رعايت عدالت در حوزه (از طرح تبلیغات حوزه علمیه)
در حال حاضر طلبه هست که اجاره منزل را ندارد بدهد، خودم ديدم طلبه مرکز مديريت براي پول آمده بود که بدهد تلفن او را وصل کنند نا اميد برگشت!؟ طلالی هم ماشين، موبايل دارند. و به هر علت جاهايي تبليغ ميرود که بيشترين پول را به او ميدهند آنگاه خود ما بالاي منبر داد ميزنيم اي بابا عدالت اجتماعي پس چه شد؟، چرا دولت به وضع مردم نميرسد يکي چند ماشين و کارخانه دارد يکي هم پول ندارد بچه بيمارش را دکتر ببر!؟ درحالي که در حوزه علميه بدتر از آن را داريم. طلبه در يک اطاق اجارهاي، صاحب خانه گفته: اگر نميتواني اجاره بدهيد بيرون شو!؟
اگر اينطور باشد که هر چه هست فقط خود دفتر تبليغات بدهد هزاران مشکل حل ميشود از جمله اينکه طلبه طبق امتيازش بايد تأمين شود و ديگر اينکه نماينده طلاب طبق يک بررسي اعلام وضعيت کند فلان طلبه نياز ندارد، خوب اين طلبه را بايد توجيه کرد شما براي نياز ضروی يا جمع کردن و تجملات اگر دفتر تبليغات همان را که به شما ميدهد به آن طلبه هم که در اجاره خانه مانده بدهد اين بيعدالتي است.خلاصه اين قبيل طلبهها که نياز کمتري دارند به آنها کمتر داده شود بلکه با وجود جو حاکم خود ساخته قديم تقسيم شهريه اين طور بوده که هر طلبهاي به اندازه خرجش خواسته و حتي برداشته نه بيشتر ولي حالا چه؟ لذا همه چيز افت کرده کار مشکل است و روزي اين طور بوده ما با دست خود آن را خراب و به صورت يک فرهنگ حاکم بی اساس درآورده ايم!؟ .
اين يک معضل است ولي قابل اصلاح. از يک سو توجيه طلاب و از سوي ديگر استفاده از يک نوع محدوديت ها و اعمال فشار به وسيله طرح. من باب نمونه هر طلبهاي که از نظر تقوا، صداقت، و... امتياز بالايي دارد، بدون دغدغه تبليغ ميرود و هر چه در دفتر تبليغات به او دادند راضي است، طلبه نمونه معرفي و مزايايي شامل او ميشود. طلبههايي که از فعالیت جهت امتياز پايين دارند حق مزايا ندارند... خيلي کار ميشود کرد ولي هم زمان ميبرد و هم اينکه بايد طبق يک طرح کار شناسی شده عمل کرد نه صرف گفتن و برگزاري گفتمانها.. امروز براي حل مشکلات گفتمان هاي با هزينه مد شده و هيچ نتيجهاي هم ندارند و لذا هر روز رسم آن را عوض ميکنند که جذب کنند ولي چه؟ در همين سال جاري در گفتمان مهدويت شرکت کردم از40هزار طلبه حدود سي نفر و از جمعيت قم هم حدود 40 نفر بود و در همايش اعزام طلاب در ماه مبارک بيش از سيصد نفر طلبه نبود.
3)آيا مردم بايد جوابگو باشند؟: به فرض اينکه بشود مانند حضرت رسول(ص) براي جلوگيري از گرسنگي، سنگي به شکم بست، مانند علي(ع) با نان جو زندگي کرد... مانند سيد جمال الدين اسدآبادي اصلاً فکر آن نبود و زن نگرفت، به آن کار مهم دست زد، آيا وجود اين حال مردم بايد براي ياد گرفتن دستورات اسلام و اصول اعتقادي پول بدهند؟! اصلاً دليل و سند عقلي و نقلي به لزوم و بايد آن وجود دارد؟ البته دلايل زيادي هست که به کسي هديه بدهيد، بخشش کنيد... ولي اين دليل جزآن نيست که بگوييم ما با کار تبليغي حقي داریم که اگر انجام ندهند بيانصافي است من ميخواهم عرض کنم ، اگر حتي يک ريال ندهند بيانصافي هم نيست چرا اگر بدهند و طلبه هم واقعاً درس بخواند اطلاعرساني کند اين خدمت به اسلام و يک کار پسنديده و صرفاً مستحب است و مستحب است مردم بخاطر اسلام به طلبه کمک کنند آن هم در صورتي که اين جو حاکم زيان بار نباشد و در چنين شرايطي اصلاً مستحب است ندهند و به علما بگويند وظيفه داريد ما را ارشاد کنيد ما دليل زياد داريم که ارشاد ما پرشما ها واجب است ولي دليلي با صراحت بر استحباب آن نداريم دلايل اين است که عرض ميکنم و از شما در مقابل جواب ميخواهم.
