اين پرچم که اگر برافراشته باشد زندگي بشر معنا پيدا کرده و همه نعم مادي را در جهت رسيدن به يک زندگي ايده‌آل و زيبا بکار خواهد گرفت و اگر واژگون شود حتي جسم و جان افراد به نابودي کشيده خواهد شد!؟پس چه کساني بايد تا قيامت آن را بر افراشته دارند؟ در جواب می توان گفت: پيامبر علي(ع) امام حسن(ع) ... تا برسد به مهدي(ع) که آخرين پرچمدار رسالت و نعمت بزرگ الهي است. در صورتي که امام در غيبت هستند باید گفت خیر چون با این حال، باز هم ضرورتاً به نيرو نياز دارد که عملاً جواب گو وهادی بشر باشد چون امام درغیب است و لذاچه کساني بايدعملاً اين پرچم را در همه جا برافراشته دارند؟ در جواب باید گفت فقط علما. ولذا دشمنان چون نتوانستند و نشد شخصيت‌ها (علما) را از سر راه رسيدن به هدف شوم خود بردارند؛ هدف خود را متوجه برداشتن شخصيت افراد کردند در این صورت؛ يک ميليون طلبه بي‌سواد... بوده باشد براي آنها ضرر که ندارد نفع هم دارد، چون وجود طلبه بي‌سواد، فاسد ... دين اسلام را بطور کلي از درون نابود مي‌کند!؟ يعني همان چيزي که آنها خواستند!؟ امروز گراني، و مشکل اقتصاد واقعاً بهترين طلبه با ايمان و داراي اخلاق انساني را با توجيهاتي به بيراهه کشيده است!؟ براي آبرويش براي اينکه  در روي زن و بچه خجالت نکشد دست به هر کاري مي‌زند!؟ خودمان مي‌گوييم: من لا معاش له لا معادله. کسی  زندگیش تأمین نشود آخرت درستی برای اونست». ونیز«کاد يکون الفقر کفرا

 

ً گاهی فقر ونداری به گمراهی تبدیل می شود».

 

این حدیث خبر از این واقعيت مي‌دهد که انسان در اين حد تحمل ندارد، هم ايمان خود را کاملاً حفظ کند و  هم گرسنگي... را تحمل کند!؟ کسانی در مورد تبليغ خمس کوتاهي مي‌کنند کسانی که خمس نمي‌دهند در فساد جامعه در مشکلات طلاب قطعاً شريک جرم هستند بزرگترين ظلم را مرتکب مي‌شوند!؟ اين يک امر کاملاً بديهي است که هر جا عالم نيست يا هست ولي کارآمد نيست و گاهي به گونه ای منشأ فسادند!؟. باز هم تکرار کنم دشمن خوب مي‌داند انگشت کجا گذاشته و خوب مي‌داند ما چگونه زمينه را براي تأثيرآن داريم فراهم مي‌کنيم!؟ ما همايش خمس را در قم منع مي‌کنيم سودش نصيب آنها مي‌شود ما همايش خمس را سرکوب مي‌کنيم که ديگر تکرار نشود لذا دشمنان کاملاً اميدوار مي‌شوند و باز هم عليه خمس(فدک) کتاب خواهند نوشت و خاکريزها را يکي پس از ديگري تصرف مي‌کنند و ما به فکر زندگي دنيا هستيم !؟ نه به فکر ادامه رسلت پیامر(ص). درآن حدی که باید باشد، هستیم ولی جواب گوی مقتضیات زمان نیست.!؟

 

علما باشند و کارآمد باشند دين تمام و کامل است وقتي زندگي بشر با آن سامان خواهد گرفت اما وقتی نباشد يا باشد ولي بي‌سواد... باشد دين ناتمام است چون کسی مانند علی(ع) باید باشد نه...!؟ يعني زندگي بشر با روحاني بي‌سواد...، سامان پيدا نخواهد کرد بلکه خراب‌تر هم مي‌شود: «اذا فسد العالم فسد العالم». به هر صورت خداوند عالم مي‌فرمايد:«اي پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً به مردم برسان و اگر نرساني رسالت او را انجام نداده‌اي...». مائده –آيه 67: «...امروز در غدير خم دين شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين جاودان شما پذيرفتم..». مائده،‌آيه 3: در واقع خداوند با وجود علمای ربانی وکار آمد...، دين خود را کامل و اين نعمت را بوسيله علما عرضه مي‌دارد.

