فصل دوم : وظايف واحد اعزام

                     «فرم و شکل اصلي اعزام مبلغ   ( از طرح اعزام مبلغ در حوزه)     

يکي از نتايج شورايي شدن اعزام اين است که هر نوعی ازکارها مربوط به يکي از اعضاي هيئت مديره و به عنوان سرگروه عمل کند و از سوي ديگر نمايندگان طلاب هر شهرستان عملاً با اين گروه ها همکاري فیزیکی داشته و اطلاعات لازم را به اين گروه ها منتقل کنند. اين طورکه طلاب از همین قم به طورکامل تقسيم ‌بندي و مستقيماً به آن محلي اعزام مي‌شوند که آخرين تقسیم است تا جلو بسياري از دو باره‌کاري ها، اتلاف وقت در رفت و برگشت گرفته شود. ولی بر عکس، این کار صورت نمی گیرد، تا در جایی که باید آخرین تقسیم صورت بگیرد!؟که چند اشکال اساسي این گونه، پيش مي‌آيد.

1):کمبود وقت :چون وقت کم است بدون ملاحظات لازم طلاب اعزام مي‌شوند طلبه بجايي اعزام شده که اصلاً متناسب با آنجا نيست که يک نمونه آن را ماه مبارک 83 شاهد بودم با زن و بچه آمدند فريدن اصفهان چون براي آنها با زن و بچه جا نبود برگشتند!؟.

2) نامه گرفتن: وقتي (مثلاً) از اصفهان نامه گرفته و به شهرستاني مي‌روند، اصلاً در نامه‌ها چيزي نيست که آن جا از سطح علمي و... طلبه حکايت کند. همين طور بدو ن ملاحظه مي‌فرستند يعني از سازمان ها بقدري در تقسیم عجله مي‌کنند که اصلاً مجال غذا خوردن هم به طلبه نمي‌دهند. وارد سازمان تبليغات اهواز شدم، فوراً مرا بجايي فرستادند بدون اينکه بگويند چه!؟ يک سال هم خرم‌آباد شب بود که وارد شديم همان شب بدون نان وآب فوراً ما را تقسيم کردند، عده‌اي بوديم که به بروجرد فرستاده شديم مدتي گشتيم تا سازمان را پيدا کرديم بعد ازآن چون جا نداشتند ما رابه علي‌گودرز فرستادند آنجا گفتند ما در خواست نداشته‌ايم ولي بدون درخواست ما را بين روستا ها تقسيم کردند روستايي که من بودم اصلاً نخواستند و در نهايت به روستاي ديگر رفتم لذا درخواست هر شهر بايد مستقلاً به حوزه علميه قم داده شود و مشخص کنند چه نوع طلبه‌اي لازم دارند و از قم نامه مستقيم به همان شهر باشد که سازمان، طبق نامه طلاب را تقسيم کند.

3):حضور نمايندگان طلاب: من مدتي است در اين مورد دقت دارم در صورتي که آشنايي از طلاب دارم، از يک سو و از سوي ديگر می دانم، تقسيم کار خيلي از مشکلات يک مدير را حل و از تداخل کاري، جداً جلوگيري مي‌کند. لذا چرا در کل مديران حوزه و در جز مديران اعزام مبلغ، از وجود و اطلاعات نمايندگان طلاب استفاده نمي‌کنند؟. بنا بر این بهترين راه اين است که در تقسيم ‌بندي و رعايت مناسبات بدانیم چه طلبه‌اي را کجا بفرستيم و اينکه در وقت اعزام بر همه مسايل احاطه داشته باشيم و طبق يک آئين‌نامه بايد در وقت اعزام نمايندگان طلاب حضور فيزيکي داشته باشند.

4):اعزام طبق امتياز باشد: امتياز گویای میزان عملکرد فرد در همه مسايلي است. که در تبليغ کردن دخالت دارد. ممکن است کسي از نظر علمي زياد بالا نباشد اما از نظر اطلاعات عمومي، تجربه... واقعاً عملکرد او نشان ‌دهد در تبليغ موفق بوده و مردم از او راضي بوده‌اند و آن مردم چه کساني هستند؟ دانشگاهي، سپاه، ارتش، اداري، عموم مردم... بوده‌ اند. حالا هم بدون اينکه طلبه براي خود تعيين تکليف کند، بايد جايي اعزام شود که واقعاً به درد آنجا مي‌خورد، محل خودمان بود طلبه ای که براي آنجا فرستاده بودند در سطح معلومات محل نبود.خود طلبه در حالي که معلوم به شدت نگران است،به من گفت: من نمي‌دانستم آگاهي مردم در اين سطح است!؟. اين رعايت نکردن تناسبات، زيان هاي زيادي دارد که مجال بيان آن نيست!؟.

