طرح جامع صلح جهانی در نگاه اسلام 24/10/1391
اعتراف دانشمندان غیر مسلمان جهان در خصوص نقش جهانی پیامبر صلی الله علیه و آله و دانشمندان اسلام
«برنادشاد، نویسنده معروف انگلیبیی می گوید: «زندگی حیرت آور محمد (ص) تأثیر عجیبی در من کرده است بنابرانی معتقدم دین او یگانه دین ات که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد، و قابلیت آن را دارد که هر دلی را به خود جلب کند، اما من پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین محمد را قبول خواهد کرد و آثا آن از حالا نمایان است زیرا اروپاییان به آن اقبال کرده اند. ما باید محمد را نجات دهنده بشر بدانیم و من معتقد هستم اگر شخصی مانند او متصدی حکومت عالم امروز شود به طمع قطع مشکلات آن را حل کرده و صلح و آرامش و سعادت را که جهان کمال احتیاج را به آنها دارد فراهم خواهد آورد».
مستر چون قنیزات انگلیبیی می گوید: «محمد بزرگترین خیرخواهان نوع بشر است و ظهور محمد نشانه یکی از عالی ترین عقول در تمام عالم می باشد و اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار کند سزاوار است که به این رادمرد بزرگ و بی مانند بر جهان افتخار نماید. البته یکی از ظلم های شدید مخفی نیست و یا می بینیم پس از بعثت او، و بر اثر انواری که دیانت اسلام در دلهای آنهایی که آن را با میل پذیرفتند چگونه اوضاع آن سامان مننقلب شد، به همین جهت است که شک در بعثت محمد (ص) را شک در خداوندی که شامل تمام جهان است باید دانست.
لویی توماس، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «کمتر خانواده ای در عربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را محمد نگذارد، و اصولاً انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار پطرس و یوحنا است. محمد (ص) پیغمبر عرب، اول کسی بود که وحدت ملی عرب را عملی نمود آن قبایل را در زیر پرچم گرد آورد و عجیب در این است که در هنگامی که ظهور نمود، نه تنها عربستان بلکه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود، و با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نکرد، بلکه بر اثر کلام شیرین و خلاق نیک خود قلوب این قوم را تسخیر کرد تا از روی میل از او پیروزی کرده و به گفته هایش ایمان آورند».
1- (لرد بیدلی، در کتاب ندای اسلام در عرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهامات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. (ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»
گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».
2- لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت در آورد».
مسیو کروسه، در کتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب در آن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خداپرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خداپرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنابراین تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکرای که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».
ث- ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کتن که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را از کجا بدست آورده و آن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شرابخواری و استعمال مسکرات است و این پندهای حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکمفرمایی کند. آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».
نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر از آنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم دربارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».
دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».
دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد: «تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».
مسیورنان می گوید: «البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».
سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».
دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگر علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».
مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از آشنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]»
توجه به یک نکته مهم
در اسلام هزاران مطلب مستدل درباره بزرگان دین و اسلام وجود دارد لکن تأثیر اعترافات دانشمندان غیر مسلمان دراین خصوص برای هرانسانی قابل قبول و خدشه ناپذیر است. لذا در عصر تهاجم به مقدسات و ایجاد شبهات، برای آگاهی بیشتر و امیدواری نسل جوان به اسلام و بزرگان دین و یأس دشمنان، سزاواراست این مطالب را به دست دیگران برسانیم و اگرمی توانیم آنها را برای افراد تشریح و تجزیه و تحلیل کنیم. اگر ما بتوانیم بدین وسیله یک نفر را آگاه کنیم حضرت رسول(ص) مي فرمايند «ارزش آن به تعداد آنچه است که خورشید برآن تابيده وغروب مي كند»، و مصداق قسمت دوام آيه 32سوره مائده مي شود، كه ارزش آن به اندازه كردن يك فرد مي باشد كه ارزش آن به اندازه، زنده كردن همه بشر است!؟
عبدالحسين نجفي
همراه: 09368550280
[1] کتاب «محمد (ص) و دیگران»، «مناظره دکتر و پیر».