنظر تبديل کنند در حدي که حتي کودکان هم متوجه اين فضا شوند طلابي هستند که به عنوان طرح هجرت يکسال و يا دو سال در جايي مشغول تبليغند يا در ايام محرم و ماه مبارک مشغول تبليغ هستند لذا خيلي کار مؤثر از آنها ساخته است که از طرف حوزه بايد مأموريت کتبي حتي داشته باشند و حتي آن دست آخر گزارش بدهند چه کرده‌اند و کجاها بستر مستعدي هست براي جذب طلبه.اولين کاري که مي‌کنند با ائمه جمعه و جماعات، شوراها، آموزش و پرورش نشست‌هايي با هم داشته باشند، هماهنگي کاملاً رعايت شود اطلاعات را با هم مبادله کنند از تجربيات يکديگر استفاده کنند علاوه بر اينکه طلاب براي ما درس برنامه داشته باشند گاهي در ضمن مطالب، گاهي در مناسبتهايي در مورد اهميت و نقش حوزه‌هاي علميه بحث کند. در اين رابطه مسابقات مقاله‌نويسي داشته باشد خانواده‌ها را تشويق کنند بگونه‌اي مطالب را روشن و واضح بگويند که مردم احساس کنند اگر احکام و دستورات اسلام به وسيله کساني بيان نشود چه مشکلاتي حتي در زندگي روزمره مردم پيش خواهد آمد.

مهم اينکه جزئيات تحصيل علم زندگي طلبگي آن گونه که (ديده‌ام) افراد دوست دارند بيان شود از جمله مردم خيلي دوست دارند بدانند مجتهدين چگونه درس مي‌خوانند که به اين مقام مي‌رسند يکي از راههاي ديگر جذب جوانان برقراري جلسات پرسش و پاسخ است که لازم است به جوانان ميدان داده شود اظهارنظر کنند حتي از جوانان در مورد جذب طلبه کارآمد نظر خواهد شود ولو نظر خوبي ندهند اثرات خوبي در جذب جوانان  و توجه آنها به اين گونه مسائل دارد.

من تصورم اين است که از يک جهت تبليغ طلاب اثربخش‌تر باشد مثلاً اگر مغازه‌داري تبليغ کند معنادار، ديگري در اين محله باشد مردم آن را به فال نيک مي‌گيرند از جهت ديگر چون طلاب از متن حوزه آمده‌اند و خودشان طلبه هستند هم بهتر عمل مي‌کنند هم راحت‌تر جواب افراد را در اين راه مي‌دهند و حتي مي‌توانند نوع زندگي خصوصي طلبه را که چقدر باصفا است براي جوانان تعريف کنند وقتي ديدند جوان مثل اين دوست دارد طلبه شود آنگاه با صراحت از او بخواهد طلبه شود.

در مورد گزارش که قبلاً اشاره شد هم خود طلبه مقيد مي‌شود طبق برنامه کار کند هم بداند چه کار کرده و کجاها و چه جور موفق بوده و در آينده چه بايد کرد و همين امر اثر خواهد گذاشت ديگر عوامل هم ضابطه‌مند عمل کنند و آن دست آخر بیلان کار دهند. طلاب بايد اين گزارش را به حوزه علميه همان شهر و حوزه علميه قم وحتي ائمه و جماعات... بدهند. اصولاً مردم هم به اين قبيل کارها اهميت داده و براي آن در ذهن خود حساب باز مي‌کنند که کار مهمي در دست انجام است.

تعهدات در ضمن تحصيل      ( از طرح گزینش طلبه)

يکي از اطلاع‌رساني که خيلي حائز اهميت است، قبل از طلبه شدن به گوش افراد داوطلب برسد همين تعهدات است که هر کس دانسته وارد شود بداند بعد از طلبه شدن بايد به چه شرايطي پايبند و مقيد باشد، چشم بسته وارد نشود که بعد نتواند خود را با شرايط هماهنگ سازد ولي اگر با توجه به اين قبيل آگاهي‌ها آمده باشد اين‌ها هستند که حتي با هر سختي احتمال خواهند ايستاد و همين امنيت خاطر زمينه مي‌شود براي راحت و خوب درس خواندن، باسواد شدن ، در عمق مسائل رفته و از قعر درياي دانش جواهرات استخراج کردن. در واقع اطلاع‌رساني يک نوع آزمايش و گزينش خوبان هم هست وقتي با توجه به اين تعهدات آمد معلوم است هم عزمش جزم است و هم به خود اميد اميدوار است جوابگو باشد هم معلوم است اين کارايي‌ها را دارد و اگر کسي شرايط را قبول نکرد معلوم است يا نمي‌خواهد به اين چيزها مقيد باشد يا در خود نمي‌بيند و لذا اين قبيل مصالح براي اين بناي ضد زلزله به درد، نمي‌خورد حيف است پول امام زمان(ع)، وقف اساتيد صرف‌ کسي شود که براي اسلام سرشکني را همراه خواهد داشت. گرچه مديران حوزه مي‌دانند چه شرايطي را براي ورود به حوزه داشته باشند ولي مواردي از آنها را ما ذکر مي‌کنيم.

  1)هدف معين باشد: گرچه هر کس باشد به طور زباني اين را مي‌گويد ولي اين کافي نيست اولين تعهد اين است که کتباً تعهد کند        هدفش خدمت به اسلام و ادامه دهنده رسالت انبياء و اولياء)ع) است و در سوگند نامه بايد اين مورد باشد.

2)سربازي: تنها طلبه‌اي پذيرفته شود که دوران سربازي را طي کرده و کارت پايان خدمت داشته باشد حتي معافي باشد فايده ندارد چون طلبه بايد از همان اول از فنون نظامي وارد باشد مر باید رزم و آب ديده باشد. تا در حودث لا اقل خود را نبازد، لااقل کلاهخود را نگاه دارد طوفان حوادث آن را نبرد باید مثل حضرت موسی..(ع)؛ خمینی کبر... مردنبرد باشد نه...! وسر شکنی برای اسلام.

3)هميشه ملبس باشد: خيلي از طلاب هستند هر وقت دل خودشان خواست ملبس مي‌شوند و هر وقت ديدند به مراد شخصي خود رسيده‌اند با شرايط جور ديگر است از لباس بيرون آمده استاد دانشگاه يا کتاب‌فروشي مي‌شود. اگر کسي لازم باشد استاد دانشگاه شود به اختيار و انتخاب خود مديريت است چه طلبه‌اي به درد دانشگاه مي‌خورد و شرط آن اين است که با لباس باشد اين لباس در دانشگاه شناخته شود موردي را سراغ دارم وقتي ازدواج کرد به خواهش زنش از لباس بيرون آمد و به صورت شخصي استاد دانشگاه است اين نمونه متأسفانه زياد است و حوزه هيچ قيد و بندي، هيچ کنترلي روي اين‌ها ندارد و پيامدهاي بدي داردکه وقت ذکر آنها نيست، همان طور که وقت ذکر محسنات طلبه بودن استاد دانشگاه نیست چه اثری مهم دارد؟!

4)سلامت: قبلاً در مورد آراستگي انجام اندام... گفته شد به انتخاب کارشناسي مديران حوزه است که آدم‌ها برازنده را قبول کنند نه افراد وازده آموزش و پرورش، و از ده اداره کار... ولي در مورد عاري بودن از بيماري مسري، وراثتي و بيماري شايع،  بايد از عوامل  وزارت بهداشت کتباً نامه بياورد که ضميمه پرونده شود.

5)تابع مصالح حوزه: طلبه از همان اول تعهد کند بايد تابع مصلح حوزه باشد اگر حوزه صلاح نديده امام جمعه، قاضي، استاد دانشگاه... شود، تنها حق نداشته باشد اصرار کند که بايد مثلاً قاضي باشد يا از ریق دیگر به اين نوع کارها مبادرت کنند حتی حق چرا گفتن هم نداشته باشند چون اين رد و نصب‌ها بايد براساس کار کارشناسي باشد نه همين طوري و سليقه‌اي  توسط مدير مدرسه و يا مدير آموزش... مهندس باید مصالح ساختمان  را معین کند که بر آن بنا نظارت رسمی و عملی دارد. چرا ساخنما های مهم باید حتما زیر نظر مهندس ماهر ... باشد؟ چون...،...

6)خروج از لباس: همان‌گونه که اشاره شد اين نوع کارهاي جابجايي منع و يا نصب، ضروري است، براساس کاري کاملاً کارشناسي و مصلحت انديشي صورت بگيرد. اگر اين قبيل کار کارشناسي تخصيص نظر داد، اين طلبه بايد از لباس خارج شود بايد علت آن براي طلبه گفته شود ولي حق چرا، حمايت... ندارد. مثلاً اگر طلبه به جهتي نقص عفو فاحش پيدا کرد، اگر به بيماري مسري مبتلا شد بايد از لباس خارج شود ولي حقوق و احتزام او بجا باشد و نيز اگر به دلايلي انحراف پيدا کرد قبل از داد گاه قبول کند از لباس خارج شود و اگر پنهاني لباس پوشيد به دادگاه احضار شود که در اين صورت قهراً به فردي منحرف به او نگاه خواهد شد.

7)مکان تحصيل: طلبه بايد تعهد کند براي ادامه تحصيل و يا نوع تحصيل در موضوعي هر طوري مديريت حوزه صلاح ديد بدون دليل روشن آن را رد نکند اگر حوزه صلاح ‌ديد مثلاً در فلان رشته ادامه دهد يا خارج و يا جايي ديگر ادامه تحصيل دهد، يا مدير فلان مدرسه علمي و يا استاد باشد نبايد شرايط شخصي خود را ملاک سر باز زدن از اين کار بداند؛ متأسفانه سرنوشت بسياري از طلاب به خواسته همسرشان است بسياري را سراغ داريم براي ادامه تحصيل به قم آمدند ولي بعد از چند سال به خواسته (من دلم خواهد)  همسر برگشتند!؟ اين طلبه به درد نمي‌خورد چون طبق خواست همسر عمل مي‌کند فردا هم تابع خواست ديگري همسر مي‌شود؟!

