اسماعيل سروستاني  كيهان ورزشي  در باره فوتبال استعماري

کومت آرژانتین از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرایی جام جهانی آرژانتین، طی یک مصاحبة مطبوعاتی اعلام کرد: «جام جهانی به بهترین شکل ممکن برگزار خواهد شد. این یک تصمیم سیاسی برگشت‌ناپذیر است. هفتصد میلیون دلار خرج می‌کنیم تا به وسیلة فوتبال تصویر حقیقی کشور خود را به جهانیان عرضه کنیم. یک تصویر متفاوت» و مجلة «لااوپینیون» در سر مقالة خود نوشت: «البته که مسابقات جام جهانی فوتبال یک رویداد سیاسی است و اهداف سیاسی را تعقیب می‌کند.» امریکای لاتین و ورزش مدرن کشورهای امریکای لاتین، علی‌رغم تاریخ و فرهنگشان، امروزه به عنوان درمانده‌ترین و عقب‌مانده‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌روند. مجموعه‌ای از کشورهای بزرگ و کوچک که طی ششصد سال اخیر هیچ‌گاه مجال عرض اندام نیافته‌اند. به همان سان که ماشین‌های مکندة منابع زیرزمینی و معادن سرشارش هیچ‌گاه خاموش نشده‌ و همواره ثروت‌های سرشار آنان را به خزانة دول استعماری سرازیر کرده‌اند. آن‌ گاه که زور سرنیزه‌های سربازان انگلیسی و فرانسوی و امریکایی توان فراگیر خود را برای رام کردن ساکنان این سرزمین بزرگ از دست داد، «فوتبال» پای در میان نهاد تا به عنوان سلاحی کارآمد از طریق استحمار مردم این دیار، راه خروج منابع غنی امریکای لاتین و سرازیر شدن آن را به صندوق‌های گشاد و عریض و طویل دول استعماری هموار سازد. حضور استعمار در میان کشورهای آسیایی و آفریقایی، حضور اربابی مطلق‌العنان بود... از نیمه دوم قرن نوزده، استعمار و اقتصاد ویژه‌اش بر آمریکای لاتین سایه افکنده و این سرزمین را در چنگ خویش گرفتار آورده بود. فقدان گرایش‌های مذهبی، فلسفی و اعتقادی و ناکار ماندن افیون، استعمار را واداشت تا برای حضور بلامنازعه از ورزش مدرن مخصوصاً «فوتبال» استفاده نماید. «فوتبال، آن هم فوتبال پروفسیونل می‌توانست چشم و گوش ملت‌های بی‌ریشه را ببندد، بدان حد که آنها فراموش کنند که هستند و برای چه فعالیت می‌کنند می‌بینیم که استعمار در مقابل قهوه و کائوچوی اروگوئه در سال ۱۹۲۶ چگونه دام ورزش را در اروگوئه، کوچک ترین کشور امریکای لاتین گسترد.»1 در آغاز ، فوتبال در اروگوئه مفهوم معین و مشخصی نداشت. تنها در این سال بود که یک کمپانی انگلیسی به نام «دوک لند کمپانی» که کارش تجارت قهوه بود و محصولات جنگلی اروگوئه، مخصوصاً چوب‌های بسیار گرانبها و صنعتی آن را به انگلستان صادر می‌کرد، چون دید که کارگران اروگوئه طالب افزایش دستمزد بیشتر و کار کمتر هستند، مسئلة افزایش دستمزد را نادیده گرفت و در زمینة کار کمتر به کارگران اروگوئه اطلاع داد که حاضر است وسایل تفریح آنها را فراهم سازد کمپانی با وارد کردن مقدار زیادی توپ فوتبال و پخش مجانی آن در میان خانواده‌های کارگران و نیز با ارایة طریقة این بازی ، ریشه‌ای برای فوتبال به وجود آورد در عرض دو سال یعنی از ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ کار به جایی رسید که یکی از واردات عمدة کشور اروگوئه توپ فوتبال و وسایل این بازی بود دستگاه‌های تبلیغاتی به کار افتاد و در آغاز جوایز به پاداش‌های نقدی مبدل گردید.»2

 رئیس کمپانی «دوک لند» در اروگوئه در نامه‌ای به رئیس مستقیم این کمپانی در لندن نوشت:«آقای رئیس، دوست محترم، از لطف شما حال ما خوب است. کارها در نهایت سرعت جریان دارد و تغییر فاحشی در بهره‌برداری از چوب‌های جنگلی پیدا شده است. خوشوقتم به اطلاع شما و هیأت مدیره برسانم که درآمد امسال، به طور تحقیق سی تا سی و پنج درصد بر سال‌های پیش فزونی خواهد داشت. اگر بیماری، مالاریا و گاه گاه تب زرد مزاحم نشود. ما اینک کارگرانی داریم که با حداقل دستمزد حداکثر کار را تحویل می‌دهند. از اخبار بسیار جالب این که ورزش فوتبال در طی چند سال اخیر در اینجا رشد بسیار سریعی کرده، تا به آن اندازه که امروز هیچ فردی از افراد کشور اروگوئه پیدا نمی‌شود که راجع به فوتبال علاقه‌ای در خود احساس نکند در مورد توسعه این ورزش به نظر من باید کاری کرد که ملت اروگوئه آن را به عنوان یک اصل و سنت مقدس تلقی کند و تمام ساعات فراغت خویش را به فکر کردن دربارة آن بپردازد»3

