باید صرف کسب تخصص ها و اختراعات برای صدور انقلاب اسلامی شود.چرا سرانه ورزش درکشور اسلامی باید 15 درصد باشد؟ این امر از چه چیز هایی حکایت دارد؟ یا باید گفت ورزش اثری در پیشگیری ندارد!؟، یا با ید مدعی بود، امثال فوتبال در اولویت است؛ یا باید اعتراف کرد و از بیماران جداً عذرخواهی کرد که از300000 سرطانی سالی 30000 به گورستان می روند، در حالی که ورزش یکی از عوامل مهم پیشگیری از امثال سرطان می باشد. آن هم کشوری که دارای طب النبی(ص)، سیره انبیاء و اولیاء (ع) در تغذیه است!؟، ایران چرا باید دو مین مصرف کننده دارو در جهان باشد؟، این را هم اضافه کنم، تنها این افتخار نیست که هر کس بیمار شد او را درمان کنیم؛ تعمیر ماشین شکسته افتخار نیست؛ هنر این است، سیاستی در پیش گرفته شود که آقا سالم باشد و راه آن تنظیم و تغذیه سالم و ورزش است. می توان گفت نود و پنج درصد بیماری ها از ناحیه عدم تنظیم غذا و نباید های رفتاری است. خلاصه درحال توجه به فوتبال، شاهد به گورستان رفتن بیمارانی هستیم که همه باید سالم باشند نه بیمار!؟.
این وضع دغدغه چندین ساله حقیراست که حالا شروع شده و تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهد داشت. برای جلوگیری از هر تصوری به جهت اینکه این قضیه دغد غه،چندین ساله حقیر است، حاضرم طرح جامعی ارائه دهم که اگر درست اجرا شود و هم زمان عوامل پیشگیری هم فعال باشند، می توان بیماری را بیش از نود درصد کاهش داد.و در مورد همگانی کردن ورزش حاضرم طرحی ارائه دهم که بیش از نود درصد مردم با علاقه به ورزش روی آورند.و حرف آخر اینکه به شرط جواب مستند در مورد سؤالات فوق همه گفته های انتقادی خود را پس بگيرم:
آیا فوتبال خدمت به نسل جوان است؟! 12/11/1390
ساعت 7تاریخ 11/11/1390، از سیمای قم، جوان معلول قطع نخاع را دیدم که چه کارهای شگرفی کرده بود و نمونه انجام کار او را نشان می داد که با کار روی چوب، آیات قرآن را با زیبایی خاصی در تابلو های بسیار زیبا آراسته بود، درحالی که جوانان ما را که هر کدام قابلیت تخصص شهید مصطفی احمدی روشن را دارند ولی عدم مدیریت رسا و کارآمد سبب شده آنها را به کاری مانند فوتبال مشغول کند!؟ این کار به هر دلیلی باشد، نه تنها نا خدمتی به کشور اسلامی، محرومین حاشیه کشور، مدارس فاقد امکانات اولیه، ایمنی، رفاهی مناسب و کمی ظرفیت می باشد؛ بلکه کم لطفی درحق نسل جوان و فضای اطراف و خانواده او است. عده ای از این جوانان غارت زده فکری، در بازی فوتبال دچار نقص عوض می شوند، وقت و فرصت با ارزش دوران جوانی آنها به عنوان بازی گر، و وقت عده زیادی ازجوانان و حتی بزرگ سالا ن به عنوان طرفدار، صرف تماشای کاری می شود که جز احساس خستگی در چشم...، اتلاف وقت مفید...، هیجانات منفی و مخرب اعصاب و روان، صرف انرژی، بدون هیچ توجیه فرهنگی اقتصادی...، عین بی توجهی به سرنوشت نسل جوانی است که برای فردای زندگی خود و کشورش با ید متخصص کارآمد صاحب نام و دارای جایگاهی مانند کسانی باشد که وقتی به جهت حسد دشمن، افتخار شهادت نصیب آنان می شود، مردم و حتی رهبر معظم انقلاب اسلامي آيت الله خامنه اي دامت بركاته،آنطور متأثر و علیه دشمن از خود واکنش جدی نشان داده و برای تشییع جنازه مبارک او حاضر شوند.
به هرصورت، این نوع سیاست های بی هدف از کجای عدالت، انصاف و خدمت به مردم محروم... سرمی زند،و هزینه صرف کاری شود که حتی برای هدف خود هیچ گونه تعریف و دلیلی ندارد که حد اقل وجدان انسان را در مورد این بی عدالتی ها، بی تدبیری ها رنج ندهد؟! از همه مهم تر زمان رسانه که مال پابرهنه ها می باشد، چرا صرف فوتبال می شود و یک پیام یا مصاحبه ضروری را به علت اینکه وقت تمام شده قطع می کنند، کدام در اولویت هستند فوتبال یا ضرورت های مبتلا به و کارهای حساس و کلیدی؟، خود شما قاضی عادل.
