عقيده يکي از دانشمندان اینست که حدود بيست سال پيش در کتابي خواندم، حوزه‌ها بايد کارگاهي داشته باشند، که طلابي که نياز مادي دارند در هفته يک روز يا هزار روز چند ساعتن در کار توليدي فعاليت داشته باشند که هم از نظر اقتصادي کمک هزينه است، هم نوعي تنوع و ورزش و کلاً سهيم بودن در چرخه توليد واقتصاد عمومی، علماي زيادي داشته و داريم که هم واقعاً عالم و مبلغ هستند و هم توليد کننده‌اند، اين کار بايد يکي از سياست هاي اقتصادي اولیه ومهم حوزه باشد و تنها از خود طلاب امکان‌پذير نيست.

 

خريد سهام براي طلاب، يکي از راهها، حل مشکل است که مديريت حوزه مي‌تواند از همان شهريه طلاب بردارد و براي همه سهام بخرد فقط سود آنها بدست طلاب برسد و طلاب بدون هيچ دغدغه و درگيري يا کار ديگر با آرامش کامل به درس خود ادامه دهند.ونیز تأسيس کارخانجاتي که حتي توليدات آن مصارف طلاب را تأمين مي‌کند بهترين کار است. مانند کارخانه توليد موادغذايي، لوازم روزمره زندگي، لوازم التحرير، چاپخانه، کارخانه کاغذسازي و... که حتي مي‌تواند در توليد الگو درکيفيت، نظم، روابط ميان کارگر و کارفرما باشد که ورود اسلام  حتی در جهان عملي شود نه تنها در چهار دیواری ایران.

 

البته لازم نيست حتي مديريت اين قبيل کارهاخانه‌ها... عالم باشد بلکه کافي است در حوزه يک واحد از مديريت حوزه اين کار را مديريت کند مثلاً در طرح حل مشکل پرداخت شهريه طلاب پيشنهاد کرده‌ام خود حوزه بايد بانکي مرکزي داشته باشد و همه وجوهات دفاتر مراجع درآن جمع شود و همانند بانک هايي که مضاربه مي‌دهند در واقع سود پول نصيب خود حوزه و طلاب شود و نه بانک هاي دولتي. آيت الله گلپايگاني (ره) درآن بحران دستگيري امام خميني در سالهاي 42 و 43 و در مضيقه قرار گرفتن علما بوسيله شاه عامل استعمارآمريکا، بيمارستاني را تأسيس کرد که در اول انقلاب مجروحین را به آنجا انتقال مي‌دادند به قدري اين قبيل کارها مؤثر بوده که شاه مخلوع گفته: بود آيت الله گلپايگاني خار در چشم ما شده است!؟. قبلاً اشاره شد مهاجمان عليه خمس همين که احساس کنند علما و حوزه ‌ها ضرورتاً و خمس و مردم وابسته نيستند و هم ارائه دست از سر مردم برمي‌دارند و هم عليه خمس تبليغ نمي‌کنند. اصلاً در همه مسايل الگوي عملي ارائه بدهيم که هم اسلام ترویج و مطرح شود و هم تکليف مردم را در هر بُعدی از زندگي معين کنیم که سر در گم و بلا تکلیف نباشند. که همین امر باعث جذب همه مردم خواهد، ودر نتیجه احترام علما در میان همگان جایی خود را باز می کند...

 

دوم: تدوين چند عنوان کتاب

 

در گذشته گفته شد، براي پيش‌نويس کتاب خمس کتابي پيدا نکردم که حداقل براي کار ما مفيد باشد تا چه رسد که جامعه براي آگاهي بيشتر به همه مسايل خمس واقعاً به کتاب هايي نياز دارد که هر کس خود از نزديک و در خلوت  با کليه مسايل خمس... آشنا شود. چرا خداوند به قلم و نشر کتاب سوگند ياد کرده و حتي مرکب قلم علما را از خون شهدا بالاتر مي‌داند؟! فقط به خاطر اين است که تأثيري که مطالعه کتاب درآگاهي.. دارد منبر و موعظه ندارد. در طرح جذب خمس چند عنوان کتاب ذکر کرده‌ام که مؤلفان و کلاً طلاب براي روشنگري مردم وارد کار شده و کتاب نوشته که بدست مردم برسانند. مطالب فرهنگي را چند سال است که در قالب اعلانيه کوچک به همه جا منتشر مي‌کنم و در همين سال جاري (84) پنجاه هزارآن را چاپ و منتشر کرده‌ام، اگر همين تعداد بوسيله هر طلبه‌اي درباره خمس بدست مردم برسد مي‌دانید چه جوي در جامعه ايجاد  و آن را به يک فرهنگ همگاني تبديل مي‌کند. براي آگاهي بخشيدن به مردم و سالم سازي نگرشها واقعاً بايد بطور همگاني وارد عمل شد. نام آن کتابها را اعلام مي‌کنيم شايد و لا اقل به خاطر خودمان اقدام شود.

 

1):تاريخ کامل خمس از صدر اسلام و دوران هاي گذشته تا امروز هم واضح و هم به صورت کاملاً تحليلي کالبد شکافي شده، که برای همگان  قابل درک و در حد فهم  عوام نوشته شود نه تخصصی.

 

2):کتابي تحت عنوان عرفان و خمس اين بحث در پيش‌نويس کتاب خمس آمده است خمس که مال را تطهير مي‌کند چگونه زمينه‌ساز عرفان مي‌شود و چگونه انسان را از هر حرام‌ خواري باز داشته وحجاب های بین خدا وبنده یکی پس از دیگری کنار زده و جسم وجان انسان را نورانی والهی می کند!؟

 

3):کتابي در مورد آثار  روحی و رواني پرداخت خمس، و نتایج معونی مال حلال، اگر ما بتوانيم واقعاً آثار روحی و رواني همه عبادات و تکاليف را کاملاً قابل لمس بيان کنيم. خواهیم دید زندگی چگونه دارای فضایی آرام دوست داشتنی وسرا پا عقشق و علاقه به خدا و انبیاء واولیاء (ع) می شود.

