فصل چهارم: کثرت گرایی در نگاه دانش جامع
معنی تخصصی کردن علوم حتی درآموزش و پرورش، این نیست که فرد فقط در همان رشته کار ی خود مهارت داشته باشد؛ بلکه معنی تخصص کردن یکی به خاطر این است که بدانیم گروهای کاری را به چه کاری باید گمارد و لازم نباشد معطل شویم.و دیگر اینکه درآن رشته واقعاً کارشناس خبره فنی و... داشته باشیم و فرد ملزم باشد در این قسمت کوشش کرده و هرج و مرج کاری نداشته باشیم، آموزش در حوزه های علمیه با آموزش و پرورش دولتی کاملاً متفاوت است. یک روحانی ولو در فلان رشته تخصص داشته باشد؛ چون کار او کار اجتماعی و با همه افراد سروکار اعتقادی، اخلاقی... دارد اصلاً چه اشکالی دارد بقول معروف ما علامه و بوعلی سینا داشته باشیم. امام خمینی(ره) در فقه متخصص بود ولی درجامعه شناسی، سیاسی، اخلاقی، سیاست محض، مدیریت... واقعاً کم نداشت و همین رمز موفقیت او شد. مغز انسان دارای بخشهای مختلفی است مثلاً علم نظامی در یک بخش... است اگر ما با اعمال روشهایی به سراغ همه بخش ها برویم و روی آنها کار کنیم می توانیم دانشور جامع را به چند بعدی آن برسانیم. مطهری ها واقعاً آدم و عالم چند بعدی و هزار پیشه بودند. برای خود من تجربه شده هرچه انسان در همه علوم فنون گوناگون و لو اجمالاً اطلاعاتی داشته باشد درآن رشته کار ی خود موفق تر است؛ مثلاً طلبه اگر در بعد کشاورزی، مسایل نظامی، میکانیکی تجارت، اقتصاد، روان شناسی، زمین شناسی، هواشناسی... اطلاعات داشته باشد، درکارهای طلبگی ، در ارشاد و هدایت... افراد واقعاً موفق تر از دیگران است که در همان بعد طلبی خوب واردند. بنا براین میان چهل هزار طلبه قم اگر هزار تا طلبه جامع داشته باشیم میدانید، چه رونقی حتی به خود حوزه می دهد چه تأثیری می گیرد. اصلاً اگر ما روش کشف این انسان های چند بعدی را داشته باشیم چه مانعی وجود دارد که اصلاً همه طلاب کشور را اینطور تربیت کنیم که همه بشوند مطهری، همه بشوند امام چه کسی می گوید نمی شود؟ همانطور که قبلاً گفته شد مشکل ما قالب سازی است نه خود عامل و مواد اولیه که علوم اسلامی قرآن و... باشد. باید قالب درست کنیم ؛مشکل ما قالب است و همین باعث شده علاوه بر اینکه درهمه زمینه ها رشد که نکرده باشیم هیچ، بلکه باعث شده کمبود و مشکل داشته باشیم!؟
چه باید کرد؟ و چگونه؟
(راه کار سلامت و ترقی طلاب)
.الف) ایجاد انگیزه و محاصره: چند سال پیش از رسانه شنیدیم برای انجام کارهایی در امور زندگی در آمریکا میمون را آموزش می دهند. چون دانشگاه تعلیم میمونی دارند. علاوه برآنً سگهای تعلیم دیده در کشف مواد مخدر، مجرم یا بی... انجام می گیرد!؟ و بهره بر داری ازآن، امروز دارد همگانی می شود، حتی در ایران از سگ های تعلیم دیده برای کشف مواد مخدر خریداری شده. شما توجه کنید با بکار گیری فنون(قالب) از مواد حیوانی موجودی انسانی می سازند، ماهم اگر روش قالب سازی داشته باشیم، می توانیم در این قالب از بهترین مواد انسانی همه طلاب را همانند شهید مطهری ها را پرورش داده و به جهان عرضه کنیم. از جمله طلاب پرورش یافته امام خمینی(ره) بودند که انقلاب اسلامی را هدایت کردند و هنوز هم آنها هستند که حوزه های علمیه را اداره می کنند و از ارکان و تکیه گاهای حکومت اسلامی، در مقابله توطئه ها هستند.این بزرگان آثار وجودی اشان کمک می کند حوزه ها پیشرفت داشته باشند هرطلبه ای کتاب های مطهری را مطالعه کرده باشد درکار تبلیغ و منبر واقعاً موفقند. امروز دانش انشالی ثابت کرده، می شود انسان چند بعدی ساخت چطور؟ اول با روش هایی در افراد ایجاد انگیزه، اعتماد...به نفس می کنند و در واقع انسان را کاملاً عاشق و شیفته دانش... می کند، وقتی عاشق شد اول زمینه کار و بعد مواد اولیه در اختیار او قرار می دهند، و در نهایت آزادی عمل داده و به فرد می گویند: ما مثلاً فلان کتاب را از شما می خواهیم، و هرکس بهترین کتاب را ارائه دهد کتابش با هزینه فلان سازمان چاپ می شود و علاوه برآن مورد تشویق هم واقع خواهد شد یعنی رقابتی کردن کارها در حوزه.
.ب) ایجاد خلاقیت: خلاقیت در مواردی ارثی است.آقا مانند پدرش فردی خلاق است حاج آقا مصطفی عین خود امام خمینی بود که دشمنان او را زود از امام گرفتند!؟. در موارد زیادی خلاقیت تربیتی است بچه هایی که هم زیاد وابسته پرورش نیافته اند، زیاد با اشیای گوناگون طبیعی بازی کرده اند خلاق بار آمده اند. می خودم طرحی دارم اگر بخواهیم بچه ها در بزرگ سالی خلاق باشند باید وابسته و ناز پروشان نکنیم؛ بلکه باید وسایل طبی در اختیار آنها قرار دهیم مثلاً با آجر خانه بسازند و خراب کنند، چوب میخ، اره و چگشی در اختیار او قرار دهیم تا بسازند و خراب کند...
در حوزه های علمیه هم می شود این کار را کرد که من فقط با اشاره می باید. طرح از روشیابی می گوید روش اینکه طلبه چگونه اشتهاد کند را استاد باید به او یا دهد ،حتد اقل پایان هر درس یک ربع ساعت درباره همان موضوع روش یافتن موضوع را بگوید، حیف است طلبه با وقت کم بنشیند و استاد برای او تفسیر بگوید!؟؛ بلکه بایدروش تفسیر را در یک ماه یاد بگیرید و بعد، ازآنها پایان نامه بخواهند و کارت تخصص در تفسیر به او بدهند. اگر فلان جا برای یک ماه، مبارک طلبه ای خواستند که تفسر بلد باشد فوراً بدانیم. اهواز در سپاه ازمن خواستند تفسیر بگویم نتوانستم، و بنوعی سر زنشم کردند !؟، در حالی که در مجسد امام حسن(ع) پای درس تفسیر آیت اله مشکینی زیاد نشسته بودم. ما روش تحقیق را برای طلبه باید بگویم و زمینه را به طلبه نشان دهیم، کتاب ها را هم برای تحقیق به او ارائه دهیم و بگویم چه می خواهیم و بعد بگویم اگر بهترین پایان نامه فقهی تفسیری یا کتاب علمی، اخلاقی... را تحویل دهید هم درحقوق و شهریه لحاظ می شود و هم بنام خود شما چاپ می گرد. اگر نفر اول باشید به عنوان طلبه نمونه معرفی می شوید، ردیف دوم یک یک سکه... برنده است. ما مسؤولین مقصر هستیم نه طلاب که مواد خام در اختیار ما هستند برای تولید طلبه به درد بخور، نه بی شواد...!؟
اصلاً همه کارهای حوزه باید رقابتی باشد چون رقابت ریشه قرآنی دارد:«و جعلنا بعضکم لبعضی فتنه» فرقان2 :و نیز« وسارعوا الی مغفره من ربکم» آل عمران آیه133: واقعا اگر می خواهیم ارزشیابی کنیم؛ هم از راهای زیادی باید برویم و هم سرمایه گذاری کنیم و اگر سرمایه گذاری کنیم روزی همان سرمایه بوسیله همین طلاب کار آمد، به ما باز خواهد گشت چطور؟ (چطورآن بماند). من هیچ گاه از استاد چیزی نپرسیدم، تا از درون خودم کمک بگیرم روش های زیاد بکار برده ام برای توسعه فکری که مجال بازگو کردن آنها نیست. همین اندازه بگویم تمام اینها را بدون مطالعه کتابی و یا حتی فکر کردن زیاد می نویسم.
اصلاً از نظر روانشناسی هرچه بیشتر از مغز کار بخواهیم و بخواهیم خودمان کاری کرده باشیم و فکر را بکار گیریم مغز هم توسعه پیدا می کند، هم درهای بسته آن باز می گردد و هرچه کم ترکارکنیم حجم مغز کوچک می شود وهم درهایی هم که باز است کم کم بسته می شود در فوای جنسی... هم همینطور است و اینکه می گوید: «تفکر ساعت خبر من عبادت سبعین سنه». یا در قرآن می فرماید«لعلم یتفکرون، تعلهم بتدبرون، تعلهم یعفلون و لعلهم یتفرون». منظورش فعال نمودن قوه خلاقه و در نتیجه بفعلیت رساندن توانای های بالقوه است که امتحانات کمی، هم مغزها نمی گذارد توسعه یابند و هم نمی گذارد درهای بسته مغز باز شود، فقط با حافظه کار دارد که به حافظه خلاقیت گفته نمی شود و کارهای قوه خلاقه که مهارت ها... باشد ازساخته تمام اختراعات ابتکارات ... حاصل و فرزندان قوه خلاقه اند حافظه یک انبار است همانطور که فکر کاوش گر است. ((( گوشه ای از طرح آموزش ارزشیابی...)))