 

            ناخودآگاه به مقدسات پشت پا زدن چرا؟! 

 

ممکن است کسي و يا کساني تصورکنند گناه و زيانکاري تنها همان است که کتابها ازآنها به عنوان گناهان کبيره و  صغیره نام برده شده است!؟ در حالي که ملاک گناه آثار و تبعات عمل است، نه خود عمل، چون ممکن است عملي از نظر اصل و محتوا درست و پسنديده باشد ولي چون درجاي خودش انجام نگرفته...، مثلاً  عدالت به معني عامش رعايت نشده است سر از گناه درآورده، و نیز براي صدقه هفتاد اثر پسنديده ذکر کرده‌اند ولي در جايي انجام شود که سبب گدا پروري شود!؟ خود گدا پروري گناه محض و کبيره است از گدا گدا متولد مي‌شود و گدا در مواردي وارد بزهکاري، دزدي... خواهد شد اصلاً گاهي يک گناه، يک منطقه را نابود مي‌کند در مورد دنياپرست مي‌گويد:«حب الدنيا رأس کل خطيعه». تنها دنيا  پرستي ريشه همه گناهان است. همين دنيا پرستی سبب مي‌شود تمام اعمال خوب و بد فرد رنگ و شکل گناه بخود بگيرد.

 

مصداق معيني نمي‌کنم ولي بطور کلي هر فرد و يا گروهي و به هر علتي دانسته و يا ندانسته، در حال و يا آينده و حتي در قرآنها، بعد عمل او سبب شود طلبه در حد لازم جذب نشود يا مانند حالا بر اثر کاهش بودجه طلبه با هدف و به درد بخور جذب نشود يا جذب شود ولي مشکلات اقتصادي مانند حالا باعث شود طلاب با سواد بار نيايند، مطهريها ديگر پيدا نشوند، روي هم رفته مراجع سادات چون اين زمان منقرض شده باشند بزرگترين گناه را مرتکب شده است در صد زيادي از طلاب که دچار انحراف اقتصادي مي‌شوند و همين قبيل طلاب سبب مي‌شود مردم نسبت به بقيه علما و حتي اسلام بدبين شوند همه اينها گناه است که به مسببان اصلي بازمي‌گردد ولي چون يک گناه جمعي و پنهان و مرموز است جايي معلوم نيست ولي اثرات آن به نوعي عالم‌گير مي‌شود مانند نزول بلايي مانند زلزله، خشکسالي... که در دعاي کميل آمده است «اللهم اغفرلي الذنوب التي تنزل البلاء، الهم اغفرذنوبي التي تغير النعم». «فساد در خشکي و دريا بخاطر کارهايي که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است، خدا مي‌خواهد نتيجه بعضي از اعمالشان را به آنان بچشاند شايد (به سوي حق) بازگردند». – روم آيه 41: مسلم کساني که باعث شده‌اند درباره خمس تبليغ نشود مانند نماز هر سال همايش و ستاد و انتشار کتاب نباشد مردم ناآگاه و بي‌خبر از هر چيز خمس ندهند و کساني به بهانه‌اي خمس ندهند با کساني بخاطر ناآگاهي و بعضي از مسائل خودشان پناه بر خدا خمس را به فقرا بدهند مسلم شريک جرم هستند همانطورکه حديث داريم کسي که سبب کارنيکي شده شريک پاداش آن کار نيک است در همان حدي که عامل از پاداش کار نيک برخوردار است.

 

 شئون با ارزش علما کجاست؟!

