سایه شوم غرب در سینمای ایرا
سایه شوم غرب در سینمای ایران
تاریخ فوق، بعد ازاخبار ساعت8 ، شنونده مصاحبه خبرنگار با کارگردان سینما آقای فرج الله سلحشور بودیم، در سؤال و جوابها در مورد اینکه سینمای ایران اسلامی است یا خیر، حرفهای زیادی رد و بدل شد که اجمالی ازگوشه های آن درذهنم باقی مانده که در مورد آنها لازم است به نکاتی اشاره کنم. در مورد این سؤال که آیا سینما ها اسلامی هستند یا نه؟، آقای سلحشور فرمودند: اسلامی که نیست ایرانی هم نیست؛ یعنی آن مرام اصیل وکهن ایرانی که خاص خود ایران است، برفضای سینما حاکم نیست، که مفهوم آن، می شود، فرهنگ غربی حاکم است!؟، در مورد اینکه چگونه می شود سینما را اسلامی کرد، ایشان درجواب گفتند: تا ما سینما را ایرانی نکنیم و بخواهیم آن را اسلامی کنیم وضع بدترمی شود. یعنی اسلام در مقابل فرهنگی غربی و درقالب سینما که با هواها و هوسها، تمایلات جنسی نوع غربی، هم خوانی ندارد، اسلام هم به همان رنگ دیده و تلقی شده و به خورد عموم به خصوص نسل جوان رفته و رسوب خواهد کرد؛و این بزرگترین ضربه ای خواهد بود که بر باورهای دینی جوان بی تجربه خواهد خورد، همان که امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود ملت ایران را به اسلام آمریکایی توجه می دهد،کسانی هستند که دانسته و یا ندانسته برای جذب مذهبی ها و ازطرفی بردن سود کلان، رنگ و لعابی به کارخود می دهند و با ترکیب دو فرهنگ اسلامی و غربی، برای یک نوع جاذبه،کاسبی می کنند.ولی با نگاه دیگر باید گفت، درآن حد تقصیرندارند چون ازعمق دو فرهنگ متضاد که چه پیامد هایی فردی و اجتماعی دارد، اسلام آمیخته به روحیه اعتقادی مردم،چگونه ضربه می خورد و فرهنگ غربی دراین قالب چگونه نسل جوان را به فساد می کشد بی خبرند؛ اینها به دلایلی فکرمی کنند شاید این کار بی اشکال باشد؛ چون فیلم رنگ و قیافه اسلامی هم داشته باشد، برای بسیاری این اثر را خواهد داشت. روشی که استعمار ازآن سود می برد؛ اسلام آمریکایی می باشد برای فریب مردم ،چون قضیه گوساله سامری؛ و خوارج عصرحاضر.
خبرنگاردرمورد موقعیت ارشادی اسلامی در این باره، پرسید،آقای سلحشور با توضیحاتی گفتند: ارشاد تسلیم است، خبرنگارگفت: یعنی دستش بالا رفته که او هم حرف اول خود را تکرارکرد، یعنی ارشاد تسلیم است!، و کاری از او ساخته نبوده است.حقیر چون خودم فضای موجود فیلم ها...، را رصد می کنم کاری به این گفتگو ندارم. ولی سینمای ایران اسلامی، بعد از32 سال، نباید اگر اسلامی نیست، حد اقل باید ایرانی باشد، نه غربی که حتی جای فرهنگ اصیل ایرانی را هم گرفته و سبب خود فراموشی هویت ایرانی اصیل شود!؟.
