بخش پنجم : رسالت ما در نگاه اعزام مبلغ  ( از طرح تبلیغات حوزه علمیه)

مقدمه: من اين بحث بسيار مهم، عميق و وسيع رسالت را؛ بطور اجمال به اين نحو بيان ميدارم که در يک جامعه هر نهاد دولتي و غيردولتي، بطور رسمي و با هدف معيني به عنوان انجام وظيفه در جهت تأمين نيازهاي مشترک و عمومي فعاليت مي‌کنند. و هر فردي به طور طبيعي و ناخودآگاه در جهت تأمين نياز ديگران فعاليت دارد.، در واقع نيازهاي مادي جامعه بوسيله اين دو بخش تأمين مي‌گردد، مي‌ماند تأمين نيازهاي معنوي که شامل اعتقادات، عبادات، اخلاقيات مي‌شود يعني بطور در بست تأمين اين نياز معنوي متوجه حوزه ‌ها و علماست که وظيفه دارند در حد لازم نيازهاي روحي جامعه را تأمين ‌کنند. اين وظيفه از نظر سنگيني و بازدهي در سلامت جامعة اصلاً با آن همه وظايف قابل مقايسه نيست به دو طريق کلي که ذيلاً  از نظرتان خواهد گذشت.                           : (( از طرح جامع تبلیغات حوزه علمیه قم))

اول : سنگيني اين رسالت

نه تنها انسان ها بلکه همه موجودات زنده، درعالم خود حتي يک تکان هم نمي‌خورند مگرآنکه وراي آن عاملي بنام فکر، شعور... نهفته و نا پيدا وجود دارد، ما فقط حرکت را مي‌بينيم، در جهان کاری صورت نمي‌گيرد مگر آنکه محرک آن نيت، اراده و تصميم‌گيري بوده است. سنگيني اين رسالت از اينجا ضميمه مي‌شود که در ميان شش ميليارد جمعيت فعلي جهان حتي دو نفر  از نظر فکری يکسان نيستند. پيدايش آن همه مذاهب، مکاتب... ناشي از همين کنش ها و واکنشی های دروني (فکر) است. تمام معضلات پيچيده، رسومات و خرافات که اکثراً  وراثتي هستندو به نسلها بعدی منتقل مي‌گردد، همه ناشي از همين محرکات گوناگون... داخلي بشراست همه جنگ ها، خونريزيها، کشورگشايي‌ها... صرفاً از همين مقوله است و بس.

من در پي تحقيقاتم به اين نتيجه رسيده‌ام که وارد شدن در اطلاعات اعتقادي، اخلاقي در مقايسه بسيار پيچيده‌تر و حساس‌تر از عمل جراحي قلب و چشم است. يادم هست، آيت الله امام خميني(ره) در رابطه با مديريت رهبر معظم آيت الله خامنه‌اي دامت برکاته فرمودند: (يک سخنراني شما مي‌تواند جهاني را متحول کند). آمريکايي ها در اوج استقرار حکومت اسلامي و همزمان جنگ تحميلي گفته بودند هر تصميمي مي‌گيريم با يک سخنراني خميني همه خراب مي‌شود، در مورد ديگر به اين نتيجه قطعي‌اي رسيده‌ام که عدم موفقيت ما ناشي از همين مقوله است که از هر جهت براي در بر گرفتن اين بار و رسالت سنگين خود را آماده نکرده‌ايم، حضرت رسول(ص) با نامه که ماه‌ها طول کشید تا به مقصد برسد، نداشتن بلندگو، تلفن، چاپ و نشر... کامپيوتر و اينترنت، با وجود فقر و به تنهايي و مرتب درگير جنگ مهاجرت بودن، درمدت کوتاهي اسلام را درجهان توسعه و گسترش داد و نهادينه کرد، بتها را نابود کرد... چه بود؟! داشتن طرح، برنامه، مديريت،آگاهي هاي جامعه‌شناسي...، بود. ولي ما با اين همه امکانات تازه به جايي رسيده‌ايم که در قم که مرکز حوزه‌هاي علميه است ثابت شده از نظر طلاق و فساد حرف اول را مي‌زند و همه اينها برمي‌گردد به عمل که خلأ يک طرح جامع کار شناسی شده در جهت توسعه فرهنگي و تبليغات کارآمد است!؟: که بحث زياد است بماند.

