می کند که شاغل و حقوق آور می باشند، تحت فشار روحی بيشتري قرار می گیرند!؟ كه عده اي به طور نا خود آگاه و بنوعي جبراً به دامن بازاركاركشيده مي شوند!؟. كه بحثي مفصل دارد !؟
خلاصه این همان، به هم خوردن تعاد و نظم است که خدا قرارداده ، به دليل اينكه، حضرت فاطمه (ع)اظهارخوشحالی می کند. كه پدرش فعالیت های زندگی را میان علی (ع) و او تقسیم کرد، کار داخل مربوط به فاطمه و کار بیرون مربوط به علی (ع) باشد. البته اینکه سفارش شد مرد درکار منزل به زن کمک کند و زن هم درکار بیرون به مرد کمک کند این غیر ازآن چیزی است که گفته شد. گفته می شود کار مرد به عنوان کمک کردن به زن در منزل در روحیه زن اثر داشته و لذت می برد؛ همینطورکار زن درکار مناسب برای کمک مرد، مرد لذت می برد که گاهی اظهار لطف می کند و با این کارخود، نشان می دهد شوهر را دوست دارد و با اين كار دوستي خود را نسبت به مرد عملاً نشان مي دهد.واقعاً، روابط زندگی مشترک میان زن و مرد دیدنی تماشایی است ولي پيچيده و براي هر كس قابل لامس نيست. چون شاكاري خداوند به گونه اي است که ما ازآن بی خبریم و گاهی آن را به بازیچه می گیریم که نمونه آن طلاف درگیری خانوادگي... است ولي دردي بدون درمان نيت و درمان اين نوع درد ها آموزش، مطالعه، پرسيدن و فكركردن است و بدون زنج گنج مؤيسر نمي شود.
3) تلقی ابزاری از زن: پس از نگارش چندین کتاب در مورد جایگاه زن ازجمله هویت زن، سرازاین جا درآورد که اولین نامه انتقادی را برای مسئوولین حوزوي وكشوري تحت عنوان (ورود بیقید و شرط زن در بازارکارچرا؟ )نوشته و برای آنها ارسال كردم و به كساني همین طور می دادم.چیزی که مرا به نوشتن این نامه و پیگیری آن تاکنون وا داشته (1390)، از یک سو متوجه شدم، وجود زن در بازارکار دارد به ابزاري تبدیل می شود كه به دلیل عقلایی دارد و نه ضرورتي برای ورود این حجم اززنان در بازاركار؛ به خصوص دختران دارد كه وارود بازارکاری شوند که هم حق و هم كارمردان است. و عامل اصل اين ورود زن در بازار را در نوعی احساسات ديدم که حکومت اسلامی بدون هيچ قيد و شرطي، به زن آزادی داد و موقعیت او را درکاراجتماعی و همکاری با مردان را بيش از حد ستوده است!؟. سال 1389 بود که درکنکور علوم پزشکی هفتاد درصد قبول شدگان دختران بودند، با یک آب و تاب و تعریفي از زن در رسان به گوش مي رسيد كه همه را متوجه خود مي كرد كه باوركن درهمه زنان خانه دار نوعي بي ميلي به خانه داري ايجاد مي كرد!؟، بارها حتي به وسيله مسئولين رده برتر، بگوش می رسید درحالی که حقیر می دانستم علت این گرایش دختران و موفقیت آنها چیست مرا رنج مي داده!؟.
