ایجاد محبت ...در نگاه هدیه:
در مورد محبت و هدیه که در واقع هر دو، در اشکال گوناگون یک هدف را می نگرند و آن اشباع شدن خواسته هایً فطری و عواطف انسانی می باشد. و عجیب اینکه دست خود انسان هم نیست که تصمیم بگیرد نیاز به محبت نداشته باشد؛ بلکه خداوند آن را در ذات و خمیر مایه انسان قرار داده، برای بسیاری از مسائلی که انسان در دنیا ضرورتا به آنها نیاز دارد، مانند وحدت قلبی... میان کلیه بشرکه به ود یعه گذاشته است. حتی مثل نفس کشیدن هم نیست که بی اختیار کشیده می شود ولی ممکن است انسان نفس نکشد تا بمیرد اما نمیشود انسان کاری کند که اصلاً تمایل به محبت نداشت باشد و از محالات محض و نادیده گرفتن آن غیرممکن است .
درباره محبت علاوه بر اینکه در یاد داش های مربوط به ازدواج، همسری داری، زیاد بحث شده . پیش نویس کتابی درباره محبت را دارم. در مورد زندگی زیباست نیز یاد داشت و کتاب در حد دست نوشت موجود است. حدیث و آیه واقعاً بیش ازحد وجود دارد ولی همه اینها را خلاصه می کنیم در جواب این سؤال که آیا محبت کردن و هدیه دادن برای پاداش درآخرت است و یا بخاطر سامان دادن به زندگی دنیا وآخرت هر دو است ؟. جواب آن را در چند خاطره تلخ و شیرین خلاصه می کنیم0
حدود بیست سال پیش در یکی از مدارس دخترانه قم مسؤول مدرسه در مورد دختران دوست گرا گفت: ما وقتی تحقیق کردیم معلوم شد از محبت در خانواده محروم بوده اند و هم پدر و مادر درگیری داشته اند!؟، مسلم دختری که تشنه محبت است با فلان جوان طرح دوستی برقرار می کند که حداقل تلفنی به او بگوید ، دوست دارم، یا به او هدیه بدهد ،این درد دردِ شهوتِ محبت است نه شهوت جنسی0 در یاداشت های زیاد دارم، تمام بزهکاری ها، گرایش به مواد مخدر ، زن بازی، آدم کشی طلاق ها ...، بر اثر همین کمبود محبت و عقده روانی است. تحلیلی درباره خون آشامان تاریخ و استعمار گران دارم که علت اصلی آن همان عقده گشایی است0 سال 83 با مسئول شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر قم ، درباره بزهکاری و گرایش به مواد مخدر و علت آن بحث داشتیم. ایشان مشکلات خانوادگی را یکی از علل مهم آن عنوان کرد!؟
مردی که شانزده زن را در استان ... ربوده و سرانجام کشته بود و بدارآویخته شد؛ جوانی که در استان ... نه دختر را ربوده... و سرانجام کشته بود و اعدام شد؛ گوشه ای از این مقوله است که سال 76 آن را بطور مفصل نوشته ام قسمتی ازآن را که گفته یکی از روان شناسان است و در روزنامه تلاش مرداد 76 درج شده می آوریم:«... بیماران مبتلا به سادیسم [دیگرآزادی] غیر جنسی، چون خود شخصیتی خود و تحقیر شده دارند با دیدن افراد ضعیف و رنجور... بر انگیخته می شوند و خوی و برانگیزی شان آنان را به نابودی این چنین افراد ناتوان می کشاند این گونه افراد در حقیقت بطور ناخودآگاه از حقارت و امیال و اخورده و سرکوب شده خود نفرت دارند و نابودی ضعیف تر از خود را نوعی نشانه برتری جویی تلقی می کنند ادولف هیلتر مرد شماره یک حکومت نازیسم در آلمان از چنین عارضه ای رنج می برد ه او با به دست آوردن قدرت برتر سعی بر تسکین عقده حقارتی داشت که از دوران کودکی در وجود او بوجود آمده بود... ما در بررسی گفته ها و اعترافات خفاش شبهای تهران به نکته های روانشناسی جالبی رسیده اند... که با عارضه یاد شده روانی استالین مشابهت دارد ... بگفته روانشاسان معتبر جهان چنین افرادی وقتی با فرد مورد نظر برخورد می کنند با کلمات رعب انگیز سعی می کنند شکارخود را شکنجه دهند...، برخورد خفاش شب با یکی از زنان نجات یافته را در نظر می آوریم یکی از زنان می گوید: وقتی یکی دو ضربه به گلویم وارد کرد با حالتی خاص گفت: همین حالا جان تو در دست من است می خواهم بکشمت...».( از منبع مستند).
