موقعیت علما، درنگاه انظارمختلف ؟!
از شش ميليارد به بالاي جمعيت فعلي جهان حتي دو نفرکه حتي دوقلو باشند را نخواهيم يافت که نسبت به چیزهاییی يک ديدگاه کاملاً صد در صد مساوي داشته باشند؛ عقل، نقل، تاريخ، دانش روانشناسي... آن را کاملاً مورد تأييد قرار ميدهد، امروز با وجود شرايط موجود عصر سرعت و گستردگي کاملاً فراگير ارتباطات جمعي و اينکه علما هميشه مانند يک نقطه کاملاً نمايان در پيشاني جامعه مورد توجه حتي کودکان ... هستند، کسي نيست که از جزئيات اسرار علماء و بطورکلي حوزههاي علميه بيخبر باشد، چيزي هم نيست که نياز به مطالعه و يا حتي سواد داشته باشد، ولي همه اقشار جامعه يک ديد واحد نسبت به علما ندارند که بطور فهرستوار به مواردي از آنها خواهيم پرداخت.
1):گروهي خاص که تعداد آنها نوعاً در اقليت هستند از ديدگاه قداست به ما نگاه ميکنند چون ايمان آنان به انبياء و اولياء(ع) اتصال دارد به همين جهت ما را بخاطر ادامه دهنده راه آنان دوستان دارند، از ما دفاع ميکنند و حتي به همين جهت بديها و نقطه ضعفهاي ما را ناديده ميگيرند. اين گروه از همان گروهي هستند که گفته شد اينها علاوه بر اينکه به ما تهمت نميزنند حتي نگرانند، چون ما در باره وجو هات شرعی خمس روشنگري نکرده و مردم را آگاه نميکنيم، چرا کاري نکردهايم که همه مانند خودشان اهل خمس و درستکاري باشند تا هم به راحتي با آنها رفت و آمد داشته باشند و هم باعث مشکلاتي براي آنان و جامعه نشوند.
2):گروهي از نظر اقتصادي با ديد ترحم به ما نگاه ميکنند و به جهت اينکه ميدانند از نظر اقتصادي در واقع کمترين درآمد را داريم،گاهي به عنوان کمک هزينه به ما چيزي ميدهند. اين گروه هم به ما تهمت نميزنند ولي قدري با گروه اول متفاوت هستد و به همين اندازه آن جايگاه را براي ما قايل نيستند چون مشاهده ميکنند، قدري خويشتندار نيستيم و مثلاً شنيده اند براي منبر نرخ تعيين ميکنيم!؟ يا هرجا پول بيشتر ميدهند آنجا ميرويم. اينها از ما بدگويي نميکنند ولي تعريف هم درآن حد نميکنند. به همين جهت خيلي کم ميشود که واقعاً با همه وجود از ما دفاع کنند و همين واقعيت نشان ميدهد فاصله ما با انبياء و اولياء (ع)درچه حد است و در چه درجه از منزلت و قداست انبياء و اولياء(ع) بر خور داريم، تا چه حد در عملکرد به آنها شباهت داريم.!؟
3):گروهي که با ديد حقارت به ما نگاه ميکنند و همين گروه هستند که به شايعات ياوهگويان توجه دارن!؟ و حتي آن ها را پرورش ميدهند؛ علت آن دو امر مهم است. يکي اينکه در اصل ناآگاهند و نسبت به مسايل اعتقادي ... و خمس بيخبرند!؟؛ چون بيخبرند و تمايل به دادن خمس ندارند، منتظرند بهانه هايی بدست آيد و از دادن خمس خود را راحت کنند!؟ و دوم اينکه عملکرد ما نتوانسته چنان درآنها اثر کند که جبران آن ناآگاهي ها را نموده و اين گونه نباشند. همين گروه هستند که در حد يک گدا و دورهگرد به ما نگاه ميکنند و ميگويند: خوب شد که يزيد امام حسين(ع) را کشت که براي آخوندها ناني باشد!؟ درايام شهادت امام رضا(ع) (83) در صحن عتيق حضرت معصومه(س) کارم، اشعاري درباره امام حسين بود که به گروههاي زنجير زدن ميدادم و به يک هيئت زنجبر زن که داشتند زنجير ميزدند، نزديک شدم و به کسي اشاره کردم و قدري عقبتر بيایند تا تعدادي هم به اين هيئت بدهم. ديدم توجهي نکرد و من هم به انتظار ايستادم، يک وقت ديدم دست کرد مقداري پول درآورد و به طرف من آمد؟! واقعاً عجيب و بسياربرايم گران بود ولي آن را تحمل کردم و مقداري از ورقه ها که به او دادم يکباره منقلب شد و به شدت عذرخواهي کرد!؟.