8)مقررات: طلبه بايد متعهد شود همه مقررات درسي و ديگر امور رفتاري نظم و انضباط را قبول و طبق آنها عمل کند در واقع بايد در يک چهارچوب مقرراتي باشد که با شئن روحاني و حوزه‌ سازکار و متناسب باشد، اگر گاهي کاري پيش مي‌آيد که ترديد دارد مناسب شئن حوزه و روحاني است يا نه بايد آن را بپرسد و خودسر عمل نکند.

9)سوگندنامه: طلبه هم بايد تعهد کند سوگند ياد کند هم سوگند نامه بخواند و امضاء کند اين يکي از شرايط بسيار مهم است که خلأ آن زيان‌هايي را در پي دارد و در صورتي که اين مسؤوليت از مسؤوليت سربازي و نماينده مجلس شدن سنگين و خطيرتر است خيانت در اين جا خيانت به اسلام است خيانت در سربازي نسبت به امنيت و مقررات کشور است کجا به کجا لذا طلبه بايد تعهد کند سوگند ياد کند همين خود بهترين روش گزينش است قبل از طلبه شدن مي‌داند بايد سوگند ياد کند اگر با اين آگاهي بيايد معلوم است قصد او درست است چون خلاف سوگند عمل کردن هم پيگرد قانوني دارد هم پيگرد الهي و وجدني دارد وکمتر کسی است که غلاف آن عمل کند مگر دیوانه... باشد

                                  شرايط خود تحصيل              

شرايط تحصيل که ما آن را در طرح آموزش ازرش‌يابي آورده‌ايم بسياري از آنها فعلاً وجود ندارد و اين خلأ مشکلاتي را حتي متوجه خود طلاب کرده است .لذا ما آن‌ها را در طرح گزينش آورديم که به سمع و نظر داوطلب برسد وقت تحصيل چه کار  بايد  بکند و چگونه که همين يک گزينش و آزمايش است، که طلبه قبل از داوطلب شدن ب‌داند زمان تحصيل با چه رشته‌هايي و چه مواردي تحصيلي روبرو خواهد شد حتي گاهي اين آگاهي که آينده و  نوع کار طلبه را روشن  مي‌کند بر جاذبه حوزه مي‌افزايد وقتي طلبه بداند شرايط حوزه بگونه‌اي است که روزي محقق نويسنده مي‌شود، اطلاعات بدست مي‌آورد با علاقه بيشتر براي تحصيل علوم حوزوي خود را آماده مي‌سازد. به هر صورت مواردي از آن شرايط بدن قرار است.

1)عملکرد امتيازی باشد: اگر ملاحظه کرده باشيم از منظر روانشناختي انسان طبيعتاً امتيازگر است چون انسان ذاتاً تفوق طلب است امتياز بهترين وسيله‌اي است که انسان نشان دهد از ديگري برتر است در چند طرح از جمله طرح جامع تبليغات اين روش را آورده‌ام که از همان اول به هر فردي بدون استثناء صد امتياز داده شود. در ضمن فعاليت‌ها براي هر کار مثبت و چشم‌گير متناسب به آن امتياز داده شود و اگر کاري منفي داشت از آن صد امتياز کم شود تا جايي که تمام شود اگرتمام شد و امتيازات مثبت او هم از حد معمول کمتر باشد پس از چند اخطار اگر اين روند ادامه يابد طلبه بايد اخراج گردد و همين يک هشدار براي ديگران هم خواهد بود.که لااقل کاری کنند که امتیاز منفی آن ها به نصاب اخراج نرسد. وامتیاز مثبت هم در حد معمول باقی باشد.

2)پايان‌نامه: کار مهمي که طرح جامع آموزش ارزشيابي و کشف مهارت‌ها در نظر دارد انجام داده و بطور کلي روش امتحانات فعلي را بردارد همين پايان‌نامه است که از همان شروع مقدمات هم طلبه را به کنجکاوي و تحقيق وادارد و هم اينکه حتي در مقدمات و ادبيات صاحب ‌نظر شود. طلبه( ولو گاهي غلط نظر بدهد) ذهن و فکر خود را بکار گرفته و قوه خلاقه خود را تقويت کند نمي‌دانم چرا با روش فعلي امتحان طلاب را از اين ارزش محروم کرده و در باب چند آيه و يک حديث ناب را بسته‌ايم؟! علاوه بر اينکه نيمي از قرآن روش تحقيق را به ما مي‌آموزد در چند آيه مي‌فرمايد: «لعلهم يتفکرون، لعلهم يتدبرون»: «افلا ينظرون ولي الابل کيف خلقها...». و در حديث آمده: تفکر ساعت خير من عبادت سبعين سينه». اين حديث شامل همه مسائلي مي‌شود که تنها با فکر کردن مي‌توان به هدف رسيده چرا طلاب ما بي‌سوادند چون فکر کردن را داريم از آنها مي‌گيريم خيلي از نمرات حوزه حاصل فکر کردن نيست بلکه حاصل چيزهايي است که بدبختي را در حوزه‌هاي علميه عمل ترويج مي‌کند مانند پارتي بازي، متوسل شدن به نبايدهايي براي نمره...

روش تحقيق در خود مقدمات خيلي راحت است. طلبه زمان درس خارج خيلي راحت و در مدت کوتاهي مي‌تواند در تخصص ديگري صاحبنظر شود؛ اي کاش کاري آسيب‌شناسي صورت مي‌گرفت، تا معلوم شودف چرا ما از درک کتابهاي قديمي حوزه ناتوانيم و عربي آسان مي‌ نویسيم؟!... چرا محققینی که داريم اين هم که هست خود رو هستند نه حاصل نظام... تحصيلي در حوزه‌هاي علميه!؟ واقعاً داريم به طلاب ستم مي‌کنم تنها به طلاب ستم مي‌کنم  که در اصل ستم به اسلام است!؟ چون طلاب بي‌سواد، ناکارآمد زيانش براي اسلام بيشتر از آن چيزي است که ما فکر مي‌‌کنيم!؟ طلاب در ماه مبارک و ماه محرم براي هدايت مردم و نسل جوان اعزام شدن ظاهري دارد ولي خروجي آن کدام است؟! جوانان فراري از روحاني که بي‌انصافانه نام اسلام گريزي روي جوانان گذاشته‌ايم و اين هم يک نوع ستم به نسل جوان و از تبعات سيستم آموزش فعلي حوزه‌هاي علميه است. وبس!؟

آيا حوزه علميه بايد از روش امتحانات آموزش و پرورش متابعت کند يا آموزش و پرورش از روش امتحان حوزه؟ آيا آيت الله بروجردي، آيت الله شهيد مطهري... حاصل امتحانات فعلي هستند يا قديم؟ در مقایسه باطرح آموزش ارزشيابي ما، نظام فعلی آموزش فعلی امتحانات حوزه  را  به گورستان هزاران تغلب... مي‌فرستد. در يک کلام امتحان فعلي نشانه محفوظات طلبه است نه معلومات، نشانه اين است که طلبه از برون پيش رفته ولي از درون عقب مانده و فکرش درجا مي‌زند.که دیگر نمی شود منتظر بود حوزه کسانی مانند شهید مطهری... تولید و به جهان بشریت عرضه کند؛ این مضون کلام خود شهید مطهری وآیت الله مشکینی است که در درس تفسیر ایشان، با گوش خود شنیدم!؟ . امید به روزی که طرح آسیب شناسشی ما در حوزه های علمیه شروع شود.

                                            ( از طرح گزینش طلبه)

3):نويسندگي و تحقيق: همان پايان‌نامه‌نويسي طلبه را مجبور مي‌کند بنويسد ولي اين طلبه را بجايي نمي‌رساند و بايد همان زمان با شروع، درس نويسندگي در حد حرفه‌اي را بايد آموزشهايي ببيندن. نشانه کوته‌ فکري است که تصور شود وظيفه طلبه بيان معارف اسلام و سخنراني است آن هم سخنراني که به دلایلی امروزه  ديگر کارايي و زمينه آن چناني ندارد. همين عدم اطلاعات نويسندگي و قلم بدست نگرفتن يکي از عوامل محروم ماندن طلبه، از بسياري اطلاعات علمي و دانش روز است. امروز ثابت شده حتي افراد کودن  اگر فکر خود را بکار گيرند، مغزشان توسعه پيدا کرده و مشکل رفع مي‌شود.این تجربه خود ماست وقتي کسي تصميم یگيرد کتاب بنويسد ناچار است از يک سو فکر خود را بکار گيرد چگونه کتاب بنويسد، فرد را به کنکاش وا می دارد از هر کتابي و هر وسيله ديگري براي نوشتن کتاب اطلاعاتي را گردآوري کند؛ علاوه بر گردآوري مطالب به واقعيت‌هايي دست خواهد يافت که در کل معلومات، فرد را بالا مي‌برد. خدا در سوره(ن والقلم) به قلم سوگند ياد کرده ولي منبر چه؟

