باز بگونه دیگر چه بايد کرد؟ ( از طرح تبلیغات حوزه علمیه)
اگر از همين امروز شروع بشود که همه روستاها صاحب خانه روحاني شوند، چند سال زمان ميبرد، در اين مدت چه بايد کرد که تا حد اقل طلاب با خيال راحت تبليغ کنند؟!
1) مدیریت امامجمعه:در حال حاضر سال (83)، ائمه جمعه هستندکه در مواردي طلاب را بين روستاها تقسيم ميکنند، نيز سازمان تبليغات و هنوز رابط در روستاها معين نشده و اگر روز ی بشود، باز هم بايد مسؤولين تقسيم نهايي دخالت عملي اشته باشند، هر جا که خانه معين نيست، يک ماه قبل از اعزام معين کنند، خانهاي را دربست يا اگر نشد خانهاي که عائله کمتر دارد و تقريباً در سنين مبلغ هستند و زن جوان و يا دختر بزرگ درخانه ندارند ولو کرايه دادهاند، اين قبيل چا ها را، اول مورد توجه قرار دهند. چون چنین اقدامی شدنی است و اگرکوتاهی شود این جاست که شدیداً مقصریم وامروز یا فردا باید جواب گو باشیم!؟
2) معاش روحانی... :هزينه اين مدت طلبه و لوازم از مردم و مستقل باشد، با خودش پخت و پز کند هر غذايي که ميل دارد و به او سازگاراست درست کند يا کسي اين کار را بکند، اصلاً روحاني منتظر نباشد کسي دعوت کند و هر جا صلاح نيست به بهانهاي نرود. موردی بوده میز بان از همه اوضا ع عکس گرفته بعد معلوم شده میز بان از ... بوده و ميخواسته با نشان دادن اين عکس ها خود را ، با روحاني بودن، جا بزند و حتي زير اين پوشش اهداف خود را دنبال کند!؟، ده ها از اين نمونه ها حاصل خلأ خانه روحاني بوده!؟ لذا به خاطر جهات زیادی، روحاني باید مستقل باشد.
3) روحانی مسقل باشد: اگر روحانی نا چار در منزل کسی است. برای مراجعه مردم به روحانی، درخود مسجد وقتي را قرار دهند هرکس هر کاري ويا مسألهاي دارد آنجا مراجعه کنند. ونیز کساني که طلاب را تقسيم ميکنند، اگر نشد، روحاني مستقل باشد سفارش کنند. بگويند هر کس دعوت ميکند افطاري و سحري هر دو باشد، خود روحاني کاري کند که صاحب خانه احساس کند ايشان نيز اهل خانه، روحاني را از خود بدانند، دستش به جيب آشنا باشد، منتظر نباشد حتي چاي بريزند و به او بدهند اصلاً خيلي کارها را انجام دهد؛ اهل خانه را برادر، خواهر، پدر... صدا کند، به آنها احترام کند، خيلي خشک و خيلي هرزه نباشد در پايان به بهانه اي به اهل خانه عيدي هديه بدهد.. در جزئيات زندگي روزمره آنها راهنمايي کند روزآخر در جمع ازآنها تعريف وتشکر کند، وقتي به منزل برگشت براي آن خانواده هديه بدهد. در سال بعد اگر ميداند آنجا ميرود، براي آنها سوغات ببرد، با بيان لطيفه هاي اسلامي آنها را سرگرم کند اگر واقعاً همه طلاب اينطور عمل کنند اصلاً هر کس پيشنهاد ميکند روحاني منزل او باشد. دیده ام که می گویم.
