طرح جامع قانونمند کردن امورکشور.            25/8/1389

        تاريخ 6/5/1389 بود که در مورد تهيه اساسنامه شرکت نفت توسط دولت گفتگو هايي را شنيدم و نيز،در مورد طرح جامعه تحول درآموزش و پرورش، درتاريخ 10/8/1389 ، مطالبی به گوش رسيد و ياد داشت شد که طرح آن را بنويسم، ولي فرصت نشد. در مورد سابقه دغدغه حقیر نیز، در سال 1383 درآموزش و پرورش قم در مورد خود طرحی که داشتم، درحد ربع ساعت، براي کارشناسان توضيح و نيم ساعت هم به سؤالات جواب دادم. که مورد توجه قرارگرفت ولي به عللي ادامه نيافت. حقيرحتي در مورد کتاب هاي درسي آموزش و پرورش هم تحقيق کرده‌ و نظر دارم که بماند. منظورم این است که پیشنهاد طرح فوق، بدون جهت نیست و می رساند در امور کشور بی اطلاع نیستم.

      با توجه به طرح ‌هاي زیادي که براي نظام اسلامي دارم و از زمان استقرار حکومت اسلامي تا کنون به صورت نامة و طرح ارسال شده و ادامه دارد، در مورد علل ريشه ‌اي مشکلات نظام و دولت ، طرحی را( تحت عنوان مشکلات ریشه ای دولت)، در38 صفحه نوشته بودم، و در تاريخ 15/6/84 ، آن را، براي دولت نهم آقاي دکتر احمدي نژاد ارسال کردم. صرف نظر ازعلل و عوامل مشکل‌ساز، علت العلل ها را درآنجا به دو مقوله نسبت داده ‌ام، يکي عدم مديريت کارآمد و دوم قوانين که به عدم تفسير قانون اساسي هم اشاره شده است. براي حقير کاملاً روشن شده اگر مسؤولان کشورکه تا کنون آمده و رفته‌اند، و واقعاً دلسوز بوده ‌اند ولي مشکلات قانوني اجرایی ، باعث عدم توانايي مدیرشده است که يکي ازعلل ناکارآمدي، مدیر می باشد و خروجي ‌ها بهترين گواه ادعاي ماست، و مشکل جامعه شناسي، انسان شناسي از علل فرعي مي باشند که درخود مجلس اين نقیصه وجو دارد و از همان اول دراين باره نامه و طرح ‌هاي زيادي دادم که تا حدودي وضع بهتر شده‌ ولي نه درحد انتظار است  و نه در شأن نظام اسلامي وآن چيزي که فکر مرا خيلي به خود مشغول کرده، اين است که هر دولتي براي بار اول روي کار مي‌آيد، همان اول اوضاع قبل از خود را بهم مي‌زند، و زير مجموعه این وضع خود بخود دگر گون می شود؛ يا زیر مجموعه دولت تازه وارد، به صورت خود مختار دست به تغييرات کلي مي زنند!؟، اين وضع کشور را دچار مشکلات گوناگوني مي‌کند که توضيح آن زمان مي‌برد از جمله اينکه تا اين دولت کارها را بجايي برساند؛ دولت بعد آمده و بافته ‌هاي دولت قبل از خود را به هم مي ‌زند. اين وضع را در امور اداره قم و حتي حوزه علميه را از نزديک  ديده ام که در همين باره چندين نامه دادم. علاوه براين مشکل، يکي ديگر از مشکلات ر یشه ای که ما در اين کارها تا کنون موفق نبوده ‌ايم، اين است که هم به طرح و برنامه‌ريزي اهميت داده نمي‌شود و اکثرکار ها همين طوري و پناه برخدا شروع مي‌شود. آنها هم که با طرح و برنامه شروع مي‌شود، طرح ‌ها کارشناسي شده نيست که نام آنها را طرح و برنامه‌ هاي آني خلقت گذاشته ام که پشت درهاي بسته انجام و بلافاصله و بدون هيچ نظر خواهي بکارگرفته مي شود و بعد هم با مشکل روبرو مي‌شود. يکي ازکارشناسان آموزش و پرورش قم، حدود 8 سال پيش در همين  محل کارم  از مشکل‌ساز بودن طرح ‌هاي آني خلقت شکايت داشت!؟.

