اگرجماع کنی درشب پنجشنبه و فرزندی بهم رسد حاکمی ازحکام شریعت یا عالمی از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتی که آفتاب در میان آسمان باشد بازن خود نزدیکی کنی و فرزندی بهم رسد، شیطان نزدیک او نشود تا پیر شود و خدا او را سلامتی دردنیا و دین نصیب کند. یا علی اگرجماع کنی در شب جمعه و فرزندی بهم رسد. خطیب و سخنگو باشد و اگرجماع کنی در شب جمعه بعد از نماز خفتن[حدود نیمه شب] امید هست آن فرزند از ابدال باشد یا علی در ساعت اول شب جماع مکن که اگرفرزندی بهم رسد ایمن نیستی که ساحر باشد و دنیا را برآخرت اختیار نماید یا علی این وصیت را از من بیاموز چنانچه از جبرئیل آموختم»

          البته درمورد باید ها ، توجه به این نکته لازم است. این طور نیست که اگرآدمی فاسد، ظالم...، در شب جمعه...،آمیزش کرد حتمًا، فرزندی قابل تعریف از او متولد شود. ولی درمورد نباید ها فرقی ندارد فرد مؤمن باشد یا فاسق...، همین که در وقت ها وجا های که نهی شده، مقاربت صورت بگیرد، بدون استثنا آن اثر منفی را خواهد داشت. با توجه به این که، هرجا علل و عوامل متعدد و یا شدید، تر و یا کمتر و سبک تر باشد، تأثیر عمل، به همان اندازه خواهد بود. و به هرصورت خیلی باید رعایت کرد که لا اقل انسان ارزش هایی را مفت و بدون جهت ازدست ندهد بلکه بکوشد هرچند فرزندی که دارد، همه نخبه، دوست داشتنی، مایه افتخار، سربلندی، خرسندی، عاقبت به خیری و وسیله ذکرخیر برای والدین باشند؛ که آرزوی صد درصد همه والدین می باشد، که رسیدن به این آرزو نه محال است و نه مشکل و فقط دقت می خواهد و عمل، نه صرف پناه برخد ای تنها، و نه  درو کردن بدون کاشت...!؟

فلسفه آثار باید ها و نبایدها

        لازم است روایات فوق مورد بحث و بررسی قرارگیرد و طی کار های پژوهشی روشنگر و روان، نتیجه حاصله، مورد توجه قرارگیرد، چرا اسلام برای هم بسترشدن هایی وقتی تعیین فرموده است؟، وآیا این دستورات صرفاً شرعی و یا این که دارای جهتی علمی می باشند؟، که ضرورت دارد هرکسی دلیل این ها را بداند. این باید ها و نباید های  مقاربتی ، واقعیتی هستند مانند سایردستورات اسلام که با پیشرفت علم ، بشردارد به آنها می رسد. از جمله، چرا اسلام گفته ، مستحب است قبل از غذا دست ها شسته شود، که  پس از قرن ها، درعلم میکروب شناسی معلوم شد سرانگشتان دست از هرجای بدن بیشتر میکروب را جذب می کند و این می شود ، دستور شرعی و علمی چون میکروب شناسی چیزی از دستورات اسلام نیست که بر اساس علم نباشد.

بررسی نکاتی پیرامون روایات

         درمورد این که چرا اسلام تا این حد در مورد تعیین وقت برای مقاربت دقت نموده، به جهت این است که در نظام هستی هرچیزی ولوآنچه به چشم دیده نمی شود، برای انجام و مسیرآن از نظر زمان و مکان وقت وجایگاهی متناسب وضع شده است. که به آن نظم و نیز عدالت گفته می شود، یعنی هرچیزی را به جای خود  قراردادن، و این به خاطر دو جهت می باشد: یکی بدست آمدن باید های مورد نیاز و دوم جلو گیری از نباید هایی که مانع تحقق و یا سبب نابودی باید ها می شود که در موضوع بهداشت جنسی؛ داشتن فرزندانی سالم و ایده آل و جلو گیری از نباید هایی مانند معلولیت ها و ناقص الخلقه ها می باشد، که از نظر علمی و انسان شناسی، دارای نکات بسیاردقیق وحساسی می باشد، که وقتی مورد بررسی قرارگیرد خواهیم دید واقعیت هایی نهفته اند، مانند سایر دستورات اسلام که امروزه با پیشرفت علم، یکی پس از دیگری، بشردارد به آن ها می رسد که، اسلام در1500، اندی سال پیش گفته است. لذا برای همبستر شدن وقت معین کردن، بدان جهت است که شرایط زمان این اثر را روی مجموعه بدن و احساسات  انسان اعمال می کند که، بد نیست دراین جا به چند مورد دستورات فوق اشاره ای داشته باشیم  شاید قدری  اسرار روایات روشن شود

