فوراً به او جواب دادیم، خود دخترهم خوب پسندید!؟،چند روز پیش وقتی به جوانی که برای مشورت این جاآمده بود،گفتم. درانتخاب این دختر ملاکتان چه بوده؟ گفت: عفت و پاکی او، چون درمحل کارمان ندیدم این دختر با جوانی بگو و بخند کند. و اضافه کنم چرا اسلام گفته دختر نه ساله و پسر پانزده ساله؟!، ولی متأسفانه ما با توجیه غلط، به اینکه هنوزجوان، به بلوغ عقلی نرسیده!؟، چه ها که درآینده سرراه یک جوان نمی آوریم!؟، ولی دراین حد به وجود و بلوغ معنوی و صفات نیک او توجه نمی کنیم که زیان کدام بیشتر و غیرقابل جبران تراست!؟

    4): عفت وآبرو: مواردی بوده است، که برادربا همسر برادر...!؟، و نیز افرادی بوده اند که با دارا بودن همسر، به زنا گرفتار و زندان ویا بالای داراعدام رفته اند!؟ با وجود این قبیل آتش های سوزان، دیگردرخت سبزآبرو، حیثیت و حتی زندگی مادی سالم  برای کسی، باقی نمی ماند، و همه را به خاکستر تبدیل می کند. چند سال پیش دریکی ازشهرهای ایران،(که قبلاً اشاره شد)،آقایی را جلو مغازه اش به داراعدام آویختند، چون دختری را به هر طریق درآنجا بیچاره کرده بود وحتی برای اینکه سّرش فاش نشود، دختر را می کشد!؟، ولی کنترل شهوت در دوران جوانی جلو چشم چرانی جوان را می گیرد که عادت نکند که اگرعادت کرد؛ دیگر چهارتا زن مانند ماه هم داشته باشد، آن کرم اعتیاد به زنا، نمی گذارد آرام بگیرد و درمان این درد جز مرگ چیز دیگر نیست که هم نمونه دارد و هم بحثی طولانی !؟

یک خاطره بسیار فجیع عفتی!؟

      دیشب 5/11/1389 ، شاهد ما جرای بسیار تکان دهنده ای بودیم، آقایی که هر دو  پایش در زنجیر و هر دو دست در دست بند بود!، ایشان همراه خانمش مشغول سرقت طلاجات از زنها و دختر ها بوده اند و پس از سرقت طلا و ...آنها را می کشتند. خودش به ده بار اعدام و صد ضرب شلاق وخانمش که مباشر قتل بوده به صد ضربه شلاق و پنج سال زندان محکوم می شوند. منظور اینکه اگر انسانی از اول جوانی به شهوت افسارگسیخته عادت کرده باشد، اگرچند زن عقدی هم که داشته باشد قانع نمی شود و برای خواسته حیوانی خود حرفی ندارد که ده نفر را بکشد و طلاها را هم برای معاش ببرد که وقت داشته باشد برای آدم دزدی !؟،  حدود ده سال پیش مرد میان سالی که در استان...، نه زن را بعد از ... می کشد و دیگر جوانی که به خفاش شب معروف شد، در استان...، نه دختر را پس از ...، می کشد!. چرا اسلام در مورد مراقبت فرزندان، ازدواج به موقع و اینکه خود والدین سالم باشند تا نسل آنها هم سالم باشند، زیاد سفارش میکند؟، بیش از دهها روایت وآیه در همین جهت داریم که کتابی مستقل می شود .

       خدایا جوانان ما را از این نوع خطرات و یرانگر، درامان  بدار. هفتاد سال از عمرم می گذرد، زیاد شنیده ام حتی یک طایفه اکثراً،کرمکی، هرزه، بی بند و بار، چشم چران و بطورکلی حیوان صفتند!؟ یعنی خدا این طورخلق کرده؟!، پس چرا طوایفی، خانواده هایی کاملاً عکس آن هستند؟!، مشکل این جاست که، وقتی ژن بیماری اخلاقی...، به نسل های بعدی انتقال می یابد و منشأ آن یک نفر بوده، این گونه می شود!؟، منشأ توسعه وگرایش به سیگار...، که تنها در ایران روزی بیش ازصد و پنجا ه نفر راهی گورستان می شوند، از اول یک نفر عامل توسعه آن بوده که درجهان سالی چهار میلیون آن راهی گورستان می شوند!؟، گسترش فحشا...، هم همین طوراست!؟

