البته این نسبت به ایران،با وجود رهبر بصيرو مردمي كه داريم؛ نه تنها موفق نخواهد بود،ولو سالها ادامه دهند، بلکه اینها درحال رفتن هستند و از اسرائیل می ترسند که اگر روزی اسرائیل از بین برود خود آنها از بین خواهند رفت و منطفه از شرآنها آزاد و راحت خواهد شد. این مضمون حدیثی ازعلی (ع) است که دلیل آن وحدت میان سران کشورهای اسلامی است که اول نابودی اسرائیل را در پی خواهد داشت و بعد آنها را هم قهراً  از منطقه خارج می سازد.

ولی این دلیل نمی شود که موضوع جناحی،حتی درکشور اسلامی مثل ایران مفهوم داشته باشد!؟ تا چه رسد که هم خود لفظ مرتب تکرار شود، هم خروجهای نگران کننده ای تاکنون داشته است!؟.جناحی عمل کردن مانند بیماری ویروسی است که قهراً فراتر از داخل نظام جامعه را هم تحت تأثیر قرار داده و به دو جبهه تبدیل می کند!؟ در نتيجه اول به بدنه نظام؛ بعد به خود فرد و در نهايت به روح... جامعه لتمه مي زند كه گاهي اثرات اين بيماري ويروسي باقي مانده و به راحتي رسوب زدايي نمي شود!؟

8)مشکلات مردم:كلي مي گويم وكاري به انتخابات خاصي ندارم. اصولا در شرايط جناحي ملتهب خیلی ها نمی دانند یعنی چه و چرا؟،خیلی ها در سردو راهی می مانند، به کدام يك ازجناحها رأی بدهند؛ دوگروهی که معلوم است هركدام طرفدار فلان جناح هستند بگونه ای بگو و مگو و گاهی تضاد میان آنها ایجاد می شود، در اینجا دیگراصلح ملاک نیست؛ بلکه چیزدیگرملاک است!؟ بقيه كه سردو راهي مانده اند عده ای از آنان یا شرکت نمی کنند یا همین طوری به فلانی که شاید کاندید نباشد رأی می دهند یارأی سفید می اندازند. درکل این معضل یک سرگردانی عمومی ایجاد می کند.كه ازيك سو زمينه را براي دامن زدن دشمن در تبلیغات فراهم و وضع را بدتر می کند که اگر روشنگيري هاي مؤثر رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته نبود؛حد اقل ما به این قبيل موفقیت ها دست نمی بافتیم. ازچند ماه پیش این رهبر عزیز و دلسوز هرآنچه باید گفته باشند گفتند و مرتب تأکید کردند تا کار به اینجا رسیدکه دیديم و درمصاحبه ها مردم حرف دلشان متوجه تأثيرشگرف رهبری بود و از زحمات و روشنگری ایشان راضی بودند.اگرچيز هايي نباشد كه دشمن را اميد واركند كافي بود با يك اشاره رهبري« بصير و عزيز» مردم همه براي رأي دادند حاضر شوند. ولي...!؟

9)ریشه مشکلات:كاري به دولت محترم فعلي ندارم. تا آنجا که حقير بررسی و رصد کرده ام، همین جناحبندی ها باعث مي شود هررئیس جمهوری تازه روی کارآمده که مسلم یکی از دو طرف موضوع است.اولین بارمهره های دلخواه و مطابق میل و سلیقه خود را روی کار می آورد و تا آنجا که می شود روش و منش رئیس جمهور قبل را کنار می گذارد. در نتيجه دو سال اول سرگرم و گرفتار همین عزل و نصب ها... مي باشد و در دو سال آخر هم مورد هجوم اشکالات داخلی و مردمی خواهد شد. تكرار مي كنم من كاري به دولت فعلي ندارم، بلكه اين برداشت چندين ساله من است كه طرح هاي پيشنهادي  براي رفع اين معضل تا كنون ارسال كرده ام كه البته مؤثر بوده ولي نه درحدي كه دشمن قطع اميد كرده و دست بردارد!؟. خدايا نكند عمل ما ندانسته باعث اميد واري دشمن شود!؟. 