       1):تأثیر خورشید: درکتاب رفتاردرمانی اول، درمورد خورشید درمانی و فواید آن، بیش از پنج صفحه توضیح داده ام؛ ولی همین خورشید درجایی دیگری می تواند بیماری زا باشد. درکتاب بهداشت کاراز مهندس پریوش حلم سرشت و...، صفحه50 در مورد مضرات اشعه ماورای بنفش خورشید بحث می کند که درمیان کشاورزان ایجاد بیماری، ازجمله سرطان پوست می نماید. گرما زدگی های تابستان که درمواردی منجربه مرگ می شود، درکتاب مذکورچنین آمده است« جهت پیشگیری از ناراحتی پوست بایستی از تابش مستمرآفتاب به خصوص درکنار دریا و یا ارتفاعات که مقدار بیشتری اشعه ماوراء بنفش به زمین میرسد ...، و یا استفاده از سایه بانها جلوگیری نمود...». درمورد نهی از مقاربت درنورمستقیم خورشیدکه بدن درحال تحریکات عصبی لازم،  برای انزال کامل و به طورطبیعی منی می باشد، مقاربت باید در شرایط آرام و طبیعی و بدون دخالت هرچیزی قرار داشته باشد؛ به خصوص درحال انزال وانعقاد نطفه در رحم که بسیارحساس و همه سیستم های بدن  و زیر مجموعه های ریز و درشت آنها درشرایط آسیب پذیری قراردارند، اشعه ما ورای بنفش خورشید اثرخود را خواهد گذاشت و جنین را دچار مشکل کرده و همین بستری می شود برای این که باکمک عوامل دیگر، بستر موجود، منجر به نقص جزئی و یاکلی درجنین شود و لذا می فرماید « اگرحایلی جلو نور مستقیم خورشید نباشد ممکن است این مشکل رخ دهد». بنا براین، غیرازاین، چیز دیگری درمورد خورشید( با آن همه اثرات مثبتش) متصور نیست که البته این گونه مسائل عمیق و پیچیده به یک بحث علمی ، پژوهشی وسیع و گروهی نیاز دارد.

      2): شرایط طبیعی: درکتاب نا باروری و پسرشدن جنین توضیح داده ام، برای این که منی به طورطبیعی انزال شود، لازم است هیچ گونه نا امنی، ترس، دلهره، خستگی، عصبانیت، بی میلی، خواب آلودگی...، اصلاً وجود نداشته باشد. چون درغیراین صورت، اگرنا امنی...، تکرارشود نتنها نطفه و جنین، بلکه حتی خود سیستم قوای جنسی دچار مشکل جدی خواهد شد!؟، حدود د روز پیش آقایی که دچارمشکل جدی شده بود، این جا آمدند، وقتی ریشه یابی کردم معلوم شد، زنی را که صیقه کرده بوده، هم خیلی ترس و دلهره داشته که خانمش نفهمد و هم اینکه ، مقاربت با عجله و شتاب صورت گرفته بوده است. خودش گفت: الان کاملاً وضعم بد شده و بی میلم!؟، به اثبات رسیده فرد عصبانی آبی را که دارد می نوشد عصبانیت باعث می شود ملکول های آب را به طورکلی تغییردهد!؟، به همین جهت است که اسلام در باره منع از عصبانیت به شدت تأکید می کند. بنا براین، ترس و دلهره...، اثری خواهد داشت که سیستم قوای جنسی درآن شرایط، حالت طبیعی خود را به طورکلی از دست داده  و سیستم های هورمونی و عصبی ...، همان وضع را پیدا خواهندکرد که آب درمقابل عصبانیت  پیدا می کند. و این نوع آسیب هاست که جاهای دیگر هم مشکل ایجاد می کند مثلاً آسیب جنین که بچه نابینا متولد می شود، با بچه ای که خون خوار...، و یا نخبه متولد می شوند متفاوت است. ببینید نا آرامی...، با وضع طبیعی قوای جنسی چه می کند، تاچه رسد شرایط بسیارحساس انعقاد نطفه، درحالی که می ترسد کسی که در منزل خواب است بفهمد، و به همین خاطر امنیت وآرامش می باشد که درحدیث آمده است، عروسی درشب  و یا مقاربت بعد

