3.رسالت درنگاه جهانن: آیات و روایات زیادی بر رسالت جهانی ما تأکید جدی و حیاتی دارند، از جمله:" قاتلوهم حتی لا تکون فتنه ویکون الدین کله لله: انفال آیه 39 ": و:" لیخرج الناس من الظلمات الی النور: ابراهیم آیه 1": برای این رسالت جهانی ، از یک سو برای حرکت به سوی هدف باید آماده شویم و از سوی دیگر برای حرکت نیاز به ساز وکار و امکانتی داریم که ما را به هدف بلندمان برساند که همه اینها صد در صد به بنیه اقتصادی حوزه های علمی بستگی دارد و به هراندازه کم داشته باشیم به همان اندازه یا شکست خورده ایم و یا این است که به همان مقدار ارزشهای رسالتی خود را از دست داده ایم !؟
بنا براین، با توجه به عصر فناوری...و رسانه های گسترده جهانی، و از سوی دیگر فرصت به دست آمده بی نظیر طلایی ایجاب می کند، جهان امروزی را که تشنه معارف اسلامی شده و بنوعی از ملاکهای اخلاقی... شرق و غرب سرخورده اند و در پی منجی هستند، از یک سو برای نجا تشان باید کوشید و از سوی دیگر برای سیراب کردن کام تشنه آنان با آب گوارای معارف اسلامی از هرچه در توان داریم دریغ نکنیم. ولی همان طور که گفته شد.آیا بدون پشتوانه اقتصادی جهت سرمایه گذاری و نیاز به دیگر امکانات عصر اینترنت... می توان به اهداف مورد نظر نایل گردید و آن طورکه نیاز فعلی جهان است، جواب گو بود؟! با وجود این که ما در مقابل این تقاضا خیلی کمبود داریم و از سوی دیگر در مقابل تهاجم فرهنگی، و حد اقل در دفاعیات ناتوان مانده و در نتیجه تهاجم فرهنگی، طیف عظیمی از جوانان سرمایه بسیار با اهمیت کشور را از دستمان برده است، از جمله سه میلیون معتاد که همه جوان هستند، که با این لشکر می توان جهان کفر راگرفت و بشر را از ستم آنها نجات داد.
یکی از تبعات نارسایی رسالت داخلی ما، این است که دست برد دشمن حتی متوجه امنیت عمومی مردم در کنج خانه ها به وسیله اینترنت، نیز شده است، مانند گرایش به دزدی، تجاوز... به وسیله گروهی از معتادان ولگرد، و نیزگرایش گروهی به سی دی های مبتذل...که همه اینها حاکی از از جهل و عدم آگاهی آنان، حاکی از مشکلات روشنگری ماست، که یکی از علل اساسی آن به قول شهید مطهری نیاز معیشتی طلاب به وسیله وابستگی به مردم شده است؛ که بر روی همه زوایای رسالت داخلی و خارجی ما اثر باز دارنده گذاشته است که حتی در مورد هزینه روز مره مجمع و مانند آن با مشکل رو برو هستیم که خود شما بهتر می دانید.
آیا این وضع بهتراست یا حوزه از نظر اقتصادی خود کفا و ممردرآمدی داشته باشد؟! کدام ارجحیت دارد؟ مگر می شود اسلام را با نظر مردم و یا فلان کس... مقایسه کرد, مگر می شود مصالح جهانی اسلام را مبتنی بر نظر فرد و یا گروه دانست وآن را فدا و قربانی طرز تفکرکسانی کرد که خود کفا بودن حوزه را بد می دانند؟! در مورد بینه اقتصادی وخود کفایی حوزه های علمیه، مشکل ما مشکل اندیشه های ناصواب و خلاف این حدیث است که می فرماید:" من ساوا یوماه فهو مغبون": در این فرصت طلایی به دست آمده قابل جهش و رشد نمونه جهش و نو آوری چشم گیر و کار ساز درحوزه رسالتمان است؟!
باید این را هم اضافه کنم، دشمان که کشورهای اسلامی هم مرز ما را اشغال کرده وحتی به نوامیس آنها تجاوز کرده و می کنند، با تجهیزات گسترده و قوی... اطلاع رسانی خود توانسته اند منطق زور، تزویر، دروغ ...خود را به خورد جهان داده وحتی برخی ازکشورهای اسلامی را نوکر خود قرار دهند؛ ولی ما چون امکانت وسیع، فراگیرو پایگاه های اطلاع رسانی متوازنی نداریم، نتوانستیم حد اقل جلو این تهاجم فرهنگی را بگیرم. آیا این مشکل اقتصادی ماست، یا مشکل عوامل انسانی، و یاعلمی و مدیریتی؟ آیا با شکم گرسنه می توان جنگید؟!