        بنا بر این، به خاطرجلوگیری از این نباید هاست که اسلام می گوید دخترنه ساله و پسر پانزده ساله  باید ازواج کنند، اگرمشکلاتی هم هست تا به فنون زندگی آشنا شوند، قابل حل و تحمل است و دیگر مسأله آبرو  ریزی، شیوع فحشا درجامعه، اعدام، عادت به زنا در زمان همسرداری، پرشدن زندان ها، ماندن دخترانی درخانه به خاطراین که... خود را از دست داده اند و یا طلاق داده شده اند، وجود خارجی پیدا نخواهند کرد!؟ و دریک شهرمرکزی استانی، سالی600 دختر بیچاره، نخواهند شد، سالی ده ها طفل وکودک سر راهی، ازگوشه وکنار هر جایی جمع نخواهد شد !؟

       خوب است متوجه شویم چرا خداوند مرتب اخطار می کند« و در راه خدا انفاق کنید( ونیکوکار باشید) و(باترک انفاق و ارتکاب به بدی) خود را به هلاکت نیفکنید[1]»: درجا های زیادی شاهد اعدام مردان و سنگ ساری زنانی بودیم؛ شماآبرو ریزی آن را درمیان، بستگان وحتی دوستان و همکاران... آقا...، درنظر بگیرید؛ آیا هلاکت بد ترازآن ها که به آنها اشاره کردیم ، می تواند درانتظارانسان باشد!؟600، دختر بیچاره شده بد ترین هلاکتی است که واقع می شود!؟. ولی دختر نه ساله و پسر پانزده ساله ازدواج کنند چه آبرو ریزی و هلاکتی در پی دارد؟ امروزکسانی سی ساله شده اند و به خاطر طرز تفکرهای غلطی، هنوز از دواج نکرده اند!؟

تقویت میل جنسی

        درمورد تقویت قوای جنسی؛ بیشتر پیرامون مضرات و تبعات نا گوار افت آن بحث می شود که از وضع بد یک نمونه آن با اطلاع هستم که مدت چهارماه است، زن و مرد بلا تکلیف و سرگردان و درگیرچه کنم...، از هم جدا هستند. حدود سه روز پیش خانم  زنگ زد و دیروزآقا، ربع ساعت تلفنی حرف زد. به او گفتم. مشکل خانم افت قوای جنسی است که به شما علاقه که نشان نمی دهد و هرروز بهانه ای می گیرد، چندین بار به شما گفتم. علت افت قوای جنسی خانم چیست ولی توجه نمی کنید. همین آقا می خواهد طلاق بدهد ولی چهل میلیون مهریه زن است و یک بچه هم دارند که فعلاً پیش مرد است!؟، مشکل ریشه ای اینها، افسردگی وراثتی و تربیتی خانم می باشد و شش سال است که گرفتار چه کنم هستند!؟

          تقویت قوای جنسی تأمین سلامت جسم و جان، عشق و علاقه به کار و زندگی را در نظر دارد که قبلاً بحث شد، و در واقع، هدف توازن و تنظیم قوای جنسی میان زن و مرد است که اگر به هر علتی توازن نباشد، چه از طرف مرد و چه ازطرف زن، زمینه اختلاف خانوادگی...، و طلاق را بوجود  می آورد، که اول از بگو و مگو...، میان زن و مرد شروع می شود و بعد دامنه آن به طلاق کشیده می شود. معمولاً وقتی میان زن و شوهر بگو و مگو رخ می دهد، به خصوص اگر یکی و یا هردو نا آگاه باشند. درمواردی مادردختر و بعد مادرپسر وارد میدان می شوند، و عوامل دیگرانسانی هدف دار و غیرانسانی هم مزید برعلت می شود، که اگرکسی نباشد ، آن را اصلاح کند همین خود عامل دیگر است که سرانجام اختلاف، به طلاق منجر شود!؟ چون سال1387 که بیش از83 هزارطلاق واقع می شود ، می توان گفت. قسمت عمده ای ازآن به همین مشکلات و شرایط قوای جنسی و مسائل جنبی آن برمی گردد. دراین قسمت، اول عوامل افت و سپس عوامل تقویت قوای جنسی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم، تا برای هردو مشکل افت و فشارآن، برای پیشگیری از نباید های ویرانگر، راه نجاتی را ارائه کرده باشیم

عوامل کاهش وضعف میل جنسی

       1 ):عامل وراثت: کسانی هستند، که وراثتاً دچارافت هستند؛ که می توان آن را ضعف قوای جنسی نامید . بطورکلی افراد دارای ضعف و سادات دارای نیروی جنسی بالا؛ برعکس زنان سادات و عام.  ولی این تفاوت ها دلیل بر بیماری و سلامت نیستند بلکه، طبیعی می باشند. باید توجه داشت؛ درمیان همین

دوگروه هم کسانی هستند که از نظر شهوت، قوی و یا ضعیف هستند ولذا افرادی  هستندکه در بیست و چهار ساعت شاید بیش از دو بار نیاز به هم خوابی دارند؛ کسانی هم در هفته یک بار هم با سختی. این قبیل تفاوت ها را با غذا و رفتارهای مناسب می توان متوازن نمود تا قابل تحمل باشد. البته چون  وراثتی است به وسیله رژیم غذا و هر روش درمانی دیگر، علاج قطعی صد درصد ندارد.

