كشتار و تخريب حرم حسين(ع)     ((  از سفرنامه کربلا))

در ص 111 از كتاب عتبات عاليات آمده بود:«... در1216 ق، حرم دست‌خوش تجاوز و هجوم وهابيان قرار گرفت و ضريح و رواق آن ويران شد و اشياء نفيس آن به غارت افتاد وهابيان به رهبر مسعود، حرم پيامبر را در مدينه غارت كردند و مزار و بارگاه بقيع و شهيدان احد را ويران ساختند. آنان درآن سال با حدود دوازده هزار نيروي نظامي به شهر مقدس كربلا هجوم آوردند و سه هزار نفر از ساكنان و زائرين را به قتل رساندند».

K. لونکريت در تاريخ العراقي‏ مي‏نويسددر سال 1217ق. زماني‏ به کربلا هجوم بردند که اکثر ساکنان آن به زيارتنجف‏اشرف رفته بودند وهابي‌ها با 12 هزار نفر به فرماندهي‏ امير سعود بهکربلا حمله برد و بيش از سه هزار نفر از ساکنان آن را سر بريدند و خانه‏‌هاو بازارها و اشياي حرم مطهر را غارت کرده، حتي‏ کاشي هاي‏ طلا را از روي‏ديوارها کنده و سپس ضريح امام حسين‏ را ويران کردند.( موسوعة العتباتالمقدسة، ج8، ص 273K
2. به نقل ديگر: وهابيان در اين حمله پنج هزار نفر از ساکنان کربلا را کشته، ده هزار نفر را نيز مجروح کردند.
3.
و به نقل ديگر در سال 1216ق، امير سعود وهابي‏ با نيرويي‏ حدود بيستهزار نفر به کربلا يورش برده، در يک شب بيست هزار نفر را به قتل رسانيد.( همان، ج 8، ص274) این مطلب از جای دیگری گرفته شد که جزئی از جنایات وهابی ها در آن منبع موثق می باشد.
با توجه به جنايت بسيار فجيع فوق چرا جلو گاو و آب گرفته شد كه روي قبر حسين نرود و در اين‌جا چنين عامل بازدارنده‌اي عمل نكرد ولي خداوند در جنگ احزاب باد را مأمور ساخت كه ثبات و قرار را از لشكر كفار چنان سلب كند كه ناچار دست خالي برگردند درمورد جواب اين پرسش و بررسي اين دو گانگي بايد توجه داشت كه بنيان‌گذار وهابيت و‌آل سعود در مكه انگلستان است و در عقيده اين‌ها حتي اهل تسنن هم بايد به قتل برسند، در حالي كه خود را در رديف اهل تسنن قرار داده‌اند و همچنان اهداف دشمنان اسلام را دنبال مي‌كنند كه ترورها، ‌قتل‌عام‌هاي چند سال اشغال آمريكا در عراق به وسيله اين صورت گرفته و ادامه دارد كه گفته مي‌شود مناطق تحت امنيت نيروهاي آمريكايي اين ترورها بمب‌گذاري و كشتار مرد عراق صورت مي‌گرفته است. به هر صورت خداوند مي‌خواهد ثابت كند علاوه بر اين اهل تسنن نيستند حتي مسلمان هم نيستند چون مغول درحمله به عراق اين كار را نكرد، در كربلا اهل تسنن هستند ولي اين‌ها به كسي رحم نكردند، بايد چهره زشت اين‌ها برملا شود اهميت برملا شدن اين‌ها مهم‌تر است تا تخريب عتبات عاليات.

اين به نام اسلام و اهل تسنن در اذهان بمانند خطرش غيرقابل جبران است ولي حرم قابل بازسازي مي‌باشد و از سوي ديگر در جنگ احزاب اگر اين امداد غيبي نمي‌بود امكان داشت مدينه را ويران و پيامبر را بكشند چون همه اقوام و احزاب در مكه قسم ياد كرده بودند كه پيامبر را نابود نكنند، دست برندرند و مهم اين كه همين شكست او حتي كفار قريش، بستر بسيار خوبي شد براي فتح مكه بدون هيچ‌گونه خون‌ريزي البته همان‌طور كه گفته شد در اكثر صد و نود ونه مورد يك مورد به خاطر اهميت قضيه مثلاً آب روي قبر حسين(ع) نمي ‌رود يا باد مأمور نابودي دشمن مي‌شود هشتاد درگيري نظا می بر پيامبر تحميل شد تنها در چند مورد محدود امداد غيبي شامل هدف مهم رسالت پيامبر شد.

و مشاهدات ما

چون دوست دارم هر كس چيزي مي‌گويد خودش آن قضيه را ديده و يا انجام داده باشد؛ لذا آنچه را خودم در اين سفر زيارتي ديده و با همه وجود لمس كرده‌ام، شايد بيان آن براي ديگران دوست ‌داشتني‌تر از اين باشد كه كتاب (عتبات عاليات) از كتاب ‌هايي آورده است باشد.

 تاريخ 17/3/1387 از نجف اشرف به قصد كربلاحركت كرديم، و اذان 18/3 بود كه براي اولين بار وارد حرم مطهر امام حسين(ع) شديم چه وارد شدني كه شايد نتوانم آنچه را با همه وجود لمس و با چشم دل ديدم، بيان كرده و به تصوير بكشم فقط اين را بگويم سال 1386 بود که براي اولي كتاب زيبايي‌هاي كربلا را نوشتم متوجه اين جمله حضرت زينب(ع) شدم ، در مقابل ابن زياد كه خطاب به زينب گفت: خوب شد كه مردان شما كشته شدند...، فرمود: «ما رئیت ا لا جميلاً» پس از نگارش كتاب از نظر اعتقادي و باور متوجه شدم در كربلا هر چه گذشته براي حسين(ع) و يارانش همه زيبا بوده‌اند. ولي وقتي وارد حرم امام حسين(ع) شدم زيبايي را كه حضرت زينب خبر داده بود ديدم شيريني اين عسل را چشيدم كه خداوند نصيب همه عاشقان عارف حسين(ع) و يارانش  می فرمايد.

وقتي وارد حرم شدم از يك سو هرچه ديده مي‌شد، حاكي از اين بود كه عاشقان حسين چه كرده‌اند و از سوي ديگر صداي هل‌هله و ناله حسين حسين زوار كه بدون هيچ روضه‌خواني گريه مي‌كردند و از همه مهم‌تر اين كه از چهره و قيافه‌ها ديده مي‌شد مردم ديوانه حسين هستند به‌گونه‌اي كه همه چيز را فراموش كرده‌اند. اين‌جا بود كه باورم شد حضرت زينب، همان روز عاشورا همه اين‌ها را مانند روز روشن مي‌ديد. بايد اين را اضافه كنم در ميان زوار معلول ويلچري زياد ديده مي‌شد  و حساس مي‌شد اين‌ها به جهت شفا نيامده‌اند بلكه براي عشق به حسين(ع) آمده‌اند، در كاروان خود ما خانمي بود كه بدون ويلچر نمي‌توانست زياد راه برود و يا سرپا بياستد دو فرزند كوچك هم داشت و شوهرش با سختي آن‌ها را در پايانه ايران و عراق جابجامي‌كرد. از وضع اين خانم و شوهرش پي بردم امثال اين‌ها براي شفا نيامده‌ اند درست مانند هنگامي كه ملائكه خدمه بهشت به بهشتيان تعارف مي‌كنند، وارد بهشت شده و از نعم بهشتي استفاده كنند، آن‌ها كه هيچ اعتنايي به نعم بهشت ندارند مي‌گويند: ما ديدار حسين را مي‌خواهيم و وارد نمی شوند تا اینکه امام حسین را زیارت می کنند.

                                                                 اربعین حسین در نگاه تاریخ

درسال جاری(  1396) ازایرن بیش از3 میلین واز کشورهای دیگر وخود عراق بیش از .3 میلیون وارد کربلا شدند عبیب این که گفته شد علاوه براینک از نجفب تا کربلا پیاده به زیارت امام حسین(ع) رفتند رفتد البته پیاده روی تا کربلا شهر ها عراق حتی از کشور های دیگرهم پیاده روی رسم ست.

غیجب تر اینکه همه پیده می رفتد افراد پیر عصا به دست ... ین مسیر هشتاد کیلو متری را طی کردند وآنچه که جای گفتن ودیدن  تاگفتن دو حساب است از زمانی بود که حضرت زینب(ع) فرمودند( مارئیت الا جمیلا) خونیکه امام حسین ویارانش در راه خدا دادند در طول گذشته وآینده تا قیامت  این گونه زیبایی خود را نشان می دهد  هیچ زیبایی مانند زیبای  این نیت که از این تاقیامت این گونه خود نشان داده وثمره آن برای مسلمان وغیر مسالمن قابل استفاده باشد که گاندی رهبر هند به مردم خود می گوید:( من در پیروزی بر استمار ارمقانی جز قیام حسین ندارم زیاد شنیدم در محرم که مسلمانان عزا  داری می کنند مرد غیر مسلامان نذورا ت می دهند.

كربلا در نگاه تاريخ و فضيلت آن  (ازسفر نامه کربلا)

گوشه‌هايي ازآن از ص 95 و 101 عتبات عاليات،« منطقه كربلاي قديم و اصلي هم‌گام و هم‌طراز با تمدن بين‌النهرين و بابل، از تاريخي كهن برخودار است... اين شهر در روزگار کلدانی ها محل سكونت برخي از مسيحي‌ها بود كه آن را «كوربابل» به معناي پرستشگاه خداوند مي‌ناميدند.زيرا در آن‌جا معابد و پرستش‌گاه‌ هاي بزرگي وجود داشت... اهميت اين منطقه از آن بود كه بر سر شاهر‌اه‌ هاي تجاري حيره، انبار شام و حجاز واقع شده بود. در عصر اسلامي، كربلا به وسيله خالدبن عرفجلي يكي از فرماندهان سعد بن ابي وقاص، فتح شد. او در14 هجري پس از فتح كربلا آن‌جا رار پايگاه سپاه خود ساخت و لشكريان اسلام در آن شهر و نيز كوفه مستقر شدند. طولي نكشيد سعد نيز به شهر كوفه منتقل شد.

در سال 36 ق، هنگامي كه امام علي(ع) به سوي صفين حركت مي‌كرد، به كربلا رسيد و چون نام آن را دانست فرود آمد،‌وضو ساخت و نمازگزارد و مشتي از خاك آن را برداشت، بوئيد و گفت در اين سرزمين واقعه‌اي سخت رخ خواهد داد، در اين جا اردو مي‌زنند و در همين‌جا خونشان بر زمين ريخته مي‌شود، اين جا جاي بار افكندن و اردو زدن است. در اين جا مرداني كشته خواهند شد كه در روز رستاخيز بدون حساب به بهشت درمي‌آيند.

براساس روايت‌هايي از امام صادق(ع) كربلا حرم امن الهي است. آن حضرت مي‌فرمود: خداوند كربلا را حرم امن خويش انتخاب كرد و مكان قبر حسين(ع) از هنگامي كه در آن دفن شده باغي از باغ‌هاي بهشت گرديد. آنجا همانند مسجدالحرام و مسجد النبي(ص) است و مسافر مي‌تواند نماز خود را تمام بخواند.

از امام صادق(ع) روايت شده است كه وقتي حسين(ع) به شهادت رسيد، هفتادهزار فرشته غمگين و غبارآلود بر سر قبرش فرود آمدند، آن ان تا روز قيامت بر حسين گريه و نوحه‌سرايي مي‌كنند».

رؤس تاريخ ساختمان حرم مطهر 

از ص 102، عتبات عاليات>« پس از شهادت امام حسين(ع) طايفه‌اي از بني اسد پيكر آن امام و يارانش را در همان جايي كه محل شهادت آنان بود به خاك سپردند... مختار پس از آن كه با سپاهيان خود به فرماندهي ابراهيم بن مالك اشتري،‌سپاه عبيدالله بن زياد را شكست داد و تمامي جنايات آن حادثه را مجازات كرد، در 65ق ، بر مزار آن شهيدان حاضر شد و شالوده نخستين بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد... مأمون فرزند هارون كه از معتزله بود و گرايش ؟ علويان داشت، در 193 ق،‌بنايي زيبا بر قبر آن حضرت برپا كرد كه تا عصرمتوكل همچنان باقي بود. متوكل عباسي نخستين خليفه‌اي است كه با جسارت هرچه تمام‌تر بر محو آثار شهيدان كربلا تلاش كرد. او در 236 ق، قبر امام، خانه‌ها و سراهاي پيرامون آن را به كلي ويران كرد. حتي دستور داد تا زمين را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زيارت آن مقام بازدارند. آب در اطراف قبر مطهر دور زد (و روي قبر نرفت) و از اين‌رو آن جا به حائرالحسين معروف شد.

اين واقعه را شيخ طوسي به نقل از شاهدي عيني توصيف كرده است... من ديدم كه چگونه گاوها وقتي براي شخم زدن به مكان قبر مي‌رسيدند از چپ و راست آن مي‌گذرند و هرچه بر آن‌ها تازيانه مي‌زنند بر روي قبرها حركت نمي‌كنند. اين اقدام ستم‌كارانه متوكل، باعث بروز شورش در جامعه شد و عده‌اي از درباريان، به فرماندهي فرزند متوكل بر او شوريدند و او را به قتل رساندند. منصر پس از قتل پدر، به خلافت رسيد و به جبران اقدام‌هاي نادرست پدر پرداخت. او بناي حرم را در 247 ق،‌بازسازي و بناي با عظمتي بر فراز قبرمطهر استوار كرد و مسجد و مناره‌اي را نيز براي راهنمايي زائران و نشان دادن آن مكان مقدس بنا نمود و مردم را به زيارت شهيدان كربلا تشويق كرد. از ديگر اقدامات مهم منتصر بزرگداشت علويان و شيعيان بود كه دستور داد تا از تنقيب بني هاشم و خاندان ابوطالب دست بردارند و زيادت قبرهاي آلي ابي‌طالب را مانع نشوند، وي هم‌چنين فدك را به فرزندان فاطمه از اولاد امام حسن(ع) و امام حسين(ع) برگرداند، و تعميراتي هم بر قبر امام علي(ع) در نجف انجام داد.. در دوران آل بويه، به ويژه عصر حكومت عهدالدوله ديلمي توجه و اهتمام زيادي به مرقد امامان و عتبات عاليات شد. اين پادشاهان ؟ تلاش و فعاليت‌هاي گسترده‌اي درتوسعه، بازسازي و تزئين مقبره‌ها و زيارت‌گاه‌هاي امامان و پيشوايان دين در سرزمين‌هاي مختلف اسلامي به ويژه ايران و عراق اجام دادند. عضد الدوله در 1771ق، بنا و حرم بزرگ و باشكوهي براي سالار شهيدان ساخت... در زمان سلطان الدوله ديلمي، هنگامي كه حرم مطهر دچار آتش‌سوزي شد وزير شيعي اين پادشاه، ابومحمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهريزي،‌ به تعمير آن اقدام كرد. او در 407 تا 412ق، به بازسازي و نوسازي حرم مطهر،‌ رواق‌ها و گنبد آن پرداخت... اما جريان آتش‌سوزي حرم در آن سال، به سبب افتادن دو شمع از شمع‌هاي حرم بر روي فرش‌هاي حرم بود كه آتش به سرعت به پرده‌ها و رواق‌ها و گنبد سرايت كرد و تنها ديوارهاي حرم و بخشي از مسجد عمران بن شاهين از تخريب در امان ماند.... بناي بقعه و بازسازي از عصر مغول تا پايان صفويه با تهاجم هولاكوخان مغول به بغداد،‌ خلافت عباسي در 656 ق، برافتاد. مغول‌ها در آن تهاجم، حرمت مكان‌ها و شهرهاي مقدس را حفظ كرده و هيچ تعرضي نسبت به آن‌ها انجام ندادند، بنايي كه ابن سهلان در ابتداي قرن پنجم ساخته بود تا پايان قرن هشتم همچنان استواري  و استحكام خود را حفظ كرد و حدود سه قرن، بدون آن كه بازسازي جدي بر روي آن صورت بگيرد همچنان پابرجا ماند. حدود يك سده پس از هجوم مغول‌ها، در767ق، سلطان اويس مؤسس سلسله حلايريان كه از دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول بود، حرم را تعمير و بازسازي كرد.