زماني که در مورد همين طرح آموزش ارزشيابي با مدير حوزه حجت الاسلام بوشهري گفتگو داشتيم، ايشان فرمودند، نامه‌هايي که از طلاب بدست من مي‌رسد معلوم است حتي نامه نوشتن را هم نمي‌دانند!؟ اگر وضع طلاب بيکار، عاطل و باطل را بدانيم و بدانيم به چندين عنوان کتاب مبتلا به، نياز داريم خواهيم يافت حوزه علميه دچار چه معضلات وخسارات علمي و اطلاع‌رساني شده!؟ به يقين از50 هزار طلبه بيش از ده هزار نويسنده نداريم؛ از ميان اين ده هزار بيش از سه هزار محقق کار آمد نداريم!؟ اگر داشتيم خروجي آن خروجي نويسندگي شهيد مطهري بود به دلايلی ثابت مي‌کنم که مي‌شود هزاران مطهري از ميان همين طلاب فعلي تحويل اسلام و جامعه بشری داد ودر هدایت جامعه بشر کاری کرد که مطری  کرده است نه هر کس، چون بادست خالی نمی شود کاری که مطری ها کرده کرد!؟،مواد اولیه بیش از حد تصور بشری داریم ولی قالبی که مطهری بسازیم نداریم، با هر قالبی نمی شود، خمینی ها مطهری ها ساخت!؟

4):منبر و سخنوري: ما گفتيم جايي نيامده که خدا به سخنوری سوگند ياد کرده باشد ولي اين بدان معنا نيست که سخنوري جايگاهي ندارد، سيد جمال الدين اسدآبادي، با سخنوري آتشين و تکان دهنده‌اي که داشت آن هم در آن زمان جهان را تکان داد که مي‌توان از آن زمان، بستر پاشيدن بذر انقلاب اسلامي آماده شد امام خميني را شاهد بوديم با همين بيانات خود از يک سو جوانان را بسيج و جبهه را پر و سرانجام دشمن را شکست داد و از سوی  ديگر با يک سخنراني طرح توطئه آمريکا... عليه ايران را خنثي کرد. که حتی خود دشمن به آن اعتراف کرد.

نه منبر جاي نگارش را مي‌گيرد و نه نگارش جاي منبر را. لذا طلبه بايد ملزم باشد در مواقعي آموزش ديده و برا‌ي آن يک پايان نامه بنويسد، در واقع منبري حرفه‌اي باشد چيزي که حالا برعکس خيلي از منبرها براي مردم وقت تلف کردن است و بس. در هند گويند منبري‌هاي حرفه‌ داردگه مجلس راکاملاً تحت تأثير قرار داده و دگرگون مي‌کنند؛ نبايد هر کس خواست باشد بلکه هر طلبه الزاماً باید آموزش ببيند چگونه مي‌شود محصول علم را همين طوري نپخته ... بخوریم؟ مردم تغذيه روحي نامناسب در بيمار کردن انسان از تغذيه جسمي نامناسب و بدتر است که هشتاد درصد بيماران قلبي و عروقي و سرطان ناشي از سوء  تغذيه  است کساني که از اين منبرها به خود ما شکايت داشتند زيادند که وقت ذکر آنها نيست!؟.

5 ):سلامت روح و جسم: قبلاً گفته شد طلاب بايد سالم باشند ولي مگر اين طور است که بدون رعايت بايدهايی سالم بمانند ابداً که قبلاً گفته شد مدتی که به سرکشي طلاب بيمار رفتيم، علت بيماري آنها بي‌تحرکي و عدم اطلاعات طبي و بهداشتي بود. خانم يکي از آنها گفت: هر چه گفتم: دکتر نرفت تا يک روز که بيرون رفته به علت بالا رفتن فشار سکته کرده بود؟! در طرح آموزش ارزشيابي آورده‌ام که طلاب هم به جهت سلامت خود و هم به جهت اينکه سيره انبياء و اولياء(ع) را در تغذيه، بهداشت براساس روايات به مردم القا کنند، بايد اطلاعات طبي داشته باشند. پس اين احاديث طبي را چه کسي بايد براي مردم بيان کند، مگر بدون يک سري اطلاعات طبي مي‌شود؟، مگر طلبه بيمار مي‌تواند درس بخواند، تحقيق کند، منبر رود، بلکه بايد ولو در وقت تعطيلات آموز‌ش ديده و الزاماً پايان‌نامه بنويسد. حقير دانشگاه نرفته‌ام ولي از شروع درس حوزوي در چهل سال پيش تاکنون در مسائل طلبگي مطالعه و تحقيق دارم، بيش از بيست کتاب و طرح طبي دارم با 14، پزشک رابطه دوستي و بحث طبي دارم، سال جاري شش طرح براي وزارت بهداشت و درمان ارسال کردم. بيماراني را تاکنون در ضمن کار تحقيقي معالجه کرده‌ام، بيست ساعت کار مي‌کنم خسته نمي‌شوم مگر خوابم ببرد. حالا ببينيم حضرت رسول(ص) در مورد اهميت سلامتي چه مي‌فرمايند: «لا خير في الحياه الا مع الصحته- زندگي بدون سلامتي خير و سعادتي در آن نيست». يعني عبادات هم آب ديده و زياد تعريفي نيستند و نيز مي‌فرمايند: (التعمتان مجهولتان الصحه و الامان... دو نعمتي که (قدر و اهميت آنها) معلوم نيست، سلامي و امنيت است». البته قديم در حوزه تدريس اطلاعات طبي بوده ولي امروز که بيماري فراگير شد خير از سيصد هزار سرطاني سالي سي هزار راهي گورستان مي‌شوند از چاقها سالي پنجاه هزار که همه بر اثر تغذيه ناجور است در صورتي دهها هزار حديث و آيه درباره بهداشت، تغذيه، بدن‌سازي داريم و هم راست مانده‌اند همين الان ساعت 11 ، 14/4/89 راديو پيام خبر داد به مناسبت روز جهاني مواد مخدر، چهار تن مواد مخدر که در چهار ماه سال جاري در تهران کشف شده بود به آتش کشيده شد. اگر حوزه توانسته بود جوانان را آگاه سازد ما امروز شاهد سه ميليو معتاد بوديم؟!، ابداً واین از خلأ وجود ما ها حکایت دارد،وبس!؟

چند يادآوري

  1):امتيازها: در هر کاري چه بشر موردنظر چه فردي باشد  و چه اجتماعي، براي اين کار مؤثر واقع شده و در افراد چنان اثر کند که افراد به طور خودجوش تحريک شده و به فعاليت واداشته شوند، تنها راه آن اين است که از راهي وارد شويم بگونه‌اي روش را تنظيم کنيم که انگشت روي آن خواسته‌هاي فطري، روحي و رواني انسان گذاشته شود و اين در ميان افراد ايجاد رقابت کند، ايجاد رقابت علاوه بر روايات در قرآن به صراحت آمده و خداوند، در سوره آل عمران آیه133 ،مي‌فرمايد: (سارعوا...) همان گونه که قبلاً اشاره شده انسان موجودي است صد در صد تفوق طلب، ترقي خواه، پيش رونده...،شما به دو نفر که در پيش رويتان نشسته‌اند با توجه به اينکه چهره آنها را با دقت زيرنظر داريد بفرماييد امتياز آقاي (الف) به بيست رسيده و امتياز آقاي (ب) در ده باقي مانده است. ناچارم بيشتر توضيح دهم آقاي که گاوبندي دارند گفت: براي هر گاوي نام خاص معين کرده و آنها را با اين نام صدا مي‌زند، به همين جهت شیر اين‌ها نسبت به گاوهاي بي‌نام بيشتر است خداوند هم در قرآن دارد اين‌ها را به ما ياد مي‌دهد مانند: (السلام عليکم و علي عباده الله الصالحين): «سلام علي ابراهيم»، آیه109، سوره صافات:«ان الله يحب امتقین ...» آیه76-124،سوره آل عمران.

تنها براي ارتقائات تحصيلي، پايان‌نامه، تبليغات خوب... بايد امتياز داده شود. بلکه براي رفتارهاي اخلاقي، حتي نمازشب، کارهاي نيک... امتياز داده شود، گرچه کاري که تاکنون نشده مانند نور براي فرد از تاريکي آمده زننده است ولي بعد عادي و به يک فرهنگ عمومي تبديل خواهد شد، مي‌شود بگونه‌اي باشد که حساسيت هم ايجاد نکند. اين امتياز يک نوع گزينش که در واقع به خصوص ضروري هم کار را آسان مي‌کند که انسان براي يک مهره مناسب براي فلان کارمعطل نشود هم چون مناسب است در خود آن کار موفقيت اميدوار کننده‌تر است از مهر‌ه‌اي که زياد مورد توجه نيست و درست شناخته نشده.

به نظرم رسيد اين مطلب را به صورت پيشنهاد عنوان کنم، امتيازات چون در واقع يک حق مسلم است از يک سو، و از سوي ديگر چون باعث تحريک ديگران مي‌شود شهريه طلاب براساس امتياز آنان باشد همان‌گونه که قبلاً گفته شد اين موضوع را قبل از طلبه شدن به اطلاع افراد داوطلب برسانند از جهات زياد نتيجه ‌بخش و کارساز است اگر اين هم نشود به شکل ديگر چيزي به آنان تعلق بگيرد و اين چيزي است که قرآن هم آن را تأکید دارد.

2):اجراي طرح: اجراي هر طرحي در ابتدا هم با موانع و نبايدهايي روبرو مي‌شود؛ هم کلاً درست شبيه اين است که کسي از تاريکي وارد يک روشني شده باشد. قدري سنگين است تا با روشني آشنا و مأنوس شود لذا با اين آمادگي بايد وارد کار شده و نيز اين طور نيست که همه اصول و راه‌کارهاي طرح در مرحله اول قابل اجرا بوده و کاملاً جواب بدهند؛ در هر امري اين اول طبيعي خواهد بود در همين رابطه اگر مواردي اصلاً قابل اجرا نيست همان‌هايي که قابل اجرا هستند کافي و با اميدواري بايد شروع کرد، خود شروع در مراحل بعدي خيلي چيزها را خود به خود سامان مي‌دهد که جبران کننده مواردي باشد که قبلاً جا مانده است اصلاً اجراي طرح اين گونه است که تا از مرحله اول عبور نکنيم درست نمي‌دانيم در مرحله بعدي چه پيش خواد آمد و چه بايد. البته در کارهاي فرهنگي و مانند آن اين گونه است نه در امور صنعتي، ساخت و ساز... تا این حد.

