ولی آیا بعد از32 سال که از عمر این حکومت می گذرد این اتفاق افتاده یا برعکس روحانیت هم باید در ردیف زیرمجموعه مدیریت و درحاشیه باشد که در دست دولت است؟! مانند حل مشکل مفاسد اجتماعی، دادگا ویژه روحانیت، بی سرو سامان بودن ازدواج و طلاق، عزا داری و مراسمات مذهبی و امور فرهنگی و مطبوعات که فعلاً دردست دولت و خود مردم است و روحانیت مثل مردم درصف داد گاه... ایستاده که می شود خود مردم، در واقع محوریتی که در شأن روحانیت است وجود ندارد و درمورد رسالت خود رو به حاشیه رفتن است چیزی که شهید مرتضی مطهری در مجموعه مقالات خود صفحه 113 می فرمایند.
غیراز اینها،خروجی ها نشان می دهد وکارهای جسته وگریخته حوزه های علمیه درمقابل آنچه باید در مسائل جهانی عملاً تأثیرگذار باشد و نیست، نزدیک به صفراست!؟ چون حوزه امروز ازیک سو، باید جهان ازآن حساب ببرد؛ همان گونه که زمان حضرت آیت الله بروجردی(ره)، این گونه بود.و از سوی دیگر امور مهم جهان، باید متوقف بر نظر و اراده حوزه علمیه رقم بخورد که اگر مخالف نظرحوزه باشد حد اقل در روند کار جهان خلل وارد سازد. ولی با وجود این فرصت به دست آمده کم نظیر و موقعیت قابل توجه جمهوری اسلامی درسطح جهان که حتی قدرت های جهان هم روی آن حساب کرده و خود را نا گزیر می دانند در تصمیم گیریهای خود محتاطانه عمل کنند. این فرصت و موقعیت طلای واقعاً بستری است برای محور قرارگرفتن روحانیت و حوزه های علمیه ولی نه با گفتن و نه با این پراکندگی ها که علت العلل همه مشکلات حوزه های علمیه و علما می باشد. مسلم رسول خدا(ص) از عملکرد ما در مورد رسالت جهانی خواهند پرسيد، البته نه از ایران، چون از نظر قرآن و روایات رسالت ما عین رسالت جهانی اوست.
ناچارم بگویم، نکویم، خروجی ها می گویند، خروجی ها نگویند، مردم می گویند، روحانی گریزی نسل جوان و دانشگاهیان می گویند، به تعداد اندک نباید نگاه کرد که اینها هم دردرونشان حرف دارند که آن را به زبان نمی آورند؛ و لی درکل معلوم است راضی نیستند درحالی که می شود حوزه و علما در مقامی باشند که حتی درحد امام خمینی(ره)...، مردم راضی باشند چرا از این موقعیت اجتماعی کارساز، بی بهره هستیم؟، چرا فاصله داریم؟ که همین امرخسارت بار ترین امردر رسالت جهانی و فرهنگ سازی ما ، درخود ایران است و همین خلأ از علت العلل های مشکلات خود عالمان دینی و حرکت آن به سوی حاشیه است. البته برای حل این مشکل بیش ازده طرح جامع همراه طرح های دیگرکشوری، اجتماعی و طبی، حاوی 106موضوع در 1231صفحه برای حوزه علمیه قم و مدیرن آن و مرکز مدیرت حوزه های علمیه سراسری، تاریخ29/2/1390با سی دی ارسال شده است، ازجمله طرح جامع مدیریت محوری روحانیت، و طرح ترویج اسلام در عصر تکنولوژی. ولی علت العلل ها مانع بزرگِ جهش وحرکت است.