زمان شاه که هنوز انقلاب نشده بود در روستايي داشتم ميگذشتم. بچه پسري که همراه مادرش بود، با صداي بلند گفت:(آخوند گدايي ميکني؟). به هر صورت عدهاي با ديد گدا و دورهگرد به ما نگاه ميکنند اينها به همين جهت احترامی براي ما قابل نيستند و به همين جهت هم به علت ناآگاهيشان و به خاطر عملکرد ما که باعث بدبيني آنها حتي به اسلام شده، چندان علاقهاي به انبياء و اولياء(ع) ندارند!؟، به همان اندازه از نظر اخلاقي، عبادي زندگي سالم، وضع خوبي ندارند؛ اصلاً در يک عالم ديگر وتاریک قرار دارند. واقعاً ما مسؤول سرنوشت اين گروه درحال غرق شدن هستيم. چون به دو علت به اين روز گرفتار شدهاند يکي ناآگاهي به معني عام آن و بياطلاعي از مسايل خمس و دوم همان عملکرد گروهي از ماها که اينها بر اثر ناآگاهي هم ما را به بدان قياس ميکنند و در واقع چوبي که ما از دست اينها ميخوريم؛ چوب ساخته خودمان است نه فقط آنها!؟.
4):در ميان گروههايي که نميتوان به آنها گفت: معترض هستند و حتي ميتوان گفت: واقعاً دلسوزند کساني هستند که به شدت ما را در مورد انتقاد قرار ميدهند. چون ميدانند تنها کساني که در ميان شش ميليارد جمعيت جهان بايد واقعاً راههاي خوبي براي هدايت بشر طراحي کرده باشند، کاملاً سازمان يافته و جهاني باشد، با هدفي بلند در صدد هدايت کل بشر باشند، بايد قادر باشند به هر زباني و بهر وسيلهاي اسلام را به جهان معرفي کنند در همه زمينههاي مادي و معنوي به بشر از منابعي مانند قرآن، بايد راهکار و الگو بدهند تا همينها زندگي بشر را از اين مهالک فعلي نجات دهند علما هستند وبس. ولي برعکس حتي براي امور داخلي خود، مشکل دارند، بزرگان با هم وحدت ندارند براي حل مسايل اسلام در جهان و حتي براي حل مشکلات داخلي حوزه مانند مشکل شهريه( سال 83) آموزش... حوزه با هم نشست ندارند، از نظر تبليغات وضع بگونهاي ديگر باعث نگراني شده، دادگاه هاي ويژه روحانيت توسعه يافته و مراجعات آن زياد است، خلاصه به ما انتقاد دارند و همين انتقادات است که حتي بوسيله خودمان هم صورت گرفته نشان ميدهد که مصداق (العلماء ورثت الانبياء) نيستم، و به مقام و منزلت انبياء و اولياء(ع) دست نيافتهايم!؟ کتابهاي آيت الله شهيد مطهري پر است از اين انتقادات، امام خميني(ره) هم ميفرمايند:«چون بسياري از ما فکر نکرديم که ملت اسلام بايد با حکومت اسلامي اداره و منظم شود... قوانين ظالمانه و فاسد کننده بجاي قانون اسلام اجرا ميشود... ص 83؛ مصيبت شما از مصائب همه مردم سهمگينتر است، زيرا منزلت و مقام علمائي را از شما بازگرفتند... ص 131؛ مايه تسلط آنان [ظالمان] بر حکومت، فرار شما از کشته شدن بود لبستگيتان به زندگي گريزان دنيا شما با اين روحيه و رويه توده ناتوان را به چنگال اين ستمگران گرفتار آورديد...». ولايت فقيه ، ص 132) در واقع کلام امام امروز مصداق دارد؛ فيلم مارمولک حکايت دارد مقام و منزلت علمايي را از دست دادهايم!؟ از تهمت ترسيديم درباره خمس روشنگري نکرديم،مردم مورد هدف کتاب آيات شيطاني و عليه خمس شدند منبر و موعظه جوانان شده سيدي چون منبر.... مانند .... براي حتي داخل کشور خودمان اشباع کننده نباشد پس اين انتقادات در کل درست است، و بايد در صدد اصلاح و جبران باشيم.
