طرح تهاجم عیله تهاجم فرهنگی                    27/7/1390

   ((تكرار انتشار اين طرح عمدتاً به خاطر اتخاباتي است كه در پيش رو داريم در رابطه با خاطره جنگ نرم سال 1388 كه مي دانيد!؟))                                              

     موضوع: برخورد منفعلانه در مقابل کسانی که با تز دزد باش و مرد باش، سفره خون خواری خود را با خون بی گناهان رنگین کرده  اند؟!

مقدمه طرح تهاجم  علیه تهاجم فرهنگی

        این روز ها کراراً از زبان برخی از مسؤولین شنیده می شود،ایران تروریست و ناقض حقوق بشرنیست!؟،آنهم درمقابل کسانی که بی مایه و درحال جان دادن هستند، کسانی که حتی بچه های مدارس ابتدایی هم ازجنایات و خوی حیوانی آنها با خبرو متنفرند، درحالی که ازآمریکا جز یک ببرکاغذی نیمه جان بیش نمانده و در سراشیبی زباله دانی تاریخ قراردارد. اینها ایران را به شکلی متهم  به تروریست کرده اند که برای همه خنده دار است؛ مثل کسی که دستش درخون مردم  فرو رفته و در همین حال دیگران را به ضد حقوق بشر... متهم کند!؟، این قضیه حتی برای مردم خود آمریکا روشن است. من متن سناریوی جدید آمریکا را از اینترنت گرفتم، نه تنها ایران باید جواب بدهد، بلکه اقدامات عملی تا نتیجه نهایی باید پیش رود و به برخورد انفعالی هم اکتفا نشود؛ چون انفعالی برخورد کردن ما، در همیشه یکی از علل این قبیل ماجرا ها بوده است و این ماجرا جرقه ای شد که هم در باره انفعالی برخورد کردن قدری توضیح دهم و هم کلیات طرح را  ارائه كنم.

         هدف ازطرح این است؛ چرا ما عادت کرده ایم منفعلانه برخورد کرده و همیشه در موضع دفاعی، وقت خود را صرف کنیم که از یک سو، سبب این برداشت می شود،لابد خبری هست که دفاع می کنند،و ازسوی دیگر، تفهیم می کند، اگر رقیب مشکلی دارد ،چرا علیه او دست به افشاگری نمی زنند؟. از همان اول استقرارحکومت اسلامی، درمقابل تهاجم فرهنگی در موضع دفاعی قرار گرفته و منفعلانه برخورد کردیم، که همین نوع مبارزه فرهنگی، بستری شد برای سرا زیر شدن سیل شبه افکنی ها به طرف مقدسات اسلام و بو جود آمدن امثال40هزارسایت علیه شیعه با دلارهای آمریکا به وسیله و هابیت،آنها در موضع تهاجمی قرار گرفتند، و تهاجم فرهنگی چه شکار هایی که نکرد و نمی کند، و نیز از یک سو، با منفعلانه برخود کردن بستر را برای آنها وسیع تر و آماده ترکردیم و از سوی دیگر از افشاگری کوبنده علیه دشمن غافل ماندیم،و فقط وقت خود را صرف جواب دادن به وسیله سخنرانی، نوشتن کتاب کردیم.و لذا از همان اول خاکریز هایی را یکی پس از دیگری ازدست دادیم که غیر از ضایعات آن، حاصل تهاجم فرهنگی سه میلیون جوان معتاد و تبعات آن شد و درپی آن مفاسد اجتماعی و حتی قسمتی از طلاق ها. .. ریشه در تبعات تهاجم فرهنگی دارد!؟.