آیا می دانیم اول چه برسرقوانین می آید و بعد مردم دچار چه مشکلاتی می شوند؟چون زیر ساخت هاي کشور در همین تغییر و تحولات غیر ضرور، به روزی گرفتار مي شود كه از جمله؛حال رئیس جمهوری بعدی در تبلغیات خود وعده هایی می دهد که مردم خسته شده احساس کنند نجات دهنده روی کارخواهد آمد!؟ در اينجا، دیگرکاری به اصلح ندارند،کار به این دارند که مشکل بوسیله این آقاي حل خواهد شد؛ كراني يك روزه به ارزاني تبديل مي شود، جوانان شاغل مي شوند، اعتياد و تبعات آن  از بين خواهد رفت!؟

ولی وقتی آقای تازه رسیده وارد شد، از یک سو باید دست به تغییراتی بزند،ازسوی دیگربه وعده ها عمل کند و از همه بد تر مشکلات دیگری که همین بی نظمی ها روی هم رفته متوجه همه شرایط کشورکرده،آقای تازه رسیده متوجه می شود چه خبر است و می ماند چه کند!؟ اینجاست که يا دیگران را مقصرمی داند، یا با توجهاتی زمينه را براي پاسخ دادن به انتظارات مردم فراهم مي كند. من اینها را در طرح حل مشکلات ریشه اي دولت كه تاریخ 15/5/1384 در38 صفحه برای رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد ارسال کردم ،و در نامه های دیگراین مشکلات ریشه ای را توضیح داده ام و نيز طرح آسیب شناسی که سال 88 برای همه ارسال شد، به همین جهت بود که بايد دانشكده اي تأسیس شود،و اگرهمان اول اقدام شده بود،حد اقل امروز جايي بهتر ازحالا مي بوديم.من وضع همه رئيس جمهوران را از اول تا كنون رصد كرده ام، با هما شكلي كه در انتخابات(خاصانه يا...)حضور داشتند با همان وضع هم رفتند. الاعمال بالنيات.

اميد است رئيس جمهور محترم آقاي دكترحسن روحاني، با استفاده از همه صاحب نظران كارشناس«نه...». مشكلات را به طور بنيادي حل و در پايان با دست پُر و سر بلندي از مسايل نوين،( نه تنها آنچه ديگران گذاشته و رفته اند)، مسؤليت را به ديگري واگذار و اين افتخار را در تاريخ عمر مسئوليت خود به عنوان نمونه براي نسل هاي بعدي چون ارمغاني ازخود باقي بگذارد؛ بگونه اي كه نظر همگان به خصوص مردم عزيز ايران را جلب و به آينده اميدوارشان كند.

برخي از کلیات طرح

البته این طرح آن طرحی که باید خاص موضوع نوشته شود نیست.و فعلاً درحد مسائلی است که به نظر رسیده و امید مي رود حد اقل یک مورد آن مفید واقع شود.و به شود  از مجموع کلیات آن  برداشتی مفید داشت.

1)تأسیس دانشکده آسیب شناسی: هدف از دانشکده  تربيت کارشناس آسیب می باشد که طرح آن را تاریخ 17/11/1388 برای همه ارسال كرده ام، و بعد در نامه هایی سال 91 تأکید بر تأسیس این دانشکده کرده ام، ولی نمي دانم تا كنون اقدامي صورت گرفته يانه.درمورد توازن استراتژیک سیاسی،جنگ نرم، تبلیغاتی،آسیب شناسی در مقابل رقیب، تارسيدن به آنها، فاصله زیادی داریم؛ ولی در منابع دینی آن هايي كه ما داریم، اگرکشف و به روز شوند،علاوه بر توازن،همه بافته های آنها را مانند اژدهای حضرت موسی (ع) از بین خواهیم برد.ولي اولين راه دست یابی به این موقعیت، تأسيس  امثال دانشکده آسیب شناسی و تربیت کارشناسانی مي باشد كه درهمه  مسائل از جمله جنگ نرم، سايبري... حتي به شرايط بر تر از رقيب دست يافته باشيم؛ با وجود منابعي كه داريم رسيدن به آن كاريست شدني ولي با حركتي اساسي و پشت كار، نه شعار...