از همه مهمتر چيزي که بايد مورد توجه قرار گيرد اينکه معني طرح اين نيست که چهار چوب  طرح گذشته ترميم کنند اگر اين طور باشد طرح نيست چيز جديدي ارائه نکرده، درست مانند طرح انقلاب اسلامي که نظام شاهنشاهي را به طور بنيادي برداشت مطالعات 40 ساله و نوشته‌هاي کاملاً تحقيقي ما نشان مي‌دهد مشکلات ريشه‌اي حوزه علمي هم همين طور تجربه شده با داد و فرياد چرا مشکلات حوزه‌‌هاي علميه هنوز باقي مانده، عوض کردن مديراني هنوز همان که هست هست و کارهاي ترميمي هيچ اثري نداشته و چالش ها و معضلات حوزه همچنان باقي است که خروجي‌ها نشان، نشان مي‌دهد کاري که بايد صورت نگرفته؛ از جمله همين نظام آموزشي تا بطور کلي عوض نشود خواهيد ديد که هر چه زمان پيش برود، به دلايلي که وقت ذکر آن نيست حتي وضع بدتر و به حاشيه رانده شدن حوزه‌هاي علمي و عالمان ديني کمک خواهد کرد!؟ حاضرم توضيح دهم چگونه ما با آنچه در سطح جهان بايد باشيم و مي‌شود که آن گونه شويم ولی خيلي فاصله داريم، به چهار ديوار ايران هم که نگاه کنيد در همين جا هم آن که بايد باشيم نيستيم نبايدهايي که مي‌دانيد گواهي مي‌دهد بايد از فرم قديمي خارج شد تا متوجه شويم چه خبر است شرايط هزار بار تغييرکرده و مرتب در حال تغيير است و اين‌ها هنوز در همان خانه صد ساله پيش فکر مي‌کنم اين خانه فکر را بايد عوض کرد همان گونه که در شرايط مادي هر روز وضع را عوض مي‌کنيم و به صورت پلکاني بالا مي‌رويم؟!

من نمي‌گويم حديث مي‌گويد:«من ساوا يوماه فهو مغبون». وسائل الشيعه، ج 16، عن ابي عبدالله: و نيز من نمي‌گويم شهيد آيت الله مرتضي مطهري مي‌گويد:«روحانيت بر اثر آفت عوام‌زدگي نمي‌تواند پيشرو و از جول قافله حرکت کند...، روحانيت عوام زده ما جاده‌اي ندارد از اين که هر وقت يک مسأله اجتماعي مي‌خواهد عنوان کند بدنبال مسائل سطحي و غيراصولي برود...، افسوس که اين آفت عظيم دست و پاها را بسته است وگرنه معلوم مي‌شد که اسلام در هر عصر و زماني زنده است... چرا برنامه طلاب و محصلين علوم دينيه مطابق احتياجات روز تنظيم نمي‌شود؟ چرا روحانيت ما به جاي آنکه پيشرو و پيشتاز و هادي قافله باشند هميشه از دنبال قافله حرکت مي‌کنند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟». مجموعه مقالات صفحه 109: نه دليلي براي رد اين بيان شهيد و حديث فوق داريم و نه وضع تغيير کرده که بگويم حرف ايشان مال زمان پيش بوده و به حمدالله حالا ديگر آن طور نيست.

حقير نگرانم سر حوزه‌هاي علميه با وضع موجود و تحول جهاني که همه جهان متوجه شده‌اند اسلام چه مي‌گويد از اين فرصت طلايي نمي‌توانيم استفاده کرد و لااقل مشکلات  داخلي خود را حل و اصلاح کنيم واقعاً خسارت است؟!

                آثار رقابت در جامعه   ( از طرح جلو گیری از تلفاترانندگی)

خداوند عالم خلقت انسان را بگونه ای طراحی و شکل داده است که حی برتری جویی، تفوق طلبی... فطرتاً در وجود او نهاده و بطور ناخودآگاه واکنشی تحریک آمیز به انسان دست می دهد که در تعریف دیگر اثر متقابل هم به آن گفته می شود. هر انسانی با سواد بی سواد نگاهش به عملکرد، پیش رفت دیگران است هر کار آنها کرده اند ولو نیاز ضروری هم نداشته باشد تحریک می شود خود را به او برساند، اگر رسید قانع نمی شود و به همان واکنش برتری جویی می کوشد از آن دیگری که نظرش را جلت کرده پیشی گیرد حتی در عده ای به خاطر دارا بودن استعداد بیشتر و گمرتر می کوشد جایی برسد که کسی از خودش در این شهر برتر نباشد، اگر به این حد رسید قانع نشده و متوجه دیگری می شود؛ و همین طور تا از کشوری به کشور دیگر و تا بی نهایت مثل فرعون کارهای خدایی خواهد کرد و می گوید (انا ربکم الاعلا . من خدای بزرگ بر ترم)!؟

به هر صورت همین روحیه و خواسته فطری بود که انسان را از غارنشینی، پوشیدن پوست حیوان... به جای لباس به این جا رساند که مشاهده می کنم. اگر کتاب تاریخ صنایع و اختراعات را با دقت نگاه کنیم خواهیم دید هر صنعت و اختراعی وجود خارجی پیدا نکرد مگر این که عوامل دیگر او را تحریک کرده است برای اختراع لامپ برق چند گروه بسیج شدند و تنها ادیسون موفق شد بعد از هزار بار آزمایش سرانجام لامپ برق را اختراع کند.

صاحب نظران و اقتصاد دانان یکی از روشهایی که برای پیشرفت بازار و یا کلاً توسعه و بالا بردن کمیت تولیدان و کلاً اقتصاد راه رقابتی کردن تولیدات را در پیش می گیرند مثلاً ماشین از خارج وارد می کنند تا تولید کنندگان داخلی در کیفیت تولید خود رو بالا رود که جداً اثر دارد و اگر رقابت نباشد باید گفت: از فقر و گرسنگی... مردم خواهند مرد.

رقابت در نگاه اسلام

خیلی موضوعات اطراف انسان خودنمایی کرده و عواملی انسان را بدان سو می کشاند که خداوند همه آنها را به خاطر مصالح دو جهان بشر به شدت و برخی قدری آرام تر منع و در کل برای ارتکاب به آنها وعده عذاب داده است و برای عکس این وعده بهشت جاودان داده است. در مورد گروهی هم ساکت است و منعی ندارد که به آنها مباهان گفته می شود در میان بایدها که به آنها کار خیر و نیک گفته می شود؛ کارهایی هستند در ایده آل شدن زندگی دو جهان انسان اثر شگرفی دارند تأکید دارد و بالا تر از تأکید در چندین آیه از جمله آیه 133 سوره آل عمران تأکید به سرعت کردن دارد و می فرماید: (و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که...) از جمله سرعت گرفتن معلوم است خداوند رقابت برای کسب ارزشهای مادی و معنوی هر دو که لازم و ملزوم بکدیگرند پسندیده و لازم می داند و انسان را به خاطر همین گونه اجتماعی زندگی کردن خلق نموده است و به همین جهت انسان را به کار و تلاش توصیه کرده است و نیز در سوره آل عمران آیه 114، انبیاء آیه 90 و مؤمنون آیه 61 بر این رقابت تأکید دارد.

موضوع را این طور به اصل بحث برمی گردیم که گفته شد مشارکت مردمی در همه کارهای نیک منافع زیادی را همراه دارد که در مورد آن تا حدودی بحث شد و این چند آیه آن را از دو جهت مورد عنایت قرار می دهد از یک جهت که در معیثت انسان اثر دارد و از جهت دیگر انجام کارهای ارزشی هستند که سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین خواهند کرد.

در واقع باید گفت: مشارکت مردمی که بطور بنیادی بشر را به سبقت گرفتن ترقیب کرده است و همین امر آثار مشارکت مردمی و کلاً رقابت سالم در جامعه را مورد تأکید قرار می دهد. در کارهای خیر افراد رقابت بیشتری از خود نشان می دهند به خصوص اگر مشوق این رقابت را مدیریت کند تا درست به ثمر بنشیند لذا راهنمایی و رانندگی اگر طبق یک طرح کاملاً رسمی مشارکت مردم توسعه داده و هماهنگ مدیریت کند می توان گفت تخلفات و تلفات تا 80 درصد کاهش خواهد اتفاقاً تاریخ 30/8/1392 در ضمن خبر شنیده شد راهنمایی و رانندگی قصد دارد مشارکت مردمی و بقول خودشان پلیس افتخاری را توسعه دهد و این هم به احتمال قوی به جهت این است که چند سال است هم از دانش آموزان به عنوان کمک پلیس استفاده می شود هم در ایام عید نوروز پلیس افتخار که دارند جواب خوب داده و واقعاً مؤثر است یعنی مردم خود را با مردم در مقابل می بینند و پلیس دولتی نیست که به دلایلی اعتنا نمی کنند برخی به لج پلیس دست به کارهایی که نباید می زنند.