      مشغول شدن ما، به پاسخ دادن به شبهات از يك سو باعث مي شود، نقاط ضعف و جنايات دشمن بلا منازعه باقي بماند، و علاوه بر اينك اذاهان جهان، ازآن بي اطلاع باقي مي ماند، فكر شود اينها مشكلي ندارند و گر نه رقيب آنها را با زگو  مي كرد  پس چرا  نمي كند؟و از سوي ديگر اين ذهنيت را درجهان به وجود مي آورد كه لابد در اعتقادات شيعه مسائلي هست كه اين گونه مورد خدشته است؛ چون اينها كه خدشه مي كنند ازخود اسلام هستند پس حرف اينها به واقعيت نزديك تراست!؟. و حد اقل اينكه هردو طرف در نظرشان مساوي تلقي شود!؟ از هزاران، شايد يك نفر باشد كه تجسس كند، حق باشيعه است يا وهابيت و يا حتي آمريكا ،درصورتي كه خيلي ها حرف آنها را هم بيشتر گوش مي دهند و هم بيشتر قبول ميكنند. اينكه گفته شد  از خود اسلام كساني را وامي دارند اسلام را بكوبند نقشه استعمار است كه وهابيت مدعي اسلام را  با 40هزار سايت مجهز مي كند،  با زبان فا رسي و  به نام مسلمان پيرو قرآن و رسول خدا (ص) بر عليه اعتقادات شيعه تا آنجا، شبه افكني كند كه هركس حرف آنها را  قبول كند كه شيعه خارج از دين و خون آنها مباح  است!؟ و لذا در مساجد... توسط بمب،... شعيان را مي كشند. در يك كلام  اين  بستر و خلأ اي است كه خود ما باعث آن شده ايم وآن اينكه در موضع دفاعي واقع شدن است و بس

کلیات طرح تهاجمی علیه تهاجم فرهنگی

      درمورد نتیجه جایگزین نمودن برخورد انفعالی،لازم نیست توضیح داده شود؛چون درهمین حد کافی است که زیان های جبران نا پذیر برخورد انفعالی را در نظر بگیریم، هر بد بختی تاکنون متوجه مسلمانان و اسلام شده از همین ناحیه بوده  است که جا دارد کتابی مستقل دراین باره نوشه شود تا معلوم گردد، چگونه  از یک سو زیان هایی متوجه اسلام شده و ازسوی دیگر، چه ارزش های گران بهایی را از دست داده و درهمین عصرحکومت اسلامی هم داریم می دهیم که نیاز به بررسی آسیب شناسی دارد، تا معلوم شود چه ارزش هايي را از دست داده ايم و چرا!؟

       1)در زندان ها چه می گذرد؟!: ازهمه زندانها و شکنجه گا های آمریکا... عکس، فیلم و هر نوع مستندات دیکر، جمع آوری شده و در روز نامه ها...، پوسترها، تابلو ها، در همه اماکن عمومی به نمایش گذاشته و فیلم هایی ساخته، تکثیرو توزیع شود. چگونه آنها برعلیه ما به دروغ فيلم می سازند ولی ما حقیت را نمی توانیم از این طریق دراختیار بشرقراردهیم، تا بیش از این حتی مردم خود آمریکا متوجه شوند سرمایه کشورشان کجا ها خرج می شود و  باید تاوان آن را داده و مشکلات اقتصادی را تحمل کنند. همین شورش های فعلی مردم آمریکا و اروپا، نتیجه برخی افشاگری های ایران است که ازشعار های آنها معلوم و قابل لمس است.چون خفقان و تبلیغات آن چنانی سرمایه داران آمریکا، همه راه هایی را که مردم باید بدانند درکشورشان چه می گذرد، بسته است؛ لذا چون روشنگری ما مورد استقبال مردم آمریکا و اروپا قرارخواهد گرفت و همین روشنگری ایران بود که در کشور های عربی برعلیه وابستگان آمریکا قیام کوبنده شد. بنا براین وظیفه رسالت جهانی ماست،برای نجات بشر از هر اقدامی دریغ نکنیم و این فرصت طلایی را از دست ندهیم. چون امروز تنور افکار جهان هم برای گرایش به واقعیت ها و اسلام  روزآمد و هم برای سرکوب ستمگران، واقعًا داغ وآماده شده است؛ لذا نبايد فرصت طلايي را از دست داد. 

        2) دفاع ازحقوق بشر: رسالت بشر را، که اسلام برعهده ما گذاشته چرا نتوانیم آمار جنایت آمریکا را برای حد اقل کشور های اسلامی جمع آوری و در این باره کتاب نوشته و فيلم بسازیم، و به خاطر جهاتی هم که شده به سازمان ملل گزارش کرده و پیگیر آن باشیم، همین کاری که رئیس محترم قوه قضائیه آیت الله لاریجانی طرح آن را دادند؛ باید دنبال شود، که البته چندین  نوع کار روی همین مستندات باید صورت بگیرد، تا لا اقل خود مردم ایران ماهیت این جنایت کاران را بهتر و بیشتر بشناسند اصلاً خانه ای نباشد که کتاب یا سی دی از جنایت شکنجه گاهای آمریکا درآن نباشد؛ تا بچه ها هم از همین حالا آثارجنایات آمریکا را حتي از دوران طفوليت بشناسند؛ و با روحیه ضد آمریکایی شكل گرفت و رشدکنند.

