دلایل جایگزین چادر مشکی                         4/12/1390

      برای اینکه موضوع بیش ازآنچه روایات نظر دارند که لباس مشکی به فرموده علی(ع) لباس اهل جهنم است. دلایلی عرف و عقل پسند، و جود دارد، که حتی فرد بی سواد هم، به راحتی قبول می کند، لباس مشکی چه دلیلی دارد، که هم از نظر اسلام حد اقل مکروه است و هم از منظر روان شناختی عوارضی دارد که می گویند زنان ایران نسبت به مردان درصد بیشتری به بیماری روحی روانی مبتلا هستند. لذا دلایلی که به نظر ما رسیده به این قرار است.و کسانی که می توانند در رد آنها دلیلی بیاورند کوتاهی نکنند تا مطلب روشن شود.

1) انعکاس رنگ: یکی از عواملی که هر رنگی جلوه  رنگ دیگر را دو برابر می کند؛ رنگی است که با آن رنگ به نوعی در تضاد می باشند رنگ مشکی به طورصد درصد ضد رنگ سفید است. یکی از عواملی که برای هر مردی بسیار تحریک کننده می باشد، سفید و شکل اندامی صورت زن است.و لذا چیزی که آن را دو برابر جلوه گرمی سازد؛ قرارگرفتن چادر مشکی اطراف صورت است که آن دو  بستر را در حدی دلربا می کند که حتی مذهبی ها را هم در حد خودشان تکانی می دهد!؟ و به همین جهت است که خانم هایی رو سری و مقنعه رنگ صورت می پوشند و اگر سفید به پوشند جلوه صورت سفید را در حد زیادی می گیرد ولی وقتی چادر مشکی باشد آن مقنعه دیگر اثری نخواهد داشت مگر برای خانم هایی که بدون چادر از منزل بیرون می شوند.

2)اهمیت شناخت:خیلی ها هستند که برای نگاه کردن به زن اجنبی مشکل دارند برای این افرد زمانی سخت می گذرد که می خواهند خانم خود را از میان چندین زنی که دارند از جایی خارج می شوند به شناسند و اکثراً به چندین زن نگاه کرده و چهره او را برانداز می کنند، آیا خانم خودشان است یا خیر!؟ برخی هم هستند که دوست دارند از فرصت استفاده کرده و نگاهی بکنند!؟ مثلاً مادر و یا خواهر خود را به شناسند و هم امکان دارد به همین بهانه به زنان مردم نگاه کنند و اگر کسی چیزی گفت، بگوید: منتظر مثلاً خواهر و یا مادرش هست!؟. ولی اگر چادرها رنگ های متفاوت داشته باشند دیگر نیاز نیست تا این حد مزاحمت ...صورت بگیرد چون هر کسی می داند خانمش وقت بیرو ن آمدن از منزل چه رنگ چادری می پوشد که دارای علامت خاص شناخت است.

3) رنگ سفید: درجا هایی برای اینکه زخم چشم را دفع کنند اگرچیز ثابت باشد،رنگ سفید مثلا گچ می پاشند و اگر چیز دیگر باشد، لباس سفید براق می پوشند. درمورد اثر رنگ ها که درکتاب (رنگ درمانی) آن را توضیح داده ام، رنگ ها هرکدام چه تأثیری روی دید وکلاً حس بینایی دارند. رنگ سفید، به خصوص براق، چشم را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد ولی برعکس رنگ سفید برای قلب بسیار جالب و جلا دهنده است و به همین جهت است که انسان تا در تاریکی است دل تنک است ولی وقتی بیرون شد، قلبش باز و نفسی راحت می کشد ولی رنگ مشکی عکس رنگ سفید عمل می کند؛ رنگی مشکی اگر زیاد و یک پارچه باشد قلب را تحت تأ ثیر قرارمی  دهد و به همین جهت است که افسردگی در میان زنان شایع تر و عمیق  است ؛ بخصوص برای جوانان سنگین تر و اثرگذار تراست، چون جوان در او ج زیبا گرایی می باشد و لذا دختران جوان حتی در خانواده مذهبی حد اقل این است که با علاقه چادر نمی پوشند. ولی رنگ مشکی هرچند زیاد و یک پارچه باشد، برای چشم  مفید و حتی تقویت کننده است مخصوصاً وقتی چشم بر اثر مطالعه... خسته شده باشد، با نگاه کردن به رنگ مشکی رفع خستگی می شود، لذا لازم است وقتی بر اثر مطالعه چشم شما خسته می شود به پشت بخوابید و چشمان خود را بسته و دست ها را روی چشم بگذارید تا در تاریکی محض قرارگیرد. که در نتیجه خواهید دید وقتی برای ادامه مطالعه بلند می شوید دیگر احساس خستگی اول را  ندارید تقویت کننده هم هست.ولی صورت سفید همسر به خاطر حس طبیعی روحی، خدا دادی، میان دو جنس مخالف(زوجین) علاوه بر اینکه برای چشم زنندگی ندارد بلکه برای نور چشم، تقویت و روشنی قلب مفید است.ولی نگاه به نا محرم باعث تیرگی، دید چشم می شود.

