ده خاطره جالب و گویا    ( از کتاب شناخت درمانی)

سال 1363 در ایام جنگ عراق علیه ایران در تیپ سی گردان مستقر روی دریاچه مریوان، برای سرکشی به دژبانی رفته بودم در ضمن صحبت با فرمانده دژبانی معلوم شد عده ای سرباز درباره داشت پسر می برند روز اول در ضمن مطالبی که بر ایشان بیان کردم، دیدم واقعاً نگران می شوند، نگرانی که از یک پیشانی حکایت داشت. روز دوم همان مطالب را ادامه دادم واقعاً عجیب بود، جوان را بگریه آوردن خیلی مشکل است، اینها مانند مادر جوان مرده گریه می کردند!؟ به خیلی ها می گویم این گریه ها پیام دارد؛ بنظر شما پیام آن چیست!؟ سال 1361 جبهه میمک پاسگاه سنگی روزهای اول با مشکل نیم ساعت برای سربازان بحث داشتم روزی آخر یک ساعت خود کلاس بود البته یک ساعت هم بحث آزاد برای سؤال وجواب. سال 1383 محرم شهر لایی بودم از مسجد سلیمان باید اهواز می رفتم ترمینال سواریها، در ماشین منظر مسافر بودیم، زنی از گداهای حرفه ای از من پول خواست شاید ده دقیقه نشد که او را نصیحت کردم، خدا گواه است این زن یکباره منقلب شد و با لحنی گفت: تو را بخدا این ها را از کجا می گویی!؟ گفتم از قرآن. واقعاً مردم تقصیر ندارند تبلیغات ما در حد صفر و فقط منحصر است در یک بشر این هم بیش از ده درصد مردم از آن استفاده نمی کنند!؟ ما باید از کودکستان گرفته تا دبستان و تا دانشگاه و تا زمانی که جوان می خواهد ازدواج کند باید قدم به قدم او را با اسلام آشنا کرده و راه کارها و روشهای زندگی بوسیله کلاس، نوشتن ها... به آنها یاد داده شود، و هیچ گاه آنها را رها نکنیم تا اول اسلام را وارد مدار زندگی آنان  کنیم و سپس آنها را وارد وادی اسلام کنیم .

در گذشته اشاره شد گرایش که مواد مخدر ریشه در جهل و انحراف دارد و افراد نا آرام را برای آرامش بدامن کاذب خود می کشاند!؟ برای جلوگیری از ورود مواد مخدر نیروی انتظامی تا کنون بیش 3400 شهید داده و سالی ده میلیارد تومان هزینه مبارزه با مواد مخدر است!؟، چهل هزار معتاد، تاکنون 20 هزار بیمار معتاد تزریقی داریم و تنها در سال 82 دویست تن مواد مخدر بوسیله نیروی انتظامی کشف شده است!؟ که حداقل ده تن آن مصرف شده است. بیش از ده میلیون سیگاری داریم و پول سیگار یک سال بالغ بر 1460 میلیارد تومان است!؟ یعنی اگر مردم ما بر اثر آگاهی مصداق آیه 38 سوره بقره، می بودند که می فرماید:« و... هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد کسانی که از آن پیروی کنند نه ترسی بر آنها است و نه غمگین شوند«. واقعاً ما مسئولیم طبیب درد مردم ما هستیم و باید در پی درمان دردهای روحی مردم باشیم. خدا گفته و از نماز هم واجب تر است: «ما اخذ الله علی اهل الجهل ان یتعلموا حتی اخذ علی اهل العلم ان یعلموا. خدا اهل جهل را متعهد ننموده در پی یادگیری باشند ولی از اهل دانش تعهد گرفته (اهل جهل را) آگاه سازند». نهج البلاغه ص 1294: در اصول کافی این طور توضیح داده شده «بنده نادان بر خدا حق دارد او را آگاه کند و هنگامی که آگاهش کرده خدا بر بنده حق پیدا می کند که اگر عمل نکرد آنگاه او را عذاب کند». گفته می شود در قیامت سر راه دو گروه گرفته می شود. گروهی علما هستند و گروهی هم والدین که می دانسته اند و می شده اقدام کنند ولی کوتاهی کرده اند. موسی به خدا گفت: چرا گروهی از بندگان خوبم را عذاب می کنی؟ خدا در جواب فرمود: چون تنها بفکر خود بودند!؟.

بازهم چه باید کرد و چگونه!؟  

به خاطر اهمیت قضیه که در حال حاضر یکی از معضلات مهم اجتماعی، گرایش به سیگار، مواد مخدر، سی دی... است و همه اینها ناشی از جهل عمومی جامعه است و در حال حاضر ادامه خواهد داشت و حتی اگر از یک طرح جامع برای کنترل و ریشه کنی آن شروع شود و موفق هم باشد حداقل سی سال بطول خواهد کشید و در واقع هدف این کتاب شناخت درمانی است که باید روشهایی را در این باره عنوان کنیم این روشها چه بوسیله دیگران به عنوان مربی... اعمال شود و چه بوسیله خود افراد. در واقع یک نوع دانش است برای جلوگیری از آفات و رفع آنها از فرد و جامعه. اصلاً جلوگیری ازآفات و سپس آفت زدایی یکی از شناخت و رفتار درمانی بوده و از ضرورتهای سالم سازی جامعه است گرچه این روشها هر کدام خود یک کتاب مستقل است ولی به عنوان نمونه بد نیست آورده شود تا خود افراد با کمک ابتکارات و خلاقیهای خویش واقعاً اقدام کنند و دروازه خودکفایی را بروی خود باز کنند.

روش سالم سازی معنوی

که گفته شد مشکل ریشه ای همه معضلات و گرایشات ناصواب از جهل عمومی سرچشمه می گیرد!؟ توضیح آن به دو گونه است:

1) مربیان که از والدین شروع و به دانشگاه تکامل پیدا می کند مهم این است که خود مربیان و والدین الگوی عملی باشند چون فرزندان بهترین الگوگیری را از والدین و مربیان دارند و عمده گمراهیها هم از همین جا شروع می شود!؟ تغذیه سالم از نظر بهداشت شرعی و معنوی بهداشت مادی و طبی چیزهایی هستند که زمینه را برای تربیت و رشد معنوی آماده می کنند، کارها را با تشویق و مسئولیت دادن به آموزنده پیش برده و سخت گیری نکنیم، از هر راهی که می شود فرد را وارد کار کنیم از هم مهم تر اینکه از نظر گفتار و رفتار کاری که کنیم که او از گفتار و رفتار ما خوشش آمده و لذت ببرد تا به همان جهت که ما را دوست دارد به دستورات عمل کند، همان کاری که انبیاء و اولیا (ع) کردند. دانش روان شناسی این موضوع کاملاً را تأیید می کند مهم تر از همه این است که جنبه های مثبت را آشکار و چندهای منفی را بطور کلی نادیده گرفته و آن را بروی طرف بیاوریم؛ همان کاری که انبیاء و الیا کردند از همان اول آنها را با قرآن مجالس مذهبی... آشنا کنیم و پول در اختیار آنها قرار دهیم به این گونه جاها کمک کرده و خود سر خیر باشند. قسمتی از کارها را به آنها بسپاریم و تشویق کنیم چون انسان فطرتاً مسؤلیت پذیر است.، کتاب های مناسب با وضع سنی... آنها در اختیارشان قرار دهیم تا خود به مسایل توجه کنند.

2) کسانی که متوجه شده اند واقعاً افت معنوی دارند اولین بار بخدا متوسل شده و با عزم راسخ وارد بلند حرکت کنند قرآن را با دقت مطالعه و نکات آن را به ذهن بسپارند، دعاهای توسل، کمیل، زیارد عاشورا را بخوانند قبل از طلوع و قبل از غروب آفتاب که از سفارشات قرآن است، دعا کنند، در خانه روضه و یا جلسه دعا داشته باشد، در حد امکان سالی یکبار زیارت بروند، سالی یکبار قربانی کنند و نذر بدهند ، از دیگران کمک فکری بگیرند، در آیات خدا زیاد فکر کنند با افراد آگاه و دارای ذوق و نشاط مجالست داشته باشند، بلند نظر سخت کوش، خلاق، نترس ، استوار، خود جوش، تلاشگر، کم توقع (از دیگران) امیدوار، به شدنها باور، اعتماد به نفس داشته باشند، از تجارب دیگر استفاده کنند، درجامعه مطالعه کرده و کارهای خوب و بد آن را با هم مقایسه کنند، در کسب ارزشهای معنوی اصلاً قانع نشوند خود را صاحب اقتدار و شخصیت بداند زیاد شوخی متین کرده و بخندند و در هیچ سختی و بیماری ناله نکند سختیها ، بیماریها را با باد تمسخر و به دشمنان بخندند ، با کسی برخورد نداشته باشند بکوشند با هدیه دادن، برخورد خوب، مهمانی دادن... برای دوست زیاد کند، حتی در عبادت برخورد تکلف ایجاد نکند ساده زیست باشید، خود را گرفتار تجملات و عنوانهای اجتماعی و مدها نکنید رژیم غذا برای سلامت بدن و ورزش و تفریح را یکی از بحثهای زندگی بداند، آگاهی و تجارب دیگران را بگیرد و بر تجارب خود بیفزاید از خود پسندی و تکبر دوری کنید.

هر کس باشد مصداق این آیه می شود که می فرماید:«.... نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند». بقره آیه 274).

روش ترک اعتیاد   ( از کتاب شناخت درمانی)

1)اعتیاد به گناه و صفات ناپسند را با آن دستورات فوق میتوان از خود دو کرد برای اینکه در عاری شدن از صفات ناپسند موفق شده ایم از باب نمونه باید توجه کنیم آیا بخل داریم، حسد کسی می بریم، مایلم از ما تعریف شود، احساس تنهایی می کنیم، از هر کس و هر چیز ترس داریم ، نسبت به عبادات بی علاقه ایم، براحتی مالمان را انفاق می کنیم، از مهمان داری لذت نمی بریم، نمی توانیم خوب بخندیم، نمی توانیم برخورد خوبی داشته باشیم، زود از آلوده در می رویم، کنیه داریم، کم گذشت هستیم، بمال مردم طمع داریم، احساس می کنیم تا توانیم، در کارهای مهم دلهره داریم یا نه؟ اینها را باید از سرزمین وجود خود خارج کنیم و هر کدام را خارج کردیم نوچه کنیم با حالت اول آن چه فرقی دارد و بقیه را یکی پس از دیگری خارج کنیم و تا یک از امثال آنچه بدانها اشاره شد وجود دارد باید توجه کنیم که هنوز پاک نیستیم و هنگامی پاک و عاری شدهایم که کاملاً احساس آرامش و نشاط عمیق را در وجود خود لمس کرده و نسبت بدنیا و کالای آن دلبسته نباشیم در واقع از بیماریهای روحی نجات یافته ایم موفق باشیم.