تصور اینکه،کوشش شما درجهت احیای نسل جوان است، هرگز مصداق این آیات نیست،که خدا می فرماید« ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خد و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند تا شما را حیات بخشد...» انفال آیه 24:و در سوره مائده قسمت دوم آيه 23،« هر کس انسانی را از مرگ رهایی (و حیات) بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده(و حیات) بخشیده است». ایرانی که جوان معلول آن گونه است؛ پس جوان با استعداد آن چه قله های رفیع دانش را فتح خواهد کرد که برای خود و کشور افتخار باشد؟ چه اشکالی دارد همه جوانان متخصص بوده و به خارج صادر شوند، جوان ایرانی با ضریب هوشی بالا که معلول آن چنین می درخشد حیف است این ذخایر و استعداد ها بدون بهره برداری بماند.چون همه اینها از نژاد بوعلی سینا ها هستند که عده ای را غرب زمانی از ما گرفته و در خدمت خود درآورده است!؟ جوان با استعداد ایرانی را چرا ضایع و زنده در گور کنیم، چون بازی بی هدف از زنده به گور رفتن بد تراست. اینها خدمت به کشور است که متخصص برای صدور کم داریم؟؛ خدمت به علم و دانش است که مدارس ما در مناطق محروم مشکل دارند؟؛ خدمت به مردم است که پا برهنه ها در مناطق محروم با فلاکت زندگی می کنند؟؛ خدمت به نسل جوان است که افق روشن و امید و ار کننده در پیش رو ندارد؟؛ خدمت به ایران است که حضرت رسول(ص) می فرماید( امید من به ایران است)؛ خدمت به مردم جهان است که حتی مردم آمریکا و اروپا از دولت خود سرخورده و به ایران امید بسته اند. چون شعار و خواسته آنها همان شعار و خواسته ایران است که شاه آمریکایی را از ایران بیرون کرد. خودتان بهتر از حقیر می دانید ولی هنوز در جو های حاکم سرگرم کننده ای قرار داریم که ازجمله فوتبال است.جوان ما اگرخود را در این کارخلاصه کند و بی تفاوت و غفلت زده بماند،روزی متوجه خواهد شد که ارزش هایی را مفت از دست داده و چه کسانی را دعا خواهد کرد که شکوفا شدن استعداد های دوران جوا نیش را به باد داده و چرا و به چه قيمتي كه افق هاي اميد جواني او را تاريك كرده باشند! ؟
این موضوع طبق روال نامه های قبلی در همین رابطه برای وزیر محترم ورزش جوانان و کسانی نیز ارسال شده. و تا جوابی قانع کننده داده نشود ادامه خواه داشت؛چون امروز که دومین روز از دهه فجر انقلاب اسلامی و جشن سی و سومین سالگرد با شکوه انقلاب اسلامی می باشد، به پاسداری از خون شهدا(که امروز قبور مطهرشان گلباران شد)برای ساخت کشوری نمونه، باید به فکر اهداف ایده آل بود که در جهان برای مردم منتظر دست آورد های ایران، قابل استفاده باشد؛، نه وقت عزیز جوانان ما صرف کاری شود که نه تعریفی برای آن قابل بیان است و نه توجیه اصولی برای آن متصور.
