به نام اوکه به ما هستی بخشید تا انجام وظیفه کرده و بی تفاوت نباشیم. 16/10/1390

موضوع: اشتغال زنان در بازارکار و خانه داری

              نتيجه پنج صفحه را از متن نامه  به اينجاآوردم كه نكند زن، دركشور مهدي(ع) به سر نوشت زن درغرب مبتلا شود. چون درکتاب ( نظام حقوق زن در اسلام) شهیدآیت الله مرتضی مطهری چنين آمده « ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن  در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا  غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...»صفحه 225: روحانيت مسؤوليت حراست ازحريم و شخصيت زن را برعهده دارد، لذا چرا به فكر نيست و منتظرچه كسي نشسته است؟!

       تاریخ فوق بیاناتی را در مورد همایش (نشست اندیشه های را هبردی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت) در مورد اشتغال زن،  شنیدم، نکاتی که  به  نظرم رسیده، باید سؤال کنم؛ چون پرسیدن برای آگاه شدن پسندیده است؛ همان گونه که ملائکه وقت خلقت آدم از خدا  پرسیدند « فرشتگان گفتند آیا کسی را درآن قرارمی دهی که درآن فساد و خون ریزی کنند؟!» بقره آیه 30: و خداوند جواب آنها را داد و قانع هم شدند. لذا آنچه برای حقیر مورد سؤال می باشد، بدین قراراست:

1)با توجه به اینکه زن و مرد از نظر روحی و جسمی متفاوت خلق شده اند و زمینه فعالیت آنها هم به همین میزان،  متفاوت است، چه ضرورت و دلیلی وجود  دارد که زن وارد بازارکاری شود که با طبیعت ذاتی او  سنخیت و هم  خوانی با آن ندرد؟

 2)اگردرمواردی ضرورت دارد و باید باشد؛ چه دلیلی دارد که هرزنی و  بدون قید و شرط وارد بازارکار شود آنهم  تا حدی که جایگزین طیف زیادی از جوانان پسر شود و در نتیجه  بر اثر بیکاری درحد سه میلیون جوان اول طعمه مواد مخدر و بعد هم طعمه تهاجم فرهنگی شوندو تبعاتی مانند طلاق، مفاسد اخلاقی، دزدی،و... را در پی داشته باشد؟که دریک آسیب شناسی دقیق متوجه خواهیم شد سرازکجا هایی در می آورد که شناخت علت آن کارهرکس نیست و  تا علت  از بین نرود مثلاً  مفاسد و طلاق کاهش پیدا نخواهد کرد.

3) به دلایل زیادی (که وقت ذکرآنها نیست) زن به یک ابزارکار تبدیل شده و به خاطر ارزان و بی درد سر تر بودن از پسران، دختران جذب کارمی شوند؟زیاد شنیده مي شود، افرادی توصیه می کنند، ازکارمند زن استفاه  شود که هم ارزان تراست هم مشکلات دیگری که پسرها دارند، ندارند!؟.

 4)اینکه خدا معین کرده زن باید درخانه داری انجام وظیفه کرده تا هیچ کاستی از نظر روحی جسمی تربیتی، شوهر داری متوجه او نشود که حتماً متوجه زن شاغل خواهد شد  که هرگز نه قابل جبران است و نه قابل جایگزین، آیا در مقابل دلایل روشنی داریم که این طور نیست؟!

5) اینکه حضرت رسول(ص) به عنوان یک وظیفه رسالتی،کار مرد و زن را بین علی(ع) و فاطمه(س) تقسیم  می کند،و حضرت فاطمه(س) خوشحال می شود.آیا این تقسیم صرفاً جنبه شخصی دارد و یا یک سیره عملی تلقی می شود که ضرورت دارد  باشد و حریم آن در نظام اجتماعی شکسته نشود؟ که  بی شک یکی از اصول مسلم اسلام در نظام خانوادگی است و ضرورتاً این سیره و  سنت باید باشد برای تحکیم  نظام خانوادگی و سلامت جامعه و آیه 31 سوره  احزاب ، آن را مورد تأیید و تأكيد قرار می دهد.

