مبلغ درمقابل عملكرد قابل توجهي است.آقايي كه اين مبلغ را برده درمقابل آن چه كارمثبتي كرده وكسي كه برنده نشده چه كار منفي را مرتكب شده؟! درصوتي كه ملاك معلومات فرد است نه چيز ديگر؛ چون ممكن است برنده شانسي!؟ از نظر اطلاعات وآگاهي، با بازنده هرگز قابل مقايسه نباشد!؟ اين را چگونه توجيه و يا تعرف مي كنيم؟! البته پرسش ما دركندو» و ديگر مسابقات شما محدود نمي شود و اين طور نيست، بلكه در بسياري از مسابقات، اين بي عدالتي، بي انصافي و نسنجيدگي...،ديده مي شود!؟ و سرسري ازكنارآن مي گذريم و به آسيب ها و شناخت علل و عوامل و علت العلل ها توجه نداريم و يا آنها را نا چيزي مي انگاريم درصورتي كه كساني در مجموع قرباني اين قبيل عوارض رواني، بد آموزي... مي شوند به طوركه خود ما نمي دانيم براي چه بيماريم و يا اينكه تصور مي كنيم زنده بودن و زندگي يعني همين!؟ كه متأسفانه بسياري به همين برداشت بيمارگونه مبتلا هستيم كه جاي كتابي دراين خصوص خالي و اين خلأ پيامد هاي نا گواري درقشر مبتلا به فقر فرهنگي، ازخود به جا گذاشته و مي گذارد كه دهها آيه قرآن، روايت و شواهد تاريخي پيرامون آن قابل بررسي است.

چه بايد كرد و چگونه؟

        براي اينكه توجه شود، ما بي خبر نيستيم، سال هاي متمادي در وقت تبليغ و حتي زمان جنگ هشت ساله عراق عليه ايران، براي رزمندگان مسابقه داشتيم هم  به صورت تشريحي بود نه تستسي بي اثر!؟ و هم درمورد جايزه دادن، به گونه اي بود، تا آنجا كه مي شد ولو يك خود كار، افراد شركت كننده را بي  بهره و دلسرد نمي كرديم. همين روش به افراد تفهيم مي كند،آن كسي كه نفر اول است، به جهت آگاهي بالاي اوست كه نصيب بيشتري دارد، نه چيزديگر و لذا اين روش است كه خلاقيت را ازقوه به فعليت مي  رساند و عشق و انگيزه را دروجود افراد زنده و فعال مي سازد؛ درست  برعكس روش شانسي كه افراد داراي معلومات را ازداشتن انگيزه  پويا  باز داشته و دلسرد مي كند و افراد كم سواد را بگونه ديكر از يك سو با طرز تفكر غلط شاني شكل مي دهد و از سوي ديگر، براي ارتقاء معلومات در او ايجاد انگيزه نمي كند؛ بلكه ركود فكري وبي تحركي را دراو جايگزين خواهد كرد!؟ كه فرد زماني متوجه مي شود كه چه بلايي بر سرش آمده و ديگر راه برگشت نا ممكن و يا سخت خواهد بود!؟.