خبر جدید و تکان دهنده ای که امشب 13/11/1390، ساعت 7 بدست رسید. اینکه در بازی فوتبال، بین طرفداران دو تیم در مصر، بر اثرزد و خورد شدید 73 نفر از دو طرف کشته و تعداد زیادی هم مجروح شده اند!؟ گرچه گفته می شود عوامل طرفدار مبارک ملعون در آن دست داشته اند ولی این گونه اتفاقات در این بازی هیجانی کم و زیاد در همه جا به خصوص در میان طرفداران تیم ها، وجود دارد و علت اصلی همان هیجانات منفی و خشونت روحیه دوران جوانی است. در مجموع انسان پی می برد، این کار در اصل از فراورده های استعماری، برای سرگرمی کاذب، بی سواد ماندن، شکاف و جبهه گیری علیه یکدیگر، گروه گرایی به خصوص در میان طرفداران دو تیم می باشد که روی هم رفته، سراز نوعی تفرقه و بی خاصیت کردن عنصر ضد استعماری این قشر از جامعه در می آورد. و دهها تبعات دیکرآن که باقی مانده و از سیاست های استعماری است که مزاحمی از طرف نسل جوان متوجه غارتگری ستمگران نشود. شبیه این سیاست؛ همان کاری است که با جوانان مسلمان در اروپا، اعمال کردند که با کشیدن آنها به مراکز فحشای مجانی و از طرف دیگر ایجاد تفرقه میان سران مسلمان، دولت وقت بریتانیا، با حمله غافل گیرانه نظامی به حکومت700ساله مسلمانان در اروپا پایان داد. به قول شهد مرتظی مطهری، عده زیادی را که درحال فرار بودند؛ همه را در آتش سوختند و بعد هم کشور های اسلامی را مستعمره خود قراردادند که از طرف کشور های مسلمان در امان باشند که امروز شاهد هستیم خادم الحرمین عربستان به جای آمریکا و با سرمایه خود مردم در بحرین، کشتارکرده و به ناموس مردم تجاوز می کنند.یعنی اگر فگر جوانان مسلمان را تخدیر و سرگرم نکرده بودند، هرگز نمی توانستند این کار را بکنند که کردند و شعله آتش آن تا اینجا زبانه کشید که حتی خادم الحرمین از قتاله های مهم آمریکا برای آدم کشی در خاورمیانه باشد، چون آنها قصد دارند؛ مانند جنگ های صلیبی مسلمانان را بکشند، حالا به جایی رسیده اند که در کاخ خود نشسته و سران عرب مردم خود را با امکانات کشور خود مردم ، می کشند؛ و این بر می گردد به همان کشیده شدن جوانا به مراکز فحشای مجانی ،و حالا به جای آن چیز دیگری، متناسب با شرایط این زمان گذاشته شده است، برای بی اثر کردن نسل جوان ایران مانند مدهای گونا گون لباس، کفش،ریش، موی سر، به سبک خارجی حرف زدن مانند، مرسی( بارک الله)...!؟
متأسفانه عدم توجه فرهنگ آسیب شناسی درکشور ما، باعث می شود گاهی بعد از پنجاه سال تازه متوجه شویم چه اتفاقی افتاده که نمی دانیم چیست و از کی شروع شده و علت آن چه بوده و حالا چه کار باید کرد !؟. درطرح آسیب شناسی که سال 1386 ،برای رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد داده شد، اینها را توضیح داده ام. فوتبال زمان شاه مانند خیلی چیزهای دیگر باید به طورکلی حذف و یا در مورد آن تجدید نظر می شد.ولی به جهت عدم شناخت اثرات منفی آن این کار نشد!؟. و لذا با نگاه آسیب شنا سی، متوجه می شویم، وقت جوان ما صرف کار بیهوده می شود؛ درصورتی که باید صرف ابداعات... شود، که زمانی متوجه خواهیم شد چه ارزش هایی را از دست داده ایم.جوانی که به جهت اقتضای طبع جوانی، دست خوش احساسات میشود، سرمایه جوانی او صرف کار بی ارزشی می شود؛ و مسؤول آ ن ما هستیم که باید سرنوشت جوان نو پا را به طور جدی مدیریت کرده و او را به کاری وا داریم که برای خود، جامعه و کشور افتخار باشد،کسی باشد مانند شهدای انرژی هسته که آتش حسد دشمن را چنان سوزان و شعله ور ساخته بودند که تحمل حتی دیدن آنها را نداشتند به هر صورت جوان از یک سو دارای احسا سات و از سو دیگر، نبود تجربه است که چه می داند چه چیز به صلاح او هست و یا نیست. البته کسانی آگاه هستند ولی کمند!؟ و اکثر مدیریت لازم دارد.
هر روز از کشور های مستعمره آمریکا خبر می رسد؛ سران فاسد و وابسته آن کشورها، مانند قذافی در لیبی بدست مردم کشته، مبارک در مصر در انتظار اعدام، علی عبدا لله صالح از یمن به آمریکا گریخته و در کنار ارباب خود آب خنک می خورد؛ بن علی، از تونس به عربستان گریخته و در انتظار مرگ نشسته است.و خلاصه این کشورها از سلطه آمریکا خارج شده اند، ولی چه باید کرد که مردم تا کنون آمریکا پخته و اینها خورده اند، لذا جوان ما وقتی را که صرف فوتبال می کند، درعوض، پس از دانشگاه، باید برای سفر برون مرزی همانند خود انقلاب اسلامی برای صدور به کشور های اسلامی خود ر ا آماده و برای آموزش جوانا این کشور ها اعزام شود.و کشور های عربی را از کار شنا سان غارتگرآمریکایی نجات داده و همان گونه که ایران به دست جوانا خود کفا شد آنجا هم همین کار را کنند؛ همان گونه که انقلاب ما سبب نجات مردم ستم دیده از نوکران آمریکا و خود او شد چون ما وارث انقلاب اسلامی هستیم؛ تا هرجا به رود باید همراهش برویم؛ این ثمره خون شهید ان ماست، نباید آن را تنها گذاشت. این خواست امام