برمشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا:

مهر تورا به عالم امکان نمی دهم=  این گنج پربهاست من ارزان نمی دهم

گرانتخاب جنت کویت به من دهند=  کوی تورا به جنت رضوان نمی دهم

نام تورا به نزد اجانب نمی برم=    این اسم اعظم است به دیوان نمی دهم

جان می دهم به شوق وصال تو یا حسین =   تا بر سرم قدم ننهی جان نمی دهم

ای خاک کربلای تو مهر نماز من = این مهر را به ملک سلیمان نمی دهم

مارا غلامی تو بود تاج افتخار =     این تاج را به افسر شاهان نمی دهم

دل جایگاه عشق تو باشد نه غیر تو =    این خانه خداست به شیطان نمی دهم

      گفته می شود وقت مردن کسی نیست که علی(ع) بالا سر او حاضر نشود اگر بدکارکار باشد حضرت را با چهره غضبناک می بیند ولی اگر درست کار باشد علی(ع) را با چهره خندان و بسیار دوست داشتنی می بیند، امام حسین هم دروقت مرگ بالای سر دوستان خود حاضر می گردد. نقل است، کسی را همین که داخل قبر می گذرند، متوجه می شود سگ سفیدی باسرعت به طرفش دارد حمله می کند که به شدت ترسیدو درهمین حال چشمش به جمال امام حسین(ع) افتد که به سگ اشاره کرد و سگ برگشت !؟ و نیز درگذشته گفته شد بهشتیا ن وارد بهشت نمی شوند تا با امام حسین(ع) ملا قات کنند؛که امام اجازه ملاقات به آنها می دهد.و خصلاصه امام حسین علت موجد و زینب(ع) علت مبقیه می باشد.

  چند سال است این اشعاررا در وقت محرم تکثیرکرده و به همه جا می فرستم و به افراد می دهم چون همین هاست که یاد و خاطره وفلسفه کربالا رانمی گذارد حتی گرد وخاک به گیرد یاد حسین و خاطره ایثار...را دردلها زنده و پایدار می سازد که مبتکر و مهمار و خالق کربلا ست یعنی علت موجده و به وجود آورنده کربلا و اشعار مربوط به حضرت زینب(ع) یاد و خاطر ه پیام رسانی کربلا را درافکار پایدر می نماید که علت مبقیه و زنده نگاه داشتن کربلا را می رساند که خود اشعار آن را بیشتر و بهتر توضیح میدهد.

ازقیام کربلا ونهضت سرخ حسینی = انقلابی کی به پا می شد ، اگر زینب نبود.

ابرظلمت چهره خورشید پوشاند =    حق ز باطل کی جدا می شد ، اگر زینب نبود.

خون هفتاد  و دو تن عشاق دشت نینوا=  پایمال اشقیامی شد ، اگر زینب نبود.

تابش خورشید ،حرم آتش و سوز عطش =    بوسه برطفلان ، چه ها می شد اگر زینب نبود.

هر طرف طفلی زشاه دین ، پریش و تشنه کام= در بیابان ها رها می شد ، اگر زینب نبود.

بر اسیران درمسیر شام ازجور عدو =محنت بی انتها می شد، اگر زینب نبود.

طبق فرمان، رأس پر نور امام ساجدین =   از تن پاکش جدا می شد ، اگر زینب نبود.

پیکر پاک رقیه پای دغل ،بی کفن =   دفن درویران سرا می شد، اگر زینب نبود.

از بیان خطبه ها درشام،زین العابدین= کی حقایق برملا می شد ، اگر زینب نبود.

انعکاس بانگ حق جویانه پور علی =     درک این مطلب کجا می شد ، اگر زینب نبود.