شایان ذکراست اینکه موضوع روحانیت و حوزه های علمیه را اینجا آوردم به این جهت است، که روحانیت حافظ وجهت دهنده سرنوشت انسان، درهمه زوایای زندگی است. لذا درهمه مسائل باید، تلکف وجایگاه زن را معین و ازآن حراست کند، که حریم موقعیت زن شکسته نشود، شکسته شود؛ سرنوشت زن درایران روزی همان خواهد شد که در درکشور های اروپایی و غربی شاهد آنیم که ایران را هم تحت تأثیر درحال پیش روی قرار داده و زن درایران همان وضع را دارد تجربه می کند که زن در غرب به آن مبتلا و به ابزارکار تبدیل شده است که اگر به طورجدی تجدید نظر نشود، این روند سر ازآنجا درخواهد آورد که روزی زن در همه مسائل جایگاه خود را ازدست بدهد. همه می دانیم درکشورهای اروپایی...، مرد قانوناً حق ندارد زن خود را از دوست گرایی منع و یا از او باز خواست داشته باشدد!؟ این ماجرای ضد انسانی، از اول نبود و یک باره هم به اینجا نرسید.و لذا این قبیل نامه ها هشداری است که شرایط سیاّل و خزنده، روزی سرازجایی درخواهد آورد که دیگر گذشته و به حال اول برگشتن مشکل است!؟ چون با رنگ اسلامی بسیار پیچیده، شکل گرفته و از نسلی به نسل دیگر منتقل و ظهور نموده است!؟ در تاریخ اسلام مواردی داریم که امروز برای آن بهای سنگینی می پردازیم و مصیبت ایکنه بستر وآلت دستی شده برای دشمنانی كه خود بهتر می داند بارنگ ولعاب اسلامی دست به چه جنایت های خون باری می زنند که دیروز و امروز،کشورهای اسلامی این ماجراها را تجربه می کنند!؟
يك نمونه از سرنوشت زن در بازاركار، درکتاب ( نظام حقوق زن دراسلام) شهید آیت الله مرتضی مطهری«... ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...»صفحه 225: درمورد نظام از هم گسسته حريم زن درغرب و ارواپا نمونه بارز دیگرآن كه درصفحه «نوزده» كتاب آمده است درکشورحکومت ناب محدی (ص) هم شروع شده که زنها مانند زنهای غربی به یک ابزارکار ارزان تبدیل شده اند!؟ و يكي ازعلل مهم طلاق... به شمار مي آيد،كه نياز به يك كارآسيب شناسي دارد، تا....
به جهت همین خلأ خسارت بار بود،که طرح جامع مدیریت محوری روحانیت را نوشتم که نه تنها درچهار دیواری ایران، بلکه روحانیت جهان را باید مدیریت کند.ولی به دلایلی این امکان و جود ندارد؛ ازجمله، چون روحانیت ما برخلاف رسالت (حد اکثری و جهانی)حضرت رسول(ص)،روحانیت حد اقلی و درگوشه ای ازجهان به نام ایران متوقف شده است؛ که همین طرز تفکر و روحیه حد اقلی می باشد که سال هاست درگیرحل مشکلات داخلی خود می باشد و هنوز به جایی که باید، نرسیده است!؟. خیرما منکر فعالیت های چشم گیر روحانیت و حوزه های علمیه( به خصوص در سال های اخیر) نیستیم که واقعاً قابل توجه و مؤثراست. ولی در مقایسه با رسالت جهانی خود و شرایطی که برای مدیریت جهانی روحانیت بوجود آمده و بسترخوبي است براي جهش جهاني نشر معارف اسلام، و لی روحانیت در گیر مسائل داخلی خود است،كه با توجه به اين مقايسه، باید گفت درحد صفراست.