5):گروه تمسخرگرا و عوامل وابسته به بيگانه. در زمان استقرار حکومت اسلامي به خصوص آن سالهاي اول استقرار حکومت اسلامي، از هيچ کوشش خراب کارانهاي دريغ نکردند، نام اينها درآن زمان ستون پنجم دشمن بودند. در حال حاضر هم هستند ولي «تاکتيک» آنها بطور کلي عوض شده و خيلي مرموزانه وارد جاهاي حساس حوزه، دولت... شده و ميشوند!؟ و مهم اينکه تمام طرح و نقشهها و حتي کمک مالي را از اربان خود چون آمریکا...، ميگيرند که مفصل است و من در همان شش جلد (تاريخ سياسي ايران و جهان) به آنها پرداختهام.
اينها فعلاً در همان روش عمل ميکنند که قبلاً گفته شد؛ شايعه ميکنند، اي بابا در حکومت اسلامي يا ماليات است يا خمس، اصلاً در قرآن درباره خمس يک آيه است آن هم در باره تعيين پنج يک غنايم جنگي است ...!؟. قبلاً گفتم: ما بايد حساب اينها را با مردم جدا کنيم، یکی بخاطر اينکه اينها دانسته و تعمداً اين طور عمل ميکنند. دوم اينکه تبليغ دراينها اثر ندارد، این ها، از امام خميني(ره) اجازه ملاقات خواسته بودند!؟ امام خميني فرموده بود: اگر من دانستم شما درست ميگوييد من آنجا ميآدم. پس ما نبايد در مقابل اينها اصلاً به کارهاي مصلحت انديشانه دست بزنيم و در باره خمس... تبليغ نکنيم اينها را تنها بايد با افشاگري... سرکوب کرد. من خودم همان زمان انتشاراتي در حد اعلانيه عليه اينها افشاگري داشتم که به آدرس سپاه پاسداران و ائمه جمعه ارسال ميکردم. تمام کساني که الان روحانيت را مسخره ميکنند از همين گروه هستند. بقيه نه تهمت ميزنند و نه مسخره، گرچه ميدانند علما در کل ناموفقند و بعضي واقعاً بد عمل ميکنند، حرفهايي ميزنند، ولي از تهمت و تمسخر عاري هستند. مهم اين که اگر چيزي ميگويند تعمد وغرض ندارند.آلت دست بيگانه نيستند ولي همانطور که قبلاً گفته شد از ما هم راضي نيستند، بلکه نگرانند چرا در مقابل دشمنان بهتر از اين نيستم!؟ چرا مانند امام خميني و مطهري نيستيم!؟ بخودم بارها گفتند: يکي ازآنها که افسري بود گفت: حالا که امام خميني(ره) از دنيا رفته به چه کسي تلقيد کنيم...؟ که البته منظور بیشتر مسائل سیاسی وکشور داری بود که جایگزین امام خمینی باشد، البته نه تقلید مسائل عبادی.