4)ترکیب رنگ ها: کسانی برای توجیه رنگ مشکی می گویند رنگ مشکی توجه افراد بد چشم را خنثی می کند؛ درحالی که چنین نیست؛ از مطالب فوق تا حدودی معلوم شد این تصور از نظر اثرات رنگ درست نیست و برعکس به دلایلی بد تراست؛ ازجمله فساد اخلاقی بیش از حد فعلی درحالی که از پیرو جوان چادر مشکی می پوشند ولی جلو گیری از فساد اخلاقی خبری نیست!؟و نیز رنگ مشکی صورت را زیبا تر ازآنچه هست  نشان می دهد. همان کونه که خال سیاه درصورت این گونه است. اصولا ترکیب رنگ (که مفصل و به جزئیات آن کاری نداریم) درمجموع مثل فرش زیایی است که برای همه جلب توجه می کند. در طرحی که ما برای جایگزین و گرایش به حجاب داریم، پوشیدن چادر های با رنگ های متفاوت می باشد که همه را برای حجاب جذب خواهد کرد چون انسان زیبا پسند ، دوست دارد زیبا یی خود را در جمع نشان دهد و همین زیبایی برای افراد بد چشم برعکس عمل می کند چون جوان از زیبایی خوشش می آید حتی خودش کوشش می کند لباس رنگی و زیبا به پوشد و با این وضع حساسیت شهوانی از خود بروز نمی دهد برعکس لباس مشکی این طور است. اصولا انسان هرچند ناآگاه و منحرف باشد بر علیه آنچه مورد پسند اوست دست به اقدام علیه آن فضا نمی زند.ولی رنگ مشکی چون مورد تنفر جوان است،به حکم ضمیر نا خود آگاه ولو من غیر مستقیم باشد برعلیه آن اقدام خواهد کرد.

 این موضوع هم نباید از نظر دور باشد که سوء استفاده هایی که برخی زنان ازچادر مشکی می کنند، در چادر های رنگا رنگ، این امکان وجود ندارد؛ مگر مرتب چادر را عوض کنند. چادر های گوناگون کل فضا را درچشم پسر جوان زیبا نشان می دهد ولی زن و یا دخترخاصی را زیبا نشان نمی دهد؛ درست مثل زیبایی  طبیعت؛ که جوان زیبا پسند را به خود جلب و ازخیلی چیزها منصرفش می کند چون جذابیت آن فضا او را وارد فضای دیگر و مثبت می نماید.

                                                                                                 طرح جایگزین چادر مشکی  

       درکتاب رنگ درمانی تا حدودی در مورد طرح توضیح داده شده ولی به برخی از کلیات آن فعلاً اشاره می کنیم، به خاطر اینکه به مطالب فوق کمک کند و اگر لازم شد آنگاه طرح جامعی در ین خصوص  باید نگاشته شود.

1)نظرخواهی: در مورد بی حجابی و بد حجابی لازم است نظرخواهی شود؛ چرا کسانی ازحجاب دل خوشی ندارند و سؤال شود اگر رنگ چادرگو نا کون باشد مردم چه نظری دارند و چه رنگی باشد نوع مردم  می پسندند و حتی خواسته شود هرکس هر طرحی دارد  با  توضیحات لازم طرح خود را ارائه دهد و  بگوید چرا باید چنین باشد  یا نباشد. هیچ راه کاری بهتر از نظر مردم نیست.

2) نوع و رنگ چادر: رنگ چه نوع رنگی باشد و به چه تعداد، مثلا پنج رنگ برای جوانان و سه رنگ برای بزرگ سالان. پس از جمع آوری نظریات، توسط کار گروهی کارشناسی و  بررسی شده و پس از دیدن همه جوانب. نوع  پوشش را معین و به گونه ای سنگین و با وقار باشد  به طوری که حتی روحیه افراد مشکل دار را به گونه ای و عموم را به گونه دیگر تحت تأثیر معنویت و قداست قراردهد. نیز به جهتی همان طورکه اشاره شد، بهتر است، برای جوانان به گونه ای، تفاوت نوع و رنگ چادر در نظر گرفته شود؛ که هم برای آنها جذابیت داشته  باشد و هم  تناسب در جوانی و بزرگ سالی رعایت شود؛ که خود حق طبیعی انسان است.قابل توجه اینکه لباس شاد پوشیدن همانند طبیعت زیبا، در روح و جسم انسان اثری شگرف دارد و لذا برای جوانان باید متفاوت و شاد باشد؛ مثل اینکه انسان در دامن طبیعت زندگی می کند، گرچه مانند خود طبیعت نیست ولی انسان احساس می کند در دامن طبیعت آرمیده و زندگی می کند. برعکس لباس و چادر مشکی که هم خود رنگ و هم یک نواختی آن، تنفر آور می باشد. و لذا روش درمانی  برای بیماران روانی، پوشیدن لباس شاد و متنوع است؛ به خصوص اگر گل های لباس از گل و درخت های در دامن طبیعت باشد اثری بیشتر دارد، چون خاطره طبیعت را در ذهن انسان تازه و انسان را به یاد طبیعت های زیبایی می آورد که در جوانی و یا چند سال و یا چند روز یپش دیده است. اگر نویسنده را سرزنش نکنید. هر وقت خسته می شود فوراً  به دامن طبیعت( در حافظه ذهن خود) می رود، در دامن طبیعت دوران جوانی(60 سال پیش)، و پس از رفع خستگی، نوشتن را شروع می کند.

