از بحث های گذشته واین چهار مورد خلأ حضور ما؛ روشن است که دشمن در کمین نشته این خلأ ها را پر کردند وحتی جلو پیش روی ما را درخود ایران گرفتند که دلایلی از سخنان امام خمینی؛ ایت الله خامنه ای وشهید مرتضی مطهری داشیم. که دشمن موفق شد وجلو پیش روی مارا برای توسعه رسالت جهان عالمان دینی بگیرد!؟ همان رسالتی که حضرت رسول داشت و درآن زمان توانست به تنهایی و با وجود نداشتن امکانات امروزی که ما داریم، به بهترین وجه رسالت خودرا انجام و برای اولین بار اسلام را جهان شمول سازد که حتی دشمان ودانشمندان غیر مسلمان این گونه که می خوانید؛ برآن اعتراف دارند.
1):(لرد بیدلی، درکتاب ندای اسلام درعرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهومات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»
گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نا بجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».
2):لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت درآورد».
مسیو کروسه، درکتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب درآن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنا بر این تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکراسی که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».
3) ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کند که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد وآنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را ازکجا بدست آورده وآن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شراب خواری و استعمال مسکرات است و این پند های حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکم فرمایی کند.آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».
4)نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر ازآنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم در بارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».
5)دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».
6)دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:«تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».
مسیورنان می گوید:«البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».
سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».
7)دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگرد علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از شنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]».
آیا می توانیم حتی تصور کنیم این کار رسول خدا(ص) معجزه بوده؟ اگر نه پس با وجود این اکانات رسانه ای... وآزادی بی سابقه در شرایط حکومت اسلامی؛ چه جوابی حد اقل برای رسالت داخلی خود در کشور وحتی مساءل داخلی حوزه داریم؟
8)شهید مطهری می فرمایند:«روحانيت بر اثر آفت عوامزدگي، نميتواند پيشرو از جلو قافله حرکت کند... روحانيت عوامزده ما چاره اي ندارد از اين که هر وقت يک مسأله اجتماعي ميخواهد عنوان کند بدنبال مسائل سطحي و غيراصولي برود...: افسوس که اين آفت عظيم دست و پاها را بسته است وگرنه معلوم ميشد که اسلام در هر عصر و زمان زنده است... چرا برنامه طلاب و محصلين علوم دينيه مطابق احتياجات روز تنظيم نميشود؟ چرا روحانيت ما به جاي آن که پيشرو و پيشتاز و هادي قافله اجتماع باشد هميشه از دنبال قافله حرکت ميکنند؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ ... همين قدر بايد بگويم که دستگاه وعظ و تبليغ ما به نوعي ديگر گرفتار عوام زدگي است اين ديگر به وجوهات و سهم امام مربوط نيست مربوط به اين است که اين کار رسماً به صورت يک شغل و کار و کسب درآمده و عنوان اجرت و مزد بگير پيدا کرده است... اگر اين وضع اصلاح شود هيچ شخصي مستقيماً با مردم سر و کار نخواهد داشت مراجع عالي قدر تقليد آزاد خواهند گشت، مساجد از دکّه کسب، خارج و به اين وضع تأسفآور مساجد خاتمه داده خواهد شد.»[2]
روشنگري و خمس
1)منظور از ارائه این طرح نسبت به ضع فعلي اين است که اگر در مجموع نکات مورد بحث براي روشنگري... مورد تأييد قرار گيیرد،آنگاه کار دوبارهنويسي و سپس تايپ و مجدداً مورد بررسي قرار گيرد که پس از طي مراحل بررسي براي چاپي آماده شود که نويسند هيچ چشم داشت مادي و مانند آن را ندارد.
2)کسي که بازنگري ميکنند نکات را که بايد در دوبارهنويسي مورد توجه قرا گيرد حد اقل به آنها هم اشاره شود کافي است.
3)تمنا ميشود در هر صورت آقايي که مطالب را بررسي ميفرمايند چند دقيقهاي با هم گفتگو داشته باشيم.
4)اين کتاب به عنوان ره توشه ميتواند در اختيار طلاب قرار گرفته و براي طلاب مشهد ديگر شهرها و کلاً مدارس سراسر کشور داده شود.
5)اصلاً وجود چنين کتابي در مورد تبليغ خمس براي همه مسلمانان لازم است.
6)پيشنويس (فلسفه خمس) در چند بخش و (خمس يا ماليات) نيز موجود است.
[1]کتاب «محمد (ص) و دیگران»، «مناظره دکتر و پیر».
[2]. مجموعه مقالات، ص 109.