پس ازگفتگوهایی خبرنگار پرسید برای اسلامی کردن سینما ها چه باید کرد؟، ایشان درجواب گفتند: اول باید سینما ها ایرانی اصیل شود و بعد به سراغ اسلامی کردن سینما ها برویم و افزودند. حوزه های علمیه باید کلیات سینمای اسلا می را طراحی کرده و به ما نمونه بدهند تا هنر مندان ما که صادقانه کاری می کنند، برای ساختن فیلم اسلامی اقدام کنند.حقیر عرض می کنم، با توجه به اینکه هنرمندان فیلم ساز از تخصص اسلامی بر خور دار نیستند، با کدام اصول علمی،و روال عقلانی درست است که این هنرمندان بتوانند فیلمی اسلامی بسازند که اسلام را درقالبی سالم وجوان پسند، دوست داشتنی و پرجاذبه، به قلب نسل جوانی که(درآن طرفش فیلم های پرجاذبه هالیوود قراردارد) واردکنند. در واقع حوزه های علمیه مسؤلیت سنگینی را برعهده دار ند. انقلاب را چه کسی هدایت کرد،حکومت اسلامی را پایه ریزی و پایدار نمود؟آیا این حاصل تخصص حوزه (چون خمینی ها، مطهریها، بهشتی ها ) بود یا حاصل تخصص های دیگران؟، پس چرا بزرگان و مدیران حوزه به فکر سامان بخشیدن و فعال کردن این مسؤلیت سنگین بین المللی خود درعصر نوین نیستند،که همه این حرفها ازهمان جمله آقای سلحشوردرمورد وظیفه حوزه های علمیه، قابل درک است؛ یعنی حوزه های علمیه می توانند جواب گو باشند؛ چرا اساسی وارد عمل نمی شوند.آقای سلحشور انگشت جایی گذاشته که هیچ کس نمی تواند منکرآن شود، بلکه صدها آیه و روایت آنرا تایید می کند یعنی وظیفه سنگین حوزه های علمیه را، درجهت دادن به زندگی مادی و معنوی مردم، روشن و معین می نماید.چند سال پیش سازنده فیلم حضرت یوسف(ع) که از سیمای قم شنیده می شد، ازحوزه علمیه گلایه داشت و خواست حوزه در این امرمهم، حضورعملی جهت دهنده داشته باشد؛ همین موضوع را درخیلی از نامه هاوطرح های خطاب به حوزه ها، تکرارکرده ام و درطرح آموزش ارزشیابی و کشف مهارت ها، یکی از اصول مهم آموزش فیلم سازی را ذکرکرده ام، چون عصرحاضر، ضرورتاً اقتضا می کند حوزه های علمی،خود را با شرایط زمان هماهنگ سازند و الا به حاشیه رانده خواهند شد. به همین جهت بود که سال جاری90 پس از نگارش علل به حاشیه رفتن حوزه های علمیه، برای حل این مشکل، دو طرح جامع را تحت عناوین،طرح مدیریت محوری و طرح ترویج اسلام، درعصر تکنو لوژی با استفاده از ابزار پیشرفته روز، مانند فیلم سازی از تاریخ کهن اسلام و قصص قرآن، تدوین و برای حوزه های علمیه به خصوص قم و خراسان، توسط سی دی حاوی چندین طرح دیگر کشوری، اجتماعی و طبی ارسال کردم؛ و این کار همچنان ادامه دارد چون اگر روحانیت به جایگاه خود برسد که همان مدیریت محوری باشد، نوسینده طرح قول تضمینی می دهد همه چیزدر درازمدت درست شود؛ همان طورکه امام خمینی (ره) نمونه جامع و اکمل آن را به جهان ارائه داد که مردم دیگرکشورها دارند ازآن الگو برداری می کنند. حوزه های علمیه هم می توانند محور همه امور مردمی به نوعی، کشوری به نوع دیگر، و بین المللی و رسالت جهانی خود فرا تر از ایران،محور باشند، همان گونه که اثرات وجودی امام خمینی(ره) را شاهدیم که محور است و چه محوریتی که ابر قدرت ها، ازجمله آمریکا را به زانو درآورد که خود بهتر می دانید.
دو نکته پایانی
اول اینکه، من هم به نوبه خود ازآقای سلحشور قدردانی می کنم که هم با شجاعت نواقصی کارخودشان را بیان کرد، بدون آنکه ملاحظه ای نسبت به دیگرکارکردان های سینما ها داشته باشد؛و اینکه عین واقعیت را خیلی جالب و بدون ملاحظه بیان نمودند،که ریشه مشکلات چیست و چه باید کرد. درست مثل اینکه کار شناس آسیب شناسی گزارش بدهد، مطالب ایشان کاملاً روشنگر و جهت دهنده بود.
