مهم اينكه همان گونه كه اقليت هاي مذهبي درجمهوري اسلامي آزادند؛ گرايشاتی كه براي اسلام و امنيت جهان مشكل ساز نيستند؛ نبايد برعليه عقيده و مرام آنها حرفي داشته باشيم ولو منکر باید هایی باشند.و بدون هیچ تردید و اکراهی هرطرح و تجاربی از ایران را در اختيارآنها قرار دهيم؛ آنگاه خواهیم دید همین امرچه خواهد کرد که هزاران کتاب اعتقادی... نخواهد کرد و به قول قرآن آيه8 سوره ممتحنه با آنها  باید با قسط و عدل رفتارشود.

  متأسفانه برخي حرف ها (از افراد بي اطلاع)،كه خودم بار ها شنيدم، فحش به معني عرفي آن نبودند ولي تحريك و دفع كننده بودند !؟ چون ملاك تأثيركلام است؛كه من آنها را رصد و درنامه هاي زيادي گوشزد كرده و مي كنم.چون حد اقل خسارت آن اين است كه ارزش هاي زيادي را از دست ما خارج و فرصت هاي طلايي را به موانع در سر راه پيشرفت، تبديل كرده و مي كند!؟. يادم هست امام خميني (ره) ،گاهي به اين نوع برخورد ها،تذكراتي گاهاً جدي داشتند؛و خودشان هم حتي غير مؤدبانه به دشمن حرفي نمي زدند؛جز اينكه به كونه اي كاملاً منطقي و مؤدبانه،دشمن را منکوب مي كردند.ما بايد بدانيم كه ديد گاه اسلام و سیره نسبت  به دشمن،خاص  یک زمان نيست، بلكه براي هرعصري و همه بشر،و نظرچندين آيه، از قرآن است.که در شرایط فعلی جهان، عمل به آنها برای ما از ضرورت های حیاتی داخلی وخارجی است،که قبلاً گذشت: آیه  125 سوره نحل، آیه 44سوره طه، آیه 108 سوره انعام، 8سوره ممتحنه.

       البته اينها دليل بر بي اطلاعي ازجو جهاني و جامعه شنا سي سیاسی...، مي باشد،و لذا با توجه به اينكه افراد بي پروايي داريم.به نظرحقير،جهان كه به دهكده كوچكي تبديل شده و جو جهاني چون دريايي است كه با هرحركتي مواج و مطلاطم مي شود، براي حرف هاي موج آفرين غير مسؤلانه هرچند در اصل درست باشد، بايد فكري اساسي كرد،چون  به حساب اسلام و نظام جمهوري اسلامي تمام و به همان اندازه سبب واكنش مي شود.از همه مهم تر از نظر اعتقادي،عاداتي كه مردم جهان و سياست مداران دارندكه همه وجودشان باآنها عجين شده، بايد در نظر گرفته شود و خودمان را جاي آنها قرار داده ، حرف زده و برخورد کنيم.وانگهي مگر همه  سلمان فارسي مي شوند؛ مگر هر دين و مرامي مثل اسلامي می شود که ما داريم ؟غير ممكن است آنهم یک شبه همه مسلمان و حزب الهي شوند!؟ مگر در عصرحكومت مهدي(ع)،كه شرايط آن را دارد.آن هم به دلايلي نمي تواند صد درصد به آن معنا باشد. البته حساب ما با امثال آمريكا و اسرائيل ،چیز    ديگر است.و لی قصدمان باید اصلاح آحاد بشرحتی منکر اسلام باشد.که این بدان معنا نیست که همه مصالح بشر و اسلام را فدای آن کرده و بخواهیم جهان را یک شبه اصلاح و همه را یک نواخت کنیم. چون معضلات ریشه دارکه در همه نسل ها سرایت کرده، درست شدنش به زمان نیاز دارد.

