تمدن شگفت آور اسلام  گويا ترين سند

    مطالبي كه در باره تمدن اسلامي، در اينجا خواهد آمد، همه اعتراف دانشمندان خود اروپائيان مي‌باشد،كه ما را متوجه اين واقعيت مي‌كند، اگر اسلام را اين ‌گونه درجهان ترويج كنيم به يقين جايي براي ستمگران غارتگر باقي نخواهد ماند؛ تا به بهانه هرحمايت اقتصادي، صنعتي... هستي كشورهايي را به غارت ببرند؛ به همين جهت بود كه با ايجاد تفرقه ميان سران مسلمانان و جذب جوانانشان، به مراكز فحشاي رايگان، به حكومت700 ساله مسلمانان، پايان دادند، تا چيزي به نام اسلام درجهان مطرح و چشمگير نباشد!؟؛ همان سياستي كه آمريكا  در اين عصر، عليه ايران اعمال مي‌كند، شايد بارديگر بدون هيچ رقيبي به حيات ننگين خود ادامه دهد!؟ وآتش زدن قرآن به وسيله آمريكا... نشانگراهميت علوم روز در قرآن است كه بارديگر درجهان احيا نشودكه...!؟

تمدن اسلام درنگاه دانشمندان اروپا

       « دكتر«گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مي‌نويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طول يك  صد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد و ابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و  بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،‌كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاه‌ها و دانشكده‌هايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهره‌مند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مي‌نويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را در اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و نيشكر،زيتون و درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نحرها احداث نمودند كه هنوز باقي مي‌باشد. ازجمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر مي‌شد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفه و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانيهاي كشور از قبيل كاني نفره،‌آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و  از روي قواعد صحيح استخراج مي‌كردند، پارچه حريري خيلي قشنگ مي‌ بافتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبه‌اي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي مي‌باشد. چنين معلوم مي‌شود كه فن‌رنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم ‌نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مي‌نويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرت‌انگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت‌ انگيز مي‌باشد،‌تمدن و فرهنگ عالي و  بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده‌ اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرارگرفته و تا اندازه‌اي مجذوب آن شده است مي‌گويد، «مورها آن حكومت حيرت ‌انگيز»(كوردووا)(قرطبه) را بوجود آوردند كه از شگفتي‌هاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه مي‌خورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب مي‌تابيد، در اين شهر كتابخانه‌هاي فراوان وجود داشت كه معتبر ترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت.  دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسياي غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان مي‌گويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را مي‌دانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عالي‌ترين طبقات هم بودند درجهل كامل بسر مي‌بردند».

       مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي دركتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خان‌شيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت ‌هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا مي‌توان دريافت كه بي‌شبهه ترقيات حاليه اروپا را مسلمانان باعث و باني بوده‌اند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و مي‌توان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها مي‌كنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بوده‌اند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و مي‌دادند.» مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخ‌نويسان ايشان بي‌حساب بوده‌اند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليم و ‌تسلط مسلمانان،‌تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقي‌هاي فوق‌العاده كردند دكتر كرانتين مي‌گويد در اسپانيا تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت وفور مدارس به اندازه‌اي بود كه بوصف نمي‌آيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه‌ يكي از ديگري بهتر و معمور تر بود.

       خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ ‌نويسان و فيلسوفان و استادان عالي رتبه در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هفتاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت. «ميدل دراف» كه يكي از تاريخ ‌نويسان اروپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح مي‌دهد و تمام ايشان به زبان عربي درس مي‌گفته‌اند.. در مقابل مردم بي‌شعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در اسپانيا بي‌شك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.

الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و  تا چه درجه باعث ترقي و تربيت اروپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمان به سرداري طارق بن زياد در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نمي‌آمد و ازآنجا داخل خاك اروپا نمي‌شدند معلوم مي‌شد كه ما اهالي اروپا چه زيانها مي‌ديديم و تا چه اندازه از ترقي هاي حاليه دور مي‌افتاديم. چنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكيل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم»: تاريخ فتوحات اسلام در اروپا، مؤلف شكيب ارسلان، ترجمه مرحوم علي دواني:

     سزاوار است دراين ‌باره توضيحي داده شود. علم و دانشي كه امروز غرب و اروپا به آن مي ‌نازند و به وسيله آن زنده ‌اند،آيا اين فخر بجاست يا نه؟ همان‌طوركه دانشمندان خودشان اعتراف داشتند به نظر مي ‌رسد چندان نيازي به توضيح نباشد.درواقع هرچه دارند از اسلام است و با آنچه از اسلام گرفتند،‌كشورهاي اسلامي را مستعمره خود قرار دادند و چه خون‌ ريزي‌ها... كه به راه نينداختند و همين حالا هم با قصاوت تمام،آن را ادامه مي‌دهند!؟ و با همين علومي كه از ما گرفته بودند چگونه ما را به خود وابسته كردند كه محتاج آنها باشيم،و اكنون كه ايران سر بلند، در ميان همه مي خواهد ديگر محتاج و نوكرآنها نباشد و از همان تمدن اسلامي خود كه آنها غصبش كرده ‌اند استفاده كند، به بهانه ‌هاي واهي مانع مي‌شوند از تمدن اسلامي خودمان (انرژي هسته اي صلح آميز)،استفاده نكنيم!؟ اما به همان اندازه كه آمريكا از پيشرفت ما ممانعت كند ما بايد دوچنداه دراحياي تمدن اسلام و قرآن بكوشيم.

    دركل جا دارد پرسيد،چرا و چه چيز باعث شد خود ما تا اين حد عملاً از اسلام فاصله گرفته و تمدن اسلامي را فراموش كنيم؟! كه  قبلاً ازكتاب مصطفي زمان شاهدي آورديم، بايد ديد علت غفلت درچيست؟. برداشتي كه من از مطالعات خود دارم. دو چيز باعث اين غفلت و عقب ماندگي ما درفضاي جهان قابل ترقي شده است!؟.يكي اينكه با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم؛؟ عكس كاري كه مسلمانان درطي700سال حكومت خود دراروپا كردند؛ اگرآنچه را كه در اروپا ازخود به جاي گذاشتيم و اروپا آنها را  به سرقت برد، با دقت توجه كنيم، خواهيم ديد،آيات قرآن آنها را به ما نشان مي دهد؛ ازجمله گسترش دانش،رفاه عمومي و بهداشت، اختراعات،...كه ما فوق تصور بشر در قرآن، با صراحت آمده است.و لذا مسلمانان، اروپا را با قرآن آباد كردند.و دوم،آنها همان چيزي هايي را كه از قرآن ما گرفته بودند، همان ها را توسعه دادند و ما را مستمره خود قرار دادند!؟ معلوم است اگر مسلمانان نمي بودند امروز اروپا  نمي توانست به كره ماه... برود و جهان را تسخيركند، مگرمسلمانان غير از اسلام و قرآن وسيله ديگري براي احياي تمدن داشتند؟پس معلوم است تمدن بجا مانده و  به سرقت رفته؛ همان تمدن قرآني است كه ما آن را كتاب اخلاقي مي خوانيم!؟و اين بد ترين تحريف درقرآن است.اگرمي شد بدون اسلام آن همه پيشرفت صورت بگيرد؛ پس چرا خود اروپايي ها چنين نكردند تا مسلمانان بكنند،كه اعتراف داشمندان خودشان بهترين سند اين امراست. غفلت براستفاده از قرآن روشن و مانند، دو دوتا چهارتا مي باشد!؟، كه مسلم بايد به هر اندازه كه سهيم جرم بوده ايم جواب گوي نسل بعد خود باشيم كه در باره ما قضاوت خواهند كرد و چه قضاوتي!؟.