فصل دوم: وظايف رابط در محل تبليغ (( از طرح تبیلغات حوزه)
رابط اگر حقوق بگير باشد ولو در ايام تبليغ، شرعاً لازم است وباید در امور محوله اصلاً کوتاهي نکند و اگر رايگان است باز به همين طريق یعنی انجام وظیفه واجب است و کساني فکر ميکنند حالا که کاريست داوطلب اشکال ندارد کوتاهي کنند يا وسط کار رها کند در حالي که عهد بسته درست مانند روزه مستحبي است که اگر نذر کردي واجب ميشود کاري را تا انسان قبلو نکرده مستحب است که قبلو بکند يا نکند ولي اگر قبول کرد تا جايي را که واقعاً مي تواند و عذري عقلايي پيش نيامده واجب است ادامه دهد کسي که رابط معين ميکند از همان اول بايد او را توجيه کند که بعداً نگويد ندانستم چون تا آگاه نشود حق ما بر او واقع نميشود؛ همانطور که تا بنده آگاه نشود خدا حق ندارد از او تکليف بخواهد. که هم در خود قرآن و هم در رویات لحاظ شده است.
1):اطلاعرساني: من خودم هر جا ميرفتم با وجود اينکه تا حدودي ميتوانم اطلاعات لازم را بدست بياورم ولي باز هم متوجه ميشدم پس از مدتي که گذشته بقول معروف سر بي صاحب ترا شنيدهام .ميگويند کشيشهاي مسيحي بقدري برزيدهاند که در مدت کوتاهي اصطلاحات را بدست آورده و با زبان اصلاحاتي خود مردم صحبت ميکنند درآيه4،سوره ابراهیم، آمده: «وما ارسلنا رسلنها الا بلسان فدمه». اين خيلي مهم است که مبلغ باید به همه اصطلاحات وارد باشد چون اگر آدم آگاه نباشد تا آن روز آخر هم نميداند چه کار ميکند. پس يک رابط اهل محل که اينها را ميداند واقعاً بايد نام آن گذاشت «معين» طلاب و همان تأثير را خواهد داشت چون عدم اطلاع لازم گاهي درگيري بين مردم، ميان مردم و طلبه و شنيدم موردي بوده که طلبه را بيرون کردهاند ما به همان اندازه که به مجهز کردن يک طلبه اهميت ميدهيم بايد به رابط اهميت بدهيم. اصلاً رابط يک طلبه معين است. حضرت موسی(ع) هم در کار تبليغي خود برادرش را به عنوان معين (وزير معاون) برگزيده بود طلبه خوب است برای خود معاوني داشته باشد.
2):همکاري با طلبه: اين کار از همه وظايف رابط مهم تر است چون يک طلبه فعال در همه زمينه ها، علاوه بر اين که نياز به يک سري اطلاعات از محل دارد، نياز به کمک و راهنما هم دارد و آن کمکی معلوم باشد. خودم بارها با اين مشکل روبرو بودم و هر چه ميگفتم: يکي گفت کار دارم... و خلاصه به يک ديگر حواله من دادنند، هر چه ميگفتم فلاني گفتنه فایده نداشت.تا يک روز که يکي از آنها را فرستاده بودم نامهاي را مردم امضا کنند.يکي کشيدهاي به او زده بود!؟ او اصلاً به من نگفت!؟. تا يکسال بعد کسي برايم گفت: این آقای باشخصیت که دو تا برادر بودند مانند دودست بر توان در کارهای عمرانی فرهنگی من نقش داشتند در حدی که اگر اين دو برادر نميبودندمن در خدمت به مردم قطعاً موفق نميشدم؟! من تقاضا دارم مسئولين به تعيين اين رابط که خوب است سه نفر باشند خيلي اهميت بدهند. وکوتاهی نکنند.
3):پر کردن پرسشنامه: من سال 71 که در سقز کردستان، هفت دوره هشت دوره ، براي نيروي انتظامي درباره اخلاق و مديريت کلاس داشتم اينها فرمي داشتندکه نيروهاي کلاس بايد بر داشت خود را نسبت به میزان کارايي من، درآن بياورند؛ به اين شکل و بيان عالي، برخورد متوسط، اطلاعات خوب...، خلاصه همه جنبههاي مثبت و منفي را در آن مورد اشاره قرار داده بودند وقتي آن را به من دادند کاملاً نقطه ضعفهاي خود را يافتم و فوراً به تقويت آنها مبادرت کردم. از تهران که بازرس آمده بود کلاسهاي مرا در کل منطقه در حد درجه اول ديده بودند و همه محصلين کاملاً راضي بودند بطوري که خودم تعجب کردم.
بايد عرض کنم اگر واقعاً ميخواهيم طلبه خود جوش شده و حتي نياز به امتحان و مدرک گرايي نباشد، طلبه به قول مردم پر کار... باشد، اين روش اصلاً ضرورت دارد وقتي طلبه مشاهده کند اين طور مورد توجه است و بعد هم به امتيازات او اضافه ميشود، ميکوشد از نظر علم منبر خوب، اخلاق نيک خود را بسازد. مشکل ما اين است که فکر ميکنيم همين خوب و مورد پسند همه است اگر اين کار بطور رسمي اعمال شود اصلاً ما ديگر طلبه بيسواد، ناکارآمد، نخواهم داشت اگر واقعاً هدف از امتحانات حوزه کارآمدي... طلبه است اين بهترين راه آن است. برای خدمت به مردم. نه مواردی که برای مردم به گونه ای مزاحم تلقی می شوند ویا بهره ای نمی برند!؟
خود طلاب باید اقدام کنند
من اين کار را مصداق عملي حديث و شعري ميدانم، در حديث آمده . «المؤمن مرات المؤمن». و مضمون حديثی این است. « اگر عيب کسي را که غافل است نگويم به او خيانت کردهايم»> و شاعر ميگويد:«از صحبت دوستي برانجم، که افعال بدم حسن نمايد، عيبم هنر و کمال بيند، خارم گل و ياسمن نمايد، کو دشمن شوخ چشم بي باک تا عيب مرا به من نمايد». اين حقيقتي است که علاوه بر احاديث از نظر آيات قرآن، از منظر دانش روانشناسي و انسانشناسي مورد تأييد است.
