4) ماهیت امثال وهابیت: ما نباید در مو رد شبه افکنی ها کتاب بنویسیم چون کاریست بی مورد، ازجمله ما را از افشا گری باز می دارد، لذا کتاب برعلیه امثال وهابیت صرفاً  باید افشاگرانه باشد و جنایات آنها یکی پس از دیگری برملا شود و از همه مهم تر، از علمای اهل تسنن بخواهیم همانند یهودیان که علی صهیونیست حتی قیام کردند؛ اینها هم اعلام موضع کنند، چون هدف از هفته وحدت،در هر سال به خاطر این گونه مسائل بوده  نه صرف تشریفات.چون علمای سنی هم در اصل مخالف ماهیت و هابیت هستند ، باید به طور جدی پیگیر بود.

           5)وظیفه رسانه ها، مطبوعات،و...:همه رسانه ها، مطبوعات، ائمه جمعه و جماعات، طلاب و هرگوینده و نویسنده دیگر. هنر مندان درهمه زمینه های اشعاری...، سینمایی، تعاتری...،و ...، رسماً موظف باشند ازهر نوع تبلیغ و افشاگری مستند، دریغ نکرده و موضع تهاجمی را هیچ گاه از دست ندهند، به شبه افکنی هایی که معلوم است ازطرف دشمنان طراحی شده و دوستان نا آگاه به آنها دامن می زنند تا ضرورت ایجاب نکند جواب داده نشود؛چون این تز، به خاطر مخدوش کردن ذهن جوانان و سرگرم کردن ما به نوشتن کتاب، برای جواب شبهات و غافل ماندن از بر ملا کردن جنایاتی است که اگر مردم بدانند اینها را از بین خواهند برد.همان گونه که قبلاً گفته شد، منزلی نباشد که کتاب و سی دی افشاگری درآن نباشد همین طورهمه رسانه ها، مطبوعات...، باید این گونه امکانات را به طور وفور در اختیار داشته باشند؛ و نیز برای صدوراینها به خارج، کاملاً برنام ریزی شود و همه سایت ها و وبلاگ ها، ازهرچه در توان دارند کوتاهی نکنند.

           البته اين چند مورد خود طرح نيست كه بايد سازمان يافته، براي هميشه و نهاد ها و عوامل زيادي هركدام در موقع مناسب  انجام وظيفه كنند.خود طرح نياز به اتاق فكر،وجود كار شناسان در همه موضوعات سياسي...،و در درجه اول آسيب شناسي دارد، كه ازكجا و چگونه شروع و به كارخود ادامه دهد. مهم اينكه روش هاي تهاجم چيت و سپس پيدا كردن راه هاي خنثي سازي از يك سو، و از سوي ديگر، فعاليت هاي پيشگيرانه  تهاجمي كه قبلاً به مواردي ازآن پرداختم. اين را هم اضافه كنم ، بدون اين طرح،آن كاري كه بايد صورت نخواهد گرفت؛چون هم تكاليف هر نهاد وگروهي معلوم نشده؛ هم اينكه همين طوري هرچه شد، براي همه الزام آور نخواهد بود. به هرصورت نياز به چهارچوب تعيين كننده همه جهت هاي حركت خنثي سازي... مي باشد كه بايد گفت: همين چند سطر بيش از چندين صفحه مي شود كه به طور فشرده بيان شد.

           اين قاعده كلي است كه گفته مي شود. استعمار ازهر دري وارد شده، بايد ازهمان در بيرونش كرد؛ مثلاً تهاجم فرهنگي سياسي ، نظامي، تحريم اقتصادي...است، بايد همان گونه برخود كرد. مثلاً چگونه از يك سو خلأ را پر و مثلاً  اينترنت را به گونه اي ساز ماندهي كرد كه راه نفوذ تهاجم فرهنگي بسته شود. درست مثل عمليات نظامي كه اگر همه واحد ها با هم هما هنگ نباشند در مرحله اول شكست حتمي است.ما فكر مي كنيم اينها شب راحت مي خوابند و صبح عليه ما دست به توطئه  مي زنند؛ درحالي كه كارشناسان با تجربه، آنها ماها روي يك طرح كار مي كنند.روي طرح براندازي 1388كه انتخابات رياست جمهوري بود، بيش از شش ماه كاركرده بودند؛آنهم با همكاري، چندين كارگروه و درنتيجه چنين تنظيم و تقسيم سازمان دهي كار عملياتي را سامان داده و گروه هاي عمل كننده، تداركاتي... همه را رديف كرده و براي هر عملياتي آماده و مجهز كرده بودند.

