طرح مسابقات در صدا وسيما                27/8/1391

موضوع:آثار منفي روحي و رواني... مسابقه عمدتاً  شانسي و بيهود گري به نام«كندو...»!؟

عصر تاريخ فوق كه برنامه مسابقه كندو، ديده مي شد،آقايي كه در مرحله اول50000  تومان برنده شده بود، در مرحله دوم ويژه، چون حدس او خطا رفت وكندو مفجر شد!؟ 50000  تومان او هم در شعله هاي آتش كندوي بي رحم سوخت وآه  سردي از قلب  درحال تپش آقاي بازنده مسابقه شانسي، بال آمد!؟ مجري هم به خاطر فرو نشاندن آتش نگراني آقا، مبلغي به او هديه كرد، شايد از شدت نگراني او  بكاهد!؟، اين مبلغ حق زحمات و معلومات او هست ولي لذتي كه ندارد هيچ، با علاقه آن را نمي گيرد!؟

     اين گونه مسابقات شانسي كه به قول شهيد مرتضي مطهري خرافي... است، متأسفانه نه تنها درصدا و سيماي قم بلكه درديگر صدا سيما ها و  در جاهايي ديكر زياد ديده ميشود.چندين سال است كه اين گونه مسابقات را رصد و مورد دقت قرار مي دهم، علاوه  بر اينكه آن هدف فرهنگ سازي و بالا بردن اطلاعات عمومي قابل تعريفي درآنها ديده نمي شود،گاهاً بد آموزي و دركل وقت تلف كردن ديده مي شود،و در مواردي مشكلات وآلودگي هاي روحي و رفتاري ايجاد و در ركود فكري اثر دارد.درصورتي كه هدف قابل تعريفي از مسابقه  درارتقاء معلومات و دركل فرهنگ سازي متصور نيست.

       اين روش بخت آزمايي و شانسي چگونه مي تواند ملاك و جهت بخش ارتقاي معلومات افرادي باشد كه كساني با داشتن آگاهي بالا شكست و كساني هم كه درآن حد نيستند برنده ميشوند؟. درصورت كه معلومات بر تر بايد ميزان باشد؛ نه شانس تا آنهايي كه در ميزان پايين هستند خود را  بالا كشيده و اين انگيزه سبب ارتقاي فردي و اجتماعي شده وآگاهي مردم كشورما روز به روز بالا رود آن هم معلوماتي كه درجامعه فعلي ما، بسياري براثر فقر فرهنگي طعمه تهاجم فرهنگي،جنگ نرم و شبه افكني هاي گونا گون مي شوند و عدم آگاهي هاي ضروري،روي هم رفته در بالارفتن فساد وكاستي هاي جامعه ما نقش دارد!؟، اين  مسابقه و امثال آن در مقابل  تهاجم فرهنگي چه دردي را دوا مي كند، شما چه تعرفي در اين مورد داريد؟ با وجود آن همه اتلاف وقت و  برعكس بنوعي ضد ارتقاء اطلاعات عمومي و فرهنگ سازي است كه ميتوان گفت: با هيج ملاك شرعي، عرفي... سازكاري ندارد و از منظر روانشناسي مخرب و در نگاه آسيب شناسانه آينده مخربي خواهد داشت كه تبعات آن زماني خود را نشان خواهد داد كه اقدام آسيب شناسي در روشن شدن علت العلل آن خواهد ماند. يكي از اثرات منفي آن اين مي تواند باشد كه افرادي برعكس اينكه بكوشند سطح معلوماتشان  بالا رود تا برنده شوند مي كوشند با بكارگيري طرفند هايي، برنده شوند!؟و در واقع ترويج شانسگرايي و تبعات آن خواهد بود!؟ كه از عقايد منفي روحي...چند جانبه است؟!موضوع اعتقاد به شانس بسياري را بيچاره كرده، حتي علت بچه هاي معلول مادر زاد را برگردن شانس انداخته وآن را مقصر ميدانند، درخواستگاري و انتخاب همسر،اين خرافه مخرب ديده ميشود!؟درحالي كه  مجري شما هم از شانس حرف ميزد!؟ در واقع مسابقه به طور نا خود آگاه  ترويج نوعي خرافه مرموز و مخرب است!؟

