ده خاطره جالب و گویا ( از کتاب شناخت درمانی)
سال 1363 در ایام جنگ عراق علیه ایران در تیپ سی گردان مستقر روی دریاچه مریوان، برای سرکشی به دژبانی رفته بودم در ضمن صحبت با فرمانده دژبانی معلوم شد عده ای سرباز درباره داشت پسر می برند روز اول در ضمن مطالبی که بر ایشان بیان کردم، دیدم واقعاً نگران می شوند، نگرانی که از یک پیشانی حکایت داشت. روز دوم همان مطالب را ادامه دادم واقعاً عجیب بود، جوان را بگریه آوردن خیلی مشکل است، اینها مانند مادر جوان مرده گریه می کردند!؟ به خیلی ها می گویم این گریه ها پیام دارد؛ بنظر شما پیام آن چیست!؟ سال 1361 جبهه میمک پاسگاه سنگی روزهای اول با مشکل نیم ساعت برای سربازان بحث داشتم روزی آخر یک ساعت خود کلاس بود البته یک ساعت هم بحث آزاد برای سؤال وجواب. سال 1383 محرم شهر لایی بودم از مسجد سلیمان باید اهواز می رفتم ترمینال سواریها، در ماشین منظر مسافر بودیم، زنی از گداهای حرفه ای از من پول خواست شاید ده دقیقه نشد که او را نصیحت کردم، خدا گواه است این زن یکباره منقلب شد و با لحنی گفت: تو را بخدا این ها را از کجا می گویی!؟ گفتم از قرآن. واقعاً مردم تقصیر ندارند تبلیغات ما در حد صفر و فقط منحصر است در یک بشر این هم بیش از ده درصد مردم از آن استفاده نمی کنند!؟ ما باید از کودکستان گرفته تا دبستان و تا دانشگاه و تا زمانی که جوان می خواهد ازدواج کند باید قدم به قدم او را با اسلام آشنا کرده و راه کارها و روشهای زندگی بوسیله کلاس، نوشتن ها... به آنها یاد داده شود، و هیچ گاه آنها را رها نکنیم تا اول اسلام را وارد مدار زندگی آنان کنیم و سپس آنها را وارد وادی اسلام کنیم .
در گذشته اشاره شد گرایش که مواد مخدر ریشه در جهل و انحراف دارد و افراد نا آرام را برای آرامش بدامن کاذب خود می کشاند!؟ برای جلوگیری از ورود مواد مخدر نیروی انتظامی تا کنون بیش 3400 شهید داده و سالی ده میلیارد تومان هزینه مبارزه با مواد مخدر است!؟، چهل هزار معتاد، تاکنون 20 هزار بیمار معتاد تزریقی داریم و تنها در سال 82 دویست تن مواد مخدر بوسیله نیروی انتظامی کشف شده است!؟ که حداقل ده تن آن مصرف شده است. بیش از ده میلیون سیگاری داریم و پول سیگار یک سال بالغ بر 1460 میلیارد تومان است!؟ یعنی اگر مردم ما بر اثر آگاهی مصداق آیه 38 سوره بقره، می بودند که می فرماید:« و... هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد کسانی که از آن پیروی کنند نه ترسی بر آنها است و نه غمگین شوند«. واقعاً ما مسئولیم طبیب درد مردم ما هستیم و باید در پی درمان دردهای روحی مردم باشیم. خدا گفته و از نماز هم واجب تر است: «ما اخذ الله علی اهل الجهل ان یتعلموا حتی اخذ علی اهل العلم ان یعلموا. خدا اهل جهل را متعهد ننموده در پی یادگیری باشند ولی از اهل دانش تعهد گرفته (اهل جهل را) آگاه سازند». نهج البلاغه ص 1294: در اصول کافی این طور توضیح داده شده «بنده نادان بر خدا حق دارد او را آگاه کند و هنگامی که آگاهش کرده خدا بر بنده حق پیدا می کند که اگر عمل نکرد آنگاه او را عذاب کند». گفته می شود در قیامت سر راه دو گروه گرفته می شود. گروهی علما هستند و گروهی هم والدین که می دانسته اند و می شده اقدام کنند ولی کوتاهی کرده اند. موسی به خدا گفت: چرا گروهی از بندگان خوبم را عذاب می کنی؟ خدا در جواب فرمود: چون تنها بفکر خود بودند!؟.