 

در گذشته گفته شد کساني که ما را از ارائه طرح جذب خمس منع کرده و حتي تبليغ را هم لازم نمي‌دانسته؛ دليلشان حفظ شئون علما بود؛ البته ما نمي‌گوييم اينها قصد و غرضي داشته‌اند بلکه واقعاً دلسوزند ولي بي‌خبر از اين واقعيت که چه چيز خلاف شئون علما است و چه چيز نيست؟ آيا اينکه وضع طلاب از هر جهت درست باشد که حتي مجاني تبليغ بروند، مطهري ها، خميني‌ها ازحوزه بوجود بيايند و آن گونه در جامعه و جهان نقش ايفا کنند، جهان را متحول کنند، اسلام را در جهان مطرح کنند، حاکي از شئون علما است؟ يا بر اثر وضع بد اقتصادي و مانند آن دادگاه ويژه روحانيت بوجود آيد و در حال حاضر عده‌اي از طلاب در زندان باشند و نجفي در صحن عقيق حرم حضرت معصومه(س) طلبه عمامه به سر را مشاهده کند که توبره‌اي پر از نان خشک زير  عبا دارد و روي سطل زباله نان خشک جمع مي‌کند!؟ و در روستاي بهبهان سماجت طلبه براي پول بيشتر باعث شود ميان مردم درگيري لفظي رخ دهد؟ و تا پنج سال ديگر به سراغ روحاني نروند؟، نمونه ديگر آن در اسدآباد همدان؟!؛اين ارز شأن علماست که بگويند اگر يزيد نبود که حسين(ع) را شهيد کند طلاب چه کار مي‌کردند؟!. و در روستايي بچه‌اي که همراه مادرش است به نجفي بگويد: آخوند گدايي مي‌کني؟! اینکه کسی درباره خمس که مردم را با تبليغ و نوشتن کتاب بر عليه کساني که درباره جلوگيري ازخمس کتاب نوشته‌اند آگاه کند، کسر شأن علما است که به خود من گفند؟!. اصلاً ما زشت و زیبا، کسر شأن وضد کسر شأن علما را به هم خلط واشتباه گرفته ایم!؟

 

مي‌توانم سوگند ياد کنم، اگر ستاد بزنيم با تبليغ و انتشار کنايت... مردم را آگاه کنيم که همه خمس بدهند، که طلاب نيازي به گرفتن پول براي تبليغ نداشته باشند، از هر فساد و انحرافي دور باشند همين مردمي که الان ما را مسخره مي‌کنند دست ما را خواهند بوسيد؛ چرا دست خميني را بوسيدند؟ چرا ذره ذره خاک قبر خميني(ره) وطالقانی را به عنوان شفا بردند؟، چرا مردم براي مرگش کاری کردند که تاريخ به ياد ندارد؟ و چرا مردم روي قبر امام خمینی، گنبد و بارگاه ساختند؟ ولي وقتي نجفي را مي ‌بينند مسخره کرده و مي‌گويند: بي‌کفن، مارمولک، وقتي در ماشين کنارش مي‌نشينند رويشان را آن طراف مي‌کنند چرا؟!. تمام اينها نتيجه چند چيز است وابستگي اقتصادي به مردم، بي‌سوادي ناشي از فقر، و تبعات آن و طلبگي را راه درآوردن نان تلقي کردن است!؟ شرايط فعلي ما را مصادق همان آيه41،سوره روم. قرار مي‌دهد که (ظهور فساد در خشکي و دريا است). به خاطر عملکرد خود ماست و اين قبيل ريش‌خندها متلک ها همان عذاب است شايد برگرديم و بار ديگر عزت از دست رفته خود را باز يابيم، جايگاه خود را مانند زمان آيت الله بروجردي بيابيم، و مردم به شؤن اجتماعي ما احترام گذاشته و ما را گدا و سربار جامعه تلقي نکنند و هرکسي حرفي عليه ما بزند خود مردم دوست دار روحانیت، دهانش را سرويس کنند در مقابل شايعات دشمن قيام کرده و به ا يستند و به ما احترام کنند.