درمورد اصل موضوع بايد توجه نمود اینکه « کل شیء تجاوز عن حده ینقلب ای ضده» در صورتک که این مطلب که هرچیزی ازحد خود تجاوز کند به ضد خود تبدیل خواهد شد. باید برای آینده هویت زن از همین حالا به فکرچاره اندیشی بود که ابزای شدن زن( بعد ازغرب)؛ در اسلام هم، دارد گام های اول خود را برمی دارد!؟ چون درایران اسلامی، باب شده، کارگر زن کم هزینه و بی درد و سر تر ازمرد است!؟ لذا در هر جا نگاه می کنیم چند زن و یک مرد مشغول به کارند. که در نتیجه سه میلیون جوان بر اثر بیکاری معتاد شده و تبعات آن مشکلات عدیده ای را متوجه کشور و جامعه کرده است!؟ که سالی چندین تن مواد مخدر وارد این کشور و مصرف می شود که حتی دامنه گرایش به مواد مخدر به مدارس... هم کشیده شده است!؟. و این یکی ازخلأ های روحانیت می باشد!؟ که هیچ جواب و توجیهی برای اینکه( به حوزه چه؟، حوزه نمی تواند کاری کند) وجود ندارد و باید روزی جواب گو و دست انتقام تاریخ، روزی به قضاوت خواهد نشست!؟ مردم شهید دادند برای چه؟ برای چه سه میلیون جوان وسرمایه کشور باید معتاد و درگوشه وکنار افتاده باشند؟!. اکثر مفاسد، دزدی ها... از ناحیه همین قتل عام های تهاجم فرهنگی هستند!؟ نقش روحانیت درجلو گیری از تهاجم فرهنکی و فرهنگ سازی جهت جلوگیری ازگرایش به مواد مخدرچیست؟! مقابله با تهاجم فرهنگی وظیفه کیست؟ طرح مدون وکارشناسی شده حوزه علمیه برای وحدت منسجم و سرکوب تهاجم فرهگی کدام است؟!
کلام آخر اینکه خداوند جایگاه زن را درسرشت خلقت معین کرده است؛ و زن به منزله عضوی از مجموعه عظیمی می باشد که جای آن از ازل معین شده است؛ به طوری که اگرفرا تر ازجایگاه خود رورد یا آن مجموعه به طورکلی دچار مشکل می شود؛ یا حد اقل خروجی های متأثر از نباید ها ،کیفیت خود را از دست داده و سر ازجایی درخواهد آورد که دیگر قابل اصلاح نباشد. مگر (به فرض محال) تخربب و از نو ساخته شود!؟ که درعصرحاضر نمونه های آن را با همه وجود لمس می کنیم. لذا بعد از قرن ها، متوجه خواهیم شد، همین حضور فیزیکی بیقید و شرط زن در بازارکار، چگونه سرنوشت و هویت زن را به چه روزی مبتلا کرده است و زن در سیر طبیعی وضع دیگری به خود گرفته و به طور نا خود آگاه به نسل های بعدی منتقل شده است!؟. وآن زمانی است که همه معدلات زندگی مشترک و به تبع آن نظام اجتماعی را به هم زده و شکل ثانوی ای به خود گرفته که تصور می شود زندگی...یعنی همین که نمونه آن را داریم می بینم که بسیاری دراین جو حاکم به گونه ای خواب رفته و بی هدف حرکت می کنند که نتیجه آن معضلات پیچیده، غیر قابل علاج دیده می شود!؟ و لذا زمان ظهورحضرت مهدی(ع) تصورمی شود، حضرت دین و قرآنی جدید آورده است!؟ این جاهاست که تنها باچشم بصیرت قابل دیدن است، چون معنی واقعی بصیرت دیدن پشت صحنه های پیچ در پیچ و عمیق است.
البته طرح حل مشکل ورود بیقید و شرط زن در بازارکار را تحت عنوان (جایکاه واقعی زن درجامعه) نوشته اهم که همزمان ارائه می شود. لطفاً اين نامه را داشته باشيد تا طرح را كه بيش از اين است ارسال كنم، شايد مورد توجه واقع شده و از يك دگرگوني نا خواسته تاريخي در سرنوشت زن جلوگيري شود كه فردا ديگر دير شده و برگشت گاهي غير ممكن خواهد بود:
عبد الحسین نجفی
همراه: 09368550280