متن خون رنگ کتاب کربلا ی او= بی گمان بی محتوا می شد ، اگر زینب نبود:

به نام او كه به ما هستي بخشيد تا انجام وظيفه كرده و بي‌خيال نباشم

*طرح جامع مشاركت مردمي درحوادث*16/6/1391

منظور از حوادث حوادث طبيعي مانند زلزله، سيل و امثال آن مي‌باشد ولي به جهت مشاركت مردمي هر حادثه ‌اي را كه  نياز  به يك حركت جمعي و مردمي داشته باشد، در برخواهد گرفت { موضوع طرح جامع آورد شد}

دغدغه اين طرح را من از سال 1384 كه چند طرح براي مشكلات بهداشتي و رفاهي مسجد مقدس جمكران داشتم، ذهن مرا مشغول كرد و آن به اين جهت بود كه من طرحي براي مشكل امور رفاهي اين مكان مقدس داشتم مبني بر اينكه هر قسمتي ازكار ساخت تا نگهداري... مربوط به استاني باشد كه داوطلبانه زير نظر مديريت مسجد جمكران،آن را مردم برعهده بگيرند. ولي مديريت آن زمان قبول نكردند!؟. و در همین رایطه،آقاي گفت: در يكي از جلسات عمرانی... شهر قم، همين پيشنهاد از طرف يكي از مسؤلين دولتي  داده شد ولي مديريت جمكران قبول نكرد!؟. مدتي كه من درگيرآنجا بودم و چند جلسه با مديريت گفتگو داشتم معلوم شد از آن آدم های خشك و بي‌كفايت هستند كه يكي از مهندسين همان جا هم از بي‌كفايتي ايشان دلي پر داشتند.

و موضوعي كه باعث شد اين طرح را بنوسم قبل از اذان مغرب يك ساعت پيش 16/6/1391 كه در ميدان استانه قم ازطرف صدا و سيما براي زلزله زدگان آذربايجان شرقي كمك ‌هاي مردمي جمع شد، از يك سو جمع‌آوري كمك مردمی با اين وضع غير سازمان دهي... نگران کننده بود و از سوی ديگر معلوم شد وضع وخيم و بد است و خيلي از روستاهاي تخريب شده و هنوز خاك برداري نشده و مردم درچادر زندگي مي‌كنند در حالي كه سرما هم شروع شده و احتمال اين است، خيلي از مردم از سرماي درجه بالاي آنجا  تلف شوند!؟ چون ساخت روستاها تا دو ماه ديگر هم درست و قابل سكونت نمي‌شود و مطالب دلخراش ديگركه حتي از همان مناطق شيده و يا ديده مي‌شد لذا درصد در برآمدم اين طرح را  نوشته و ارائه دهم، شاید مسؤولین و خیرین به فکر این امر حیاتی باشند.

خلاصه كليات طرح

1) مديريت مركزي: منظور از مديريت مركزي؛ مركز هر استان مي ‌باشد كه در هر شهري از شهري های ديگر استان، بايد شعبه داشته باشد. در مركزكه ستاد حوادث طبيعي دولت هست، اين ستاد مردمي با آن ستاد بايد هماهنگي داشته  ولي مستقل باشد، كه  جنبه مردمي بودن آن، كاملاً حفظ شود.چون مردم با علاقه بيشتر و  بدون دغدغه كمك خواهند كرد وآن را ازخود مي دانند، نه دولت كه از شیرینی کمتری برخور دار می باشد. اصولاً امور خودمانی لطف بیشتری دارد و ایده آل  تر می باشد.

2) مديريت مركزي:هرسازماني نياز به محور جهت دهنده دارد و محورجهت دهنده و مدير بايد داراي زير مجوعه باشد، براي تقسيم كارها وجمع آوري كمك هاي مردمي، لذا مركز بايد با همه اصناف رابطه داشته باشد و از زير مجموعه هاي خود به تناسب توان و  نوع كارشان، ازآنها كمك‌ هايي را جمع آوري و ارسال كند.

3) سران قوم: غير از اصناف، هركدام از فاميل و اقوام، بايد توسط كساني سرشناس و امين كمك‌ هاي خود را، به شعبه ستاد مركزي تحويل و رسيد بگیردند. البته خود مردم به هركسي كه امين مي‌دانند مي ‌توانند همياري خود را تحويل بدهند.