مديريت و طرح تبليغي حضرت رسول(ص)

من خود درباره مديريت و طرح تبليغاتي پيامبر(ص) مطلب زياد دارم که بصورت ياد داشت باقي است و تنها به اعتراف دانشمندان اکتفا مي‌کنم که در ضمن نشان مي‌دهد حضرت رسول(ص) مدير بود نه اعجازگر معجزات او ربطي به مديريتش ندارد.درکتاب نداي اسلام، درعرب مي‌نويسد: «محمد(ص) داراي طمأنينه و وقار و خصايص بيشمار و مخالف با تمام خرافات بود...» اين راهنماي بزرگ در شبه جزيره العرب ظاهر شد و کتاب محکمي پيش روي بشر گذاشت که لياقت و قابليت رهبري را دار بود...، لارمارتين فرانسوي (1790-1869) در کتاب تاريخ تزکيه، مي‌نگارد:

 «هيچ يک از اولاد آدم مثل محمد(ص) در اندک مدتي نتوانسته است چنين انقلابي بزرگ در عالم ايجاد نمايد. اگر بزرگي هدف، کمي وسايل و عظمت نتيجه را براي يک نابغه بشري مقياس بگيريم، در تاريخ مانند محمد(ص) نمي‌توان پيدا کرد... محمد(ص) در ثلث ارض مسکون امپراتوري‌ها، ارتش‌ها، قوانين، خاندانها و توده‌هاي عظيم بشري را به حرکت درآورد. بيشتر و با عظمت‌تر از آن، عقل‌‌ها، فکرها، عقيده‌ها، و ارواح را به نهضت درآورد» ؟؟؟ در کتاب تمدن‌هاي شرق مي‌نويسد: «محمد(ص) وقتي شروع به دعوت نمود جوان بلندهمت و پاکدامني بود که براي شروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود، او خيلي بزرگتر و عالي‌تر از يک محيطي بود که در آن زندگي مي‌کرد. عرب در آن روز که اين مرد بزرگ، آنها را به سوي خداپرستي دعوت کرد، منجلاب بت‌پرستي غوطه‌ور بودند و در چنين هنگامي عزم کرد که آنها را به سوي خداپرستي دعوت کند. حالات اجتماعي و روحي قوم عرب نيز بي‌اندازه بود، هرج و مرج عجيبي در بين آنها وجود داشت. همديگر را مي‌کشتند و غارت را امري جايز مي‌دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوري که قومي بودند به تمام معني وحشي، بنابراين تصميم گرفت که در تحت لواي دعوت خود يک حکومت دموکراسي که ضامن وحدتشان باشد ايجاد نمايد، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همين ملت وحشي يک جامعه تربيت يافته بوجود آورد.» و دانشمند هندي «ث ل» مي‌گويد: «وقتي در امر محمد(ص) تأمل مي‌کنم که از عزم و اراده اين مرد بزرگ که در ميان يک ملت زمام گسيخته و بد اخلاق و بت‌پرست پرورش يافته، در شگفت مي‌مانم زيرا همه مي‌دانيم که او تنها و بدون با کمال مردانگي و بدون ترسي براي تغيير اوضاع آن محيط فاسد، قيام کرد و از کشته شدن نترسيد و به وعده‌اي که [از طرف بت‌پرستان] به او داده شد، اهميت نداد. ما مي‌خواهيم بدانيم اين نيروي عجيب را چه کسي به اين مرد عربي داده و آن قوه بيان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسيله‌اي توانست بردگان را از قيد غلامي آزاد کند و اين اتحاد بي‌مانند را ميان طبقات بزرگان و اشراف و توده، برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نمايد، در صورتي که ما هنوز در هندوستان براي دست ماليدن به بدن گاو، خونريزي مي‌کنيم و هنوز نتوانسته‌ايم ورود به بت‌خانه را براي هندوهاي برگشته از دين جايز بدانيم ... کشور هندوستان هنوز دچار شرابخواري و استعمال مسکرات است و اين بندهاي حکيمانه که از بزرگان هند به ما داده شده کوچکترين اثر در جلوگيري از استعمال الکل ندارد، در صورتي که مطابق گفته کتابهاي قديم محمد(ص) همين که شراب را حرام کرد پيروان و يارانش هر کجا ظرف خمر و شراب ديدند شکستند، و دور ريخته، مي‌خواهم بگويم، در محمد(ص) قوه رموزي بود که مانند ما نيستيم، تأثير داشت آيا قوه کجا بود. [در لقد خلقنا الانسان في احسن التقويم] که محمد(ص) توانست آن ملت زمام گسيخته را با هم متحد کند و ملت واحدي از آنها بوجود آورد و از توحش و ناداني آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروري و حکم‌فرمايي کند. آن روز بود که ملت عرب توانست حاکم بر مدنيت جهان شود و ابواب دانش را بر جهانيان باز کند و با همت او بود که زبان عرب زبان علم و ادب و راهنما و مربي بشر گرديد، و همان تربيت عربي اسلامي بود که در آسيا و اروپا يک اجتماعي تازه و يک مدنيست بي‌مانند ايجاد کرد و خدمت شاياني به انسانيت نمود.» منبع اصلي کتاب «محمد(ص) و ديگران» و «مناذره دکتر و پیر».