الف) شما خليفه خدا...: بنا براین باید درحد اعلا و رسمي آن و محدوده تخصصي خود که خداوند عالم، در يک جا ميفرمايد:«اني جاعل في الارض خليفه». بقره آيه 30: و درجاي ديگر که وظيفه شما را برما در خلافت خدا متمايز ميکند اينکه آيه است که ميفرمايد:«يا داود انا جعلنا خليفه في الارض فاحکم بين الناس بالحق».سوره ص آیه 26: شما وارث اينها هستيد و اين خطاب به داود عين خطاب به همه شماست آيا دليلي داريد که شامل تک تک شما نميشود؟!
ب) شما وارث: وراثت ارشادی ازطرف انبیاء و اولياء(ع) حتمی است که در حديث آمده: «العلماء ورثت الانبياء». مگر همه اينها نفرمودند: اي مردم ما مزد رسالت از شما نميخواهيم و چندين بار آن را تکرر کردند پس شما بر فرض که مانند پيامبران ندار باشيد چه دليلي داريد که اگر فلان روستا پول نميدهند آنجا نرويد وجايي برويد که پول بيشتري ميدهند؟!.
ج) میساق با خد:ا در ازل با خداميثاق بستهايد که به ارشاد مردم مبادرت ورزيده،لباس و عمامه شما گواهي است که به قول معروف بخاطر لباس پيامبر به او چيزي نگفتم خداوند درباره رسالت پيامبران ميفرمايد: «و منک و من نوح و ابراهيم و موسي و عيسي ابن مريم واخذنا منهم ميثاقاً غليظاً».احزاب آيه 7: در صورتي که اين ميثاق اصلاً ميثاق مربوط به رسالت است نه اخلاقيات شما ميتوانيد بگويد ما بدون اينکه مردم پول بدهند وظيفه ارشاد از ما سلب است اگر سلب نيست پس براي منبر... شرح معين کردن براي چيست چه توجيه عقلي، نقلي، عرفي... دارد؟.
د) در خواست پول: خدا گفته از مردم درخواست پول نکنيد همان خدايي که شما از طرف او مأمور به پيامرساني هستيد او شما را مأمور کرده او وظيفه دارد بندگانش را آگاه کند تا پس از آگاهي بر گردن آنها حق پيدا کند، تازه وقتي شما ما را آگاه کرديد خدا بر ما حق پيدا ميکند نه شما و حق خدا هم انجام دستورات اسلام است نه پول دادن ما آن هم به شما چون خود خدا ميگويد:«قل ما اسئلکم من اجري». فرقان 57:
ه) انجام وظیفه: اصلاً شما بايد در پي ارشاد ما باشيد و مانند سيد جمال الدين اسدآبادي باید گل همه محروميت ها بخود بماليد و ازاين شهر به آن شهر و از آن کشور به اين کشور و آن قدر باشي و به بيداري مردم مبادرت کرده و مانند شمع بسوزي تا سرانجام شربت شهادت را بنوشید. آيا شما اين حديث را قبول داريد که ميفرمايد: «ما اخذ الله علي اهل الجهل ان يتعلموا حتي اخذ علي اهل العلم ان يعلموا». نهج البلاغه، 1294، خ 470) در اصول کافي ج1، کتاب الحجه، ص 237جهت اين حديث را اين طور، روشن ميکند که بنده بر خدا حق دارد که او را آگاه کند و در خود قرآن است تا خدا آگاه نکند عذاب نميکند، چون حق خدا بر بنده بعد از آن آگاه نمودن بلند، تعليق ميگيرد ودر حدیث است وقتي خداوند بنده را آگاه کرد خدا بر بندگان حق پيدا ميکند که او را ياري کند يعني فرمان او را ببرد.