سیره عملی در نگاه دیگر

    با توجه به این واقعیت که امام خمینی(ره)،چه درخود انقلاب اسلامی وچه درشالوده ریزی نظام و استقرارحکومت اسلامی، پس از قرنها و نیز حراست ازآن در مقابل حوادث شکننده؛ ازجمله هشت سال دفاع مقدس(جنگ احزاب دیگر)،بی تردید همه قبول دارند، که همه این نشیب و فراز های تاریخی بر اساس سیره انبیاءو اولیاء(ع)،مسیر را پیموده است.و به همین جهت رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته،اخیراً چند بار در مورد بیانات و وصیت نامه سیاسی عبادی امام خمینی، مطلبی به این مضمون داشتند مبنی بر اینکه فرمایشات امام برای همیشه سند غیرقابل تغییر می باشد؛ یعنی حکومتی که بر اساس سیره انبیاء واولیاء(ره) بوده و درعمل به طور شایسته،خود را نشان داده درحدی که برای جهان شگفت آور می باشد و هرحادثیه ای را با موفقیت تا کنون پشت سرگذاشته است.خود سند گویا و زنده ای برخط لایتغیرامام راحل می باشدکه نه تنها برای ایران بلکه برای جهان اسلام وکلاً بشر ملاک عملی صد درصد خواهد بود؛ همان گونه که منشورعلی (ع) پس از قرن ها در سازمان ملل به عنوان راه کارعملی برای سر نوشت بشر عصر ماشینی مورد توجه واقع می گردد.با توجه به این مقدمه کوتاه در توضیح امری مهم نسبت به سیره و مدیریت حضرت رسول(ص)، در نگاه دانشمندان توجه و سپس موارد دیگر را بررسی  می کنیم.

1)نمونه مدیریت:حال به گوشه اي از مديريت پيامبردر نگاه برخي از دانشمندان جهان توجه كنيم: لا مارتين فرانسوي(1790-1869) در كتاب تاريخ تركيه، مي نگارد:« هيچ يك از اولاد آدم مثل محمد(ص) در اندك مدتي نتوانسته است چنين انقلابي برزرگ درعالم ايجاد نمايد. اگر بزرگي هدف،كمي وسايل و عظمت نتيجه را براي يك نابغه بشري مقياس بگيريم، درتايخ مانند محمد(ص)نمي توان پيدا كرد... محمد در ثلث ارض مسكوني امپراتوري ها، ارتش ها، قوانين، خاندان ها و توده هاي عظيم بشري را به حرکت در آورد بيشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها،فكر ها،عقيده ها و ارواح را بهنضت در آورد»: ازكتاب محمد(ص)و ديگران. و مناظره دكترو پير.

 همین تعریف را هم در باره امام خمینی(ره) می توانیم داشته باشیم که بماند. این گونه مطالب نیاز به اتاق فکردارد.با توجه به اینکه مدیریت حضرت رسول(ص) نه معجزه بوده و نه امداد غیبی؛حضرت با چه روش هایی توانسته مکه را بدون خون ریزی فتح و فتنه را خنثی کند، در صورتی که طرف مقابل حتی بیشتر از اول کار،کینه حضرت را دردل داشت.بنا بر این با توجه به رمز موفقیت حضرت می توانیم برآن اساس انقلاب اسلامی را دردیگرکشور های اسلامی و غیر اسلامی، به راحتی مدیریت کرد.حضرت با استفاده از رمز وقت شناسی و اصل غافلگیری درماه مبارک رمضان، شبانه مکه را محاصره کرد، به طوری که کسی از این لشکر کشی با خبرنشد؛و نیز عفو عمومی در این شرایط که همه علی رغم میل باطنی خود ،فوج فوج اسلام اختیارکرده و سلاح ها را بر زمین گذاشتند.و چهارم برای جلوکیر از فتنه کسی که خانه او را خانه امن قرار داد، در صورتی سزایش چیز دیگر بود. در یک کلام رمز موفقیت، هماهنگی این چهار عنصر کارآمد بود.که ما هم می توانیم در هرکاری نسبت به خود آن، این گونه عمل کرده و انقلاب اسلامی را درکشور های مستعد،برای خدمت به بشر نهادینه کنیم.خیلی از سران کشورها و اقوام هستند که منتظرند چهار روزی خوش باشند دیگرکاری ندارند.ما اگر امثال مصر را در وقت خودش از دست آمریکا بیرون کشیده بودیم به این روز گرفتار نمی شد ولی برعکس آقای... در تریبون نماز جمعه تهران در اوج قیام مردم مصرگفت:همه فرعون های مصر باید نابود شوند!؟حرف امام خمینی را به یاد دارم، خطاب به این قبیل گویندگان فرمودند:« یک کلمه حرف شما ممکن است اصلاح کند یا افساد»( به این مضمون). البته این یک گوشه از نباید هایی می باشد که نباید باشد هرچند در اصل درست باشد.چون فضای فعلی جهان مثل بستر آلوده به مواد آتش زا می باشد.