        خيلي از قرعه كشي ها هم زيان  بشتري از اثرات فرهنگي  برجاي مي گذارند. لذا قرعه كشي درصورتي درست است كه راه ديگري نباشد. به هرصورت ملاك ميزان صد درصد معلومات است.چه اشكالي دارد مساوي ها را مثل هم و  بقيه را امتياز  بندي كرده و ازيك امتياز تا...، اعلام شود، امتياز فلاني اين تعداد مي باشد، و جمع امتيازچند مسابقه او مثْلاً صد مورد مي باشد و  از صد كه كذشت صاحب امتياز، برنده اين مقدارجايزه است و از اين بعد هم  به همين سبك حساب شود. درصورتي كه اين روش هم كسي را ملول و بي انگزه  نمي كند و افراد كم سود برنده را دچار غرور نمي كند، و هم بهترين روش فرهنگ سازي است؛ يعني همه افراد هركس درحد انگيزه و معلوماتش در  اين مسابقه شركت و رشد خواهد كرد. مهم اينكه مقوله شانس خرافي زيان  بار را درجامعه ترويج نمي شود.   موضع  اعتقاد به شانس تا كنون، بيساري را از هر نظر بيچاره،زمينگير، وابسته كرده است!؟.شهيد مرتضي مطهري دريكي ازآثارخود دراين باره توضيح داده است؛ كه همين اعتقاد به شانس و  برداشت غلط از قضا و قدر،چه ها كه برسرمسلمانان نياورده است. به همين جهت به دشمنان اسلام وابسته شديم و درحال حاضر برخي ازكشور هاي اسلامي  با همه وجود درخدمت آمريكا و حتي اسرئيل غاصب هستند و درخون ريزي كه همين الان(28/8/1391، در نوارغزه فلسطين جريان دارد، شريك هستند!؟ به هرصورت به گوشه اي از نظر شهيد مرتضي مطهري توجه كنيم«.تأثیر در افکار و عقاید: یکی از این تأثیرات این است که در صورت عدم وجود عدالت درجامعه، مردم به بخت و شانس روی آورده و در واقع اعتقاد به آن ریشه درمظالم و بی عدالتی های جامعه دارد. هر موقع عدالت اجتماعی متزلزل شده و استحقاق ها رعایت نشده، حقوق افراد مراعات نگردد، در تعویض مشاغل، حساب های شخصی و پارتی مؤثر باشد، در نتیجه  فکر بخت و شانس درجامعه قوت می گیرد».كتاب هاي اين بزرگوار را مطالعه كرده ام، افسوس كه درميان ما نيست.

       شايان ذكراست،موضوع قرعه كشي از نظر اسلام، براي هرامر مشكلي است، كه هيچ راه حل ديگري وجود نداشته  باشد. در مسابقات كه موضوع فرهنگ سازي و ايجاد انگيزه  با آن اهميتش ولو ميليون ها براي جايزه هزينه شود اولويت با فرهنگ سازي است كه با جان و حثيت فرد و جامعه سروكاردارد، تجاوز به انف، دزدي گاهي همراه با قتل صاحب مال،آدم ربايي ها، درشهر... وارد  باغ شدند و چند زن و دختر مورد... قراردادند!؟و بعه اعدام شدند.و  نمونه هاي ديگر، ازجمله طلاق...، از مقوله فقر فرهنگي است كه اين گونه مسابقات نسبت به اين قبيل پديده هاي شوم خسارت بار، بايد روشي پيشگيرانه دردستوركارخو داشته باشند. اينكه اين زنبور ازكدام كندو است،و...،و...، چه دردي ازدرد هاي كشنده عفت و امنيت عمومي، اخلاقي، و...،را درمان مي كند؟!20هزار زنداني به جهت عدم توان در پردخت مهريه، براثرفقر فرهنگي است؟! صدا و سيما از مال همين مردم اداره مي شود و بايد اين اوقات كه حق مردم است، صرف اولويت ها و مبتلا به ها شود، مسابقه«كندو» و مانند آن، در باره حفظ ناموس و حيثيت مردم چه كاردارد مي كند، جواب ما ها چيت؟! در مقابل آيه 32 سوره مائده.كه حيات بخشيدن به يك انسان را با حيات بخشيدن به همه بشرمساوي مي داند؛ با فلان مسابقه فرهنگ سازي كه يك نفررا ازانحراف نجات بدهدآقاي زرنگ...، كه با يك كلام( كندوي4)200000، تومان مي برد اين چه ربطي با فرهنگ سازي و نجات يك انسان ازگمراهي دارد؟، درست است سرگرمي هم بايد باشد ولي چطور و جاي اولويت ها كجاست؟درصورتي كه هر نوع مسابقه اي را مي شود از نظر شكلي، سرگرم كننده و دلپذير انجام داد كه هم فرهنگ سازي باشد، هم سرگرمي.طرح آن را حاضرم  بدهم. تا حجت بر برخي ، بد عمل كردن ها، بي نظمي و بي برنامگي كارشناسي شده، تمام شود.