راستی چرا پدران ما، از قدیم نقشه زیبای لباس را از گل و درخت در طبیعت گرفتند؟چون به قول قرآن( آیه 17 تا20، از سوره  نوح) انسان خود بخشی از طبیعت است و درونی زیبا دارد. لذا اگر همه آنچه ما با آنها سرو و کار داریم، هم رنگ های گوناگون و شاد داشته  باشند، هم  به شگل گل، درختان باشند، خواهید دید چگونه نشاط و سرو حالی را جایگزین افسردگی، و... خواهد کرد و آنگاه خواهیم دید  فساد های اخلاقی هم چگونه در بین دختر و پسر های جوان برطرف می گردد؛ چگونه افسردگیِ رو به گسترش میان خانم ها، کاهش یافته و پیامد های مسرت  بخش آن چگونه زندگی را با صفا می نماید؛ خواهیم دید، تا چه حد درگیری های خانوادگی و در نتیجه طلاق های بدون جهت عقلانی از بین خواهد رفت، و خواهیم دید وضع عمومی و امنیت جامعه حتی چقدر دوست داشتنی و زیبا می شود. ای کاش کار آسیب شناسی صورت می کرفت تا متوجه شویم وضع بهتر ازآنچه می شود که ما بتوانیم آن را تصور کنیم. متوجه شویم چرا علی (ع) می فرماید لباس مشکی، لباس اهل جهنم است. تکرار می کنم اگر کار آسیب شنا سی صورت بگیرد، خواهیم دانست بشر چگونه به طور نا خود آگاه تیشه  به ریشه خود می زند!؟ و چرا!

      در مورد علل و عوامل ریشه افسردگی و به دنبال آن فساد اخلاقی.  پندار مستندات ما این است که یکی از عوامل فساد اخلاقی ریشه در  افسردگی و مشکل روحی دختران دارد، که می کوشند با این گرایش به جنس مخالف، درون تلخ خود را تخلیه کرده که مثل بی محبتی و درگیری والدین که روح آنان را آزرده کرده؛ لذا برای جبران، دراین گونه جاها، با یک جمله (دوستت دارم) فلان جوان آن را  التیام  بخشیده و دوایی بر زخم دل خود بگذارند. به همین جهت هم هست که از پوشیدن چادر مشکی تنفر دارند،چون روحی کسل و خسته دارند، درصورتی که جوان همه وجودش به طور صد درصد در پی زیبا پوشی، زیبا گویی زیبا دیدن، زیبا برخورد کردن، زیبا شنیدن، زیبا تحویل گرفتن، زیبا...، به خصوص دخترانی که کمبود محبت دارند و دلی آزرده که اگر یک لحظه از درونشان باخبر شویم، خواهیم دانست چه می گویم و چگونه دختر در پی فلان پسرجوان است که یک کلمه (دوستت دارم) ازآن پسر جوان بشنود!؟ و با این وضع ما می خواهیم این دختر چادر مشکی هم  بپوشد و از حضرت فاطمه(ع) الگو بگیرد!؟ واقعاً با واقعیت خیلی فاصله داریم، و نمی دانیم  تیرکشنده کجا ها را نشانه گرفته و چه ویرانی هایی به بارآورده  و می آورد!؟

                                                              پوشیدن چادر مشکی، و یک نواخت چرا؟   8/5/1390      

        سال هاست که این مو ضوع فکر مرا به خود مشغول کرده است؛ به خصوص وقتی دفتر ماجرای تبعات خسارت بارآن را باز و درآن سیر می کنم، به همین جهت، سال 1386، کتاب رنگ درمانی را نگاشته و درآنجا  به طور مستند و کامل توضیح داده شده است. چیزی که نتیجه این مطالعه و نهایتاً کتاب شد، این است که بدون توضیح به آنها اشاره می شود. یکی از علل مبارزه کشور هایی با حجاب اسلامی؛ یکی از علل بد حجابی و بی