به هرصورت علتی درکار هست و می شود نباشد، علم و دانش فعلی نا ممکن ها را ممکن ساخته است؛ برای شدن و جهش، علم امروزی جایی برای عذر و بهانه باقی نگذاشته است!؟ چون حتی در ایران خودمان(به قول ما ها) همان از کنار دریا برگشته های ایران زمان شاه ملعون،با چهارهزار اختراعات... عجیب خود در همه عرصه ها، دنیارا به شگفتی وا داشته و نا ممکن هارا، (به کوری چشم دشمنانی مانند آمریکا) ممکن ساخته اند؛ و چه گونه!؟آن هم درمیان همه ناباوری های حتی دوستانی نوپاو تازه وارد شده!؟ ولی ما چه کرده ایم وکو یک نمون قابل تعریف!؟
4) نظر یک مرجع ملاک است: علاوه برنظرآیت الله شهید مرتضی مطهری که گذشت نظرکاملاً قابل قبولِ مرجع بزرگ, نو اندیشی مانند آیت الله مکارم شیرازی که نیز قبلاً گذشت، برای ما ملاک وحجت است؛ نظر ایشان، واستاد مطهری درمورد بینه اقتصادی حوزه های علمیه، نظر شخص نیست و بر می گردد به اینکه ما برای رسالت جهانی خود که ضرورتاً، به فدک این زمان نیاز داریم، کسانی هدف دار، فدک را از علی(ع) گرفتند!؟ و امروز طرز تفکرهایی فدک را به گونه دیگر از ما می گیرند، تا دغدغه های معیشتی نگذارند طلاب ملا شوند و پس از ملا شدن، تبلیغاتشان غیر از این باشد که حالا هست!؟
و باز تکرار می کنم مشکل ما اندیشه است، این اندیشه، علاوه بر اینکه روز آمد نیست، مشکل ساز هم هست، چون اندیشه صد سال پیش است و بیگانه از وضع موجود، به درد امروز نمی خورد؛ همان طورکه خیلی چیزهای صد سال پیش بطورکلی از رده خارج شده هستند!؟
کلام آخر مقدمه ، و چه باید کرد؟
در مورد آنچه گفته شد و آن کلیاتی که در مورد طرح پیشنهادی ارائه می شود، حاضرم به هر سؤال و حتی هر اشکالی پاسخ داده و تا جایی پیش برویم که روشن شود، چه باید کرد و چگونه و گیرکار کجاست؛ تا آن موانع شناخته شوند و از تأثیر گذاری آنها درمصالح کلان و مهم حوزه های علمیه، جلوگیری شود. در واقع مشکل اساسی حوزه موانع فکری غیر قابل انعطاف پذیری است؛ همان افکاری که امام خمینی(ره) روزی با آنها رو برو بود، ولی به آنها اعتنا نکرد و به تنهایی موفق شد سنت هایی را درهم شکند وآن کند که در عصر حکومت اسلامی شاهد آنیم.
لذا ما هم اگر بخواهیم موفق شویم، باید همان سنت شکنی امام ادامه یابد، و الا وضع روز به روز بدتر و به قول شهید مطهری باید عقب قافله اجتماع درحرکت باشیم؛ و این فرصت به دست آمده را خیلی راحت از دست بدهیم، که تاکنون داده ایم، ولی دقت لازم دارد چگونه داده ایم وچه ارزش هایی مفت از دستمان رفته است!؟ این امر برای هرکسی و من همانند دو دوتا چهار تا ، روشن است که سی سال است کارکار شناسی در این مورد را دنبال می کنم.
و از سوی دیگر، نباید وضع داخلی ما از نظراخلاقی... و وضع خارجی ما، به گونه دیگر چنین باشدکه کشورهای اسلامی هم جورمان چون عراق و افغانستان و نیز فلسطین و غزه... زیر چکمه های خورد کننده دشمن این گونه باشد!؟ اگر با روشنگری ها ازیک سو چهره زشت اینها را به جهان معرفی کرده بودیم و از سوی دیگر به جهان آگاهی های لازم را داده بودیم اصلاً جایی برای این جانیان تاریخ باقی نمی ماند که درقلب کشور های اسلامی لانه فساد و خون خواری بسازند و این است معنی«... و قاتوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لل». انفال آیه 39 ": و نیز:"لیخرج الناس من الظلمات الی النور». ابراهیم آیه 1": که درعمل به این دوآیه واقعاً حق مطلب آن طور که باید ادا نشده و نمی شود
وخلاصه داریم فرصتی را از دست می دهیم، که برای هیچ کدام از انبیاء و اولیاء(ع) به دست نیامد و برای ما هم دیگر به دست نخواه آمد؛ چون به زمان زیادی نیاز است، تا تاریخ ما خمینی (ره) دیگر به خود به بیند و جامعه را برای یک رسالت جهانی رهبری کند.