تمدن اسلام در اروپاي  به اعتراف خودشان 2/8/1391

         مطالبي كه درباره تمدن اسلامي، در اين‌جا خواهد آمده، همه اعتراف دانشمندان خود اروپائيان.. مي‌باشد، ما را متوجه اين واقعيت مي‌كند كه اگر اسلام را اين‌گونه به جهان معرفي كنيم به يقين جايي براي ستمگران غارتگر باقي نخواهد ماند تا به بهانه هرحمايت اقتصادي، صنعتي... هستي كشورهايي را به غارت ببرند، و به همين جهت بود كه با ايجاد تفرقه ميان سران مسلمان و جذب جوانان مسلمان، به مراكز فحشاي رايگان به حكومت 700 ساله مسلمانان، پايان دادند، تا چيزي به نام اسلام درجهان مطرح و جذاب نباشد؛ همان سياستي كه آمريكا در اين عصر، عليه ايران اعمال مي‌كند و با وجود اين كه تاكنون نتيجه عكس گرفته است ،‌بازهم دست بردار نيست، كه شايد بار ديگر با به كارگيري شيوه‌ هاي غارتگري و آقايي مداخله گرانه فرا مرزي او، بدون هيچ رقيبي ادامه يابد،‌در حالي كه شرايط اين عصر ديگر ظرفيت اين شعبده ‌‌بازي ‌ها را ندارد و امروز عصر جديد و عرصه ظهور و شكوفايي واقعيت‌ ها صادقانه همگان پسند است نه دروغ!؟..

گوشه‌اي از اعترافات شنيدني!؟

       «مسلمانان عرب و بربرهاي شمال آفريقا در سال 92 هجري تحت فرماندهي سردار نامي طارق بن‌زياد كه خود از قوم سلحشور بربر و يكي از افسران لايق موسي‌بن‌نمير، فرمانرواي آفريقا بود،‌ با دوازده هزار سپاهي از تنگه ميان مراكش و اسپاينا كه امروز به نام وي به جل الطارق است گذشت و در اندك زماني سراسر اسپانيا كه شامل كشور پرتقال كنوني هم بود فتح كرد اين فتح با نهايت سرعت اجام گرفت. تمام شهرهاي بزرگف دروازه‌هاي را بر روي اين سپاه فاتح گشودند و مانند قرطبه،‌ملقه، غرناطه، طليطله شهرهاي بدون مزاحمت فتح شده و به تصرف مسلمين در آمدند،‌و در طليطله كه پاي تحت مسيحيان بود بيست و پنج‌تاج از سلاطين (گت) به دست آن ها افتاد. دكتر «گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مي‌نويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طور يكصد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد وابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،‌كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاه‌ها و دانشكده‌هايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهره‌مند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مي‌نويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و ني شكر، زيتونو درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نرها احداث نمودند كه هنوز باقي مي‌باشد. از جمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر مي‌شد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفت و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانهاي كشور از قبيل كاني نفره،‌آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و از روي قواعد صحيح استخراج مي‌كردند، پارچه حريري خيل قشنگ مي‌بايتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبه‌اي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي مي‌باشد. چنين معلوم مي‌شود كه فن‌رنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم‌نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مي‌نويسد دوران 700 ساله جكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرت‌انگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت‌انگيز مي‌باشد،‌تمدن و فرهنگ عالي و بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده‌اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرار گرفته و تا اندازه‌اي مجذوب آن شده است مي‌گويد، «مورها آن حكومت حيرت‌انگيز»(كوردووا)(قرطيه) را بوجود آوردند كه از شگفتي‌هاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه مي‌خورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب مي‌تابيد، در اين شهر كتابخانه‌هاي فراوان وجود داشت كه معتبرترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت.

        دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسيا غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان مي‌گويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را مي‌دانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عالي‌ترين طبقات هم بودند در جهل كامل بسر مي‌بردند».

       مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي در كتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خان‌شيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت‌هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يوناني را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا مي‌توان دريافت كه بي‌شبه ترقيات حاليه ارپوا را مسلمانان باعث و باني بوده‌اند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و مي‌توان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها مي‌كنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بوده‌اند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و مي‌دادند.»

       مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخ‌نويسان ايشان بي‌حساب بوده‌اند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليمف‌تسلط مسلمانان،‌تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقي‌هاي فوق‌العاده كردند دكتر كرانتين مي‌گويد در اسپانيان تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت و نفور مدارس به اندازه‌اي بود كه بوصف نمي‌آيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه‌اي از ديگري بهتر و معمورتر بود.

       خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ‌نويسان و فيلسوفان و استادان عالي مرتبت در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هتفاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت .

       «ميدل دراف» كه يكي از تاريخ‌نويسان ارپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح مي‌دهد و تمام ايشان به زبان عربي درس مي‌گفته‌اند.. در مقابل مردم بي‌شعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در سپانيا بي‌شك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.

الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و تا چه درجه باعث ترقي و تربيت ارپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمنان به سرداري طارق بن زي در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نمي‌آمد و از آنجا داخل خاك اروپا نمي‌شدند معلوم مي‌شد كه ما اهالي اروپا چه زيانها مي‌ديديم و تا چه اندزده از ترقي هاي حاليه دور مي‌افتاديم. جنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم».تاريخ فتوحات اسلام در اروپا، مؤلف شكيب ارسلان، مرحوم ترجمه علي دواني:

       لازم است در اين ‌باره توضيحي داده شود. علم و دانشي كه امروز غرب و اروپا به آن مي‌نازند و به وسيله آن زنده ‌اند، آيا اين فخر بجاست يا نه؟! همان‌طوركه دانشمندان خودشان اعتراف داشتند به نظر مي‌رسد چندان نيازي به توضيح نباشد. در اقع هرچه دارند از اسلام است و با آنچه از اسلام خود ما گرفتند،‌كشورهاي اسلامي را مستعمره خود قرار دادند و چه خون‌ ريزي‌ها... كه به راه نينداختند و همين حالا هم با قصاوت تمام، آن را ادامه نمي‌دهند!؟ و با همين غنيمتي كه از ما گرفته بودند چگونه ما را به خود وابسته كردند كه محتاج آنها باشيم، و اكنون كه ايران سربلند، درميان همه مي خواهد ديگر محتاج ونوكر آنها نباشد و ازهمان تمدن اسلامي خود كه آنها غصبش كرده ‌اند استفاده كند، به بهانه ‌هاي واهي مانع مي‌شوند از سفره گسترده تمدن اسلامي خودمان استفاده كنيم، خيلي بي اصافي و نا جوانمردانه است كه نگذاري كسي ازسفره خود اساتفده كند صفتي كه از هيچ مودجود غير انساني هم سر نميزند!؟

      جا دارد پرسيد چرا و چه چيز باعث شد خود ما تا اين حد از اسلام فاصله گرفته و تمدن آن را فراموش كنيم؟! در شش جلد كتاب (تاريخ سياسي ايران و جهان) دراين‌باره توضيح داده و علل و عوامل را ذكركرده ‌ام، كه جاي بحث آن اين جا نيست ولي در اين ‌باره، مرحوم مصطفي زماني دركتاب خود، (پيش‌گوئي‌هاي علمي قرآن صفحه 62)  مطلبي را آورده كه تا حدودي جواب سوأل را مي‌دهد «مفسيرعالقدر طناطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مي‌نويسد «آيا گمان مي‌كنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت‌پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمنان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم».

به هرصورت خود ما مقصر هستيم. درنگاه و از منظرجامعه‌شناسي، اين خلأحاصل عملكرد ما را، دشمنان اول با تسخير افكار... و بعد با جنگ و خون ريزي، غارتگري،وابسته كردن كشورهاي اسلامي پركردند!؟ درحالي كه مي‌شد اين گونه نباشد؛كاريست كه نه محال بود و نه كمبودي براي سازماندهي،و عملي ساختن حركت و ادامه آن وجود داشت. چون اسلام ما از هر نظر غني است به طوري كه دشمنان هم هرچه دارند از اسلام است به دليل اعتراف خودشان.من بر داشتي كه از مطالعات خود دارم. دو چيز باعث اين غفلت و عقب ماندگي ما در فضاي قابل ترقي شده است!؟. يكي اينكه با با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم؛ عكس كاري كه مسلمانان درطي700حكومت خود در اروپا كردند كه دليل روشن آن، با قرآن زندگي كردن آنها بوده است. اگرآنچه را كه در اروپا از خود به جاي گذاشتند و اروپا آنها را به سرقت برد، با دقت نگاه كنيم  خواهيم ديد،آيات قرآن آنها را به ما تعليم و نشان مي دهد؛ از جمله گسترش دانش،رفاه عمومي و بهداشت، اختراع... كه ما فوق تصور بشر در قرآن با صرحت آمده است.و لذا مسلمانان اروپا را با قرآن آباد كردند كه دانشمندان خودشان اعتراف دارند.و دوم آنها همان چيزي هايي را كه از قرآن ما گرفته بودند همان ها را در انواع و اقسام كالاهاي مورد نياز توليد و صادر كردند. چون اين كالاها را ما نداشيم و نتوان توليد كنيم، لذا با همان ها ما را مستعره خود قراردادند كه هنوزهم اكثركشور هاي اسلامي وابسته و نيازمند به آنها هستند؛ همان گونه كه بني اميه و بني عباس به گونه ديگر به نام اسلام و قرآن حكومت كردند و صاحبان اصلي اسلام و قرآن را ائمه (ع) شهيد كردند؛ چون پول و سفرچرب آنها، مسلمانان را با قرآن زندگي كردن جدا كرده بود؛ درحدي كه حرف رهبران ديني را گوش نكردند!؟ كه در نتيجه همان نماز خوان ها حسين(ع) و يارانش را دركربلا شهيد كردند!؟

عبدالحسين نجفي

همراه: 09368550280