2) درمورد ترک سیگار، اگر ریشه معنویت و نا آرامی باشد تا آن را درست نکنیم مشکل است موفق باشیم، اگر اعتیاد کاری نشده باشد همین که تصمیم گرفتیم با کمک روشهای خودساری و کسب معنویت خواهیم دید روز به روز نسبت به اعتیاد و هر گزینش متنفر می شویم و تا جایی که در حد یک کابوس، هیولا در جلو چشممان مجسم می شود و خیلی راحت افرادی را سراغ دارم یعد از شصت اعتیاد به سیگار یکباره و بطور کلی آن را ترک کردند و حتی از نظر اخلاقی... غیر ازآن آدم اول شدند. تحقیقات نشان می دهد علت اصلی گرایش به سیگار ، افت معنویت است و افت معنویت باعث نا آراممی می شود!؟ وآن را هیچ چیز درمان نخواهد کرد و اگر فشار آن زیادتر شود سبب گرایش به مواد مخدر و تریاک می شود و چون اینها نیروی تخریبی بیشتری دارند و همراه یک کیف و لذت آنی یک آرامش کاذب نصیب معتاد می کند که عاقبت او مرگ زود رس است آن چیزی که فشار نا آرامی را زیاد می کند وجدان است و آنچه وجدان را تحریک می کند کاهش کارهایی پسندیده و در واقع غذای روحی و وجود گناه است که روح گرسنه را به شدت آزار و ناتوان می کند درست مانند کمبود مواد غذایی که باعث ضعف جسمانی و ضعف جسم زمینه هجوم میکروبها شده که بیماریهای گوناگونی را همراه خواهد داشت و از قرآن فهمیده می شود مقبره خود انسان است: « {شیطان خطاب به خدا گفت}. پروردگار چون مرا گمراه ساختی من (نعمتهای مادی را ) در زمین در نظر آنها (بندگانت) زیست می دهم و همگی را گمراه خواهم کرد (39) مگر بندگان مخلص را». حجر آیه 40: :«خدا برای کسانی که کافر شده اند ( می گویند اگر هدایت گری می بود هدایت می شدند) به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح می بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو پیامبر سودی به حالشان نداشت (چون بنیادشان کج بوده) ... آیه (10) و خداوند برای مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است (که نگویند در جامعه فاسد نمی شود سالم ماند) در آن هنگام که گفت پروردگار را خانه ای برای من نزد خودت را مثبت بسازد و مرا از فرعون و کار او نجات ده..». تحریم آیه 11: در حال حاضر افرادی را داریم که در میان هزار سیگاری و معتاد سالم مانده اند و مشکلی متوجه آنها نشده است به هر صورت هر چه هست دست خود انسان است .

3)روش ترک مواد مخدر...: برای ترک سیگار و مواد مخدر روشهای فنی و دستورات فنی هم داریم که دستوری وجود دارد که آن ها را به صورت نوشته دارم ولی تجربه شده تا از درون درست نشود بی فایده است لذا بیشتر روی جنبه های شناخت و معنویت آن تکیه داریم سازمان مبارزه با مواد مخدر هم جدیداً به همین واقعیت پی برده و راه شناخت درمانی را پیش گرفته اند و خیلی موفق بوده است به افراد تفهیم می کنند دارای هویت و با ارزش و شخصیت هستند در آنها ایجاد اعتماد به نفس می کنند امید ، ... خیلی راحت ترک اعتیاد می کنند حتی افسردگی نیز همین طور است که هیچ چیز تأثیر قطعی در آن ندارد مگر آن که علت اصلی بر طرف شود که در گذشته قدری به آن پرداختیم ولی برای هویت یابی و خودشناسی مطالبی را عنوان می کنیم.

1) سنخیت و هم سانی: این موضوع هم در علم روان شناسی شناخته شده، است و هم ریشه قرآنی دارد که هر گروه و فردی را خواستیم هدایت کرده و از انحراف و اعتیارد (هر چه باشد) باز داریم باید کسی را مأمور قرار دهیم که از هر نظر فکری... با آن فرد با گروه همخوانی ... داشته باشد مثلاً کودکی خوب درسی نمی خواند، جوانی نماز نمی خواند پیرمرد مشکلی دارد، زنی با شوهرش ناسازگار است آقا اداری ، ارتشی، روحانی، و راننده است... مثلاً باید کودکی که خوب درس می خواند و می تواند او کودک را توجه کند بطوری که او متوجه نشود برنامه چیست با او طرح دوستی انداخته اول اول چیزی به او داده و محبتش کند تا مهرش در دل او کارگر شود آنگاه وارد عمل شود این که می گویند دیوانه چو دیوانه خوشش آید یک حقیقت روان شناسی است محرم سال 1383 شهر لالی مسجد سلیان بودم یکی از افراد فهمیده در مورد فرهنگ خراب آنجا گفت زمانی که انگلیسها برای نفت مسجد سلیمان اینجا آمده بودند برای هدفی که داشتند لباس محلی پوشیده و با زبان محلی صحبت کردن فرهنگ مردم را به صورتی در آوردن که هدفشان بود و هنوز (یعنی بعد هفتاد سال) اثر ات آن باقی مانده است!؟ خودم چون زبان محلی آنجا را می دانستم مدتی در صحبتهای خصوصی بزبان محلی حرف می زدم دیدم واقعاً دارند جذب می شوند افرادی در مسجد جامع می گفتند: تاکنون اینطور روحانی برای ما نیامده است. اگر می خواهیم در حل هر مشکلی موفق باشیم روی این روش خیلی باید سرمایه گذاری کرده و سازمان یافته حرکت کنیم ، این که گفتم ریشه قرآنی دارد و باید نام این آیات گذاشت آیات روان شناسی اخلاقی... این است که خداوند می فرماید:«با هیچ پیامبر راه جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنها (با زبان قابل فهم خودشان) آشکار سازد ...». ابراهیم آیه 4) بارها تجربه شده جوانها برای منبر عالم با سن بالا جمع نمی شوند ولی برای طلبه جوان جمع می شوند که بارها برای خودم اتفاق افتاده است.

2) هویت سازی بوسیله افراد مناسب که باید مسایل دسته بندی شده به آنها برسانیم اول خودشناسی را خیلی ساده ولی موشکافانه تفهیم کنیم ، تا چه حد دارای مهارتهای خداگونه هستند، چه فرقی یا حیوان دارند آنهایی که توانایی های خود را بکار گرفته و از آنها بهره برده اند چه موقعیت اجتماعی دارند برایشان تشریح کنیم به صفات فطری آنها چنگ بزنیم با طرح سؤالاتی از خواسته هاشان پی ببریم ، اینهایی را که بیچاره شده اند برایشان بازگویی و مقایسه کنیم در همین رابطه سؤالاتی را مطرح و از آنها جواب بخواهیم که در ضمن از درون آنها مطلع شویم درد آنها را بیابیم.

3. در کارهای فرهنگی و مذهبی به آنها مسئولیت بدهیم و پول در اختیار قرار دهیم خودش تا هر ابتکار فرهنگی و مذهبی دارد بکار گیرد اگر مرتکب اشتباهی شدند آن را نادیده بگریم به کارهایی که می کنند و یا چیزی می گویند کاملاً توجه کنیم در امور روزمره خانه و زندگی به آنها مسئولیت بدهیم در کارخانه یا کارگاه قسمتی را به آنها واگذار کنیم اینها باعث اعتماد و نشاط شده و سبب می شود فرد مهارتهای خود را استخراج کند و وقتی مهارتهای خود را یکی پس از دیگری استخراج کرد و حاصل آنها را عملاً دید و در مورد تشویق واقع شد اینجاست که به هویت خوب خود پی می برد لذت، عشق ، نشاط سراسر وجود او را فرا می گیرد، لذتی در خود احساس می کند که از هیچ لذت مادی نمی کند چرا ادیسون 2500 اختراع بنام خود در تاریخ شب کرد و شب و زود لحظه ای بیکار نمی ماند بقول دانشمندی که 8 سال در این باره تحقیق می کند این است که فرد از کار خود لذت می برد در کارهای فرهنگی و مذهبی هم وقتی استخراج مهارت کرد و اثرات آنها را دید اصلاً دیگر چنان معتاد کارهای مذهبی می شود که رها نخواهد کرد بقول معروف می گویند فلانی 24 ساعت در مسجد است یعنی در کارهای فرهنگی هم انسان معتاد می شود اعتیادی که انسان را واقعاً از هر اعتیاد سوء اخلاقی، مواد مخدری باز می دارد.

3) اسلام در مورد هیچ چیز مانند کار تأیید نکرده است حتی آن را صدقه و جهاد  می داند، کار از اعظم عبادات است برای حل مشکل افسردگی هیچ چیز مانند کار نیست مطالعه ، نقاشی... که پزشکان سفارش دارند اصلاً جایی کار نمی گیرد صدها منبر، آیه حدیث، فلسفه گویی... اثر کار را ندارد در این باره هم خاطره و هم نوشته زیاد دارم عده ای از علمای اخلاقی عقیده دارند برای عدم ارتکاب به گناه باید گفت نفس کرد یعنی دندان روی جنگ گذاشت و عده ای عقیده دارند باید مشغول کار باشد، این درست است هم از نظر روان شناسی و هم از نظر آیات و احادیث در یکی از کتابهای آیت الله شهید مطهری آمده است در یکی از ایالتهای آمریکار و زبان که به قمار گرویده بودند و هیچ تبلیغی اثر نداشت به نقشه فرماندار آنجا باور کردن صنایع دستی در خانواده ها بطور خود به خود قمار کنار گذاشته می شود در طرح جامعه ای  که سال 83 برای آموزش صنایع دستی و خود اشتغالی نوشته ام و در مقابل طرح مبارزه با گرایش به مواد مخدر را با دلیل روش ثابت کرده ام اگر این دو طرح اجرا شود حتی اگر مواد مخدر در خیابانها ریخته باشد کسی به آن نگاه نمی کند الان کسانی را داریم که حتی وقت غذا خورد ندارند از کار که آمدند، همین که غذا خوردند خوبشان می برد درست مانند ادیسون که حتی روزهای جمعه هم تعطیل نمی کرد وقت آن نیست با ذکر جزئیات روشن کنم چرا اینها اصلاً خسته نمی شوند ولی هر چه هست همان لذت و عشق مانع از خسته شدن می شود.

فصل ششم : عدم موفقیت در نگاه شکست ها  ( ازکتاب شناخت درمانی)   

لازمه زندگی دنیا شکست و پیروزی، افتادن و برخواستن، گریستن و خدیدن،تلخی و شیرینی... است بشر خواهی نخواهی هر چند دوست نداشته باشد، قهراً در فراز ونشب ها  دچار مشکل و شکست خواهد شد. بدان جهت که برای دست یابی به خواسته ها باید از موانع انسانی... عبور کند، چون از پشت پرده خبر ندارد و علاوه بر آن بسیاری از تصمیم گیریها نسنجیده و حرکت ها بدون سازماندهی شروع می گردد که قهراً انسان با موانعی روبرو خواهد شد عبور از موانع نیاز به این دارد که از قبل خود را برای این قبیل احتمالات آماده کرده باشد و علاوه بر آن روش عبور از موانع و عملیات بعد ازآن را داشته باشد. علاوه بر اینکه هر چه انسان دقت کند باز هم کار بدون شکست و مشکل نخواهد بود، عدم پیش بینی و نداشتنی روش ، هم وجود شکست ها را بیشترخواهد کرد و هم اینکه شدت و شکنندگی آن را دو چندان خواهد نمود. شکست ها بر دو گونه می تواند باشد:

اول شکست درکسب ارزشها و ارتقای ایمان و تقوا.این شکستها واقعاً سنگین و سخت هستند ولی چون برای ارتقای ارزشها و متناسب با روحی انسانی است و هر چند ظاهری تلخ و سنگین دارد، ولی باطنی کاملاً شیرین دارد و در عین حال انسان لذت در خود احساس می کند، چون افقهای امیدوار کننده ای را دارد مشاهده  می کند. شکست پیامبر (ص) و خروجش از مکه، شکست علی (ع) وخانه نشینی او شکست امام حسن و شکست امام حسین(ع) در کربلا به هر صورت اینها و نمونه های پایین دستی آنها حتی در یک امر شخصی همه برای این است که انسان جهش کرده و ترقی کند و همین ابتلا آت است که سبب تکامل معنوی می شود: «خداوند بنده اش را به انواع سختیها امتحان می کند و به انواع کوششها و ادارش می کند و به مشکلات گرفتارش می کند برای اینکه کبرو خود خواهی را از قلوبشان خارج کند تا در وجود خود احساس آرامش کرده و امیدوار شوند همه اینها برای باز شدن درهای فضل خدا بروی اوست و وسیله ای اند تا خدا بنده اش عفو کرده و اشتباهاتش را ببخشد». بحار ج 99 ص 45: و در باره حضرت ابراهیم آمده است.«خدواند ابراهیم نبی خود قرار داد قبل ازآنکه او را رسول خود قرار دهد و او را رسول خود قرار داد قبل از آنکه او را خلیل خود قرار دهد و او را خلیل قرار داد قبل از آنکه او را امام قرار دهد». اصول کافی ج 1 کتاب الحجه.