به هر صورت تا حدودی رقابت به معنی عام آن تا حدودی معلوم شد که اسلام تنها به فکر نماز و روزه نیست مشارکت مردم در کار خیر که خداوند فرماید: در امور خیر از یک دیگر سبقت بگیرد کار خیر نماز نیست بلکه خدمت به جامعه است که  صدها آیه در مورد کار خیر، نیکوکار، اصلاح امور، عدالت... آمده که همه مربوط به امور مادی است و مهم ترین امور خیر که با جان مردم سروکار دارد همین مشارکت مردمی در همکاری با پلیس راه است سالی 20 هزار تلفات کم نیست، کشور اسلامی که مورد تهدید حمله نظامی آمریکاست چرا 20 هزار نیرو رزمنده خمینی مانند را از دست بدهد!؟ مشارکت کنندگان برای جلوگیری از تلفات 20 هزار نفر است که هر کدامشان یک اتم برای سرکوب کردن دشمنان اسلام از جمله آمریکاست ما چون آثار مشارکت مردمی که همان رقابت در امور خیر بوده تا حدودی توضیح دادیم شاید لازم نباشد درباره رقابت بطور تفصیلی وارد بحث شویم

به خاطر مردم باید چاره اندیشی کرد

وقتی خداوند در قسمت دوم آیه 32 سوره مائده حیات دادن به یک انسان با حیات بخشیدن به همه بشر مساوی و در قسمت اول کشتن یک نفر را با کشتن همه واقعاً تکان دهنده و الزام آور است که باید بطور جدی اقدام کرد چون بهر نحو و شکلی ولو یک در هزار در امر شدنی صاحب اثر در پیشگری کوتاهی شده باشد ولو از طرف یک مرجع یک رئیس جمهور... قطعاً طبق آیه 9 سوره تکویر؛ آیه 36 سوره اسراء باید جواب گو بود. دیشب 1/9/1392، در مناظره چند نفر از دولت و بخش خصوصی تولید وسایل نقلیه گفتگو بود و در موضوع آلودگی کلان شهرها و تلفات آن یکی ازنها گفت: کوتاهی در بر طرف کردن آلودگی شهرها قتل شبه عمد است!؟ حرف کاملاً درستی است هرکس کوتاهی کرده باشد و باعث مرگ یک نفر شده باشد هرآن کس که حتی توانسته به مسئولین هسدار دهد و نداده شریک جرم خواهد بود تا چه رسد خود مسئولین کشور به خصوص آنهایی که بطور مستقیم مسئولند مثل شهردار، وزارت بهداشت وزارت کشور وزارت ارشاد، وزارت حفظ منابع طبیعی که با سلامتی مردم ربط دارد.

عجیب تر درکوتاهی مسؤولین در مورد برچیده شدن ماشین ها از رده خارج شده و درازمدت اقدام شود. یکی از مسؤلین گفت: راهنمایی و رانندگی چرا قاطعانه اقدام نمی کند؟ اگر نکند پس چه کس باید بکند؟ در جواب مطلب قانع کننده ای بدست نیامد که مسؤول چه کسی است که بگوید اگر وسایل نقلیه فرسوده و تولید وسایل نقلیه استاندارد اقدام نکنند همه را تاریخ فلان فوراً ملزم می کنند و الا پروانه کسب... بطور کلی باطل خواهد شد. متأسفانه معلوم شد قانون نهادی را مسئول قطعی این گونه امور قرار نداده، راه نمایی و رانندگی در حدی دارای دستور و آ ماده  عمل نیست که فوراً فلان کارگاه تولید خود رو را پلمپ کند و تا رفع مشکل اصلاً نگذارد تولید شود. نه این که تولید شود بعد بگوید شماره گذاری نمی شود!؟ این دیگر فایده ندارد و باید قبول کرد در امر ترافیک، حل مشکل تبدیل استفاده از وسایل نقلیه عمومی و دوچرخه سواری هم به همین بیماری مسری مبتلا است و همه در بازدید با جان سالی بیش سی هزار تلفات آلاینده شهری و تصادفات است. اول مسئولین و بعد هم کسانی هستند که به هر اندازه می توانند اقدام کنند ولی نمی کنند در صورتی که راه حل هم دارد!؟

راه حل این قبیل معضلات

همان گونه که اشاره شد برای هر کاری از خودش سخت تر پیچیده تر نباشد راه حل هم کوتاه مدت هم دراز مدت دارد . کشورهای موفقی حتی در راه باطل داریم که صد سال روی یک طرح کار می کنند تا به نتیجه برسند در صورتی که تجربه شده و ما شاهد بودیم طرح جلوگیری از تلفات جاده ای که حدود دو سال است که اجرا می شود با وجود این همه جا نیست عوامل دیگر که صاحب اثرند متأسفانه نیستند.به قول فرمانده،پلیس را در اوایل سال جاری چندین بار فرمودند تلفات جاده ای ما از 20 هزار در سال به 18 هزار کاهش یافته. معلوم است در امرکوتاهی، افراد در قبل از طرح باید جواب بدهند و از این به بعد که می شود با اقدامات لازم 18 هزار را حداقل به پنج هزار کاهش داد و عوامل مؤثر اقدام نکنند قعاً باید جواب بدهند . با این حال که می شود و کوتاهی باعث نشدن می شود،دیگر نمی شود گفت قتل شبه عمد است بلکه قتل عمد من غیر مستقم است!؟ در دعا است آنها که حسین (ع) و یارانش را شهید کردند و آنهایی که شنیدن و راضی بودند مورد لعن خدا... هستند. یعنی شریک جرمند حوزه علمیه ائمه جمعه در فرهنگ سازی، وزارت ارشاد، شورهای شهر، راهنمایی و رانندگی وزیر کشور، استان دار، شهردار فرمانده حتی سران قوم و مردم که می توانند داد بزنند و از نمایندگان خود در مجلس، در مجلس خبرگان رهبری... بخواهند اقدام شود واگر نکنند مسئول هستند. می گویند تا بچه گریه نگند مادر پستان در دهانش نمی گذارد.

و اما کلیات طرح  ( از طرح پیشگیری از تلفات رانندگی)

علاوه بر این که هر استانی رسماً نهادهای دولتی مسئول هستند و الزامی است که عمل کنند با این که در ایران رسم ایالتی نیست مسئولیت هر استانی علاوه بر الزامی بودند رقابتی شود هم فشار مرکز هم رقابتی هر استانی از نظر پیشگیری از آلودگی، تلفات جاده ای... موفق تر بوده امتیاز او بالا و در دفتری ثبت شود و به عنوان نمونه لوح تقدیر به آن استان نعلق بگیرد و طوری باشد که اول شهر در راه های اصلی ورود به شهر با تابلوی بزرگی به صورت نمادین از جنس هم باشد که ماندگار باشد

1) بنیاد ستاد: از همان اول ستادی به نام... رسماً در جایی معین و مستقل احداث شود که برای هر زمان بماند بطوری که در دیگر کشورهام قابل استفاده و بنام یک طرح اسلامی در جهان قابل استفاده باشد که هم ترویج اسلام باشد وهم خیلی چیز های دیگر که قهراً پیش خواهدآمد.

2) اعضای مسئول: ائمه جمعه استان به عنوان نماینده ولایت فقیه، حوزه علمیه و امام جمعه به عنوان مسئول فرهنگ سازی، ستاندر، فرماندار به عنوان مسئولین اجرایی، شورها به عنوان نماینده مردم، سران فامیل و بزرگان قوم به عنوان دادخواهی و اعلام خواسته ها و شکایات خود حتی از نمایندگان در مجلس و مجلس خبرگان رهبری راهنمایی و رانندگی به عنوان مسئول عملیاتی نیازها و خواسته هایی که خواسته مردم، مصالح کشور و در کل وظیفه ای که سوگند یاد کرده اند و شهردار در مورد امور شهر.این ها همه عضوی باشند که شورا. در هر وقت که لازم است شورا تشکیل و اگر طرحی هست به کار گروهی سپرده شود و اگر دیگری  هست که باید عملی شود در جلسه شورای فرد مسئول معین و ملزم شود با این شرایط معین باید انجام وظیفه و نتیجه را به عنوان بینلان کار بدهد و همه این ها هم کتبی باشد هم بایگانی گردد.مثلاً ائمه جمعه و جمعات در فرهنگ سازی چه کار باید بکنند باید نوشته و به صورت بخش نامه اعلام شود و معین شود محدود کاری هر مسئول، همکاران آنها چگونه و چه نهاد هایی باید باشند نه همین طورهرج ومرج!؟

3) با توجه به اینکه هر شهری باید به همان نمونه رسد به عنوان شعبه عمل کنند، باید خودشان برای اجرا طرح مثلاً فرهنگ سازی جلسه داشته و با مرکز هماهنگ باشند

زمینه کاری

حل مشکل ترافیک، آلودگی شهر، ترویج دوچرخه سواری کنترل سفرهای نوروزی، تشکیل پلیس افتخاری و مشارکت مردمی، رفع آلودگی شهر، ایمن سازی وسایل نقلیه و از رده خارج کرده و مسایل نقلیه فرسوده

و خلاصه هرکاری که به مصلحت استان است براساس شرایط خود استان عملی شود درست مثل کشورهای ایالتی و ایالت و ایابتی و این کار شدنی است

در مجلس قانونی پس از آسیب شناسی وضع شود هر استانی می تواند در مورد شرایطی که آن استان اقتضا می کند، آزادی عملی داشته باشد با مسئولیت که نتیجه را به مرکز بدهد مثلاً این استان به خاطر شرایط آب و هوا... اجازه داشته باشد این گونه عمل کند حتی در مسائل آموزشی، امتحانات، مطبوعات، روش ارشاد مردم آن گونه عمل شود و حتی کتاب نوشته شود که شرایط آنجا اقتضا کرده ومردم به آن علاقه نشان داده و جذب می شوند.

