چهارم: خلأ مطبوعات در نگاه نسل جوان

کتاب به چند جهت حتي مؤثرتر از بيان سخنراني‌هاي حتي در حد ايده‌آل‌ترين آن است چون کاملاً و مستندتر بودن، اين در اختيار هر کس مي‌تواند قرار گيرد و هر از گاهي که وقت دارد در منزل و هر جاي ديگر با کتاب گفتگو کرده ودر عمق مطالب پيش رفته و مطلب موردنياز را برگيرد ، تکراري کمتر در مطبوعات ديده مي‌شود فرد‌آن مطلبي را که به آن نياز دارد و ديگر لازم نيست وقت خود را صرف مطلبي کند که فعلاً به آن نياز دارد ، مطبوعات و نکات کتاب چيزي است که هم بيشتر در ذهن مي‌ماند و هم اينکه چون مانند سخنراني نيست هر وقت لازم باشد به همان مطلب مراجعه مي‌کند کتاب چيزي است که انسان تنها به آن خلوت مي‌کند و مشکلات گوش دادن به سخنراني را ندارد شايد به همين جهات باشد که از يک سو خداوند تنها به مطبوعات سوگند ياد کرد و مي‌فرمايد:(ن و القلم و ما يسطرون) و در حديث آمده: «مداد العلما افضل من دماء الشهدا. قلم دانشمندان (در اثر گذاري) با ارزش و مهم‌تر است».

مطبوعات ايران به طور کلي مشکل سطحي، پراکندگي، تکراري دارد و از همه بدتر کتاب‌ها روزآمد و حول مشکلات مبتلا به مردم و به خصوص نسل جوان نيست؛ به همين جهت بود که کلياتي در مورد اصلاح مطبوعات دارم ولي وقت نگارش طرح آن را تاکنون نداشته‌ام. چون طرح‌ هاي ديگر در پيش مي‌آيد مانند ارسال 16 طرح در تاريخ1387 براي وزارت کشور که درخواست کرده بودند. در مورد نسل جوان ياد داشت زدم که در اين مورد کتابي نوشته شود که حل اقل جوانان از نظر روحي و رواني... خود را بشناسد که متأسفانه نه دراين مورد کتاب کم است بلکه نيست، من که نديدم حداقل در مورد تهاجم فرهنگي، افشاگري عليه آن و اينکه چه بايد کرد حتي در روزنامه‌ها چيزي نديدم صرف‌نظر از وضع عمومي مطبوعات حوزوي به گونه‌اي هستند که کمتر جواني به سراغ آنها مي‌رود از يک سو تکراري، سطحي بودن، به سبک حوزوي بودن و اينکه از همه بدتر است مرتب درباره اخلاقيات، جنهم و بهشت توضيح مي‌دهد!؟ بگونه‌اي که هيچ مشکل مبتلا به اين کار در پيش رو کسي نيست که در گذشته گفته شد مردم را مي‌توان از ايران به دين آشنا کرد که دين عملاً وارد زندگي روزمره مردم شود و درمورد چگونه زیستن بشر را راهنمايي کند تا متوجه شود اسلام يعني اينکه مي‌بينم وقتي دستورات آن را در زندگي بکار مي‌گيرد واقعاً هم راحت است هم با مشکلي روبرو نمي‌شود. که امروز شاهد زیان های جبران ناپذیر آن هستیم ؛حتی در کشور صد در صد اسلامی ایران!؟ تا  چه رسد بشر که طبق آیه اول سوره ابراهیم ما مسؤل هدایت بشریم، نه تنها چهار دیواری ایران.