خفاش شب نام همان جوانی است که شبها دست به این گونه جنایات زده ، لذا نام او را خفاش شب می گذارند.
در مورد اثرات محبت باز چند خاطره شیرین را به طور اشاره عنوان می کنیم0 پیامبری(ع) یکی از فرزندان خود را که با برادرش به شدت درگیر بوده اند؛ به شهر دیگر می فرستد. بعد از چند سال این برادر قبل از حرکت و بازگشت به وطن برای برادر نامه کاملاً دوستان همراه هدیه ای می فرستد، برادری که خود را برای کشتن برادرآماده کر ده بود، قبل از حرکت هدیه و نامه برادر بدست او می رسید. این آمادگی به استقبال برادر تبدیل می شود!؟0 همکار خودم که روحانی است گفت: دوران جوانی که هنوز طلبه نشده بودم درکوچه ای چند سگ به طرفم حمله ور شدند، در همین حال دیدم سگی به سرعت جلوآن ها گرفت، متوجه شدم این سگ فلانی است که مدتی من آنجا به او نان داده ام!؟ خانمی که شوهرش پس از چند سال زمین گیر بودن می میرد خیلی گریه می کند، زنها می گویند: شما از دستش راحت شدید، دیگر گریه برای چیست؟ می گوید: دلم خواست همینطور جلوی رویم باشد و نگاهش کنم!؟ یکی از بستگان نزدیک که خانم او در حادثه رانندگی مرد، تا چند سال زن نگرفت و گفت: دیگر زن نمی گیرد. مرتب روی قبر خانم خود می رفت و بشدت گریه می کرد!؟. به مادرش گفته بود: وقتی از کار می آید شربتی مثل شربت همسرش برای او درست کند0!؟ البته این بهانه خود شربت نیست؛ بلکه بهانه این است که خانم را در این شربت به بیند!؟ ،کار این خانم انجام یکی از دستورات اسلام بوده که هر وقت شوهر ازکار می آمده به استقبال او می رفته و با شربت از شوهر تازه رسیده خود پذیرایی می کرده است!؟.و این است (مدارزندگی در نگاه دین) و نقش انجام دستورات اسلام درساماندهی و ایجاد صفا و صمیمیت در زندگی دنیا0
قدیم درگیری ، دادگاه کم تر بود چون میان منازل سوراخ داشت مرتب هر چه داشتند بهم دیگر می دانند باور کنید اگر همین هدیه دادن محبت کردن از زمان رشد کودکی تا هر وقت میان مردم یک شهر، میان چندین استان و بلکه همه کشورها رواج می داشت، اصلاً همه می شدند دوست ، علاوه بر این ها حتی بیماریها هم از بین می رفت واقعاً زندگی عاری از هر مشکل باز دارند ه و نا آرامی ها می شد.آنگاه این زندگی است که از یک سو ارزش های انسانی را همراه خواهد داشت و از سوی دیگر بهشت جاودان دنیا وآخرت هر دو را به ارمغان خواهد آورد.
چرا ما عالمان دینی مسائل را این گونه بررسی نمی کنیم تا شاهد سالی هزارها مورد طلاق ، پر شدن زندان ها، آدم کشی ها ، گرایش به مواد مخدر و حتی سیگار... نباشیم!؟، در سال 85 شاهد ده میلیون پرونده داد گاهی نباشیم شاهد این نباشیم که برای باز پروری معتادان ده اردوگاه درکشور هفتاد میلیونی باید ساخته شود؟! جلوگیری از قاچاق مواد مخدر و اعتیاد سالانه 450 میلیارد تومان به سرمایه کشور لتمه وارد می کند؛ در سال 82 دویست تن مواد مخدر کشف می شود، و در سال 84 سیصد تن، 50 هزار معتاد ولگرد ، سال 85 پنج میلیارد تومان برای درمان رایگان معتادان اختصاص یافت و نیروی انتظامی برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به ایران تاکنون سه هزار و پانصد شهید داده است و خلاصه گفته شد تمام بزهکاران از افرادی هستند که کمبود محبت داشته اند و بطور کلی چون این گونه روابط دوستانه کم رنگ و در موارد زیادی برداشته شده وخلاصه آن همه مشکلات زیان بار این خلأ را پر کرده است و.قتی دین مداری کناررود شیطان مداری جای گزین خواه شد واین وظیفه علمااست که قبل از هرچیز خلائهارا بوسیله دستورات اسلام پرکرده ودر واقع اسلام را واردمدارزندگی روزمره کنند وعلاج واقعه راقبل ازوقوع نمایند.