4) ائمه جمعه: همه شهرهاي استان، بايد ناظر اين جمع‌آوري و كلاً ‌ستاد باشند؛ چون نماينده ولايت فقيه هستند و استاندار در جهت دیگر، ناظركل ستاد هاي دولتي و مردمی باشد، و عوامل اجرایی را سامان دهی و کنترل کند.

5) مديريت ستاد:ستاد مركزي از وقت بروزحادثه بايد همراه ستاد دولتي، منطقه آسيب ديده، زمينه و محدوده كاري خود را  دیده و معلوم كنند،آنجا هايي را كه دولت مي‌ تواند...، معلوم كنند، آنجا هايي كه دولت نمي‌ تواند اداره كند، بايد  معلوم  باشد. جا هايي را كه فلان استان به تنهای و يا دو استان  می توانند با هم انجام دهند، بايد معلوم شود که محدوده کاری و مسؤلیت هرکس به طور دقیق معلوم باشد. ولي همه باید زير نظركارشناسان ستادي باشد كه رسماً مسؤليت باز سازي را برعهده دارد، اداره شود. یعنی همه عوامل اجرایی، باید یکی را شناخته و جواب گوی یک مدیریت باشند.

چند يادآوري

1)مسووليت هر استان: هر استان هر اندازه كار مي‌كند، بايد به نام همان استان اعلام و حتي برچسب داشته باشد. اين مسؤليت فرد را  مقيد مي‌كند كار به طور اصولی...صورت بگيرد نه هر طور ي شد.

2) پاداش: اين كار ستاد دولتي است كه هر استاني مثلاً‌ خوب كاركرده، يا زود تر تمام كرده...، هم به عنوان نمونه اعلام شود  هم لوح  ياد بود به آنها داده شود. امری که قرآن هم برآن تأکید دارد.آیه 103، سوره توبه.

3) امام جمعه: اما جمعه شهر مركزي استان، يك بار اول شروع كار باز سازی و يك بار هم آخر،  وقت اتمام كار، به عنوان بازديد  نظارت تشویقی، در منطقه حاضر شود و درهرصورت  عوامل اجرایی را تشويق و  به عنوان نماینه ولایت فقیه، براي آسيب ديدگان، صحبت کرده و با هر زبان و شکلی كه ممكن است آنها را تشويق كند.

4) حجم كار: نسبت به حجم كار، استان ها را درگيركنند؛ مثلا ً اگر به اندازه كمك دو استان كافي است؛ همين دو استان و یا... باشد.

5)صدا و سيما: علاوه بر تبليغي كه مي‌كند، بايد كمك‌هاي مردمي را بيشتر مورد توجه قرار دهد و نوع روش جمع‌آوري آنها را  بيان و  تشويق كنند. همین تشویق هایی که از صدا وسیما به گوش مردم می رسد واقعاً معجزه می کند؛ همان طو ر که در هشت سال دقاع مقدس؛ این طور بود. خدا حفظشان کند که صدا و سیما دست راست کشور و مردم است.

