مسؤول خسارات رانندگی گیست؟
بحث را از اين جا شروع مي كنم، كه سالها از تلفات جاده اي آمار كشته و مجروح شدن، بيش صد هزار (بيست هزار كشته) شنيده مي شد و همين امر باعث شد حدود سال 84 ياد داشت هاي در اين باره به عنوان يك طرح داشته باشم. تا امسال 87 كه امروز روز هفتم آن وضع واقعاً نگران كننده بود كه در پنج روز اول چند اتوبوس در دره سقوط و بيش بيست نفر از هر كدام کشته و مجروح. در چهار روز اول سفر های نوروزی بود كه فرمانده كل راهنمايي و رانندگي گفت: تاكنون ما دوازده هزار خود رو مختلفتي را توفيق و كارت بسياري را گرفته ايم و سه هزار و پانصد تخلف رانندگي داشته ايم. درست است كه اينها واقعاً بايد تنبيه بشوند ولي از يك سو اين زن و بچه كه با اميد كه چهار روز دلي از عزاي مشكلات زندگي درآورند، بچه هاي كه پر و بال مي زنند براي بيرون رفتن از خانه و تماشا كردن جاهاي ديدني... چه خلاف كرده اند؟ قطعاً اين ها ضربه روحي اي مي خورند كه اصلاً قابل جبران نيست!؟ لايد تا آخر تعطيلات سيزده عید حداقل بيست هزار خودرو توقيف مي شود هر خودرو سه نفر كه حساب كنيم مي شود شصت هزار، شصت هزار هر يك خانواده با خانواده ديگر خويشاوندي نزديك دارند يعني اين خاطره تلخ از منظر روان شناسي آنها را هم دچار آلودگي فكري مي كند درست مانند آلودگي هوا كه جسم را دچار مشكل مي كند و اين قبيل چيزها بدترين آلودگي فكري به شمار مي آيد. وزمینه می شوند برای بسیاری از بیماری روحی وسپس جسمی؟
و از سوي ديگر اين ها كه كافر نيستند بلكه نادانند درست مانند بچه هاي يك خانواده كه وظيفه والدين است كه چه كار بكنند واقعاً اگر ما برنامه ريزي داشته باشيم قبلاً بايد اين كارها صورت بگيرد كه قبل از همه چيز آقا چك... شود اگر شرايط سفر با خود را ندارد همان اول جلو گرفته شود جلو بگيريم كه مثلاً دزدي و زنا نشود نه اين وقتي دزدي و زنا شد وارد عمل شويم براي قطع دست دزد و اعدام زاني!؟ اين يكي از مشكلات كشور ماست كه برعكس پيشگيري را فداي درمان كرده ايم!؟
و خلاصه اين ضايعات، مالي، جاني، روحي و رواني جبران ناپذير است. كه بايد علاج واقعه را قبل از وقوع كرد، و براي اين مردم عزيز كه در هر شرايط سخت سياسي بداد دولت مي رسند واقعاً با همه وجود، شب و روز تلاش كرد. اصلاً اين قبيل مشكلات وجود نيايد نه وقتي بوجود آمد. بسيج شويم براي توقيف خودرو، گرفتن كارت، جمع آوري كردن كشته و مجروحها!؟ اصلاً شنيدن اين ها تعطيلات عيد را از زهرمار بدتر مي كند!؟ خود ما كه چند نفر به سفر استان فارسي داشتيم، شب تلفن كرديم چه شده، آيا مشكلي پيش نيامده است!؟ درست مردم و مسافرين در يك حالت دلهره و اضطراب خورد كننده و تضاد دروني قرار دارند!؟ از يك سو دلشان پر مي زند براي سير و سياحت و ولع دارند كه به آن برسند از طرفي نگرانند با وجود اين حوادث به...مي رسند يا نه!؟ از منظر روان شناسي واقعاً اين قبيل تضاد دروني همراه دلهره و اضطراب واقعاً خورد كننده، رنج آور و جبران ناپذير است!؟ يعني اين خستگي هاي روحي ديگر باقي خواهد ماند خستگي روحي در سير و سياحت جاهاي ديدني، بگو، بخند در اين گونه مواقع تعطيلات زدوده مي شود كه اين خود وضع را دارد بدتر مي كند، سالي بيست هزار كشته، دويست هزار مجروح جاده هر خانواده كه باده خانواده ربط داشته باشد بيست هزار را در بيست ده هزار خانواده ضرب كنيد چه قدرمي شود؟؛ تاريخ 15/1/87 از طرف عوامل راهنمايي و رانندگي اعلام شد در ايام عيد اين سال علت 70 درصد تصادفات خستگي، خواب آلودگي و عدم توجه به جلو بوده است. كه بايد گفت: از منظر روان شناسي اين سه عامل خاص حالت رواني عيد است كه مردم هم زياد مي خورند هم عشق بديديها... آنها را هم مست كرده و هم خسته، چون بدون وقفه تلاش كرده عجله دارند برسند و چون عجله دارند به جلو توجه ندارند انسان عزادار و نگران و در پي اين افسردگي ها بيماريهاي بي شمار در مورد خسارتهاي مالي كه سالهاي 83... ياد داشت كرده ام. تصادفاتايران در سال 400 ميليارد تومان هزينه دارد!؟ سالي دو هزار معلول نخاعي داريم به قول فرماندهاي راه و ترابري سالي پنجاه ميليون قبض جريمه صادر مي شود و يك سال هم اعلام شد دو هزار و سيصد زنداني به خاطر قتل و يا مجروح كردن كسي آنجا پشت ميله هاي زندان هستند و توان پرداخت ديه را هم ندارند!؟