پیرزی نهای در سوریه (از سفرنامهسوریه)

   در ضمن خبر3/7/1392در مورد جنگ داخلی سوریه، از قول یکی از مسؤولین کشور سوریه تاکنون 100000نیرو از 22کشور عربی و0کشور دیگر عربی در این جنگ علیه سوریه وارد عمل شده اند. البته این نیروها بیشتر از تکفیریها و تروریست های القاعده و برخی از استعمار گران اروپا می باشند. که هدف منافع آن هاست به وسیله اسرائیل تأمین می شود و همه به خاطر امنیت اسرائیل است که بعد از قیام مرد کشور های عربی در سال 1391 آمریکا را متوجه سقوط اسرائیل کرد؛ لذا برای پیشگیری، این جنگ را در جایی که اسرائیل را تهدید می کند تدارک دیدند.

همين امشب 15/11/1391يكي از دوستان سياسي خبر داد، مخالفين سوريه درحال شكست و فرو پاشي هستند.و از يك طرف چون تلفات زياد داده اند، بسياري از احزاب مخالف برگشته اند، با توجه به فرا خوان بيج عمومي كه درطرح امنيت مرزي ايران آن را پيشنهار كرده ام كشور ها همسايه وادار به تشكيل بسيج كنند. در سوريه هم بسيج مردمي وارد ميدان شده و سپاه پاسداران ايران وارد عمل شد و درحد مديريت فعاليت دارند وخود ديگر بندهاي اين طرح به وسيله وزير امور خارجه به طور كامل ادامه دارد وبه هر صورت عوامل زيادي دست به دست هم دادند واين نتيجه حاصل شد كه سوريه از خطر سقوط در امان مانده وآمريكا واسرائيل به هدف خود نرسند.

تاریخ 7/6/1392که کشورهای غربی، اروپایی به سرکردگی آمریکا به بهانه حمله شیمیای ارتش سوریه بر علیه مردم، آماده حمله به سوریه شده بودند ولی به دلیل اخطار های رئیس جمهور سوریه مبنی بر اینکه آماده جنگ واقعی هستند و درسی خواهند گرفت که پشیمان خواهند شد و اخطاری که ایران از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای دادند و درکل موشک های ایران که در سوریه آماده شلیک بر سر دولت اسرائل شده بود و مردم اسرائیل به وحشت افتاده بودند. حمله نظامی با اختلاف میان خودشان شروع و  به تظاهرات مردم آمریکا،  اروپا، ترکیه وچند کشور دیگر کشیده شد که همچنان ادامه دارد وآمریکا تنها ماند و حتی داخلی خود دولت هم با رئیس جمهور آمریکا مخالفت دارند. چیزی که خود من درک کردم همان ترس از نابودی اسرائیل با موشک های ایران است که در چند ماه پیش حمله اسرائیل به غزه را داشتیم که موشک های ایران اسرائیل را مجبورکرد فوراً تقاضای آتش بس بدهد و نجات پیدا کند. امروز 9/6/1392درضمن خبر کار شناس سیاسی درمورد موفقیت ارتش سوریه گفت: 600هزار نیروی مردمی آموزش دیده درکنار ارتش سبب شده دشمنان سوریه از پیروزی در این نبرد نا امید شودند. البته ارتش هر جا را از شورشیان می گیرد  تحویل نیروهای مردمی می دهد و خود برای باز پس گیری جای دیگرآماده می شود. وخلاصه حمله متوقف شد وآمریکا وکشور های عربی واروپایی شکست خفت باری را تجربه کردند!؟.

   به قول موثق رژیم عربستان سعودی که مایه اصلی حمله به سوریه می باشند گفته همه هزینه جنگ در سوریه را می دهد. و  نیز مواد شیمیالی کشتار جمعی را به قول خود تروریست ها، عربستان سعودی داده به کار ببرند وارتش سوریه را متهم کنند، علیه مردم سلاح شیمیایی به کار برده است!؟

    سوریه از خطر شکست در امان ماند هم شورای امنیت سازمان ملل اتهام استفاده سلاح شیمایی به وسیله ارتش سوریه را رد کرد و هم  از طرف آژانس انرژی هسته ای برای امحای سلاح های شیمایی سوریه وارد عمل شدند که مورد استقبال سوریه است و مخالف استفاده  و تولید سلاح کشتار جمعی می باشند. مهم اینکه دولت قطرکه دشمن سرسخت سوریه بود برگشته و تقاضای رابطه با سوریه را دارد. آمریکا و اسرائیل هم سرد شده اند و شورشیان هم درحال شکست و درگیری میان خودشان هستند. 25/7/1392

در ضمن خبر29/10/1392گفته شد. عربستان وقطر تا کنون 36میلیارد دلار کمک تسلیحاتی به شورشیان تروریستی در سوریه داشته اند. بدون آنچه آمریکا وکشور های اروپایی کمک کرده و می کنند. نیز تاریخ 2/11/1392 گفته شد هشتاد کشور عربی، اروپایی... نیروی رزمی آموزش دیده، مرتب برای کمک به شورشیان به سوریه می فرستند. و با این حال ارتش سوریه با کمک نیرو های مردمی هر روز قسمت عمده ای از  تصرفات تروریست ها را آزاد می کنند.

پیرزی نهای در سوریه (از سفرنامهسوریه)

   در ضمن خبر3/7/1392در مورد جنگ داخلی سوریه، از قول یکی از مسؤولین کشور سوریه تاکنون 100000نیرو از 22کشور عربی و0کشور دیگر عربی در این جنگ علیه سوریه وارد عمل شده اند. البته این نیروها بیشتر از تکفیریها و تروریست های القاعده و برخی از استعمار گران اروپا می باشند. که هدف منافع آن هاست به وسیله اسرائیل تأمین می شود و همه به خاطر امنیت اسرائیل است که بعد از قیام مرد کشور های عربی در سال 1391 آمریکا را متوجه سقوط اسرائیل کرد؛ لذا برای پیشگیری، این جنگ را در جایی که اسرائیل را تهدید می کند تدارک دیدند.

همين امشب 15/11/1391يكي از دوستان سياسي خبر داد، مخالفين سوريه درحال شكست و فرو پاشي هستند.و از يك طرف چون تلفات زياد داده اند، بسياري از احزاب مخالف برگشته اند، با توجه به فرا خوان بيج عمومي كه درطرح امنيت مرزي ايران آن را پيشنهار كرده ام كشور ها همسايه وادار به تشكيل بسيج كنند. در سوريه هم بسيج مردمي وارد ميدان شده و سپاه پاسداران ايران وارد عمل شد و درحد مديريت فعاليت دارند وخود ديگر بندهاي اين طرح به وسيله وزير امور خارجه به طور كامل ادامه دارد وبه هر صورت عوامل زيادي دست به دست هم دادند واين نتيجه حاصل شد كه سوريه از خطر سقوط در امان مانده وآمريكا واسرائيل به هدف خود نرسند.

تاریخ 7/6/1392که کشورهای غربی، اروپایی به سرکردگی آمریکا به بهانه حمله شیمیای ارتش سوریه بر علیه مردم، آماده حمله به سوریه شده بودند ولی به دلیل اخطار های رئیس جمهور سوریه مبنی بر اینکه آماده جنگ واقعی هستند و درسی خواهند گرفت که پشیمان خواهند شد و اخطاری که ایران از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای دادند و درکل موشک های ایران که در سوریه آماده شلیک بر سر دولت اسرائل شده بود و مردم اسرائیل به وحشت افتاده بودند. حمله نظامی با اختلاف میان خودشان شروع و  به تظاهرات مردم آمریکا،  اروپا، ترکیه وچند کشور دیگر کشیده شد که همچنان ادامه دارد وآمریکا تنها ماند و حتی داخلی خود دولت هم با رئیس جمهور آمریکا مخالفت دارند. چیزی که خود من درک کردم همان ترس از نابودی اسرائیل با موشک های ایران است که در چند ماه پیش حمله اسرائیل به غزه را داشتیم که موشک های ایران اسرائیل را مجبورکرد فوراً تقاضای آتش بس بدهد و نجات پیدا کند. امروز 9/6/1392درضمن خبر کار شناس سیاسی درمورد موفقیت ارتش سوریه گفت: 600هزار نیروی مردمی آموزش دیده درکنار ارتش سبب شده دشمنان سوریه از پیروزی در این نبرد نا امید شودند. البته ارتش هر جا را از شورشیان می گیرد  تحویل نیروهای مردمی می دهد و خود برای باز پس گیری جای دیگرآماده می شود. وخلاصه حمله متوقف شد وآمریکا وکشور های عربی واروپایی شکست خفت باری را تجربه کردند!؟.

   به قول موثق رژیم عربستان سعودی که مایه اصلی حمله به سوریه می باشند گفته همه هزینه جنگ در سوریه را می دهد. و  نیز مواد شیمیالی کشتار جمعی را به قول خود تروریست ها، عربستان سعودی داده به کار ببرند وارتش سوریه را متهم کنند، علیه مردم سلاح شیمیایی به کار برده است!؟

    سوریه از خطر شکست در امان ماند هم شورای امنیت سازمان ملل اتهام استفاده سلاح شیمایی به وسیله ارتش سوریه را رد کرد و هم  از طرف آژانس انرژی هسته ای برای امحای سلاح های شیمایی سوریه وارد عمل شدند که مورد استقبال سوریه است و مخالف استفاده  و تولید سلاح کشتار جمعی می باشند. مهم اینکه دولت قطرکه دشمن سرسخت سوریه بود برگشته و تقاضای رابطه با سوریه را دارد. آمریکا و اسرائیل هم سرد شده اند و شورشیان هم درحال شکست و درگیری میان خودشان هستند. 25/7/1392

در ضمن خبر29/10/1392گفته شد. عربستان وقطر تا کنون 36میلیارد دلار کمک تسلیحاتی به شورشیان تروریستی در سوریه داشته اند. بدون آنچه آمریکا وکشور های اروپایی کمک کرده و می کنند. نیز تاریخ 2/11/1392 گفته شد هشتاد کشور عربی، اروپایی... نیروی رزمی آموزش دیده، مرتب برای کمک به شورشیان به سوریه می فرستند. و با این حال ارتش سوریه با کمک نیرو های مردمی هر روز قسمت عمده ای از  تصرفات تروریست ها را آزاد می کنند.

منظومه شمسی وحیات بشر      از سفر نمامه سوریه)

  این از بدیهیات می باشد و نیازی هم به توضیح ندارد که وجود وحیات بشر به منظومه شمسی و ماه و خورشید و دیگر سیارات  بستگی دارد. درگذشته زیاد به این نکته اشاره شد که اثر بخشی وجود انبیاء و اولیاء(ع) تنها  برای مانیست بلکه برای کل بشر می باشد و معنی «بیمنه رزقالورا و ثبته الا رض والسما» همین را متذکر است و تنها خاص امام زمان(ع) نیست چون همه اینها رحمه للعالیمنند.

 دلیل روشن تراینکه اگر تاریخ را نگاه کنیم خواهیم دید، حتی خون آشامان تاریخ از این سفره نان خورده وحیات ننگین خود را ادره کرده اند؛ بنی امیه و بنی عباس به نام خلافت پیامبر و با یدک کشیدن قرآن و پوشیدن لباس نماز...توانستند مردم را اغافل و به کمک موقعیت مردمی دست یابند وآن گاه امامان(ع) و دوستان آنان راشهید کنند و حجاج ازکشته های اینان دیوار به سازد،کتاب جنایت بشر که به صورت دست نویس باقی می باشد پراست ازکشتارها بوسیله استعمارگران و ما درحال حاضر شاهد آنیم، وازطرف دیگر برای اغفال بشر واژه های اسلامی را یدک می کشند؛ مانند حقوق بشر،آزادی ، طرح نوین جهانی ،تعاون، عدالت، خدمت و عمران وآبادانی و همه اینهارا اسلام گفته است در جا های زیادی ازنوشته هایم معین کرده ام برای اینکه بشر زندگی فردی و اجتماعی خودرا اداره کند تنها یک راه بیشتر وجود ندارد وآن یک راه تنهاراه اسلام است و لذا اینها وقتی دربن بست گیر می آیند جز اینک خودرا به رنگ اسلام درآورند، راهی دیگر وجود ندارد؛ درست مانند علم ریاضی که محال است دو چیز و دو قاعده و قانون وجود داشته باشد. زمان قیام مردم افغانستان برای بیرون راندن عمال شوروی سابق و سلطه کمونیستها درحدود بیست و هشت سال پیش ،کمونیستها بوسیله آخوندهای در باری نمازجماعت خواندند و برای بقای دولت کمو نیستی وقت دعا کردند!؟ یاد داشت همین دارم  ولی وقت ذکرآن نیست. این را اضافه کنم اماماخمینی در وصیت نامه به همه سفارش کرده از سلام آمریکائی به تریسد وگول نخورید.

خورشید ما حسین(ع)و ماه تابان ما زینب(ع)و امامان دیگر تشکیل دهنده منظومه شمسی ما، و امام زادگان(ع) سیارات این آسمان و خاتم انبیاء(ص) کهکشان این گیتی پهناور و امام زمام (ع) مدیر و مجری این فلک مطلاطم می باشند. و لذا در دعای ند به  آمده است« ...این الشموس الطالعه این الا قمارالمنیره این الا نجم الزاهره این اعلام الدین وقواعدالعلم ...»

   لازم نیست دراین باره هم زیاد توضیح بدهم که دشمنان قسم خورده ما برای دو امر مهم  خود، کارشناسان قوی و برزیده  برای شناخت اسلام و بزرگان دین مادارند، یکی به خاطر استفاده های علمی ، اقتصادی، صنعتی ...که بیشتر ازقرآن و روایات وکتاب هایی مانند قانون بوعلی سینا...و جابربن حیان شاگرد امام صادق(ع)درزمینه علم فیزیک و شیمی. و دوم برای اینکه از چه راهی بهتر میشود به خود اسلام ، اعتقادات اسلامی ...ضربه وارد نموده و از توسعه آن جلوگیری کنند وکلاً کشورهای ا سلامی را تحت سلطه درآورند ویا حداقل آنها راغفال و به چیز هایی سرگرم کرد کاری که حتی زمان شاه درایران خودمان کرده بودن که خودم نمونه های عینی از آنها دارم. واز همه زیان بار به وسیله خود مسلمانان  وجگ داخلی آنها را می کشند مثل وضع فعلی 1392سوریه مصر، بحرین... وجنگ هشت ساله تحمیل به ایران توسط رئیس جهمور وقت عراق صدام حسین!؟ که از دوطرف بیش از سه میلیون کشته و مجروح گرفت.

