تاریخ 23/2/87 در جلسه کمیسیون اقتصادی حوزه علمیه قم در ضمن بحث در مورد وضع اقتصادی مجمع نیز گفت و گو شد. در پایان جلسه وقتی در مورد طرح ها و دیگر نوشته هایم، در مورد مسائل حوزه علمیه و طلاب مطالبی را عنوان و به علل ریشه ای اقتصاد حوزه و شهریه طلاب به نکاتی اشاره کردم؛ یکی از آقایان خواستند در مورد تأمین هزینه مجمع هم طرحی داشته باشیم؛ لذا به خاطر اهمیت قضیه کلیاتی را نوشتم و تاریخ 25/2/87 آن را با آقای مختاری مسؤول محترم اجرایی مجمع ارائه دادم؛ ایشان فقط در این مورد نظر داشتند که درگذشته هم این پیشنهاد ها شده که خود حوزه، سرمایه گذاری و بستر های تولیدی داشته و خود کفا باشد، ولی برخی قبول نکردند!؟

 

      از سی سال پیش که تحقیقات خود را در مورد مسائل و مشکلات حوزه شروع کردم، تنها چیزی که خیلی درمورد آن حساسیت به خرج می دادم، همین مشکل اقتصادی حوزه و از همه مهم تر، وابسته بودن صد درصد و تبعات آن بود. به همین جهت تاریخ 2/3/72 در همین رابطه نامه مفصلی برای همه مراجع عظام ارسال کردم که آیت الله العظی ناصرمکارم شیرازی، نوشته بودند: "بسمه تعالی:3/3/72، شماره357: جناب آقای عبدالحسین نجفی زید توفیقه با اهدا سلام و تحیت، نامه شما که پیداست به شخصیت های مختلف حوزه ارسال شده است. امید است درتصمیم گیریهای سران حوزه مؤثر واقع شود: ما هم به سهم خود اقداماتی می کنیم موفق باشید. [این قست آخردست خط خود آقا بود] قم دفتر آیت الله مکارم شیرازی":

 

 در مورد این که هیچ اشکال شرعی, عرفی, عقلی و نقلی وجود ندارد که حوزه، خود کفا و دارای مراکزی تولیدی باشد، حتی به دلایلی ضرورت دارد، به هرنحو ممکن حوزه خود کفا و درآمد مستمر داشته باشد.که به برخی از آنها  ها اشاره می شود.

 

 1)وابستگی و تبعاتش: تجربه جهان نشان می دهد وابستگی درهمه آنچه بشر با آن سروکار دارد، تبعاتی را درپی دارد که قرآن و روایات زیادی هم دراین خصوص وجود دارد؛ از میان وابستگی ها وابستگی اقتصادی، به دلایلی زیان های جبران ناپذیر و در مواردی شکننده را به همراه خواهد داشت، که مفصل است و از جمله در مورد حوزه های علمیه، این احتمال وجود دارد، شاید جذب خمس در همین حد هم که هست، زمانی ممکن نباشد، و آنگاه حوزه به طور ناگهانی، بنیاداً با خطر جدی رو برو شود. در مورد تبعات وابستگی اقتصادی حوزه، شهید مرتضی مطهری در ص113 مجموعه مقالات خود، به نکاتی اشاره می فرماید که بستر تبعات زیادی را مورد توجه قرارمی دهد: "... بودجه روحانیت ما عیناً چنین حالتی را دارد.راه اصلاحش منحصراً سازمان دادن به این بودجه است از راه ایجاد صندوق مشترک و دفتر و حساب و بیلان در مراکز روحانیت بطوریکه احدی از روحانیین مستقیماً از دست مردم ارتزاق نکند. هرکس بتناسب خدمتی که انجام می دهد ازآن صندوق که در اختیار مراجع و روحانیین طراز اول حوزه های علمیه خواهد بود معاش خود را دریافت کند. اگر این کار بشود مردم بحکم عقیده و ایمانی که دارند وجوه مال خود را می پردازند و ضمناً حکومت و تسلط عوام ساقط و گریبان روحانیین از چنگال عوام الناس خلاصه می گردد همه آن مفاسد ناشی از اینست که روحانیین مستقیماً از دست مردم ارتزاق می کنند. از اینست که هرکسی شخصاً باید با وجوهات دهندگان ارتباط پیدا کند و نظر او را جلب نماید.