5):مزان بودن طلبه در محل: دو جوراست. يکي اينکه در ماه محرم يا ماه مبارک رمضان باشد، مشکلي ندارد ولي اينکه چند سال پي در پي همان محل برود خيلي مهم است اين تجربه خود من است طلبه بار اول تازه با مردم و رسومات ... آشنا مي‌شود، سال دوم تازه مي‌داند مشکلات مردم چيست و چه کار بايد کرد.و سال سوم وقت بهره‌برداري است. به نظر من اگر بخواهيم واقعاً تبليغ بازده لازم را داشته باشد حد اقل طلبه سه سال بايد (نه دلخواه) به همان محل برود، و در يک صورت بايد سال دوم آنجا نرود که مردم از او راضي نباشند و امتياز و کارايي در حد قابل قبول نبوده است. و از همين جا بايد دانست اين طلبه براي چه جاهايي خوب است. حال اگر مشاهده کارايي طلبه ازآن محل زياد است باز هم بايد سه سال پي در پي برود تا واقعاً آنجا را آباد و آماده کند براي طلاب پايين‌تر و سر سال سوم او را جايي بفرستيم که مناسب با نوع عملکرد اوست. ولی تا زمانی که ما تبلیغ می رفتیم از این روش خبری نبود وخیلی ها خودشان جا را انتخاب می کردند، و یا تقریباً همین طوری برای جایی فرستاده می شدند!؟

6):اعزام محترمانه: يادم هست حدود ده سال پيش به اسدآباد همدان اعزام شديم، امام جمعه محترم و فهميده‌اي داشت، در ضمن صحبت هايي که داشت گفت: من دوست ندارم طلبه ساکش را در دست گرفته و کنار خيابان منتظر ماشين باشد. بايد طلبه در نظر مردم محترم باشد تا مردم هم براي اين لباس احترام قايل شوند، ايشان از اسدآباد ماشين فرستاده بود ما را محترمانه آنجا بردند و در بازگشت همين کار را کرد. لذا بايد طوري برنامه‌ريزي و هماهنگ کرد که طلبه از قم با ماشين خود آن شهر در محل حاضر شوند، زمان اعزام مبلغ وقتي مردم طلاب در ترمينال ها... مي ‌بينند بعضي بي‌احترامي کرده و مي‌گويند طلبه‌ها راه افتاده اند براي اينکه  جيبشان را پر کنند؟! البته این زیاد مهم نیست بلکه مهم همان طرح امام جمعه است که من در مدت تبلیغ فقط همین یک مورد را دیدم که یادش به خیر؛ چقدر طلبه را در نگاه عموم محترم نشان می داد. ولی خود اعزام مبلغ  رضایت بخش نیود.

7):اعزام نبايد اختياري باشد:‌ مسأله مهم اعزام امريست که در دست مديريت بايد باشد مصلحتي را بايد مسئولين اعزام بدانند و بر همان اساس طلاب را الزاماً بکارگيرند. اينکه طلبه اگر مايل بود تبليغ برود يا نرود، هر جا خواست برود، صد در صد خلاف است و دلايل زيادي براي خلاف بودن آن خواهد بود چون طلبه مصلحت شخصي خود را در نظر مي‌گيرد نه مصلحت کلي تبليغ را، لذا بايد الزاماً تبليغ برود، در صورت خلاف،  بار اول بايد از امتياز او کم شود، بار دوم تهديد شود که از شهريه او کم خواهد شد و بار سوم از شهريه او کم شود، باز هم اگر اعتنا نکرد و هيچ عذر قابل قبولي ندارد بايد تهديد به اخراج شود، اگر فايده نداشت يک سال او را بطوري موقت اخراج کنند اگر فايده نداشت او را اخراج کنند، اين کار که قهراً به هر جا انعکاس خواهد يافت، هر طلبه مبتدي با توجه به آن آمده است و چون شرايط آيين نامه را مي‌داند از همين حالا خود را براي آن روزآماده مي‌کند، بي‌قيد و بي‌بند و بار در حوزه ‌هاي فعلي به صورت يک فرهنگ و جو حاکم درآمده است، مي‌گويد من اگر جاي خوبي پيدا شد مي‌روم! ديگري مي‌گويد چند سال فلان جا رفتم ناراضي برگشتم امسال تصميم دارم نروم... اصلاً يک نوع خود مختاري در لباس پوشيدن از لباس خارج شدن...، تبليغ رفتن يا نرفتن... وجود دارد و همين باعث شده طلاب بي‌سواد باشند!؟.