6) این طرح: اين طرح ما، نه وحي منزل است كه حتما بايد اين طور باشد و لاغير و نه همه آنچه است كه بايد صورت بگيرد؛ بلكه يك ياد وري مي باشد كه واقعا اين مشاركت مردمي به همان وضع مردمي و طبيعي خودش اگر درست مديريت واداره شود هم براي دولت  خيلي مفيد است و هم براي مردم آسيب ‌ديده كه واقعاً‌ در مواردي درد آوراست. ديروز16/6/1391 آقايي كه از منطقه آمده بود  در جواب سؤال خبرنگار گفت: چند روستا را ديدم كه خاك برداري آن شروع نشده، در صورتي كه اول مهرآنجا برف مي ‌بارد و  مردم از سر ما مي‌ميرند. حالا تا چند روز خاك برداري طول مي كشد و  بعد هم تا چند ماه ساخته شود وارد سرماي زمستان مي شود. اين وضع درد ناك براي مردم غم زده، دليل بر عدم امكانات و كمبود نفرات است واقعاً تأسف آور و نگران كننده است!؟. از اينجا كه دولت مسئول است امروز  وقت مقاوم سازي مي باشد؛چون خانه‌هاي مقاوم سازي شده، اصلاً خراب نشده بودند كه آقاي گفت: من در خانه بودم و هيچ طوري نشد. دولت بوجه مقاوم سازی را صرف فوتبال بي‌هوده و بي‌هدف مي‌كند كه اگر اينجا هزينه كرده بود ما شاهد اين همه خرابي وكشته و در به دري نمي‌يوديم كه دولت شعار عدالت سر مي‌دهد؛ پس عدالت كجا رقت بود كه اينجا را نديده بود و پولها... را صرف قدرارسيون ‌هاي وقت ضايع كردن مي‌كند، وقتي كه بايد صرف كارها پژوهشي، اختراعات... شود كه در جهاتي هنوز ايران وابسته است و رهايي از وابستگي و تحريم اقتصادي آمريكا، بر عليه ايران كه بيش از34هنوز ادامه دارد، خود كفايي  در همه زمينه ها به خصوص اختراعات قهراً اميد آمریکا...، به تحريم قطع خواهد شد .

اهمیت امداد رساني و وظیفه دولت

يكی از دلايل كه ضرورت استاني كردن كمك هاي مردمي روشن می کند،  همين مشكل به وقت درست نشدن منزل براي آسيب ديگان مي باشد، لذا در مورد تكميل ساختمان تا رسيدن سرما در اردبیل، كه گفته شد، تا اين تاريخ20/6/1391 هنوز روستا هاي تخريب شده خاك  برداري نشده تا20 روز ديگر هم كه برف خواهد باريد درست نخواهد شد!؟ و همین امر آثار رواني، مالي... زلزله را دو چندان  خواهد كرد. یک از محسنات  استانی کردن امداد رسانی این است که هر استانی كه روي تقسيم‌ بندي، چند روستا را برعهده گرفته، خودش مقيد مي شود، كارگر، استاد بناه، مهندس، درب و پنجره، امكانات بهداشتي...، را تأمين كند ولي در غير اين صورت كارگر، استاد بنا، درب و پنجره ساز،و...، بخواهند از شهرهاي مجاور تهيه كنند هم در مديريت با مشكل روبرو خواهد شد، هم در مواد اوليه درب و پنجره و ساخت آن.چون اگر هزار درب و  پنجره ساز كه باشد هم از نظر زمان ساخت و هم از نظر مواد اوليه نمي ‌تواند جواب باشد ولي در مورد استاني كردن كشور اين تصور منتفي است و حتي بيشتر رايگان تمام خواهد. به هرصورت در توضيح محسنات مطلب بيشتر  و  بهتر روشن خواهد شد.

وظايف دولت این  است که از یک سو دولت به خاطر جهات زيادي  نبايد درگيركار هاي اجرايي شود؛ بلكه بايد نظارت جامع تقويت كننده  داشته و امور را به خوبی مدیریت کرده و  با تقسيم كار روشی را در پیش گیرد که در روند كار ها هيچ وقفه وکاستی پیش نيايد. و  از سوی دیگرآن كار هايي كه مردم  توان آن را ندارند مانند تعين بودجه و مدبرت آن، براي  باز سازي، تهيه مواد اوليه براي ساخت آنچه لازم است ازجمله درب و پنجره... همین کار یکی از ضروریات  حوادث نا گهانی می باشد که تنها سرعت عمل حرف اول را میزند.

شایان ذکر است، اين طرح با اين روش  اگر اجرا شود هم  بار هایی را از دوش دولت بر مي دارد و هم اينکه وقتی دولت  کار های خاص خود را انجام دهد مسلم درحد كميت وكيفيت بالا كار ها انجام  مي گيرد و به همان اندازه در سرعت و سلامت كار باز سازي حل مشكلات و  پیشگیری از نباید هایی  مؤثر خواهد بود.