سال 1383 که برای محرم به شهر لالی مسجد سلمان آنجا بودم متوجه شدم کتابی که برای مثلاً مردم قم نوشته می شود بدرد آنجا نمی خورد چون مردم دارای روحیه شاعرانه و عارفانه... هستند از این راه بهتر می شود آنها را هدایت کرد و با عشق و انگیزه آنها را تحریک کرده و پیش برد. یک جلسه سخنرانی برای دانش آموزان مربوط به کمیته امداد داشتم فکر کردم نوجوان هستند با حکایت گفتن موضوع تفهیم و القاء کنم ولی دیدم نمی گیرد و بچه می لولند و سرگوشی با هم حرف می زنند فوراً پیچ سخن را به طرف مسائل عرفانی برگردام دیدم همه متوجه شدند چه می گوشم.

 در مورد همین قضیه زیاد فکر کرده ایم که یک نواختی آنهم با توجه به این حتی فرهنگ یک شهر با شهری دیگر فرق دارد یکی از مشکلات ما در فرهنگ سازی و کلاً سایر کارها، یک نواختی عمل کردن است که آزادی عمل را در خیلی جاها سلب و نتیجه سلب آزادی عمل مصیبت هایی در پی خواهد داشت که با یک آسیب شناسی باید معلوم کرد چه خبر است که ما خبر نداریم فکر می کنیم مسئولیت همین که روحانی لباس بپوشد آقا مسئول شهر باشد... و همین طور راهنمایی و رانندگی و امام جمعه فقط نماز و برخی توصیه ها و خداحافظ!؟ به همین جهت طرح... مفصلی را تاریخ برای ائمه جمعه محترم نوشتم و در اقدام عملی خبری نشد چون ایران ما در کل با طرح مدون جامع در حد قوانین ثابت خیلی عقب مانده وبی علاقه است!؟،

این را هم یادآور شوم که اگر همین طرح را بخواهند و من باشم طرح جامع و کاملی می نویسم که چگونه می شود هر استانی آزادی عمل داشته باشد و صد در صد ولایتی هم باشد نه ایالتی، طرح خودستاد را هم بنویسم طرح فرهنگ سازی... که برای همه این طرح آماده دارم پس از دادن طرح خودم در مدیریت آن تا دوره آزمایشی خود را طی کند باشم تا معلوم شود کار نشد وجود ندارد قدیم گفتند هرکاری می شود ولی مرگ علاج نداد در صورتی که دانش امروزی ثابت کرده مرگ علاجه دارد امام صادق می فرماید مرگ یک بیماری است نه امر طبیعی یعنی مرگ طبیعی بدن نیست که فرض کن اگر عارضه ای نباشد انسان بمیرد اگر فرض کنیم هیچ عارضه الهی متوجه انسان نشود انسانی نمی میرد؛ مثل امام زمان (ع) که یک نمونه آن است و در کتاب (منتظر جهان و راز طول عمر) نوشته سید احمد علم الهدی چاپ سوم ص 32 تا... آمده است

خدا به داد مسئولین برسد که برای کارهای که چون از آنها می بارد توجهی داشته باشند نمی شود، مشکل است، کردیم نشد و صدها بهانه بدتر از گناه دیگر این ها را با دلیل می گویم و همین اطلاعات بود که تاکنون بیش صد طرح برای حوزه های علمیه کشوری طبی، اجتماعی دارم که هم در وب سایت و هم در وبلاگ مراجعه کننده راضایت بخش است و هم طرحهایی که تاکنون داده ام رضایت بخش است به خصوص در مورد طب سنتی اسلامی راههانی و رانندگی استفاده بیمه از گاز خانگی، چهارشنبه سوری طرح جامعه امنیت مرزی کشور طرح حمل مشکل جنگ داخلی سوریه... خدا یاریم کن که به امید تو دارم شب و روز می کوشم لا اقل مدیون خون شد نباشم می دانم هرکار کنم ارزش یک قطره خون شهد را ندارد که برای اسلام و مصانح مردم بر زمین ریخته شده است: ساعت سه و ربع بامداد 2/9/1392

فصل هفتم. متفرقات تقریباً مربوط    ( از طرح پیشگیری از تلفات رانندگی)

به جهت اینکه این فصل بیشتر به موضوعاتی پرداخته می شود که در همه مسائل مدیریتی و کشوری کاربرد دارد کلمه «تقریباً مربوط بکار رفت در این فصل از مشارکت مردمی، ایجاد رقابت سالم و سازنده مسایلی که زیر مجموعه این خواهد آمده علاوه بر این خود مشارکت و رقابت هر کدام خود طرح مستقل و جامعی هستند زیر مجموعه هر کدام قابل یک طرح و یا نتیجه طرحی را همراه خواهند ادشت، که اگر همین دو طرح درست عملی شود مثل اینکه دهها طرح اجرا شده باشد اثر بخش خواهند بود.                                     ((( روش وعوامل مدییت موفق در هر کاری+= درکپی مدارک... درج شود)))

پدافند غیر عامل

پدافند عامل همان پدافند هوایی ضد حملات نظامی است که از خسارات جلوگیری می کند پدافند غیر عامل از حوادث جنگ نرم و تهاجم فرهنگی پیشکری می کند وقتی وحدت عملی در جامعه ایجاد شود یکی چون مردم احساس نزدیکی و دوستی دارند علیه یک دیگر دست به اقدامی نمی زنند وقتی وحدت باشد و دوستی افراد علیه دشمن خواهند استاد وقتی مشارکت مردمی از یک رهبر همایت کنند دشمن نمی تواند اقدامی انجام دهد چهار تا براد تا هم متحدند هیچ کس نم یتواند به آنها ستم کند وقتی مردم در تولیدات به خودکفایی رسیده باشند راه بیگانه بسته شد همان بیگانه که فساد، بی هویتی را همراه خود در یک کشور خواهد آورد آیه103 سوره آل عمران این می شود پدافند غیر عامل یعنی کاری هایی صورت گیرد که یک خانواده از گزند غیر... در اما باشد که اگرآن کارها نمی بود خانواده به مشکلاتی گرفتار می شد پس نام مشارکت مردمی را باید پدافند غیر عامل گفت. .نیز آیه60 سوره انفال ،در مورد عملی که دشمن را می ترساند چه آمادگی نظامی باشد یا وحدت همگانی توده مردم، برای قیام بر علیه ستمگر ومتجاوز به حریم اسلام....

آثار طرح مشارکت مردمی

انسان موجودی است که هم صد در صد آسیب پذیر است و همین باعث شده آن همه انبیاء و اولیاء (ع) برای هدایت این بشر وارد میدان پر مخاطره زندگی موجودی شوند که در هر دو طرف آسیب پذیری و حرکت عاری از آسیب می تواند به درجات عالی در حد ملائکه بالاتر و به درجات دانی و از حیوان پست تر سر در آورد. آثار مشارکت مردمی هم زیاد است هم گوناگون و متفاوت. طولی ولی ما بطور خلاصه به آنها می پردازیم که کلیاتی باشند که می شود درباره دو مورد کتاب و یا طرحی مستقل نگاشت

1) احساس مسؤولیت: از منظر انسان شناسی، انسان موجود صد در صد مسؤولیت پذیر خلق شده است. دلیل آن همان ریاست طلبی است که نتیجه واکنش درونی و حاصل همان کنش است که خطرات به آن گفته می شود ولی اگر از حد بگذرد همان خواهد شد که در موارد زیادی برای ریاست انسان هایی مثل عقام شده اند مانند آدم کشان تاریخ از هیتلر گرفته تا....

اگر این واکنش درونی درست مدیریت شود خیلی کار ساز است وقتی انسان مسئولیت را قبول کرد مقید می شود یعنی خود را آماده می کند هم آن را کار انجام دهد هم خوب انجام دهد چون تقید سر از عشق و علاقه در می آورد که منشأ هر کاری است. بشر به آن دست می زند و نیاز به حاصل آن کار دارد.

2) تقید در عوامل: همان گونه که اشاره شد تقید هم از همان فطرت ناشی می شود که از مقوله انسان شناسی می باشد تقید این نتیجه مهم را در پی خواهد داشت،چون موفقیت در مسئولین بدون اطلاعات لازم وابزار کار هر چه باشد امکان پذیر نخواهد بود، لذا همان روحیه تقید و پایبندی فرد را وادار می کند از هر نظر خود را آماده کند. هیتلر در جهت منفی چنان از هر نظر خود را آماده کرده بود که در طی چند هفته چند تا از کشورها اروپایی را در نرودید و به انگلستان که رسید متوقف شد چون دولت وقت چرچیل خیلی ماهر، سرخت و مدیر بود. ما هرکاری در جامعه بخواهیم انجام دهیم تنها راه آن این است که مردم را با هرروشی مقید کنم، دیگر بطور خود جوش بقیه کارها درست شده است. در سطح خانواده یک کروه ده نفره در یک کارگاه هم می شود چنین کرد حضرت رسول (ص) چه کار کرد که توانست به تنهایی در مقابل آن همه دشمن از نظر ثروت قوی روزی مکه را بدون خون ریزی فتح و اسلام را در جهان پایه گذاری کند؛ به طوری که پس از قرنها و وجود حوادث شکننده علیه اسلام هنوز این شالوده بنیادی ،بدون کمترین تغییری استوار ایستاده است.