یک دانه گندم هم از پوسیدن در زمین باید مراحلی را طی کردهو ضرباتی را تحمل کند تا شیره آن وارد قسمتهای بندن شده و ما نیرومند شده و زنده بمانید به هر صورت این قبیل مشکلات و شکستها علاوه بر اینکه ، بشر را دچار افسردگی ، بیماری های جسمی نمی شود بلکه کاملاً بر عکس است و خداوند آن رانصیب کسی می کند که از نظر آگاهی به جایی رسیده که خدا هم همراه اوست و هم دوستش دارد در هر سختی یاریش داده و در هر کاری راه نمایش خواهد بود:«خداوند ثواب دنیا به آنان عطا کرده و نیز ثواب آخرت و خداوندی و پرهیزکار باشید و بدانید که خداوند همراه صابرین است» بقره 194) ونیز «ای کسانی که ایمان دارید اگر خداوند یگانه است، سپس استقامت هست کردند فرشتگان بر آنان نازل می شوند که نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است»... فصلت آیه 30: آیا چنین کسی را مشکلات روز افسرده می کند و شکست می خورد؟ ، اگر شکست خورد مجاله و زمین گیر می شود؟! ابداً ، آیا بدون شناخت می توان بجایی رسید که خداو و ملائکه ما را همراهی و راهنمایی کرده و مرتب بشارت بهشت دهد همین به این نکته اشاره کنیم درصد بیماریهای جسمی آزاد دهنده در این قشرها از جامعه بسیار اندک است و اگر بیماری پیش آید برای پاک شدن، امتحان و دادن پاداش است مانند حضرت ابراهیم تا امام حسین(ع)... که خدا هم امتحانش کرد و هم به آنها او پاداش داد.

دوم شکستهای دنیایی و برای دست یابی به ما دیات با توجه به اینکه قهراً و خواه و ناخواه انسان دچار مشکل و شکست خواهد شد. هر چند درست کار باشد شکست در مورد کسب ارزش های مادی نیز بر دو قسم است قسم اول که در واقع کار فرد خلاف نبوده و گاهی دچار شکست و مشکل می شود در این جا اگر فرد بخدا توکل کرده و صبر پیشه کند از همان شکست هایی است که انسان آن را نبردبان و پیروزی قرار داده و پیش می رود ولی اگر استقامت نکند مشکلی که پیش خواهد آمد این است که عقب نشینی کرده و از ارزش هایی خود را محروم می کند ولی این گونه افراد به کارهای مهم و بلند دست نمی زنند بکم قانع شده و با بخور و نمیر زندگی می کنند!؟.

و قسم دوم آن قشر از جامعه هستند که بر اثر نا آگاهی هم دنبال آرزو های بی حد و مرز هستند و هم اینکه از راه غیر صحیح بدنبال کسب و کار هستند، زرنگی و سلیقه خود را ملاک و راه کار قرار می دهند، دست به تقلب ، غش در معامله ... می زنند، حتی در کارهای نیک و عبادات به ظاهر سازی می پردازند برای دنیا و کالای آن بانیرنگ می کوشند مشتری و مرید جذب کنند با کم کاری و بد کاری به هدفی که در نظر دارند برسند، حتی گاهی برای دست یابی به هدف و خواسته خود آنجا که پای دین و اسلام در کار است اسلام را آلت قرار می دهند که به نتیجه برسند!؟ حدیث و آیه در این گونه رفتارهای زیاد و به شدت این قشر از جامعه را مورد سر زش قرار می دهند که به چند مورد آن اکتفا می کنیم: «بیقین گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم آنها دلها (وعفلها) دارند که با آنها (اندیشدند می کند و ) نمی فهمند و چشمانی (دارند) که با آن نمی بینند و گوشهایی (دارند) که با آنها نمی شنوند آنها هم چون چهار پایانند، بلکه گمراه تر اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت ، باز هم، باز هم گمراهند». اعراف آیه 179: اینها چون با خدا سازگاری ندارند، با بندگان خدا هم نا سازگارند و هر کسی را بگونه ای اذیت می کنند:« برای ظالم و سنگر سه علامت است به ما فوق بوسیله نافرمانی ستم می کند و بزیردستان با سلطه گری و با ستمگران همکاری می کند». نهج البلاغه کلمات قصار.

زیان کاریها  در نگاه خلأ بهداشت اخلاقی

انسان هنگامی که بر اثر عدم آگاهی وارد عالم زیانکاری شده، چون این گونه اعمال درست مخالف خطرات و سیر طبیعی انسان است. در واقع وضعیت از این قرار است،که بعد حیوانی بر بعد انسانی پیش گرفته و غلبه پیدا کرده است. بقول قرآن از تحت ولایت خدا خارج و در تحت ولایت شیطان قرار گرفته است به همان اندازه که افراد تحت ولایت خدا، راهنمایی آنها خداست و وارد نور و آرامش می شوند: «خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها از ظلمتها به سوی نور بیرون می برد امام کسانی که کافر شدند اولیای آنها طاغوطها هستند که آنها را از نور به سوی ظلمتها بیرون می برند». بقره آیه 257.

به هر صورت این قشر خارج شده از گردونه و وادی انسانی دچار مشکلات زیر می شوند.

1) چون بر اثر گناه کاملاً تحت فشار روحی قرار می گیرند و کلیه سلول های بدن از خود واکنش نشان می دهند و فرد نوعی تلخی در وجود احساس می کند در صورت که فطرت انسان خلاف آن را طلب می کند، انسان را بطور کاملاً وارد نوعی افسردگی، دغدغه، ناهنجاری، اضطراب و تزلزل خاطر می کند و حتی در خواب کابوس دیده و در بیداری تخیلات او را آرام می گذارند و هیولا در نظرشان مجسم می کند به تمرین کار در نظر شان عادی جلوه کرده و برای رسیدن آن تلاش می کنند هر چه بر سر راهشان قرار گیرد(ولو درست باشد) آن را بر می دارند.

2) این قشر چون در پی آرزوهای گوناگون بدون حد و مرز و در عین حال خلاف واقعیت هستند اگر به آرزوها برسند آرامش نخواهند یافت چون فطرت پاک به خواست خود نرسیده است و هرچه به آرزوهای نامشروع خود می رسند ولو بیشری پیدا می کنند!؟در یکی از استان ها مردمی اعدام شد که شانزده زن را ربوده و کشته بود در شهر دیگر مردی نه دختر را کشته بود که نام او را گذاشته بودند خفاش شب!؟ نباید تعجب کرد چرا آدم کشان تاریخ از خون ریزی سیر نمی شوند حتی یکی از آنها وقت صرف غذا باید کشته ای را در خون غلطان ببیند تا غذایش گوارا شود!؟ کسانی انسنان هاییی رازنده بگور کرده و پاهای آنها را از زمین بیرون گذاشته تا عبرت دیگران باشد!؟ ازمنظر روان شناختی دست خودشان نیست روح کثیفشان آن را طب می کند!؟.

3) هر چیزی مانع رسیدن به هدفشان شود آنها را تخریب می کنند، زیردستان را قتل عام می کنند، مانند ایرانیان پناه گرفه، که بوسیله چنگیز مغول مردم همه قتل عام شدند و گرما فوق آنها باشد چون با وجود آنها نمی توانند بمراد خود برسند با آنها مخالفت می کنند مانند مخالفت کفار فریش، باید با حضرت رسول(ص) و امروز  فلان آقا که نمی توان طبق مقررات درست عمل کند. با احتکار، گران فروشی و قانون شکنی مخالفت می کند. در واقع راهی که آنها می روند با یک قانون و نظام شناخته شده سازگار نیست، مانند شرکتهایی که با میلیاردها دزدی و کلاه برداری دست گیر شده و فعلاً در حال محاکمه هستند.وزندانند هم مر روند برای اینکه هم تنها نباشند و هم اینکه بتوانند از این راه به هدف خود برسند!؟،با همانند خود همکاری می کنند، مانند کسانی که از اول حکومت اسلامی تاکنون با عوامل خارجی هماهنگی داشته و ازآنها دستور می گیرند که در همین سال 84 چند مورد آن دست گیر شدند.

4) چون به هر صورت انسان موجودی عاطفی است و کمتر کسی است که به او علاقه داشته باشد و گاهی از گوشه و کنار سرزنش هایی بکوشش او می رسد و خود را کمتر در جمع مردم می بیند، و از عواقب جنایتکاری اطلاع دارند به شدت نگران می شود نگرانی، اضطراب واثر سرزنش در چهره آنها کاملاً نمودار است،و قادر به کتمان آن نیستند و در نتیجه گرایش به سیگار، مواد مخدر و سپس سی دی، دزدی، تجاوز بعنف !؟. از تبعات آن وضع بد روحی و در واقع زندگی حیوانی انسان است ودر مواردی دست به خود کشی زدن!؟.

کدام  شکست کشنده تر است و چرا؟   ( از کتاب رفتار درمانی)

اینکه کدام یک از شکستها کشنده تر است. شکست ها را  به سه قسم تقسیم کردیم که اولین آنها عین پیروزی بود و دوم در این حد شکننده بود که فرد ارزشهایی را از دست می دهد ولی مشکلات آن کشنده نیست.در مورد گروه سوم که در ادامه بحث آنیم، تا حدودی شدت و چرایی آن معلوم شد ولی همه اینها به یک نقطه کور در زندگی بر می گردد که موضوع ، اصلی کتاب است و آن جهل و ناگاهی است که لازم است چند حدیث را به ترتیب بیاوریم تا پی ببریم چه چیزهایی سبب اصلی بیماریهای کشنده روحی و روانی هستند:«اعدلی عدوک نفسک التی بین جنبک بدترین دشمن تو نفس سرکش خودت می باشد». – علی (ع) ونیز «هلک امرءٌ ولم یعرف قدره» هلاک شد کسی که قدر و منزلت خود راندانست». نهج البلاغه ص 1149)> چرا قدر خود را نمی دانند چون حتی نسبت به ارزش خود نا آگاهند: «من لم یعرف الخیر من الشر فهو من البهائم.کسی که خوب را از بدنشناسد (و بین آنها تفاوت قائل نشود) از چهار پایان است». غررالحکم ص 680: ونیز «عداوه العاقل خیر من صداقه الجاهل. دشمنی فرد دانا بهتر است از دوستی فرد نادان» غرر ص 55: در مورد این که اینها از وادی انسانی خارج شده اند علی (ع) می فرمایند: «الصورت صورت الانسان و القلب قلب الحیوان. (افراد جاهل و گمراه از نظر) صورت صورتی انسانی دارند و قلبی (همانند) قلب حیوان».: در مورد این که اینها زمینه هدایت درشان مرده است علی (ع) می فرمایند «من لم یجعل الله له واعظاً من نفسه لم ینفعه موعظه غیره. کسی را که خدا(توفیق) درک واقعیت در او قرار نداده که) خود را موعظه کند موعظه و پند دیگر انسان او را سود ندهد»: تجربه ثابت کرده پند و موعظه باعث واکنش منفی این گونه افراد می شود!؟.