در مجلس شوراي اسلامي بود که يکي از دانشمندان که در بحث مخالف و موافق با روحاني درگير نقادي داشتند گفت: کتاب ‌هاي شما چرا تيتراژش از پانصد بالا نمي‌رود؟! و متأسفانه جوانان نتنهاا کتابهاي حوزوي بلکه ساير کتابهاي ايران در درجه بعدي گرايش به کتاب ‌هاي درسي و غير درسي خارجي قرار مي‌دهند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي مي‌فرمايند: «عدم گسترش در نشر و تبليغ، يکي ديگر از نارسايي‌هاي حوزه است. امواج فرهنگي وارد جمله کتاب و روزنامه و مجله، به قدر کافي از حوزه منتشر نمي شود..، اما امر باز اين گونه نيست. امروز حوزه علميه از زمان خودش خيلي عقب است... يکي از اعلام حوزه ... چند سال قبل از اين، سفري به انگلستان کرده بودند و در آنجا کتابخانه‌اي را ديده بودند. به من فرمودند: «يک طبقه از اين کتابخانه، کتاب‌هاي اخلاقي بود که فرهنگي‌ها در چند سال اخير نوشته‌اند.» در اين چند سال، حوزه علميه قم، چند کتاب اخلاقي بيرون داده است؟ يک هزار آن، يک ده هزارم آن، و به گمانم هنوز هم کمتر از اين مقدار باشد اين تازه اخلاق است و مي‌دانيد غرب با اخلاق خيلي سر آشتي ندارد...».[1] . منشور ولایت ص 15و19، سخنرانی برای طلاب آذر 1374

انتظار مردم  در نگاه مطبوعات

زمان شاه و سايه شوم استعمارآمريکا در ايران را، به خوبي ياد دارم. علاوه بر اينکه مطبوعات کاملاً کنترل شده بود. کمتر روحاني بود که ساواک از او تعهد نگرفته باشد؛ در منبر چيزي سياسي... نگويد، اگرمي‌گفت: در مقابل؛ ساواک بود، شکنجه، زندان...!؟ سربازي براي خودم گفت: يک شب نگهبان بودم صداي شکنجه شده ‌ها هنوز در گوشم شنيده مي‌شود و بدنم مي‌لرزد!؟ رساله آيت الله امام خميني را ازکسی، مي‌گرفتند ديگر کار تمام بود!؟. ولي حالا چه؟ که علاوه برآزادي مطلق حتي اينترنت (که زمان شاه نبود)، امکانات ديگر فناوري دراشکال گوناگون روزنامه، مجله، پيامک تلفن همراه، فاکس و دورنگار... از هر طريق مي‌شد حتي استعمارگران از صحنه خارج کنند از يک سو جوانان را چنان با مطبوعات جذب کنند که کتاب خارجي  مفت هم باشد به آن نگاه نکنند!؟ آنهم با وجود منابع اسلامي که با خاطرات و واقعيت‌هاي انساني ربط دارد در مقايسه با فراورده ‌هاي بي‌محتواي بيگانگان اصلاً خود جوانان را بر عليه آنان بشورانيم و از سوي ديگر چنان ماهيت امت اسلامي را به صورت مستند و تحليلي روشن کنيم که همانند جريان گرگ و ميش و مارگزيده ‌ها باشد که از استعمار گران فرار کنند. ولی بر عکس ما با همه وجود لمس مي‌کنيم بقدري ماهيت زشت غرب و کلاً دشمنان حتي براي برخي از حوزوي ‌ها پوشیده شتده است که رام شگرد و طرفندهاي آنها مي‌شوند!؟.

و از هم مهم‌تراگر ما به آنها اشکال مي‌کرديم و از روش تهاجم غافل‌گيرانه استفاده مي‌کرديم تا آنها جواب‌گو باشند، در حدی که آنها اصلاً براي اشکال به مقدسات اسلام وقت پيدا نکنند. وبا این حال چرا ما منتظر باشيم تا آنها اشکال کنند؟! که متأسفانه این خلأ ما باعث شده تاکنون شايد بيش از ده هزار اشکال به مقدسات اسلام شده ولي من نه در سخنراني‌ها و نه در مطبوعات نديدم جوابي بازدارنده داده شده باشند!؟ يا حد اقل واکنش جدي بازدارنده صورت بگيرد. در حوزه علميه عده‌اي به طور کلي سکوت مي‌کنند، برخي در سخنراني‌ محکوم کرده و درد دل مي‌کنند که بدتر آنها را دلخوش مي‌کند واقعاً ضربه خوبي زده‌اند؟! برخي بيانيه صادر مي‌کنند اين هم نه مشترک بلکه هر کس جدا و مطابق ديده نظر خودش که گاهي با هم تفاوت دارند و بگونه‌اي هستند که برخي، نکات دشمن را  متوجه مي‌کند که چه کار بکنند يا نکنند. یعنی به نفع دشمن!؟

