مگرر صورت بگیرد آن آرامش و لطافتی که در دامن والدین همراه انرژي به کودک منتقل می شود در وجود دیگران نیست که بخواهند آن را به طفل منتقل کنند.اتفاقاً موردي را كه چندين سال است مرتبت رصد مي كنم، فردي است كه بعد از تولد پدر و بعد از يك سال مادر هم فوت مي كند و ايشان در دامن عمه و عمو كه مهربان هم بو دند، بزرگ مي شود، ايشان گرفتگي روحي دارد، بگونه اي عقده اي بد اخلاق و  زود رنج  به نظرمي رسد، مرتب خود را به بيماري مي زند و دوست دارد كسي از او دلجوي و محبت كند، نا آرام و بي قرار است، درك  عقلي آن چناني ندارد، از هركس بهانه گيري مي كند وكلاً دچار مشكل كمبود محبت و مبتلا به عقده رواني مي باشد و فلاً در 75سلگي به سر مي برد.                                                                                                             

        4) و نیز تجربه محققانه ثابت کرده است، با توجه اینکه بغل کردن کودک در تقویت قوای مغزی، سیستم عصبی مرتبط به آن، رشد عاطفی کودک اثردارد، هیچ چیز دیگر و یا کسی دیگر جز والدین آن خصوصیت را ندارند و جبران کننده نیست. مثلاً بغل کردن  پدر  بزرگ مادر بزرگ، و یا هرآدم پر مهر دیگری اثر دارد ولی نه آن اثری که خود پدر و مادر، یا همان نگاه  به کودک كه انرژی مهر مادر خود  به خود  به کودک منتقل می كند. بچه را مادر بزند باز هم به طرف مادر  بر می گردد؛ولی اگر مادر بزرگ بزند، تا مدتی  نزدیک مادر بزرگ نمی رود!؟ آن چیزی که در وجود پدر و مادر است و او را جذب می کند،خدا می داند چیست که آن را قرار داده؛ و حتي  علم روز هم از ماهیت جامع آن بی خبراست؛ و همین بی خبری و محروم شدن بشر عصر ماشینی ازآن، بشر را به روز سیاه نشانده و سال به سال مهر و محبت ها، دید و بازدید ها از نزدیک کمترو کم رنگ تر می شود و به همان اندازه اخلاقیات بشر روز به روز بدتر شده و رنگ معنوي... خود را به همان اندازه از دست مي دهد!؟، چه طور...؟، فكر كنيد چه طور و  براي چي؟!

         5) محققین به این حقیقت پی برده اند،کودکانی که سر سفره با والدین غذا می خورند و درحال غذا خوردن گفتگو های مناسبي با آداب غذا خوردن اضافه می شود،كه روي هم رفته غذا خوردن را گوارا و دلنشین می کند. این نوع کودکان کمتر دچارآسیب های اجتماعی می شوند.حال علت این اثر پذیری در بشرچیست، باید توجه کرد چرا درحدیث داریم که غذا خوردن تنهایی کراهت دارد، غذا را  دسته جمعی بخورید، وقت غذا خوردن مؤدب باشید، و به غذای خود نگاه کنید. من درکتاب غذا درمانی در مورد فلسفه این گونه آداب  اسلامی قدری توضیح داده ام که اینجا گنجایش آن را ندارد ولی همین بس که محیط خانواده نتنها خود یک جامعه است، بلکه مادر، منشأ    پیدایش جامعه است.وقتی کودک درکارهای دست جمعی منزل، با یک سری آداب اسلامی آشنا شده؛ همین آشنایی او را ازآسیب  هاي اجتماعی  باز می دارد. هیچ گاه از والدین دروغ بی ادبی ندیده و نشنیده؛ درست مثل اینکه اطراف فکر بچه یک پشه بندی کشیده شده که هیچ پشه ای ازهم بازان و دوستان خیابانی در او اثر نخواهد کرد. اصلاً بچه عادت کرده به راست شنیدن و راست گفتن...، لذا دروغگویی ... دیگران نه تنها در او اثر ندارد بلکه متنفراست. مثلاً چون آقا از فلان غذا ... متنفر است، فوراً روی خود را بر می گرداند؛ آن غذا را نبیند،آیا مربی کودکستان هم همین اثر را دارد،و دراین حد است؟! البته قصدم نفي مربي ... نيست، ولي...