تمام افسردگیهای بسیار شدید و کشنده که اگر شب قرص خواب مصرف نکنند خواب نمی روند از همین قشرند آمار دقیقی ندارم ولی می توان گفت حداقل یک میلیارد جمعیت جهان به همین درد مبتلا هستند که امراض شایع جسمی مانند سکته، فشار خون ، بیماریهای دیگر خونی، تشنج، سر درد، سرطان معده... ، دردهای عضلانی، کمر درد ، زخم معده، پوکی استخوان کم خونی، بواسیر، سوء هاضمه ، مشکلات جسمی، مشکلات چشمی، بی حالی، تنکی نفس، ضعف قلب... اینها همه از عوارض بیماریهایی عصبی، هیجانات، افسردگی ، فاصله از خدا و فشار وجدان و آتش گدازنده روانی است تمام خودکشیها، هرعلت دیگری داشته باشند ریشه آن جهل و جهل سبب گناه و در وادی زیان کاری واقع شدن و می شود و انسان را به این روز گرفتار می کنند اکثر طلاقها پدیده همین گونه انحرافات انسان است که مرتب در تلویزیون فرد یاد زنانی درد دادگاه به گوش می رسد که مهریه خود را بخشیده اند تا از شر شوهران معتاد خود آزاد شوند، زندانها پر است از این گونه انسانهای مرده متحرک طرح مبارزه با گرایش بمواد مخدر، طرح جذب جوانان و طرح آموزش صنایع دستی و خود اشتغالی و در مورد فرهنگ سازی طرح جامع تبلیغات را برای حوزه علمیه نوشته ام که نتیجه عملی آنها سلامت جسم و جان است و امیدوارم روزی به این آرزو برسم.

چه باید کرد و چگونه!؟

گرچه مطالب پیرامون (چه باید کرد...ها) کفایت می کند افراد جامعه آگاه باشند ولی به خاطر اهمیت قضیه که هر چه برسر بشر آمده و می آید صرفاً بر اثر جهل و عدم آگاهی است لذا لازم است به نکاتی توجه شود و کار را از ریشه پیگیری کرد.

1) راههای موفقیت، راههای ترقی، راههای غلبه بر مشکلات... مسایلی هستند که دانستن آنها برای هر فردی واجب است به همین جهت بود که دو سال پیش پیش نویس راههای موفقیت... را نوشته ام، بقدری اهمیت دارد که حتی برای خودم هم مطالبی نو و جدید بدست آمد هر چند فرد با سواد، با ایمان باشد لازم است این قبیل فنون مدیریتی ... را بدانند.

2) ایران با وجود این که از نظر ضریب هوشی در ردیف گروه اول جهان قرار دارد ، ولی چند مانع باعث شده ایران از نظر  فرهنگی... در ردیف های پایین قرار بگیرد؟ چون ایران دارای روحیه تجمل گرایی می باشد به همین جهت کمتر می شود به کارهای دراز مدت پر مخاطره دست بزند؛ همین امر باعث افت در همه آنچه شده که در عصر حاضر بدان نیاز دارد، و از سوی دیگر شتاب کار  هستند و چنان بهر کاری نگاه می کنند که در کوتاه مدت اجرا شده و نتیجه درست هم بدهد و از همه بدست فرهنگ مطالعه و گرایش به مسایل فرهنگ روزمره واقعاً در ایران مرده است؟ علاوه بر این کمتر خانه ای است که ، کتاب خانه و مطالعه مستمر شده باشد بسیاری از کتابخانه ها نسبت به جمعیت تعطیل هستند، و چند سال است نسبت به آن شکایت می شود و در خواست می شود برای رفع این مشکل طرح و نظر داد شود حدود، 20 سال پیش طرحی داده شده ولی همچنان این مشکل لاینحل باقی مانده است، حتی میان طلاب و فرهنگیان شاید سی در صد، بطور مستمر مطالعه وجود نداشته باشد!؟ یا دم هست پانزده سال پیش یکی از مراجع که از عراق به ایران آمده بود، طی بحثهای خود در همین باره گفت: ژاپنی ها حتی در توالت خود برای مطالعه کتاب دارند، در اکثر منازل ژاپنی ها کتابخانه شخصی وجود و مطالعه رسمیت داشته و به صورت یک فرهنگ همگانی در آمده است و به همین جهت است  تولیدات صنعتی ژاپن جهان را فرا گرفته است.

ایران تا این دو مشکل را رفع نکند و مطالعه و لو اجباری و با کمک اهرمهایی همگانی  نشود، نا آگاهی عمومی همچنان خواهد بود!؟ یک در صد مردم در مجالس مذهبی وضع و خطابه شرکت ندارند!؟ و اصلاً از مسایل اولیه اسلام و اخلاقیات بی خبرند!؟ دیگر چه گونه می توان امیدوار بود، نسل جوان به مواد مخدر، سی دی، مشروبات... گرایش نداشته باشد، آنهم در حالی که دشمنان با انواع و اقسام تبلیغات گمراه کننده جوانان را دارند از راه حق دوری کنند!؟ و همین ها هم بد ازدواج می کنند و چون روش زندگی را نمی دانند همه اینها روی هم رفته زمینه می شود برای طلاق و هر گرایش هوس آلود گمراه کننده و همه اینها که میلیارد میلیاردها دزدی کرده و الان در زندانند بر اثر عدم آگاهی است و همین ها اگر مطلع می بودند اصلاً دست به این کارها نمی زدند.

فصل پنجم: عدم دست یابی به آرزوها  ( قسمتی ازکتاب شناخت درمانی)

انسان موجودی است صد در صد عاطفی، انتخاب گر، زیبا پسند و آرزو گرا، اصلاً انسان به امید و آرزوها زنده است آرزوها و امید به دست یابی به خواسته های نفسانی است که انسان را به حرکت در می آورد همین امید و آرزوها بود که انسان را از غار نشینی... به این تمدن خیره کننده فعلی رساند، انسان فطرتاً آرزومند خلق شده است آرزومندی یکی از اصول روان شناسی فطری است یعنی این حالت روانی عین ذات و عین فطرت انسان است و اگر نمی بود اصلاً انسان معنا پیدا نمی کرد یک پدر و مادر که آن همه زحمت را تحمل می کنند هزینه می کنند تا از نازایی بچه برسند، این نشانه و حاصل همان آرزو امید است. مخلوقات خدا حتی جمادات در عالم خاص خود این گونه هستند جمادات هم در عالم خود آرزو دارند وآن تکامل در جمادات است سنگهای رسوبی روزی به سنگ مرمریت برسند و ازنا زیبایی به زیبایی.

امید و آرزو مظروف است این مظروف بیک ظرف و قالب نیاز دارد ، آن قالب باید کاملاً مناسب با مظروف باشد و به عبادت دیگر آرزو و یک محدوده خاصی و حد و حدودی دارد، حد و حدود آن را قرآن و احادیث معینی می کنند، وقتی از محدود، خود خارج شود هم اسلام آن را مذمت می کند و هم نتایج آن چیزی هستند. دختری که برای خرید روزنامه وارد مغازه می شود،صاحب مغازه درب مغازه را بسته و دختر را به عقب مغازه می کشد، در درگیری دختر کاملاً مجروح می شود آن مرد به خاطر اینکه رسوا نشود او را می کشد!؟ برای پنهان کردن او را تکه تکه می کند که جایی پنهان کند در مسیر دست گیر می شود و روزی جلو همان مغازه بدار آویخته می گردد!؟ در یکی از شهرها چند جوان در کمین و چند جوان  هم با وسیله نقلیه طعمه را می برند، آنجا، همین که چادر از سر طمعه برداشته می شود، یکی از جوانان در کمین نشسته  متوجه می شود ما در خود اوست!؟

چنگیز مغول که حتی گربه های ایران را سربرید برای رسیدن به آرزو ها بود، اسکندرکه جهان را گرفت، هیتلر آرزو داشت نژاد آریایی آسمان نازی را که سرشار از هوش بودند در جهان توسعه دهد و بنظر خود به بشر خدمتی کرده باشد آمریکا که در حال حاضر در اکثر کشورها نیروی نظامی دارد افغانستان و عراق را در سالهای اخیر اشغال کرده و اصلاً همه لشکر کشیها... قتل عام ها برای دست یابی به آرزوهاست حتی انوشیروان معروف به انوشیروان عادل عده از نزدیکان خود را زنده بگور کرد بخاطر امید و آرزوها بود ولی در قالب دیگر در حال حاضر جوانی که به مواد مخدر  گرایش دارد او هم به امید و آرزو است همین که انسان به چیزی تمایل می کند این از خواسته های و خواسته درونی همان آرزو است که بشر را در سرا شیب نابودی و هلاکت درونی قرارداد و گروهی زیادی گرفتار بیماریهای روحی و روانی کرده است.

نرسیدن به آرزو ها و بیماری ها

آرزو ها اگر در قالب و ظرفی باشد که اسلام گفته چون با روح و روان فطری انسان کاملاً مطابقت دارد اصلاً انسان را دچار مشکل نمی کند جوان آرزو دارد با فلان دختر ازدواج کند تا ازدواج نکرده بود برای رسیدن به این آرزو نا آرام بود ولی همین که ازدواج کرده به قول و قرآن آرزو داشت صاحب خانه صاحب یک شغل شود که اسلام گفته به آرزوها می خورد رسید است این آقا دیگر هیچ دغدغه و نگرانی ندارد چون دست یا بی به آرزوها در قالبی بوده که خود اسلام معینی کرده است ولی اگر کسی آرزو دارد از راه دزدی زندگی را تأمین کند و در حال حاضر بسیاری از دزدان در زندان وزیر شکنجه وجدان هستند عده ای قتل کرده اند باید اعدام شوند با زندان ابداً گروهی هم حتی به همین اندازه ازآرزوهای خود نمی رسند و درآتش حسرت می سوزند فرید دانشمند روان شناس آمریکا، عقیده داشت به این دلیل که محدودیت و کنترل آن باعث می شود نسل جوان دچار مشکلات روحی شوند باید گرایشات جنسی آزاد باشد ولی مدتی گذشت که مشاهده شد اگر جلو را نگیرند همه چیز از بین خواهد رفت دولت فوراً آن را منع کرد. به هر صورت آرزوهای بدون حد و مرز جدای از حدودی که اسلام معین کرده بجای محدود نمی شود مگر آنجا که انسان دارد نابود می شود..

تبعات آرزوهای بی حد و مرز

کار به همین جا تمام نشده چون اقوام، فامیلها و دیگران از وضع او خبر دارند دیگر کسی به آنها زن نمی دهد و بهر بهانه ای او را رد می کنند آن دست آخر مجبور می شود با کسی ازدواج کند که اگر مجبور نمی بود ازدواج نمی کرد یا با کسی ازدواج کند که مثل خود اوست باز هم درست نشد و تا آخر عمر در همان نا آرامی به سر خواهد برد و اینجا است که از نظر جامعه سکه دارد شد و کسی درست او را تحویل نمی گیرد و این دردی دیگر است باز هم مشکل به همین جا ختم نمی گردد بچه های اینها هم عین خودشان خواهند بود و آنها هم به همین درد والدین گرفتار می شوند اینکه در چند آیه آمده که افراد گمراه در جواب می گویند پدران ما این گونه بودند ما هم را راه آنان را ادامه می دهیم یک واقعیت و حاکی از یک بیماری روحی و ارثی است.

 بیماریهای ارثی در نگاه قرآن

خداوند می فرماید:«هر کس طبق روش (و خلق و خوی) خود عمل می کند...». اسراء آیه 84: همه خلق و خوها برگرفته از والدین است که خدا نیز می فرماید:«بلکه آنها می گویند: ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته ایم».زخرف آیه 22.

«و هنگامی که کار زشتی انجام می دهند می گویند پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است». اعراف آیه 28: بتی الیه و بتی عباس هم امامان معصوم را شکننده دین معرفی کردند و از اجداد خود پی روی کردند در مدت هفتاد سال عمر خود خانواده هایی را دیده و دارم می بینم که فرزندان آنها مانند خودشان کثیفند و اکثراً دچار بیماریهای شکننده روحی و جسمی هستند گرفتار مواد مخدر و سی دی و خراب کاری اصلاً همان راهی را می روند که پدر و مادر رفته اند اکثراً این طورند:«المرء علی دین خلیله و قرینه».– انسان در پی کیش دوست و رفیق خود است». کافی ج 4 ص 83 – علی (ع): انسان به دو گونه از والدین الگو گیری می کند یکی همان شکل گیری در جنین و رحم مادر و در پی روی و ثقلیه از گفتار و رفتار والدین دوران رشد کودکی تا نوجوانی که نیز دوران شکل گیری فکری... انسان است دوران جوانی که شروع شد دیگر هر چه شده دیگر همان است و تا لب گور انسان را رها نخواهد کرد

صفات فطری و مرزهای آنها    (قسمتی از کتاب شناخت درمانی)

از نظر دانش روان شناختی انسان دارای دو نوع روان و عالم فکری است یکی همان صفات فطری و دوم دیگر حالات روحی و روانی که نسبت به شرایط زمان، مکان، فقر، غنا و حتی شغل، سواد بی سوادی بوجود می آید که حالات ، روحی و روانی و دیدگاه هم به آنها گفته می شود.

