روش از معقول به محسوس
توجه به این نکته از اهم هدایت بشر می باشد . چون منشأ مشکلات بشر همین است و به طور روشن تر اینکه چقدر دانستن و چی دانستن اصلاً ملاکت و مهم نیست؛ چون اینها درست مانند این است که ما هزاران انبار را پر از انواع مواد اولیه پر کرده باشیم ولی این مواد اولیه هنوز قابل عرضه نشده است. آن چیزی که مواد اولیه را قابل عرضه می کند تولید آن است. ما چقدر و چی بدانیم مهم نیست مهم نحوه و روش تولید و سپس عرضه آن است. تولید علم نیاز به قالب ، روش و سلیقه دارد، کارخانه تولید و کاربردی نمودن آن است در طرحهای مربوط به تبلیغات و دیگر مطالب در مورد ارشاد زیاد به این نکته توجه شده که مشکل تبلیغات ما مواد اولیه (قرآن، روایات...) نیست بلکه مشکل ما قالب است که از یک سو روش بیان... ما روزآمد و متناسب با مقتضیات زمان نیست، و از سوی دیگر روش خوبی نداریم، در دفترچه ای که علل فاصله میان مردم و علما را نواشته ام ،آمده است، هنوز به سبک و روش صد سال پیش سخرانی ... داریم در صورتی که حتی سال به سال وضع فهم مردم بطورکلی تغییر کرده و دانش در حال اوج گیری و تغییر شکلی است .
اینکه باید مقعولات را وارد محسوسات و در واقع اسلام را وارد مدار زندگی روزمره مردم نمود. بسیاری از علما مشکلات و عدم پیشرفت تبلیغات را خوب می دانند ولی از مسأله چگونه عمل کردن و داشتن قالب روزآمد... بی خبر ند، رمز موفقیت امام خمینی(ره) تنها علم نبود چون همان زمان، عالم بسیار مهم، زیاد بود ولی همان طور که قبلاً اشاره شد مهم چگونه بکارگرفتن علم است. حضرت رسول(ص) در مورد همین امر مهم و حیاتی می فرماید:«انی لااخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن اننظروا کیف تعلمون فیما تعلمون. حقیقت این است بر آنچه نمی دانید نمی ترسم (و نگران نیستم) ولی توجه کنید در آنچه می دانید چگونه عمل می کنید(که مشکل آفرین نباشد[1]»:
مفهوم بیان حضرت این می شود که واقعاً از چگونه عمل کردن ما می ترسد. تا کنون هر بلایی بر سر اسلام آمده بوسیله ندانم کاری خود مسلمانان و علما بوده است که هیچ غرضی هم نداشته اند ولی در روش بد عمل کرده اند که همان اول گفته شده گاهی خودمان زمینه ساز این تبلیغات شدیم که بگویند دین از سیاست جدا است ، دین جواب گوی زندگی نیست دین افیون ، تریاک... است!؟ و تو سری خوری، ظلم پذیری را اسمش را گذاشتیم تقیه و حتی کسانی را به همین جهت تکفیر می کردیم؛ یکی گفته بود. از این کوزه که پسر خمینی آب خورده، آب نخورید چون پدرش در سیاست دخالت دارد!؟. زمان شاه منزل آقایی بودم، گفت: کسی این جا روزنامه بیاورد جریمه است. همان آقا امام خمینی(ره) را سرزنش می کرد و مدعی بود دارد بدین اسلام ضربه می زند!؟ که فعلاً منزوی شده است!؟ به هر صورت مشکل ما روش است و باید به آن بپردازیم والا روز بروز بدتر می شود!؟. ( از کتاب« مدار زندگی درنگاه اسلام».)