   می خواهم عرض کنم خیلی باید مراقب باشیم وچند کاربه کنیم. بازسازی ...قبور امامان و امام زادگان(ع) درهرجای جهان، تاریخ اینها رابه فیلم سی دی، نمایش نامه، فلم های سینمایی...تبدیل کنیم وکتابه های تحلیلی و مستند چاپ و وارد اینترنت کنیم و امکانات هرچه بیشتر و هر راحت تر را برای زائرین این اماکن مقدسه فراهم سازیم به قول امروزی برشور هایی را میان مردم وگرد شگران توزیع گنیم و امکانات لاز م را برای گردشگران هم آماده سازیم و یک مرکز جهانی و باشعبات فرا گیر داخلی و خارجی دایر کنیم برای انجام  کارهایی که بدانها اشاره شد و این اقدام از طرف دولت و اوقاف و سازمان حج وزیارت باید صورت به گیرد که البته به طرح جامع کارشناسی شده مدون بین المللی نیاز ضروری وحتمی دارد چون خلاء این قبیل طرحها تاکنون باعث مشکلات متعدد و از دست دادن بسیاری از ارزشهایی شده  که دیگر قابل بز گشت نخواهند بود.

مسجد اموی در نگاه زیارتگاها !؟.

 گمان نمی رود مسجدی داشته باشیم که زیاتگاه باشد و اگرهم باشد نه دراین حد و نه با دارا بودن این موقعیت که سرمطهرامام حسین(ع)مسجد رانورانی نموده ودراین مسجد بوده و سر یحیای پیامبرکه درآنجا دفن است و نیز محراب امام سجاد(ع)و جایی که حضرت آنجا منبر رفته است و جایی که اسرارا درآ ن مکان نشانده اند؛ واقعاً همه جای آن زیارتگاه  می باشد و همه وجای آن بوی عطر داده و صداهای دلنوازی از ناله ها، راز و نیازها... بگوش دل میرسد، همان طورکه زمانی هرگوشه آن ظلم و جایتی صورت می گرفت و رنگ و بویی مشمئز کننده ای داشت و صداها ی کفرآلود و د ستورات ظالمانه بسی دلخراش از جای جای آن دیده و شنیده می شد. که باید گفت این  نگاه خداوند به ستمگر !؟

      درقسمت شرقی مسجد محل زیارتی می باشد که به آن رأس الحسین(ع) گفته می شود جایی که سر امام را در تشت زر گذاشته اند و یزید با چوب برلب و دندان امام  می زده اند!؟. این مکان طوری درست شده که داخل آ ن را می بوسند ولی از کثرت جمعیت جا نبود که نزدیک شویم به خصوص خانم ها زیاد شلوغ می کردند و فریاد می کشیدند که نکند موفق نشوند آن جارا  ببوسند درهما ن قسمت ، محراب بسیار زیبایی وجود داردکه امام سجاد(ع) درمدت اسارت آن جا نماز می خوانده اند. محراب خود مسجد که در وستط آن قرار دارد درست رو بروی آن جایی می باشد که گفته می شود اسرارا درآ نجا نشانده اند وآن وقتی بوده است که امام سجاد منبر رفته  و یزید و یزیدیان را رسوا وخود و اصحاب کربلا را معرفی نموده اند. منبری را که امام سجاد برآن منبر رفته اند درطرف راست محراب قرار دارد و باشکلی زیبا نمایان و دیدنی میباشد. در این جا وقتی کمی گوشه دل کربلای و حسینی را باز کنیم خواهیم دید، مثل این که الان امام سجاد (ع) بالای منبر است و صدای دلنواز و لی گریه آور او بگوش دل و جان می رسد  و باگوش دل خواهیم شنید که می فرماید، ای یزید، پدرم حسین(ع) و فرزند رسول خدا(ص) را درکربلا کشتید...و درست درگوشه دیگر مسجد با چشم دل، می بینیم اسرارا همه بیک ریسمان بسته اند و با چهره غم آلود  به امام سجاد چشم دوخته وخیره خیره دارند نگاه می کنند!؟ واقعاً عجیب است. درهمین جا که اسر را نشانده اند کمی دست راست بین دو تا از ستون های بزرگ مقبره و ضریح وگنبدی کوچک نمودار می باشد که سر حضرت یحیای زکریا(ع) در آن دفن می باشد که بدست عمال یکی ازشاهان بنی اسرائیل کشته می شود؛ کمی آن طرف تر، سنگ آب مانندی وجود داررد که گفته می شود سر حضرت را درآن جا گذاشته اند که به احتمال قوی به خاطر این بوده که دیگران عبرت  بگیرند و نسبت به شاه مخالفت ننما یند. علت شهادت حضرت این بوده که نسبت به بد مستی و شراب خوارگی شاه اعتراض داشته است!؟ در واقع این وضع مسجد درآن زمان بوده است و حالا ما آن را زیارت گاه و محل نور و معنویت می بینیم که برای هرانسانی امن ترین جا و پناگاه شفا خواهان و فصای شفا بخشا می باشد. 

در مسجد نیاز به روضه خوان نیست !؟.

       روزی ازطرفت مدیریت هتل صفا و به صورت گروهی از مسیر بازار کهنه حمدیه که سابقه تاریخی همانند سابقه تاریخی مسجد از نظر شکل سختمانی دارد ولی از بین رفته و بقایی از آن مارا به این برداشت می کشاند وقتی وارد  درب ورودی مسجد شدیم همین جا که انسان می رسد، فوراً متوجه خاطرات زمانی می شود که آن روز اسرا را که همه به یک ریمان بسته  بودند با چه وضعی وارد مجسد کردند؛آیا وقتی که اسرارا وارد مسجدکردند، هنوز غل و زنجیر برگردن امام سجاد بود یا آنها را بر داشته بودند؟! برای ورود به داخل مسجد با پای برهنه باید وارد  شویم . عده ای وقتی وارد مسجد می شوند بیشتر متوجه عظمت آن می شوند و عده زیادی که اکثراً خانم ها پیش رو هستند به طرف رأس الحسین می روند و این جا است که به محض ورود و به طور ناخود آگاه گریه امان نمی دهد چون باگوش دل صدای صوت دل نشین قرآن از سر بریده و میان دو لب خون آلود امام حسین(ع) به گوش دل می رسد و درهمین حال خواهید دید یزید با چوب برلب و دندان حسی(ع) می زند تا شاید سران قوم ...که در مجلس نشسته اند صدای قرآن را نشوند و تعجب کنند سر مرد خارجی که قرآ ن نمی خواند؟! وکسانی هم در اولین ورود، به آنجایی می روند که ببینند اسرا راکجا نشانده بوده اند و این جاست که بیاد ناله های جان سوز حضرت زینب (ع) می افتند وگریه امانشان نمی دهد و باحضرت هم ناله می شوند وقتی با چشم دل به چهره غم آلود و خسته اسرا نگاه می کنند و به چهره نهیف و غبارگرفته حضرت رقیه را نگاه می کنند که در کنار عمه اش زینب نشسته و به هرطرف خیره خیره نگاه می کند، شاید بابا را به بیند؛ واقعاً دگرگریه بی اختیارجاری خواهد شد؛ وکلاً هرنوع انسانی باشد ولو گریه نکند غم و اندوه همه وجودش را فرا می گیرد و درهمین حد به فیض رسیده و دلیل بر توجه قلبی او به واقعه جان گداز کربلا است .

   در مورد محل دفن سرامام حسین اختلاف تاریخی وجود دارد و قبل ازآن لازم به ذکراست وقتی اسرا وارد شام می شوند سر مبارک امام را درتشت گذاشته و درجلو یزید می گذارند و بعد سر امام را با سرهای دیگر شهدا درمدت سه روز بربالای بام القصر و برای عبرت دیگران نصب میکنند و سپس سر امام را درهمین جا قرار می دهندکه به رأس الحسین معروف است و تازمان مرگ یزید در این مکان بوده و بعد توسط امام سجاد به کربلا انتقال داده می شود و درکنار قبرامام حسین(ع) و به قولی درنجف و درکنار قبر علی (ع)به خاک سپرده می شوند و بقولی در باب الفرادیس و در نزدیکی قبر رقیه دفن می شود؛ و قولی هم هست که سر امام درخذانه بنی امیه نگهداری می شده تا دوران سلیما بن عبدالملک که به دستور ایشان در باب الصغیر و درقبرستان مسلمانان به خاک سپرده می شود.

    چنان به نظر می رسد که این هم خود دارای مصلحتی همانند معین نشدن شب قدر باشد تا همه جا نامی ازحسین(ع) و واقعه کربلا بار دیگر و برای همیشه خاطرات را دراذهان زنده نگاه دارد و این که امام ظاهر و باطن وحاضر و غایب ندارد و هر جا به نام دفن سر امام حسین(ع) مورد نظر باشد سرامام همان جا خواد بود به این معنا که زیارت و توسل به آن و این که منشا خیر وبرکت باشد با آن جا که واقعاً سر امام دفن است فرقی ندارد چون هرجا به عنوان سر امام ادای احترام شود سرامام که نه اصلاً خود امام حضور دارند همان طور،وقتی نام خود حضرت مهد ی(ع) دردعا... خوانده می شود به احترام حضورآقا برمی خیزیم درحالی که ممکن است  در آن واحد نام حضر ت در هزاران مجلس دعا برده شود .

البته این امر با آنجا که گفته شد نبابد اقوال اختلافی درمورد رأس شهدا درمثل  باب الصغیر ذکرشود ، هیچ منافاتی ندارد چون هم گفته شد اگر ذکراختلاف نظر جهتی خاص داشت باشد وآن جهت توضیح داده شود اشکالی ندارد و دراین جا باید اضافه کنم حتی لازم است روی این نتکه تکیه شود چرا باید سر امام حسین (ع) در شهرحلب به عنوان مشهدالحسین و در مسجد اموی به عنوان رأس الحیسن وجا های دیگر برای زیازت و در واقع حاجت خواستن ما بهانه باشد؛ و اصلاً جای جای کره زمین به نام حسین...مزین باشد برای نتایج وآثاری که مرتب تا کنون تکرار گردیده است وگفته شد دشمنی مانند یزید این کار ها را برای اثبات حکومت خود و پای دار ماندن آن انجام داده ولی برعکس زمینه شد برای اثبات حقانیت حسین ودر واقع پایدار ماندن اسلام وزنده نگاه داشتن این اندیشه وخاطره ، درجهان به وسیله همین اماکن مقدسه ورأس الحسین ها...و با این وصف تشبیه موضوع با فلسفه اختلافی بودن شب های قدرهم حرفی  بجاو قابل توجه می باشد.

روضه خوان های غیر مرئی مسجد!؟

      این تصور ازهرکس باشد درست نیست که تنها انسان و دیگر مو جودات زنده دارای درک و شعورند چون آیات و روایات فراوانی در این مورد  وارد شده است و درحدیث داریم هرجا برای شهدا روضه خوانی بر پاشود موجودات جمادی آن جا هم گریه و ناله سر خواهند داد؛ بعد از واقعه کربلا این گونه بود که هرجا سنگی را برمی داشتند از زیرآن خون می جوشید، تامدت ها هرچه باران می بارید لباس های سپید، رنگ خون به خود می گرفتند و نیز درحدیث آمده گروهی ازملا ئکه تا روزه قیامت درآن مکان مشغول نوحه سرایی ...میباشند و خلاصه خداوند در باره حضرت داود می فرمایند «و ما به داوود از سوی خود فضیلتی بخشیدیم،( و به کوه هاگفتیم(  ای کوه ها و ای پرندگان با او هم آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید»سوره سباء .

     بی تردید این مای تنها نستیم که برای  شهدا و غم واندوه آنان گریان و نالانیم و باز به این نکته اشاره کنم که این گوشه دیگری ازفلسفه این مسجد زیارتگاهی می باشد که به جای آن شیطان و شیطان صفتان که حتی باعث اذیت وآزار همه مو جودات می شوند خداوند به شکوه های آ نان هم توجه نمود و ملائکه رحمت و مغفرت را با آ نان هم صدا  نمود، درواقع وقتی ما آن جا برای امام حسین ... می گرییم تنها نستیم ؛ ملائکه منزل و موجدات آنجا، باما هماهنگ وهم صدا می شوند وهم اینکه ملائکه مراقب ما هستند و دلداری و بشارت میدهند ولذا خداوند می فرماید (بیقین کسانی که گفتند . پروردگارما خداوند یگانه است؛ سپس استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل می شوند( ومی گویند)که .نترسید وغمگین مباشید و بشارت باد برشما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است» سوره فصلت آیه 30 : بلا تر غیر ملائکه موجودات همان در و دیوار ها که شاهد ماجرا و ظلم به اسرا بوده اند از همان زمان گریان و نالانند و ما وقتی این جا می آییم آنها را همراهی می کنیم آنها همراه ملائکه عزا داران اصلی  هستند و به ما خوش آمدی می گویند.

   ********                                      دمشق کربلای دیگر

کربلا زمانی کربلا نبود؛وقتی مقدر شد امام حسین(ع)و یارانش آن جا را برای مقابله با کفر جهانی انتخاب و سرانجام شهید که کربلای امروزی بوجود آید، این گونه شد که ازآن زمان تا کنون شاهد هستیم ولی اسرا را به این آوردند واین جا شد جایی که تاریخ اسرا  برای همیشه زنده بماند و خواهد ماند ولو مانند قبر امام حسین(ع) به وسیله متوکل عباسی 17بار تخریب شود، باز کسانی هستند که آن را بسازن روزی خواهیم دید که شیعیان  قبر تخریب شده حجربن عدی را باز بهتر از اول آن به کوری چشم وهابی ها  خواهند ساخت. اسرا را، دمشق آوردند که رسوا وکمنام شوند ولی بر عکس خودشان رسوا وگمنام شدند. این کربلای دوم است به شکل دیگر آنهم جایی که ستمگر روزی شراب می خورد و  اربده می کشید وکسی جرعت نداشت حرفی بلای حرف او داشته باشد.

فلسفه تاریخ و بنای مسجد اموی  ( از سفر نامه سوریه)

    منظور از فلسفه این مجسد کهن این است که با وجود چهارهزارسال قدمت و پشت سرگذاشتن حوادثی تاریخی و اینکه روزگاری مهد ظلم و ستم بوده و امروز به زیارتگاه تبدیل شده است.واقعاً بحثی عمیق و تحلیلی دقیق و وسیع رامی طلبد که شاید کارهرکس نباشد ولی ما درطی مطالب آینده سعی خواهیم کرد تا آنجا که در تونمان است گوشه ای از حقایق مطلب را ادا کنیم.

سپاس خدای را که این مسجد زیارتگاهمان شد

      شکر خدا از این نظرکه خداوند به لطف وکرم خود وقتی ستم ستمگری به اوج خود برسد همان امر براساس سنت لا یتغیر الهی زمینه سقوط ستمگر را فراهم می سازد و پس از نابودی ستمگر خداوند برای عدالت گستری و رساندن فیض  به مردم ستم کشیده ؛  جایگزین معین می نماید ؛ اصولا وقتی ظلم و ستم سرنگون گردد، قهراً خلاء ای بوجود خواهد آمد (و چون محال محض است) که آن خلاء را مجدداً ظلم و ستم پرکند؛ بلکه ضرورتاً، عدل و دادی باید  باشد که این خلاء را به خاطرجهاتی پرکند؛ ازجمله بهبود وضع امنیت اخلاقی... و وضع اقتصادی وخلاصه وجود معنویت وکسب ارزشهای انسانی که تنها در زیر سایه عدالت گستری می تواند بدست آید و این یکی از نعمات بزرگ الهی می باشد که خداوند نصیب ما مسلمانان ازجلمه مرد شهر دمشق  نموده است.

     امروزه مسلمانان برای زیارت به این مسجد می آیند و کسب فیض می کنند و مردم دمشق هم فیض معنوی می برند و هم از نظر مادی بهره مند می گردند که همین رفت وآمد این همه زّوار سود زیادی نصیب اهل کسب وکار می نماید واین گونه مسائل را در یک تحلیل مفصل تر می توان از فلفسه این مسجد و دیگر قبور امام زادگان در پای تخت کشور سوریه دانست.