         6)به تجربه ثابت شده مشاغل اجتماعی والدین، سبب می شود والدین بیشتر از17 دقیقه حال و وقت صحبت کردن با هم را نداشته باشند. ازیک سو، خستگی کار. ازسوی دیگر، خانم شاغل با ارباب رجوع، با همکاران، بقدری حرف زده که علاوه بر تمام شدن میزان ترشح هورمونی، ديگرحال حرف زدن باقی نمانده است!؟، یا ازکار، همکار، و یا کارفرما،گلایه دارد، درگيري كلامي رخ داده... و ظرفیت  پر شده است!؟. و يا می خواهد با نگاه کردن به تلویزیون، دیدن فوتبال خود را سرگرم کند، فشار روحی آزار دهنده را  از خود دورکند حتی حوصله  پاسخ دادن به سؤالات کودک را ندارد، تا چه رسد که با ملاطفت بچه را سرگرم و تسكين دهد و هم به سؤالات او پاسخ دهد و هم روش هایی در مورد گفتگو... به او یاد دهد. نه پدر و نه مادر نمی توانند با هم گفتگو های دلنشین و نمکی داشته باشند، تا کودکان هم یاد بگیرند و هم آن را زخيره كنند براي دوران بزرگ سالی و گفتگو با هسمرخود و هم ازگفتگوي والدين كه محيط و فضا خانه را دوست داشتني كرده و لذت ببرند.

          نمی دانم توجه کرده باشید یا نه وقتی والدین با یک شور و حال دوست داشتنی با هم صحبت می کنند و گاهی لب خند می زنند ، در چهره کودکان نگاه کنيد، مرتب با چشم، چهره، لبخند و گاهی حرکت دست، یا سر از خود واکنش نشان می دهند، و در مواردی مثل اینکه می خواهند چیزی بپرسند یا فلان موضوع برایشان بیشتر توضیح داده شود...، راستی چرا دراسلام گفته شده اگر زن و مرد چند دقیقه  با هم از روی محبت گفتگو کرده و بر روی هم تبسم کنند خدا چقدر به آنها پاداش می دهد، کودکانی که از این نوع گفتگو ها محرومند چه کسی باید جواب بدهد؟ مادرشاغل خیلی ازکارهای خود را آورده در منزل انجام دهد،كه خسته است، بعد هم صرف غذا...، کودک هم مشغول دیدن فیلم های کارتونی است که جدیداً ثابت شده دیدن زیاد فیلم درخواب و خوراک کودکان خلل ایجاد می کند. هزاری ده  نفر از مادران شاغل بیشتر نمی توانند همان باشند که یک زن خانه دار غیر شاغل بچه بزرگ و تربیت می کند، همین ده تا هم نبسي است نه درست مثل زن غیر شاغل، آزاد، آرام، بدون دغدغه شغل...، حقوقم را به همسرم بدهم يا...، براي خودم زخيره كنم شايد...،و...!؟

       به هرصورت مطلب را با یک حدیث از رسول خدا (ص) در مورد اثرگفتگو به پایان می بریم « تذاکروا و تلاقوا و تحدثوا فان الحدیث جلاء للقلوب ان القلوب لترین کما یرین السیف و جلاؤها الديث:  با هم (ازگذشته) گفته و با هم ملاقات کرده ( و خاطره دوست داشتنی) بگویید که به حقیقت گفتگو ها(ي دلنشین) جلأ دهنده ( و تقویت کننده) قلب هاست؛ چون قلب ها ( بر اثر تضاد های اجتماعی ... ) همانند شمشیر زنگار می گیرندو برطرف کننده آن گفتگو با هم است» كافي ج1 50 : در عرف به این نوع گفتگو ها، تخلیه گویند، كه هرچه بر روح روان انسان سنگینی می کند، تخلیه شود چرا خانم ها بیشتر از مردان حرف می زنند؟ به خاطراینکه تخلیه کنند و این عوارض روحی به جنین، طفل شیرخوار، کودک درحال تربیت منتقل نشود، پدر و مادر هم با هم گفتگو و تخلیه کنند که با بهانه اندک آن را  با زدن، اخم کردن به بچه تخلیه نکنند،يا باعث درگيري بين زن و مرد نشود...، باورکن ، پنجاه درصد زدن ها، تنبیه ها، قهرکردن با کودکان، زن با مرد مرد بازن... ریشه در تخلیه روحی دارد كه روي هم متراكم و به يك عقده فشاردهنده غيرقابل تحمل تبديل شده است!؟. مادرشاغل امروزی دارد با همکار، مدیرکارگاه... درگیری داشته اند، بیشتر سر بچه داد می کشد و یا او را می زند!؟