   ودريك كلام اين گونه است كه هر مسؤول تازه وارد، خانه اي بر اساس ميل، سليقه، ديد گاه... خود مي سازد كه هنوز تمام نشده،  بايد برود.، با توجه به اينكه حتي دو انسان دو قلو يك هم جور فكر نمي كنند وقتي مسؤول بعدي مي آيد آن ساختمان را خراب و به ميل خود مي سازد. مشكل اين است كه جاي همين ساختمان و مثل آن بايد ساخته شود. يعني قانون و آئين نامه كشور همه يكي و دوتا بودن محال است جز تخريب كشور و پيامد آن مشكلات مردم.واين مردم هستند كه مشكلات هميشه متوجه آنهاست اين آقاي مسؤول چهار روز اينجاست ومي رود!؟

       هر طرحی بايد پس از مطالعات اوليه، کارشناسي لازم و نظرخواهي، به يک قانون ثابت و ماندگار تبديل شود که هر مسؤول تازه نفسي نتواند اعمال سليقه خود را اين جا آزمايش و در واقع خود نمايي کند که با آمدنش فلان تغييرات صورت گرفته و به رخ  بکشد و القاء کند نو آوري خوبي از خود دارد بروز می دهد، تازه نفس ها، به حکم ضمیر نا خود آگاه، درپی تغییرات خود محورانه هستند ؟!، که اگر ازآنها بپرسی چرا جواب درستی ندارند چون همین دلیل برحاکمیت ضمیر نا خود آگاه در افراد است.

      حدود سال1383 بود که براي جواب ارائه طرحي دراستانداري قم خدمت مسؤول طرح و برنامه رسيده بودم، ايشان گفت: طرح را مطالعه کردم، به نکات خوبي اشاره شده، از جمله اينکه نوشته ‌ايد، اين طرح تا تصويب نهايي سه سال زمان مي‌برد، نظرتان اين است که به قانون تبديل شود؟ گفتم: بلي و دليل آن را توضيح دادم، ازجمله اينکه هر اعمال سليقه ‌اي نتواند آن را بهم بزند و براي اينکه هر مسؤولي خطوط کاري خود را بداند و ديگر هر روز نياز به جلسه نباشد. کمتر اداره‌اي را ديدم که مر تب جلسه نداشته باشند که از سردرگمي، بلا تکليفي درخيلي ازکارهاي اصلي حکايت دارد. اميدوارم رئيس جمهور محترم آقاي دکتر احمدي نژاد که واقعاً تا کنون سنگ تمام گذاشته و طرح ‌هاي نو و بنيادي را عملي ساخته و کشور را از خيلي خطرات نجات داده است؛ جهش‌هاي چشم‌گيري درکشور به وجود آورده، سنت  هاي مشکل ساز را با شجاعت در هم شکسته و همت بگمارند  براي همه نهاد هاي قانون ماندگاري برای اجرای اصول کلی قوانین ( تصویب شده در مجلس)، روش کاری به تصويب برسانند.

نکته مهم پاياني اين قسمت.

