و نکته آخر این که خداوند برای سلامتی وکارایی این نیروی محرکه، حد و مرزی چون ازدواج و سایر دستورات را قرار داده است  تا انسان  از هرآسیبی در امان باشد و خواسته های شهوانی مهار گسیخته زندگیش را دچار مخاطره نسازد.

 ازدواج درنگاهی دیگر و امروزی

      بررسی های جدید، نشان می دهد، مجرد ها بیشتر دچار حملات قلبی و مرگ و میر می شوند؛ تنها و مجرد زندگی کردن باعث ازدست دادن حافظه و بیماری آلزایمر می شود؛ کسانی که ازدواج نکرده و یا دیر و با تحمل سختی ازدواج کرده اند، علاوه بر این که بیشتربه بیماری آلزایمر مبتلا می شوند، این قبیل افراد برای مبتلا شدن به هرنوع بیماری، شرایط مستعد تری خواهند داشت؛ کسانی که به موقع ازدواج کرده اند از نا آرامی روحی کتمری برخوردار وآرامش بیشتری داشته و درکار های خود نسبت به دیکران، از موفقیت های بیشتری برخور دارند؛ کسانی که از ازدواج و زندگی مشترک خود راضیند، خواب راحت تری دارند و از دچار شدن  به بد خوابی و پرش ناگهانی از خواب، در امان خواهند بود؛ و خلاصه پدرشدن سبب تقویت قوای مغزی خواهد شد.

      این مطالب چکیده ای بود از یاد داشت هایی که از منابع علمی جهان به دست ما رسیده و از چندین حدیث در مورد اهمیت و زود ازدواج کردن و عدم آن، حکایت دارد. موضوعاتی را که انبیاء و اولیاء(ع) قرنها پیش در قالبی ساده بیان فرموده اند ؛ بشر پس از مدت ها تحقیق و یا آزمایش، تازه آنها را کشف می کند و عجیب اینکه افتخار می کنند مثلاً احساس پدر شدن درسلامتی و شخصیت انسان اثردارد، ارمغانی برای بشر با این قبیل کشفیات آورده اند. در واقع اسلام ما چیزی برای زندگی مادی ومعنوی بشر فرو گذار نکرده است. مثل مجرد زندگی کردن که گفته می شود دین انسان درخطر و با از دواج نصف دین انسان حفظ می شود؛ امروز معلوم می شود از دواج چه باید هایی را متوجه زندگی روز مره  انسان می کند و عدم آن چه نباید هایی را دامن گیر انسان می کند.

 تنها به یک روایت جامع( از وسائل الشیعه، باب مقدمات ازدواج) بسنده می کنیم که حضرت رسول(ص) می فرمایند« من تزوج احرز نصف دینه. کسی که ازدواج کند نصف دین او حفظ شده است» یعنی باید های مادی ومعنوی در زندگی دین مدارانه حفظ شده و می تواند زندگی ایده آلی را در پیش روی فرد قرار داده و سعادت دو جهان را نصیبش نماید.

اجمالی ازآسیب های تمایلات جنسی

         به جهت قطور نشدن کتاب تا زمان چاپ آن، تقریباً به طور اجمال به عمده ترین آسیب ها می پردازیم وآنها که به بنیاد خانواده لتمه جبران نا پذیری وارد می سازند. همان طورکه درگذشته گفته شد، جوانی که زمان اوج و شدت قوای جنسی را دارد تجربه می کند، اگردیر ازدواج صورت بگیرد، به شدت تحت فشار روحی مخرب قرارمی گیرد. و به همین جهت بود که فُرید، دانشمند روانشاس، نظرش این بود که تحمل فشارجنسی سبب اختلال روحی و روانی نسل جوان خواهد شد و برای رفع این مشکل باید نیاز جنسی بلا مانع  وآزاد باشد. این نظریه درکشور های غربی و ارو پایی، چنان جوی ایجاد کرد که اکثرطرفدارآن شدند ولی طولی نکشید که متوجه مفاسد و هرج و مرج اجتماعی و از هم پاشیده شدن کانون گرم خانواده ها شدند؛ لذا درصدد برآمدند، جلوآن را بگیرند ولی دیگرنشد، چو ن به یک معضل اجتماعی تبدیل شده بود که سر انجام جهانی شد و هنوز به گونه ای افسار گسیخته  ادامه دارد!؟.