         خلاصه تنها درمورد اثر گفتگوی والدین در فرزندان بخواهیم بحث کنیم باید به سراغ دهها آیه و حدیث برویم و صفحاتی را پشت سر بگذاریم ، تا چه رسد به بقیه مطالب که با اجمال تمام شد. تا وارد تبعات آنچه شویم که از زمان کودکی برگرفته شده و یا حضور بیقید و شرط زن در بازارکار باعث آنها شده است و حالا یکی پس از دیگری همانند آتش سوزان از زيرخاكستر سر بيرون مي آورند كه البته شناخت آنها و عواملی که علت العلل آنها بوده اند کار تخصصی آسیب شناسانه و بی نهایت مشکل و پیچیده ای است که حتی بشر امروز، علم پیشرفته این زمان با وجود آن تجارب تاریخی ازحل و جلوگیری و زدودن این معما های رسوب کرده عاجز و ناتوان است!؟. به همین علت است،که هرچه علم، پیشرفته ترمی شود باید مشکلات درسایه پیشرفت علم کاهش یافته و زود و راحت حل شود ولی برعکس هر روز به روزگسترش می یابد و هم پیچیده ترشده و حل آن کارهرکس و هرگروهی نیست؛ مگرحوادث تاریخی آن را بتواند  بطور قهری جابه جا و برطرف کند. درست مانند نباید های زمان شاه آمریکایی در 35 سال پیش که ما با همه وجود لمس کردیم، درمقایسه  با شرایط حکومت اسلامی 32 ساله که ما عکس کامل آن را با همه وجود دیده و لمس می کنیم. و ورود بیقید و شرط زن در بازارکار را، من این طور می بینیم به خصوص اینکه به نام آزادی زن در اسلام و تشویق مسؤولین حکومت اسلامی روی کارآمده و در شریان های جامعه همانند خون حیاتی درجریان و در نهاد هایی از نوع زنان حتی در امور دولتی درحال فعالیت هستند که حتی رسیده به جایی که این گونه نهاد ها آیا  از نظر اسلامی اجتماع نگر و مصالح زندگی درست است یا خیر؟ و هر اسلام شناسی قادر به تفکیک آن نیست مگر از نظر انسان شناسی، جامعه شناسی، فن آسیب شناسی اجتماعی هم وارد باشد و هم از نظر تجربی دورانی را پشت سرگذاشته باشد.                                     

تبعات ورود بیقید و شرط زن در بازار کار

        همان گونه که درگذشته معلوم شد، منظور از بازارکارچیست، و غیر ازآن واقعیت هایی می باشد که ازیک سو ضرورت دارد طبق نیاز و  اصول حساب شده زناني درمراکزی مانند زایشگاه حضور داشته باشند و نیز از سوی دیگرحضور زن درفعالیت های اجتماعی و در جای کار مردان آن حضور فیزیکی که هدف است باشد، نه حضور فیزیکی با بازده بیشتر و بهتری. بلکه بر عکس حضور معنوی، مدیریتی در تولید و تربیت نخبه ها با اهمیت تر و ضروری تراست که گفته شد مردان نامی تاریخی مانند سید جمال تا امام خمینی(ره) که جهان را متحول کردند دردامن مادرانی با شخصیت... پرورش یافته اند، مردان از دامن مادران به معراج می روند و حتی بهشت زیر پای مادران است. از