 6)اینکه نقش زن درجامعه می تواند بی بدیلی باشد؛ آیا از نظر اشتغال است و یا از نظر موقعیتی که زن باید درخانه  باشد و مانند خمینی ها، مطهری ها... تربیت کند و تحویل جامعه بدهد؟ اگرخلأ همین مردان تربیت شده آسیب شناسی شود؛ معلوم خواهد شد چرا ناخواسته هایی درجامعه دیده می شود!؟در یک کلام، نقش بی بدیل زن درجامعه را باید درمیان مردان نامی تربیت شده  پیدا کرد  نه در اشتغال زن که دارد حریم  سیرطبیعی زندگی مشترک شکسته و تبعات آن درجامعه ظاهر می شود!؟ 

7) آنجا هایی که فکر می کنیم، اگر زن به جای مرد باشد، مشکلاتی مانند مفاسد اخلاقی،وکاستی درفلان کار، رخ  نمی دهد، چه دلایلی برای اثبات این اولویت داریم؟ با  توجه به اينكه انسان تحویل جامعه دادن اولویت  با خانه داری است، نه اشتغال، چون گاهی یک انسان درست جامعه ای راآباد می کند.

        البته ما مواردی را که ضروری به نظر می رسد، زن باشد منکر نیستیم ولی نباید ازحد تجاوزکند چون داریم «کل شئ تجاوز عن حده ینقلب الی ضده» اشتغال زن نباید پارا ازگلیم خود دراز ترکند. تفاوت روحی و جسمی زن و مرد که کارحکیم است، مگر می شود گفت اشتباه است؟!، یا مگر می شود دو قطعه دارای جنس متفاوت را درجای یکد یگر به کار برد؟ همین جا به جا شدن ها و به هم ریخته شدن پیچ و مهره های جامعه است که علت العلل بسیاری از مفاسد چون طلاق ...، می باشد؛ همین است که هرچه زور می زنیم جلو مفاسد را بگیریم ولی به جایی نمی رسیم؛ اینها  به آسب شناسی دقیق نیاز دارد؛ نه با چهار تا جلسه معمولی به خواهیم این قبیل معضلات را حد اقل کنترل کنیم!؟ تا چه رسد بر طرف کردن و جایگزینی آن در دراز مدت.

   8 ) آیا حالا که درهمه مراکز مانند زایشگاها، دانشگاه ها زن است، مگر شده به جایی برسیم که  معلوم  باشد،  سال به سال طلاق،  مفاسد کاهش می یابد؟ مشکل ما اینترنت، گوشی همراه... است که به راحتی مرزها را بر داشته و بستری  فراهم شده  برای انواع مفاسد. خیلی چیزها را نمی شود پنهان کرد، چون از یک سو ما نگویم دیگران آنها را با چیزی اضافه تر می گویند؛ از سوی دیگرچیزهایی است که باید مردم  بدانند خطر درکجا هاست و چه کارمی کند. لذاآماری را که  نیرو انظامی داده می آورم  تا معلوم شود  با ورود  بیقید و شرط زن در بازارکار، بار مفاسد اینترنت را سنگین  می کنیم.