ورود زن در بازار كاردر همین قم کاملاً علنی شده و حتی به هم سفارش می کنند فعلاً کارمندی زن بگیرید که هم ارزان تر تمام می شود هم مشکل مردان را مانند بیمه... ندارند یکی به خود من این پیشنهاد را کرد، چون یک نفر برای کارهای کامپیوتری لازم داشتم، چندین جا دیدم اعلام کرده بودند به خانم مثلاً دارای حرفه فلان نیاز داریم، بسیاری ازکارگاه ها بیشتر زن (و البته دختر) هستند در واقع زن به ابزارکار تبدیل شد.یادم هست به خصوص قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (33)سال پیش،آمریکا و اروپا را مورد هجمه قرار می دادیم که زن درآنجا ها به ابزارکارتبدیل شده است ولی حالا خود ایران (البته به طورنا خود اگاه) به آن مبتلا شده و خبر هم نشده و کار به جایی رسیده که اگر به خواهند کنترل کنند و درحد ضرورت و هدفمند زن وارد بازارکار شود، بسیارمشکل است ازجمله خود مسؤولین با اعتراض رو برو می شوند چون خودشان بارها تشویق کردند كه زنان دوشا دوش مردان در فعالیت های اجتماعی شرکت دارند!؟
همین موضوع درکتاب ( نظام حقوق زن دراسلام) شهید آیت الله مرتضی مطهری« ثلثًا:آنچه دنیای غرب کرد این بود که به قول« ویل دورانت»زن ر ا از بندگی و جان کندن درخانه رهانید وگرفتار بندگی و جان کندن در مغازه وکارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری را ازدست و پای زن بازکرد و غل و زنجیردیگرکه کمتر از اولی نبود. به دست و پای او بست...»صفحه 225. در مورد نظام از هم گسستکی زن درغرب وارواپا آمده است. که نمونه بارز دیگرآن درکشور حکومت ناب محدی (ص) شروع شد که زن ها مانند زنهای غربی به یک ابزارکار ارزان تبدیل شده اند!؟. که صفحه« نوزدهم» همان کتاب آمده است . البته مطالبي از اين قبيل دركتاب فوق زياد است كه اي كاش اينها را مورد بررسي قرارمي داديم تا متوجه شويم، چه ظلمي دركشور اسلام ناب محمدي(ص) بر زن (ازواققعيت خود بي خبر) روا داشته مي شود!؟ و بايد گفت ظلم نا بخشودني چون تبعات زيان بارآن به طور نا خود آگاه به نسل هاي بعدي خواهي نه خواهي انتقال خواهد يافت!؟
به نظر می رسد نود و پنج درصد زنان شاغل هیچ توجیه اقتصادی، سیاسی، مدیریتی... ندارند و پنج درصد هم زنان بی سر پرست زنانی هستند که در زایشگاه ها می توان گفت ضرورت دارد، بسیاری از خانواده ها دو شغله هستند، هم مرد و هم زن حقوق آورهستند!؟ كه مسلم حق آن مرد وجوان بيكار غصب شده، مگرغصب آن است كسي مال كسي را با زور بگيرد، ملاك همان بيكار ماند جوان وگرايش او به مواد مخدراست كه اگر فلان دختر جاي او را غصب نكرده بود بايد سركار باشد و براثر فشار روحي ناشي از بي كاري... به مواد مخدر مبتلا نشود كه شاهد سه ميليون معتاد و تبعات فردي و اجتماعي آنها باشيم.آجتماعي دزدي، زنا...،فردي بيماري مرگ زود رس و خود كشي!؟
در اینجا،كه تا حدودي مضر بودن ورود بازارکار روشن شد، لازم است در مورد تبعات آنهم قدری بحث شود تا معلوم گردد چرا اسلام برای زن جایگاهی و برای مرد جایگاه دیگری در نظرگرفته است. ولی قبل ازآن به موضوعاتی توجه می کنیم که با پیشرفت دانش انسان شناسی و در پی تحقیقات چندین ساله،روی گروهی صورت گرفته. ما چکیده ازآنها را، مورد اشاره قرار می دهیم و اگرلازم بود، پیرامون برخی ، توضیح کوتاهی داده خواهد شد و توضیح بیشترآن با شد براي شناخت در زندگی مشترک.