جریان حضرت ابراهیم (ع) با خدا و ستاره پرستان
قبل از ورود در بحث لازم است به این نکته مهم توجه داشت، از دو زوایه باید به سر گذشته انبیاء و اولیاء(ع) نگاه کرد و بحث و بررسی داشته با شیم. اول اینکه آنها هم باید مثل ما عمل کنند، درست مثل ما که علم غیب نداریم وواقعیت هایی را نمی دانیم،و انبیا و اولیا(ع) صلاح نیست به علم خود عمل کنند، درامر قضاوت ،واینکه درآینده ً جنگ احد چه خواهد شد گرچه می دانند ولی در عمل باید مثل ما باشند که نمی دانیم البته این عللی دارد که بماند. ولی به هر صورت اینطوراست وقتی حضرت ابراهیم از خدا می پرسد چگونه انسان را دوباره زنده می کند نه این است که نمی داند، بلکه مثل ما باید عمل کند. و دوم اینکه بقول خود قرآن باید انبیا ء و اولیاء (ع) برای ما الگو باشند یعنی ما روش خیلی از چیزها را در رابطه با خدا از دعا گرفته تا چیزهای دیگر و رابطه با بندگان خدا را باید از آنها یاد بگریم یعنی همین روش از معقول به محسوس را باید ازآنهابیاموزیم که خداوند در این رابطه در چندی مورد روش از معقفول به محسوس رسیدن را بیان کرده واز ما می پرسد آیا بینا ونا بینا، نور وتاریکی، دانا ونادان... مثل همند؟
«وقتی ابراهیم گفت خدایا بمن نشانده مردگاه را چگونه زنده خواهی کرد خداوند فرمود باور نداری (چگونه مردگان را زنده می کنم) حضرت فرمود باور دارم ولکن می خواهم با مشاهده آن دلم آرام گیرد،(لذا) خداوند فرمود چهار مرغ را بگیر و (پس از سر بریدن) گوشت آنها را در هم آمیز و آنگاه هر قسمتی را بر سر کوهی قرار ده و سپس آنها را بخوان تا به سوی تو پرواز کنند و بدان که خداوند به هر کاری توانا و بر حقایق امور عالم آگاه است[2]».
در این جا لازم است به چند نکته دیگر توجه کرد ، که ذکر آنهادر راستای همه نمونه های دیگر می تواند مفید باشد .
ابراهیم ناآگاه وجاهل نبود و قبلاً گفته شد به خاطر دو علت است ، یکی این که در عمل مثل ما باشد و دوم باید الگو ساز باشند چون رهبر بشر ند. و اگر ابراهیم یقین نمی داشت چون خلیل خدا بود دیگر لازم نبود آن همه دم و دستگاه باشد، همینطور خداوند برای حضرت توضیح می داد که قادر و عالم است و می تواند دوباره آنسان را زنده کند و اگر بازهم برای حضرت مفهوم نمی بود توضیح می داد تا حضرت قانع شود!؟ یا اینکه می فرمود، همانطور که از نبود و هیچ توانسته بنده را بیافرد نیز قادر است دو باره او را زنده کند. لذا خداوند می فرماید: «بگو همان کسی که آن را زنده می کند که نخستین بار آن را آفرید» «و در آیه بعدی می فرماید:«آیا کسی که آسمانها و زمین را آفرید نمی تواند همانند آنان [انسانهای خاک شده] را بیافریند آری (می تواند) و او آفریدگار داناست[3]». بنابر این اگر لا اقل برای باور بیشتر حضرت ابراهیم می بود، همین استدلال کافی بود که خدا در جواب خواسته او آنطور بگوید.
