فصل ششم : منابع اقتصادي بالقوه در نگاه فراموشی!؟
انجام هر کاري به چهار اصل کلي وابسته و نياز حتمي دارد. آموزش در حد تخصصي؛ ابزار لازم و متناسب با هدف آموزش؛ نحوه بکارگيري آنها؛ومديريت لازم در توليد منابع. به نظر ميرسد لازم نباشد به شرح اين چهار اصل پرداخت و بايد متوجه اين امر شد که در خصوص اقتصاد در قرآن و روايات ما شاء الله چيزي فرو گذار نشده است ولي آنچه از افراد آگاه شنيده و تحقيق کرده ام، بايد بدون ملاحظه گفت: هنوز نتوانستهايم درمحدوده مذهب شيعه در امور ضروري از اين منابع در حد نياز استفاده کرده و اقتصادي پويا داشته باشيم. از نظر آموزش در اقتصاد اسلامي، داشتن اقتصاد دان، داشتن طرحهاي اقتصادي و بکارگيري و اجراي آن بگونه اي وابسته هستيم؛ در حالي که از هر جهت کمبود نداريم و اگر همان چهار اصل درست بکار گرفته شود اصلاً ميتوانيم جهان را جوابگو باشيم. در همين سال جاري که طرح جامع آموزش ارزشيابي را به معاونت آموزش حوزه علميه دادم و در دست برسي است. در يک قسمت آن آوردهام. اقتصادي اسلامي بايد يکي از دروسي باشد که طلبه از همان اول بايد با اقتصاد اسلامي آشنا شده و ما متخصصين و کارشناسان اقتصادي و اقتصاد دان داشته باشيم .ونیزآوردهام ، اگر ما بجايي برسيم که در جهان الگوي اقتصادي ارائه دهيم مانند حجاب زنان نيست که حتي با شدت ازآن جلوگيري کنند؛ بلکه کاري به اسلام ندارند و حتي آن را ازما هه سر قط خواهند برد؛ همانطور که بعد از ا ستقرار حکومت اسلامي که توجه بازار جهان را فرش ايران معطوف خود کرده بود، نقشه ايران را ربودند و چنان فرش ايران را دچار شکست و رکود کردند که هنوز تجار دارند جبران آن زيانها را ميدهند و آن بازار سابق را بطور کلي از دست داده شد!؟
اصلاً هر چيزي به درد دنياي جهان بيايد آن را از ما خواهند گرفت همانطور که 500 رساله جابر حيان شاگرد امام صادق(ع) را، در علم فيزيک و شيمي را از ما ربودند که حتي يک ورق آن در دست ما نيست و در موزههاي اروپائيان مورد استفاد واقع ميشود. قانون بوعلي سينا و حتي اصول الفقه حوزه علميه را از ما گرفتند و بگونه اي آنها را مورد استفاده قرار داده و ميدهند، اصلاً هر چه دارند از منابع و مواد اوليه ماست که با کمک همان چهار اصل فوق از آنها بهترين توليدات را گرفتند. يکي که در کشورهاي اروپايي گويا کار تحقيقي را دنبال ميکرده وارد کتابخانهاي ميشود و از کتابهاي آنجا ميپرسد تا بجاي ميرسد که در جواب سؤال ميشوند اين تفسير قرآن است؟! آیاآنها که قرآن را براي اين ميخواهند که از نظر اعتقادي و اخلاقي آن رامورد استفاده قراردهند؟. براي آنها تجربه شده به اين واقعيت پي بردهاند که اصول اسلامي در مسايل دنيايي در حدي هستند که پس از سالها تجربه به آن ميرسند. چند سال پيش يکي از دانشمندان خارجي که در هفته وحدت به ايران آمده بود، در ضمن اين قبيل بحثها ميگويد: من تعجب ميکنم شيعيان نهج البلاغه دارند و فقير و گرسنهاند؟!
اصلاً به همين جهت بود، وقتي مشاهده کردند مسلمانان طي700 سال حکومت خود همه چيز را عملاً در اروپا عملاً تحقيق داده اند و از نظر دانش، اقتصاد، اختراع، کنترل شده آباداني، کشاورزي ... واقعاً اروپا را متحول کردهاند با ايجاد تفرقه در ميان سران و کشاندن جوانان به مراکز فحشاء دولت انگليسي با يک حمله نظامي براي هميشه به حکومت اسلامي در اروپا پايان داد.
«مفسر عالي طنتابی بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيه 15 و 19] مينويسد آيا گمان ميکنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغتپردازي و زيبايي کلمات در قرآن آورده است؟! ما از نظر علوم مراحي را طي کرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود کرد و علوم اخلاق ما را به غنيمت برده و به آن اضافه کرد و درد جهان سربلند گرديد اما ما مسلمانان تا قرنها بخواب غفلت فرو رفتيم)! قرآن خوانديم و ايديهم که خدا به ماه، خورشيد، لقب، روز، شفق و زمين سوگند ياد ميکند اما بدون فکر و دقت از مطالب قرآن رد شديم و به چنين وضعي گرفتار گرديدم که در بسياري از فراوردهاي صنعتي و علوم نيازمند به ديگرانيم ... پدران ما مسلمانان اين آيات را خواندند و عواطفشان تحريک شد و به دنبال آن از علوم فرا گرفتند و کشورها را گشودند. معلمان در عصري پرچمدار علم بودند که ممالک صنعتي امروزي وجود نداشت و کشورهاي متمدن آن روز هم تسليم مسلمانان گرديدند». پيشگوئيهاي علمي قرآن ، ص 62 مصطفي زماني. البته اين کتاب به تاريخ قبل از انقلاب اسلامی برميگردد و پيشرفت فعلي اسلام در ايران در همه زمينهها نشان ميدهد واقعاً اسلام در همه ابعاد ميتواند جوابگو و الگو باشد. اعتراف دانشمندان خود اروپائيان در مورد تمدن و اقتصاد اسلامي در اروپا طي همان 700 سال در اول کتاب (فتوحات اسلامي در اروپا) ترجمه داوود الهامي آمده است.