دوم اینکه چون مصاحبه ضبط شده، تمنا می شود، مسؤولین ذیربط آن را، با دقت مورد بررسی قرار داده و به فکرچاره اندیشی باشندو با طرح جامع و کاملاً کارشناسی شده تا فرصت باقی است شروع کنند. اینکه بعد از32سال که از عمر با برکت حکومت اسلامی می گذرد، برای حتی ملیت ایرانی بودن ما، بسی نازیباست که هنوز فرهنگ آلوده غربی بر فضای افکار عمومی بخصوص نسل جوان ما سایه افکنده باشد و در خانه سرمایه و هستی خود ما جوانان ما را به ابتذال بکشاند، برای وزیرکشور،و زیر ارشاد،کمیسیون اجتماعی مجلس، سازمان تبلیغات...، شایسته و زیبا نیست، چون درمقابل خانواده شهدا، ما چه جواب و توجیهی داریم که آن همه جوان جان خود را دادند، تا شاه و عوامل آمریکا را از ایران بیرون کردند که منبع و محور فساد نباشند، ولی فرهنگ غربی باقی مانده است، زمانی حضورآمریکا مایه فساد بود، امروزسیاست تهاجم فرهنگی، درجای جای منازل مردم راه دارد و چه راه داشتنی که خود شما بهتر می دانید، اینترنت و...، چه می کند و خواهد کرد که جوانان ما را به راحتی شکار می کند. درست مثل اینکه انقلابی صورت نگرفته، یعنی همان فساد باقی است،و ایران نفرچهارم درطلاق و از نظرفساد نزدیک به کشور های مشکل داراست در حالی که ما حکومت خود را حکومت اسلامی ناب محمدی(ص) می دانیم، باید از نظر عدم فساد اجتماعی درجهان زبان زد و برای کل بشر الگو باشد و لذا این رسالت جهانی، ما را برای پاسخ گویی فرا می خواند.
به جهت اهمیت قضیه، می پرسیم، سران سه قوه چه توجیهی دارند که بعد از32سال هنوز هم شاهد آلودگی های غربی باشیم که مرده اش را دارند به گورستان می برند و مسؤلین ایران را حتی غیر مسلمان در کشورشان گل باران کرده و دوست دارند، با ایرانی رابطه بر قرار کنند؛ و به همان اندازه ازآمریکا... تنفر دارند. پس باید کاری کرد که بوی تعفن آمریکا درکشور امام زمان(ع) به مشام کسانی که به ایران می آیند نرسد؛ تا با دست پر و پیامی پر جاذبه از حکومت اسلامی به کشور خود باز کردند؛ لذا باید توجه داشت گردشگران وقتی به ایران می آیند با حساسیت خاصی، همه مسائل ایران را زیر ذره بین خود خواهند گذاشت و با تهیه گزارش به کشور خود بازخواهند گشت.
لذا با طرحی جامع، اول باید رسوب زدایی فرهنگ غربی صورت گیرد و سپس جایگزین سازی، جهت دهی بنیادی و نظارت بر روند کار، باید با هماهنگی محوری سه قوه شروع و به همه زیر مجموعه ها عملیاتی شود.و این کاریست که باید با حوزه های علمیه، همان روز های اول استقرارحکومت اسلامی به فکراین معضل می بودیم که آتش گرایش به فرهنگ غرب هنوزگرم بود، لذا چون ازآن زمان اقدام باز دارنده صورت نگرفته. بدون هیچ ملاحظه ای باید گفت، این دلیل بی تفاوتی یا دلیل ندانم کاری است و الا بعد از32سال نباید شاهد چنین سینمایی درقلب پایتخت باشیم که فضای آن هنوز فضای سینمای اصیل ایرانی نیست؛ تا چه رسد به اسلامی بودن آن که بعد از 32درست کردن آن کاریست زمان برکه با ساز و کار بسیار قوی و منسجم ارکانها و هماهنگی بین حوزه و دانشگاه آموزش هایی نوع در فیلم سازی اسلامی به تمام معنا ... تا به جایی رسید. ولی به هرحال تا بد تر نشده باید شروع کرد و بقول معروف هرجای ضرر را بگیریم نفع است.
عبد الحسین نجفی
همراه: 09368550280