صفات فطری تغییر پذیر نیست و زمان مکان ... اصلاً درآن اثر دارد مثلاً شش میلیارد جمعیت جهان با آن همه اختلافات متعدد از نظر امیدو آرزو در کلیات هیچ تفاوتی با هم ندارند ما یکی از صفات فطری را بنام امید و آرزو تا حدودی تعریف کردیم که آن تعریف کلی شامل سایر صفات فطری خواهد شد یعنی همه این صفات فطری مرزی دارند تا جایی که مفید و لازمند باید از حد و مرز خود تجاوز نکنند مثلاً هر کس فطرتاً خود را دوست دارد، این تا جایی درست است که هیچ زیانی حتی نزدیکان نرساند اگر پدر بخواهد بخاطر نفس خود فرزندان تابع او باشند این خود خواهی و تجاوز از مرز است!؟ در حدیثی آمده:«کل شی تجاوز عن حده ینقلب الی ضده. هر چیزی از حد و مرز خود فراتر رود به ضد خود تبدیل می گردد». در همه موجودات عالم، این قانون باید رعایت شود که نمی شود تمام کشورکشایی ها، پیدایش ادیان و ... تجاوز به حقوق دیگران... از همین مقوله است و تنها چیزی که می تواند آن را کنترل و هدایت کنند که هیچ مشکلی رخ ندهد اسلام، قرآن و احادیث است و آگاهی انسان از آتش سوزان بیماریهای روحی و مشتق های بیماریهای جسمی آزاد می گردد اصلاً فلسفه یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، قرآن و دین که خداوند تنها در مورد رسالت بر انسان منت گذاشته و اینکه حتی حسین(ع) و یارانش سرزمین کربلا شهید شدند. فقط و فقط بخاطر یک کلمه است(انسان سالم باشد) از این خوب فهمیده می شود که بیماری و سلامتی روحی از سلامتی جسم مهم تر است که قبلاً هم گفته شد اگر بشر از نظر روحی و روانی بیمار نمی بود این همه فلاکت دامن گیر بشر نمی شد که حتی حیات مادیش با رنج و شکنجه... همراه باشد  آیه و حدیث درباره مسایل طبی داریم ولی ارسال پیامبر و امام برای مسایل طبی بطور مستقل نداریم هر چه هست در ضمن همان هدایت فکری هست این هم بخاطر این است که بیماری جسمی باعث انحراف فرد نشود و حتی هر جا باعث انحراف نشود حدود ونه بیماری را وسیله پاک شدن ... بنده خود قرار می دهد مانند حضرت ایوب، حضرت رسول ، حضرت فاطمه، حضرت علی، حضرت امام سجاد... که بیمار شدند:

تعریفی دیگر از صفات فطری در مورد تعداد صفات فطری همین قاعده کلی کافی است که آنچه انسان برای حفظ از حریم خود و برای ترقی و تکامل ،زیبا بودن زندگی نیاز دارد آن صفات نیز متعدد می گردد مثلاً برای بقای نسل و گرایش به جنس مخالف از راه حلال قوای شهوانی و علاقه به محبت است برای زیبایی زندگی لذت بردن از جاهای دیدنی... است، برای معاش حرص است برای دفاع غضب و عصبانیت است، برای زندگی جمعی احساس لذت بردن درجمع است... اینها اگر نمی بود انسان معنا پیدا نمی کرد ولی در سلامت و بیماری جسم یک خواسته بیشر نیست و آن میل به غذا است که اسلام حد و مرز آن را معین کرده و حضرت رسول می فرمایند:«المعده بیت الدائ و الحمیه راس کل دواء. معده خانه بیماریها و پرهیز سر آمد دواهاست». نهج الفصاحه ص 625:.

پس معلوم شد مشکل بشر بیماریهای روحی و روانی است و تنها با شناخت جامع و کامل سلامتی اخلاقی... انسان امکان پذیر است مانند سلامتی جسم نیست که با تغذیه درست که انسان سالم می ماند.

چه باید کرد و چگونه!؟

با توجه به اینکه فساد و تباهی در مغز استخوان بشر نفوذ کرده و بصورت ژن وراثتی به نسل های بعدی و بطور ناخود آگاه دارد پیش روی می کند، در یک نگاه نیاز به یک تحول جهانی و کاملاً دگرگون ساز نیاز دارد. یعنی این شکل فعلی باید بطور کلی تخریب و آواربرداری شده و آنگاه طبق نقشه شروع شود، بر اساس آیاتی که خدا بوارثین زمین وعده داده ، این دردهای روحی... در عصر ظهور حضرت مهدی (ع) معالجه شده و آنگاه بشر تازه وارد یک زندگی ایده آل انسانی و سالم می شود و همه چیز بهبودی می یابد به همان اندازه که انسان سلامتی خود را باز یافته. ولی باید قیام کرد و منتظر بماند همان طور که امام خمینی قیام کردند و بعد از قیام او دهها قیام صورت گرفت یعنی باید سنت شکنی شود این یک باز سازی عمومی است که تا صورت نگیرد روابط جمعی که جهان را بیک دهکده کوچک تبدیل کرده است فساد از هر کشوری به کشور دیگر سرایت خواهد کرد اینکه در همین سال جاری (84) هزار نفر از مردم آلمان مسلمان می شوند وظیفه علما و از سوی دیگر وظیفه دولت ایجاب می کند اقدام کنند چطور؟

1) برای جوانان یک دوره کلاس در مورد ازدواج و نحوه زندگی مشترک و شرکت در کلاس و کارت پایانی الزامی و بدون کارت از مزایایی محروم باشد اینجا ها که با مصالح عمومی ربط دارد باید همه چیز اجباری باشد همانطور که کمربند ایمنی برای رانندگان اجباری است در صورتی که یک مصلحت فردی است.

2) در تمام آسایشگاه ها، زندانها... کودکستان ها... کلاس برگزار شود و بیشتر درباره آثار ملموس زیانکاری در زندگی روزمره بحث شده و اسلام را وارد محور زندگی روزمره کرده و واقعیت های اسلام را به آحاد مردم تفهیم کنند.

3)امروزه فشردگی مشاغل و ارزش زمان جایی برای مطالعه کتابهای قطور باقی نگذاشته و فرهنگ مطالعه هم نیست ، ضرورت ایجاب می کند در مرکز هر استان مسایل مبتلا به در ابعاد کوچک چاپ و بصورت اعلامیه در مدارس تقسیم و دانش آموزان تشویق شوند در منزل برای والدین بخوانند این بهترین کار است برای فرهنگ سازی.

4) علما چند گروه سیار تبلیغی به همه جا بفرستند در هر شهر و روستا بوسیله خود جوانان کانون فرهنگی تشکیل بدهند اگر این کارها شده بود امروز شاهد چند میلیون بیمارانی مواد مخدر، افسردگی، ایدز، ... نمی بودیم آگاهی بخشی بمعنی عام آن بشر را در همه مسایل آگاه و فعال می کند. شاید بیش از هزار حدیث درباره سلامتی جسم و جان داریم ولی فلسفه آنها باز گو شده است هنوز این حدیث پیامبر باز نشده چگونه معده مکان همه بیماریها و سلامتی است مشکل ما تنها ندانستن نیست بلکه چگونه عمل کردن اصلی ماست: «انی لا اخاف علیکم ترجیه کافی فیما لا تعملون ولکن النظر وا کیف تعملون فیها تعملون. برای شما نگران نیستم در آنچه نمی دانید ولی توجه کنید در آنچه می دانید چگونه عمل می کند». نهج الفصاحه ص 194.

باز هم چه باید کرد؟  ( قسمتی از کتاب شناخت درمانی)

یا این که راه های آگاهی های خاص چیست یعنی افراد چه باید کنند تا از بیماریهای روانی و جسمی نجات یافته یا آنها را قبل از هر چیز در نطفه خفه کنند .

1)آسیب شناسی آن چیزهایی را که خداوند برای سالم ماندن  خلق کرده، باید آنچه را برای سلامتی مضر دانسته کاملاً شناسایی شود خداوند لطف خود انسان را بگونه ای مجهز کرده که آسیب ها  را شناسایی کند. اینکه خودش هر چه را دوست دارد دیگران در حق او انجام دهند و برعکس چیزهایی را که دوست ندارند کسی در حق او اعمال کند بهترین وسیله و ابزار برای شناسایی خوب از بد است امام باقر (ع) می فرماید:«قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال فیکم.آنچه را دوست دارید دیگران در حق شما انجام دهند در حق دیگران انجام داده و بگویید. اصول کافی ج 3 ص 240 خ 10: و« آنچه را دوست داری دیگران برای شما بخواهند پس برای دیگران آن را بخواهید و آنچه را دوست نداری برای تو بخواهند تو هم برای آنان مخوا. رسول اکرم (ص) اصول کافی جلد 3 ص 216.

2) دفتری به عنوان حساب رسی عملکردهای مثبت و منفی داشته باشیم هر عمل بد و خوبی را مرتکب شدیم آنها را بنوسیم. سه سال حساب کنیم کدام بیشتر و کدام کمتر است و چرا در واقع روزی یک صفت بد را دور و یک صفت پسندیده را جایگزین کنیم بعد از یک سال متوجه خواهیم شد واقعاً وضع بگونه دیگر است« لیس منا من لم یحاسب نفسه کل یوم. نیست از مالی که هر روز عملکرد خود بررسی نکند». اقوال الائمه ص 214 – امام کاظم (ع) .

3) سؤالاتی را بنویسم و بعد جواب آنها را پیدا کنیم جواب داده ها را جدا و جواب نداده ها را هم جدا قرار دهیم و علت هر دو را پیدا کنیم و چند سال این کار مرتب انجام دهیم و هر سال توجه کنیم سؤلاتی را که جواب نداده ایم با سؤالات قبل چه تفاوتی کمی و کیفی دارد این کار را ما کنجکاوی نموده و راه کشف حقایق اخلاقی... را خیلی راحت بما نشان می دهد.

4)دفتر مخصوص یادداشت مسایل بهداشتی طبی داشته باشیم کتاب های طبی را که مطالعه می کنیم نکات را یاد داشت کنیم، تجربیات خودمان و آنچه را از دیگران گرفته ایم همه را گرد آوری کرده و عملاً بکار بگیریم بعد از دو سال متوجه خواهیم شد حتی قادر هستیم به دیگران توصیه های طبی داشته باشیم این تجربه موفق خود نجفی است.

5) دفتری داشته باشیم روشهای خود آموخته و ابتکاری را بنوسیم مثلاً روش تربیت روش خانه داری، روش نجات افراد گمراه و روش موفقیت در کارهای هنری را بنوسیم در واقع برای هر کاری طرح و نقشه تهیه کنیم بعد از دو سال خواهیم دید می توانیم هر کس را در حل مشکلاتش براحتی راهنمایی کنیم این از تجارب نویسنده است.

6) وقتی قرآن را مطالعه می کنیم آنجا که خدا ما را دعوت کرده آیات او را نگاه کرده و فکر کنیم اما نگفته آنها چیست هر روز درباره یکی از آنها فکر کنیم و هر چه بفکرمان رسید بدون ترس آن را یاد داشت کنیم بعد از دو سال نوشته های سال اول را با سال آخر مقایسه کنیم خواهی دید تا چه حد رشد کرده ایم و خواهیم دید نوشته ها و نظرات سال اول را براحتی می توانیم بررسی و نقاط منفی آن را یافته و تصحیح کنیم .