        اين واقعيت برکسي پوشيده نيست، اگريک پل کوچک جايي بايد ساخته شود، پس از مطالعه، اول طرح کامل و سپس مصالح و در نهايت سازندگان معين و زيرنظر مهندس ناظر کار شروع مي‌شود؛ آيا آموزش و پرورش  با آن اهميتش طبق طرح جامعه، تعریف شده کارمی کند؟، نه تنها نظام آموزش کشور، بلکه ساير کار هاي مهم به همين درد مبتلا و براساس  نظام کهنه وآلوده زمان شاه، شروع شده و اگر تغييراتي هم صورت گرفته بر اساس مطالعات کارشناسي شده، نظر خواهي، و بررسي دقيق نبوده و اگر بوده  پس چرا چند سال است هنوز درحل مشکلات آن بحث است، هر سال حرف از انقلاب فرهنگي، توليد علم ... است ولي خبری که باید باشد نيست! نظريات اساتيد دانشگاهی و دانشجويان را بارها در حضور رهبري آيت الله خامنه‌اي شنيده‌ ، رصد و یاد داشت کرده ام، نه تنها در مورد آموزش و پرورش بلکه در مورد ساير کارهاي اساسي، اظهار نارضايتي صريح رهبري نشانگر اين واقعيت است که ما هنور به حد نسبي آنجا که بايد برسيم نرسيده ‌ايم، خروجي ‌ها نشان مي‌دهد که از نظر سرانه توليد علم، امور فرهنگي امنيت اخلاقي سرانه مصارف برق،آب، گاز ...، عقب هستیم؛ ‌ نمونه‌ هاي روشني از خروجي ‌ها ست و از بي بر نامگي و هرج و مرج در مديريت و قوانين حکايت دارد که همه تصديق خواهند کرد و هيچ توجيه قابل قبولي وجود ندارد، چون نقطه مقابل جهان پیشرفته راه توجيه را به فرموده  علي(ع) « علم ودانش راه بهانه را مي بندد».

        ما در اينجا تنها کلياتي را درمورد قانونمند کردن همه ادارات ذکر مي‌کنيم و وارد جزئیات هيچ کدام از ادارات و سازمان‌ها نمي‌شويم چون مفصل‌ است و لزومي هم ندارد، مگر زماني که مثلاً بخواهيم طرح جامع نظام آموزش و پرورش را بنويسيم.

وکلام آخرمقدمه اینکه، هرکاری به یک چهارچوب تعریف شده نیاز دارد؛ جهت تعیین خطوط و مطالبه بیلان کار ازعوامل، بر اساس همان چهارچوب که هم راه گریز را به روی عوامل می بندد و هم راه نفوذ عوامل بیگانه و مخرب را. و نکته دیگر اینکه خلأ آن اول سرازچالش ها درمی آورد و بعدچالش ها به مرور و باکمک عوامل دیگر، سر از معضلات پیچیده در می آورند و اگر زمانی بگذرد،رسوب کرده و به طورنا خود آگاه به نسل های بعدی منتقل می شود که تاریخ  پراست،  تضاد های جهانی در همه زمینه  های اعتقادی...، سیاسی، و ...، و...؛ که ریشه در همین مقوله دارد که خلأ همان چهار چوب، عامل آن می باشد.

کليات روش قانونمند کردن کشور

         البته آنچه ما پيشنهاد مي‌کنيم، علاوه براينکه  نظر و بر اساس میزان اطلاعات خود ماست ، نه آنچه مسئوولين از نزديک حتي جزئيات را مي‌دانند، مطالبي را به عنوان سرفصل می آوریم که  ممکن است طرحی جامع بشود، مسلم است هنگامی که کارشناسان با تجربه  توانشان را روي هم مي تنظیم  می توانند از یک نکته و یا اشاره، طرحی جامع بیرون بیاورند. در واقع طرح ما یک تذکر برای حرکتی است که به نظرمان رسیده، باید این طور باشد. و لذا خداوند خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد، « و پیوسته تذکرده ، زیرا تذکر مؤ منین را سود می بخشد» ذاریات آیه 55:                                          (و اما سر فصل‌ها)