          با توجه به مشاركت مردمي، بايد از بسيج، خود مردم، حوزه علميه،و...،كمك گرفت و در يك سازماندهي حساب شده، دراز مدت، مسؤوليت هركدام اينها معين و تحت نظارت محوري واحد،با اتاق فكر، هر روزطرح و تاكتيك عملياتي داده شود.اين سازمان بايد به گونه اي پيش بيني كند كه براي هميشه باشد؛ چون از صدر اسلام تا كنون اين طور بوده و خواهد بود؛ بلكه درعصرجنگ نرم كه هم شرايط پيچيده تر و نسبت به شرايط زمان... متغير است، لذا ايجاب مي كند ماندگار باشد.من باوردارم همين كه بدانند ما چنين سازماني تشكيل داده ايم به دليل آيه60 سوره انفال،اينها قطعا كوتا خواهند آمد؛ همان طور وقتي ديدند نيروي دفاعي كشورمجهز به سلاح هاي پيشرفته روزاست و روز به روز دارد خود را مجهز ترمي كند، دشمن عقب نشيني كرد. اين را اضافه كنم اينكه تهاجم فرهنكي روز روز تشديد مي شود؛ به جهت خلأ اي است كه وجود دارد؛ مثال منزلي كه نه حصاردارد، چون خط مرزي كه نه نيرو باشد و نه خاكريز.

         

 طرح حوزه علميه تا كنون درمقابل تهاجم فرهنگي،جنگ نرم...چه بوده چگونه تا كنون با تهاجم فرهنگي و جنگ نرم مبارزه كردهاست؟،وزير فرهنگ ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات،خود دولت، رسانه ملي،وزيركشور، نيروي انتظامي...،كدام طرح مدون و كار شناسي شده را به اجراع گذاشته اند؟،هماهنگي چگونه، تقسيم كار به چه صورتي است؟؛ محوري كه بايد يكي باشد، نه هرج و مرج... كدام و كيست؟،آيا مديريت شورايي است و يا...؟ وآيا محوريت با حوزه علميه است،ياوظيفه دولت؟ اصلاً مشكل همين جاست كه شايد تا كنون تصورآنهم براي كسي پيش نيامده باشد!؟ اينكه گفته شد، مشكل همين جاست به جهت اينكه اگر معلوم بود، مسؤل كيست الزاماً بايد محور بوده و حركت را به شايستگي مديريت كند.آنگاه از يك سو، مردم مي دانستند به چه كسي بايد درخواست همكاري داشته باشند و اگر كوتاهي و نارسايي ديده شده،مردم حق اعتراض داشته و دليل بخواند چه دولت  باشد يا حوزه علميه؛ مردم حق دارند از هردو درخواست و يا اعتراض كنند.حوزه از اين نظركه ازطرف خدا مسؤليت هدايت بشررا برعهده دارد و اگردولت باشد همين طور،چون دولت اجيرو خادم مردم است،مثلاً اعتراض كنند كه فرزنداشان مرتب طعمه تهاجم فرهنگي شده و سه ميليون معتاد يك نمونه آن است،و از سوي ديگري چون مسؤوليت معلوم است بدون اينكه منتظرديگري باشد بايد،عوامل را سازماندهي كرده و براي سركوب نمودن... تهاجم فرهنگي و جنگ نرم بلا درنگ حركت كند.ولي چنين نيست.

           شبيه اين مثال ساده است كه آقايي، به مرغ ها كيش ميكرد بروند، ولي هركدام به ديگرگفت: با شماست،وكسي نرفت وقتي آقا با چيزي زد و پاي يكي را شكست، همه گفتند: ديدي گفتيم با شماست»!؟، همه مي گويند نيروي انتظامي با يد طرح امنيت اجتماعي را پياده كند، كساني مي گويند: پس حوزه هاي علميه كه...،چه كار مي كنند؟! كساني روي هم رفت مي گويند: دولت بايد به داد مردم برسد اينها كه كارخلاف...كرده اند بايد اعدام شوند...،و لذا مفاسد،گرايش به مواد مخدر و تبعات آن طلاق، دزدي، تجاوز به عنف...، نه تنها كاهش نيافته بلكه سال به سال افزايش هم دارد؛ ازجمله طلاق...، همه اينها به اين دليل است كه نه طرحي وجود دارد و نه معلوم است مسؤوليت و مديريت محورچه كسي بايد باشد!؟ درست مانند دو دو تا چهار تا است كه مشكلات و فساد اجتماعي ناشي از تهاجم فرهنگي از همين جا شروع مي شود و عوامل متعدد ديگر هم آن را همراهي مي كنند و باعث مشكلات و معضلات  مي شوند.

