گوشه از سفر نامه تحقیقی کربلا در سال 1378

حال و هواي مسجد کوفه                5/10/1392

مي ‌ترسم برخي كه دراين وادي‌ها نيستند و يا معلوماتي سطحي دارند طرح اين قبيل مسائل را ناصواب بدانند؛ ولي اين قبيل احتمالات چيزي نيستند كه ملاك صرف ‌نظر از بيان واقعيت‌ هايي بشود و نگارنده نمي‌تواند آنچه را با همه وجود درك كرده است به ديگران انتقال ندهد، همه نشانه‌هايي كه واقعيت‌هايی باعث واكنش‌هاي دروني مي ‌شود كه دست خود انسان نمي‌ باشد اين واقعيت‌ است که وقتي وارد مسجد سهله شدم آن حالتي را كه احساس كردم جايي ديگرآن حالت نبود و يا به‌گونه‌ي ديگرخود را نشان مي‌داد، در كربلا هم اين‌گونه بود.

در عتبات عاليات سوريه هم نظيرآن را داشتم، نمي‌دانم شما اين را شنيده يا تجربه كرده‌ايد، اگر كسي به منزلي برود كه به او گفته شود در اين منزل پدر پدر پدر بزرگ شما زندگي كرده است كه داراي اين صفات بوده است اين صفات را از قبل به او گفته باشند يا حالا بگويند، اين آقا را متوجه اين واقعيت مي‌كند، اي كاش آن بزرگوارن حال مي‌بودن كه قيافه آنها را ببينم و ازآنه فيض ببرم يا اينكه شما را درجايي كه كار جالبي كرده ‌ايد هر وقت آن‌جا برويد هرچند قصد نكنيد كه خوشحال باشيد آن خاطره خوش چنان در شما اثر خواهد گذاشت كه لبانتان خندان شود و اگر كسي همراهتان است، شروع كنيد آن خاطره را به زبان آوردن و اگر خاطره بد باشد به محض رسيدن به آن‌جا نگران مي‌شود و نگران شدن هم دست خودتان نيست چون يك واكنش دروني است و خارج از اختيار انسان.

چگونه مي‌شود جايي كه اولين نقطه آغازين شروع زندگي پدر بزرگ حضرت آدم(ع) بوده جريان ساختن كشتي حضرت و فرود آمدن آن بوه انسان را به عالم ديگر نبرد، جايي كه جبرئيل حضرت(ص) رسول قدم گذاشته و پس از نماز به سوي معراج رفته است انسان آرزو  نكند اي كاش آن ساعت من اين جا مي ‌بودم، جريان فرود آمدن كشتي نوح را در ذهن ترسيم كنيد،‌دادگاه علي(ع) در مسجد در آن عصر،‌جريان دفن علي(ع) در قبري كه از قبل براي او آماده بوده است صداي اذان علي(ع) بر مناره مسجد صداي يا رب يا رب و مناجات‌هاي دلنواز حضرت و خاطر تلخ ساعتي كه درخانه علي را آتش زدند، پهلوي فاطمه را شكستند، مي ‌بينيم علي را به طرف مسجد كشان كشان مي ‌برند و فاطمه0ع) كمربند علي راگرفته و مانع بردن علي به مسجد مي‌شود و داريم مي ‌بينيم آن‌قدر با غلاف شمشير به بازوي فاطمه زدند تا از هوش رفت و بر زمين افتاد.

چگونه خاطره تلخ فلان جا به محض ورود درآن‌جا در ذهن مبادر مي‌شود، گفتم براي رسيدن مرد و زن به جايي كه علي را غسل داده بودند، به خصوص زن‌ ها زجّه مي‌زدند، گوشه‌ي محراب علي(ع) در مسجد كوفه به ننرده‌اي تكيه داده بودم، فقط به خاطر اين كه نگاه كنم مردم از مرد و زن براي بوسيدن محراب چكار مي‌كنند، همان چيزي كه در بوسيدن قتلگاه حسين(ع) در كربلا و رأس‌الحسين در مسجد اموي سوريه ديدم؛ اين‌ها همان واكنش دروني است كه در اختيار ما نيست و اين همان شعائري است كه تكان دهنده سازنده، جهت دهنده، الهام بخش و از منظر روا‌ن‌شناسي غذاي روحي انسان است كه ازآیاتت و روايات زيادي به دست مي‌آيد ، آن همه فضيلت براي زيارت به خاطر همين ‌هاست كه بدان‌ ها اشاره شد و لذا بي‌جهت نبود كه متوكل عباسي هفده بار قبر امام حسين(ع) را با خاك يكسان كرده و وهابيت دارد همین  کار را دنبال مي‌كند وهابيتي كه عامل پشت صحنه  استعمار است و قبر امام هادي و امام حسن عسگري(ع) را در سامرا تخريب مي‌كند، ديروز 3/12/1387 بود كه شنيده شد وهابي‌ها قصسد دارند به بهانه خرافات دارند در مکه قبور بزرگان و آثار اسلامي را نابود كنند.