اصلاً مسأله مهم تر از این هاست که گفته شود خداوند بخاطر اینکه ابراهیم یقین پیدا کند این دستورات را داده است . اگر نیاز عصربه اینترنت و سی دی و فیلم... را در نظر بگیریم که دشمنان بوسیله اینها نسل جوان ما را بطور کلی از دست ما برده اند و ما بی انصافانه نام آن را می گذاریم دین گریزی و نسل جوان را بدین گریزی متهم می کنیم!؟ متوجه خواهیم شد قرآن چه می گوید، کسی که فیلم سرگذت گذشت حضرت یوسف(ع) را دارد می سازد. یک شب که با او مصاحبه می شد، گفت: چرا علما در این باره کار نکرده اند و گفت: یک قسمت اول را که ما نشان دادیم در جهان بیش از ده میلیون بیننده داشته است کجا ده میلیون پای سخنرانی جمع می شوند که تاریخ حضرت یوسف را دیده و گوش بدهند. اصلاً نسل جوان هر چند سخنرانی خوب باشد دیگرپای بند به آن نیست امروز روز سی دی و فیلم است چون ما از قرآن کمک نگرفتیم که نسل جوان را اشباع کنیم و لذا خلائی بوجود آمد که دشمنان باتهاجم فرهنگی وتوسعه سی دی ... آن را پرکردند و نسل جوان ما را بد امان ، مواد مخدر، قرص روان گردان... بکشیدند. در سال 85 بود مسئول مبارزه با مواد مخدر گفت قصد داریم ده اردوگاه برای معتادان بسازیم!؟
اینکه خدا دستور می دهد چند پرنده باشد، وآنها را در هم کوبید و روی چهار قله بگذارد بعد آنها را صدا بزند، این برای نجات بشر است بوسیله فناوری فیلم ونمایش... وترویج اسلام در جهان...، نه برای ابراهیم، همانطور که قبلاً گفته شد ابراهیم الگو ساز است باید نمونه ای و روشی داشته باشد که آن در همه امورکشوری... زندگی روزمره... را سرمشق کارخود قرار دهیم. و به قول آیه 6 سوره ممتحنه اسوه حسنه همین است نه تنها عبادت ...
به هر صورت امروز این طور است که حتی اگر یک کلمه حرف می خواستی با کسی بزنید، باید حسی وروشن باشد مثلاً اگر خواستیم به کسی بفهمانیم که کار بد رشد کرده و بزرگ می شود و نباید گذاشت بذر آن پاشیده شود کافی است کبیریت را روشن و با یک پوف آن را خاموش کنیم. سال 83 موغان فریدن اصفهان ماه مبارک بود برای بچه های دبستانی کلاس قرآن گذاشته بودم هر کاری کردم نشد آنها را کنترل کنم ولی وقتی مثالهای قرآن را در قا لب عکس برای آنها شروع کردم مشکل بطورکلی حل شد. این روش به این سبک بود که آیه مربوط به درآتش گذاشتن حضرت ابراهیم را می آوردم و بعد شکل آتش ... را کشیدم و گفتم هر کس بهترین شکل را بکشد و آیه را هم بالای آن بنویسد برنده جایزه است و همین امر باعث شد که 19/10/84 طرح تفسیر تجسمی قرآن را بمرکز تحقیقات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم بدهم و خلاصه از همین قرآن می شود برای بچه ها و بزرگسالان فیلم و سی دی درست کرد که قبل از هر آلودگی... خلاء وجودی آنها از واقعیتهای قرآن، اسلام و انسانیت پر شود بهر صورت و نیز خداوند با سبکی دیگر می فرماید:«مثل کسانی که مال خود را انفاق می کنند مانند دانه ای است که (در زمین کاشت شود) که از هر دانه هفت شاخته بروید و در هر شاخه صد دانه باشد[4]».آیه دو نکته را متذکر می شود. یکی همان آسان فهم نمودن معقولات و دوم به این نکته اشاره دارد که امروز در کشاورزی با کمک اصلاح نژادی و ژنتیک کمیت وکیفیت محصولات را بالا می برند که جدیداً در ایران هم شروع شده است و باید گفت این را حتی دشمنان ما از قرآن ما گرفته اند. ولی ما خودمان از این زخایر محروم و بیگانه هستیم. ای دو صه افسوس از کج فهمی و بد فهمی ما که قرآن تنها در کتاب اخلاقی محصور کرده ایم!؟ = ( از کتاب « مدار زندگی درنگاه اسلام».
[1].نهج البلاغه فیض ص 194 خ 959.
[2].بقره آیه 26
[3]. یس آیه 78و 79.
[4].سوره بقره- آیه 261.