            1): استانها: چيزي که سال های 1383، به بعد درقم شاهد و با مسؤولان استان، مدتي درگير بودم ، معلوم  شد( به نقل مسؤل شورای شهر) هرکس براي خودش فرمان روا و مدير است!؟، درصورتي که در کلیات تنها استاندار بايد محور باشد. لذا طرح جامعي بايد نوشته و پس از نظرخواهي و تصويب؛ به صورت يک قانون ثابت براي هميشه باقي بماند.  تا هر استانداري‌آمد اعمال سليقه نکند، و هر روز مجبور نباشند جلسه داشته باشند و مهم اینکه استانداري فقط با مسؤولين ادارات سر و کار داشته باشند نه با ارباب رجوع متفرقه !؟، در استانداری ارباب رجوع زیاد دیدم که برای حل مشکل خود ناچار به استانداری رجوع می کردند.

وقت نيست توضيح دهم، همين خلاء تا کنون از یک سو چه مشکلاتي را متوجه  خود ادارات کرده و از سوی دیگر، داد مردم را بالا برده و می برد که هرجا مي ‌روند به جاي ديگر پاسشان  مي‌دهند!؟، درد دل زیادی از اینها را گوش کرده ام؛ که الحمد لله در دولت نهم و دهم کمتر شاهد این داد و فریاد ها هستیم.

         2):بخش خصوصی ودولت:  که ضرورتاً به يک طرح جامع  نیاز دارد که هم  دولت بعدي درآن اعمال نظر نکند و هم به خاطر اينکه،رابطه دولت با بخش خصوصی معلوم شود که بخش خصوصي درچه چيزهايي لازم است حضور داشته و یا نداشته باشد و مهم اينکه در همه بخش‌هاي خصوي خود دولت بايد شرکت و نظارت داشته باشد؛ که براي خود بخش خصوصي مهم و حتي لازم است، يعني امکاناتی را که لازم دارد توسط همين رابطه دولت (که از داخلي شرکت اطلاع دارد) به دولت منعکس و نياز مندي ‌هايی را بگيرد. بخش خصوصی باید به محوریت دولت اداره شود نه مستقل که در شرایطی قابل کنترل نباشد.

      3) امور فرهنگي: که هر ارگان و اداره ‌اي را شامل مي‌شود که براي فرهنگ سازي بطور کامل و يا در مواردی فعاليت مي‌کنند، مانند حوزه ‌هاي علميه، سازمان تبليغات، ارشاد اسلامي، اصناف، مطبوعات، صدا و سيماها، ائمه جمعه و جماعات. همه بايد با هم همکاری داشته باشند ، هم کلياتي را رعايت کنند نه اينکه هرکس چيزي بگويد که در مواردي حتي بوي تضاد  هم مي‌دهد، ونیز کتاب‌ هاي تکراري که مبتلا به مردم را در نظر ندارند؛ و همه از اخلاقيات و جهنم و بهشت...،مي‌گويند، درکل، دين را دين نماز وروزه تعريف مي‌کنند. در همین مورد طرحی جامع دارم که واقعاً اجرای آن ضروری است. ولی گوش کسی بدهکار  این حرف ها نیست، با این که در قم حضوری با مسؤل آن صحبت کردم  طرح را هم دادم ولی خبری نشد!؟.

اين نياز به يک طرح جامعه دارد چون خروجي خوبي ندارد آنهم درکشور اسلامي که سالي ده ميليون پرونده قضایی دارد وآن همه مفاسد و طلاق، پر شدن زندان ها...، که  اگرآسيب‌شناسي شود معلوم خواهد شد چه مي‌گويم وچه باید کرد.

        4) آموزش و پرورش: يکي از مشکلات کشورکه بيش از بقيه روي آن تحقيق کرده و طرح و جزوه نوشته و چيزهاي زيادي درباره آن شنيده و مي‌شنويم، نظام آموزش عمومي کشوراست که محورآن آموزش و پرورش است، در نهايت به جايي رسيدم که اگرما يک نظام آموزشي کارآمد داراي