موضوعاتی که بشر تازه به آنها رسیده
اگرمطالب را با دقت نگاه کنیم خواهیم دید موضوعاتی هستند که انبیاء واولیاء (ع) و قرآن درزمانی گفته اند که حتی سواد آنچنانی وجود نداشته، تا چه رسد علوم انسان شناسی، جامعه شناسی امروزي...
1) نتیجه بررسی هایی كه روی کسانی از افراد بچه دار با کسانی که بدون بچه زندگی مي کرده اند، صورت گرفته، نشان داده است احساس پدرو مادرشدن سبب تقویت مغزو عوامل عصبی مربوط به آن می شود که از منظر روانشناختی احساس اینکه یک موقعیت جدیدی که همان پدرو مادرشدن باشد و صاحب اختیارکسانی خواهند شد (که به وجود آورند،آنها بوده اند)، باعث تقویت هورمونهای مربوط به خواهد شد که از اولاد دار شده اند و یا به یکی دو تا قانع شده اند به همان اندازه در کارهای فکری و پژوهشی افت خواهند کرد و حداقل آن این است که زود احساس خستگی می کنند یا از خود نمی بینند که به کارهای مهم و عمیق پژوهشی دست بزنند.
2) بررسی بر روی دو گروه از کودکان نشان داده است کودکانی که درخانواده های پر مهر و محبت زندگی و رشد می کنند از ضریب هوشی بیشتری برخوردارند. پرمعلوم است مادر و پدری که شاغل باشند به همان اندازه که کودک از حضور والدین درکنار خود محروم می شود یا والدین درگیر مسائل دیگر،درآن حدی که باید نخواهند توانست نیاز روحی کودکان خود را اشباع کنند،و به همان اندازه افت خواهد داشت، پدر بزرگ و مادر بزرگ مربی کودکستان هم هرگز جبران کننده نخواهند بود به خصوص کودکانی که به هر علت وراثتی یا مادر زادی، از دوری پدر و مادر به شدت بی تابی کرده و لحظه به لحظه انتظارحضور دردامن مادر و پدر را دارند، چرا با پیشرفت علم... پزشکی بیماری های روحی و جسمی ... رو به افزایش است؟ چون عوامل زیادی از جنین تا هر وقت بر وجود موجود آسیب پذیر هجمه و احاطه دارند.
3)این مهم به تجربه ثابت شده، کودکان گریانی که با بغل کردن آرام می گیرند؛ معلوم است نیازآنها به قرارداشتن دردامن مادر و پدر بیشتر و ضروري است.و لذا وقتی احساس کردیم گریه و یا حتی بهانه گیری آنها دلیل دیگری ندارد، باید آنها را بغل کرده و سرآنها را در سینه و بطرف چپ که ضربان قلب است بچسبانیم،و با نگاهی محبت آمیز درصورت آنها نگاه کنیم، ولو هنوز زبان نگشوده باشند، با کلماتی که کودک دوست دارد و بوي محبت مي دهد، باآنها گفتگو کنیم و با قدم زدن آهسته درجاهای دیدنی و متنوع آنها را بگردانیم و هر وقت احساس کردیم به طرف زمین و پایین نگاه می کنند معلوم است اشباع شده اند، باید آنها را زمین گذاشت و با وسیله بازی و يا مواد خوردنی لذيذ، سرگرمشان کنیم.
ولی آيا پدر بزرگ، مادر بزرگ و یا مربی شیرخوارگاه، همین نقش را اعمال کنند همان اثررا خواهد داشت؟خیر هر چند کوشش کنند امکان ندارد چون با احساس میوه ترش انسان اراده کند مطابق ميلش میوه شیرین شود امكان ندارد، و لذا وضع کودک نسبت به مهر و محبت والدین این گونه است. چون لذت گوارایی که از مهرو محبت والدين به كودك منقل مي شود، با لذت مهر و محبت پدر بزرگ، مادر بزرگ... كه به كودك منتقل مي شود، اصلاً قابل مقایسه نیست.کمبود مهر و محبت والدین را اصلاً جبران نمی کند؛ هرچه بیشتر و