قبلاً گفته شد در همين باره، تاکنون چندين نامه و حتي طرح پيشنهادي داده‌ام چرا همه بزرگان حوزه يک جا گرد نمي‌آيند تا جهان متوجه شود اسلام بي‌صاحب نيست، قطعنامه مشترک صادر و در سطح اصول بين‌المللي آن را پيگيري و کار گروه سياري در مورد آن معين و به کشورهاي مورد هدف اعزام کننده. الله اگر يک چنين حرکتي شروع شود قطعاً جلو را خواهد گرفت.

خلاصه مردم همين‌ها را؛ مانند دو دو تا چهار تا مي‌دانند که روحانيت در اين رابطه چه کارها مي تواند و بايد کارهاي انجام دهد که لا اقل جوانان معتاد الان در زندان و يا در گوشه خيابان نباشند!؟ دختر ها از شوهر معتاد طلاق نگيرند!؟ و جلو چشمش والدین تا وقت مردن نباشند ویا به فساد... مبتلا نشوند!؟ که خیلی طلا ق گرفته ها شده اند!؟ اي کاش شما هم مثل ما مشکلات مردم را در اين گونه فقر فرهنگي و تبعات آن مي‌ديديد و لمس مي‌کرديد تا بدانيد، عالمان ديني چه کارهايي مي‌بايست مي‌کردند ولي نکرده‌اند که باز هم به سراغ نظر حضرت آيت الله العظمي مقام معظم رهبري خامنه‌اي دامت برکته مي‌رويم تا چه مي‌فرمايند.

«... من در سال 1370 که همين جلسه را با شما [طلاب...] داشتم، مطرح کردم که بعضي از آقايان اعلام که براي کاري به خارج از کشور تشريف مي‌برند، وقتي برمي‌گردند مي‌گويند: «دانشجويان آنجا را ديدم که چقدر به روحاني احتياج داشتند، چرا کسي را به آنجا نمي فرستيد؟»... امروز از همه جا ي دنيا درخواست فراوان است. اين نارسايي‌ها وجود دارد، و نمي‌شود آنها را منکر شد. اين موارد حاکي از عيوبي در درون کالبد عظيم اين حوزه با عظمت است... اين نارسايي‌هايي است که وجود دارد. اين نارسايي‌ها حاکي از وجود علت‌هايي در داخل است که بايستي بگرديم، آنها را پيدا کنيم...»[2]

در واقع حوزه‌هاي علميه هم از نظر کمي و هم از نظر کيفي مشکل دارد، که در گذشته گفته شد همه دهه اول حکومت اسلامي  ازخارج زياد درخواست روحاني شد ولي حوزه از هر نظر (کمي و کيفي) آمادگي آن را نداشت، علت‌هاي داخلي به هر دوي کمي و کيفي برمي‌گردد که متأسفانه هنوز هم باقي است و ناخرسندي مردم منتظر، براي افزوده شده و برعکس سال به سال در داخل دعوت از طلبه کمتر و کم‌رنگ‌تر مي‌شود!؟ البته اقداماتي جديد صورت گرفته و دنبال مي‌شود و به جهت جو حاکم روي همان روال سابق است و حوزه نياز به دگرگوني بنيادي نياز دارد که در يک نامه براي مراجع و مديران حوزه گفتم: حوزه نياز به يک انقلابي داردکه تخريب کند و از نو بسازد و ترميم گذشته ‌ها کار را بجايي نمي‌رساند مانند تعمير ديوار شکسته مي‌ماند و اين نتيجه سي سال مطالعه کارشناسي ماست و يک کتاب مستقل توضيح آن؟! که به ماند.



[1] . منشور ولايت ، ص 15 و 19 سخنراني براي طلاب، آذر 1374.

[2] . همان منشور ولايت ، ص 19-20.