از اول کتاب تا اين جاا دردها را بازگو کرديم و در ضمن به راه‌حلها و درمان اشاره شد، مشکل اساسي که در حوزه‌هاي علميه است و بايد به فکر درمان آنها بود ؛و همه آنها بايد با هم درمان شوند، وابسته بودن اقتصاد حوزه‌هاي علميه است که باعث دردها و مشکلات متعدد شده که هرکدام به معضل لاينحل و چالش خوردکننده تبديل شده‌اند!؟ از جمله وابستگي‌ علما به درآمد روضه‌خواني: تبليغ خمس را کسر شأن داشتن: تهاجم عليه خمس: مال خمس نداده و حرام در زندگي مردم و تبعات نابود کننده آن، در بُعد فساد همگاني...: افت علم و عدم کيفيت در همه ابعاد: نارضايتي مردم از وضع منبر و موعظه‌هاي فعلي: شکاف روبه گسترش ميان حوزه‌هاي علميه و مردم، و حوزه و دانشگاه: بي‌احترامي هايي عليه روحانيت مانند فيلم مارمولک: فاصله ميان مردم و علما در روابط اجتماعي مانند وصلتهاي خانوادگي...:نا امني رواني براي خود طلاب که در جامعه از عزت و احترام لازم برخوردار نيستند: و صدها حرف بسيار نگران کننده، از هرآدم پستي که مي‌شنوند در حاليکه اگر نوع مردم از علما واقعاً راضي بودند کسي جرأت نمي‌کرد نفس بکشد؛ همان طورکه زمان آيت الله بروجردي اينطور بود حتي شاه هر چند واقعيت نداشت ولي هر کاري خواست بکند بدون اجازه آيت الله بروجردي نبود و خودش براي اجازه به قم مي‌آمد .

 

به هرصورت اين همه درد که ريشه اصلي آن يک چيز بيشتر نيست (وابستگي اقتصاد حوزه) قابل درمان است که در درازمدت مي‌توان بطور کلي آن را درمان کرد، هر چند که ارزشهاي زيادي از دست رفته و قابل جبران نيست ولي از باب اينکه هر جاي ضرر را بگيرند نفع است بايد وارد کار شد و در مورد چه بايد کرد و چگونه در طرح مرحله دوم جذب و حل مشکل پرداخت خمس که تاريخ 5/3/83 براي مراجع ارسال شده، قدري مفصل بحث شده که مواردي از آن ضميمه مي‌شود.

 

             اول: خودکفايي اقتصادي حرف اول را مي‌زند 

 

به اين دليل که حيات انسان ضرورتاً به دو مواد خوراکي وابسته است که بدون آب و نان انسان اصلاً نمي‌تواند زندگي کرده و بيش از سي روز به حيات خود ادامه دهد. ديگر وضعيت رفاه و زيبایی هاي زندگي قطعاً به اقتصاد وابسته است؛ اينکه مي‌فرمايد «من لا معاش لا معادله»: «کاد يکو الفقر کفرا». و در حديث ديگر آمده است:«لولا الخبر ما قصد قنا و لا صلينا ».رسول اکرم(ص): و از همه بالاتر اين حديث که مي‌فرمايد: «حب الدنيا رأس کل خطيئه». مي‌رساند که خودکفائي اقتصادي حرف اول را مي‌زند و قبلاً اشاره شد علت العلل، ريشه همه مشکلات نا کار آمدی و افت کيفي... در همه سطوح علما، عملکردها...، ناشي از فقر و نداري طلاب است که زمينه هر کاستی شده است و از طرف ديگر وابستگي به خمس، يک اقتصاد پا در هوا می باشد که تبعاتی را همراه دارد و اين احتمال وجود دارد که روزي به خاطرفاصله مردم و يا حوادث ديگر،  احتمال  نشان مي‌دهد وضع بد تر شود!؟.

 

لذا حوزه‌هاي علميه براي خودکفايي اقتصادي باید طرح اساسی کار شناسی شده، وارد عمل شوند. البته اين قضيه هم همان افراد مخالف تبليغ خمس را دارد که در همان مرحله اول ارائه طرح جذب و حل مشکل پرداخت افرادي مدعي بودند حوزه‌هاي علميه زمينه‌هاي اقتصادي داشته باشند حوزه‌ها را به بازار کسب و کار تبديل کرده و با شأن علما ناسازگار است که درجواب بايد گفت: آن همه بدبختي که کراراً بدانها اشاره شد بهتر است يا مانند آيت الله حکيم، آيت الله بروجردي، خودکفا بودند، حوزه خودکفا باشد بهتر است که طلبه براي پول تبليغ زود!؟ يا اين بهتر است که اکثر طلاب اين طورند که هر جا پول بيشتر بدهند پول بيشتر ملاک انتخاب فلانجا است نه نياز فرهنگي مردم اين بهتر است؟ که طلبه در صحن عتيق حرم حضرت معصومه(ع) روي سطل زباله نان خشک جمع کند يا حوزه خودکفا باشد؟ طلبه از بس نماز و روزه استيجاري قبول کرده که ديگرنه رمقي در بدن دارد و نه فکري آزاد براي تحصيل علم...!؟

 

(1/3/72) در همين باره نامه‌اي نوشتم و براي همه مراجع ارسال کردم تنها آیت الله ناصر مکارم شيرازي اين طور جواب دادند:«بسمه تعالي جناب آقاي عبدالحسين نجفي زيد توفيقه با اهداي سلام و تهيت نامه شما رسید و ازمضمون آن اطلاع حاصل گرديد و اين نامه که پيداست به شخصيتهاي مختلف حوزه ارسال شده است اميد است در تصميم‌گيريهاي سران حوزه مؤثر واقع شود ما هم به سهم خود اقداماتي مي‌کنيم موفق باشيد.» 3/3/72 شماه 357: اينکه مي‌فرمايند (... مؤثر واقع شود) حکايت از این دارد و لازم است که حوزه خودکفا شود. خود ايشان تا حدودي مراکز سود آور و توليدي دارند.