يک خاطره تاريخي (از طرح تبلیغات حوزه)
ابن عبّاد وقتي وارد اصفهان شد همه کفش هايي به پا داشتند که نام علي(ع) کف آنها نقش شده بود ايشان احاديثي که مربوط به کارهاي روزمره خوردن، خوابيدن...را تشريح ميکند ولي نام از علي(ع) نميبرد مردم از بش خوششان ميآيد و احساس ميکنند گمشدهاي را پيدا کرده و از ابن عباد ميخواهند نام صاحب اين مطالب را بگويد و او هنگامي ميگويد که ديگر کاملاً انتظار به اوج خود رسيده است آنگاه ميگويد تمام آنچه گفتم کلام کسي است که شما نامش نه کفشهاي ؟؟؟ و همين شد که تمام کفش ها را دور ريختند. اصلاً اسلام را بايد اينطور معرفي کنيم که براي روح، جسم،جان، خوردن، خوابيدن، ...، مابا انجام چه دستوراتي زندگي که ا زيبا، شيرين... ودوست داشتنی ميشود؟ اگر بتوانيم مزه اسلام را در اين امور عملاً به مردم بچشانيم ديگر راه بهشت و گريز از جهنم را خود بهتر پیدا و به از آن عمل خواهند کرد چون وقتي ديدند دين اسلام دين زندگي هم هست و زندگي دنيا با کمک دستورات اسلام زيبا، شيرين ميشود.مردم ميگويند: خوب پس اسلام هرچه براي آخرت هم ميگويد درست است. ولي ما برعکس فقط از بهشت، جهنم، اخلاق، ايمان حرف ميزنيم که همه معقول و نا پيداست. وهمه برای خوب زندگی کردنی اسیت که رنگ الهی به خود گرفته وهمین رنگ الهی بر خواسته از عمل به دستورات اسلام بهترین وسیله سعادت دنیا وآخرت می باشد.
جواب طلاب و مسئولين اعزام
گفتيم طلاب اينها را هم بايد آموزش و دوره ببينند و هم اينکه وقت اعزام اين دستورالعمل ها را در اختيارآنها قرار دهيم. حال قرار داديم چگونه بدانيم که چه کرده اند؟ در جواب بايد گفت: مشکل ما در تبليغ همين است که روش و طرحي براي کشف و سنجش استعداد ها، عملکرد ها... نداريم. براي اين امر چند راه وجود دارد.
1) اهمیت رابط:از همه مهم تر وجود رابطِ نماينده دفتر تبليغات،و امام جمعه... در همه روستاها، محله ها می باشد که اين رابطین باید درآن فرم مخصوص نوع و ميزان و عملکرد به صورت( عالي، خوب و وسط)، پر ميکنند.باشد که به مرکز اعزام مبلغ برسد. اهمیت رابطین و بیان امتیازات به جهت تقید و توجه عملی طلاب به تلیغ ایده آل و شایسته حوزه علمیه می باشد و بس.
2) دفتر امتیاز:گزارش گاهي که امام جمعه ميدهد در دفترچه امتيازات طلبه درج ميشود. این از اهمیت بیشتری بر خورده است که ائمه جمعه هم عملکرد طلاب را رصد می کند که تقید طلبه را محکم و پایدار تر می کند.
3) نتیجه بیلان کار:که خود طلبه بايد کتباً بدهد، چون ميداند رابطه هم ثبت کرده عين واقع را به دفتر تبليغات ميدهد. اين جاست که طلبه پس از نوشيدن داروي تلخ تازه متوجه ميشود اين نوع محدوديت و احرمها، چگونه او را مجبور کرده با همه وجود تلاش کند و بجايي برسد که واقعاً وجود خود را در ميان مردم مفيد ميبيند وقتي نگاه به توجه مردم... ميکند لذت ميبرد... آيا اين محدوديت ها بهتر است يا آزادي که طلبه هر کاري ميخواست بکند، نخواست نکند و روزي هم که خود را در جذب مردم ناتوان ميبيند فرياد بزند مردم فرايند. خودم د همين سال جاري (83) براي کاري به روستاي ديگر رفته بودم روحاني آنها اين حديث را تشريح ميکرد که زماني بيابد که مردم هما نطور که گوسفند از گرگ فرار ميکنند، از روحاني فرار کنند.
درست هم بود من در همان روستايي که بودم و روستاي ديگر که گاهي ميرفتم، اين طور بود ولي نبايد بيانصافي کرد، فرار مردم از ناحيه خود ماست. به دو جهت يکي عمل نکردن ما به سؤالات اسلام و دوم نارسا بودن تبليغ، منبر، برخورد و... ما هم مدرک زياد دارم و هم حرف به اندازه وچند کتاب و انگيزه من از نوشتن اين طرح همين دو اصل است.