      جوانان تحت فشار نیروجنسی، ازیک سو عواقب مخرب جسمی و روحی استمناء را نمی دانند و از سوی دیگراگرهم بدانند فشارخواسته های جنسی برای افراد بی تجربه و ناآگاه قابل تحمل نیست، درست مانند فشار روحی کسانی که منجربه خودکشی می گردد. در واقع وقتی به عواقب و تبعات استمناء توجه کنیم، لمس خواهیم کرد این کار، درمیان جوانان یک خودکشی جنسی است و به عبارت دیگرمرگ تدریجی!؟، یعنی وضع روحی وجسمی بدی که این گونه افراد پیدا می کنند و به  هیچ  وجه  درمان قطعی ندارد، یک نوع مرگ تدریجی بلکه بد تر است.گروهی از اینها که به حرام مبتلا و به دار اعدام آویخته می شوند، نیز یک نوع خودکشی است. چرا چون اینها می دانند حکمشان اعدام است، ولی تحمل قوای جنسی درحال فوران همانند کوه آتش فشان اختیار را از دست کسی می برد که عاری از ایمان و تجربه است، در واقع جنس مخالف است که جوان از راه مشروع بوسیله آن آرام می گیرد و عدم آرامش، یک درد کشنده است، نه یک عیش و لذت جسمی  و یا روحی ، در واقع لذت جویی نیست بلکه تسکین دردِ فشار روحی و روانی است. و دغدغه اصلی کتاب همین خطر ویرانکر برای نسل جوان می باشد.

      جریان عاشقان تاریخ را اگر مورد بررسی قرار دهیم بهتر متوجه می شویم چگونه واکنش درونی خواسته جنسی، انسان را به هر جا می کشاند. جریان شیرین و فرهاد، جریان لیلی و مجنون....، جریان یوسف و زلیخا، جریان ابن سیرین...، که می دانید همه برمی گردد به این که، باید گفت فلسفه فشار قوای جنسی،که خداوند ، برای این درد، بهترین دارو و روش درمان را در نظرگرفته وآن همه سفارش به موقع ازدواج کردن را، مورد تأکید جدی قرار داده است. تا بشرآرام گرفته و به  تبعات مخرب آن گرفتار نشده وخود را هلاک نسازد .چون همین وضع بود که جهان را به یک باغ وحش تبدیل کرده است!؟، مانند تجاوز پدر، ناپدری به فرزند، برادر به خواهر، وحتی مادر به فرزند؛ درکشورهای غربی و اروپایی که موارد زیادی ازآنها را  در جای خودش آورده ام.

      در واقع چه باید کرد که به آن مفاسد مبتلا نشویم؟ باید گفت برای جلو گیری از مفاسد، از یک سو تکلیف عالمان دینی بسیار سنگین می شود که وظیفه دارند ازیک سو، با ارشاد راه به موقع ازدواج کردن را هموارکنند و از سوی دیگرنسل جوان را از هر طریق ممکن چنان آگاه سازند که لا اقل به عواقب دنیوی استمناء گرفتار نشوند، به گونه ای توضیح دهند که جوان خیلی راحت ببیند و با همه وجود لمس کند استمناء چه عواقبی را به همراه خواهد داشت؛ و همزمان

ازیک سو والدین در ازدواج فرزندان خود به کوشند و از سوی دیگر از دوران کودکی و دبستان که انسان در اوج شکل گیری و اثر پذیری است. به هر نحو ممکن، عوامل ذیربط  دولت، بچه ها را به این گونه مسائل آگاه وآشنا سازند.

فلسفه محرمات در نگاه اسلام

      باید به این سؤال پاسخ داده شود،آیا هدف اسلام ازحرمت بسیاری از چیزهایی که انسان با آنها سر وکاردارد، صرفاً به خاطرآخرت است، یعنی اگرکسی به حرامی مرتکب شد نتیجه آن را فقط درآخرت خواهد دید یا مسأله بگونه دیگراست؟، درمورد جواب این سؤال سالها دغدغه تحقیقاتی ما می باشد و دراین باره نوشته و یاد داشت های زیادی موجود وعصاره همه یک چیزاست ، وآن اینکه همه دستورات اسلام اعم از واجب ، مستحب، حرام، مکروه و مباح، برای سامان و شکل دادن به هرچیزی است که انسان بطورمستقیم و غیر مستقیم با آنها سر وکاردارد ، و هنگامی که زندگی انسان  بر اساس دستورات اسلام، شکل بگیرد، این همان چیزی است که خدا برای بنده اش مقدر فرموده است وآنگاه شاهد خواهیم بود، علاوه براین که انسان مرتکب نباید هایی بازدارنده  نخواهد شد؛ درباید ها درایده آل ترین آنها سیرکرده و پیش خواهد رفت، که نمونه عینی آن ، انبیاء و اولیاء(ع) و مخلصین می باشند. در واقع زندگی با سعادت آخرت، از همین حالا پایه ریزی و شروع شده که آیات و روایات هم در این باره آمده و تکرار« ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و و فی الاخره حسنه»، بهترین دلیل آن است که آخرت بدون سامان یافتن دنیا ،  هرگز وجود خارجی پیدا نخواهد کرد. 