قدمت و بنای ساخت مسجد

          از اولین ساخت مسجد چیزی بدست ما نیامد ولی آنچه روشن است این واقعیت می باشد که پس از تحولات تاریخی و تصرفاتی که براین بنا تحمیل می گردد از جمله آتش پرستان برآن تسلط یافته و سپس در تصرف مصریان  واقع می شود که خدایان رامن وآمن را می پرستیده اند و نیز دوره تسلط یونانی ها در عصره هله و رومیان پیش می آید که خدایان ژوپی تر وروء یان را می پرستیده اند و دردوره دیگر درآن کنیسه ساخته می شود و در سال 17 هجری پس از فتح دمشق بدست مسلمانان و پاک سازی داخل مسجد از بت خانه... ؛ در عصر حکومت ولیدبن عبدالملک بن مروان، مسجد باکمک مهندسین و صرف خراج کشور درمدت هفت سال و با مهماری اسلامی، زیبا و با شکوه ساخته می شود که ما الان آن را می بینیم و از دیدن آن هم لذت می بریم و هم اینکه عظمت اسلام را دراین گونه اماکن و شعائر پایداراسلام می نگریم و به دین وآئین خود می بالیم که حتی، دیگر مذاهب با دیده تحسین به این گونه مراکز اسلامی می نگرند و درس عبرت آموخته و متحول میشوند .درهمین سال جاری 86 گروهی ازگردشگران که درکشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق آثار اسلامی را دیده بودند وقتی درقم هم نمونه آنهارا می بینند در همین شهر مقدس قم و درجوار بارگاه حضرت مصومه (ع) اسلام اختیار کردند.

 درواقع اینکه این مسجد پس از تحولاتی شکننده به تواند مجدداً بدست مسلمانان با این عظمت ساخته شود خود امداد غیبی و از مقدرات الهی می باشدکه این مجسد با شکوه، روزی زیارت گاه عاشقان خاندان عصمت وطهارت واقع شده و بهترین وسیله و گویا ترین سند زنده باشد برای اینکه خدا چگونه ظلم را نابود و عدل و عدالت گستری را جایگزین آن می نماید و مهم اینکه خاطرات کربلارا با زبان بی زبانی خود برای هر با سواد و بی سوادی خیلی راحت و ساده بازگوکند. اصلاً از ازل مقدر شده بوده چنین بنایی بدست کسانی ساخته شود که روزی مرکز و مهد شعائر و ظهور واقعیت ها و بیان معارف اسلامی درهمه ابعاد آن گردد.

شکل ظاهری ساختمان مسجد.

     البته شنیدن کی بود مانند دیدن وخوب است خود انسان از نزدیک ببیند اگر تا یک ساعت هم درباره شیرینی خرما تعریف شود بیش ازاین نتیجه ندارد که ما به خرید خرما تمایل پیدا کنیم. تعریفی که در باره این مسجد می شود بیش از این اثر چندانی نخواهد داشت؛ این مسجد حدوداً دو هتکتار مساحت داردو دیوار بیرون و داخل آن همه باسنگ های بیش از یک متر قطر ساخته شده است باگنبد و دوگل دسته بزرگ باسنگ و به همان سبک قدیم بر فرازآن جلوه میکند و بیش از صدو پنجاه ستون کوچک و بزرگ و به صورت دو طبقه ای فضای داخل مسجد را زیبا و آراسته نموده است ستون های بزرگ حدوداً به قطر یک متر و به ارتفاع حدواد پنج متر و یک پارچه ازسنگ های قیمتی می باشد ولی ستون های طبقه بالا که برفراز ستون های بزرگ قرار دارند از نظر شکل تفاوتی ندارند ولی از نظر هجم ستون های بالا بیشتر جنبه تزئینی دارند که برفراز همه ستون های طبقه بالا و پایین ، طاق های هلالی به شکل جالبی آراسته شده اند و بالای ستون هارا با شکلی بسیار دیدنی خود سنگ را به نقش بسیار زیبایی درآ ورده اند که انسان را به شگفتی وا می دارد   قسمت  هایی از ستون ها و دیوارها براثر گذشت زمان ، فرسایش پیدا کرده و ریخته است که آن هارا به شکلی وسله و ترمیم کرده اند.

   و مهم اینکه این ستون ها را باچه وسیله تراشیده اند و چقدرسنگ بزرگ بوده که یک ستون با این عظمت ازآن درآمده و باچه وسیله حمل و با چه ابزاری این طوری نصب شده اند که اصلاً مو نمی زند!؟ که بعداً در این باره توضیح بیشتری داده خواهد شد .

تخریب قبر حجر توسط وهابیون!؟ ( از سفر نامه سوریه)

 قبلاً اشاره شد آمریکا به جهت امنیت اسرائیل که به دلایلی بیشتر از هرجا، از سوریه تهدید می شود وهابیون سوریه را به عوان مخالفین دولت وقت( بشار اسد ) کردند. در مدت دو سال سوریه را به خرابه تبدیل کردن، مساجه ، مدارس موزه هایی را که تخریب کردن واشیاء قیمتی را غارت کردند؛ از جمله بار گاه حجر را به طور کلی ویرن و اشیاء قمتی آن و جسد حضرت را بردند به این بهانه که طبق دستر شرع خاک نکرده اند. عکس تخریب آن را من از اینترنت دیدم فقط چوب های ضریح باقی مانده و قبر هم به صورت چاه بزرگی گود است. و اینک گوشه از بیان تخریب.که به دست ما رسیده است.

«عناصروهابی گروهک تروریستی موسوم به "ارتش آزاد سوریه" در شنيع ترين اقدامهتاکانه خود از بدو آغاز فعاليت هاي فرقه اي در سوريه، با حمله به مرقدمطهر "حُجر بن عدی" و تخريب ضريح و نبش قبر آن صحابي جليل القدر، پيکر تازهو آغشته به خون او را بيرون کشيده و با خود به سرقت بردند.

براساس اين گزارش، اين اقدام شنيع، ساعاتي پيش از سخنراني اخير دبيرکل حزبالله لبنان درباره هشدار به گروهک هاي وهابي فعال در سوريه انجام شده است..

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌اللهلبنان در جديدترين سخنراني خود با هشدار درباره هر گونه تعرض به اماکنمقدسه مسلمانان در سوريه از سوي گروه هاي وهابي و تکفيري، به حرم حضرت زینبسلام‌الله علیها اشاره کرده و گفته است: «برخی گروه‌های مسلح در فاصله‌ایحدود چند صد متر با حرم حضرت زینب(ع) در شام فاصله دارند و دراین زمینهحساسیت بسیار زیادی وجود دارد چون این گروه‌ها تهدید کرده‌اند در صورتی کهبر این کشور سیطره یابند حرم حضرت زینب(ع) را نابود می‌کنند و شاهد آنهستیم که این افراد هنوز هم از این تصميم عقب‌نشینی نکرده‌اند. این اقدام،عواقب خطرناکی به همراه دارد همان طور که تکفیری‌ها پس از آنکه اقدام بهانفجار حرم امامان معصوم(ع) در سامراء عراق کردند عواقب و نتایج خطرناکی بهوجود آمد»

البته این سابقه جنایت بار تاریخی حتی در هتک حرمت بار گاه امام حسین (ع) و کشتار مردم کربلا دارند که می خوانید.

«در سال 1216ق. سعودبن عبدالعزيز با قشون بسياري‏ متشکل از مردم نجد، به قصدعراق حرکت کرد. وقتي‏ به شهر کربلا رسيد، آنجا را محاصره نمود. بعد ازوارد شدن به شهر، به قتل‏عام مردم پرداختند و به خزانة‏‏ حرم امام حسين‏ (ع) دست برد زده، ضريح آن حضرت را شکستند و اموال فراوان و اشياي نفيس آنرا به غارت بردند.

آية الله سيد جواد عاملي، ‏ که خود شاهد حوادث و از مدافعان شهر نجف اشرفبوده، مي‏گويد: «امير نجد در سال 1216ق. به بارگاه امام حسين‏ (ع) تجاوزنمود و اموال آن را به غارت برد. نيروهايش مردان، زنان و کودکان را به قتلرسانده، اموالشان را به غارت بردند و به قبر حضرت امام حسين‏ (ع) جسارتنموده و بقعه را تخريب کردند، سپس بر مکة مکرمه و مدينه منوره متعرض شدند وهر آنچه که خواستند در قبرستان بقيع انجام دادند و فقط قبر پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) از دست آنان مصون ماند.( مفتاح الکرامة، ج5، ص512»

کورانسيز در وصف جنايات وهابي‏ها مي‏گويد: عادت شيعيان اين بودکه در روز عيد غدير خم، جشن‌هايي‏ بر پا مي‏کردند؛ لذاهمگي‏ براي‏ اقامة جشن عيد به نجف اشرف مي‏آمدند. به همين دليل شهرهاي‏شيعه‏ نشين عراق، به خصوص کربلا، خالي‏ از سکنه مي‏شد. وهابي‌ها از اين فرصتاستفاده کردند و در غياب مدافعان، به شهر حمله بردند. در شهرکه فقط افرادضعيف و سال‌خورده باقي‏ مانده بودند، توسط سپاه 12 هزار نفري‏ وهابيون بهقتل رسيدند و هيچ کس در اين جنايت زنده نماند؛ به طوري که تعداد کشته شدگاندر يک روز به 3 هزار نفر رسيد(تاريخ البلاد العربية، ص126، طبق بعضي‏ ازگزارشها، وهابيون پنج‌هزار نفر‌را‌ کشته‌و پانزد ه‌  هزار‌ نفر را مجروح‌کردند؛موسوعة‌العتبات، ‌ج8، ص»273»

خطبه زینب کبری در مجلس یزید

زینب دختر علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.»

ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای؟، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»

آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهرة آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده، و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است؟ (کنایه از این که از فرزند هند جگر خوار چه توقع می توان داشت) چگونه به دشمنی با ما نشتابد آن کسی که کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه با دیدة بغض و عداوت در ما می نگرد؟ آن گاه بدون آن که خود را گناهکار بدانی و مرتکب امری عظیم بشماری این شعر می خوانی: 

فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا یا یزید لا تشل

و با چوبی که در دست داری بر دندانهای ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید جوانان اهل بهشت می زنی. چرا این شعر نخوانی حال آن که دل های ما را مجروح و زخمناک نمودی و اصل و ریشة ما را با ریختن خون ذریة رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی؟ آن گاه پدران و نیاکان خود را ندا می دهی و گمان داری که ندای تو را می شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را کردی. 

بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریة او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت. 

و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است. 

چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت (ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم. 

ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای تو، سست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،‌ در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد. سپاس خدای را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا می خواهیم که ثواب آنها را کامل کند و بر ثوابشان بیفزاید، و برای ما نیکو خلف و جانشین باشد، که اوست خداوند رحیم و پروردگار ودود، و ما را کافی در هر امری و نیکو وکیل است.

 

سو صداي مي‌شويم

 نگاه چشم دل به خيمه‌گاه در آن زمان   ( از سفر نامه کربلا)

كاشي‌ها، فرش‌ها، گل‌هاي زيباي هل‌هله لشكر دشمن و اضطراب زن و بچه‌ها از شرايط حاد جنگ و از همه طاقت ‌فرساتر روزي كه ديگر هيچ آبي نبود، عده‌اي شهيد و در كنار خيمه قرار داشتند همه زن و بچه گريان و نالان بودند در همين خيمه‌گاه كه شما حالا مي‌بينيد كمي گوش دل را باز كنيم صداي گريه بچه، ناله‌هاي زينب صحنه خدا حافظي حسين از خيام حرم درست ديده و شنيده مي‌شود.

اميد است هر كس در اين مكان قدم مي‌گذارد يك لحظه وضع آن زمان را در ذهن مجسم كند و از خود بپرسد اين‌ها براي چه و براي چه كساني اين همه سختي و اذيت را تحمل كردند آيا براي نان و آب بود،‌آيا براي رياست و مقام بود...؟؟ يا براي اسلام كه اسلام براي ماست؟.

ُُُُُآثار و اماكن حرم مطهر امام حسين

شكه از ص 115 كتاب عتبات عاليات شروع مي‌شود به خاطر اطلاعاتي كه از قديم دارد و نكات بيشتر و دقيق‌تر لازم است فشرده ای از آنچه لازم است آورده شود:

1)صندوق و ضريح امام حسين: شایان ذكر است همه جزئياتي كه صاحب كتاب متذكر شده نمي‌آوريم بلكه مواردي را برمي‌گزينيم كه قابل اهميت بوده و مكمل ياد داشت‌هاي خود ما مي‌باشد تا بتوانيم در جاهايي كه لازم به تحليل است به نكاتي بپردازيم.

«در عصر آل‌بويه، عضدالدوله، براي نخستين بار در 371 ق، ضريحي از جنس چوب ساج و تزيين شده با عاج را روي قبر امام حسين نصب كرد و قبر را با پارچه‌هاي گران‌بهاي ديباج پوشاند. در 620 ق،‌ مؤيد الدين محمد قمي وزير شيعي الناصرالدين الله عباسي صندوقي از چوب بر روي قبر قرار داد و آن را با پارچه‌هاي گران قيمت پوشاند. شاه اسماعيل صفوي در 932 ق، صندوق بسيار زيبايي از خاتم بر روي صندوق ياد شده گذاشت و ضريح را با پرده‌هاي حرير قيمتي پوشاند. در 1153ق، گوهرشادخانم، ‌دختر سلطان حسين صفوي و همسر نادر شاه، ‌صندوقي از خاتم بر روي قبر گذارد، برخي نيز گفته‌اند اين صندوقي است كه شاه طهماسب صفوي در 1133ق، به حرم هديه كرده است..

بر فراز قبر و ضريح حضرت امام حسين(ع) گنبد زيبا و مرتفعي وجود دارد كه از دور جلوه‌اي خاص به كربلا بخشيده است. و عظمت هنري و معنوي آن چشم هر بيننده‌ اي را خيره مي‌كند و دل‌ها را مجذوب خويش مي‌سازد. نخستين گنبدي كه بر فراز مرقد امام ساخته شد در زمان منتصر عباسي بود. او پدرش متوكل را به قتل رساند و به ساختن بقعه و بناي حرم پرداخت. اين گنبد كه تا 273ق،‌ پابرجاي بود، رو به ويراني نهاد و در آن سال محمد بن زيدعلوي، از علويان طبرستان به صورت باشكوهي آن را بازسازي كرد در سال 941ق،‌ سلطان سليمان قانوني، ‌از پادشاهان عثماني و سني مذهب، نماي خارجي گنبد را با گچ مرمت و سفيدكاري كرد. پس از آن آقامحمدخان قاجار در 1211ق، آن را با پوششي از طلا زراندود كرد. حدود بيست سال بعد طلاها دچار آسيب و زنگ‌زدگي شد. ساكنان كربلا، با ارسال نامه‌اي، از فتحعلي‌شاه، مساعدت خواستند. شيخ جعفر كاشف الفطاء به عنوان نماينده آنان، با شاه و سران و مردم نيكوكار شهرهاي ايران ارتباط برقرار كرد. سرآخر به دستور فتحعلي شاه در 1232ق، پوشش گنبد عوض شد و طلاي بهتري در آن بكار رفت.