           به هرصورت اينها نشانگراين است كه طرح قابل تعريف كارشناسي شده اي وجود ندارد، و كارهايي هم كه صور مي گيرد، جامعيت،هماهنگي، كارشناسي نشده و مهم اينكه، با لحاظ آسيب شناسي طرح ها بايد اجرايي شود كه نشده و خلاصه بدون تقسيم كارو سازماندهي لازم،هركس خودش هم محوراست هم عمل كننده.و نيزهدف گيريها براساس شناخت نقطه ضعف و نقطه قوت هاي خودي و دشمن نيست، اينكه بايد مقابله به مثل معين باشد؛ با چه روشي بايد توطئه دشمن را خنثي كرد معلوم نيست!؟حوزه علميه بايد مسؤول اجراي طرح و محور باشد يا دولت معلوم نيست.در واقع مكركاريك ساختمان را مي شود همين طور شروع كرد، مهندس ناظر...، نمي خواهد كجا طرحي نوشته شده كه مربوط به جنگ نرم است و تكليف هركس را در شرايط عادي و بحراني معين كرده باشد؟ من حاضركليات طرح و چند طرح هم زماني را با اين طرح  بدهم. چون درجنگ نرم همه بلا استثنا بايد هركس به ميزان توان و اشكال متفاوت كاري خود ازآمادگي لازم برخور دار باشد و  به وقت بداند چكاركند. شبه افكني است با حوزه،رسانه است با صداو سيما، اقتصادي است با وزيراقتصاد، اجتماعي است با وزيركشور، نيرو انتظامي...، توطئه ديپلماسي است با...،نظامي است با...،...با....با...،اينها بايد حساب شده و به وقت موضع گيري شود؛آيا اين طور است؟جنگ نرم و تهاهم فرهنگي كه تنها در يك مورد40هزار سايت و هابيت با پشتي باني دلارهاي آمريكا و طرح و نقشه صهيونيست و انگليس، عليه شيعه تبليغ مي كنند!؟، با سنخراني شعاركونه... مي توان تهاجم فرهنگي و جنگ نرم را حد اقل متوفق كرد؟ 

          مقام معظم رهبی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته که به مناسبت13آبان 58 ،روز اشغال لانه جاسوسی آمریکا که مردم خدمتشان رسیده بودند، درمورد سناریوی جدید آمریکا برعلیه سپاه پاسداران، فرمودند« ما صدتا سند بدون خدشه، در مورد کار های تروریستی آمریکا در ایران داریم که با آن آبروی آمریکا را خواهیم برد(به این مضمون).این گوشه ای ازجنایات روشن آمریکا درایران است که امید می رود مقام معظم رهبری، دستور فرمایند قوه قضائیه در همین مورد علیه آمریکا اعلام جرم کرده و رسماً بخواهند در سازمان ملل برای پاسخ گویی حاضر شوند.

          شایان ذکر است هرکنشی قهراً واکنشی در پی خواهد داشت كه با توجه به آن، باید شروع کرد ولی از یک سو حرکت تهاجمی حساب شده همیشه و درطول تاریخ برنده نهایی بوده و بهترین راه پیشگیری و باز دارنده از شبه افکنی و تهاجم فرهنگی خواهد بود.و از سوی دیگر با وجود افشا گری نسبت به ماهیت بی اساس ستمگران، درشرایط فعلی جهان،و اینکه افراد بی مایه زود به آخرخط رسیده و رسوا می شوند، لذا به هرکاری دست بزنند بیش از سرابی برای آنها اثری ندارد و خواهیم دید که در نهایت در موضع دفائی قرارگرفته و منفعلانه با مسائل رو برو خواهند شد. مهم اینکه نسل جوان که سر شار از روحیه پرخاشگری است، نتنها درکشور های اسلامی، بلکه درخود کشورهای غربی و ارو پایی استقبال خواهند کردکه درحال حاضر شاهد تظاهرات آنها علیه دولت های مستبدشان هستیم،و قیامشان ازجهات زیادی عین قیام خود ایران 33 سال پیش است.دیشب (8/8/1390) بود که در ضمن خبر، تحصن مردم آمریکا درچادر هایی که زده بودند و درحالی که برف می بارید، علیه نظام سرمایه داری«وال استريت» شعار می دادند. خلاصه بايد با ساز وكارحساب شده حركت كرد تا به جايي برسيم كه ما مهاجم باشيم وآنها مدافع تا سرانجام مردم عليه ستمگران كشورخود، قيام كنند.