چون انسان موجودي است خود دوست، خود را خيلي دوست دارد، فطرتاً زيباست و از هر نا زيبائي تنفر دارد نميخواهد بد معرفي شود لذا کارهاي بد را هم توجيه ميکند ؛ بد خود را نا دیده مي گیرد!؟ و لذا غافل ميماند در حدي که حتي نياز به هل دادن دارند و تنها يادآوري آنها را از خواب غفلت بيدار نميکند!؟ خوب است طلاب در اين گونه نيازها خود را مصداق حديث قرار دهند که به آن محاسبه نفس گفته ميشود. من خودم خيلي دوست دارم از آنچه غافلم کسي درست آگاهم کند تنها حرف يک آقاي دلسوز سرنوشتم را عوض کرد و در سن سی سالگی کمر طلبه شدن را محگم بستم وتا این جا آمده ام. و حرف يکي از طلبه هايم مرا بعد از40 سال غفلت زبان بار، بيدار و ازآن رنجها یی نجاتم داد؟!
روش کار و روابط
رابط وقتی فرم امتیازات را تهیه میکند بايد آن را فقط به افراد آگاه ، بدون غرض... بدهد پر کنند و آن را به طلبه هم نشان بدهد ولي آن را در اختيار عموم و هر کس قرار ندهد و بعد آن را به مسؤل محل اعزام و تقسيم طلاب بدهد که او هم وظيفه دارد نتيجه کلي امتيازات همه طلاب را به مرکز دفتر تبليغات بدهند، اميدوارم روزي اين آرزوي من تحقق پيدا کرده باشد.
تدوين دستورات و رابط
اين اصلاً لازم است و تنها گفتن نه الزام آور است و نه به ياد ميماند کليه وظايف رابط چه طلبه باشد يا نباشد چه بايد بکند همه کاملاً نوشته شده و به صورت کتابي به همه رابطين داده شود و طبق آن دستورات از او انجام وظيفه بخواهند همينطور روش اجرايي کليات تبليغ نوشته شده و در اختيار طلاب قرار گيرد، هم بداند چه کنند و هم اينکه ما موارد را عملاً از او بخواهيم، اين کارطلبه راکاملاً منضبط ميکند و خودش در نتيجه از آن راضي خواهد شد چون ثمره آن در رضايت مردم است، علاقه مردم به او زیاد میشود، طلبه هم امتيازات خود مشاهده کرده و از نظر روحي احساس نشاط... به او دست ميدهد، براي رابط هم اين گونه خواهد بود چون رابطين هم بايد طبق امتيازشان حق الزحمه آنها اضافه شود، لوح تقدير داده شود...
تعداد و وظيفه رابطين بعد از تبليغ
به خاطر جهات زيادي خوب است در هر روستا و محل سه نفر رابط باشد. سال جاري (83) وقت اعزام آيت الله مکارم ناصر شيرازي سفارش کرده بود: طلاب کاري کنند که بعد از خودشان کارهاي فرهنگي ادامه داشته باشد. که من در نظر گرفتم، بايد يک کانون فرهنگي در همه جا تأسيس شود اين کار رابط را شايد نتواند بکند، در واقع رابطين بايد هم نماينده طلبه باشند و بعد از تبليغ کاملاً بکارهاي فرهنگي ادامه دهند و هم اينکه رابطين اطلاعات را کاملاً طبقه بندي کنند آنچه را لازم است با خود طلبه، مواردي محل تقسيم طلاب فوراً بدهد و مواردي هم يک ماه قبل از اعزام عمومي بدهد و هم اينکه راهنماي طلاب سيار و طلاب طرح حجرت باشد و همان وظايف محوله را نيز اينجاها هم کماکان انجام دهد، وجود فعال اين رابطين اصلاً مثل آن است که اوصافي هميشه در منطقه روستاها هست و اين در همه شئون فردي و اجتماعي، اخلاقيات، مردم تأثير خواهد داشت، زمينه را براي دعوت از طلبه گرم نگاه ميدارد به خصوص اگر اين کارهاي فرهنگي... بگونهاي باشد که نتايج آنها در امور روزمره مردم ظاهر شود. همان فريدن مسئول دفتر امام جمعه گفت: طلبه را اصلاً نگاه داشته بودند و با پول خود برايش ماشين خريده بودند اين طلبه خود را در حل مشکلات عمراني بهداشتي، نشان داده بود، اينها کار هم براي مردم لذت آور و بر جاذبه و هم آنها را از درد و رنج... مشکلات... روزمره نجات ميدهد اصلاً جان ميدهند و شنيدم مردم زن و مرد براي طلبه گريه کردهاند چرا ميخواهد برود و مورد ديگر در وقت رفتن ماشين او را نقل باران و اسفند دود ميکردهاند؟! بايد دلها تسخير کرد. نه...!؟