نخستين مناره مرقد امام حسين(ع) را منتقر عباسي در 247ق، ساخت. او پس از تخريب بارگاه امام حسين(ع) توسط پدرش، متوكل، به بازسازي بنا پرداخت و مناره‌اي براي راهنمايي زائران و به عنوان نشاني براي آن مرقد برپا كرد. در 747ق، به هنگام بازسازي و توسعه حرم سلطان احمد جلايري، از حاكمان حلايريان و دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول، دو مناره براي حرم ساخت كه عبارتند از: مناره العبد كه مناره جنوبي است و مناره غربي ايوان‌هاي حرم از زماني كه توسعه صحن حرم در دوره قاجار آغاز شده ايوان‌هايي در چهار ضلع صحن تعبيه گرديد كه راه‌هاي ورودي به داخل روضه مقدس را تشكيل مي‌دهند. ايوان طلا (جنوبي) اين ايوان از ساير ايوان‌ها بزرگتر است. طول آن به 36 متر مي‌رسد و سراسر حرم را از سمت قبله دربرگرفته است. دوازده ستون با ارتفاع متفاوت سقف ‌آن را نگه داشته‌اند. ستون‌هاي وسط چهارمتر و ستون‌هاي طرفين سه متر ارتفاع دارد. اين ستون‌ها در دوران گذشته از چوب جنگل‌هاي هند ساخته شده بود وچون رطوبت و موريانه آن‌ها را فرسوده ساخت، يكي از نيكوكاران ايراني به نام محسن قنبر رحيمي در 1389ق، آن‌ها را به ستون‌هاي سنگي تبديل كرد».

فلسفه ظهور اسلام در خاورميانه ( از سقرمنامهکربلا)

با توجه به اينكه در یک نگاه، اسلام همان انبياء واولياء (ع) می باشد؛ كه حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: قرآن ناطق است. قبلاً اشاره شد ، اين منظومه شمسي و كره زمين چيزي بنام قلب گوشه‌اي از آن قرار دارد كه حیات  بشر متوقف بر ضربان اين قلب است كه با دم و بازدم در كسب اكسيژن ب انسان حيات مي‌بخشيد. و گفته شده اين قلب خاورميانه است كه خاورميانه محدود مي ش‌ود به خاك عراق و خاك عراق محدود مي‌شود به كوفه و كوفه محدود مي‌شود به مسجد آن جا كه گفته مي‌شود كشتي نوح از همين مکان مقدس حركت كرده و فرود آمده است. كه در اينجا بايد توجه شود، در مورد فضيلت مسجد كوفه چه گفته‌ان، تا معلوم شود از اين نقطه از زمين در طرح كاملاً حساب شده خداوندی  بوده و تا آخر خواهد بود.

«ابن قولويه از امام باقر(ع) نقل مي‌كندكه كسي از ايشان پرسيد: كدام سرزمين پس از حرم خدا و رسولش افضل است؟ پاسخ فرمود: كوفه زكيه و طاهره است درآن قبور پيامبران و اوصياء صادقين است. درآنجا مسجد سهله است كه خداوند هيچ پيامبري را نفرستاد مگر آن كه درآنجا نمازگزارد و درآن عدل خداوند آشكار و استوار شده است، آنجا مكان فرود پيامبران، اوصياء و صالحين است. و نيز از امام صادق(ع) نقل شده است: كوفه حرم خدا و حرم رسولش و حرم علي بن ابي‌طالب است نماز در آن برابر است با صد ركعت نماز در مكان‌هاي ديگر.

از پيامبر اسلام نقل است: خداوند متعال چهار شهر برگزيد، سپس فرمود: والتين والزيتون و طور سنين وهواالبلد الامين. التين، مدينه، زيتون، بيت ‌المقدس، طور سنين، كوفه، هذا البلد الامين مكه است. امام جعفر صادق فرموده است: كوفه باغي از باغ‌هاي بهشت است. [1]

  البته سوگند خداون به التين و الزيتون انجير و زيتون سوگند به خاطر اهميت درماني اين دو ماده غذايي است كه به جهت اهميتشان در تشبيهات واژه خوبي است درست مانند سوگند خدا به نفس و جرقه سم اسب رزمنده به خاطر اهميت و مقام رزمنده است در اين مقام براي رزمنده و به نفس و جرقه سم اسب سوگند ياد شده درآن‌جا اهميت براي مواد غذايي كه مدينه و بيت‌المقدس به آن تشبيه شده كه اين دو مكان مقدس داروي روحي براي بشر است.

به اصل مطلب برمي‌گرديم كه خود اسلام در همين نقطه زمين }مكه} ظهور و شالوده ريزي مي‌شود و خاتم يك صد وبيست و چهار هزار پيامبر و دوازده امام (ع)هر كدام به نوبه خود (که علت موجده و علت بقيه اسلام باشند)، داراي مطالبي بسيار عميق و داراي اسراري شكرف می باشند كه هم دست ما به آن اسرار نمي‌رسد و هم اينكه از حوصله اين كتاب خارج است. ولذا به موضوع مورد بحث می پردازيم كه علت ظهور انبياء و اولياء (ع) در اين نقطه از زمين دلایلی می تواند باشد که ذیلاً  مورد بررسی قرار می گیرد. البته این نتیجه تحقیق و برداشت ما از مجوع مطالبی است تداعی می شود.واسراری که مورد سؤال است وجوابش موضوعاتی می باشد که به نظر مارسیده است که باید گفت از کل شرایط... تداعی می شود و موضوعاتی که تداعی می شوند و درست هم هست.غیز از آنچه می باشد که هدف اصلی باشد که مفاهیم به این قبیل موضوعات گفته می شود.

اول)نقطه مركزي: علاوه براينكه هر مجموعه‌اي ازجمادی‌گرفته تا انساني همه خود  دارای هسته و نقطه مركزي هستند؛فرا تر از آن، ائم و حتی موجودات ويروسی،نيز از اين قاعده كلي و سنت لاتغيير نظام هستي مستثنا نيستند، تا چه رسد به هدايت بشرکه گل سرسبد موجودات است. که از سو جهت زندگی در فضای عاري از نبايدها و نجات از مهلكه و از سوی دیگر بهره‌گيري از بايد ها براي شدن و در يك كلام كسب ارزش‌هاي انساني، طبق طرح كاملاً حساب شده و داراي محوري جهت دهنده از سوی خدای کریم.

حضرت آدم هم اولين انساني بود براي شروع زندگي مشترك و تشكيل خانواده {جامعه‌ي كوچك} بر روي كره خاكي و هم اولين پيامبر بود براي دو جهت يكي دوري جستن از نبايدها و گرويدن به بايدها براي حيات معنوي و مادي خود و دوم براي هدايت بشر و سپردن رسالت به پيامبر بعد از خود.

مسلم اين رسالت براي فعاليت خود كه همانند مظروفي است كه بايد مورد استفاده واقع شود به ظرف و مكاني مناسب و در خور آن مظروف و نوع فعاليتش نيازمند است كه همانند قلب درگوشه‌اي از اين مجموعه كره زمين قرار گيرد براي خون ‌رساني و حيات بخشي خود به يك برنامه كاملاً سازمان يافته دارد.و لذا خداوند مكان رسالت حضرت آدم را در سرزميني قرار مي‌دهد كه علي(ع) به عنوان اولين امام از ازل بايد دراين مكان حكومت خود را شروع ‌كند و در همين جا هم شربت شهادت را نوشيده و به خاك سپرده شود كه گفته مي ‌شود همان زمان حضرت آدم قبري آماده مي‌كند. علی (ع) وصيت مي‌كند جلو تابوتش را نگيرند و هر جا كه فرود آمد همانجا  او را به خاك بسپاريد. كه گفته مي‌شود وقتي آن جا را حفر كردند قبري آماده بود كه علي را در آن دفن كردند.

راستي چرا علي(ع) كه در كعبه متولد شد، ولی دركعبه و يا مدينه حكومت خود را شروع نكرد چرا بايد براي حكومت و زندگي در جايي باشد كه سراني ستمگر و خونخوار  روي کار خواهند آمد كه از خون امامان معصوم(ع) هم رحم نمي‌كنند؟ اين همه چراهايي است كه مي‌رساند اين همه حوادث  تصادفي و يا دلخواه و امر شخصي نبوده است بلكه كاملاً حساب شده و طراحي شده بوده است.

دوم)نسل دوم بشر: حضرت نوح(ع)، يكي از پيامبران اولوالعظم است كه بعد از حضرت آدم همان جايي رسالت خود را شروع مي‌كند كه حضرت آدم حكومت و زندگي خود را آغاز مي‌كند. پايه اول و شروع زندگي به وسيله آدم از اين جا شروع شد و پس از نابودي كل بشر به وسيله بلاي آب. زندگي و نسل دوم بشر به وسيله نوح در همين جا شروع شد. اگر واقعاً طرحي نبود كه درست همان طرح بايد اجرا شود، چرا حضرت نوح در نقطه ديگري زمين كار خود را آغاز نكرد جايي كه خدا ود  به نوح گفته بود هر وقت از تنور آب جوشيد آماده شويد براي سوار شدن بر كشتي، اين تنور در خود مسجد كوفه در حال حاضر علامتي دارد، زني كه داشت نان مي‌پخت به محض جوشش آب حضرت آدم را خبركرد كه قبلاً گفته شد وقتي كشتي به بر فراز زمين كربلا در حال حركت است دچار حادثه دگرگوني مي‌شود و سرانجام كشتي در همين جا كه حركت كرده فرود مي‌آيد، وگرنه بايد جايي ديگر و يا جايي پرتگاه فرود مي‌آمد مقام حضرت آدم و نوح در همين مكان ذكر شده و درصفحه 83 عتبات عاليات دكتر اصغر قائدي آمده است درمورد جزئيات زندگي حضرت آدم و نوح چيزي نيامده است ولي معلوم است در همين نقطه از كوفه سكونت معمولي داشته‌اند كه بعد اين مكان به يك مسجد تاريخي در مي‌آيد كه قبلاً در مورد اينكه مقام جبرئيل و مقام ابراهيم و اينكه پيامبر در وقت به معراج رفتن جبرئيل حضرت را از اين جا عبور داده و حضرت در  مسجد کوفه نماز مي‌خواند اهميت اين نقطه از كره زمين را دو چندان  مي‌نمايد.

سوم)منبع نور و شعاع آن: اين هم يكي از اصول مسلّم علمي، از قوانين نظام خلقت و سنت پيغمبر الهي و در يك كلام پرتو افكنی سالت انبياء و اولياء (ع)در كره خاكي اين عالم است كه منبع نور سزاوار است در جايي تمركز يافته و داراي شكل هندسي متناسب با آنچه باشد كه منبع نور براي آن به وجود آمده است. قبلاً درباره اينكه اين خاندان، خورشيد، قمر، نجوم درخشنده و حيات‌بخش بشر هستند بحث شد، مركز و محوري معين دارند و به‌گونه‌اي تنظيم شده است و به شكلي خاصی بر همه عالم تابيده و به بايدها و نبايدها هر دو نور داده و پرتو افكني مي‌كنند و به همين جهت،  حضرت رسول {رحمة للعالمين} و به اين نام لقب گرفته است از. آدم تا خاتم و از خاتم تا نهايت سير بشر اينان همه و بدون استثنا {رحمة للعالمين} هستند چون از طرف ديگر كليه بشراعم از كافر و مسلمان خوب و بد عيال خدايند و اولين كساني كه هم مأموريت دارند براي عيال خدا تكويناً و شرعاً مفيد باشند و هم به خاطر شايستگي دارند در جهت عيال خدا هستند چون وجوداً به همين جهت آمده‌اند پس همه (رحمة للعالمين) و همانند خورشيد و ساير منظومه شمسي براي كل بشر مفيد هستند.

درباره خداوند گفت مي‌شود «يا نورالنور، يا منورالنور» همان‌طور كه خداوند با لذات نور است و نوربخش انبياء و اولياء هم كه فناي در خدايند هم نوراً با لذت و هم نوربخش اصلاً‌ اگر يك لحظه نور آن‌ها بر جهان نتابد جهاني پابرجا نخواهد ماند.به دليل اينكه مي‌فرمايد «بیمنه رزق الوراء و ثبتت الارض و السماء» اين کلمه«بیمنه» كه همان بركت و به عبارت ديگر قرار و مدار زمين به خاطر اين‌ها است در واقع همان نوري است كه هر لحظه مانند اكسيژن توسط دم و بازدم براي ادامه حيات و توان در فعاليت به كالبد جسم عالم خاكي دميده مي‌شود و همانند قلبي تپنده به همه زواياي اين بدن انرژي و حيات مي‌بخشد.



[1] - عتبات عاليات، ص 79، دكتر اصغر قائدي.

رؤس تاريخ ساختمان حرم مطهر  ( ازسقرنامه تحقیقی کربلا)

از ص 102، عتبات عاليات>« پس از شهادت امام حسين(ع) طايفه‌اي از بني اسد پيكر آن امام و يارانش را در همان جايي كه محل شهادت آنان بود به خاك سپردند... مختار پس از آن كه با سپاهيان خود به فرماندهي ابراهيم بن مالك اشتري،‌سپاه عبيدالله بن زياد را شكست داد و تمامي جنايات آن حادثه را مجازات كرد، در 65ق ، بر مزار آن شهيدان حاضر شد و شالوده نخستين بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد... مأمون فرزند هارون كه از معتزله بود و گرايش ؟ علويان داشت، در 193 ق،‌بنايي زيبا بر قبر آن حضرت برپا كرد كه تا عصرمتوكل همچنان باقي بود. متوكل عباسي نخستين خليفه‌اي است كه با جسارت هرچه تمام‌تر بر محو آثار شهيدان كربلا تلاش كرد. او در 236 ق، قبر امام، خانه‌ها و سراهاي پيرامون آن را به كلي ويران كرد. حتي دستور داد تا زمين را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زيارت آن مقام بازدارند. آب در اطراف قبر مطهر دور زد (و روي قبر نرفت) و از اين‌رو آن جا به حائرالحسين معروف شد.

اين واقعه را شيخ طوسي به نقل از شاهدي عيني توصيف كرده است... من ديدم كه چگونه گاوها وقتي براي شخم زدن به مكان قبر مي‌رسيدند از چپ و راست آن مي‌گذرند و هرچه بر آن‌ها تازيانه مي‌زنند بر روي قبرها حركت نمي‌كنند. اين اقدام ستم‌كارانه متوكل، باعث بروز شورش در جامعه شد و عده‌اي از درباريان، به فرماندهي فرزند متوكل بر او شوريدند و او را به قتل رساندند. منصر پس از قتل پدر، به خلافت رسيد و به جبران اقدام‌هاي نادرست پدر پرداخت. او بناي حرم را در 247 ق،‌بازسازي و بناي با عظمتي بر فراز قبرمطهر استوار كرد و مسجد و مناره‌اي را نيز براي راهنمايي زائران و نشان دادن آن مكان مقدس بنا نمود و مردم را به زيارت شهيدان كربلا تشويق كرد. از ديگر اقدامات مهم منتصر بزرگداشت علويان و شيعيان بود كه دستور داد تا از تنقيب بني هاشم و خاندان ابوطالب دست بردارند و زيادت قبرهاي آلي ابي‌طالب را مانع نشوند، وي هم‌چنين فدك را به فرزندان فاطمه از اولاد امام حسن(ع) و امام حسين(ع) برگرداند، و تعميراتي هم بر قبر امام علي(ع) در نجف انجام داد.. در دوران آل بويه، به ويژه عصر حكومت عهدالدوله ديلمي توجه و اهتمام زيادي به مرقد امامان و عتبات عاليات شد. اين پادشاهان ؟ تلاش و فعاليت‌هاي گسترده‌اي درتوسعه، بازسازي و تزئين مقبره‌ها و زيارت‌گاه‌هاي امامان و پيشوايان دين در سرزمين‌هاي مختلف اسلامي به ويژه ايران و عراق اجام دادند. عضد الدوله در 1771ق، بنا و حرم بزرگ و باشكوهي براي سالار شهيدان ساخت... در زمان سلطان الدوله ديلمي، هنگامي كه حرم مطهر دچار آتش‌سوزي شد وزير شيعي اين پادشاه، ابومحمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهريزي،‌ به تعمير آن اقدام كرد. او در 407 تا 412ق، به بازسازي و نوسازي حرم مطهر،‌ رواق‌ها و گنبد آن پرداخت... اما جريان آتش‌سوزي حرم در آن سال، به سبب افتادن دو شمع از شمع‌هاي حرم بر روي فرش‌هاي حرم بود كه آتش به سرعت به پرده‌ها و رواق‌ها و گنبد سرايت كرد و تنها ديوارهاي حرم و بخشي از مسجد عمران بن شاهين از تخريب در امان ماند.... بناي بقعه و بازسازي از عصر مغول تا پايان صفويه با تهاجم هولاكوخان مغول به بغداد،‌ خلافت عباسي در 656 ق، برافتاد. مغول‌ها در آن تهاجم، حرمت مكان‌ها و شهرهاي مقدس را حفظ كرده و هيچ تعرضي نسبت به آن‌ها انجام ندادند، بنايي كه ابن سهلان در ابتداي قرن پنجم ساخته بود تا پايان قرن هشتم همچنان استواري  و استحكام خود را حفظ كرد و حدود سه قرن، بدون آن كه بازسازي جدي بر روي آن صورت بگيرد همچنان پابرجا ماند. حدود يك سده پس از هجوم مغول‌ها، در767ق، سلطان اويس مؤسس سلسله حلايريان كه از دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول بود، حرم را تعمير و بازسازي كرد.