سياست مسؤلين چه ميگويد؟
آيا پاسخي براي مطالب فوق دارند؟ اگر دارند چيست طبق چه آيه، حديث، شواهد و سيره تاريخي؟! اگر جواب ندارند چرا برعکس شرايطي را بوجود آوردهاند که اگر طلبهاي بطور داوطلبانه و خودرو، خواست پول نگيرد در بازگشت بايد محاکمه شود سال 82، مصاحبه اي را از راديو معارف ميشنيدم که طلبه از دفتر تبليغات شکايت داشت گفت: مرا سرزنش کردهاند چرا در ... کلاس مدارس دولتی رفتهايد؟ اينها هزينه براي ما در نظر نگرفتهاند!؟، چون در ...، سياه... اين کار را کردهاند!؟ من خودم بارها به نوعی مورد محاکمه واقع شدم چرا پول نگرفتهام!؟ دليلشان اين بود وقت شما نگرفتيد، بعد مردم به نفر بعدی، پول نداده اند عادت ميکنند و ديگر طلبه آنجا نميرود، طلبه مجانی ميخواهند ما هم نداريم و اگر پول نباشد طلبه نميرود!؟ در برابرآن همه دليل، تنها دليل آقايان اين است اگر پول نگیریم پس چه کار کنيم؟.
آثار و تبعات وضع نگران کننده فعلي!؟
اصولاً شناخت خوب از بد، حق از باطل... به خصوص در این مواقع و اشخاص، مشکل و کار هر کس نيست. ولي هم انسان ميتواند از راه تجربه بدست آورد و هم حديث در اين باره زياد است در يکجا علامات آدم هست و ستمگر را بر ميشمرد در جاي ديگر ميگويد اگر ميخواهید خوب و بدي افراد را بدانيد و ببينيد چه نوع افرادي اطراف و دوست او هستند. و حديث ديگر در باره نتيجه اعمال پسنديده افراد ميگويد مغرور نماز و روزه آنها نباشيد ببينيد در صداقت و امانتداري در چه وضعي است. در باره اينکه گفته ميشود همين تبليغ پولي چه مشکلاتی را بوجود آورده است و شناخته هاي به طور تصاعدي، من غيرمستقيم، بسيار پيچيده و از معضل معضلتر تا کجا رفته است!؟ بايد به آثار آن توجه کرد و آنگاه آن آثار را با يک آثار فرضي کاملاً بي توقعي از مردم، مقايسه کرد. من ميتوانم يک کتاب مستقل در مورد اين قضيه نوشته و از نظر جامعه شناسي، روانشناسي ...آن را کاملاً تجزيه و تحليل و مقايسه کنم .ولي در حد اجمال و بيشتر آنچه را خودم ديده ام يا شنيدهام اکتفا ميکنم.