        اگرهدف از اين مسابقه ها واقعاً به جهت فرهنگ سازي است، چه اشكالي دارد، براي فرهنگ سازي و ارتقاء معلومات درجامه، ملبغي هم اينجا هزينه كنيم تا درمقابل جنگ نرم، مردم را روز به روزآگاه و توانا تركنيم كه از ضروري ترين موضوع فرهنگ سازي درهمه زمينه هاست،كه درحوادث امثال جنگ نرم با دشمن،دچارمشكلات بازدارنده نشويم، حياتي ترين چيزي كه در شرايط فعلي  بايد همه امكانات را براي آن بسيج كرد؛ فرهنگ سازي و اطلاعات عمومي براي مقابله با تهاجم فرهنگي و جنگ نرم است.كه جا دارد ميليارد ها تومان دراين باره هزينه كرد؛چقدر براي مبارزه با مواد مخدرهزينه مي كنيم و  بيش از1500 شهيد داده ايم. مسابقه «كندو» و امثا آن، جزسرگرمي چه چيز براي مقابله باجنگ نرم،و.... به ارمقان مي آورند؟ به هرصورت به جهت اهميت قضيه از طرف افراد خير،كارخانه داران، خود دولت... مي توان كمك هايي را جذب كرد، چون در نگاه ديگرحيف است وقت با ارزش مردم و رسانه ملي كه واقعاً وسيله خوبي است  براي ارتقاء فرهنگي و اطلاعات  عمومي، اين گونه  بيهود صرف شود.

كلام آخر و طرح پيشنهادي ما

          ما تنها به يك مورد ازكليات طرح مي پردازيم وآن اينكه  براي تهيه اين قبيل مسابقات وكلاً فيلم ها و نمايش ها،و...، به خصوص براي كودكان و نو جوانان، ضرورتاً به كارشناساني با تجربه نياز است كه به مواردي آزآنها بايد توجه كنيم. اسلام شناس درحد كارشناس. مثل راننده اي كه از مسائل ميكانيكي... ماشين هم وارد است، نه صرف اسلام شناس بودن، روانشناس جامع و  با  تجربه كه از روانشناسي كودكان تا بزرگ سالان را دانسته و  با تجربه و مديرهم باشد؛ چون هرجا و هركس...، شرايط خاص خود را دارد و  از فلان نمايش، مسابقه، فيلم، برداشتي متفاوت دارند...،جامعه شناش درحد كارشناس با تجربه و اطلا عات جامع، فرا  تراز تخصص جامعه شناسي ازجمله شناخت سياسسي،اجتماعي...،كارشناس در مسائل تاريخي، مذهبي، اخلاقي، فقهي،...، البته موضوع كارشناسي و تخصص در عوامل تهيه برنامه مسابقه...، خلاصه نمي شود، بلكه همه عواملي را شامل مي شود كه به نوعي دخيل دركارند؛ به خصوص مجريان كه از اهميت بيشتري برخور دارند و لذا مجريان  بايد حد اقل ازجهت روان شناسي مطلع باشند. شناخت درد، تجويز داروي مناسب،خيلي مهم است ولي اگرمعالج كاستي داشته باشد ممكن است جان بيمار درخطر واقع شود. درست مانند منابع اسلامي كه قالب ما براي عرضه آن اگر ناقص باشد گاهي زيان آورد است. به هرصورت خوب است، روش مسابقه را از قرآن، الگو برداري كنيم، آيه 48 سوره مائده،آيه148سوره بقره.

      اين را هم اضافه كنم. منظور ناديده گرفتن نقش بي بديل صدا و سيما درجايگاه خود نيست؛ كسي نيست نداند شما عزيزان زحمت كش واقعاً براي سعادت و ارتقاع همه جانبه مردم با هم وجود مي كوشيد.صدا و سيما به خصوص در شرايط حساس كشور، تا كنون شايتگي خود را جوانمردانه متجلي ساخته است. اين هم كه حرف زده مي شود به خاطر اين است كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي بايد درجهان الگو و نمونه شود،كه افتخاري بيش از اين براي كشور اسلامي باشد، و به كم قانع نشود:

«احب اخوانی الّی من اهدی الّی عیوبی. محبوب ترين برادرانم من كساني هستند كه عيوبم را به من هديه كنند»، اصول كافي ج4ص452

 

 

                            عبد الحسین نجفی

                           همراه: 09368550280