... شاه عباس صفوي از ديگر پادشاهان صفوي است كه در تزئين حرم اقدام‌هاي شاه اسماعيل را تداوم بخشيد. او ضريح مسي بر قبر مطهر ساخت و آن را با پرده‌هاي حرير قيمتي پوشاند. گنبد حرم را از قسمت نماي خارجي نوسازي كرد و از داخل نيز با كاشي‌هاي زيبا به آن زينت داد. مال فراواني در اختيار متولي و خادمان حرم قرار داد و صندوق زيبايي بر قبر مطهر نصب كرد كه تاكنون باقي است».

بازسازي حرم و بقعه در عصر قاجار

از ص 111 عتبات عاليات.« عمده ‌ترين بازسازي‌ها و توسعه و تزيين حرم در عصر قاجار صورت گرفت كه اثرهاي آن هم‌چنان تا عصر حاضر باقي مانده است. نخستين اقدام، طلا كردن گنبد به دستور آقامحمدخان قاجار در 1211 ق،‌ بود دو سال بعد حرم از سمت شمال توسعه يافت و ديوار حائل مسجد شماري و روضه برداشته شد. اين كار را سيد محمد مهدي شهرستاني انجام داد.

در 1216 ق، حرم دست‌خوش تجاوز و هجوم وهابيان قرار گرفت و ضريح و رواق آن ويران شد و اشياء نفيس آن به غارت رفت. وهابيان به رهبري سعود، كه از انديشه‌هاي محمدبن عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابيت پيروي مي‌كردند، حرم پيامبر در مدينه و بقيع غارت كردند و مزار و بارگاه بقيع و شهيدان آن را ويران ساختند. آنان در آن سال با حدود دوازده هزار نيروي نظامي به شهر مقدس كربلا هجوم آوردند و سه هزار از ساكنان و زائران را به قتل رساندند. در سال‌هاي 1227 و 1250ق، فتحعلي شاه قاجار به نوسازي بناي فرسوده حرم پرداخت و پوشش طلاي گنبد آن را بازسازي كرد. او ضريح نقره‌اي جديد براي قبر مطهر ساخت و داخل ايوان گنبد را طلاكاري كرد و تمامي آنچه را كه وهابيان تخريب كرده بودند، بازسازي كرد. نماينده او در اين طرح ابراهيم‌خان شيرازي بود. او هم‌چنين در 1232ق، فرمان داد تا روي ضريح مسي مرقد، كه شاه عباس ساخته بود، ضريح نقره‌اي بسازند و صندوق خاتم روي مرقد را با چوب ساج روكش كنند. اين صندوق را هم آقامحمدخان نصب كرده بود. در اين دوران كربلا ديواري محكم با چهار دروازه داشت. 1- دروازه بغداد در شمال كربلا، 2- دروازه خيمه‌گاه در جنوب، 3- دروازه اشرف در مشرق، 4- دروازه حر در مغرب.

در سال 1388 ق،‌ستون‌هاي سنگي از ايران وارد شد. سقف قديمي ايوان را برداشتند و ستون‌ها را نصب كردند. اين كار دو سال به طول انجاميد و پس از آن به بناي جديد ايوان طلا پرداختند. در 94 ق طرح نوسازي و هماهنگ‌سازي صحن شريف تدوين شد. اين طرح شامل احداث مجدد ايوان خراب كردن ضلع غربي صحن و تزيين ديوارهاي با كاشي بود كه اجراي آن تا 1396ق، طول كشيد»

 

آثار و اماكن حرم مطهر امام حسين   (از سفر نامه کربلا)

شكه از ص 115 كتاب عتبات عاليات شروع مي‌شود به خاطر اطلاعاتي كه از قديم دارد و نكات بيشتر و دقيق‌تر لازم است فشرده ای از آنچه لازم است آورده شود:

1)صندوق و ضريح امام حسين: شایان ذكر است همه جزئياتي كه صاحب كتاب متذكر شده نمي‌آوريم بلكه مواردي را برمي‌گزينيم كه قابل اهميت بوده و مكمل ياد داشت‌هاي خود ما مي‌باشد تا بتوانيم در جاهايي كه لازم به تحليل است به نكاتي بپردازيم.

«در عصر آل‌بويه، عضدالدوله، براي نخستين بار در 371 ق، ضريحي از جنس چوب ساج و تزيين شده با عاج را روي قبر امام حسين نصب كرد و قبر را با پارچه‌هاي گران‌بهاي ديباج پوشاند. در 620 ق،‌ مؤيد الدين محمد قمي وزير شيعي الناصرالدين الله عباسي صندوقي از چوب بر روي قبر قرار داد و آن را با پارچه‌هاي گران قيمت پوشاند. شاه اسماعيل صفوي در 932 ق، صندوق بسيار زيبايي از خاتم بر روي صندوق ياد شده گذاشت و ضريح را با پرده‌هاي حرير قيمتي پوشاند. در 1153ق، گوهرشادخانم، ‌دختر سلطان حسين صفوي و همسر نادر شاه، ‌صندوقي از خاتم بر روي قبر گذارد، برخي نيز گفته‌اند اين صندوقي است كه شاه طهماسب صفوي در 1133ق، به حرم هديه كرده است..

بر فراز قبر و ضريح حضرت امام حسين(ع) گنبد زيبا و مرتفعي وجود دارد كه از دور جلوه‌اي خاص به كربلا بخشيده است. و عظمت هنري و معنوي آن چشم هر بيننده‌ اي را خيره مي‌كند و دل‌ها را مجذوب خويش مي‌سازد. نخستين گنبدي كه بر فراز مرقد امام ساخته شد در زمان منتصر عباسي بود. او پدرش متوكل را به قتل رساند و به ساختن بقعه و بناي حرم پرداخت. اين گنبد كه تا 273ق،‌ پابرجاي بود، رو به ويراني نهاد و در آن سال محمد بن زيدعلوي، از علويان طبرستان به صورت باشكوهي آن را بازسازي كرد در سال 941ق،‌ سلطان سليمان قانوني، ‌از پادشاهان عثماني و سني مذهب، نماي خارجي گنبد را با گچ مرمت و سفيدكاري كرد. پس از آن آقامحمدخان قاجار در 1211ق، آن را با پوششي از طلا زراندود كرد. حدود بيست سال بعد طلاها دچار آسيب و زنگ‌زدگي شد. ساكنان كربلا، با ارسال نامه‌اي، از فتحعلي‌شاه، مساعدت خواستند. شيخ جعفر كاشف الفطاء به عنوان نماينده آنان، با شاه و سران و مردم نيكوكار شهرهاي ايران ارتباط برقرار كرد. سرآخر به دستور فتحعلي شاه در 1232ق، پوشش گنبد عوض شد و طلاي بهتري در آن بكار رفت.

نخستين مناره مرقد امام حسين(ع) را منتقر عباسي در 247ق، ساخت. او پس از تخريب بارگاه امام حسين(ع) توسط پدرش، متوكل، به بازسازي بنا پرداخت و مناره‌اي براي راهنمايي زائران و به عنوان نشاني براي آن مرقد برپا كرد. در 747ق، به هنگام بازسازي و توسعه حرم سلطان احمد جلايري، از حاكمان حلايريان و دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول، دو مناره براي حرم ساخت كه عبارتند از: مناره العبد كه مناره جنوبي است و مناره غربي ايوان‌هاي حرم از زماني كه توسعه صحن حرم در دوره قاجار آغاز شده ايوان‌هايي در چهار ضلع صحن تعبيه گرديد كه راه‌هاي ورودي به داخل روضه مقدس را تشكيل مي‌دهند. ايوان طلا (جنوبي) اين ايوان از ساير ايوان‌ها بزرگتر است. طول آن به 36 متر مي‌رسد و سراسر حرم را از سمت قبله دربرگرفته است. دوازده ستون با ارتفاع متفاوت سقف ‌آن را نگه داشته‌اند. ستون‌هاي وسط چهارمتر و ستون‌هاي طرفين سه متر ارتفاع دارد. اين ستون‌ها در دوران گذشته از چوب جنگل‌هاي هند ساخته شده بود وچون رطوبت و موريانه آن‌ها را فرسوده ساخت، يكي از نيكوكاران ايراني به نام محسن قنبر رحيمي در 1389ق، آن‌ها را به ستون‌هاي سنگي تبديل كرد».

آثار و اماكن حرم مطهر امام حسين   (از سفر نامه کربلا)

شكه از ص 115 كتاب عتبات عاليات شروع مي‌شود به خاطر اطلاعاتي كه از قديم دارد و نكات بيشتر و دقيق‌تر لازم است فشرده ای از آنچه لازم است آورده شود:

1)صندوق و ضريح امام حسين: شایان ذكر است همه جزئياتي كه صاحب كتاب متذكر شده نمي‌آوريم بلكه مواردي را برمي‌گزينيم كه قابل اهميت بوده و مكمل ياد داشت‌هاي خود ما مي‌باشد تا بتوانيم در جاهايي كه لازم به تحليل است به نكاتي بپردازيم.

«در عصر آل‌بويه، عضدالدوله، براي نخستين بار در 371 ق، ضريحي از جنس چوب ساج و تزيين شده با عاج را روي قبر امام حسين نصب كرد و قبر را با پارچه‌هاي گران‌بهاي ديباج پوشاند. در 620 ق،‌ مؤيد الدين محمد قمي وزير شيعي الناصرالدين الله عباسي صندوقي از چوب بر روي قبر قرار داد و آن را با پارچه‌هاي گران قيمت پوشاند. شاه اسماعيل صفوي در 932 ق، صندوق بسيار زيبايي از خاتم بر روي صندوق ياد شده گذاشت و ضريح را با پرده‌هاي حرير قيمتي پوشاند. در 1153ق، گوهرشادخانم، ‌دختر سلطان حسين صفوي و همسر نادر شاه، ‌صندوقي از خاتم بر روي قبر گذارد، برخي نيز گفته‌اند اين صندوقي است كه شاه طهماسب صفوي در 1133ق، به حرم هديه كرده است..

بر فراز قبر و ضريح حضرت امام حسين(ع) گنبد زيبا و مرتفعي وجود دارد كه از دور جلوه‌اي خاص به كربلا بخشيده است. و عظمت هنري و معنوي آن چشم هر بيننده‌ اي را خيره مي‌كند و دل‌ها را مجذوب خويش مي‌سازد. نخستين گنبدي كه بر فراز مرقد امام ساخته شد در زمان منتصر عباسي بود. او پدرش متوكل را به قتل رساند و به ساختن بقعه و بناي حرم پرداخت. اين گنبد كه تا 273ق،‌ پابرجاي بود، رو به ويراني نهاد و در آن سال محمد بن زيدعلوي، از علويان طبرستان به صورت باشكوهي آن را بازسازي كرد در سال 941ق،‌ سلطان سليمان قانوني، ‌از پادشاهان عثماني و سني مذهب، نماي خارجي گنبد را با گچ مرمت و سفيدكاري كرد. پس از آن آقامحمدخان قاجار در 1211ق، آن را با پوششي از طلا زراندود كرد. حدود بيست سال بعد طلاها دچار آسيب و زنگ‌زدگي شد. ساكنان كربلا، با ارسال نامه‌اي، از فتحعلي‌شاه، مساعدت خواستند. شيخ جعفر كاشف الفطاء به عنوان نماينده آنان، با شاه و سران و مردم نيكوكار شهرهاي ايران ارتباط برقرار كرد. سرآخر به دستور فتحعلي شاه در 1232ق، پوشش گنبد عوض شد و طلاي بهتري در آن بكار رفت.

نخستين مناره مرقد امام حسين(ع) را منتقر عباسي در 247ق، ساخت. او پس از تخريب بارگاه امام حسين(ع) توسط پدرش، متوكل، به بازسازي بنا پرداخت و مناره‌اي براي راهنمايي زائران و به عنوان نشاني براي آن مرقد برپا كرد. در 747ق، به هنگام بازسازي و توسعه حرم سلطان احمد جلايري، از حاكمان حلايريان و دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول، دو مناره براي حرم ساخت كه عبارتند از: مناره العبد كه مناره جنوبي است و مناره غربي ايوان‌هاي حرم از زماني كه توسعه صحن حرم در دوره قاجار آغاز شده ايوان‌هايي در چهار ضلع صحن تعبيه گرديد كه راه‌هاي ورودي به داخل روضه مقدس را تشكيل مي‌دهند. ايوان طلا (جنوبي) اين ايوان از ساير ايوان‌ها بزرگتر است. طول آن به 36 متر مي‌رسد و سراسر حرم را از سمت قبله دربرگرفته است. دوازده ستون با ارتفاع متفاوت سقف ‌آن را نگه داشته‌اند. ستون‌هاي وسط چهارمتر و ستون‌هاي طرفين سه متر ارتفاع دارد. اين ستون‌ها در دوران گذشته از چوب جنگل‌هاي هند ساخته شده بود وچون رطوبت و موريانه آن‌ها را فرسوده ساخت، يكي از نيكوكاران ايراني به نام محسن قنبر رحيمي در 1389ق، آن‌ها را به ستون‌هاي سنگي تبديل كرد».