       حقيرچندين سال است اين دغدغه ذهنم را مشغول كرده و جز زيان توجيهي براي آن  پيدا نكردم. درلابلاي  برخي آثار مثبت مسابقه،كه ما  به آنها دلخوش كرده ايم،چنان ضربه اي به وضع آگاهي به خصوص جوانان وارد ميشود كه درك آن كار هركس نيست؛، ولي خروجي هاي آن كارخود را مي كنند!؟ از اين نمونه، موارد زيادي داريم كه خروجي اينها، در وراي مسائل فردي و اجتماعي خود را نشان ميدهند و  عوامل ديگرهم اينها را تقويت و هم سويي كرده و زماني  از قوه به فعليت مي رسند و ما آثارآنها را به عنوان مفاسد اجتماعي مشاهده ميكنيم؛ مانند طلاق ها گرايش به ....و....،و همين پيچيدگي و علت العلل هاي غير قابل شناخت مي باشدكه چند سال مرتب در مورد بي حجابي ...حرف زده ميشود،ستاد امر به معروف و نهي از منكر...،داريم ولي مفاسد دارند كارخود را كرده  و درحال پيشروي هستند!؟ مشكل ما خلأآسيب شناسي و كارشناسان آسيب شناسي آنچناني نداريم، مي باشد.چون  بفكر تأسيس آسيب شناسي نبوده و نيستيم متاسفانه درجهان هم روي آن كار نشده است، لذا جهان به يك باغ وحش تبديل شده و دركشور اسلامي قضيه3000ميليارد  دزدي  بانكي رخ ميدهد!؟

تكرار و تكميل زيانها

      منظوراينكه هم به خاطر اهميت موضوع و هم به جهت اينكه بحث زيانها كامل نشده، دراين قسمت با ذكرچند نكته آن را كامل تركنيم

         1)كنش و واكنش:كنش ها از ناحيه بر نامه متوجه فرد مي شود و هرگونه باشد، قطعاً از منظر روان شناسي، اثرمثبت و يا منفي خود را باقي ميكذارد.صرف نظر از اينكه فرد بخواهد، يا نخواه آن سيستم بيولوژيكي، درمقابل كنش ازخود واكنش نشان خواهد داد. من سه بار ديدم وقتي كندوي پوك منفجر و شعله آن بالا رفت، حتي تحمل آن براي ما سخت و نا خوشايند بود؛ تا چه رسد آن فرد و اطرافيان و  به خصوص بچه ها!؟كه ازلحن كلام آقا معلوم بود؛ با وجود قلب درحال ضربان او، يك باره دچارايست و تپش  مي شد كه اين گون خدا حافظي مي كند و مجري هم با لحني خاص و غيرعادي آقاي شكست خورده را بدرقه مي كرد!؟.

       2) حيوان را نگاه كن: شما مقداري علف سبز را رو بروي حيوان گرسنه بگيرد، درحالي كه با شتاب به طرف شما مي آيد، همين كه  نزديك شد علف را دور و توجه كنيد حيوان از هر نظرچه وضعي پيدا مي كند، دو باره اين كار را تكراركنيد، مسلم ديگر به طرف شما  نخواهد آمد. من فكر مي كنم كساني كه چند بارقلبشان با كندوي پوك شعله ورآزرده شده اند، ديگر به اين بازي دلخوشي ندارند و اگرهم شركت كنند  با دلهره كه جداً قلب را به شدت تحت تأثير قرارخواهد داد.حدو داً وسط هاي جنگ،آزر بايجان شرفي، ميان دوآب، تيپ...مسؤول عقيدتي سياسي گفت: چند بطري شراب را جلو الاغ تشنه گذاشيم، سرش را داخل سطل كرد و فوراً بالا آورد و «فِرتي» كرد و بسرعت دور شد!؟ بازجور ديگرْآن را گذاشتيم اين بار با حالت عصباني دور شد كه همه زدند به خنده و شراب خوارها ي سر بزير، همان جا گفتتند: چون الاغ شراب نخورد، ما ديگر نمي خوريم؛و نخوردند و شدند از مريدان نماز و مسجد!؟آيا اثر پذيري انسان ازحيوان كمتر و درحد يك حيوان آزرده... نمي شود؟!، فوقش انسان به خاطرجهاتي وانمود مي كند، نگران وآزرده نيست!؟