از جمله یک مورد درچهار محال وبختیاری، مردم در وقت باز گشت طلبه به شدت گریه وسفاش می کنند با هم بهآن برگردد!؟.و نیز در بهبهان خود طلبه گفت: وقت بازگشت خانم ها برای من اسفند دود می کردن وماشین مارا در حال حرکت نقل باران کرند، وسفاش کردند باز هم بر گردم. ومورد دیگر در فریدن اصفهان که طبه را برای همیشه نگه داشته وحتی ماشین وخانه در اختیار او قرار می دهند که برای همیشه بماند!؟ به هر صورت اینها برای هر انسانی پیام دارد وچه قدر با ارزش.ولی با هزار بار خرما گفتن دهان هر گز شیرین نمی شود!؟
فصل سوم: وظايف مردم و ديگر عوامل محل
مقدمه و تذکر: اينطور نيست که تنها دفتر تبليغات، ائمه جمعه وديگر عوامل خارج از محل را موظف بدانيم و اهل محل و ديگر عوامل محل صرفاً مصرف کننده باشند بلکه به خاطر جهات زيادي بايد عموم مردم و ديگر عوامل خاص رسماً در کاردخالت عملي داشته و اصلاً خود مردم و ديگر عوامل داخلي را باروشی دوستانه و با لطافت به مسئوليت هايي وادار وتشویق کنيم يکي از چيزهايي که در هرکس اهل خانه، اعضاي ادارات... ايجاد عشق و انگيزه نموده و افراد را کاملاً دلخوش و پويا مينمايد، اين است که هرکس را مسئول کاري قرار بدهيم. چون انسان فطرتا مسؤلیت پذیر است.لذا به آن کاری که تمايل داشته و متناسب با وضع عمومي و علاقه شخصی اوست، گمارده شود، بهترین راه موفقیت در هر نوع کار و مدیریتی است که ماند ندارد.
مردم و ديگر عوامل بطور خاص
من در طرح توسعه فرهنگي براي هر امام جمعه نسبت به منطقه خودش که در محرم 82، آن را در روستاي بزميه فريدون شهر اصفهان نوشتم، زياد روي اين امر تأکيد شده که امام جمعه بايد طبق يک برنامهريزي سرکشي به همه روستاها را در دستور کار خود داشته باشد. علاوه بر اينکه بايد مشکلات مردم را بررسي و اقدام کند، بايد در طي يک سخنراني و حتي انتشار جزوه، مردم را نسبت به حيات معنوي که به آگاهي هاي تبليغي نياز ضروري دارد، آگاه کند يک نگرش مثبت همراه با انگيزه نيست دعوت از روحاني رادر مردم بوجود بياورد. سال 69 که ماه مبارک روستاي چهارمله ايوان غرب بودم، شب هاي احيا سه نفر بزرگسال و بقيه بچه بودند،. چون پول نگرفتم و فقط صاحبخانه بود که خواست پول بدهد. دفتر تبليغات گفتند: چرا ؟!من علت را که بيان کردم آقاي کشاورز (مرحوم) بود، گفت: از بيلياقتي امام جمعه است، واقعاً مردم مقصر نيستند. اين دفتر تبليغات است که بايد رسماً از ائمه جمعه يا سازمان تبليغات جداً بخواهند طبق برنامه بروند مردم را نسبت دعوت از روحاني آگاه کنند، اگر حرفي در اين باره دارند گوش دهند من چون اطلاع دارم، به خدا سوگند ياد ميکنم اگر مردم را آگاه کنم در باره نقش روحانيت در زندگي، مقام روحانيت اهميت و نقش ارزشها در زندگي روز مره بوسيله سخنراني، انتشار جزوه آنها را آگاه کنيم اصلاً خودشان ميآيند از قم طلبه ميبرند، تجربه دارم و بدون دليل نميگويم. خطاب به مردم هم بگويم فردا اين عذرها را نميپذيرند که ندانستم. چون حديث داريم دانش را در همين هم که باشد بايد طلب کنيد پرسيدن مسايل شرعي، در حد وجوب نماز... واجب است.
در مورد عواملی مثل شوراها، باشد کانون فرنگي و بسيج، ادارات و حتي مدارس به نوعي در دعوت و ساير کارها بايد انجام وظيفه کنند، مردم را به وقتش آماده کنند دعوت کنند وقتي طلبه آمده از او ستفاده کنند، طلبه ميخواهد روستاي اطراف برود طبق برنامه وسيله نقليه در اختيار او قرار دهند معلمين بچه ها را درنماز جماعت شرکت دهند از روحاني بخواهند حد اقل در صبحگاه دو دقيقه نه بيشتر درباره يک حديث... يک مسأله درسي، رفتار... صحبت کند، ادارات کلاس بگذارند به نوعي ديگر در کار دخيل باشند. سال 73، که اسدآباد همدان بوديم فرماندار شهر در جلسه توجهي طلاب حضور داشت و صحبت کرده و در پايان به همه طلاب يک هديه و تقديرنامه داد. واقعاً آن سال خيلي جالب وآموزنده بود و همه این هااز وجود امام جمعه فعال و دلسوزآنجا بود که خودشان ماشين فرستاده بودند از قم طلبهها را آوردند منطقه.صد آفرین بر این گونه افراد لایق و شایسته.