                                                                                           آمار تکان دهنده مفاسد اجتماعی!؟

                به تازگی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گزارشی را از ترکیب زنان بد حجاب دستگیر شده منتشر کرده که با نگاهی به این گزارش می توان به برخی علل و زمینه های بروز بد حجابی و بی بند و باری در جامعه پی برد : میانگین سن دستگیر شدگان : 47 درصد دختران 16تا 20 سال ، 32 درصد زنان 21 تا 25 سال ، 14 درصد زنان 26 تا 30 سال (مجموعاً 93 در صد بین 16 تا 30 هستند . وضعیت تحصیلی عناصر بد حجاب : 47 درصد تحصیلات متوسه دیپلم 28 درصد فوق دیپلم و لیسانس ، 26درصد زیر دیپلم یا بالای فوق لیسانس. شغل دستگیر شدگان : 25 درصد محصل ، 19 درصد دانشجو، 15 درصد آزاد ، 11درصدکارمند( اکثراً بخش خصوصی )17 درصد کارگر یا بی کار.دوستی با جنس مخالف توسط دستگیر شدگان :52 درصد دوستی با جنس مخالف، 33 درصد عدم دوستی با جنس مخالف (میانگین سن شروع دوستی 16 تا 17 سال ) . نوع برخورد والدین با افراد بد حجاب :51 درصد .والدین هم فکر هستند ؛23 درصد مخالف بد حجابی فرزند : اطلاع والدین از دوستی فرزند با جنس مخالف ، 60 درصد مادران، مطلع بوده اند .؛31 درصد مادران و پدران (هر دو) مطع بوده اند : علت انتخاب لباس ها ی ناهنجار: 70 درصد مشاهده در مغازه هاو مراکز خرید؛10درصد مشاهده لباسهای دیگران.

                 اکنون بانگاهی گذرا به این گزارش، لزوم اقدام همه جانبه دستگاه ها و عمل به وظایف مندرج درمصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیش از پیش نمایان می شود. به عبارت دیگر بهتر و در یک جمع بندی: حدود93درصد از عناصر بد حجاب دستگیر شده  ، کسانی هستند که در دوران سی ساله اخیر، به دنیا آمده و به دلیل برخی کم کاری ها و بی توجهی های مسؤلین درمقابله با تهاجم فرهنگی، به دام این منکر افتاده اند: از سوی دیگر حدود نیمی از دستگیر شدگان نیز، محصل و دانشجو هستند که لزوم برنامه ریزی های جدی برای ترویج عفاف و حجاب در عرصه آموزش و پرورش و آموزش عالی را گوش زد می کند. هم چنین بیش از نیمی  از این خانواده ها با فرزند خود در زمینه بد حجابی همفکرهستند که ناشی ازضعف فرهنگی دینی درمیان آنها، عدم اطلاع لازم و ابتلا به مشاهده برنامه های ماهواره ای و... است که در این زمینه نیز دستگاه های مختلف، مخصوصاً صدا و سیما برای تقبیح بد حجابی و ترویج عفاف و حجاب، نقش بسزایی دارند: دراین آمار تکان دهنده بیش از90 درصد والدین این افراد از ارتباط آنها با جنس مخالف، آگاه بوده اند که در این زمینه نیز، فرهنگ سازی وگسترش امداد های اجتماعی و ترویج فرهنگ عفاف وحجاب و تقبیح جدی رابطه ی نامشروع برای خانواده ها توسط صدا و سیما و دیگر دستگاه های فرهنگی، بسیار حائز اهمیت است. و نکته دیگرآنکه وقتی بیش از70درصد علت انتخاب پوششهای ناهنجار فروشگاه ها و مراکز عرضه لباس و... هستند وظیفه  اصناف و واحدهای نظارتی و قضایی بسیارحساس و ضروری است.البته یکی از عوامل مهم اشاعه وگسترش بی بند و باری در جامعه احساس امنیت عناصر خاطی و کم توجهی مسئولان انتظامی وقضایی طی سالیان متمادی گذشته درمواجهه با این موضوع بعنوان یک بزه و جرم اجتماعی است که انشاء الله با تلاش وتوجه و اقدام همه ی مسولان و دستگاه ها شاهد کاهش این معضل خطرناک در جامعه اسلامی خود باشیم . انشاءالله : از مجله عبرتهای عاشورا . سال هفتم شماره 161؛18/4؟1389: