1) در حدیث است علم را بنوشتن پای بند کنید. من خودم درس زیادی نخواندم ولی الان که در همه زمینه ها پیشنویس کتاب دارم بیش از شصت دفتر یاد داشت برداری دارم. حدود بیست کتاب د رحد پیشنویسی، سی طرح جامعه در حد پیشنویس دارم که حدود ده تایی آن مربوط به حوزه علمیه است و برای نوشتن دیگر نیاز به مطالعه کتاب ندارم به حمدالله در همه مسایل در حد خودم می توانم نظر بدهم، پاسخگو   باشیم همه را از این حرکت می دانم و پس. چون با توکل به خدا حرکت کرده ام، خداوند هم طبق این آیات یاریم می کند: آیه3،سوره طلاق؛ آیه7، سوره محمد.و به دلیل آیه17،سوره انفال. این همان دست خداست نه دست من که مغرور شودم. طلیه باید از این مسیر حرکت کند تا برای خود ، اسلام و مردم مفید باشد نه دنیای ویران کننده که خاطرات تلخی از همین ها به یاد دارم!؟

 

2) ماهرچه در ذهن خود انباشته کنیم به قول شهید مطهری مانندغذای هضم نشده است. که باعث بیماری می شود. در واقع مهارت ها را با نوشتن می توان استخراج کرد. برای خودم تجربه شد هر کس در هر رشته ای از علوم و در هر موضوعی به خواهد صاحب نظر و خود کفا شود، باید نترسد و قلم را بر دار د و در همان باره کتاب بنویسد، کتاب را که نوشت تازه متوجه می شود تا چه حد جهش کرده است وچه چه چیز هایی را ندارد که لازم است آنها را کشف و استخران کند. چیزی که الان خودم دارم تجربه می کنم ،نوشته های 28 سال پیش را که نگاه می کنم، گاهی می گویم همه را پاره کرده و دور بریزیم چون از هر نظر زشت بظرم می رسد ولی همانها بود که به مدد خدا مرا به اینجا رساند نه چیز دیگر. لذا این هاست که در مورد گزینش طلبه زیاد اصرار دارم

 

 البته بعد از ده سال تا کنون 1394، که 20سال می شود و تا آخر عمر پشیمان چرا برخی از صفحات همان دفتر ها را پاره و دورریخم!؟ چون تازه متوجه شدم، همین ها بود که مرا تا این حد فعلی رساند که هنوز هم نه راضیم و نه قانع، چون رشد انسان در هر زمینه ای بی نهایت است که در دعای ماه رجب می خوانیم«... اللهم اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره...».

 

3) انسان را متوجه می کند چه چیزهایی کمبود دارد چیزی که برای خودم تجربه شده و دیگران را سفارش می کنم گول نخورند چون من الان آن کمبودها را دارم می بینم که دیگر قابل جبران نیست یعنی نمی شود برگشت!؟ و این خسارت  را متوجه نا کارآمدی... حوزه می دانیم که کسی نبود ما را حتی متوجه کند چه کنیم؛ تا چه رسد که ما را ملزم کنند مثلاً روش نویسندگی را آموزش ببینیم که با وجود آن همه نوشته ها حتی خودم احساس می کنم مشکل دارم تا چه رسد که یک کارشناس نوشته هایم را به بیند!؟ واین را خیانت حوزه در حق خود  می دانم چون واقعاً خیلی جا مانده و متحیر می شوم چه کنم.به خصوص وقتی کسانی را می بینم که شاگرد آن ها نیستم!؟؛ به خدا مسؤولین حوزه را مقصر صد در صد می دانم و روز قیامت سر راهشان را خواهم گرفت!؟

 

4) اصلاً همین بهترین راه است برای ارزشیابی، تحریک طلاب، تغذیه نیازهای فرهنگی و اینکه ما واقعاً مهارتها را کاملاً اندازه گیری و دسته بندی کنیم؛ چیزی که در مورد طرح جامع بهسازی آموزش و پرورش نوشته ام، به تقسیم کار طرح اشاره کرده ام که یک قسمت از طرح متوجه حوزه می شود و آموزش و پرورش باید رسماً ا زحوزه علیه چند عنوان کتاب را درخواست کند و حوزه هم ملزم باشد جواب بدهد وکتاب هایی خاص وظایف استاد و شاگرد...، در باره اخلاق شاگردی، اخلاق معلمی...می باشند؛ نوشته و تحویل آموزش و پرورش بدهد. وقتی ما طلبه ها را در نویسندگی ا زنظر مهارت گروه بندی کرده باشیم میدانیم این تقاضای مثلاً آموزش وپرورش  را به کجا معرفی کنیم. همین  خلأ وکاستی درحوزه علمیه واقعاً چقدر زیان داراست که نمی تواند جواب گو باشد!؟ لذا امسال یک میلیون مردودی داشتیم که من علل آنها را برای آموزش و پرورش نوشتم و پای علما را هم بطور مستدل پیمان کشیدم که باید جواب گو باشند!؟ آیا با وجود این همه آثار وجود نویسندگی و درمقابل عدم وجود آموزش باشد؟! ممکن است بگویم مواد خام نیاز به تولید و شکل دهی نداریم؟، این ها را که در ذهن انباشته کرده ایم باید آن را در قالبی بریزیم که قابل عرضه باشد، آقا دریای علم است نه خودش بالفعل از آن بهره می برد وند دیگران؛ مانند کسی که از گرسنگی روی گیجی پر ارزش خوابده ودارد از گرسنگی جان  می دهد!؟درد جوانان ما  این است که در دام مواد مخدر، سی دی، روان گردان... ، دزدی... و حتی آدم کشی قرار گرفته اند!؟. همه اینها حاکی از خلأ فرهنگ باز دارنده است که ما حوزویان با نگارش کتاب... باید آنها را پرکرده باشیم. نکردیم باید روزی جوب گو باشیم، خواهی نه خواهی تاریخ در باره عمل کرد ما قضاوت خواهد کرد وچه قضاوت کردنی!؟ خودم قضاوت تاریخ را با چشم خود دیدم و با همه وجود لمس کرده و می کنم که دیگر به جزئیات آن نمی پردازم؛ چگونه فلانی در موضوع دیگر، با خار وخفیف از دنیا رفت!؟ این همان قضاوت تاریخ است!؟

 

 5) نیازهای مادی: گرچه نباید هدف ازآموزش و یادگیری نویسندگی چنبه مادی داشته باشد ولی به جهتی واجب است.  از همان اول طلا ب  وا دار به نوشتن شوند چون چون فبلاً معلوم شد نویسندگی برای طلاب واجب است نه مستحب

 

الف)اهمیت معیشت طلاب: نیازهای مادی طلاب که واقعاً بسیاری ازآنها با فلاکت و خواندن نماز استجباری... زندگی می کنند. همین امشب، شب 19 ماه مبارک طلبه ای که در محل خودمان تبلیغ است؛ برای اینکه کجا نماز و روزه استجباری می دهند به من تلفن کرده بود. من با او گفتگو کردم. لذا  این گونه مشکلات ایجاب می کند  نماینده طلاب اطلاعاتی  را به مدیران آموزش و حتی اساتید... بدهند و مدیران هم مسایلی را مطرح کرده و آن گاه با هم مشورت کنند و درکل بیک جمع گیری برسند ک واقعاً صلاح و مصلحت طلاب وحوزه است. لذا باید...

 

1) تبصره: همه مدیران آموزش، تهذیب، تحقیق...و تبلییغ... باید در جلسه سالانه حتماً حضور داشته یاشند برای امور ضروری طلاب.

 

2)تبصره: اطلاعات رسیده از نمایندگان طلاب باید مستند باشد مسئولیت آن برخود نمایندگان باشد  و اطلاعات مثبت و منفی هرکدام باید ضابطه مند باشد نه آنکه اطلاع منفی فاش و مثبت نادیده گرفته شود اصلاً تا ممکن است باید بیشتر جنبه های مثبت را علنی کرد خدا رحمت کند امام خمینی را که هیچ گاه نمی کفت: عده ای  بدند بلکه  برعکس می فرمود: مردم همه خوبند.

 

3) تبصره: نمایندگان باید قسمهایی از امور اجرایی را برعهده بگیرند  اینکه نمایندگان طلابً باید  در جلساتی حضور داشته باشند  مانند نوشتن و ارائه پایان نامه طلاب وآن وفت که ً باید جایزه به آنها داده شود ... که همه باید  برعهده نمایندگان قرارگیرد که هم قسمتی از حجم کار سبک شده باشد، و مهم اینکه اطلاعات دقیق وضع معیشتی... طلاب به دست مدیران هر قسمتی از معاونین مدیریت حوزه برسد...

 

4) تبصره: چون طلاب باید در امور نویسندگی، دیگر تخصص ها، و امورتبلیغی... گروه بندی شوند و این کارها از مدیریت آموزش اصلاً برخواسته نیست مگر مواردی در این قبیل جلسات. لذا باید کارها تقسیم شود و باید طوری تقسیم شود که واقعاً همخوانی داشته باشد مثلاً کارهایی که به قوانین آموزش بستگی دارد باید برعهده مسئولین آموزش... باشد درآنها که نیاز به اطلاعات از وضعیت عمومی طلاب دارد بایدبه نمایندگان سپرده شود که از نظر وضع معیشتی، درسی، توان تبلیغ... طلاب کاملاً آگاهند؛ درحالی که مدیران حوزه اصلاً نسبت به آنها بی اطلاع هستند و همین یکی از مشکلات عمده حوزه است که هم طلاب زیادی در هرج ومرج و بیکا ری... به سر می برند و هم عده ای از این ها  از نظر سلامتی، معیشتی... نیاز به مراقبت مدیران دارند که کسی ازآن ها خبر ندارد که در یک قلم چهار صد نفر از این ها که همه از کار افتاده یودند مدتی سرکشی این ها رفته و توصیه های سلامتی... برای آنها داشتیم ولی این کار ادامه پیدا نکرد وآقای... گفت: توقع این ها بالا می رود و ماهم نمی نوانیم جواب گوی آن ها باشیم!؟ که در همین طرح یا قسمت های دیگر گوشه ای از وضع بد رنجبارآن هارا به صورت مستند از قول باز دید کنندگان آورده ام که به ماند. (( گوشه ای از طرح آنوزش ارزشیابی))