       3) كودكان چه؟:مسلم كودكان زيادي بيننده هستند و به دلايلي با آمادگي روحي و ذوقي... بيشتري نگاه و درعالم خاص خود، تجزيه و تحليل مي كنند.چه خودشان  بازي كنند و چه دركنارخانواده باشند كه مشغول مسابقه هستند، و يا اينكه همگي مسابقه را  تماشا  مي كنند. با توجه به اينكه  قبلاً گفته شد، كودكان هم قلبي لطيف تر و روحيه آسيب پذير تري دارند و هم از نظر تربيتي درحال شگل گيري روحي... هستند، وقتي«كندو» به طور نا گهاني منفجر ميشود چه وضعي پيدا خواهند كرد؟!. البته سال هاست كه  بر نامه كودك را رصد مي كنم، خيلي ازخود مجريان، حركت ها و يا حرف هايي دارند و يا چيز هايي  نمايش داده مي شود، كه اگر روزي ،آينده كودكان مشكل دار،آسيب شناسي شود؛ معلوم مي گردد، مشكل فعلي آقا از دوران كودكي و  براثر مثلاً ديدن فيلم... داراي هيجاني...،يا...، بوده است!؟ متأسفانه ما نه كارشناس آسيب شناسي آن چناني داريم، و نه سازمان آسيب شناسي مانند سازمان استاندارد كه كوچك ترين وسيله، بايد مهراستاندارد داشته باشد.و لي درمورد مسابقات كه با همه ساختار فكري عقيدتي، فرهنگي، اخلاقي... انسان سروكاردارد، خبري نيست!؟. در نوع ديگرآسيب پذيري،8000000كودك داراي مشكل اسكلتي و عضلاني هستيم كه ازجهتي، بي ربط با اين بد آموزي ها نيست، چون اين گونه مسابقات بايد طوري باشند كه مبتلا به هاي مردم، به خصوص نسل درحال شكل گيري را آماده كند، براي دست رسي به يك زندگي سالم و كارمد. مسابقه امثال كندو، چه نتيجه براي اين كودك معلول دارد كه شانس او گفته200000تومان را با گفتن(‌ من شماره 3را انتخاب كردم) برنده شود؟!، بلكه بايد با چيزي آشنا شود كه در وضع  عمومي او  اثري مفيد و ماندگارداشته باشد. مسابقه آينده خوبي را بري او رقم  بزند كه حتي در بزرگ سالي بداد او برسد كه خيلي ازچيز هاي مثبت و يامنفي در بزرگسالي خود را نشاني مي دهند؛ قسمت عمده اي از بيماري هاي مادر زادي، دوران طفوليت وكودكي اين طورند، به كتاب( مشاوره ژنتيك) دكتر غلامرضا نورزاد، نگاه كنيد.

       4)آزار و اذيت: ملاك درآزار و ازيت چيست؟ ازيت رساني فرقي ندارد كه از ناحيه چه كسي و باچه وسيله اي باشد، همين كه حد اقل براي فرد لذت آور نباشد؛ يا نو ع اذيت اتلاف وفت باشد اذيت حساب مي باشد؛ تا چه رسد كه فرد درحا انتظار، براي اينكه حد اقل درجمع خانواده شرمنده نباشدو منتظرند  برنده شده و كفي براي او بزنند ولي برعكس كف زدن و تبريك گفتن ها، با انفجاركندو، همزمان،بازنده  با جملاتي چون. متأسفانه،آخ شانس نگفت...، رو برو شود!؟ شما اينها را چگونه توجيه مي كنيد و نتيجه اين دلهره ها، ازيت شدن ها، ضربه روحي و شخصيتي... چييست؟چه تعريفي براي آن مي توان داشت؟ عبادت است،جهاد است...، كه بگويم هرچه سخت تر باشد، ارزش بيشتري دارد و پاداش آن بي شمار، و حوريان بهشت است!؟

       5) رعايت عدالت:صرف نظر از اينكه عدالت به معني اين است كه، هرچيزي را به جاي خود قراردادن و مقدم داشتن اولويت در مقابل استحقاق و عملكرد مي باشد؛كسي كه با گفتن يك كلمه(كندوي 5) به طور تصادفي200000، تومان برنده شود وكسي كه به طوراتفاقي با كندوي پوك وآتشزا رو برود مي شود، با كدام  يك از اصول عدالت، انصاف... مطابقت داشته و قابل توجيه است؟ اگراين