 جالب توجه است که در خلال سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۶ سی و دو میسیون ورزشی وارد اروگوئه... طی مدت کوتاهی تنها در برزیل ۱۲ استادیوم با ظرفیت بالا ساخته شد و با حمایت امریکا مسابقات بزرگ و خرید و فروش ورزشکاران رواج یافت. امریکا همة همّ خویش را مصروف آن کرد تا فوتبال به عنوان یک «شأن ملی» در امریکای لاتین شناخته شود و این امر می‌توانست تمامیت توان، غیرت و تعصب ملی مردم برزیل و اروگوئه را مصروف بازی فوتبال نماید و از این رهگذر عموم مردم را از حضور استعمار نو غافل سازد و در اجرای این سیاست‌ها بود که روزنامه‌های پرتیراژ، فوتبال را به عنوان «سنت بزرگ برزیل» قلمداد کرده و امریکای لاتین را در میان امواج ورزش حرفه‌ای غرق کردند تا جایی که امروزه در برزیل فوتبالیست‌ها را چون پیامبران بزرگی می‌دانند که تجاوز به حریم آنها غیرممکن است. «رولف کونیل» خبرنگار ورزشی آلمان در گزارشی نوشته بود: «در دنیا هیچ ملتی به اندازة ملت برزیل به فوتبال عشق نمی‌ورزد و اینگونه فوتبال را مافوق همه چیز قرار نمی‌دهد. روزی در برزیل ضمن یک مصاحبه از طرف صحبتم پرسیدم چرا شما برزیلی‌ها این چنین کورکورانه کشته و مردة فوتبال هستید؟ می‌دانید چه جواب داد؟ او گفت: شما باید درک کنید که ملت برزیل را هیچ عامل مشترکی به یکدیگر پیوند نمی‌دهد. ما فاقد زندگی سیاسی، زندگی فرهنگی و حتی زندگی مذهبی هستیم.»4، استعمارگران خوب دریافته بودند که از طریق رواج ورزش پرسر و صدا و مهیج فوتبال می‌توان نیروهای بالقوه ملت‌های امریکای لاتین را خنثی نمود و آن نیرو را به مسیر دیگری منحرف کرد تا از رو در رو شدن این نیروی قوی با عوامل داخلی استعماری غارتگر جلوگیری به عمل آید. دست‌نشاندگان غربی همة تلاش خود را مصروف آن داشتند تا با برگزاری مسابقات پرخرج، مرهمی بر زخم‌های کهنة ملت‌های امریکای لاتین بگذارند و شأن و شخصیت حقیقی و ویران شدة این اقوام را در هیأتی دیگر نشان دهند.

  نکتة قابل توجه آن است که هیأت‌های مذهبی امریکایی نیز در شهرهای امریکای لاتین مسابقه برگزار کردند و جوانان برزیل را با بلیط مجانی برای تماشای آن دعوت کردند تا از این طریق جوانان برزیلی را تطمیع کنند. گفتنی است که امریکا از سال‌های ۱۹۵۰، ماشین‌های کشاورزی را به صورت گسترده به امریکای لاتین وارد کرد تا با ماشینیزه کردن کشاورزی بتواند قهوه، شکر، کائوچو و محصولات مورد نیازش را به دست آورد. اما چون با مکانیزه کردن کشاورزی با توسعة بیکاری مواجه شد فوتبال را جایگزین آن نمود. این حرکت یادآور این سخن استعمارگران است که: «ما آدم‌ها را بر حسب قدرت‌بدنی، دقت فنی و ارزش تکنیکی قیمت می‌گذاریم و اگر بیکاری هست، فوتبال را به عنوان کار می‌توان پیشه کرد. شاید به همین دلیل بود که ورزشکار حرفه‌ای مثل یک گاو شیرده ارزش پیدا نمود. چنانکه رئیس‌جمهور برزیل، با هواپیمای شخصی خود، بازیکنان را به دیگر کشورها می‌فرستاد.۷، این حرکات مقدمه‌ای بر «توسعة پروفسیونالیسم» یا «ورزش حرفه‌ای» از سوی دول سرمایه‌دار و استعماری بود. امری که در ذات خود لگدکوب شدن همة فضایل انسان و سقوط شأن آدمی را تا حد سرحد یک حیوان تنومند و وحشی نازل ساخت. علوم پزشکی، تغذیه و سرمایة کارخانه‌داران و صاحبان کارتل‌های صهیونیستی دست به دست هم دادند تا از قهرمانان، تابلوهای خوش‌نمای متحرک و مبلغان کالاهای تجاری بازارپسند بسازند.