7) کاغذ و قلم همراه داشته باشیم هر جا نکند اخلاقی و ... به ذهنمان رسید آن را یاد داشت و در یک وقت معینی روی آن را توضیح دهیم بعد از یک سال متوجه خواهیم شد خیلی چیزها را می دانیم که حتی در دانشگاه ... نمی توانیم آنها را بدست آورد.

8)دفتری داشته باشیم با توجه به مطالعه در مورد برخوردهای اجتماعی و نتایج کارهای خوب و بد افراد و اقوام... علت ها را یاد داشت کنیم و قدری اطراف آنها فکر کرده و مطالعه ذهنی داشته باشیم بعد از دو سال خواهیم دید در مسایل جامعه شناسی، آسیب شناسی... براحتی قادر هستیم نظر داده  بحث کنیم«پند گیرند از آنچه از عملکرد گذشتگان مشاهده می کنیم». نهج البلاغه ص 383).

9) اگر مایل بودیم در کاری ... صاحب نظر شویم تصمیم بگیریم در آن باره، کتاب بنوسیم و کاری نداشته باشیم که چاپ بشود یا نه، اشتباه دارد یا نه هر چه نظرمان آمد آنها را بنویسیم ولو غلط باشد، حتی اگر درباره آیات قرآن و حدیث هم باشد چون قصدمان تمرین است هیچ اشکالی ندارد.

بعد از دو سال متوجه خواهیم شد، تا چه حد رشد کرده ایم و خیلی راحت قادریم مطلب را خودمان تصحیح کنیم تجربه خود نجفی است که حدود هفتاد دفتر یاد داشتی دارد. این روشها سبب خواهد شد همه مهارتهای بالقوه ما به فعلیت ریسده وشکوفا شوند و در هر تصمیم گیری ها خیلی راحت باشیم و خلاصه ما را بجایی خواهد رساند که در وجود خود احساس نشاط و لذت داشته باشیم و چشم دلمان باز شود به هر چیزی نگاه می کنیم اسراری از اسرار خدا را براحتی در آنها ببینیم. در این باره حدیث زیاد است از جمله اینکهحضرت رسول(ص) میفرمایند« من اخلص الله اربعین صباحاًجرت ینابیح(چشمه) الحکمت من قلبه علی لسانه».

تفاوت آرزوها

برای اینکه بدانیم کجای کاریم. لازم است همه مشکلات را تفکیک و طبقه بندی کنیم تا راحت بتوانیم خوبیها را انتخاب و بدیها را رها کنیم در مادیات و کالای دنیوی آرزوها، باید محدود و مطابق دستورات اسلام و دارای حد مرز باشد. ولی درکسب ارزشهای اعتقادی و اخلاقی، علم و دانش هنز، نیکوکاری ها علاوه بر اینکه نباید خود را محدود کرده و مرزی را در نظر بگیریم، حتی نباید قانع شویم و بلکه باید تا بی نهایت پیش رویم، چون ارزشها غیر محدودند همانطور که زندگی ابدی غیر محدود است ولی در ارزشهای مادی باید محدود باشیم چون ارزشهای مادی محدود و روزی بطور کلی محو خواهند شد کالای دنیا برای شدن و ارزش های آخرت برای بودن ابدی است. و توجه کنیم که دنیا برای آخرت و آخرت برای خودش خلق شده. و نتیجه دنیا خوب باشد یا بد درآخرت بدست خواهد آمد نه در دنیا چون«الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها . دنیا برای آخرت خلق شده نه برای خودش». بحار ج 1 علی (ع): و نیز«مراره الدنیا حلاوه الاخره و حلاوه الدنیا مراره الاخره. تلخی دنیا شیرینی آخرت و شیرینی دنیا تلخی آخرت را همراه خواهد داشت. نهج البلاغه (فیض) ص 1186 خ 243: و «... و من طلب الاخره طلبه الدنیا حتی لیستو فی رزقه منها». نهج البلاغه (فیض ) ص 1277 خ 423. ونیز«ما اصف من دار اولها عناء و آخر هما فناء  چه بد است خانه ای که اول آن همراه رنج و آخرت آن نابودی است». نهج البلاغه ص 172.

فصل چهارم: ارتکاب به گناه در نگاه بزهکاری  (از کتاب شناخت درمانی)

بطور کلی بیماری ها بر دو قسمند بیماریهای جسمی و بیماریهای روحی و ارثی تقسیم می شوند این دو عنصر حیاتی گرچه دو عنصر کاملاً متفاوت و از هم جدا هستند، ولی در تأثیر پذیری و تأثیر بر یکدیگر کاملاً و جه مشترک دارند همان طور که بیماری جسمی روان را تحت تأثیر قرار می دهد، روان هم جسم را کاملاً تحت تأثیر قرار می دهد. با این تفاوت که بیماری جسمی به تنهایی هیچ گاه باعث بیماری روح بدان معنا نمی شود که آن را از مسیر انسانی بازداشته و براه دیگر بکشاند مانند افراد مومن که جسم آنها بیمار ولی روح آنان علاوه بر آنکه بیمار نیست بلکه همان درد و گرفتاری ها آنها را بیشتر مورد حقیقت و عرفان می کند، و روحشان پاک و خاضع تر می گردد که خداوند در قرآن به آنها خائف از خود یاد کرده است ولی بیماری روحی که همان ارتکاب به گناه باشد علاوه بر این باعث انواع و اقسام بیماری جسمی می شود،و بهترین زندگی را برای انسان رنجبار ترین زندگی می کند. علم امروزی (بوسیله آزمایش) حتی نوع جرم و میزان آن را از خون زیان کار معین می کنند، سگهای تعلیم دیده افراد مجرم را در میان صدها نفر بوسیله بوئیدن و یا حتی قیافه پیدا می کنند، از همه مهم تر اینکه بیماری جسمی حتی آنها که مسری هستند مانند بیماری روحی جامعه را فساد و تباهی نمی کشاند، در گذشته اشاره شد، همه کشتارها... بر اثر بیماریها روحی و روانی اخلاقی است. در جنگ جهانی دوم حد اقل هفتاد میلیون فقط کشته شدند، اسکندر مغدونی، چنگیز مغول، استالین... صد ها میلیون انسان را نابود و دو برابر آن انسان های را دچار درد بدری بیماری جسمی و روحی کردند چیزی مانند بیماری اعتقادی، اخلاقی جسم و جان، مال و منال... انسان به نابودی نکشیده است.

قسمت عمده ای ازآیات قرآن و احادیث به بیماری های روحی و روانی مربوط است در صورتی که تعداد اندکی مربوط به بیماری جسمی هستند آن هم به صورت ارشادی و راه های پیشگیری  قابل علاج است.

در حدیثی از امام صادق (ع) این طور آمده است: «کسانی که بر اثر گناه و زیانکار می میرند زیاد ترند از کسانی که بر اثر مرگ طبیعی می میرند و کسانی که به درست کاری زندگی می کنند زیادترند از کسانی که در حد وسط زندگی می کنند». سفیته البحار: در واقع افراد زیان کار در صد بالایی از مرگ و میر را دارند که به سه گونه خواهد بود. اول اینکه همان گناه آنها را بکام مرگ اعدام، خودکشی می کشاند و یا همان طور که گفته شد عده ای زیان کار بجان هم افتاده ویک دیگر را می کشند. و دوم اینکه اینها زنده هستند ولی در واقع مرده ان؛ یعنی حیوانیت آنها زنده و انسانیت آنها مرده است، دیگر هیچ اثر عملی انسانی ندارند. درست تبدیل شده اند به اعمال صرفاً حیوانی .و سوم اینکه بر اثر رنج و درد فشار وجدان در یک مرگ تدریجی سیر می کنند که علت خودکشی ها همین است و همین فشار  روحی است که بهترین جوانان را بهد امن مواد مخدر و مشروبات الکلی می کشاند و سالی میلیونها مفت و بدون جهت می میرند دفتر جنایات بشر، گرد آوری شده پر است از این خودکشی ها... که هنوز چاپ نشده است.

بیماری روحی زمینه بیماریها جسمی!؟ 

افسردگی از شایع ترین بیماری در جهان است اگر افسردگی را بمعنی عام آن حساب کنیم یعنی افراد دارای آرامش را که آیه قرآن می فرماید:« نه ترسی دارند و نه نگرانی». جدا کنیم نود و پنج درصد بشر افسرده اند اگر افسردگان دارای شدت را حساب کنیم حداقل سی در صد جمعیت جهان بدان مبتلا هستند افسردگی از یک سو وضع خون را مختل و مرتب آن را به سم آلوده می کند بطوریکه کلیه ها توان دفع آن سموم را ندارند و از سوی دیگر اعصاب، ماهیچه ها و عضلات را از فعالیت طبیعی باز می دارد و بطور کلی تعادل روحی و جسمی بطور کلی بهم می خورد و زمینه برای هر نوع بیماری آماده می شود و اولین بار وضع جهازهاضمه دچار مشکل می شود اصلاً ریشه زخم معده در بیماریهای روحی است غذا کم شده و توان انسان روز بروز افت کرده و بدن در مقابل میکروبها ناتوان می شود و سر درد، اختلال درخواب را همراه خواهد داشت.افراد افسرده دچار یبوست شدید می شوند یبوست علاوه بر اینکه زمینه ساز بیماری بواسیر است سبب چندین بیماری می شود:« پنجاه درصد بیماریها در اثر خشکی و یبوست مزاج پیدا می شود و تا وقتی یبوست تر بر طرف نشود درمانی برای معالجه امراض مفید و مؤثر نخواهد شد... کاری که باید از آنها دور شود به سر می زند و سر درد و چشم درد و امثال آن پیدا می شود و در بعضی دیگر از اشخاص مبتلا به یبوست درد سینه، معده، ... در اشخاص مبتلا به یبوست گاز جمع می شود و مثل جمع شدن اسید اوریک در خون آنها در پشت بازوها، پاها، دردهای روماتیسمی تولید می کند اگر بیماری یبوست زمان زیادی طول بکشد تولید تورم در معده، بواسیر، آپاندیس و بالاخره انسداد و سرطان معده خواهد کرد...». ص 250 : طب سنتی و گیاهی اسماعیل اژدری.

ضایعات روابط اجتماعی و بیماری

حیات انسان به این است که در جامعه جایگاهی داشته باشد، چون ازیک سو موجودی است که به کمک و همکاری دیگران نیاز دارد و هم اینکه چون انسان موجودی است صد در صد عاطفی نیاز روحی از نیاز مادی دو چندان سخت تر است. دوست درد کشیده ام گفت: چند سال که دچار افسردگی بودم حتی نزدیک ترین فرد به من ، چشم دیدنم را نداشت علاوه برآن با کنایه های نیش دار مرا به شدت رنج می دادند؛ از یک طرف آتش افسردگی درونم را گداخته  می کرد و سرزنش ها و حرفهای معنا دار به زخم دلم نمک پاشید!؟ افراد گناه کار، و بزهکار به همین خاطر است که ناچار اول به سیگار و سپس به مواد مخدر متوسل می شوند!؟ یک روز به مسئول شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدرقم در مورد علل گرایش به مواد گفتگو داشتیم، ایشان گفت: تمام از خانواده هایی هستند که دارای مشکل اخلاقی هستند در مقاله ای که در مورد تعریف مبارزه با گرایش به مواد مخدر نوشتم و به ایشان دادم به این نکته اشاره کردم که هیچ دارویی ، بدترین زندان و بهترین فیلم در جلو گیری از گرایش به مواد اثر ندارد مگر آنکه از درون مشکل فرد حل شود اگر عالم یک فرد کاملاً آرام را با عالم و حتی ظاهر یک فرد تا ارام مقایسه کنیم و بر فرض انسان ده روز درآن عالم و ده روز در عالم دیگر باشد آنگاه تفاوت این دو را خواهد دانست و لمس خواهد کرد تفاوت تا چه حد است خدا هم بدان توجه دارد و می فرماید:«{ای پیامبر} آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه طب (دو انسان پاک) را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت و شاخه آن در آسمان است (24)... (همچنین کلمه خبثه (و افراد ناپاک) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین بر کنده شده و قرار و ثباتی ندارد». آیه 26 سوره ابراهیم : علم روان شناسی ثابت کرده و اصلاً هر فرد بی سوادی با توجه به وضع روحی این دو گروه براحتی متوجه می شود افراد پاک و درست کار از آرامش و قرار خوبی برخوردارند و افراد ناپاک و خیانت کار بر اثر فشار وجدان آرام قرار ندارند در واقع گروه نیکان مصداق این آیه اند که می فرماید:«نه می ترسند و نه محزون و نگرانند». بقره آیه 262: و آیات دیگر هست که وضع ناآرام گناه کاران را بازگو می کنند.آیه26، ابراهیم.