2) شعار اصلاح طلب...:آیا اختلاف نظردرمنابع است یا قوانین که سبب دامن زدن به اصلاح طلب و اصولگرا شده است؟! هرچه باشد راه حل دارد.مسلم اختلاف عقيده نيست چون در اختلاف عقيده يكي درست و ديگري باطل و مردود است. درحالي كه به كوري چشم دشمن چنين نيست، پس دامن زدن به اين موضوع گاهاً آفت زا، براي چيست؟! بي توجهي به شرايط حساس زمان، كه داريم درحد خون بارآن را مشاهده مي كنيم چه دليل شرعي، عرفي، سياسي... دارد؟ مردم عزيز با چه ديدي به آن نگاه مي كنند و چه مي كشند كه دست ما دور ازآتش است. به خصوص خانواده محترم شهدا، اگرآنها بپرسند چرا؟ چه جوابي داريم و توجيه آن چيست؟ اگر توجهي دارد چرا مردم را درجريان قرار نمي دهيم؛ معني مردم سالاري ديني مگرغير از اين است؟. اميد مي رود رئيس جمهور محترم آقاي دكترحسن روحاني، كه در اين خصوص مصمم هستند، براي حل اين قبيل مشكلات فردي و اجتماعي از هر اقدام جدي، دريغ نفرمايند تا  خانواده  شهدا نفسي راحت بكشند.

 با توجه به وجود راه حل؛چرا تاكنون اقدام نشده؛ و اين قبيل جملات التهاب زا درلفظ و عمل تكرار مي شود، درحالي كه خروجي های آن، بر فضای کشورسايه افكنده است؟! می شود اين قبيل مسائل نباشد، مردم بصیر وآگاه می دانند خروجی اينها باعث امیدواری دشمن و خوراک تبلیغی برای آنها مي شود كه به طور نا خود آگاه آب درآسياب دشمن ريختن است!؟پس چه توجیهي دارد!؟آنهم در حق مردمي که اگر نباشند؛ می دانیم چه خواهد شد!؟آیا دامن زدن به اين گونه مسائل درحکومت اسلام ناب محمدی (ص) مورد انتظار حضرت و شهداست كه براي وحدت در بيان و عمل جان خودرا فدا كردند؟! مگر امامان(ع) ما ازجمله امام حسين(ع) و يارانش جان خود را ندادند كه اسلام اموي،عباسي، و اسلام آمريكايي نباشد؟مگرما دو نوع اسلام اصلاح طلب و اصولگرا داريم؟! چيزي هم نباشد، اين قبيل شعارها بوي دوگانگي مي دهند! پس همين لفظ، چرا دو جبهه متضاد درست كرده است؟، مگرتضاد غير از اين است كه خروجي هاي آن گواهي مي دهند، بر فرض اينكه تكرار اين الفاظ درست باشد، تبعات آن را چه مي گوييم كه بستر مي شود براي  فعاليت هاي دشمنان و عوامل داخلي آنها ؟!

3)اقدام بازدارنده:من نمی دانم و کاری هم ندارم ازطرف چه کسی و یا کسانی، باید در درجه اول تکرارجمله اصلاح طلب و اصولگرا را منع کنند،ولی همین را می دانم که این گونه عوامل  باز دارنده، حد اقل به خاطر اينكه بهانه و خوراک تبلیغی بدست دشمن نرسد، قبل از انتقال این گونه ويروسها به جامعه و نسلهای بعدی، باید بطورکلی ممنوع و حتی اگر درجایی هم نوشته شده، بطور کلی محو كنند.اوایل حکومت اسلامي یکی از دانشمندان خارجی،درهفته وحدت گفته بود: برای  تحقق وحدت، اول بایدکتاب هایی که شیعه و سنی علیه هم نوشته اند،جمع آوری شود. البته خود لفظ به تنهایی چیزی نیست ولی خروجی و تبعات آن، افق هاي تاريكي را نشان مي دهد آنهم براي كشوري كه به خاطر توجه روز افرون جهان به او، به همان اندازه، مورد تهاجم غارتگران قرارخواهدگرفت!؟.

4)التزام عملی:هر رئیس جمهوری که برای اولین بار مسئولیت را قبول و سوگند یاد می کند، ملتزم باشد در گزینش کابینه و مانند آن تنها ملاک عزل و نصب، تخصص،کارایی و صداقت... باشد نه موضوع دیگرکه درمواردی وضع بگونه ای دیگر خواهد شد!؟ رئیس جمهور محترم آقای دکترحسن روحانی تاریخ 27/3/1392،درکنفرانس خبری فرمودند: جناحی عملی نمی کند؛ و از همه استفاده خواهد کرد که خیلی خوشحال کننده بود.ولی كنش هواداران و دیگرعوامل،چه واكنشي خواهد داشت؟ باید منتظر بود،چون گاهی جّو حاکم قهراً آزادی عمل را از انسان سلب مي كند!. اصولاً کسستن جّو، قدری سخت و اگر شكسته شود، ممكن است بگونه دیگر شکل به گيرد!؟.