        این که گفته شد همه دستورات اسلام برای سامان دادن به زندگی در همه ابعاد است؛ تحقیقات جدید نشان می دهد ، باورهای دینی از بیماریهایی، مانند افسردگی، فشارخون،آلزایمر(فراموشی)...، جلوگیری می کند، افراد دارای معنویت درعمل جراحی  راحت  و زود تر بهبودی خود را بدست خواهند آورد، و لذا خداوند در سوره بقره آیه 152 ،در باره آثار دنیوی نماز می فرماید« ای افرادی که ایمان اورده اید ازصبر(و استقامت) و نماز کمک بجویید» این کمک برای شدن دنیوی می باشد، نه اخروی؛ چون آخرت صرفاً برای بودن است. بهداشت روانی از مهم ترین رمز زندگی بشراست و تنها چیزی که می تواند این خواست بشر را فراهم نماید نماز است، که خداوند می فرماید« آگاه باشید که تنها با ذکرخدا دلها آرامش می گیرد. رعد آیه 28»

         بشرذاتاً زیباست و به زیبایی و بهداشت نیاز دارد، تا درمقابل آلاینده های میکروبی ...، در امان باشد،  نماز به وسیله غسل، وضو، نظافت ، پاکیزگی را ،آنهم با رنگ خداییش بما آموزش می دهند، ترتیب...، درنماز، بسیاری ازچیزهایی را که در زندگی روز مره به آنها نیازداریم  به ما یاد می دهند. درنماز، انگشتر فیروزه دردست کردن مستحب است؛ جدیداً درمورد سنگ درمانی کتاب نوشته شده است. یعنی سنگ فیروزه...، درسلامتی اثر بخش خواهد بود. و نیز حرمت پوشیدن طلا از نظر علمی، برای سلامتی مردان به همان اندازه مضر می باشد که برای سلامتی زنان مفید است. و خلاصه ایمان ، تقوا و مطلق سلامتی مادی و معنوی جدای ازهم نمی باشند، لذا خداوند می فرماید « بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد». قسمت اول کاملاً طبی و مادی، و قسمت دوم کاملاً اخلاقی و معنوی . در همین باره کتابی تحت سعنوان( طب در قرآن) نوشته وآیات را دسته بندی کرده ام. در روایات هم از جمله« النظافه من الایمان»، آمده که قسمت اول  بهداشتی  و مادی و قسمت دوم اعتقادی و معنوی  می باشد. اصلاً جدایی  زندگی مادی و معنوی ازمحالات محض است.

 پس حرمت استمناء به خاطرسلامت جسم  و روح می باشد که بدون آن زندگی ولو درکاخ طلا باشد، مفهوم و لذتی که ندارد، جز درد و رنج  و مصرف قرص خواب آور...، بیش نخواهد بود.

مواد مخدرآفت مخرب

         درمورد بهداشت جنسی آلاینده های زیادی وجود داردکه می طلبد درمقابله با آنها، به طورجدی مراقب بود، ازجمله  مواد مخدراست که انواع واقسامی دارد و درمورد خودش باید بحث شود. ولی آن چیزی که مد نظر می باشد، تنها تأثیرمواد مخدراست که برکلیه سیستم های مهم  بدن وارد می سازد و درمیان همه  سیستم قوای جنسی و بهداشت آن می باشد که باید مورد بحث قرارگیرد. همان طورکه درگذشته بهداشت جنسی توضیح داده شد، هراندزه دچارآسیب شود، به همان اندازه کلیه زوایای سلامتی  و زندگی دچارمشکل خواهد شد، که درگذشته تا حدودی معلوم شد، اگرتنها همین میل جنسی دچار مشکل شود، سلامتی و زندگی و به آن معنای واقعیش وجود خارجی پیدا نخواهد کرد. برای این که معلوم شود مواد مخدرکجا های بدن را مورد حمله مخرب خود قرارداده و مبتلا می سازد دقت فرمایید« مغز، ریه، لوازالمعده، دستگاه گوارش، قلب و عروق، جنین، تخمدان ، استخوان ها، مثانه، کلیه، حنجره. و مواد مخدری مانند تریاک. نیز، مغز، دستگاه گوارش ، بیضه ها ، پوست، ریه و سیستم ایمنی بدن» را در نوردیده و تخریب می نماید!؟، در واقع مواد مخدر علاوه بر