بازهم چه باید کرد و چگونه!؟
به خاطر اهمیت قضیه که در حال حاضر یکی از معضلات مهم اجتماعی، گرایش به سیگار، مواد مخدر، سی دی... است و همه اینها ناشی از جهل عمومی جامعه است و در حال حاضر ادامه خواهد داشت و حتی اگر از یک طرح جامع برای کنترل و ریشه کنی آن شروع شود و موفق هم باشد حداقل سی سال بطول خواهد کشید و در واقع هدف این کتاب شناخت درمانی است که باید روشهایی را در این باره عنوان کنیم این روشها چه بوسیله دیگران به عنوان مربی... اعمال شود و چه بوسیله خود افراد. در واقع یک نوع دانش است برای جلوگیری از آفات و رفع آنها از فرد و جامعه. اصلاً جلوگیری ازآفات و سپس آفت زدایی یکی از شناخت و رفتار درمانی بوده و از ضرورتهای سالم سازی جامعه است گرچه این روشها هر کدام خود یک کتاب مستقل است ولی به عنوان نمونه بد نیست آورده شود تا خود افراد با کمک ابتکارات و خلاقیهای خویش واقعاً اقدام کنند و دروازه خودکفایی را بروی خود باز کنند.
روش سالم سازی معنوی
که گفته شد مشکل ریشه ای همه معضلات و گرایشات ناصواب از جهل عمومی سرچشمه می گیرد!؟ توضیح آن به دو گونه است:
1) مربیان که از والدین شروع و به دانشگاه تکامل پیدا می کند مهم این است که خود مربیان و والدین الگوی عملی باشند چون فرزندان بهترین الگوگیری را از والدین و مربیان دارند و عمده گمراهیها هم از همین جا شروع می شود!؟ تغذیه سالم از نظر بهداشت شرعی و معنوی بهداشت مادی و طبی چیزهایی هستند که زمینه را برای تربیت و رشد معنوی آماده می کنند، کارها را با تشویق و مسئولیت دادن به آموزنده پیش برده و سخت گیری نکنیم، از هر راهی که می شود فرد را وارد کار کنیم از هم مهم تر اینکه از نظر گفتار و رفتار کاری که کنیم که او از گفتار و رفتار ما خوشش آمده و لذت ببرد تا به همان جهت که ما را دوست دارد به دستورات عمل کند، همان کاری که انبیاء و اولیا (ع) کردند. دانش روان شناسی این موضوع کاملاً را تأیید می کند مهم تر از همه این است که جنبه های مثبت را آشکار و چندهای منفی را بطور کلی نادیده گرفته و آن را بروی طرف بیاوریم؛ همان کاری که انبیاء و الیا کردند از همان اول آنها را با قرآن مجالس مذهبی... آشنا کنیم و پول در اختیار آنها قرار دهیم به این گونه جاها کمک کرده و خود سر خیر باشند. قسمتی از کارها را به آنها بسپاریم و تشویق کنیم چون انسان فطرتاً مسؤلیت پذیر است.، کتاب های مناسب با وضع سنی... آنها در اختیارشان قرار دهیم تا خود به مسایل توجه کنند.
2) کسانی که متوجه شده اند واقعاً افت معنوی دارند اولین بار بخدا متوسل شده و با عزم راسخ وارد بلند حرکت کنند قرآن را با دقت مطالعه و نکات آن را به ذهن بسپارند، دعاهای توسل، کمیل، زیارد عاشورا را بخوانند قبل از طلوع و قبل از غروب آفتاب که از سفارشات قرآن است، دعا کنند، در خانه روضه و یا جلسه دعا داشته باشد، در حد امکان سالی یکبار زیارت بروند، سالی یکبار قربانی کنند و نذر بدهند ، از دیگران کمک فکری بگیرند، در آیات خدا زیاد فکر کنند با افراد آگاه و دارای ذوق و نشاط مجالست داشته باشند، بلند نظر سخت کوش، خلاق، نترس ، استوار، خود جوش، تلاشگر، کم توقع (از دیگران) امیدوار، به شدنها باور، اعتماد به نفس داشته باشند، از تجارب دیگر استفاده کنند، درجامعه مطالعه کرده و کارهای خوب و بد آن را با هم مقایسه کنند، در کسب ارزشهای معنوی اصلاً قانع نشوند خود را صاحب اقتدار و شخصیت بداند زیاد شوخی متین کرده و بخندند و در هیچ سختی و بیماری ناله نکند سختیها ، بیماریها را با باد تمسخر و به دشمنان بخندند ، با کسی برخورد نداشته باشند بکوشند با هدیه دادن، برخورد خوب، مهمانی دادن... برای دوست زیاد کند، حتی در عبادت برخورد تکلف ایجاد نکند ساده زیست باشید، خود را گرفتار تجملات و عنوانهای اجتماعی و مدها نکنید رژیم غذا برای سلامت بدن و ورزش و تفریح را یکی از بحثهای زندگی بداند، آگاهی و تجارب دیگران را بگیرد و بر تجارب خود بیفزاید از خود پسندی و تکبر دوری کنید.
هر کس باشد مصداق این آیه می شود که می فرماید:«.... نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند». – بقره آیه 274).