فصل اول کمبود جسمی ( از کتاب شناخت درمانی)

کمبودهای جسمی نسبت به شدت و خفت آن جامعه را دچار مشکلات و تبعات این ضایعه روانی نموده است و به هر جای زندگی مادی و معنوی بشر سرایت کرده است از جمله گرایش و توسل به دکتر, قرصهای خواب آور بر دو قسم است.

اول)بر اثر حوادث: حوادث هر چه باشد فرقی ندارد, حوادثی مانند زلزله , جنگ , کارخانجات, مسابقات, درگیریها, رانندگی , همه اینها در واقع مشکلی ناخواسته هستند که روح و سپس جسم انسان را تحت تأثیر قرار می دهند مثلاً افسردگی باعث زخم و دیگر مشکلات معده می شود, یبوست, سردرد, افت غذا و ضعف عمومی گوشه گیری... را در پی خواهد داشت در حال حاضر 80 هزار, تنها قطع نخا در ایران داریم سال 83 محرم شهر لالی مسجد سلیمانی بودم اکثر مراجعه کننده گان که نسخه رژیم غذا  و رفتاری درمانی به آنها دادم بیماریشان افسردگی بود از جمله مردی که هفت سال قرص خواب مصرف کرده بود و دوم آنی بود که از اول ازدواج به مدت نه سال مرتب بهر دکتر و دعا نویسی مراجعه کرده بود و مرتب قرص مصرف می کرد که به حمد الله در همان چند روز که آنجا بودم آنها را از استفاده به دارو نجات یافته و خوب شدند نسخه ای که در نه صفحه برای همان زن نوشتم چندین بار افراد از آن کپی گرفتند.

دوم) وراثتی باشد: بیماریهای وراثتی به معنی عام یعنی آنچه از والدین به فرزندان منتقل می شود و نقطه مقابل اید آل است یکی از عوامل و زمینه های انواع افسردیگهاست, این ضایعه را ما به دو قسم کلی تقسیم می کنیم تا بهتر بشود مطالب را تجربه و تحلیل نمود.

الف)نقطه مقابل ایده آل:  انسان چون موجود صد در صد زیبا و زیبا گراست و به همین جهت موجودی انتخاب گر و معنی انتخاب زیباتر, میان زیبایهاست لذا همین که در مقایسه, فرد خود را از فلان فردا دارای جسم و شکلی ایده آل و زیبا کمتر ببیند هر لحظه حتی در خواب وقتی این مقایسه صورت بگیرد باعث نگرانی انسان می گردد. چرا من مانند فلانی نیستم, بسیاری مانند پدر و مادر سیاه , بد قیافه , یا لکنت زبان... دارد چیزی که دیگر گذشته است به همین جهت امروز بازار گرمی برای پزشکان اصلاح اندام(صورت) بوجود آمده و کسانی که این بازار را گرم کرده اند دختران هستند که برای زیبایی بینی و حتی پوست صورت مبلغ زیادی را می دهند که صورتی مورد پسند داشته باشند. البته نه صد در صد چون به خصوص زن دوست دارد زیبا باشد , حتی پسرها هم نگران هستند چرا زیبا و خوش قیافه نیستند. چند بار صحبت پزشکان اصلاح اندام را گوش می دادم که یکی از آنها توصیه کرد اگر نا زیبایی فاحش نیست افراد خود را دچار مشکل نکنند و چند نمونه را گفت: که برای زیبایی بینی و صورت, نتیجه معکوس بوده است!؟.

ب): ناقص الخلقه ها: ناقص الخلقه ها که دیگر میان دختر و پسر فرقی ندارد واقعاً ضایعه بزرگی است که هم برای خود افراد و هم برای خانواده , اطرافیان و دولت چه از نظر مالی و چه از نظر دیگر مسایل جنسی که چهره زندگی را واقعاً ناپسند می کند افرادی را سراغ دارم که با یک را دو معلول و ناقص الخلقه در منزل , روبرو هستند , خانواده ها و حتی فامیلهای نزدیک را باید در گروه افسردگان به حساب آورد ولو دلی شاد داشته باشند چون خنده, هم انواع و اقسامی دارد که آیا از اعماق دل بر خواسته است یا خیر در حال حاضر ششصد هزار معلول و 300 هزار ناشنوا و 500 هزار کم شنوا در ایران و 50 میلیون بیماران سرع در جهان و 600 هزار در ایران وجود دارد که بی تردید نود و پنج درصد آن صد در صد ارثی و از دوران جنین شروع شده است. اکثر این بیماران گرفتار داروهای آرام بخش هستند در حالی که روز بروز بدتر می شوند!؟.

نمونه ای از ناقص الخلقه ها

عکس هایی که جلو رویم گذشته شده، می بینم، از ناقص الخلقه های خارجی که در چند و رقه پار شده یک مجله بدست ما رسیده و در آن آمده: (گزارش از یک موزه استثنایی) وضع ظاهری این عکس ها بدین قرار است. مردی دارای یک چشم بالای بینی و ابروی به شکل یا پرنده بالای آن, مردی دارای  دو کله بر هم سوار که کله بالا کوچک تر است, دختری که دهان و بینی او یکی و به شکل خرطوم است پسری دارای سه چشم که یکی از آنها میان دو بینی مارپیچی و خرطومی شکل قرار دارد, دیگری دو صورت به طرف جلو و عقب دارد که یکی از دیگری بزرگ تر است, مرد بی نهایت چاق حدوداً چهارگوش با کله ای کوچک، مردی دارای چهار چشم بر روی هم سوار با یک سر, و دختری با چهارپا که روی صندلی نشسته است, مردی که چشمان او بیرون آمده و بیک طرف خیره است, یک نمونه کوچک از میلیونها ناقص الخلقه در ایران و جهان می باشد که چهره زندگی را بسی ناپسند و زشت کرده است که حتی دیدن آنها انسان را از زندگی دنیا سیر می کند تا چه رسد خود آنها و بستگانشان که دست بر آتش سوزان این کمیتها... دارند

 به هر صورت در شرایط فعلی جهان این گونه مشکلات زندگی را بیک زندگی حیوانی شبیه تر کرده تا بیک زندگی انسانی افسردگی به معنای عمامش مشکلی است که هیچ داروی شیمایی و حتی گیاهی و غذایی تأثیر قطعی در آن ندارد مگر آنکه علت هر چه هست. بی ایمانی وخلأ معنویت وانسانیت استو بس!؟.

چه باید کرد و چگونه!؟

برداشت ما از اسلام و خداوند, برداشت حاکم و محکوم است همانطور که در روابط اجتماعی آقا مصر است حرفش به کرسی به نشنید خواه به مصلحت محکوم باشد یا خیر علاوه بر این تصور غلط ، اسلام را در بعد معنویات محصور کرده  و در بعد مادیات و حل مشکلات روزمره، بشر بطور کلی ان را کنار گذاشته ایم, در حالی غافل هستیم خداوند کوچک ترین دستوراتش بخاطر مصالح بشر است و در درجه اول درصدد سامان دهی به زندگی مادی بشر است چون اگر زندگی مادی و روزمره سامان پیدا کند گام اول سامان یافتنی زندگی ابدی است. با توجه به این که خداوند می فرماید:قسم به این شهر مقدس (مکه) (1) و قسم به پدر و فرزندش (ابراهیم و فرزندش اسماعیل) (3) که ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم». تا آیه 4: و از طرف دیگر علی (ع) می فرماید: , دنیا پیچیده شده در بلا است, این عدم شناخت است که زندگی دنیا را برای ما تلخ و ناگوار کرده و آرامش را از ما می گیرد حتی اگر بیمار هم نباشیم زندگی برای ما نا آرام خواهد بود چون خود زندگی دنیا خسته کننده است ولی خداوند دارویی برای این درد و ناآرامی قرار داده که هر کس آن را مصرف کند ولو بیمار و گرفتار باشد افسردگی که ندارد هر درد و کمبودی او را ملول نمی کند آن دارو این است که خداوند می فرماید:«آنها کسانی هستند که ایمان آورده اند , و دلهایشان به یاد خدا آرام است آگاه باشید, تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد». رعد آیه 28:و «آنها که اموال خود را شب و روز پنهان و آشکار انفاق می کنند مزرعشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند». بقره آیه 274: سختی... هست ولی دارویی ایمان در مقابل استکه آن را با آرامش وخوشی تبدیل کرده است؛ مانند جریان حضرت ایوب(ع) که به «صابر» در جهان مشهور شده است.یعنی همان شناخت درمانی که آگاهی حضرت نسبت به خدا و زندگی دنیا می باشد.

چه باید کرد!؟

وقتی ثابت شد ما هرگز به جایی نخواهیم رسید که در زندگی دنیا مشکلی وجود نداشته باشد و یافتیم که هیچ

 دارویی شیمیایی اثر ندارد مگر داروی ذکر خدا و ایمان به او. پس لازم است نحوه استفاده از آن دارو را بدانیم.

گروه اول بیماران ارثی

قبلاً گفته شد چون از نظر جسمی و شکل ظاهری در وضع اید آل نیستند و برای زیبایی بینی و یا صورت با هزینه زیاد دست به این کار می زنند که گاهاً خسارت بار است اینها اگر به آن جا رسیده بودند که در دنیا بجای نخواهیم رسید که مشکلی نباشد هیچ گاه خود را گرفتار نوعی هوا و هوس نمی کردند. بر اثر عدم شناخت، حیات لذت, خوشی و همه چیز را در همین دنیا خلاصه می دانند, لذا با اندک چیزی نگران می شوند!؟، بسیاری هستند با بدترین وضع ظاهری اصلاً نگران نبوده و به همین وضع راضی هستند و در واقع به این حدیث عمل کرده اند که می فرماید: برای مال... دنیا به پایین تر و برای آخرت به بالاتر از خود نگاه کن»., این آنگاه حتی اگر کسی پایین تر از خودشان نباشد می گویند. این چهار روز دنیا که در حال گذر است نمی ارزد که برای همه دنیا حتی یکی لحظه نگران بود اینها قیافه بدخورا توجیه می کنند و اصلاً نگران نمی شود اصلاً برای این چیزهای مادی رو به نابودی ارزشی قایل نیستند تا نگران شوند اینجا ست که وظیفه علما واقعاً سنگین است اگر این فرهنگ الهی و شناخت مورد بحث در جامعه جا افتاده و به صورت یک فرهنگ در آمده باشد هیچ گاه این گونه مسایل پیش نخواهد آمد که چه مردان و چه زنان برای وضع ظاهر بدخود دچار افسردگی شوند اصلاً گرایش به سیگار در کل جهان و نیز گرایش بمواد مخدر که صرفاً به خاطر نا آرامی است ریشه در عدم شناخت دارد یعنی عکس:«الا بذکر الله تطمئن القلوب ». رعد آیه 28: است. آیا ممکن است کسی که قلبی آرام دارد به سیگار و مواد مخدر گرایش داشته باشد؟؛ بلکه نا آرامی و آتش سوزناک درونی است که برای آرامش موقت، انسان را دچار دیو سیگار  ومواد مخدر... می کند!؟.