 حال دیگر استعمار نو، میدان عمل خود را توسعه داده بود و با کنار نهادن اسلحه و زور نیروهای نظامی بر آن بود تا پنبة ورزش ساکنان مناطق توسعه‌نیافته را سر ببرد. در واقع آنچه که حادث شده بود، راه‌اندازی دفتر شورای دلالان بود که انسان را قیمت‌گذاری می‌کرد و جام‌جهانی، ترازویی بود که به وسیلة آن قیمت آدم‌ها معلوم می‌شد. «اروگوئه» اولین برگزار کنندة مسابقات جام‌جهانی بود. دستگاه تبلیغاتی غرب، همة سرمایة خود را مصروف طرح و تبلیغ این بازی‌ها نمود تا سرفصل تاریخ نوین را منطبق با خواست دول استعماری برای این مردم درمانده آغاز کند. روزنامه «پوبله گازتا» در «مونته ویدو» مقالة جالبی نوشت.، مقاله‌ای که به قول نویسندة کتاب «امریکای لاتین دیدار ورزش و استعمار» بیانیه و مانیفیست استعمارگران بود. در آن مقاله آمده بود: «برای ملت ما افتخاری از این بزرگ تر نیست که برگزار کننده نخستین جام جهانی باشد. این مسابقات که به افتخار پیروزی پی‌درپی ملت اروگوئه در مونته ویدو ترتیب داده شده و صدمین سال استقلال کشور ما با آن جشن گرفته خواهد شد، در حقیقت وجود ملت ما را در دنیا ثابت خواهد کرد. ما چه داشتیم؟ آیا ما دارای یک نیروی دریایی عظیم بودیم که با تسلط بر آب‌های اقیانوس‌ها و یکه‌تاز در دریاها نام اروگوئه را به گوش ملل جهان آشنا سازد؟ نه ما هیچ کدام از اینها را نداریم. اما یک فوتبال داریم که نام ما را در سراسر دنیا بلندآوازه ساخته است.

 شاید اگر این تعریف جعلی عرضه نشده بود و ازآن به عنوان پوششی برای اغراض اصلی بهره نبرده بودند، امروز مردم جهان در گرداب فرهنگ و مدنیت غرب گرفتار نمی‌شدند و شاید این عبارت چرچیل بیانگر بسیاری از رازهای پوشیده باشد: «ستون‌های کاخ امپراتوری روی استادیوم‌های فوتبال ایستاده است.»14، ملت‌هایی که گمان می‌کردند می‌توان چربی را از روغن و تری را از آب اخذ کرد. شاید اگر توجیه عقل مکار به مدد مردم این سرزمین‌ها نمی‌آمد و سکولاریزم (تقدس زدایی و دنیاوی کردن دین) کارگر نمی‌افتاد، هرگز این تعارض دست از سر آنان برنمی‌داشت. اینان برای یافتن آرامشی نسبی و تحمل عمل خود، سعی در ایجاد رابطه و آشتی میان دو جریان متعارض کردند و بی‌شک حصول نتیجه منوط به تخفیف یافتن و کمرنگ شدن صورت و سیرت تفکر و فرهنگ معنوی بود. همان که سکولاریزم عهده‌دار آن گردید.

 این عمل «سکولاریزه کردن» دربارة همة پدیده‌های غربی وارد شده در سرزمین‌های شرقی و از جمله اسلامی صورت گرفته است. از همین رو این ملت‌ها همواره در برابر فرهنگ و مدنیت غربی در همة سرزمین‌های اسلامی دلیل آشکار این واقعه است. سلطة صاحبان سرمایه بر امر ورزش غرب و بروز تمایلات وحشتناک صاحبان صنایع که برای عرضه و فروش کالای خود از هر وسیله‌ای بهره می‌جستند، نیز به عنوان مکمل جریان اول، میدان را برای ظهور ورزش حرفه‌ای فراهم کرد. امروزه صحن تمامی میدان‌های ورزشی، ابزار و ادوات ورزشکاران و حتی جامه و پوشش قهرمانان آکنده از نام و نشان کارخانه‌ها و شرکت‌های تولیدی است و در پشت پردة مسابقات نیز همواره مدیران کارتل‌ها و تراست‌ها، میدانداری اصلی را عهده‌دارند. در مدرسة ورزش حرفه‌ای، ورزشکاران پیش از آنکه قهرمان شوند، برای آنکه قهرمان شوند، تعلیم می‌بینند. و این سنت همة گردانندگان تراست‌ها و کارتل‌های بزرگ بین‌المللی است. خبر ذیل، دربارة درخواست کمپانی کوکاکولا، گوشه‌ای از نحوة حضور سرمایه‌داران در عرصة ورزش را می‌نمایاند: «در حالی که کمپانی تجاری «ای.اس.ال» به عنوان نزدیک‌ترین سازمان به کمیتة بین‌المللی المپیک (ک.ب.ا) شناخته می‌شود، کمپانی کوکاکولا