 

4):کتابي درباره نقش خمس در کارهاي بنيادي اسلام و تبليغات که اصلاً مردم از آن بي‌خبرند و حتي کليات آن براي مردم روشن نيست نوشته شود و آثارآن که همين غيرمستقيم در دنيا و آخرت دستگير فرد مي‌شود کاملاً باز گردد.

 

5):کتابي فقط درباره همين موضوع که چگونه نتيجه خمس از منظر انسان شناسی به خود افراد بازمي‌گردد و چرا؟.

 

6):کتابي کاملاً علمي و تحليلي درباره خمس در قرآن و احاديث که واقعاً فعلاً جاي آن خالي است که در واقع هم مردم آگاه و در مقابل تهاجم فرهنگي آگاه و هم دشمن را خلع سلاح کنيم. اصلاً  مي‌توان کتابی درباره (واعلموا انما غتم من شيء...) نوشت. ودست دشمان شبعه افکن را قطع کرد.

 

7):کتابي فقط در مورد مضرات و زيانهاي دنيوي و اخروي عدم پرداخت خمس ومال حرام مي‌توان مسائل را چنان ملموس و باز کرد که مردم  همان طور که از مار و عقرب مي‌ترسند از آثار و تبعات مال حرام بترسند و ببينند چگونه همه ابعاد حيات دنيوي و اخروي را از بين مي‌برد. براي همه اصناف کتاب خاص خودشان نوشته شو دو هر صنفي را با زبان خودش آگاه نماید.

 

8): کتابي که واقعاً ضرورت روزمره‌اي و آني دارد کتاب جامعي در باره روش تعيين سال و ديگر راه ها لازم است که عدم وجود آن زمينه‌ساز مشکلاتي شده از جمله کاهش گرايش به خمس و پرداخت آن در اختیار عموم قرار گیرد..

 

9):کتابي درباره تفاوت خمس و ماليات و خمس با زکات در حد کاملاً کالبد شکافي ولي عوام فهم باشد.

 

10):کتابي در مورد رابطه خمس با نماز، روزه و ساير عبادات و علت وجوب و رابطه آنها در صحت و کيفيت مثلاً نماز بدون خمس... چه وضعي  پیدا می کند و چگونه صحت... هر کدام از عبادات متوفق بر يکديگرند.

 

                     کاري که ما نکرديم دشمنان کرده ومي‌کنند         

 

در همين مورد که ما در امر نگارش کتاب حق مردم را ادا نکرده‌ايم و تبعات عدم آگاهي  مردم نسبت به خمس بر عهده ماست که بايد جوابگو باشيم!؟ چون ما درباره خمس در قرآن کتاب ننوشتيم خلأ به وجود آمده را  دشمنان پر کرده وآيه خمس در قرآن را به غلط معنا کرده و به خورد مردم می دادند که اکثر در پی راه گریز از پرداخت خمس بودند !؟؛ ونیز در مورد تفاوت ميان خمس و ماليات کتاب ننوشتيم آنها در ميان مردم شايعه کردند که ماليات در حکومت اسلامي همان خمس است و مردم گفتند:  ما ماليات بدهيم يا خمس؟! وخلأ سوم اینکه مسأله وجوب خمس و اهميت آن را روشن نکرديم، تا دشمنان  درکتاب خود بنويسند؛ علما خمس را جمع کرده و در بانکها براي خود سرمايه‌گذاري مي‌کنند!؟، وخلأ چهارم این که. تاريخ خمس را روشن نکرديم تا آنها را درکتاب عليه خمس بنويسند و بگويند ائمه خمس را بخشيده‌اند!؟: فتواي عدم وجوب خمس فصل چهارم، ص 109 تا 112) (فصل چهارم: خمس يا کليه بانک هاي، ص 105) همان کتاب (اهل بيت از خود دفاع مي‌کنند). نوشتن دکتر حسين موسوي که قبلاً درباره آن بحث شده.که این نقشه دشمان سابقه دار مانند یهود ونصارا می باشد که به وسیله فرقه وهابیت به ظاهر مسلمان صورت می گیرد در حالی که ما در خواب غفلت رمیده ایم!؟

 

 در حقيقت در يک مثال خيلي ساده ماجرا شبيه اين است که در جنگ متقابل دشمن از موقعيت ما کمک گرفته و همان صلاحي را که ما مأمور بوده ایم عليه آنها بکار گيريم ،آنها همان سلاح را عليه خودمان بکار برده اند!؟ با همان آيه و حديثي که بايد وجوب واهميت خمس را به اطلاع مردم برسانيم چون بر اثر غفلت، طرز تفکر ناصواب آن کار را نکرديم  دشمن عکس آن را بوسيله همان آيات و احاديث عليه خودمان بکار گرفتند!؟ که در نتیجه  کوتاهی ما شد  مصداق اين حديث که مي‌فرمايد: «من ساوا يوماه فهو مغبون». وسايل ، ج 86، عن ابي عبدالله: علاوه بر اينکه امروز مان مثل ديروز مان است!؟ اصلاً در جبهه مقابل دشمن، خاکريزها را داريم رها کرده و در حال عقب ‌نشيني بدی هستيم و دشمن خاکريز ها را يکي پس از ديگري فتح مي‌کند و در حال پيشروي به طرف مرکز فرماندهي (اسلام و نابودي آن از طريق خمس)  است؟!