2) مدیرت درنگاه علی(ع):نگاه خود را با نگاه علي(ع )،نسبت به دشمن مقايسه كنيم كه مي فرمايند،« إنی أكره لكم أن تكونوا سبّابین و‌ لكنكم لو وصفتم أعمالهم و‌ ذكرتم حالهم كان أصوب فی القول و‌أبلغ فی العذر و‌ قلتم مكان سبّكم إیّاهم، اللّهم احقن دمائنا و‌ دمائهم و‌ أصلح ذات بیننا و‌ بینهم و‌ اهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهاله و‌ یرعوی عن الغی و‌ العدوان من لهج به. من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده  باشید، امّا  اگركردارشان را بیان می‌كردیدو حالاتشان را یاد‌آور می‌شدید، به صحیح نزدیك تر و از نظر معذور  بودن رساتر بود. ای كاش به جای دشنام به آنان، می‌گفتید: خداوندا! خون ما و آنان را حفظ كن، بین ما و بین آنان را اصلاح نما و هدایتشان نما تا هركه حق را نمی‌داند آن را بشناسد و هركه حریص درظلم و عدوان است ازآن برگردد»  نهج البلاغه، خطبه‌ی206 .

با توجه به ملاک دانستن این بیان،بی تردید در هرزمان و با هرصاحب عقیده ای با این دیدگاه می توان جهان را مدیریت و به راستی و درستی دعوت نمود.کلام حضرت دارای پیام های مهمی می باشد که به طور اجمال از آن عبور خواهیم کرد. بد گویی به دشمن با هرکلام و بیانی باشد که باعث حساسیت و سماجت او گردد،علاوه بر اینکه نتیجه ندارد وضع را بد ترهم می کند، لذا خداوند به موسی و برادرش در سوره طه آیه 44سفارش می کند با کلام ملایم با فرعون گفتگو گنند.ولی وقتی ما پشت تریبون قرار می گیریم قدری کم لطفی می کنیم. مطلب بعد، حضرت برای بد گویی جایگزین خوبی دارد وآن اینکه ما خود فرد را مورد ملامت قرار ندهیم؛ بلکه عمل بد او را بیان کنم که اگرآن راکنار بگذارد، همه بنده خداو برادریم لذا برخورد ما باید  دوستانه باشد؟. امام خمینی دلسوزانه شاه را نصیحت کرد: تو باید آقای خود باشی نه نوکرآمریکا...،واقعاً امام دوست داشت هدایت شود ولی...!؟.حضرت رسول(ص) با آن همه ضربه شمشیر بربدنش در جنگ احد، در عوض نفرین فرمود:خدایا این قوم نا دانند هدایتشان کن.در قسمت بعدی حضرت، دو قسمت اول را کامل کرده و می فرماید: باید از خدا خواست و با صراحت بکوییم:خدا بین ما و دشمن دوستی ایجاد کند. این گونه سخن و برخورد در سرار سرجهان تنین انداز شده و هرچه تبلیغ سوء دشمن دردلهای بی غرض باشد، پاک نموده و پرونده سیاه دشمن را نمایان می کند.کلام آخرحضرت نتیجه را این طور بیان می کند که این برخورد مدبرانه باعث می شود میان حق و باطل روشن و راحت تر قضاوت شود. همان کاری که امام حیسن(ع) درکربلا کرد، که با آب دادن به دشمن؛ بازن و بچه و بدون لشکر، به کربلا آمدند... یعنی ما سرجنگ نداریم. تحلیل آن در این زمان وجدان ها را به قضاوت دشمن شکن وا می دارد.که جا دارد،حد اقل یک ساعت در همین باره حرف زد، نه تنها شعار داد!؟حقیر همه سخنرانی ها و برخورد ها را رصد می کنم.