این را اضافه کنم مدریت امام خمینی(ره) درانقلاب اسلامی را که از اول تا زمان رحلتش رصد کرده و در( تاریخ سیاسی ایران وجهان) دارم. همه الگو گیری از مدیرت حضرت رسول(ص) وکلاً همه انیاء واولیاء(ع) است. که همین مطلت را در یکی از دفاتر یاد داشتی به گونه ای دیگر، توضیح داده ام. یعنی می شود حتی همه طلاب حوزه علمیه به این جا برسند چون معلوم شد مدیریت حضرت رسول(ص) معجزه نیوده  و نیست.

طرح سيره نبوي بايد ملاک باشد

اين اعتراف دانشمندان خارجي که خالي از هر تعصب مذهبی...، است نتيجه طرح و نقشه بسيار حساب شده و در واقع مديريت يک انسان دلسوز متفکر است. اصلاً مديريت آنگاه مديريت و کارآمد است که درست بر اساس يک طرح صورت گيرد. اصلاً همه انبياء و اولياء(ع) براساس طرح عمل مي‌کردند اما مثل ما که فراموش‌کاريم بايد طرح نوشته و کاملاً جوانب آن ديده شده باشد، مي‌خواهم بگويم يکي ازآقايان گفت: طرح شما طرح سنتي است قابل پياده شدن نيست!؟ در جواب مي‌گويم: طرح حضرت رسول(ص)... حسين (ع) هم سنتي بود طرح امام خمینی(ره) هم در انقلاب ايران سنتي و گرفته از سيره نبوي بود. ما نام طرح جامع تبليغات را مي‌گذاريم سيره نبوي انقلاب ايران را من در دفتري ياد داشت کردم به انقلاب پيامبر، علي، حسين، شباحت کامل دارد و لذا موفق و بادوام بود. طرح ما هم از سيره تبليغي و فرمول هاي ارشادي... قرآن و حديث گرفته شده است. لذا بايد همه کارها طبق طرح باشد.

دوم: وظيفه در سلامت جامعه‌کارساز تر است

اصلاً اين مقايسه درست نيست که گفته شود تأمين نيازهاي مادي بدون معنويت کارساز است ولي معنويت بدون تأمين نيازهاي مادي در اصل کارساز است که نمونه‌هاي بارز آن انبياء و اوليا(ع) و حتي بزرگان دين هستند. پيامبر تنها از راه اعتقاد و اخلاق جهان را متحول کرد نه از راه تأمين نياز مادي، اگر ما طبق يک طرح به اينجا برسيم که ذاتاً امکان دارد برسيم، مردم را همه آگاه کنيم اصلاً ديگر دادگاه زندان، تخلفات رشوه، غش در معاملات بي‌عدالتي معنا نخواهد داشت؛ يکي از بزرگان، مدعي است اگر همه آگاه شوند اصلاً ظلم و عدالتي مفهوم ندارد اگر همه  خمینی و مطهري بودند، در ميان مردم عام همه مثل ... بودند اصلاً تبليغ لازم نبود همه مي‌شدند مبلغ شهيد رجايي (رئيس جمهوري) روحاني نبود ولي خود روحاني و مبلغ بود، در يکي از شهرهاي ايران در سال فقط يک مورد درگيري خانوادگي به دادگاه مراجعه داشته است.

اين تجربه خود من است علاوه بر عدم کيفيت لازم در منبر... ها اصلاً بدون طرح عمل کردن وضع را بد ترکرده است مانند مواد اوليه  خوب يک فرش که آن فرش بي‌نقشه بافته شود به درد نمی خورد!؟