       2): استمناء: کسانی که به وسیله این عمل حرام و مخرب، علیل شده اند، علاوه بر بیماری های بازدارنده و تأثیرگذارآن، که قبلاً گفته شد؛ اکثر اینها دچار زود انزالی، سیلان منی...، می شوند که نه بیماری های ناشی ازآن علاج قطعی دارد و نه خود سیلان منی...!؟، مگرکنترل و جلوگیری از بد ترشدن؛ مثلاً اگر در هفته یک بار می تواند، هم خوابی داشته باشد؛ با غذا درمانی و رفتار درمانی می تواند آن را کمی گرم و قوی تر و از بد تر شدن آن جلوگیری کرد، که از یک روز در هفته کمتر نشود. البته به سن بالا که رسید آن حرارت کاهش یافته و ممکن است، رفته رفته به دو هفته یک بار برسد!؟.

      3): انواع بیماریها: که قبلاً بدانها اشاره شد؛ به خصوص افسردگی، اگر شدید باشد، شهوت بطورکلی قطع می شود.آقایی که به افسردگی شدید مبتلا شده بود، گفت. در مدت بیماری جز چند بار محتلم شدن( آنهم به صورت خون ) اصلاً خبری نبود!؟، غده ای قسمت تحتانی مغز سر قرار دارد که جهاز هاضمه و سیستم قوای جنسی را تقویت و تحریک می کند، غم، غصه وکلاً هرنا راحتی باعث کوچک شدن این غده مترشحه می شود؛ تا آن جا که اگر افسردگی شدید باشد به همان مقدارکوچک و ترشحات آن افت پیدا می کند. و لذا افراد افسرده مبتلا به سوء هاضمه و افت قوای جنسی می شوند تا آنجا که ممکن است، شهوت به طورکلی قطع گردد آقایی که گاهی این جا می آید؛ همین مشکل را دارد، به قول خودش، ازمردی افتاده است!؟

        دربیماری ها این طورنیست که شهوت به حال طبیعی خود باز نگردد، بلکه همین که بیماری  هرچه باشد خوب شود، شهوت به حال طبیعی خود بازخواهد گشت، ولو بر اثرافسردگی به طورکلی قطع شده با شد، به حال طبیعی برمی گردد. کسانی که به خاطر بیماری دچار افت شده اند، رژیم غذا...، برای قوای جنسی را باید رعایت کنند ولو احساس کنند شهوت گرم و یا زیاد نمی شود، تا از بدترشدن جلوگیری شود. البته باید ازغذا ها و رفتارهایی استفاده کنند که برای بیماریشان مشکل ساز نباشد، و همهِ کوشش خود را متوجه معالجه بیماری نموده و کوتاهی نکنند و اگر بیماری قابل علاج نیست، برای این که مشکل اختلاف و درگیری خانوادگی تشدید نشود، لازم است، طرف مقابل برای کنترل شهوت جداً اقدام کند تا بتوانند به راحتی با هم زندگی نموده و شیرازه زندگیشان از هم نپاشد، به خصوص اگر بچه دار هستند، و در موردی که شرایط فراهم نیست، مرد زن دیگر بگیرد، ولی اگر مرد از جهات دیگرشرایط گرفتن زن دیگر را دارد، و بدون آن نمی تواند تحمل و یا کنترل کند، می تواند زن دیگر بگیرد و اگر بچه ندارد،  و اقعاً ضرورت عقلانی حکم می کند می تواند زن اول را طلاق بدهد و اگر زنها با هم سازش داشته باشند،که زندگی کنند این کار از نظر عقل، شرع، عرف و انصاف... بسیار زیبنده و صد درصد مورد رضایت خداست، تا از نباید های فردی و اجتماعی طلاق جلوگیری شود. چون صبر و تحمل لذت و پاداشی دنیوی و اخروی دارد که هیچ چیز ندارد؛ لذا این کاربسیارعاقلانه تر و با آرامش بیشتری همراه خواهد بود و اینکه خداوند می فرماید« به وسیله صبر و نمازکمک بجویید: بقره آیه153» برای این گونه جا هاست، که از هرنبایدی جلو گیری شود.



[1] . بقره – 195.