3) وحدت وانسجام: وحدت همگانی یکی از اصول مهم موفقیت سلامت، امنیت... در جامعه است. توجه به اینکه چه عواملی وحدت را متلاشی می کند یا از به وجود آمدن آن ممانعت و چه عواملی باعث به وجود آمدن می شود. آنگاه اهمیت وحدت شناخته شده است. تضاد منافع که حتی باعث می شود میان بستگان حتی برادران وجود داشته باشد، همین تضاد منافع است چیزی تضاد منافع را از بین می برد انجام امور مشترک اجتماعی می باشد از یک سو افراد را سرگرم می کند، از سوی دیگر چون با عشق و علاقه صورت می گیرد و هر کس احساس می کند کار دسته جمعی لذت آور و بصورت همکاری صورت می گیرد باعث مهر و علاقه در میان افراد می شود؛ نمونه آن را در پیروزی انقلاب اسلامی، نیروی بسیج مردمی در دفاع مقدس 8 سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با همه وجود شاهد و ناظر بودم نتیجه مشارکت مردمی بود روشی که امام خمینی (ع) نتنها در ایران بلکه در جهان نشان داد مشارکت مردمی تا چه حد کار ساز و گره گشا است.

4) عامل بازدارنده فساد : فساد و نا امنیتی در جامعه یکی از معظلات در ظرفی است که همه برخوردها، معاشرت ها فساد نا امنیتی اخلاقی... در جامعه ریشه در تضاد اجتماعی دارد اگر تضاد در جامعه به حد نورمال برسد در کاهش فساد در جامعه اثر دارد. فساد ناشی از عواملی است که در میان احاد مردم فاصله ایجاد میکند. ولی وقتی عوامل وحدت فعال باشد در این صورت جامعه احساس دوستی و اخوت با هم دارند. اکثر افراد با دید مثبت به یک دیگر نگاه می کنند. حضرت رسول(ص) وقتی از مکه به مدینه مهاجرت کرد و در میان مردمی قرار گرفت که جدای از هم بودند با عقد اخوت و مانند آن دلها را بهم پیوند زد و ما شاهد بودیم امام خمینی (ع) چگونه در میان مردم عوامل دوستی و هم راستی را بر قرار کرد و فساد های گوناگون زمان شاه معلون نوکر آمریکا را بر طرف کرد در انقلاب در جنگ 8 ساله... که مردم دوشادوش هم علیه دشمن فعالیت کردند همه با دید همکاری برادرنه... به هم نگاه می کردند.

راهنمایی و رانندگی می تواند با روشهایی در کنترل ترافیک، تنظیم سفرهای نوروزی... از مشارکت مردمی استفاده کند مأموران افتخاری را توسعه دهد تا همه احساس کنند از سلامت برادر دوست عزیز خود دارند اقدام می کنند گروه های نجات که برای سلامتی، جان و همه چی دیگران ارزش قائل هستند حتی همان ها رانندگان حادثه ساز را هم می تواند درگیر کرده تا احساس تقید و مسؤولیت درآنها جایگزین بداخلاقی در رانندگی شود.

( از طرح تلفات رانندگی)

5) عنصر مأثر جوان:جوان عالمی دارد سرشار از تحرک، غرور، هیجان، احساسات، روحیه مسؤولیت پذیری و خلاصه جوان عنصری است که با عشق زنده و برای عشق می کوشد در میدان مسابقه که تا سر حد جان پیش می رود و... این عشق است که عشق به خود نشان دادن در گذشته از عامل غیر پدافند گفته شد تا توجه به اینکه جوان به دلایلی در این ظرف زمان جوانی آسیب پذیر ترین موجود است در عصر جنگ نرم تهاجم فرهنگی در هر کاری بشود باید جوان را وارد صحنه نمود، در مبارزه با تهاجم فرهنگی اگر بخواهیم جوان را از این خطر حفظ کنیم باید مسئولیتی به او واگذار شود؛ چه اشکالی دارد جوانان شهرهای هر استان یک ستاد مبارزه با تهاجم فرهنگی داشته باشند در سفرهای نوروزی شورای کنترل ترافیک داشته باشیم در هر استان ارهنمایی و رانندگی مأمورین افتخاری داشته و برای آنها نام و حتی نوع لباس داشته باشند.

چون اکثر خطاها بداخلاقی در رانندگی از ناحیه جوانان است می توان خود مردم را به گونه ای برازنده مورد تشویق واقع شوند با این قبیل کارها فعالیت کنند، که به خصوص در حق جوان دو کار کرده ایم یکی از تهاجم فرهنگی آنها را در امان داشته ایم و از سوی دیگر کار از او در عمران، آبادانی گرفته ایم. سه میلیون جوان معتاد داریم که هر کدام باید یک متخصص باشد و کشور به وسیله این ها خودکفا و اداره شود؛ لذا هر چه صرف عنصر جوان شود از مهم ترین عامل غیر پدافند در جامعه خواهد بود در واقع به وسیله عنصر جوان حصاری محکم جلو نباید های جامعه و خود جوان کشیده ایم.

6) پیشگیری از فساد: در مورد عوامل غیر پدافند در گذشته گفته شد برای جلوگیری مثلاً از تهاجم فرهنگی بدون این که کاری به تهاجم فرهنگی داشته باشیم غنای فرهنگی را در جامعه بالا می ببریم در حدی که حتی خود مردم به خصوص نسل جوان از عوامل مؤثر خنثی کننده تهاجم فرهنگی می شوند مصداق آیه 40 سوره حجر می شود که شیطان اعتراف می کند در مخلصین راه نفوذی ندارد، تیرش کاری نمی شود.

در مورد کاهش و جلوگیری از فساد اجتماعی با توجه به اینکه فساد از ناحیه نسل جوان و افرا خراب کار رخ می دهد. ما وقتی نسل جوان را در مشارکت مردمی مانند بسیج سهیم و مسئول قرار داده باشم آنها را به عناوین گوناگون تشویق نموده و شخصیت آنها را تقویت کرده باشیم و نسل جوان به همان خواسته روحی خود رسیده باشد. علاوه بر این که فسادی از این جوان سر نمی زند بلکه خودش عنصر ضد فساد می شود وقتی نسل جوان عنصر ضد فساد باشد حتی بزرگ سالان خود به خود اصلاح می شوند اصلاً جامعه یک پارچه موجود ضد فساد می شوند و در یک کلام عواملی که بستر فساد می شوند تبدیل به عوامل ضد فساد شده اند... چون تحت تأثیر عومل اصلاح گر قرار میگیرند

زمان جنگ 8 ساله عراق علیه ایران را کاملاً شاهد بودیم همه مردم حتی اقلیت های مذهبی دوشادوش مثل برادر در جهت یک دیگر ایستاده بودند، دشمن سرکوب شد. در یک خانه درگیری بگو مگو... است ولی خبر برسد دشمن به خانه شما قصد حمله دارد، بگو مگو ها... تبدیل به دوستی، همکاری... می شود. می گویند گربه و سگ که ضد همند، در تنگ نا با شیر روبرو شوند هر دو با هم در مقابل شیر می ایستند. من باور صد در صد دارم اگر بساری از کارها کنترل ترافیک نظم سفرهای نوروزی... به مردم سپرده و درست مدیریت شود تلفات، تخلفات بیش از80 درصد افت خواهد کرد؛ چون هر کس حس می کند همه افراد برادر، دو ست ... او هستند. همین وحدت و یک دلی بستر رحمت و و شفقت خدا قرار می گیرد. خودش می شود مدیر ترافیک... این که در آیه 7 سوره محمد می فرماید خدا کسانی را یاری و ثابت قدم می کند که او را یاری کرده اند خدا که به یاری نیاز ندارد یاری خدا همان خدمت به مردم، هم نوع... است. گفته می شود خوبی مردم با هم باعث ریزش رحمت باران می شود مثل حالا 30/8/1392 که دوز است باران می بارد و بقول هوا شناسی تا دو روز دیگر ادامه دارد و این نتیجه عزاداری نمونه مردم ایران در ورزهای تاسوعا و عاشورا بود که امشب شب 17 ماه محرم است به هر صورت همکاری رحمت خدا را فراوان می کند.

7) احترام به قوانین...: باید توجه کرد چه عوامل فردی و اجتماعی باعث می شوند افراد به قوانین و مقررات بی اعتنا باشند چون هر معلولی بدون علت نخواهد بود و هر جا علت برداشته شود یا اصلاً نباشد معلولی وجود خارجی پیدا نخواهد کرد.

تضاد میان مردم، وجود مشکلات اداره کشور که مردم را تحت فشار قرار می دهد و عواملی از این قبیل از یک سو مردم با هم به جان یک دیگرمی افتند فساد جامعه را آلوده می کند این گونه مسائل باعث مشکلات عدیده برای دولت می شود تبعات این زندگی را به یک زندان و جهنم تبدیل می کند نارضایتی از دولت وجود افراد را فرا می گیرد مردم حتی بدگویی پشت سر دولت را شروع می کنند معلوم است زمینه بی احترامی، قانون شکنی بی اعتنایی به نظم اجتماعی در حال التهاب و شعله ور شدن است. البته کسی که عملاً قانون شکنی نمی کند ولی در جاهایی که قدری زحمت دارد قوانین رعایت شود و یا باید دقت شود بطور ناخود آگاه بی اعتنایی و قانون شکنی با توجهاتی رخ خواهد داد همین تخلفات بیش حد رانندگی را می توان درصد زیادی ازآن را نتیجه همان دو عامل دانست که بطور ناخود آگاه بروز خواهد کرد و در نوروز سال 1388 در مدت ده روز 50000 وسیله نقلیه متوقف می شوند حداقل 50 درصد کم دو عامل که گفته شد می شود بقیه هم، ناآگاهی بزهکاری... می شود.

ولی کراراً روشن شده مشارکت مردمی درست مانند آبی است که روی هیزم ریخته شود لذا جرقه آتش را خوامش می کند مشارکت مردم که یک رنگی... در جامعه را ظاهر می کند بدن جامعه، قوانین را ضد ضربه می کند الآن باران می بارد کبریت بیندازی خوامش می شود ولی بنزین باشد چه؟

8) همکاری با دولت: اگر تاریخ سیاسیون و زمام داران روزگار را نگاه کنیم خواهیم دید عاقب آنها چه شده آنهایی که مردم دار بوده اند که نشانه مشارکت مردم است عاقبت پیروز و سربلند بوده اند و عکس آن هرچه، مدتی آب و رنگی داشته اند ولی عاقبت به خاری و تنفر مردم رفته اند که در مدت 75 سال عمر خود چندین نمونه آن در زمان انقلاب اسلامی و سالهای 1391 و 92 در کشورهای عربی با همه وجود لمس کردیم که امام خمینی(ره) که جهان را محتول کرد و نام نیک او در تاریخ ماند. بیش از هزار اثر از دانشمندان حتی غیر مسلمان امروز در دست مردم همه ارزنده بودن او در تاریخ رمز موفقیت او تنها مشارکت مردمی مشارکت مردمی در سطح یک مدیریت کوچک هم باشد عاقبت موفق است. دولتی که از همکاری مردم استفاده می کند مردم  راضی هستند همین رضایت از کارشکنی... در امور دولت جلوگیری می کند دشمن از این دولت می ترسد چون از پشتوانه مردمی برخوردار است.این مردم در سختی دولت را همایت می کنند در 8 ساله جنگ تحمیلی دشمن آمریکا به وسیله عراق اگر مردم نمی بودند همان روزهای اول تمام بود چون هنوز در تب و تاب، خرابی ها، کاستی های انقلاب نوپا بود که عراق به ایران حمله کرد مردم از مال گرفته تا نیروی انسانی واقعاً شگفتی آفریدند که تاریخ اصلاً به یاد ندارد راهنمایی و رانندگی بیشتر به شکل اداری و تهدید با مردم رفتار می کند به شکل مردمی آن طور که باید نیست؛ لذا با طبع و روحیه عاطفی مردم شیرین تلقی نمی شود!؟ البته با پلیس هیچ کدام از کشورها اصلاً قابل مقایسه نیست اما آنچه باید باشد فاصله زیاد دارد که هم مشارکت مردم با عشق وعلاقه باشد و به خاطر حمایت از پلیس دوچرخه سواری با وسیله عمومی رفت و آمد کردن یکی از جواب های مثبت مردم و دلیل بر مردمی بودن پلیس خواهد بود من خود شیوه مردمی بودن را در تبلیغ در کاراجرایی تجربه کرده ام و راه آن را آن را می دانم.

علاوه بر اینکه این اولین روش به نظر می رسد که من درباره آثار مشارک مردمی عنوان می کنم مطلب و موضوع در این باره زیاد و فراتر از این هاست که پیرامون آثار مشارکت مردمی می توان مورد بررسی قرار داد. شاید کم تصور شود مشارکت مردمی با آن همه آثارش در سلامتی، کاهش بیماری ها به خصوص بیماری های روحی و روانی و بیماری هایی بر اثر مشکلات روحی عارض می شوند مانند ریزش مو، کم غذایی، ضعف عمومی، کاهش هورمون های جنسی... اصلاً یکی از عوامل مهم بیماری همین نگرانی بخل، حسد، کینه ترس... می باشد که در جامعه آلوده از فساد باعث بیماری ها می شود همان گونه که خوشحالی، نشاط، روابط حسنه، همه این ها علاوه بر اینکه از عوارض بیماری جلوگیری می کنند در کاهش بیماری اثر به سزایی دارند خدا خطاب به حضرت رسول (ص) در آیه 103 سوره توبه دارند که وقتی از مردم زکات می گیرند آنها را تشویق کند چون در سکینه و آرامش آنها اثر دارد، نام نیک، کسی را به نیکی صدا کردن، احترام به افراد در سلامت انسان اثر دا

فصل ششم بیماری اخلاقی  ( از طرح تلفات رانندگی)

بیماری از نظر این به انسان زیان می رساند که فرقی ندارد، بیماری بیماری جسمی و روحی باشد یا صرفاً بیماری اخلاقی که خود جسم بیماری اخلاقی ندارد هر چه هست همان اخلاق است که از روح ملکوتی آسیب زده می باشد اما در مورد این که بیماری اخلاقی با بیماری جسمی چه تفاوتی دارد یا این که یکی هستند یا متفاوت باید گفت: بیماری اخلاقی اصلاً با بیماری جسمی قابل مقایسه نیست چون بیماری جسمی تنها روح را تحت تأثیر قرار می دهد ولی آن را در جهت منفی سوق نمی دهدکسی ممکن است به چندین بیماری جسمی مبتلا باشد ولی اذیت او به مورچه هم نرسد حتی گناه و خطایی از او سر نرند ولی بیماری اخلاقی نتنها جسم را در جهت دیگر قرار داده و به گناه... وا می دارد تنها آدم کشان عالم از سالم ترین جسم برخوردار بودند ولی روح ملکوتی آفت زده آنها چه ها که نمی  کرد ونمی کند!؟.

یک راننده مبتلا به بیماری جسمی ممکن است سال ها راننده باشد ولی نه تخلفی را مرتکب شده باشد و نه تصادف داشته باشد ولی آدم مبتلا به بیماری اخلاقی از سالم ترین افراد و قوی ترین وضعیت جسمی باشد ولی پرونده او از تخلف و تصادف پر باشد که قبلاً گفته شد آمار متخلفین عید نوروز سال 1388 بالغ بر 50000 می باشد جسم سالم است ولی روح بیمار است جسم همانند ابزاری است که در دست دیوانه باشد و از کشتن کسی باک نداشته باشد واقع روح خلاقی بیمار است نه جسم و به همین جهت است که خداوند در آیه 179 سوره اعراف، انسان بیمار اخلاقی را از حیوان بدتر می داند!؟ ما در گذشته در مورد بیماری جسمی ثابت کردیم حتی بیماران جسمی هم نباید حق رانندگی داشته باشند چون در مسافت طولانی، زود خسته می شوند، تمرکز ندارند ولی بیماری اخلاقی چیز دیگر است می تواند از منظر انسان شناسی می توان ثابت کرد علاوه بر این از کشته شدن افراد باکی ندارند، نگران نمی شوند بلکه بنوعی برای آنها امری عادی به نظر می رسد و آنهایی که از شدت بیشتر برخوردارند از کشته شدن به گونه ای لذت می برند!؟ تخلف و قانون شکنی را برای خود یک موقعیت می پندارند کیف می کنند که توانسته اند با عوامل دولتی دهن کجی کند دست رد به سینه آنها بزند!؟ و لذا این گونه افراد به مأمورین دولتی بر می گردند. در مورد لذت بردن جایی دیدم سربازان شکنجه گرآمریکا از شکنجه کردن لذت می برند!؟، در کتاب وهابیت پدیده استعمار ثابت کرده ام از آدم کشی لذت می برند که عقیده دارند هر کس 7 نفر شیعه را بکشد به بهشت می رود یکی از سلاطین ستمگر عادت کرده بود وقت غذا خوردن باید کسی در وقت غذا خوردن او در خون خود به قلتد تا غذا  برای او گوارا باشد!؟

من سال 1386 که به زیارت عتبات عالیات سوریه رفته و حدود 12 روز آنجا بودیم کوچک ترین قانون شکنی برخورد غیر مؤدبانه با مسافر از آنها ندیدیم در حالی موارد داشتیم که اگر تکی ایران بود هر طوری دل خودش می خواست عمل می کرد نه قوانین در کربلا هم که سال 1387 بودیم و در سال 1389 مکه حتی یک مورد نه تخلف و نه برخورد غیر عادی با مسافر حتی یک مورد در کربلا ندیدیم که واقعاً باید گفت آن آقا ایثار کرد که وقتی راه عبور برای او ممنوع بود پس از نیم ساعت آن طرف و این طرف مارا جایی به کسی سپرد که حق عبور داشت و بدون این که حتی بگوید یک پول بنزین به من بدهید یا چیزی بگوید نگفت و رفت ولی همین قم تا کنون بیش از ده بار سر کرایه درگیری داشتم در صورتی که از سازمان تاکسی رانی پرسیده بودم و می دانستم حق آنها چقدر است. البته همان طور که در گذشته اشاره شد این ها شاید دو درصد هم نباشند.

منظورم این بود که تفاوت بیماری اخلاقی با بیماری جسمی معلوم شود و این طور چیزها از بیماری جسمی اصلاً سر نمی زند. البته فرقی ندارد که انسان مذهبی باشد یا کافر همین از نظر اخلاق، ایمان بیمار است دیگر فرقی ندارد ابو جهل عموی پیامبر باشد نماز خوان های در لشگر یزید باشند که فرزند پیامبر خود حضرت رسول (ص) را آن گونه شهید کردند به نظر من یکی از علل بالا بودن آمار تلفات رانندگی، در ایران همین باشد که در عید نوروز 1388، 50000 وسیله تخلف متوقف می شوند و این که بارها از پلیس شنیده می شد رانندگان حادثه ساز زیاد هستند که هم مقررات را رعایت نمی کنند هم نظم رانندگی را بهم می زنند!؟ مانند سبقت بیجا، انحراف بی جا بی اعتنایی به علائم رانندگی. آماری که تاریخ 16/8/1392 از سایت گرفته شد مفصل است و به چند جمله از سایت در این باره اکتفا می شود:«به گزارش خبر آنلاین؛ متأسفانه کشور ما یکی از پر تلفات ترین کشورها در زمینه سوانح رانندگی است... در این حال این آمار که بین 20 هزار تا 30 هزار کشته در سالیان اخیر متغیر بوده است پلیس امیدوار است آمار تلفات به زیر 19 هزار نفر برسد». که البته در سال جاری 18 هزار در سال اعلام شد