گروه دوم ناقص الخلقه ها

اکثر ناقص الخلقه ها و معلولین نوع افسردگی شدید را دارند چون از هر چیز خود را محروم و شکست خورده می دانند این بدترین درد روحی و روانی است ولی با همین حال در مانهای فراوانی هست که آن را کاملاً قابل تحمل می کند.

1)آگاه نمودن آنها که باز این هم وظیفه علما و دولت است ، دولت باید امکانات لازم و ابزار کار را فراهم کند که از این جهت خیال علما راحت باشد و از طرف دیگر متناسب با شرایط حال افراد ناقص به آنها آموزش داده شود درحال حاضر اکثر (نود و پنج درصد) معلولین انقلاب و جنگ هشت ساله علیه ایران هم دارای روحیه هستند چون می دانند تحمل آن تا چه حد با ارزش است و هم دولت آنها را بکار وا داشته یا خود نشان بر اثر همان نشاط روحی با کمترین امکانات دارند کار می کنند, خودکار بهترین درمان و کمک کننده درمان است زیاد دیدم , معلولی با گرفتن قلم به دندان نقاشی می کند دیگری پیچ گوشتی را بدهان گرفته و کار تعمیر وسایل صوتی را می کند!؟.

2) کار درمانی: یک روز در قم دیدم روی تابلویی نوشته شد, بود کار درمانی , از وضعیت روحی و روانی افسرده ها و کلاً افراد بیکار و خانه نشین خبر دارم چگونه دچار کابوس و گرگ خیالی هستند و در مورد کار درمان هم تجربه دارم هم اسلام نسبت به آن تأکید جدی دارد, کار درمانی یک شناخت علمی است علما اخلاق دو دسته اند دسته ای عقیده دارند فرد برای دوری از ارتکاب  به گناه باید گفت نفس کند و گروهی عقیده دارند باید مشغول کار باشد, از نظر علم روانشاسی این عقیده , بهتر است, پزشکان روان شناس هم برآن تاکید دارند کار مناسب با شرایط فرد, حتی قادر است بیماریهایی جسمی را درمان کند.

این که ادعا می شود کار خود عین شناخت است, فرد آموزش لازم را برای کار کردن با این وضعیت باید فرا بگیرد و به او  به فهمانند که تنها کار مشکل او را حل خواهد کرد, به این حد ازآگاهی دست یابد که نباید با همین حال سربار جامعه بود, می داند کار کردن باعث نشاط و عزت انسان در چشم دیگران می شود, فرد می داند کار او را از سفارشات اسلام است, می داند با وجود این حال دیگر برای اطرافیان مشکل و نگران کننده, نیست, می دانند با وجود کار دیگر افسردگی آثار بیماری روحی از جمله کم غذایی, یبوست... را در پی ندارد, می داند یک الگوی عملی است برای کسانی که سالم هستند و گدایی می کنند یا فقیر و بیچاره اند و دهها محسنات دیگر که همه نتیجه شناخت است و اسلام برآن کار تأکید دارد, امام (ع) به فرد معلولی می فرماید, با سربار بکشند با ارزش تر است تا به عنوان گدا درست دراز کند. ای کاش دولت خانه ها , آسایشگا هها , زندانها... را می کرد کار گاه همان پولی که به بهزیستی خرج ششصد هزار معلول می کند همان را خرج کنند خود خانه ها به کارگاه تبدیل شود کار شامل نقاشی , کارهای هنری, گل سازی... میشود.

3) خنده درمانی: خندیدن و خند انیدن, عین شناخت است کسی خوب می تواند به خندد یا به خنداند که آگاه باشد و بداند و باور داشته باشد دنیا منزلگاه ابدی نیست و درحال عبور سریع ازآن است اصلاً کسانی را پیدا نخواهید کرد که از ته دل بخنند و وابسته بدنیا و کالای آن باشند خنده دنیا پرستان برای صحنه سازی و در جهت همان رسیدن به کالای دنیا است ما اگر بیمار و معلول ناقص الخلقه را آگاه کرده باشیم که صبر و تحمل را پیشه کنند آن ارزش دارد که هیچ پاداشی در قیامت به آن نخواهد رسید. در این صورت معلول و بیمار خدا را شکر می کند که قدرت گناه و لغزش از او گرفته شده است وقتی بداند بهترین دوست خدا صابرین هستند و پاداش عظیم دارد, او را خواهد خندانید , دیده ام که می گوییم,. لذا کاری کنیم که افراد ناقص بخندند , حدود چهار شب پیش معلولی را در تلویزیون دیدم که داشت در جمع سخن می گفت , گفت: ما معلوم و عقب مانده نیستم همه معلول و عقب مانده اند بما نگویید معلول!؟ مردم را واقعاً خندانید و اصلاً منقلب کرد بطور که دانشمندان بقدری درباره خنده تاکید دارند که حد ندارد خدا با دو تاکید آن را بیان می دارد:«و این که دوست که خنداند و گر یا نه». نجم 43:

 پزشک آمریکایی بوسیله خندانیدن کودکان بیماردر ایالتهای آمریکا می گردد و به پزشکان می گوید:می خواهم بدانید که بدون دارو هم می توانید بیماران را معالجه کرد. نتیجه شناخت درمانی این است اینها چون دنیایی معمولی و لذتهای آن را از دست داده اند لازم است کاری کنیم که آخرت خود را از دست ندهند بسیاری بر اثر عدم آگاهی هم حسد دیگران رامی برند و وارد وادی غیبت کینه , تهمت... می شوند و هم باعث اذیت و آزار اطرافیان می شوند و هم اول شنانس و بعد خدا را محکوم می کنند!؟ که ضران در دنیا و آخرت است لذا بر ما واجب است بطوری آنها را آگاه کنیم که هلاک نشوند در واقع این درد مهلک با اگاهی دادن به افراد درمانی کنیم بلکه... از آتش... ابدی که بدترین درد ناپایان است آزارشان کنیم درد های جسمی جسم وقت مردن تمام می شود ولی دردهای روح تا ابد خواهد بود ولی شناخت آن را درمان کرده و اینها بخاطر محرومیتشان در دنیا و آخرت وضعی بهتر از دیگران دارند و با ناچیز ترین ابزار ستایش و بندگی بهترین بندگی خالصانه خدا را انجام دادند و هم از کبره غروز ظلم... در امان مانده اند مردی از امام رضا(ع) می خواهد چشم نابینایی او را شفا دهد حضرت می فرماید اینطور باشید برایتان بهتر است. به هر صورت خداوند درباره صابرین می فرماید:«کسانی هستند که به خاطر شکیبا ییشان  حدود و پاداششان را دوباره دریافت می دارند...». قصص آیه 54:و«... صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند». الزمر آیه 10:.

                                                  تجاوز  به محارم در نگاه فرهنگ  اروپا!؟      

« ... بر اساس گزارش انجمن حمایت از کودکان، سالانه بیش از 20 هزار کودک و نوجوان، 10 تا 14 ساله در ایتالیا مورد تجاوز قرار می گیرند و عجیب تر آنکه 45 درصد از این تعداد قربانیان دیگر اعضای خانواده خویش هستند این آمار تکان دهنده حاکیست 60 درصد از موارد، وجود تجاوز در خانواده، مربوط به تجاوز پدر یا ناپدری به دختران، 30 درصد مربوط به تجاوز برداران به خواهران و10 درصد تجاوز مادران به پسران نوجوان می باشد. البته این تعداد تنها مربوط به موارد دیست که به دنبال شکایت یکی از طرفین به دادگاه ثبت شده است... لازم به یاد آوریست، بر اساس آمار منتشر شده در سال گذشته تعداد قربانیان تجاوز در میان کودکان در آمریکا یک میلیون و 200 هزار نفر، در آلمان غربی 200 هزار نفر، در انگلیس 60 هزار نفر، و در فرانسه 50 هزار نفر بوده است ... ) [1] ( به نقل از مجله آلمانی اشتر سالانه 40 هزار کودک آلمانی به وسیله والدینشان شکنجه می شوند، والدین فرزندان خود را به آسانی کتک می زنند، خفه می کنند، گاز می گیرند، و می سوزانند، ... این آمار مورد تأیید انجمن حمایت از کودکان نیز می باشد. ) [2]

( بیست در صد زنان و شصت درصد مردانی که به بیمارستان ها مراجعه کرده اند اعتیاد به الکل داشته اند و هفتاد درصد دیوانگان و چهل درصد از بیماران آمیزشی در نتیجه استعمال الکل بوده است در انگلستان در اثر تحقیقات دانشمندان به ثبوت رسیده که تقریباً نود و پنج در صد دیوانگان دیوانه مشروبات الکلی می باشند... در این آمار خاطر نشان شده است که تعداد تلفات در اثر افراط در الکل در سال 1956 بالغ بر بیست هزار نفر بوده، دبیر کل کمیته بین المللی مبارزه با الکل اعلام کرد بیست و پنج درصد از مخاطرات و سوانح کار و پنجاه و هفت درصد از تصادفات اتومبیل در فرانسه به علت استعمال الکل رخ داده است. الکل سبب زیاد شدن مرگ در انسان می شود به طوری که نود و پنج در صد قاتلین بچه ها الکلیک هستند و شصت در صد جوانهای فاسد از پدران و مادران الکلیک بوجود می آیند. در یک سال قریب 1500000 نفر از مجرمین که گناهشان از استعمال مسکرات ناشی شده به محاکم قانونی آلمان جلب شده اند و همچنین در سال 1878 میلادی به اندازه 54348 حکم قطعی درباره زنان گناه کار که گناهاشان از استعمال الکل سرزده است از دادگاه های آلمان صادر شده در حالی که این قم وحشتناک در سال 1914 به 6031 رسیده بود. یکی از وزرای اتازونی، در سخنرانی خود گفت: آمریکا در مدت ده سال هجده میلیون دلار خرج مشروبات نموده و در نتیجه آن صد هزار جوان را بدار المساکین فرستاده و یکصد و پنجاه هزار مجرم به زندان انداخته و یکهزار و پانصد نفر کشته و دو هزار نفر را به خودکشی واداشته و بیست هزار زن را بیوه نموده و یک میلیون طفل را بی پدر گذارده است.[3]

( بنابه گزارش پلیس در سال 1976 بیش از ده هزار نفر در آلمان خودکشی کرده اند که همین سال نیز بیش از شش هزار نفر از مردان و بیش از هفت هزار از زنان در آلمان دست به خودکشی زده که آنها را نجات داده اند. در جامعه فرانسه که سابقه اش در تمدن جدید از همه جا بیشتر است اقلاً در هر سال سی و پنج هزار نفر دست به خودکشی می زنند). [4]

( ... در لندن از هر ده کودکی که به دنیا آمده اند یکی غیر مشروع بوده است دکتر اسکات تأکید کرده است که تولد های غیر قانونی در حال افزایش دائمی است و از 33838 نفر در سال 1957 به 5433 نفر در سال بعدی افزایش یافته است اما دولت انگلستان درست بر خلاف نظر آقای راسل عمل کرد، به جای اینکه تکلیف زنان مجرد را روشن کند رقبایی از جنس مرد برای آنها به رسمیت شناخت و بیش از پیش آنها را از جنس مرد محروم ساخت به این شکل که قانون « همجنس بازی » را به تصویب نهایی رسانید در تاریخ 14/4/46 روزنامه اطاعات خبر داد ( لندن مجلس عوام بریتانیا پس از یک بحث هشت ساعته قانون همجنس بازی را تصویب کرد و متن لایحه ( 383 ) را برای تصویب نهایی به مجلس اعیان فرستاد، در ده روز بعد یعنی د 24/4/46 نوشت: « مجلس لردهای انگلیس قانون « همجنس بازی » را در شور دوم تصویب کرد ... ) [5]



[1] - روزنامه جمهوری اسلامی، ص 22، اسنفند 1364.

[2] - روزنامه جمهوری اسلامی، ص 12، اسنفند 1364.

[3] - سیمای تمدن غرب، ص 1 تا 73، سید مجتبی موسی لاری.

[4] - همان، ص 62.

[5] - نظام حقوق زن در اسلام، ص 384، شهید مرتضی مطهری.