از نصف شب باشد که هم شکم پرنیست و هم دیگر ترس، این که نکند کسی زنگ بزند، بیدار باشد...، منتفی است. مسأله نیمه ماه...، هم وضعی شبیه همین ها دارد که که مجال بررسی آنها نیست. البته به نظر می رسد که حتی ضرورت دارد کتابی مستقل فقط درباره همین سفارشات حضرت رسول (ص) به علی(ع) نوشته شود و دانشمندانی که دلشان برای بشرمی سوزد، تحقیقات وسیعی در مورد گفته های پیامبر(ص) انجام داده و نتایج آن را دراختیار بشر قراردهند تا دیگر شاهد این همه معلول وناقص الخلقه نباشیم!؟، که قبلاً گفته شد، وجود بیش از شش میلیون معلول درکشور هفتاد میلیونی واقعاً تأسف آوراست، طیف عظیمی ازجامعه علاوه برخارج شدنش ازچرخه تولید، موقعیت تخصصی...، آن همه مشکلات اقتصادی...، را متوجه دولت وخود مردم کرده و تبعات دیگر روحی و روانی خانواده ها...!؟ که همه را درکتاب « بیماری های وراثتی ومادر زادی» توضیح داده ام و این کتاب حاصل یک سال تحقیق درمورد معلولین، از نزدیک و مصاحبه با آنها درآسایشگاه معلولین و سالمندان خیریه بقیه الله قم است که قبلاً بدان اشاره شد.

نمونه ای از ناقص الخلقه ها

          برای این که تا حدودی متوجه شویم عدم رعایت بهداشت جنسی چه می کند، عکس هایی را که از مجله فرهنگی بهمن 1382 شماره 4 ، گزارش استثنایی از موزه ای درخارج، که در پیش رو دارم، شکل ناقص الخلقه هایی  بدین قرار می باشد: مردی با چهارچشم بر روی هم و بینی ممتد. خانمی با بینی به شکل خرطوم.  مردی با یک چشم در با لای بینی و ابرو ها به صورت دو بال پرنده به طرف بالا. پسر بچه ای با سه چشم که یکی ازآنها میان دو بینِی به صورت لوله مار پیچی، منتهی به سوراخی خرطومی شکل. مردی با دو سر بر روی هم نهاده و با چهار چشم و دو بینی مجزا ولی طبیعی. خانمی با چهار پا از لگن به پایین. مردی که دو صورت کامل به طرف پشت سر وجلو رو دارد: و چند نمونه دیگر و دو کودک پسر از ایران که قیافه بدی دارند، جلب توجه می کنند. استمناء و عمل زنا که هردو حرام و از زشت ترین رفتار انسان می باشند را، با نتیجه هم بستر شدن مشروع مقایسه کنید، تا متوجه شویم چرا آن همه روایت آن هم با آن همه تأکید در مورد وقت و زمان مقاربت ، به صورت باید ها و نباید ها آمده است؟!، و از این مقایسه پی ببریم همه این خوبی ها و بدی ها صرفاً نتیجه عملکرد خود بشراست و بس!؟، خلاصه اینهاست که ما را متوجه می نماید، که تنها دین اسلام، دین تأمین کننده، سالم  زیستن  و زندگی سعادت مندانه هر دو عالم می باشد.

چه باید کرد و چگونه؟

         برای حل مشکل چه راه کارهایی وجود دارد؟، چه کار باید کرد که انسان با دست خویش خود را دردریا ی نا خواسته های زیانبار غرق نسازد؟، درجواب این سؤالات باید گفت. خداوند نه کارعبس می کند و نه ناتوان از هرچه هست که لازم است انجام دهد. درسوره (والتین) پس از چندین سوگند، می فرماید« لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم: انسان را در بهترین صورت بیافریدیم» منظوراز«...احسن التقویم» این است که بشر برای شدن، به هرچیزی نیازداشته باشد خداوند درخودش به او ارزانی داشته است، وحدیثی مطلب را روشن تر می نماید «دوائک فیک ودائک منک: دوای درد تو درخودت، ولی بیماریت ازخودت می باشد» منظور« دوائک فیک » است، یعنی هرچه انسان بخواهد و نیاز داشته باشد در وجودش موجود است مانند عقل , شعور, تفکر...، و نیز برای شدن خداوند درچندین آیه می فرماید « سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض...: مسخر و رام شما ساختیم آنچه درآسمان ها و زمین است[1]»  چگونه عمل کردن ، یعنی با ساز وکاری حرکت کنیم که ما را درست به هدف برساند. که حضرت رسول (ص) می فرمایند « من ازآنچه نمی دانید نمی ترسم ولی بنگرید آنچه را انجام می دهید چگونه انجام می دهید». که مفهوم آن این می شود یعنی می ترسم ، براثر نا آگاهی  و ند اشتن ساز وکار لازم  به نتیجه مطلوب نرسید، زیاد شده که فرد واقعاً دلسوز است ولی چون خوب را از بد را نمی تواند تمیز دهد دچار اشتباه  می شود. ودریک کلام همه مشکلات بشراز مقوله چگونه عمل


[1] حج. آیه 65