امتيازات حضرت عباس(ع) 0ازسفرنامه ربلا)

چون بحث فضايل عباس به ميان آمد لازم ديدم به اين خاطره بپردازم. 19/3/1387 پس از اداي نماز صبح زيارت و عرض ادب روبروي ايوان طلا نشسته بود،‌شكوه و عظمت بارگاه نوراني حضرت در مقايسه با ساير بارگاه ‌ها اين سوأل را برايم پيش آورد،که در كاروان كربلا در ميان بني هاشم افرادي دلير... وجود داشت.. چه شد كه در ميان همه حضرت عباس به قمر بني هاشم لقب گرفت؟ امتيازات عباس زياد است كه قبلاً به برخي از آن‌ها اشاره شد و به يك نمونه بارز آن نيز اشاره مي‌شود قضيه‌اي است كه درباره كسي غير از عباس نيامده است مي‌گويند ديده مي‌شود اما زمان نامه‌هاي رسيده از افراد حاجتمند را مي‌خواند و كنار مي‌گذارد ولي برخي را اول مي‌بوسد بعد باز مي‌كند، بعداً وقتي علت را از حضرت سؤال مي‌شود حضرت در جواب مي‌فرمايد نامه‌اي را كه بوسيده‌اند از عباس به دست حضرت رسيد كه حاجت خواسته‌اند و امام زمان بايد ببيند و نامه‌هاي ديگر از ساير امام‌زاده‌ها مي‌باشد كه حضرت بايد ببيند. با توجه به اما‌مزاده‌هاي زيادي كه ما داريم از جمله حضرت معصومه(ع) در قم، شاه چراغ برادر امام رضا(ع) در شيراز، امامزاده‌هايي كه در ايران و سوريه است چرا در ميان آن همه امامزاده تنها نامه ابولفضل بايد به دست حضرت برسد؟، اين را هم مي‌توانيم يكي ديگر از امتيازات عباس بدانيم كه در ميان اهل تسنن كردستان كه شافعي هستند علاقه عجيبي به حضرت دارند در صورتي كه اهل تسنن بخصوص ساير فرق اهل تسنن كه با شيعه ديد خوبي ندارند ولي چه شد كه درميان همه امامان حضرت عباس را دوست دارند؟ البته نه به خاطر اينکه فرزند علي(ع) است، چون به خود علي علاقه‌اي ندارند، علاقه اهل تسنن به آقا در يك صورت يك حالت طبيعي است و در صورت ديگر اينكه از وجود حضرت بهره برده و شفاء گرفته‌اند. 

                                      در حرم ابوالفضل روضه‌خوان نمي‌‌خواهد

همان‌طور كه در گذشته هم گفتم، اين‌ها حرف دل افراد عاشق است كه عنوان مي‌شود و شايد  برخی هنوز اين دل را  به دست نياورده باشند كه وقتي انسان وارد حرم ابوالفضل(ع)و ... مي‌شود ديگر نيازي به روضه‌خوان نيست؛ اين واقعيت زماني كه انسان خودش اين حال را داشته باشد يا ديگري را در اين حال ببيند متوجه مي‌شود واقعاً در حرم ابوالفضل، قتل‌گاه امام حسين، تل زنيه، محراب علي(ع) در مسجد كوفه، حرم حضرت رقيه و زينب در شام سوريه، ديگر روضه خوان نمي‌خواهد.

مغرب 19/3/1387 كه براي نماز و زيارت، به حرم حضرت رفته بوديم. در صحن جلو ايوان طلا صداي گريه  زني را شنيدم كه روي ويلچر و روبروي حرم ايستاده بود، چون صدا خوب معلوم نبود نزديك شدم تا پير زني است كه شعر مي‌خواند و گريه مي‌كند، گريه‌اش زياد عجيب نبود،اين برايم عجيب بود كه حضرت عباس با اين دل‌ها چه مي‌كند كه پير زني آنقدر كوشش مي‌كند كه خودش در باره حضرت شعر بسرايد، چون معلوم بود اشعار ساخته خود پيرزن است!؟ نمونه آن را در دهات زياد ديده شده كه با همان لهجه محلي هم مي‌خواند!؟.يقين دارم كه اگر كسي ميليون‌ها پول بدهد اين اشعاري را براي او كس بسرايد نمي‌تواند و نه حاضر است اين كار را بكند، چون انگيزه ندارد، دل آن كار را ندارد دلي كه مال ابوالفضل است مي‌تواند اين‌طور به زيارت بيايد و اين‌گونه شعر بخواند.

بعد از آن وقتي وارد حرم شدم ديدم دو نفر روي زمين نشسته‌اند وگريه مي‌كنند كساني را ديدم سر خود را به ضريح گذاشته بودند و ناله مي‌زدند، نفر ديگري كه داشت به ضريح نزديك مي‌شد با صداي بلند و با شدت چنان گفت: يا ابوالفضل ما را بطلب. واقعاً صحنه ديدني و شنيدني بود اي كاش فيلم ‌برداري شده بود كه چقدر ديدن اين صحنه ‌هاي بي ‌ريا و طبيعي ديدنشان لذت‌ بخش و سازنده است انسان را به عالمي مي‌برد كه همه‌چيز را فراموش مي‌كند!؟

رؤس تاريخ ساختمان حرم مطهر  ( ازسقرنامه تحقیقی کربلا)

از ص 102، عتبات عاليات>« پس از شهادت امام حسين(ع) طايفه‌اي از بني اسد پيكر آن امام و يارانش را در همان جايي كه محل شهادت آنان بود به خاك سپردند... مختار پس از آن كه با سپاهيان خود به فرماندهي ابراهيم بن مالك اشتري،‌سپاه عبيدالله بن زياد را شكست داد و تمامي جنايات آن حادثه را مجازات كرد، در 65ق ، بر مزار آن شهيدان حاضر شد و شالوده نخستين بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد... مأمون فرزند هارون كه از معتزله بود و گرايش ؟ علويان داشت، در 193 ق،‌بنايي زيبا بر قبر آن حضرت برپا كرد كه تا عصرمتوكل همچنان باقي بود. متوكل عباسي نخستين خليفه‌اي است كه با جسارت هرچه تمام‌تر بر محو آثار شهيدان كربلا تلاش كرد. او در 236 ق، قبر امام، خانه‌ها و سراهاي پيرامون آن را به كلي ويران كرد. حتي دستور داد تا زمين را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زيارت آن مقام بازدارند. آب در اطراف قبر مطهر دور زد (و روي قبر نرفت) و از اين‌رو آن جا به حائرالحسين معروف شد.

اين واقعه را شيخ طوسي به نقل از شاهدي عيني توصيف كرده است... من ديدم كه چگونه گاوها وقتي براي شخم زدن به مكان قبر مي‌رسيدند از چپ و راست آن مي‌گذرند و هرچه بر آن‌ها تازيانه مي‌زنند بر روي قبرها حركت نمي‌كنند. اين اقدام ستم‌كارانه متوكل، باعث بروز شورش در جامعه شد و عده‌اي از درباريان، به فرماندهي فرزند متوكل بر او شوريدند و او را به قتل رساندند. منصر پس از قتل پدر، به خلافت رسيد و به جبران اقدام‌هاي نادرست پدر پرداخت. او بناي حرم را در 247 ق،‌بازسازي و بناي با عظمتي بر فراز قبرمطهر استوار كرد و مسجد و مناره‌اي را نيز براي راهنمايي زائران و نشان دادن آن مكان مقدس بنا نمود و مردم را به زيارت شهيدان كربلا تشويق كرد. از ديگر اقدامات مهم منتصر بزرگداشت علويان و شيعيان بود كه دستور داد تا از تنقيب بني هاشم و خاندان ابوطالب دست بردارند و زيادت قبرهاي آلي ابي‌طالب را مانع نشوند، وي هم‌چنين فدك را به فرزندان فاطمه از اولاد امام حسن(ع) و امام حسين(ع) برگرداند، و تعميراتي هم بر قبر امام علي(ع) در نجف انجام داد.. در دوران آل بويه، به ويژه عصر حكومت عهدالدوله ديلمي توجه و اهتمام زيادي به مرقد امامان و عتبات عاليات شد. اين پادشاهان ؟ تلاش و فعاليت‌هاي گسترده‌اي درتوسعه، بازسازي و تزئين مقبره‌ها و زيارت‌گاه‌هاي امامان و پيشوايان دين در سرزمين‌هاي مختلف اسلامي به ويژه ايران و عراق اجام دادند. عضد الدوله در 1771ق، بنا و حرم بزرگ و باشكوهي براي سالار شهيدان ساخت... در زمان سلطان الدوله ديلمي، هنگامي كه حرم مطهر دچار آتش‌سوزي شد وزير شيعي اين پادشاه، ابومحمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهريزي،‌ به تعمير آن اقدام كرد. او در 407 تا 412ق، به بازسازي و نوسازي حرم مطهر،‌ رواق‌ها و گنبد آن پرداخت... اما جريان آتش‌سوزي حرم در آن سال، به سبب افتادن دو شمع از شمع‌هاي حرم بر روي فرش‌هاي حرم بود كه آتش به سرعت به پرده‌ها و رواق‌ها و گنبد سرايت كرد و تنها ديوارهاي حرم و بخشي از مسجد عمران بن شاهين از تخريب در امان ماند.... بناي بقعه و بازسازي از عصر مغول تا پايان صفويه با تهاجم هولاكوخان مغول به بغداد،‌ خلافت عباسي در 656 ق، برافتاد. مغول‌ها در آن تهاجم، حرمت مكان‌ها و شهرهاي مقدس را حفظ كرده و هيچ تعرضي نسبت به آن‌ها انجام ندادند، بنايي كه ابن سهلان در ابتداي قرن پنجم ساخته بود تا پايان قرن هشتم همچنان استواري  و استحكام خود را حفظ كرد و حدود سه قرن، بدون آن كه بازسازي جدي بر روي آن صورت بگيرد همچنان پابرجا ماند. حدود يك سده پس از هجوم مغول‌ها، در767ق، سلطان اويس مؤسس سلسله حلايريان كه از دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول بود، حرم را تعمير و بازسازي كرد.

... شاه عباس صفوي از ديگر پادشاهان صفوي است كه در تزئين حرم اقدام‌هاي شاه اسماعيل را تداوم بخشيد. او ضريح مسي بر قبر مطهر ساخت و آن را با پرده‌هاي حرير قيمتي پوشاند. گنبد حرم را از قسمت نماي خارجي نوسازي كرد و از داخل نيز با كاشي‌هاي زيبا به آن زينت داد. مال فراواني در اختيار متولي و خادمان حرم قرار داد و صندوق زيبايي بر قبر مطهر نصب كرد كه تاكنون باقي است».

بازسازي حرم و بقعه در عصر قاجار

از ص 111 عتبات عاليات.« عمده ‌ترين بازسازي‌ها و توسعه و تزيين حرم در عصر قاجار صورت گرفت كه اثرهاي آن هم‌چنان تا عصر حاضر باقي مانده است. نخستين اقدام، طلا كردن گنبد به دستور آقامحمدخان قاجار در 1211 ق،‌ بود دو سال بعد حرم از سمت شمال توسعه يافت و ديوار حائل مسجد شماري و روضه برداشته شد. اين كار را سيد محمد مهدي شهرستاني انجام داد.

در 1216 ق، حرم دست‌خوش تجاوز و هجوم وهابيان قرار گرفت و ضريح و رواق آن ويران شد و اشياء نفيس آن به غارت رفت. وهابيان به رهبري سعود، كه از انديشه‌هاي محمدبن عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابيت پيروي مي‌كردند، حرم پيامبر در مدينه و بقيع غارت كردند و مزار و بارگاه بقيع و شهيدان آن را ويران ساختند. آنان در آن سال با حدود دوازده هزار نيروي نظامي به شهر مقدس كربلا هجوم آوردند و سه هزار از ساكنان و زائران را به قتل رساندند. در سال‌هاي 1227 و 1250ق، فتحعلي شاه قاجار به نوسازي بناي فرسوده حرم پرداخت و پوشش طلاي گنبد آن را بازسازي كرد. او ضريح نقره‌اي جديد براي قبر مطهر ساخت و داخل ايوان گنبد را طلاكاري كرد و تمامي آنچه را كه وهابيان تخريب كرده بودند، بازسازي كرد. نماينده او در اين طرح ابراهيم‌خان شيرازي بود. او هم‌چنين در 1232ق، فرمان داد تا روي ضريح مسي مرقد، كه شاه عباس ساخته بود، ضريح نقره‌اي بسازند و صندوق خاتم روي مرقد را با چوب ساج روكش كنند. اين صندوق را هم آقامحمدخان نصب كرده بود. در اين دوران كربلا ديواري محكم با چهار دروازه داشت. 1- دروازه بغداد در شمال كربلا، 2- دروازه خيمه‌گاه در جنوب، 3- دروازه اشرف در مشرق، 4- دروازه حر در مغرب.

در سال 1388 ق،‌ستون‌هاي سنگي از ايران وارد شد. سقف قديمي ايوان را برداشتند و ستون‌ها را نصب كردند. اين كار دو سال به طول انجاميد و پس از آن به بناي جديد ايوان طلا پرداختند. در 94 ق طرح نوسازي و هماهنگ‌سازي صحن شريف تدوين شد. اين طرح شامل احداث مجدد ايوان خراب كردن ضلع غربي صحن و تزيين ديوارهاي با كاشي بود كه اجراي آن تا 1396ق، طول كشيد»

 

فضايل و جايگاه شهر نجف    ( از سفر نامه تحقیقی کربلا)

از ص 29 همان كتاب بدين‌گونه آمده است:« براي شهر مقدس نجف فضايل فراواني نقل كرده‌اند.

1)از امام اميرالمؤمنين(ع) نقل است: اول مكاني كه در آن خدا را عبادت كرده‌ اند پشت كوفه (نجف) است زيرا در آن‌جا ملائكه به فرمان خداوند حضرت آدم (ع) را سجده كردند.

2)گويند حضرت ابراهيم (ع) در اين شهر ساكن شد و با اقامت او بركت و رحمت بر اين سرزمين نازل گرديد.

3)از امام صادق(ع) نقل شده است: هفتاد هزار شهيد از اين سرزمين بدون حساب محشور مي‌شوند. امام علي (ع) نيز اين حديث را به نقل از پيامبر روايت كرده است.

4)از امام صادق(ع) نقل شده است: كه علي (ع) كوفه را مقدس و حرم اعلام كرد همان‌گونه كه حضرت ابراهيم بيت الله الحرام و پيامبر كه مدينه را حرم قرار داد.

5)از امام صادق(ع) نقل شده است: ما شما را به پشت كوفه سفارش مي‌كنيم، در آنجا خبري است كه هر بيماري به آنجا وارد شود خداوند او را شفاء مي‌دهد.

6(از امام صادق(ع) نقل شده است: بخش شرقي (سمت راست) كوفه، باغي است از باغ‌هاي بهشت.

7)از اميرالمؤمنين (ع) نقل است اگر پرده از روي شما بردارند ارواح مؤمنين را مي‌بينيد كه در اين صحرا (صحراي نجف) دسته دسته نشسته‌اند و به زيارت يكديگر رفته و باهم سخن مي‌گويند، روح هر مؤمني در اين جا و روح هر كافري در برهوت است».

در مورد موقعيت، فضائل و در واقع، فلسفه سرزمين نجف اشرف درآينده به بحث‌هايي پرداخته شده كه اين موضوع بيشتر توضيح داده شده است. پيرامون اين پرسش که چرا انبياء(ع) در خاورميانه و عمدتاً در حجاز، عراق وا يران قرار دارند كه درمورد رقبايی همانند كه در اين منطقه مزاحم واقعيت‌هاي الهي و رهبران ديني بوده‌اند و مهم‌ اينكه اين قسمت از كره زمين اين لياقت را داشته كه انبياء و اولياء(ع) از ذرات آب و خاكش به وجود آمده و درآنجا رشد كرده و پس از بدرود حيات در همين زمين دفن و انسان‌هاي پاكي در طول تاريخ گرد ا گرد آن‌ها كشتند و بدين‌گونه حقايق حقجو و صحب اين‌ها را معرفي كنند.

درمورد شرايط تاريخي نجف وارد بحث نشديم، هم با سبك ما زياد ربطي ندارد هم اين كه چون بحث تاريخ در ميان است و بايد تحليلي‌هايي صورت بگيرد و وقت وسيعي را اشغال مي‌كند.