                محسنا ت اجراء این طرح

اصولًا خوب و یا بد کار هایی را نمی شود درست اندازه گیری کرد؛ مگر از راهای دیگر ازجمله. توجه به خروجی ها، خیلی روشن نتیجه را به ما نشان خواهد داد. لذا خروجی هایی را که به نظر میرسد و درست هم هست، بدان ها اشاره می کنم.

1) نتيجه تقيم کار: یکی از رموز موفقیت، نتنها یک مسؤول نهاد، بلکه یک دولت این است که با تقسیم کار، سر نخ کار ها را خود  در دست گرفته و امور را مدیریت کند. تقسیم کار جلو کم کاری و هر نباید دیکر را می گیرد و مدیر را متوجه می سازد، اگر مشلگی باشد، مدیر می داند از چه کسی جواب بخواهد. اصلاً همین ذهنیت جلو  بسیاری از مفاسد... اداری را می گیرد.

2)فرهنگ سازی: چون امداد رسانی در شرایط حاد، تحریک کننده و تعصبات نوع دوستی را به هیجان در می آورد. در فرهنگ سازی گرایش به امور خیر و تشکیل نهاد خیریه، اثر ماندگاری خواهد داشت. و  بهترین راه عادت دادن مردم به این قبیل کار هاست.

3) رشدحس اعتماد: با توجه به اینکه انسان تبعاً مسؤلیت پذیر می باشد. واگذاری مسؤ لیت  باعث  تقویت حس اعتماد و شخصیتی مردم خواهد شد که دولت آنها را درکار هایی رسماً دخیل و لایق واگذاری مسؤلیت دانسته است.

4)سرعت در کار: سرعت عمل در این قبیل حوادث با جان و مال آسیب دیدگان سر وکرا دارد؛ سرعت در عمل گاهی جان انسا هایی از مرگ حتمی نجات  می دهد. وقتی امکانات از هر جهت آماده باشد، در سرعت عمل خیلی اثر دارد تا آن که وقتی حادث رخد داد بخواهیم  امکا نات ضروری و ضربتی را فراهم کنیم. عده ای زیر آوار خواهند مرد؛ به علت ...!؟

5)عشق و علاقه: مهم ترین رمز موفقیت یک مدیر آن است که بتواند در زیر مجموعه خود عشق و علاقه ایجاد کند. علاوه بر سرعت، سلامت... کار،آثار شگرفت زیادی دارد، ازجمله خود جوشی، سخت کوشی، خستگی نا پذیری...، البته ایجاد عشق و علاقه راه  های زیادی دارد. از جمله تشویق و تغذیه روحی و روانی آیه103  سوره توبه، خطاب خدا به پیامبر(ص).

6) رقابت سالم: رقاقابت یکی از عوامل مهم با لا بردن یک کشور در همه زمینه ها به خصوص امور تولیداتی اگر به توانیم  با دید جامعه شناسی فنون رقابتی کردن را، درست اجرا کنیم با همین روش می توانیم هرکاری را به یگ فرهنگ مانتدگار تیبدیل کنیم. رقابت به خصوص در امور خیر، بقدری مؤثراست که چندین آیه قرآن مارا متوجه این امر مهم می نماید، از جمله آیه 133 و 114سوره آل عمران وآیه61   سوره مؤمنون .

و خلاصه در پردخت وگرایش بیشتر به زکات، کشانیدن افراد  درحاشیه  به درون کارخیر، تأثیر عملی در نسل جدید از همان دوران شکل گیری و کودکی، تأثیر در کاهش مفاسد اجتماعی، کاهش گرایش به مواد مخدر و درخیلی چیز های دیگر اثر باز دارنده، اصلاح کننده... دارد که با یک نگاه جامعه شناختی می توان جزئیات زیر و بم تأثیراین قبیل فنون را دید.