1)هدف ما از..: هدف ما هدايت مردم و از بين بردن فساد است ولي آيا با 40 هزار طلبه به حد نسبي آن رسيدهايم و آيا مردم از ما حرفشنو هستند؟ خير، به دليل اينکه حتي بصورت ضربالمثل درآمده اول محرم ميگويند: آخوند ها راه افتادهاند براي جيب پر کردن، اگر امام حسين(ع) کشته نشده بود آخوندها چه ميکردند؟ و خودمان در بازگشت از تبليغ ميگوييم امسال کجا بوديد؟ اسلام (يعني پول) قوي بود؟ نه آدم بايد جايي برود که...!؟ ما هم زندگي داريم مثل طلبهاي که سال جاري با مسئول دفتر امام جمعه بحث داشتد. گفت: بايد جايي باشد که پول بدهند پس من می خواهم از مردم پول نگیرم چه کنم؟! آيا با اين ذهن هاي دو طرف ديگر هدفي و هدايتي و رفع مفسده از جامعه باقي ميماند؟ چون من برای پول آمده ام!؟ همان طور که قبلاً از کلام شهید مرتضی مطهری خواندیم( نبلغ سکل کاسبی به خود گرفته)
2)چند نمونه از ذهنيات:سال 74، که در منطقه بهبهان، روستاي محمودآباد بودم آخرماه مبارک تازه متوجه شدم چرا اين روستا حدود چهار سال اصلاً درخواست روحاني نکردهاند و حالا هم که کردهاند يکي را مخصوص فرستاده و سفارش کردهاند که يک طلبه بياوريد که مشکل ايجاد نکند. يکي از آقايان گفت: چند سال پيش طلبه که از بهبهان آمده بود روز آخر گفت: اين پول کم است!؟ مردم هم ندادند و کار به اينجا کشيد که بعضي گفتند: هر کس روحاني آورده خودش بدهد، که حتی نزديک بود بين خودمان درگيري بوجود آيد!؟. حدوداً قبل از پيروزي انقلاب در منطقه سميرم اصفهان بود در روستايي ميگذشتم بچهاي که همراه مادرش بود، گفت: آخوند گدايي ميکني؟ هنوز طلبه نشده بودم مسجد سليمان سيدي بعد از اتمام منبر شروع کرد به اينکه. مردم عيال دارم... کمک کنيد!؟، سال 83 بود يک روحاني که اصفهان داشتم سخنراني ميکردم آخوندي خيلي با جبروت وارد شد فکر کرد فلاني که منتظرش بودي هست، ولي ديدم مردم توجهي به او نکردند و بعد از من آمد منبر را گرفت و شروع کرد به درخواست کمک از مردم وگفت: من فلانم...: سال 83 در روز شهادت امام رضا(ع) اشعاري درباره امام حسين (ع) بود توزيع ميکردم در صحن کوچک حرم حضرت معصومه دست گذاشتم روي شانه آقايي که قدري عقب تر بيايند که بشود حرف زد و جزوه به او بدهم ديدم اعتنا نکرد، ولي من منتظر ايستادم، ديدم زيرچشمي نگاهي کرد و آهسته دست را بطرف جيب برد و قدري پول درآورد و به من دراز کرد!؟ واقعاً صحنه عجيبي بود!؟ من تحمل کرده و با چهره باز گفتم: من پول نخواستم و به تعداد جزوه که به او دادم ديدم يکبار دگرگون شد و خيلي متوضعانه دستي به شانه ام گذاشت تبسمي کرد، که آن هم تلخي را از وجودم خارج کرد.
به قولي ميگویند): مشت نمونه خوار است) اين ذهنيت حتي در بچه ها هم، چگونه حتي به آنها منتقل ميشود خدا ميداند آيا با اين وصف ميتوان نام تبليغات ما را فرهنگ سازي گذاشت؟! پس چرا در خود قم سطح طلاق و فساد بالا است که هر ده خانه يک خانه روحاني است چون اينجا بيشتر از اسراسر علما باخبرند ما آمديم ، از طرف خدا مأمور شديم، لباس سربازي امام زمان(ع) را پوشيدیم در اين عصر تهاجم فرهنگي، مسايل پيچيده اخلاقي، معاشرتهاي قابل آلوده شدن است!؟ هدف ما این است که در اين عصر تهاجم فرهنگی، اول ذهن مردم را متوجه اسلام... کنم، بعد در اين ابعاد فرهنگ سازي کرده و به آنها جهت داده و نگرشهاي آنها را، نگرشي کاملاً سالم کنيم، ولی برعکس فکرآنها را حتي نسبت به اسلام خراب کرديم!؟، زياد ميگويند: وقتي روحاني اينطور پول دوست باشد ديگر خدا به داد ما برسد، فلاني که روحاني نيست ربا ميخورد تقصير ندارد!؟ اينکه روحاني سرش در قرآن و کتاب است اين طور است ديگر ميخواهي مثلاَ اين آقا ربا نخورد؟!
چه بايد کرد و چگونه؟ (( از طرح تبلیغات حوزه))