وضع عمومي مسجد كوفه  ( از سفر نامه تحقیقی کربلا)

گزيده‌هايي از كتاب عتبات عاليات دكتر اصغر قائدي كه نمي‌دانم چرا ايشان ابداً‌وارد چرا های عتبات عاليات و ديگر شرايط عمومي عراق نشده‌اند. اصولاً تاريخ ‌نگاران زيادي ابداً وارد اين قبيل مقوله‌ها نمي‌شوند درحالي اين چرا؟ چرا؟ها، ‌تحليل تاريخ هم معنا دار تر مي‌كند و هم اينكه براي عملكردها و اينكه چه كارهايي را بايد مورد توجه عملي قرار داد، واقعاً كارساز و حتي ضروري است ولي واقع ‌نگاري بيش از اينكه انسان اطلاعاتي تئوريكي داشته باشد نقش چنداني در عملكردها ی جویندگان راه حل ...ندارد.

به هر صورت وضع عمومي مسجد كوفه از ص 80 بدين قرار است« يكي از آثار مهم و زيارتي مسجد كوفه، مسجد تاريخي اين شهر است، اين مسجد شايد نخستين بنايي باشد كه به هنگام احداث برپا كردند،‌ زيرا وقتي سعدبن ابي وقاص اين منطقه را براي استقرار دائم سپاهيان و غازيان در نظر گرفت، نخستين اقدام او بناي مسجد براي عبادت مردم بود... اين مسجد به صورت مربع با ديوارهاي كوتاه ساخته شد كه بخش عمده‌اي ازآن سقف نداشت. از ابتداي بنا تا سال 41 هجري، كه زيادبن ابيه حاكم عراق به توسعه و تجديد بناي آن پرداخت... ابن بطوطه نيز آن را در قرن هشتم ديده و مسجد را چنين توصيف كرده است: سقف مسجد بر ستون‌هايي از سنگ تراشيده شده استوار است و قطعات سنگ با سرب به يكديگر پيوسته است... بناي فعلي مسجد مساحتي بالغ برچهل هزارمتر مربع است كه ضلع‌هاي آن به ترتيب 110-116-109 و 116 متر طول دارد و در سه طرف مسجد حجره ‌هايي براي زائران ساخته شده است و حدود 21 درجه به سمت قبله، يعني به سوي غرب،‌انحراف دارد».

در مورد درب‌هاي مسجد از ص 81 اين‌طور آمده است:«باب السده امام علي(ع) از آن در وارد مسجد مي‌شدند. باب كنده در سمت غرب،‌ باب الانماط به محاذات باب الفيل، باب الفيل يا باب الثعبان. در سمت شمال، كه امروز تنها دري است كه از آن دوران مانده است. در كنار باب الفيل مناره مسجد قرار دارد كه ساخته حاج قاسم تاجر سمناني است،‌باب الرحمه».

و اما محراب‌ها و مقام‌هاي مسجد از ص 81:« 1- محراب اميرالمؤمنين محراب مسجد كوفه، همان جا كه به روايتي شمشير جهل بر فرق كامل ‌ترين انسان تاريخ فرود آمد... . 2- محراب و مقام امام زين‌العابدين(ع) محل عبادت و نماز امام سجاد بود كه اين محراب در داخل صحن كنار ساير مقام‌ها، قرار دارد... . 3- محراب امام صادق(ع) مكان حضور و نماز امام صادق(ع) واقع در صحن مسجد... 4- مقام خضر، مكان نماز و حضور حضرت پيامبر... 5- دكه المعراج، ايوان و مقام معراج رسول خدا كه گفته مي‌شود آن حضرت به هنگام معراج، كه از مسجدالحرام آغاز شه توقف كوتاهي در مسجد كوفه داشت، در آنجا نمازگزارده‌اند. براساس روايتي از امام صادق(ع) وقتي پيامبر در حال سير از مسجد الحرام به مسجد الاقصي بود،‌ جبرئيل به او گفت: آيا مي‌داني اكنون كجا هستي؟ پيامبر فرمود: خير، جبرئيل گفت: تو مقابل مسجد كوفه هستي. پيامبر از خدا اجازه خواست و دو ركعت در آن‌جا نمازگزارد. 6- مقام ابراهيم، به روايت امام صادق(ع) مقام ابراهيم از سمت باب كنده است، اين مقام در مقابل محراب اصلي و سمت راست قرار دارد وجه تسميه آن به سبب نماز حضرت ابراهيم در آن‌جا است. 7- مقام جبرئيل(ع) به روايت امام صادق(ع) ستون پنجم در مسجد مقام جبرئيل است، 8- سفينه نوح، در داخل صحن مسجد مكاني است كه به سفينه نوح معروف است، برخي روايات گفته‌اند كشتي در اين نقطه به خشكي نشسته است. 9- دكه القضاء، اين سكو به صورت مربع است و در شمال شرقي مسجد قرار دارد، اين‌جا محل حضور امام علي(ع) براي قضاوت بين مردم بود... . 10- بيت الطثت، محل وقوع يكي از كرامت‌هاي اميرالمؤمنين است.. . 11- مقام حضرت آدم(ع)، آدم نماز خواندن در كنار اين مقام استحباب دارد.»

فضيلت مسجد كوفه

از ص 86 كتاب عتبات عاليات اين‌طور آمده است،« از امام باقر(ع) روايت است: اگر مردم مي‌دانستند در مسجد كوفه چيست، هرآينه زاد و توشه سفر از مكان در بر مي‌داشتند  به درستي كه نماز واجب در آن برابر با يك حج و نماز نافله برابر با يك حج عمره است. هم‌چنين امام صادق(ع) فرموده‌اند: هيچ بنده صالح و پيامبري نيست مگر آن كه در مسجد كوفه نماز نگزارده باشد... . از امام صادق(ع) نقل است»: نماز در چهار مكان مي

( از سفرنامه تحقیقی کربلا)

فضايل و جايگاه شهر نجف

از ص 29 همان كتاب بدين‌گونه آمده است:« براي شهر مقدس نجف فضايل فراواني نقل كرده‌اند.

1)از امام اميرالمؤمنين(ع) نقل است: اول مكاني كه در آن خدا را عبادت كرده‌ اند پشت كوفه (نجف) است زيرا در آن‌جا ملائكه به فرمان خداوند حضرت آدم (ع) را سجده كردند.

2)گويند حضرت ابراهيم (ع) در اين شهر ساكن شد و با اقامت او بركت و رحمت بر اين سرزمين نازل گرديد.

3)از امام صادق(ع) نقل شده است: هفتاد هزار شهيد از اين سرزمين بدون حساب محشور مي‌شوند. امام علي (ع) نيز اين حديث را به نقل از پيامبر روايت كرده است.

4)از امام صادق(ع) نقل شده است: كه علي (ع) كوفه را مقدس و حرم اعلام كرد همان‌گونه كه حضرت ابراهيم بيت الله الحرام و پيامبر كه مدينه را حرم قرار داد.

5)از امام صادق(ع) نقل شده است: ما شما را به پشت كوفه سفارش مي‌كنيم، در آنجا خبري است كه هر بيماري به آنجا وارد شود خداوند او را شفاء مي‌دهد.

6(از امام صادق(ع) نقل شده است: بخش شرقي (سمت راست) كوفه، باغي است از باغ‌هاي بهشت.

7)از اميرالمؤمنين (ع) نقل است اگر پرده از روي شما بردارند ارواح مؤمنين را مي‌بينيد كه در اين صحرا (صحراي نجف) دسته دسته نشسته‌اند و به زيارت يكديگر رفته و باهم سخن مي‌گويند، روح هر مؤمني در اين جا و روح هر كافري در برهوت است».

در مورد موقعيت، فضائل و در واقع، فلسفه سرزمين نجف اشرف درآينده به بحث‌هايي پرداخته شده كه اين موضوع بيشتر توضيح داده شده است. پيرامون اين پرسش که چرا انبياء(ع) در خاورميانه و عمدتاً در حجاز، عراق وا يران قرار دارند كه درمورد رقبايی همانند كه در اين منطقه مزاحم واقعيت‌هاي الهي و رهبران ديني بوده‌اند و مهم‌ اينكه اين قسمت از كره زمين اين لياقت را داشته كه انبياء و اولياء(ع) از ذرات آب و خاكش به وجود آمده و درآنجا رشد كرده و پس از بدرود حيات در همين زمين دفن و انسان‌هاي پاكي در طول تاريخ گرد ا گرد آن‌ها كشتند و بدين‌گونه حقايق حقجو و صحب اين‌ها را معرفي كنند.

درمورد شرايط تاريخي نجف وارد بحث نشديم، هم با سبك ما زياد ربطي ندارد هم اين كه چون بحث تاريخ در ميان است و بايد تحليلي‌هايي صورت بگيرد و وقت وسيعي را اشغال مي‌كند

                                            (از کتاب سفرنامه تحقیقی کربلا)

1)صدام خون‌خوار: سال اول استقرار حكومت اسلامي در سال 1389 و شرايط حاد بعد از انقلاب و خروج شاه يعني از ايران بود كه صدام رئيس جمهور عراق با تشويق و پشتوانه چندين كشور غربي از جمله آمريكا حمله گسترده خود را به سرزمين ايران آغاز و بسياري از روستاها و شهرهاي مرزي ايران را اشغال كرده در طي اين جنگ كه هشت سل طولاني شد، بيش از ده هزار از علماي عراق از جمله خانواده حكيم و آيت‌الله صدر و خواهرش بنت‌الهدي به دست صدام شهيد شدند، بسياري از افسران مخالف جنگ را خود صدام اعدام و سال‌هاي هفتم يا ششم جنگ بود كه شهرحلبچه عراق به دستور صدام بمباران شيميايي شد كه پنج هزار در دم مردند و هزارها مصدوم شدند بيش از شش ميليون از عراق و ايران كشته و مجروح شدند ايران سيصد هزار شهيد داد. گرچه صدام و همدستانش در سال‌هاي 1386و 1385 يكي پس از ديگري اعدام شدند و پسر عموي صدام هم تاريخ 12/9/1387 محكوم به اعدام شد ولي اثرات منحوث اين خون آشام هنوز به صورت بمب‌گذاري كمتر روزي است كه عده‌اي از مردم شهيد و مجروح نشوند، اين تروريست‌ها از همان حاميان صدام هستند و در خفا از پشتوانه آمريكا برخوردارند. که هنوز(تاریخ 1392،زمان اصلاح کتاب)، به صروت بیب گذاری ترویستی، به شدت ادامه دارد و در سال جاری بیش شش هزلر ار مردم عراق که اکثر از شعیان می باشد کشته شده اند!؟

2)وجود نحس آمريكا: آمريكا كه سال 1382 عراق را اشغال كرد براي اشغال عراق و كلاً حضور عملي بيشتر درخاورميانه و به خصوص حول ايران و خليج‌ فارس اهداف بلند مدت كهني دارند كه در كتاب (تاريخ سياسي ايران و جهان) جلد سوم يا چهارم آن را توضيح داده‌ام دراشغال عراق به بهانه سلاح شيميايي در عراق در ضمن آن هدف محاصره ايران و در نهايت براندازي حكومت اسلامي بود كه قبلاً افغانستان را هم به بهانه نابودي حكومت طالبان آغاز كرد از وقتي كه بر عراق سلطه يافت از يك سو بيشتر شيعه‌ها را دستگير و در زندان ابوغريب در بدترين شكنجه كشت، تجاوز به خانه و ناموس مردم كه زناني دست به خودكشي زده بودند همزمان بمب‌گذاري‌هايي كه هنوز ادامه دارد براي اينكه احساس كشور نا امن است و براي ايجاد امنيت به آمريكا نياز است كه بعد تأكيد آمريكا بر نوشتن قرارداد امنيتي با عراق اين هدف سوم تاييد كرد كه هنوز هم آمريكا دنبال تصويب آن در مجلس عراق است.

به هر صورت سايه شوم آمريكا حتي در پايانه عراق كاملاً محسوس بود سركاروان ما قبل از آن سفارش كرده بود اگر به آمريكايي‌هايي كه در پايانه هستند بد نگاه كنيد دستگير مي‌كنند و همينطور بود و افراد مجرد را به گونه‌اي خاص عكس مي‌گرفتند كه مي‌ديدم نا امني در عراق به حدي بود كه جز نجف و كربلا جايي ديگر نتوانستيم برويم، در برگشت از كربلا ماشين‌هايي مسلح بودند كه تا مرز ما را مارقبت كردند. در يك كلام سايه ظلم و ستم هر جا حاكم باشد اين وضع خواهد بود آن هم كشوري كه در طول تاريخ زير بار ظلم و ستم بوده به قدري كه كساني مي‌گويند اين مردم به جهت بي‌وفايي به حسين(ع) و يارانش مستوجب ستم كشيدن هستند كه معلوم نيست اين نظر اصول قابل استنادي داشته باشد يا نه.

گو شه ای از طرحاحیای نماز

در تدوين اين طرح انگيزه ما بدو اصل باز ميگردد اول اين كه اشاعه، توسعه و احياي نماز به عنوان اولين ركن عبادات و ارزش سازنده وظيفه هركسي است و فرقي ندارد ولي براي كساني مانند علما از يك سو و از سوي ديگر كساني كه توان طرح و اجراي آن را داشته باشند گاهي بيك واجب عين تبديل مي‌گردد و آن در صورتي است كه ديگران به فكر اين كار نباشند يا اين كه توان اين كار را نداشته باشند، پس كسي كه توان آن را دارد اين توان مستلزم واجب ‌عيني است. من به دلايلي اين قبيل كارها را بر خود واجب عيني مي‌دانم، يكي از مراجع اين نظر را تاييد كردند چون وقتي كاري منحصراً از عهده كسي برآيد و ديگران درآن حد نباشند بر چنين كسي واجب عینی مي‌گردد.

و دوم در تاريخ 5/6/84 در راديو معارف با يكي از مسئولين ستاد اقامه نماز گفتگويي مي‌شد و بعد از گفتگوي با آن آقا بنام حاج آقا محمديان تلفني با حاج آقا قرائتي مسئول ستاد اقامه نماز گفتگو شد. گر چه آقايان سعي داشتند  با ارائه نوعي پيشرفت هاي ثابت كنند اين روند موفق بوده است ولي وقتي كار به اين‌ جا رسيد كه از مشكلات و موانع بگويند. مطالبي را عنوان كردند كه روشن مي‌كرد اين روش موفق نبوده است و تبعات آن بيشتر از آثار مثبت و دست آوردهاي آن بوده است آنچه باعث شد من فوراً قلم را بردارم و ياد داشت بزنيم اين موارد بود كه بدانها اشاره مي‌شود.

1) از مطالب بدست آمد اين روند كه روند دولتي بخود گرفته است و از جایی سر در آورده كه دولتی هستند در صورتي كه شده مردم دو ذهنيت نسبت به دولتی شدن امور عبادي دارند يكي اين كه در حال حاضر چند درصد مردم به نوعي از دولت راضي نيستند و اين عدم رضايت تنها به خاطر مشكلاتي است كه متوجه آن ها شده و دولت تاكنون نتوانسته آنها را حل كند. و دوم اين كه بطور طبيعي مردم از دولتي شدن امر عبادي مانند نماز حد اقل اين است كه از علاقه آن‌ها مي‌كاهد سالهاي 71 تا 75 كه امامزاده ‌اي را بدون دخالت اداره اوقاف باز سازي مي‌كردم. خيلي مي‌گفتند اگر كار را به اداره اوقاف تحويل ندهيد ما پول مي‌دهيم لذا ما آن را با پول مردم تا اتمام سقف رساندیم و لی به علت ادامه درس حوزه علمیه قم، ناچار تحويل داديم بعد از آن تاكنون به همان صورت باقي مانده يعني حدود ده سال است كه كاري صورت نگرفته است.