 

هرمرجع تقلیدی شخصیتش بسته بسهم امام است که بگیرد و بطلاب حوزه های علمیه بدهد, باید شخصاً جلب اعتماد کند و این بودجه را تأمین و تحصیل نماید. این مفاسد از اینجاست که روحانیین شهرستانها چاره ای ندارند از اینکه روحانیت را حرفه و مسجد را محل کسب و کار خود قرار دهند...: روحانیت ما دراثرعوام زدگی نمی تواند پیشرو باشد...: افسوس که این آفت عظیم دست و پاها را بسته است وگرنه معلوم می شد که اسلام درهر عصرو زمانی تازه است..: چرا روحانیون ما به جای آنکه پیشرو و پیشتاز و هادی قافله اجتماع باشند همیشه به د نبال قافله حرکت می کنند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟: اگر به خواست خدا مشکل مالی سازمان روحانیت ما حل گردد سایر نواقص بدنبال آن حل خواهد شد":

 

کلام ایشان صد درصد حجت و چیزی است که ما تحقیقاً به آن رسیده ایم و درمورد تبعات وابستگی، حرف های زیاد دارد که وقت پرداختن به همه آن ها نیست.

 

2) مشکل معیشتی طلاب: با نگاهی کوتاه خواهیم دید، تبعات وسیع و عمیق آن واقعاً نگران کننده است، چون اگر به اهمیت تمرکز درکسب دانش توجه کنیم،گسترش و پیچیدگی نیاز علمی... عصر حاضر را در نظر بگیریم، و بالا رفتن هزینه زندگی را محاسبه کنیم که تا چه حد همه این ها در مورد ارتقاء علمی طلاب اثر بخش خواهند بود، متوجه خواهیم شد، وضع بد معیشتی طلاب ما را تا چه حد به عقب خواهد برد، که نتوانیم متناسب با شرایط موجود... جواب گو باشیم که اگر اجازه بدهید مانند حالا درمقایسه با رسالت جهانی ما که درهمین رابطه نوشته های زیادی دارم که خیلی عقب و در حاشیه هستیم!؟

 

 و لذا قرائن روشن، نشان می دهد از میان پنجاه هزار طلبه، دیگر نمی توان امید وار و منتظر بود، حوزه های علمیه شخصیت هایی مانند مطهری, بهشتی... به اسلام و جامعه بشری تحویل دهند؛ درهمین رابطه، یکی ازعلل منقرض شدن نسل مراجع سادات همین است. نیز مشکلات تبلیغات را تنها درهمین ایران کوچک، خوب می دانیم ازکجا آب زلالش گل آلود شده است که شهید مطهری به آن اشاره داشتند. و به همین جهت بود که سال 83 طرح جامع تبلیغات را، در206 نوشتم ولی افسوس که هنوز وضع همان است که بوده!؟ و درد تبعات ناکوارش دل هر هوشمند درد آشنایی را به شدت آزرده می سازد!؟

 

 خلاصه همان طورکه قبلاً گفته شد، با توجه به پیشرفت علم و تقاضای گسترده آن در سطح بین المکللی، عرضه علمی ما، هم از نظرکمی و کیفی و هم از نظر روز آمد بودن و متناسب با مقتضیات زمان، باید قبول کنیم در مقایسه با آنچه باید باشد فاصله جبران نا  پذیری داریم، ودردو موضوع نمونه این تبعات را دارم که وقت تکثیر آنها را ندارم.