           3)دعوت به مناظره:دو مورد دعوتی که رئیس جمهور محترم آقای دکتراحمدی نژاد، از بوش و اوباما داشتند و قبول نکردند و دلیلی هم برای آن نداشتند؛ جهان متوجه این واقعیت و نا توانی آمریکا در مقابل ایران شد، که چقدر کوبنده بود و اگرهم حاضر به مناظر شده بودند، چون حرفی برای زدن نداشتند،بیشتر رسوا می شدند.و لذا به جهت گریز از رسوایی حاضر به مناظره نشدند. حقیر پیشنهاد می کنم از طریق سازمان ملل( با سایرکشور هایی که طعم جنایت آمریکا را چشیده اند) به طور رسمی به مناظره دعوت شوند و اگر قبول نکردند، رسماً به طور مشروح جواب بدهند،دلیل شرکت نکرد شان، دلیل حقوق بشرشان چیست؟ امروزکه رسانه ملی و همگانی،جهان را به دهکده کوچکی تبدیل کرده و حتی کوچک ترین،حرفی، با زبان محلی بگوش مردم جهان می رسد، فرصت خوبی  برای خفه کردن این بی منطق هاست. امروز روز نبرد رسانه ای، دیپلماسی... است و لذا دلارهای آمریکا پشتوانه40هزار وب سایت و هابیت بر علیه شیعه می باشد. جداً ما باید به طور بنیادی خود را برای جنگ نرم، جنگ رسانه ای،جنگ فضایی آماده کنیم؛ به گونه ای که برای همیشه حالت تهاجمی داشته باشیم؛ نه تدافعی و منتظر باشیم هر وقت حمله کردند دفاع کرده و منفعلانه برخورد کنیم!؟. لذا اگرخود را به طور سازمان یافته آماده نکنیم، به دلیل اینکه جهان خواران به تجربه یافته اند که دیگر تهدید و حمله نظامی کار برد ندارد، لذا همه کوشش خود را روی جنگ نرم،جنگ الکترونیکی ...، متمرکز کرده اند، به طوری که اگر غفلت کنیم ضربه  جبران ناپذيري خواهیم خورد.

         4) ماهیت امثال وهابیت: ما نباید در مو رد شبه افکنی ها کتاب بنویسیم چون کاریست بی مورد، ازجمله ما را از افشا گری باز می دارد، لذا کتاب برعلیه امثال وهابیت صرفاً  باید افشاگرانه باشد و جنایات آنها یکی پس از دیگری برملا شود و از همه مهم تر، از علمای اهل تسنن بخواهیم همانند یهودیان که علی صهیونیست حتی قیام کردند؛ اینها هم اعلام موضع کنند، چون هدف از هفته وحدت،در هر سال به خاطر این گونه مسائل بوده  نه صرف تشریفات.چون علمای سنی هم در اصل مخالف ماهیت و هابیت هستند ، باید به طور جدی پیگیر بود.

           5)وظیفه رسانه ها، مطبوعات،و...:همه رسانه ها، مطبوعات، ائمه جمعه و جماعات، طلاب و هرگوینده و نویسنده دیگر. هنر مندان درهمه زمینه های اشعاری...، سینمایی، تعاتری...،و ...، رسماً موظف باشند ازهر نوع تبلیغ و افشاگری مستند، دریغ نکرده و موضع تهاجمی را هیچ گاه از دست ندهند، به شبه افکنی هایی که معلوم است ازطرف دشمنان طراحی شده و دوستان نا آگاه به آنها دامن می زنند تا ضرورت ایجاب نکند جواب داده نشود؛چون این تز، به خاطر مخدوش کردن ذهن جوانان و سرگرم کردن ما به نوشتن کتاب، برای جواب شبهات و غافل ماندن از بر ملا کردن جنایاتی است که اگر مردم بدانند اینها را از بین خواهند برد.همان گونه که قبلاً گفته شد، منزلی نباشد که کتاب و سی دی افشاگری درآن نباشد همین طورهمه رسانه ها، مطبوعات...، باید این گونه امکانات را به طور وفور در اختیار داشته باشند؛ و نیز برای صدوراینها به خارج، کاملاً برنام ریزی شود و همه سایت ها و وبلاگ ها، ازهرچه در توان دارند کوتاهی نکنند.