فلسفه تمام بودن نماز در جاهایی مانند مسجد كوفه

همه بايد ها و نبايد هايي كه اسلام بر انجام و ترك آن‌ها تأكيد دارد حتي جزئي‌ترين آن‌ها به خاطر دو چيز كلي است كه به خاطر يك چيز بايد رعايت شود. يكي فاصله گرفتن ازآن‌چه ذاتاً براي جسم و جان انسان مضر است و بايد ترك شود تا زمينه براي كسب بايد عاري ازآلودگي حاصل شود. و دوم كسب ارزش‌هاي انساني ، كه اين دو تنها به خاطر يك چيز ند وآن سعادت ابدي است. اسلام هرچه مي‌گويد براي آراستگي دنيا و دنياي آراسته براساس دستورات اسلام بستري است براي سعادت ابدی. لذا اينكه اسلام نماز را در سفر شكسته مي‌داند يك دستور حكمي و صرفاً تعبدي نيست، بلكه يك دستور می باشد درمورد مقوله انسان‌شناسي است كه اگر با دقت توجه كنيم از منظر روانشناختي فرد مسافر آرامشي ندارد و همانند كشتي متلاطم است تا به ساحل (منزل) برگردد، لذا نماز شكسته همين طوري نيست؛ بلكه به خاطر همان سلامت روح انسان است. لذا در حد توان از بنده عمل خواسته‌اند نه بيشتر. در مسافرت در حدي كه شده عبادت را كاهش داده ‌اند چرا نماز صبح دو ركعت است؟ چون صبح اكثر افراد هم دير از خواب بيدار مي‌شوند و هم اينکه بر اثر سكون عضلات بدن آمادگي لازم را ندارد و خلاصه معني «لايكلف الله نفساً الا وسعها» بهترين دليل است.

و در اماكني مانند قبر امام حسين(ع)، مسجدالحرام و مسجد النبي(ص) كه وقتي انسان حضور دارد چنان احساس آرامش و امنيت مي‌كند و هيچ‌گونه احساس نا آرامي قابل تصور نيست لذا انسان دوست دارد، اي كاش مي‌شد ساعت‌ها براي راز و نياز با خدا آن‌جا باشد، چون احساس مي‌كند گمشده خود را پيدا كرده است، هيچ چيزي عزيز تر ازآن در نظرش جلوه نمي‌كند و مهم اينكه ثواب يك ركعت نماز در اين قبيل مكان‌ها چندين برابر نماز در جاهاي ديگر است. اصلاً انسان را مست عبادت مي‌كند و همين امر باعث مي‌شود چنان لذتي را در وجود خود احساس كند كه از هيچ چيزي چنين لذتي را  نمی یابد. با توجه به اين همه دستورات اسلام به خاطر سلامت روح و جسم و احساس لذت معنوي است؛ علاوه بر اينكه نماز تمام است حتي سفارش شده هرچه مي‌توانند نماز بگذارند و همين جهت ثواب نماز در اين قبيل مكان‌ها را هيچ جا ندارد تا انسان براي بيشتر نماز خواندن علاقه پيدا كند چرا براي نماز شب آن صد ثواب مقرر شده است به جهت اينكه شب انسان از هر دغدغه‌اي در امان و در آرامش كامل قرار دارد. 

به هر صورت همان‌طور كه قبلاً درمورد حال و هواي مسجد گفته شد انسان وارد يك عالم ديگري مي‌شود كه دوست دارد براي هميشه آنجا باشد، اصلاً احساس نمي‌كند از خانه و زندگي دور است؛ همه چيز زندگي را فراموش مي‌كند و همه حواسش محو آنچه است كه در اين قبيل مكان ‌ها نظرش را جلب كرده و عاشق به معشوق خود رسيده است!؟.

((  این کتاب آماده می شود برای چاپ))

عبد الحسین نجفی

همراه: 09368550280